Forwarded from گفتوشنود
محکومیت آرمان میثاقیان، شهروند بهایی، به دو سال حبس و محرومیتهای اجتماعی
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، آرمان میثاقیان، شهروند بهایی ساکن تهران را به تحمل دو سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادره توسط این شعبه دادگاه انقلاب، آقای میثاقیان از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «توهین به رهبری» به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده است. دادگاه همچنین به عنوان مجازاتهای تکمیلی، این شهروند بهایی را به مدت دو سال از رانندگی، امضای اسناد تجاری و عضویت در گروهها و احزاب محروم کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع یا سندی درباره مصادیق اتهامات مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام حبس و مجازاتهای تکمیلی علیه شهروندانی نظیر آرمان میثاقیان، استمرار رویکرد امنیتی و سرکوبگرانه نهادهای قضایی جمهوری اسلامی علیه جامعه بهاییان است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات ساختگی امنیتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی و اقتصادی، فعالیتهای عادی و زندگی روزمره اقلیتهای مذهبی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ روندی که نشاندهنده نقض آشکار و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#آرمان_میثاقیان #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، آرمان میثاقیان، شهروند بهایی ساکن تهران را به تحمل دو سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادره توسط این شعبه دادگاه انقلاب، آقای میثاقیان از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «توهین به رهبری» به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده است. دادگاه همچنین به عنوان مجازاتهای تکمیلی، این شهروند بهایی را به مدت دو سال از رانندگی، امضای اسناد تجاری و عضویت در گروهها و احزاب محروم کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع یا سندی درباره مصادیق اتهامات مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام حبس و مجازاتهای تکمیلی علیه شهروندانی نظیر آرمان میثاقیان، استمرار رویکرد امنیتی و سرکوبگرانه نهادهای قضایی جمهوری اسلامی علیه جامعه بهاییان است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات ساختگی امنیتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی و اقتصادی، فعالیتهای عادی و زندگی روزمره اقلیتهای مذهبی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ روندی که نشاندهنده نقض آشکار و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#آرمان_میثاقیان #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊5
Forwarded from گفتوشنود
چرا هنوز در بند داستانهای دینی هستیم؟
پرسش هراری
یووال نوح هراری مثالی مشهور دارد: اگر به یک میمون بگویید «این موز را به من بده، بعد از مرگت باغی بیپایان از موز خواهی داشت»، او حتی لحظهای به این وعده اعتنا نمیکند. چون تنها آنچه پیش رویش است را میفهمد. اما انسان موجودی استثنایی است؛ ما توانایی بینظیری در باور به داستانهای جمعی داریم. همین ویژگی باعث شده است که در طول تاریخ، به روایتهایی دل ببندیم که اغلب واقعیتی بیرونی ندارند، اما زندگی ما را شکل دادهاند.
دین از برجستهترین این روایتهاست. پرسشهای بزرگ انسان از منشأ جهان و معنای رنج گرفته تا سرنوشت پس از مرگ همواره ذهن بشر را مشغول کردهاند. دینها برای این پرسشها پاسخهایی ساده، روشن و داستانوار عرضه کردهاند. همین سادگی، آرامش میآورد، امید میبخشد و زندگی را معنادار میسازد. دین همچنین توانسته است میلیونها نفر را متحد کند، به جوامع هویت ببخشد و بنیانهای اخلاقی و قانونی را تقویت کند.
اما روی دیگر سکه را نباید نادیده گرفت. زمانی که این داستانها به «حقیقت مطلق» بدل میشوند، راه پرسشگری بسته میشود. تاریخ مملو از نمونههایی است که ایمان بیچونوچرا به روایتهای مقدس، سرچشمهی جنگهای خونین، تعصب کور، نفرت از دیگری و مقاومت در برابر علم و آزادی بوده است. قدرت داستان، اگر بیمهار شود، میتواند از معنا و همبستگی، به ابزار سرکوب و خشونت تبدیل گردد.
امروز پرسش هراری همچنان بهجا است: چرا هنوز در بند این داستانها ماندهایم؟ آیا وعدهی بهشتی در دوردست، ما را از ساختن جهانی بهتر و انسانیتر در همینجا و همین امروز باز نمیدارد؟ فراموش نکنیم که حکومتهای توتالیتر مذهبی نیز از همین روایتها برای تحکیم قدرت خود بهره میبرند؛ با وعدهی پاداش اخروی و تهدید مجازات الهی، اطاعت میخواهند و اعتراض را گناه مینامند.
شاید زمان آن رسیده باشد که ارزش «موزی که در دست داریم» را دریابیم: توانایی اندیشیدن، عشق ورزیدن و ساختن آیندهای واقعی. آیندهای که به جای دل بستن به داستانهای دینی، بر شجاعت رویارویی با حقیقت استوار باشد.
#تفکر_نقاد #هراری #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پرسش هراری
یووال نوح هراری مثالی مشهور دارد: اگر به یک میمون بگویید «این موز را به من بده، بعد از مرگت باغی بیپایان از موز خواهی داشت»، او حتی لحظهای به این وعده اعتنا نمیکند. چون تنها آنچه پیش رویش است را میفهمد. اما انسان موجودی استثنایی است؛ ما توانایی بینظیری در باور به داستانهای جمعی داریم. همین ویژگی باعث شده است که در طول تاریخ، به روایتهایی دل ببندیم که اغلب واقعیتی بیرونی ندارند، اما زندگی ما را شکل دادهاند.
دین از برجستهترین این روایتهاست. پرسشهای بزرگ انسان از منشأ جهان و معنای رنج گرفته تا سرنوشت پس از مرگ همواره ذهن بشر را مشغول کردهاند. دینها برای این پرسشها پاسخهایی ساده، روشن و داستانوار عرضه کردهاند. همین سادگی، آرامش میآورد، امید میبخشد و زندگی را معنادار میسازد. دین همچنین توانسته است میلیونها نفر را متحد کند، به جوامع هویت ببخشد و بنیانهای اخلاقی و قانونی را تقویت کند.
اما روی دیگر سکه را نباید نادیده گرفت. زمانی که این داستانها به «حقیقت مطلق» بدل میشوند، راه پرسشگری بسته میشود. تاریخ مملو از نمونههایی است که ایمان بیچونوچرا به روایتهای مقدس، سرچشمهی جنگهای خونین، تعصب کور، نفرت از دیگری و مقاومت در برابر علم و آزادی بوده است. قدرت داستان، اگر بیمهار شود، میتواند از معنا و همبستگی، به ابزار سرکوب و خشونت تبدیل گردد.
امروز پرسش هراری همچنان بهجا است: چرا هنوز در بند این داستانها ماندهایم؟ آیا وعدهی بهشتی در دوردست، ما را از ساختن جهانی بهتر و انسانیتر در همینجا و همین امروز باز نمیدارد؟ فراموش نکنیم که حکومتهای توتالیتر مذهبی نیز از همین روایتها برای تحکیم قدرت خود بهره میبرند؛ با وعدهی پاداش اخروی و تهدید مجازات الهی، اطاعت میخواهند و اعتراض را گناه مینامند.
شاید زمان آن رسیده باشد که ارزش «موزی که در دست داریم» را دریابیم: توانایی اندیشیدن، عشق ورزیدن و ساختن آیندهای واقعی. آیندهای که به جای دل بستن به داستانهای دینی، بر شجاعت رویارویی با حقیقت استوار باشد.
#تفکر_نقاد #هراری #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤17👌6👍1
Forwarded from گفتوشنود
تصویر افراط در آینه ذهن؛
سوگیری «در دسترس بودن» و هراس از دیگری
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
فریب حافظه
چرا آنچه بیشتر میبینیم را حقیقت مطلق میپنداریم؟
سوگیری شناختی «میانبر ذهنی در دسترس بودن» (Availability Heuristic) زمانی رخ میدهد که مغز ما برای قضاوت درباره احتمال یک رخداد یا ویژگی، به جای محاسبه دقیق آماری، به سادهترین راه متوسل میشود: هر نمونهای که سریعتر و راحتتر به خاطر بیاید! اگر رسانهها، شایعات یا تبلیغات مکرر، مدام چهرهای خشن، تهدیدآمیز یا منفی از یک گروه خاص (قبیله، مذهب، یا اقلیت) را به نمایش بکشند، مغز ما آن تصویر را به عنوان «واقعیت غالب» فرض میکند. این خطای ذهنی باعث میشود که فراوانی یک پدیده را صرفا بر اساس شدت بازتاب رسانهای یا در دسترس بودن خاطرات تلخ در ذهنمان بسنجیم.
کارخانه مرعوبسازی
سوخت رسانهای برای دیگریستیزی
این سوگیری شناختی، ابزار اصلی مبلغان فرقهگرایی و نارواداری برای ایجاد ترس و نفرت است. وقتی اخبار، فیلمها یا تریبونها مدام بر استثنائات منفی یک گروه «دیگر» تمرکز کنند، سوگیری در دسترس بودن باعث میشود که مخاطب فکر کند «همه آنها همینطور هستند». این تصویرسازی مکرر، بهانهای قوی برای دیگریستیزی فراهم میکند؛ چرا که فرد احساس میکند در محاصره خطری مداوم قرار دارد. در این وضعیت، عدم پذیرش به یک واکنش دفاعی کاذب تبدیل میشود؛ گویی فرد برای بقای خود ناچار است به طرد کسانی تن دهد که رسانهها در ذهن او به عنوان «تهدید همیشگی» ترسیم کردهاند.
فراتر از بازتابها
بازپسگیری عقل از سلطه رسانه
پادزهر این سوگیری، «تکثر منابع» و عبور از حصار اطلاعات جهتدار است. رواداری آگاهانه از جایی آغاز میشود که ما بفهمیم «آنچه بازتاب داده میشود» لزوما برابر با «تمام واقعیت» نیست. برای مقابله با میانبر ذهنی در دسترس بودن، باید به دادههای آماری، واقعیتهای عینی و روایتهای گوناگون پنهان در پشت اخبار مراجعه کنیم. وقتی یاد بگیریم که به جای قضاوت بر اساس تصاویر دمدستی و پر سر و صدا، به عمق مسائل نگاه کنیم، زنجیرهای هراس و نارواداری پاره میشوند و دیگر اجازه نمیدهیم خطاهای ذهنیمان، انسانیت دیگران را قربانی کند.
مطالعه بیشتر در وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias10/
#سوگیری #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سوگیری «در دسترس بودن» و هراس از دیگری
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
فریب حافظه
چرا آنچه بیشتر میبینیم را حقیقت مطلق میپنداریم؟
سوگیری شناختی «میانبر ذهنی در دسترس بودن» (Availability Heuristic) زمانی رخ میدهد که مغز ما برای قضاوت درباره احتمال یک رخداد یا ویژگی، به جای محاسبه دقیق آماری، به سادهترین راه متوسل میشود: هر نمونهای که سریعتر و راحتتر به خاطر بیاید! اگر رسانهها، شایعات یا تبلیغات مکرر، مدام چهرهای خشن، تهدیدآمیز یا منفی از یک گروه خاص (قبیله، مذهب، یا اقلیت) را به نمایش بکشند، مغز ما آن تصویر را به عنوان «واقعیت غالب» فرض میکند. این خطای ذهنی باعث میشود که فراوانی یک پدیده را صرفا بر اساس شدت بازتاب رسانهای یا در دسترس بودن خاطرات تلخ در ذهنمان بسنجیم.
کارخانه مرعوبسازی
سوخت رسانهای برای دیگریستیزی
این سوگیری شناختی، ابزار اصلی مبلغان فرقهگرایی و نارواداری برای ایجاد ترس و نفرت است. وقتی اخبار، فیلمها یا تریبونها مدام بر استثنائات منفی یک گروه «دیگر» تمرکز کنند، سوگیری در دسترس بودن باعث میشود که مخاطب فکر کند «همه آنها همینطور هستند». این تصویرسازی مکرر، بهانهای قوی برای دیگریستیزی فراهم میکند؛ چرا که فرد احساس میکند در محاصره خطری مداوم قرار دارد. در این وضعیت، عدم پذیرش به یک واکنش دفاعی کاذب تبدیل میشود؛ گویی فرد برای بقای خود ناچار است به طرد کسانی تن دهد که رسانهها در ذهن او به عنوان «تهدید همیشگی» ترسیم کردهاند.
فراتر از بازتابها
بازپسگیری عقل از سلطه رسانه
پادزهر این سوگیری، «تکثر منابع» و عبور از حصار اطلاعات جهتدار است. رواداری آگاهانه از جایی آغاز میشود که ما بفهمیم «آنچه بازتاب داده میشود» لزوما برابر با «تمام واقعیت» نیست. برای مقابله با میانبر ذهنی در دسترس بودن، باید به دادههای آماری، واقعیتهای عینی و روایتهای گوناگون پنهان در پشت اخبار مراجعه کنیم. وقتی یاد بگیریم که به جای قضاوت بر اساس تصاویر دمدستی و پر سر و صدا، به عمق مسائل نگاه کنیم، زنجیرهای هراس و نارواداری پاره میشوند و دیگر اجازه نمیدهیم خطاهای ذهنیمان، انسانیت دیگران را قربانی کند.
مطالعه بیشتر در وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias10/
#سوگیری #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7❤3👌2
Forwarded from گفتوشنود
سازمان «نگرانی بینالمللی مسیحیان» (ICC) در گزارش سالانه خود با عنوان «شاخص آزار جهانی ۲۰۲۶» اعلام کرد که حدود ۳۸۰ میلیون مسیحی در سراسر جهان با آزار و اذیت روبهرو هستند، اما شبکهها و کلیساهای خانگی در خطرناکترین مناطق همچنان در حال گسترشاند.
ایران: یکی از سریعترین رشدهای مسیحیت جهان در سایه سرکوب
این گزارش، گسترش کلیساهای خانگی در ایران را بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای رشد ایمان مسیحی توصیف کرده است.
خطرات امنیتی: نوکیشان مسیحی در ایران با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه بوده و با خطر بازداشت، حبس و حتی اعدام روبهرو هستند.
راهکارهای تداوم فعالیت: بهرغم فشارهای امنیتی، مبشران و جوامع مسیحی از طریق اجتماعات مخفی، جلسات آنلاین و شبکههای زیرزمینی به فعالیت و گسترش خود ادامه میدهند.
روندهای جهانی آزار و محدودیت مسیحیان
در این گزارش که وضعیت آزادیهای مذهبی در ۲۲ کشور را بررسی کرده، به مهمترین چالشهای جهانی اشاره شده است:
ناسیونالیسم مذهبی: موج فزاینده این پدیده از عوامل اصلی کاهش آزادیهای دینی است. در هند، گروههای تندرو هندو با تصویب قوانین محدودکننده تغییر مذهب، فشار بر اقلیتها را تشدید کردهاند.
سرکوب حکومتی: کره شمالی همچنان بهعنوان یکی از سرکوبگرترین حکومتها شناخته میشود، اما شبکههای زیرزمینی کوچک در آن به حیات خود ادامه میدهند. در آمریکای لاتین و آفریقا از جمله نیکاراگوئه، کوبا و اریتره نیز بازداشت کشیشان و تعطیلی کلیساها بهصورت سازمانیافته جریان دارد.
خشونت افراطگرایان در آفریقا: گروههای تروریستی مانند بوکوحرام و داعش آفریقا را به یکی از مرگبارترین مناطق برای مسیحیان تبدیل کردهاند؛ بهطوریکه تنها در نیجریه طی یک سال گذشته بیش از ۵۰۰ مسیحی کشته و حدود ۵۰۰ کلیسا هدف حمله قرار گرفتهاند.
پژوهشگران این سازمان تأکید میکنند که بهرغم تمام سرکوبهای شدید دولتی و فضاهای مرگبار، ایمان مسیحی همچنان در جهان رو به رشد است./محبتنیوز
#نوکیش_مسیحی #کلیسای_خانگی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایران: یکی از سریعترین رشدهای مسیحیت جهان در سایه سرکوب
این گزارش، گسترش کلیساهای خانگی در ایران را بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای رشد ایمان مسیحی توصیف کرده است.
خطرات امنیتی: نوکیشان مسیحی در ایران با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه بوده و با خطر بازداشت، حبس و حتی اعدام روبهرو هستند.
راهکارهای تداوم فعالیت: بهرغم فشارهای امنیتی، مبشران و جوامع مسیحی از طریق اجتماعات مخفی، جلسات آنلاین و شبکههای زیرزمینی به فعالیت و گسترش خود ادامه میدهند.
روندهای جهانی آزار و محدودیت مسیحیان
در این گزارش که وضعیت آزادیهای مذهبی در ۲۲ کشور را بررسی کرده، به مهمترین چالشهای جهانی اشاره شده است:
ناسیونالیسم مذهبی: موج فزاینده این پدیده از عوامل اصلی کاهش آزادیهای دینی است. در هند، گروههای تندرو هندو با تصویب قوانین محدودکننده تغییر مذهب، فشار بر اقلیتها را تشدید کردهاند.
سرکوب حکومتی: کره شمالی همچنان بهعنوان یکی از سرکوبگرترین حکومتها شناخته میشود، اما شبکههای زیرزمینی کوچک در آن به حیات خود ادامه میدهند. در آمریکای لاتین و آفریقا از جمله نیکاراگوئه، کوبا و اریتره نیز بازداشت کشیشان و تعطیلی کلیساها بهصورت سازمانیافته جریان دارد.
خشونت افراطگرایان در آفریقا: گروههای تروریستی مانند بوکوحرام و داعش آفریقا را به یکی از مرگبارترین مناطق برای مسیحیان تبدیل کردهاند؛ بهطوریکه تنها در نیجریه طی یک سال گذشته بیش از ۵۰۰ مسیحی کشته و حدود ۵۰۰ کلیسا هدف حمله قرار گرفتهاند.
پژوهشگران این سازمان تأکید میکنند که بهرغم تمام سرکوبهای شدید دولتی و فضاهای مرگبار، ایمان مسیحی همچنان در جهان رو به رشد است./محبتنیوز
#نوکیش_مسیحی #کلیسای_خانگی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💔2
Forwarded from گفتوشنود
دو مرد ۵۷ و ۵۰ ساله در دو حمله جداگانه در محله آپر وست ساید نیویورک زخمی شدند. به گزارش تایمز اسرائیل، یکی از قربانیان یهودی و دیگری آسیاییتبار و غیر یهودی است و هر دو در وضعیت باثبات قرار دارند.
پلیس گفت مهاجم هنگام حمله به مرد یهودی که کیپا بر سر داشت، فریاد «اللهاکبر» سر داده است. رائول مورالس، مظنون ۵۱ ساله، اندکی بعد در نزدیکی محل بازداشت شد.
پلیس نیویورک در حال بررسی انگیزه احتمالی یهودستیزانه و همچنین نقش مشکلات سلامت روان در این حملات است.
مقامهای شهری نیز احتمال وقوع جرم ناشی از نفرت را مطرح کردهاند. این حملات در روز «تیشا بئاو» و در منطقهای با جمعیت قابلتوجه یهودی رخ داد.
بر اساس آمار پلیس، از ابتدای سال تا پایان ماه گذشته ۱۷۸ جرم یهودستیزانه در نیویورک ثبت شده که ۵۵ درصد کل جرایم ناشی از نفرت در این شهر را تشکیل میدهد.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس گفت مهاجم هنگام حمله به مرد یهودی که کیپا بر سر داشت، فریاد «اللهاکبر» سر داده است. رائول مورالس، مظنون ۵۱ ساله، اندکی بعد در نزدیکی محل بازداشت شد.
پلیس نیویورک در حال بررسی انگیزه احتمالی یهودستیزانه و همچنین نقش مشکلات سلامت روان در این حملات است.
مقامهای شهری نیز احتمال وقوع جرم ناشی از نفرت را مطرح کردهاند. این حملات در روز «تیشا بئاو» و در منطقهای با جمعیت قابلتوجه یهودی رخ داد.
بر اساس آمار پلیس، از ابتدای سال تا پایان ماه گذشته ۱۷۸ جرم یهودستیزانه در نیویورک ثبت شده که ۵۵ درصد کل جرایم ناشی از نفرت در این شهر را تشکیل میدهد.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊6👍2
Forwarded from گفتوشنود
سلطه تکصدایی بر سیاست
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌4❤2
Forwarded from گفتوشنود
اتهام «سبالنبی» علیه حسین علیزاده آذر بهدلیل «توهین به آدم و حوا»
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊24❤7💔5
Forwarded from گفتوشنود
سایه سنگین «بهشت اجباری» بر تارک آزادی انسان
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
تقاطع یا تعارض؟
آیا حکومت دینی و دموکراسی قابل جمعاند؟
تلاش برای آشتی دادن «حکومت دینی» با «دموکراسی» یکی از پرچالشترین مباحث اندیشه سیاسی معاصر است. در نگاه نخست، این دو مفهوم بر دو مبنای کاملا متفاوت و حتی متضاد بنا شدهاند که بهسختی میتوان آنها را در کنار هم نشاند.
▪️شهروند برابر در برابر مومن پیرو
بنیاد دموکراسی مدرن بر مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان انسانهایی آزاد و برابر استوار است. در این ساختار، دولتـملت با هدف تامین منافع همگانی، امنیت و رفاه زمینی شکل میگیرد و مشروعیت خود را از آرای «شهروندان» میگیرد؛ شهروندانی که صرفنظر از عقاید شخصی، در حقوق و تکالیف سیاسی کاملا برابرند.
در نقطه مقابل، مبنای حکومت دینی بر محور «مومن» و اراده الهی میچرخد. در این سیستم، جامعه بر اساس احکام قدسی مدیریت میشود و میان مومن و غیرمومن، یا حتی میان قرائتهای مختلف از دین، تفاوتهای حقوقی و ساختاری وجود دارد. هدف نهایی در چنین نظامی، رستگاری اخلاقی و معنوی انسانها برای سرای آخرت است، نه صرفاً رضایت اینجهانی شهروندان.
▪️چالش مشروعیت و قانونگذاری
این اختلاف بنیادین، شکافی عمیق در ساختار قانونگذاری ایجاد میکند:
در دموکراسی: منبع مشروعیت قدرت و قانون، اراده جمعی مردم است و قوانین قابل بازنگری و تغییرند.
در حکومت دینی: منبع مشروعیت، شریعت و متون مقدس است که چون از بالا دیکته میشوند، تغییرناپذیر یا محدود به تفسیر نهادهای خاص دینیاند.
وقتی قدرت سیاسی در انحصار متولیان دین قرار گیرد و نظام حقوقی بر پایه تفاسیر خاصی از مذهب بنا شود، بهطور طبیعی جایگاه «شهروند» به حاشیه میرود و حقوق برابر افراد مخدوش میشود.
آیا میتوان پذیرفت نظامی که مشروعیت خود را از آسمان میگیرد، به حاکمیت مطلق زمینی ملت تن دهد؟
یا اینکه اصرار بر تلفیق این دو، ناگزیر به زوال یکی به نفع دیگری (معمولا تضعیف دموکراسی) می انجامد؟
مرز میان آزادیهای مدرن و اقتدارگرایی دینی کجاست؟
#حکومت_ایدئولوژیک #نقد_دین #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا حکومت دینی و دموکراسی قابل جمعاند؟
تلاش برای آشتی دادن «حکومت دینی» با «دموکراسی» یکی از پرچالشترین مباحث اندیشه سیاسی معاصر است. در نگاه نخست، این دو مفهوم بر دو مبنای کاملا متفاوت و حتی متضاد بنا شدهاند که بهسختی میتوان آنها را در کنار هم نشاند.
▪️شهروند برابر در برابر مومن پیرو
بنیاد دموکراسی مدرن بر مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان انسانهایی آزاد و برابر استوار است. در این ساختار، دولتـملت با هدف تامین منافع همگانی، امنیت و رفاه زمینی شکل میگیرد و مشروعیت خود را از آرای «شهروندان» میگیرد؛ شهروندانی که صرفنظر از عقاید شخصی، در حقوق و تکالیف سیاسی کاملا برابرند.
در نقطه مقابل، مبنای حکومت دینی بر محور «مومن» و اراده الهی میچرخد. در این سیستم، جامعه بر اساس احکام قدسی مدیریت میشود و میان مومن و غیرمومن، یا حتی میان قرائتهای مختلف از دین، تفاوتهای حقوقی و ساختاری وجود دارد. هدف نهایی در چنین نظامی، رستگاری اخلاقی و معنوی انسانها برای سرای آخرت است، نه صرفاً رضایت اینجهانی شهروندان.
▪️چالش مشروعیت و قانونگذاری
این اختلاف بنیادین، شکافی عمیق در ساختار قانونگذاری ایجاد میکند:
در دموکراسی: منبع مشروعیت قدرت و قانون، اراده جمعی مردم است و قوانین قابل بازنگری و تغییرند.
در حکومت دینی: منبع مشروعیت، شریعت و متون مقدس است که چون از بالا دیکته میشوند، تغییرناپذیر یا محدود به تفسیر نهادهای خاص دینیاند.
وقتی قدرت سیاسی در انحصار متولیان دین قرار گیرد و نظام حقوقی بر پایه تفاسیر خاصی از مذهب بنا شود، بهطور طبیعی جایگاه «شهروند» به حاشیه میرود و حقوق برابر افراد مخدوش میشود.
آیا میتوان پذیرفت نظامی که مشروعیت خود را از آسمان میگیرد، به حاکمیت مطلق زمینی ملت تن دهد؟
یا اینکه اصرار بر تلفیق این دو، ناگزیر به زوال یکی به نفع دیگری (معمولا تضعیف دموکراسی) می انجامد؟
مرز میان آزادیهای مدرن و اقتدارگرایی دینی کجاست؟
#حکومت_ایدئولوژیک #نقد_دین #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌1
Forwarded from گفتوشنود
لئوناردو برونی
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👌4
Forwarded from گفتوشنود
۸ ماه بلاتکلیفی و تداوم بازداشت افشین حیرتیان،شهروند بهایی، در زندان اوین
افشین حیرتیان، شهروند بهایی ساکن تهران و فعال حقوق کودکان، با گذشت بیش از هشت ماه از زمان بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود و مقامات قضایی با آزادی موقت او مخالفت میکنند.
▪️برگزاری دادگاه و محرومیت از آزادی موقت
بر اساس اطلاعات دریافتی، پرونده این شهروند بهایی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است و جلسه دادگاه وی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ برگزار شده است. با وجود برگزاری دادگاه، آقای حیرتیان همچنان از امکان آزادی موقت با تودیع وثیقه محروم مانده و با مخالفت مقامات قضایی روبهرو است. افشین حیرتیان در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود.
▪️استمرار فشارهای امنیتی و بلاتکلیفی زندانیان عقیدتی
بازداشت طولانیمدت و اعمال محدودیتهای قضایی بر افشین حیرتیان، نمونهای از رویه رایج نهادهای امنیتی و قضایی در استفاده ابزاری از «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر شهروندان بهایی است. محرومیت از آزادی موقت علیرغم گذشت ماهها از بازداشت و پیگیریهای پرونده، نشاندهنده استمرار رویکردهای غیرقانونی و تضییع حقوق بنیادی دگراندیشان در سیستم قضایی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افشین حیرتیان، شهروند بهایی ساکن تهران و فعال حقوق کودکان، با گذشت بیش از هشت ماه از زمان بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود و مقامات قضایی با آزادی موقت او مخالفت میکنند.
▪️برگزاری دادگاه و محرومیت از آزادی موقت
بر اساس اطلاعات دریافتی، پرونده این شهروند بهایی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است و جلسه دادگاه وی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ برگزار شده است. با وجود برگزاری دادگاه، آقای حیرتیان همچنان از امکان آزادی موقت با تودیع وثیقه محروم مانده و با مخالفت مقامات قضایی روبهرو است. افشین حیرتیان در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود.
▪️استمرار فشارهای امنیتی و بلاتکلیفی زندانیان عقیدتی
بازداشت طولانیمدت و اعمال محدودیتهای قضایی بر افشین حیرتیان، نمونهای از رویه رایج نهادهای امنیتی و قضایی در استفاده ابزاری از «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر شهروندان بهایی است. محرومیت از آزادی موقت علیرغم گذشت ماهها از بازداشت و پیگیریهای پرونده، نشاندهنده استمرار رویکردهای غیرقانونی و تضییع حقوق بنیادی دگراندیشان در سیستم قضایی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊9💔7❤2
Forwarded from گفتوشنود
پلیس برلین: عامل حمله به مراسم «رژه افتخار» عضو «جریانهای اسلامگرا» است
پلیس آلمان اعلام کرد که در جریان برگزاری مراسم «رژه افتخار» جامعه الجیبیتیکیو در برلین، یک دستگاه خودرو به جمعیت حاضر در این رویداد کوبید که بر اثر این حادثه مرگبار، دستکم یک نفر کشته شد.
بر اساس گزارش خبرگزاریها، در این حادثه ۱۶ تا ۱۷ نفر نیز مجروح شدهاند که پلیس وضعیت سلامتی برخی از آنها را وخیم و تهدیدکننده جان توصیف کرده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از پلیس برلین گزارش داد که مقامهای امنیتی موفق به شناسایی مظنون این حمله شدهاند، اما این فرد همچنان متواری است و عملیات ویژه برای تعقیب و دستگیری او با تمام توان در جریان است.
فلوریان نات، سخنگوی پلیس برلین، در این باره گفت: «این مظنون برای نیروهای امنیتی و پلیس فردی شناختهشده است و او را به عنوان یکی از اعضای جریانها و محافل اسلامگرا در پایتخت میشناسیم.» پلیس از اعلام نام این فرد تا زمان دستگیری خودداری کرده است.
#رژه_افتخار #ال_جی_بی_تی_کیو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس آلمان اعلام کرد که در جریان برگزاری مراسم «رژه افتخار» جامعه الجیبیتیکیو در برلین، یک دستگاه خودرو به جمعیت حاضر در این رویداد کوبید که بر اثر این حادثه مرگبار، دستکم یک نفر کشته شد.
بر اساس گزارش خبرگزاریها، در این حادثه ۱۶ تا ۱۷ نفر نیز مجروح شدهاند که پلیس وضعیت سلامتی برخی از آنها را وخیم و تهدیدکننده جان توصیف کرده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از پلیس برلین گزارش داد که مقامهای امنیتی موفق به شناسایی مظنون این حمله شدهاند، اما این فرد همچنان متواری است و عملیات ویژه برای تعقیب و دستگیری او با تمام توان در جریان است.
فلوریان نات، سخنگوی پلیس برلین، در این باره گفت: «این مظنون برای نیروهای امنیتی و پلیس فردی شناختهشده است و او را به عنوان یکی از اعضای جریانها و محافل اسلامگرا در پایتخت میشناسیم.» پلیس از اعلام نام این فرد تا زمان دستگیری خودداری کرده است.
#رژه_افتخار #ال_جی_بی_تی_کیو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍5💔2
Forwarded from گفتوشنود
تشدید فشارها بر زندانیان بهائی؛ محرومیت ناهید فلاحتی از ملاقات و امتناع از درمان ندا بدخش
فشارها بر شهروندان بهائی زندانی در ایران همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای تازه، ناهید فلاحتی در شیراز از حق تماس و ملاقات محروم شده و ندا بدخش در اصفهان با وخامت وضعیت جسمانی و مخالفت با درخواستهای درمانی روبهرو است.
▪️محرومیت کامل ناهید فلاحتی از ارتباط با خانواده
بازداشت و انتقال: فلاحتی در دوم تیر توسط اطلاعات سپاه در شیراز بازداشت و به زندان عادلآباد منتقل شد.
محرومیت از تماس: این شهروند بهائی از حدود یک هفته پیش از حق تماس تلفنی و ملاقات محروم شده و خانوادهاش از وضعیت او بیاطلاعاند.
مانعتراشی قضایی: ماموران هنگام بازداشت، شناسنامههای این زوج را ضبط کردند و مسئولان زندان به بهانه نقص مدارک، مانع از ملاقات حضوری همسر او شدند.
▪️وخامت حال ندا بدخش در زندان اصفهان
بیماریهای مزمن: ندا بدخش، زندانی ۶۲ ساله، از دیماه ۱۴۰۴ برای گذراندن حکم پنجساله خود در زندان دولتآباد است و از دیابت، آرتروز، التهاب مفاصل و سیاتیک رنج میبرد.
محرومیت از درمان: مقامهای قضایی با وجود درد شدید استخوان و نیاز مبرم به درمان، با درخواستهای مکرر او برای مرخصی درمانی، آزادی مشروط یا استفاده از پابند الکترونیکی مخالفت کردهاند.
دلیل محکومیت: اتهام این شهروند بهائی «فعالیت تبلیغی علیه شرع» عنوان شده که مصداق آن آموزش داوطلبانه ریاضی و زبان فارسی به کودکان محروم از تحصیل افغانستانی بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #ندا_بدخش #ناهید_فلاحتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فشارها بر شهروندان بهائی زندانی در ایران همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای تازه، ناهید فلاحتی در شیراز از حق تماس و ملاقات محروم شده و ندا بدخش در اصفهان با وخامت وضعیت جسمانی و مخالفت با درخواستهای درمانی روبهرو است.
▪️محرومیت کامل ناهید فلاحتی از ارتباط با خانواده
بازداشت و انتقال: فلاحتی در دوم تیر توسط اطلاعات سپاه در شیراز بازداشت و به زندان عادلآباد منتقل شد.
محرومیت از تماس: این شهروند بهائی از حدود یک هفته پیش از حق تماس تلفنی و ملاقات محروم شده و خانوادهاش از وضعیت او بیاطلاعاند.
مانعتراشی قضایی: ماموران هنگام بازداشت، شناسنامههای این زوج را ضبط کردند و مسئولان زندان به بهانه نقص مدارک، مانع از ملاقات حضوری همسر او شدند.
▪️وخامت حال ندا بدخش در زندان اصفهان
بیماریهای مزمن: ندا بدخش، زندانی ۶۲ ساله، از دیماه ۱۴۰۴ برای گذراندن حکم پنجساله خود در زندان دولتآباد است و از دیابت، آرتروز، التهاب مفاصل و سیاتیک رنج میبرد.
محرومیت از درمان: مقامهای قضایی با وجود درد شدید استخوان و نیاز مبرم به درمان، با درخواستهای مکرر او برای مرخصی درمانی، آزادی مشروط یا استفاده از پابند الکترونیکی مخالفت کردهاند.
دلیل محکومیت: اتهام این شهروند بهائی «فعالیت تبلیغی علیه شرع» عنوان شده که مصداق آن آموزش داوطلبانه ریاضی و زبان فارسی به کودکان محروم از تحصیل افغانستانی بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #ندا_بدخش #ناهید_فلاحتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
اسلامیسازی علوم انسانی؛ علم در خدمت هویت یا حقیقت؟
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12👌5❤1
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای جدید؛ سیما سبتو، شهروند بهایی، ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس شد
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊4💔4
Forwarded from گفتوشنود
واتسلاو هاول و زیستن در حقیقت
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8💯3👌1
Forwarded from گفتوشنود
«خیر العمل»...
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
💔23👌7🕊7
Forwarded from گفتوشنود
روز دوشنبه (۶ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶)، پلیس فرانسه مردی را که با استفاده از دو چاقوی آشپزخانه سه زن جوان ۱۹، ۲۴ و ۳۶ ساله را در منطقه «پورت دو کلیشی» واقع در شمال غربی پاریس هدف حمله قرار داده بود، بازداشت کرد. به گزارش رویترز، ضارب هنگام مهار شدن روی زمین فریاد زد که «الله به من دستور داده است».
ویدیوهای منتشر شده از صحنه جرم نشان میدهد که عابران پیاده شجاع با اقداماتی از جمله پرتاب وسایل و درگیری تنبهتن، به همراه یک افسر پلیس خارج از خدمت، پیش از رسیدن نیروهای کمکی موفق شدند مهاجم را روی زمین مهار کنند.
لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، ضمن قدردانی از واکنش شجاعانه شهروندان حاضر در صحنه، اعلام کرد که انگیزه قطعی این حمله هنوز مشخص نیست و متهم هنگام بازداشت جملاتی نامفهوم بر زبان رانده است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد احتمال وجود مشکلات روانی در فرد ضارب مطرح است، با این وجود، دادستانی ملی ضدتروریسم فرانسه نیز پرونده را برای روشن شدن تمامی ابعاد تحت نظر و بررسی دارد. حال برخی از آسیبدیدگان این حادثه وخیم گزارش شده است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ویدیوهای منتشر شده از صحنه جرم نشان میدهد که عابران پیاده شجاع با اقداماتی از جمله پرتاب وسایل و درگیری تنبهتن، به همراه یک افسر پلیس خارج از خدمت، پیش از رسیدن نیروهای کمکی موفق شدند مهاجم را روی زمین مهار کنند.
لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، ضمن قدردانی از واکنش شجاعانه شهروندان حاضر در صحنه، اعلام کرد که انگیزه قطعی این حمله هنوز مشخص نیست و متهم هنگام بازداشت جملاتی نامفهوم بر زبان رانده است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد احتمال وجود مشکلات روانی در فرد ضارب مطرح است، با این وجود، دادستانی ملی ضدتروریسم فرانسه نیز پرونده را برای روشن شدن تمامی ابعاد تحت نظر و بررسی دارد. حال برخی از آسیبدیدگان این حادثه وخیم گزارش شده است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17❤5
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12👌2
Forwarded from گفتوشنود
هشدار امنیتی در آلمان؛ افزایش شمار «افراد خطرناک اسلامگرا» به بیش از ۴۰۰ نفر پس از حمله خونین برلین
به دنبال حمله تروریستی اخیر در حاشیه راهپیمایی «کریستوفر استریت دی» در برلین و بالا گرفتن بحثها پیرامون لزوم برخوردهای سختگیرانهتر امنیتی، تازهترین آمار اداره جنایی فدرال آلمان از وضعیت تهدیدهای افراطگرایانه منتشر شد.
بر اساس گزارشی از شبکه تحریریه آلمان، تا تاریخ اول ژوئیه ۲۰۲۶، نهادهای امنیتی این کشور ۴۱۰ نفر را به عنوان «افراد خطرناک» در حوزه تروریسم و افراطگرایی اسلامگرا طبقهبندی کردهاند. علاوه بر این گروه، آمار سایر جریانهای افراطی به تفکیک شامل ۶۵ نفر در حوزه راستگرایی افراطی و ۱۷ نفر در حوزه چپگرایی افراطی میشود.
نهادهای امنیتی آلمان اصطلاح «فرد خطرناک» را به اشخاصی اطلاق میکنند که احتمال میرود مرتکب جرایم خشونتآمیز جدی، از جمله حملات تروریستی شوند. با این حال، مقامات پلیس توضیح دادهاند که به دلیل بررسی جداگانه و موردی هر پرونده توسط پلیس ایالتهای مختلف، این فهرست همواره دستخوش نوسان است و آمار آن بهتنهایی تصویر کاملی از حجم تهدیدها ارائه نمیدهد.
انتشار این آمار در حالی صورت میگیرد که شامگاه شنبه گذشته (۲۵ ژوئیه / ۳ مرداد)، یک شهروند ۲۱ ساله آلمانی لبنانیتبار به نام «عبدل ب.» که به گروههای اسلامگرا تمایل داشت، با یک دستگاه ون و سپس سلاح سرد به جمعیت حاضر در برلین حمله کرد. در این حادثه، یک زن اهل لهستان جان خود را از دست داد و ۲۹ نفر دیگر به شدت زخمی شدند. مهاجم نیز یک روز بعد در جریان بازداشت توسط نیروهای پلیس کشته شد. این رویداد تکاندهنده بار دیگر زنگ خطر را برای مقامهای امنیتی آلمان به صدا درآورده است.
#افراط_گرایی #اسلامگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به دنبال حمله تروریستی اخیر در حاشیه راهپیمایی «کریستوفر استریت دی» در برلین و بالا گرفتن بحثها پیرامون لزوم برخوردهای سختگیرانهتر امنیتی، تازهترین آمار اداره جنایی فدرال آلمان از وضعیت تهدیدهای افراطگرایانه منتشر شد.
بر اساس گزارشی از شبکه تحریریه آلمان، تا تاریخ اول ژوئیه ۲۰۲۶، نهادهای امنیتی این کشور ۴۱۰ نفر را به عنوان «افراد خطرناک» در حوزه تروریسم و افراطگرایی اسلامگرا طبقهبندی کردهاند. علاوه بر این گروه، آمار سایر جریانهای افراطی به تفکیک شامل ۶۵ نفر در حوزه راستگرایی افراطی و ۱۷ نفر در حوزه چپگرایی افراطی میشود.
نهادهای امنیتی آلمان اصطلاح «فرد خطرناک» را به اشخاصی اطلاق میکنند که احتمال میرود مرتکب جرایم خشونتآمیز جدی، از جمله حملات تروریستی شوند. با این حال، مقامات پلیس توضیح دادهاند که به دلیل بررسی جداگانه و موردی هر پرونده توسط پلیس ایالتهای مختلف، این فهرست همواره دستخوش نوسان است و آمار آن بهتنهایی تصویر کاملی از حجم تهدیدها ارائه نمیدهد.
انتشار این آمار در حالی صورت میگیرد که شامگاه شنبه گذشته (۲۵ ژوئیه / ۳ مرداد)، یک شهروند ۲۱ ساله آلمانی لبنانیتبار به نام «عبدل ب.» که به گروههای اسلامگرا تمایل داشت، با یک دستگاه ون و سپس سلاح سرد به جمعیت حاضر در برلین حمله کرد. در این حادثه، یک زن اهل لهستان جان خود را از دست داد و ۲۹ نفر دیگر به شدت زخمی شدند. مهاجم نیز یک روز بعد در جریان بازداشت توسط نیروهای پلیس کشته شد. این رویداد تکاندهنده بار دیگر زنگ خطر را برای مقامهای امنیتی آلمان به صدا درآورده است.
#افراط_گرایی #اسلامگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔13👌2❤1💯1