آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.2K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به جاودانگی می‌تواند آزادی انسان را محدود کند

میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه می‌شود، به دنبال راه‌هایی برای «ماندن» می‌گردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، می‌تواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش می‌کنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.

راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، می‌توان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مرده‌ایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.

پروژهٔ جاودانگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگان‌بخشانه همه راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم می‌کند.

کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او می‌تواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند:

اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانه‌ای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟

«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم»

#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
معمای انتخاب
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی

آزادی، پیش از آنکه پدیده‌ای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشه‌ای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز می‌شود و تا ژرف‌ترین لایه‌های باور و عقیده امتداد می‌یابد.

▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد

در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتی‌تر می‌یابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا می‌کند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآورده‌ی فشار اجتماعی، عرف‌های تحمیلی یا جریان‌های فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم می‌زند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمت‌آمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم می‌کند.

▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی

در نقطه مقابل، حکومت‌های توتالیتر، دیکتاتوری و سیستم‌های مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان می‌بینند. تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی نشان می‌دهند که این نظام‌ها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل می‌کنند:

انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزش‌ها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدست‌سازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینه‌مند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.

وقتی حق انتخاب در حوزه‌های پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسان‌ها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل می‌شوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق می‌یابد.

آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعه‌ای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیت‌پذیری اخلاقی به شمار می‌رود.

#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍5👌3
Forwarded from گفت‌وشنود
دادگاه فدرال هادی مطهر، عامل حمله به سلمان رشدی، را به دلیل «ارتکاب اقدام تروریستی» مجرم شناخت

هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه،‌ هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.

در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستان‌های فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانی‌تبار آمریکا، ماه‌ها برای حمله به رشدی برنامه‌ریزی کرده بود.

رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.

مطر همچنین به حمایت از حزب‌الله لبنان محکوم شد. به گفته دادستان‌ها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کرده‌اند. آمریکا حزب‌الله لبنان را گروه تروریستی قلمداد می‌کند.

دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روح‌الله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنه‌ای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.

مطر پیش‌تر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.

مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبه‌رو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.

#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍16❤4😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
سازمان ملل متحد: شکنجه و ناپدیدسازی بهائیان در ایران «نقض آشکار حقوق بین‌الملل» و محکوم است

سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه‌ای مشترک، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسان‌ساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشت‌شدگان هشدار دادند.

بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب می‌شود.

در حال حاضر دست‌کم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان به‌سر می‌برند که برخی از آن‌ها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شده‌اند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانه‌های حکومتی پخش شده است.

کارشناسان در بیانیه خود به‌طور مشخص از وضعیت نگران‌کننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدام‌های نمایشی شده‌اند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام برده‌اند.

سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان عضو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیت‌هاست.

کارشناسان از مقام‌های ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشت‌شدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارش‌های شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.

#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍9💔7❤1🕊1
سیمون فرزامی؛ روزنامه‌نگاری که ماند و تیرباران شد

سیمون فرزامی می‌توانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنان‌که بسیاری از روزنامه‌نگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامه‌نگاری که دهه‌ها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفه‌اش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.

سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامه‌نگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسوی‌زبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدام‌های حکومتی کشته شد.

فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسی‌تبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و به‌دلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفه‌ای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.

کارنامه او تنها به روزنامه‌نگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانه‌هایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری می‌کرد.

اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغال‌کننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده می‌شد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقات‌های او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.

مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیت‌الله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف می‌کند که با طرف‌های مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقات‌های منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کم‌اهمیت ارزیابی شده‌اند.

با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.

تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بی‌تأثیر نبود؛ به‌ویژه در فضایی که پیش‌تر حبیب القانیان، سرمایه‌دار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.

سیمون فرزامی می‌توانست برود؛ اما ماند تا روزنامه‌نگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.

#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات

@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤5
چگونه در دل استبداد، عاملیت خود را پس بگیریم؟

دیکتاتوری فقط با زندان، دادگاه، سانسور و نیروهای امنیتی حکومت نمی‌کند. یکی از عمیق‌ترین آثار سرکوب طولانی این است که به شهروندان می‌آموزد خود را ناتوان ببینند؛ سکوت کنند، از یکدیگر فاصله بگیرند و به این نتیجه برسند که در برابر ساختاری چنین قدرتمند «کاری از ما ساخته نیست».
در چنین شرایطی، انسان به‌تدریج از شهروند به تماشاگر تبدیل می‌شود. بازنشستگان تجمع می‌کنند و دیگران می‌گویند مسئله ما نیست. معلمان اعتراض می‌کنند و تنها می‌مانند. کارگران اعتصاب می‌کنند، دانشجویی بازداشت می‌شود یا خانواده‌ای برای جلوگیری از اعدام عزیزش کمک می‌خواهد، اما هر گروه در محدوده خود گرفتار می‌ماند.
این پراکندگی یکی از منابع قدرت حکومت‌های اقتدارگراست. جامعه‌ای که در آن هر گروه فقط هنگام تهدید منافع خودش واکنش نشان دهد، آسان‌تر کنترل می‌شود؛ زیرا می‌توان گروه‌های مختلف را یکی‌یکی تحت فشار قرار داد.
اما «عاملیت» از جایی آغاز می‌شود که شهروند خود را صرفاً قربانی تصمیم قدرت نداند و بپرسد: من همراه دیگران چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
پائولو فریره، در «آموزش ستمدیدگان»، بر پیوند آگاهی و عمل تأکید می‌کند. فهمیدن ستم کافی نیست؛ انسان باید از موقعیت منفعل خارج شود و در تغییر مناسباتی که او را ناتوان کرده‌اند مشارکت کند. واتسلاو هاول نیز نشان می‌دهد که اقتدارگرایی فقط با زور دوام نمی‌آورد؛ به مشارکت روزمره انسان‌ها در سکوت، وانمودکردن و پذیرفتن دروغ نیز وابسته است.
بازپس‌گیری عاملیت الزاماً با کارهای بزرگ آغاز نمی‌شود. می‌تواند از تنها نگذاشتن دیگری شروع شود: حمایت از مطالبه بازنشستگانی که خودمان بازنشسته نیستیم؛ رساندن صدای کارگری که اعتصاب کرده؛ دفاع از حق زندانی‌ای که حتی با عقایدش مخالفیم؛ سکوت نکردن در برابر اعدام؛ ساختن رسانه، انجمن، شبکه اعتماد و گروه‌های کوچک مستقل.
اما مقاومت فقط مخالفت نیست؛ ساختن هم هست. اگر جامعه‌ای دموکراسی می‌خواهد، باید از همین امروز تصمیم‌گیری جمعی، تحمل اختلاف، پاسخ‌گویی، گردش مسئولیت و دفاع از حقوق اقلیت را در جمع‌های کوچک خود تجربه کند.
سقوط یک دیکتاتور به‌تنهایی جامعه را دموکراتیک نمی‌کند. اگر همچنان منتظر منجی بمانیم، رهبران خودی را فراتر از نقد بدانیم و حذف مخالف را مجاز بشماریم، ممکن است استبداد را با نام و چهره‌ای تازه بازسازی کنیم.
آزادی فقط چیزی نیست که پس از تغییر حکومت به دست آوریم. آزادی مجموعه‌ای از رفتارهای اجتماعی است که باید پیش از رسیدن به آن آموخت و تمرین کرد.
جامعه فردای ایران، بخشی از همین امروز و در نوع رابطه‌ای که با یکدیگر می‌سازیم، شکل می‌گیرد.

#عاملیت #آزادی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊9👌5❤1
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ ⁨ آزادی بیان بدون مرز

سلمان رشدی نه تنها نویسنده‌ای برجسته است بلکه از سخنرانان برجسته در زمینه آزادی بیان نیز شمرده می‌شود. او سال ۱۹۴۷ در خانواده‌ای مسلمان در بمبئی در هندوستان به دنیا آمد و از دانشگاه کمبریج در انگلستان فارغ‌التحصیل شد. رشدی از جمله کسانی است که از سوی یکی از مشهورترین روحانیون مسلمان، یعنی روح‌الله خمینی، به علت نگارش رمان «آیه‌های شیطانی» به ارتداد محکوم شد و خمینی در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ رسما فتوای قتل او را داد.

اگرچه اکنون حدود ۴۰ سال از زمان این فتوای مرگ می‌گذرد ولی سلمان رشدی همچنان مجبور است تحت تدابیر امنیتی زندگی کند. چه آنکه در تابستان ۱۴۰۱ در نیویورک آمریکا در حال یک سخنرانی بود که یک اسلامگرا با چاقو به او حمله کرد. حمله‌ای که بر اثر آن، سلمان رشدی یک چشم خود را از دست داد. اما آنچه درباره سلمان رشدی برجسته است پایداری این نویسنده برجسته بر ضرورت آزادی بیان بدون هیچ حد و مرزی است.

متن کامل را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/freedom-of-expression/

#گفتگو_توانا #سلمان_رشدی #آزادی_بیان #اسلامگرایی


@Dialogue1402 ⁩⁩⁩⁩
❤15👌3
Forwarded from گفت‌وشنود
روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده
یادآوری قربانیان تفاوت باور

▪️پیشینه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹، در پی افزایش حملات مرگبار علیه اماکن مذهبی و پیروان ادیان و باورهای مختلف روز ۲۲ اوت را به عنوان «روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده» نامگذاری کرد. هدف این روز، یادآوری رنج کسانی است که به دلیل باور یا بی‌باوری خود قربانی خشونت شده‌اند و همچنین تأکید بر مسئولیت دولت‌ها و جامعه جهانی در حفاظت از آزادی دین و عقیده به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر.

روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که آزادی اندیشه، وجدان و باور از بنیادی‌ترین حقوق انسانی است. این روز نه تنها یادآور فجایعی است که در جهان به نام دین یا به بهانه عقیده رخ داده، بلکه نگاهی به کشورهایی چون ایران نیز دارد؛ جایی که جمهوری اسلامی طی چهار دهه با اعمال تبعیض سیستماتیک، سرکوب و خشونت، حیات اجتماعی و انسانی میلیون‌ها شهروند را به بهانه باور یا بی‌باوری آنان مخدوش کرده است.

▪️سرکوب سازمان‌یافته جامعه بهائی
در ایران، جامعه بهائیان به طور ویژه هدف آزار ساختاری قرار گرفته است. محرومیت از تحصیل و اشتغال، تخریب قبرستان‌ها و اماکن مذهبی، مصادره اموال، بازداشت‌های خودسرانه و حتی صدور احکام سنگین زندان و اعدام بخشی از سرکوبی است که تنها به دلیل «بهائی بودن» بر این شهروندان تحمیل شده است. این خشونت آشکار، مصداق بارزی از نقض حق آزادی دین و عقیده است که بارها از سوی نهادهای بین‌المللی محکوم شده است.

▪️فشار بر نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی نیز در جمهوری اسلامی همواره با فشار و تهدید روبه‌رو بوده‌اند. کلیساهای خانگی به جرم «تبلیغ علیه نظام» تعطیل شده و رهبران مذهبی مسیحی به اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت و محاکمه شده‌اند. مسلمانانی که به مسیحیت گرویده‌اند به ویژه با خطر شکنجه، حبس و محرومیت‌های اجتماعی مواجه هستند؛ زیرا تغییر دین در ایران نه به‌عنوان یک حق فردی، بلکه به مثابه یک جرم تلقی می‌شود.

▪️جرم‌انگاری بی‌باوری و نقد دینی
خداناباوران، منتقدان دینی و هر کسی که به تقدسات رسمی شک کند نیز در ایران امنیت جانی ندارند. احکام سنگین برای اتهاماتی مانند «سب‌النبی» و «توهین به مقدسات» بارها به صدور حکم اعدام انجامیده است. علاوه بر آن، روحانیونی که با قرائت رسمی و حکومتی از اسلام مخالفت کرده‌اند نیز مورد تهدید، حصر و حتی حذف فیزیکی قرار گرفته‌اند. این سرکوب‌ها نشان می‌دهد که در ایران تنها یک قرائت محدود از دین مجاز است و هر نگاه متفاوتی به خشونت پاسخ داده می‌شود.

▪️مسئولیت اخلاقی جهانی
روز جهانی قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده ما را به مسئولیتی اخلاقی فرا می‌خواند: دفاع از همه کسانی که در ایران به دلیل متفاوت بودن، مورد تبعیض و سرکوب قرار گرفته‌اند؛ چه بهائی باشند، چه نوکیش مسیحی، چه روحانی منتقد، چه خداناباور یا پیرو هر عقیده دیگری. یاد این روز نه تنها تجلیل از قربانیان است، بلکه تکرار این حقیقت است که هیچ حکومتی حق ندارد دین و باور را ابزاری برای سلطه و خشونت قرار دهد.

#آزادی_عقیده #آزادی_دین #رواداری
#گفتگو_توانا

@dialogue1402
👍10💯3❤1
Forwarded from گفت‌وشنود
سانسور درونی‌شده
وقتی خودمان، پیش از هر نهاد بیرونی، فکر خود را محدود می‌کنیم

میشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» (۱۹۷۵) از استعاره «پانوپتیکون» (طرح معماری زندان سراسربین طرحی از جرمی بنتام) بهره گرفت، زندانی حلقوی که در آن هیچ زندانی نمی‌داند در هر لحظه زیر نظر است یا نه، اما همین احتمال دیده‌شدن کافی است تا رفتارش را خودش تنظیم کند.

فوکو این سازوکار را فراتر از معماری زندان بسط داد: در جامعه‌ای که نظارت بالقوه و پراکنده است، افراد به‌تدریج ناظر درونی خودشان می‌شوند و نیازی به سرکوب مستقیم باقی نمی‌ماند.

الیزابت نوئل-نویمان، پژوهشگر آلمانی ارتباطات، در نظریه‌ «مارپیچ سکوت» (۱۹۷۴) داده‌های تجربی متفاوتی ارائه داد: افراد پیش از بیان یک عقیده، ناخودآگاه فضای اطراف را می‌سنجند و اگر احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است یا با هنجار غالب همخوانی ندارد، ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

این سکوت‌های تکرارشونده، خودشان به بخشی از فضای غالب بدل می‌شوند و اقلیت واقعی را حتی خاموش‌تر می‌کنند، چرخه‌ای که نویمان آن را مستقل از سرکوب مستقیم دولتی می‌دانست.

تیمور کوران، اقتصاددان و نظریه‌پرداز آمریکایی ترک‌تبار، مفهوم «کژنمایی ترجیحات» (Preference Falsification) را در کتاب «دروغ‌های خصوصی، حقایق همگانی» (۱۹۹۵) صورت‌بندی کرد: انسان‌ها در نظام‌های پرهزینه برای مخالفت، عقیده‌ واقعی خود را پنهان و نسخه‌ای پذیرفته‌شده از آن را ابراز می‌کنند.

کوران نشان داد این وضعیت می‌تواند سال‌ها پایدار بماند، تا لحظه‌ای که یک رویداد کوچک، آستانه‌ سکوت جمعی را می‌شکند و تغییری ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی رقم می‌زند، پدیده‌ای که او آن را در تحلیل فروپاشی نظام‌های سیاسی به‌کار برد.

آنچه این سه چارچوب فکری به ما نشان می‌دهند، آن است که سانسور همیشه از بیرون تحمیل نمی‌شود، بلکه گاهی خروجی محاسبه‌ای است که هر فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، درباره هزینه‌ «گفتن» انجام می‌دهد.

#سانسور #آزاداندیشی #آزادی_عقیده #آزادی_بیان #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌8
Forwarded from گفت‌وشنود
حق بیان و حد آن
مرز میان گفت‌وگوی آزاد و نفرت‌پراکنی از نگاه حقوق بشر

جان استوارت میل در «رساله‌ای درباره‌ آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را این‌گونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.

میل هشدار می‌داد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم می‌کند.

میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده‌ ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین می‌شناسد، اما در ماده‌ی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره‌ این حمایت خارج می‌کند.

این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقی‌ای را ترسیم می‌کنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده می‌شود.

سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا می‌خواند یا نه.

بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، به‌خودی‌خود آن را در ردیف نفرت‌پراکنی قابل تعقیب قرار نمی‌دهد.

نمونه‌ مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده‌ «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامه‌نگاری که مصاحبه‌ای حاوی اظهارات نژادپرستانه‌ افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرت‌پراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.

آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمی‌آید، نشان می‌دهد خط میان گفت‌وگوی آزاد و نفرت‌پراکنی، نه یک قاعده‌ ساده و همیشگی، بلکه ارزیابی‌ای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.

#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍7❤2👌2🥰1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
کشوری که هیچ دینی در آن اکثریت ندارد
رازهای نقشه‌ تازه‌ دین‌های جهان

تصور کن وارد کشوری بشی که اگر از صد نفر بپرسی «دینت چیه؟»، هیچ جوابی به‌تنهایی نصف جمعیت رو پوشش نمی‌ده. چنین جایی وجود داره؛ نه یکی، بلکه هفت‌تا! و تازه‌ترین گزارش مرکز تحقیقات پیو دقیقا همین دنیای رنگارنگ دینی رو زیر ذره‌بین برده.

پیو در گزارش تازه‌اش با عنوان «تنوع دینی در جهان» (فوریه ۲۰۲۶)، با فرمولی وام‌گرفته از اکولوژی، همون فرمولی که زیست‌شناس‌ها برای سنجش تنوع گونه‌ها استفاده می‌کنن، تنوع دینی ۲۰۱ کشور و منطقه‌ای رو اندازه گرفته که ۹۹.۹۸٪ جمعیت جهان رو تشکیل می‌دن.

نتیجه؟ سنگاپور عنوان متنوع‌ترین کشور جهان از نظر دین رو از آن خودش کرده، اما در میان کشورهای پرجمعیت بالای ۱۲۰ میلیون نفر، آمریکا رتبه‌ اول تنوع دینی رو داره؛ کشوری که مسیحیان هنوز ۶۴٪ جمعیتش رو تشکیل می‌دن اما بی‌دین‌ها با رشدی چشمگیر به حدود ۳۰٪ رسیده‌اند.

جالب‌تر این‌جاست که هفت کشور در دنیا هیچ اکثریت دینی مشخصی ندارند: بریتانیا، موریس، کره‌جنوبی، استرالیا، فرانسه، ساحل عاج و سنگاپور. در این کشورها نه مسیحیت، نه اسلام و نه هیچ دین دیگری به‌تنهایی نصف جمعیت رو در اختیار نداره.

در نقطه‌ مقابل، خاورمیانه و شمال آفریقا کم‌تنوع‌ترین منطقه‌ی جهانه؛ جایی‌که کشورهایی مثل تونس، عراق، ایران، سومالی، افغانستان و یمن بیش از ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارند.

با این حال، هنوز ۴۳ کشور جهان بیش از ۹۵٪ جمعیت‌شون به یک دین خاص تعلق داره؛ عمدتا مسلمان (۲۵ کشور)، مسیحی (۱۷ کشور) یا بودایی (۱ کشور). یعنی دنیا هنوز بیشتر «تک‌رنگ» است تا رنگین‌کمان.

#آزادی_دین #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤15🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی

دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن می‌گوید. صدایش می‌لرزد. کنارش زنی می‌نشیند که راهش را به آن‌جا باز کرده و سخنانش را ترجمه می‌کند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا می‌یابد که جهان آن را «بشنود».

در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیت‌های دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راه‌های موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.

کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیده‌شدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان به‌جای دیدن آنان صرفا به‌عنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.

هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنج‌شان می‌توانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدی‌های محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکل‌گیری فشار عمومی برای شناسایی جنایت‌های داعش به‌عنوان نسل‌کشی بوده است.

الگوی رهبری او را می‌توان «ترجمه بین جهان‌ها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاه‌های پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی می‌آید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سن‌دیگو و تحصیل در آکسفورد. مهم‌تر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنان‌که با اخلص، بازمانده‌ی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.

کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایت‌های داعش علیه ایزدی‌ها را نسل‌کشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمان‌های غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطه‌های قابل‌اعتماد نیاز داشتند و دولت‌ها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.

▪️درس‌هایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیت‌ها باید مسئله‌ای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغه‌ی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانه‌ای رفتار کرد.
کنش‌گری موثر نیازمند صبر، چندساحتی‌بودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست می‌آید.

متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»

https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/

#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤5🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
چرا میل باور داشت سکوت یک نفر، ضرر همه ماست؟

جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه‌ لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی می‌توانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله‌ جامعه در زندگی فرد کجاست؟

پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی می‌توان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترل‌کننده‌ مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه‌ حقوق مدنی در دموکراسی‌های غربی است.

میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگ‌شدن. او هشدار داد جامعه می‌تواند بی‌آنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسل‌کردن» (cancel culture) بازتاب دارد.

درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیده‌ای غلط باشد، خاموش‌کردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده می‌شود. او نوشت سکوت‌کردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگ‌بنای دفاع از آزادی مطبوعات است.

میل تکثر شیوه‌های زندگی را ارزش می‌دانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه می‌دید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود می‌کشاند، نه امنیت.

تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه‌ آزادی-محور توسعه‌اش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگه‌هایی از اصل آسیب او دارند.

میراث میل امروز در بحث‌های پلتفرم‌های اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیت‌ها زنده است؛ او یادآوری می‌کند آزادی واقعی، تحمل عقیده‌ای است که از آن بیزاریم.

#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍7👌3❤2
Forwarded from گفت‌وشنود
اعلامیه‌ای که «حق تغییر دین» را به رسمیت شناخت
سطری که کمتر کسی می‌خواند

سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر، ماده‌ی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحث‌برانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده‌ خود را «تغییر دهد».

این عبارت به‌طور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبه‌رو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلام‌شده‌اش همین ماده بود.

با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در ماده‌ی ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.

هاینر بیله‌فلت، گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارش‌های رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بین‌الملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمی‌پذیرد؛ حتی دولت‌هایی که سایر جنبه‌های دینداری را تنظیم می‌کنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.

عبدالله احمد النعیم، حقوق‌دان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان می‌دهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره‌ ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته‌ او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه‌ فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.

پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیت‌های جهانی بر دین» (به‌روزرسانی ۲۰۲۲) داده‌هایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمع‌آوری کرده که نشان می‌دهد در تعداد قابل‌توجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمی‌گیرد.

آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصله‌ای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دست‌وپنجه نرم می‌شود.

#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤5👍3👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
توماس دِ تورکمادا
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد

اسمش را می‌شنوید و بی‌اختیار به یاد وحشت می‌افتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیش‌گر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور می‌توانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرون‌وسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیست‌ویکم.

▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت به‌شدت درهم‌تنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی می‌شد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.


▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیش‌تر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم می‌شدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کرده‌اند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟


▪️اخراج، محرومیت و ازدست‌رفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمی‌شود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی می‌شود.


▪️آیا ترس می‌تواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاش‌هایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهم‌ترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده می‌ماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیت‌های دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبه‌نفس آن جامعه است؟

متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیش‌گر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/

#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤5🕊3👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
آیزایا برلین
آزادی از چه، یا آزادی برای چه؟

سال ۱۹۵۸، آیزایا برلین، فیلسوف بریتانیایی-لتونیایی‌تبار، در دانشگاه آکسفورد سخنرانی‌ای ایراد کرد که به یکی از تاثیرگذارترین متون فلسفه سیاسی قرن بیستم تبدیل شد: «دو مفهوم آزادی». پرسش او ساده اما بنیان‌کن بود: وقتی می‌گوییم «آزادم»، دقیقا از چه چیزی سخن می‌گوییم؟

برلین آزادی را به دو نوع تقسیم کرد.
نخست، «آزادی منفی»: نبود مانع بیرونی برای کنش فرد ، یعنی فضایی که در آن دیگران در کار من دخالت نکنند. او نوشت هرچه این فضا وسیع‌تر باشد، آزادی من بیشتر است.
دوم، «آزادی مثبت»: توانایی فرد برای خودفرمانی، تحقق «خویشتن حقیقی»‌اش. این مفهوم در ظاهر الهام‌بخش است، اما برلین هشدار داد دقیقا همین‌جا خطر پنهان است.

استدلال او این بود: اگر کسی ادعا کند می‌داند «خویشتن حقیقی» یا «منافع واقعی» تو چیست، حتی اگر خودت آن را نخواهی، می‌تواند سرکوبت را به نام آزادسازی توجیه کند.
برلین این را ریشه‌ فکری توتالیتاریسم‌های قرن بیستم دانست.

او مستقیما به مارکسیسم و ایدئولوژی‌های انقلابی اشاره کرد که به نام رساندن انسان به «آزادی حقیقی»، آزادی واقعی افراد را از بین می‌بردند؛ به گفته‌ او، «این بدترین سوءاستفاده از مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه» بود.

برلین با این تحلیل، مدافع سرسخت لیبرالیسم کثرت‌گرا شد، او باور داشت جامعه‌ آزاد باید فضایی خصوصی برای فرد تضمین کند، بدون اینکه کسی مدعی شود می‌داند «راه درست زندگی» برای دیگران چیست.
میراث او امروز در نقد دولت‌های پدرسالار توتالیتر و ایدئولوژی‌های رهایی‌بخش سرکوبگر، همچنان زنده و پرکاربرد است.

#آیزایا_برلین #آزادی #توتالیتریسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤12👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
ارتداد: مردود شدن در دین!
امری که در جمهوری اسلامی مجازاتش مرگ است
ورق بزنید

اداره یک کانال تلگرامی در جمهوری اسلامی می‌تواند به قیمت جانتان تمام شود. در اردیبهشت ۱۴۰۲، یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارعی صرفا به‌خاطر مدیریت کانال‌هایی با محتوای انتقادی از اسلام اعدام شدند؛ اتهامشان «سب‌النبی» و «ارتداد فطری» بود. جالب اینکه همان رسانه دولتی که خبر اعدام را داد، جایی دیگر نوشته بود «بیش‌ترین جعلیات درباره ائمه از سوی برخی منبری‌هاست»!

ارتداد چیست؟
ارتداد یعنی بازگشت، در اصطلاح دینی یعنی انکار دین یا خروج از آن؛ در مسیحیت و یهودیت نیز معادلی دارد که با مجازات سخت یا طرد اجتماعی همراه بوده است. در فقه اسلامی، ارتداد دو دسته دارد: «فطری» (زاده خانواده مسلمان که اسلام را ترک کرده) و «ملی» (کسی که ابتدا غیرمسلمان بوده و بعد اسلام را کنار گذاشته).

در قرآن و فقه شیعه
قرآن در آیه ۲۱۷ سوره بقره، بر عواقب اخروی ارتداد تاکید دارد و روایات اسلامی آن را از بزرگ‌ترین گناهان می‌دانند. در فقه شیعه، مجازات ارتداد اعدام برای مردان و حبس ابد برای زنان است. با این حال، حسینعلی منتظری پیشنهاد داد مجازات ارتداد به مسائل مدنی محدود شود؛ او تغییر عقیده را غیر از ارتداد می‌دانست.

قربانیان ارتداد در ایران
پس از استقرار جمهوری اسلامی، احکام اعدام بسیاری بر پایه ارتداد صادر شد: چپ‌گرایانی در دهه شصت به جرم الحاد اعدام شدند، علی دشتی زیر شکنجه در بیمارستان درگذشت و منتقدانی مانند برقعی و قلمداران بارها ترور شدند. حکم ارتداد گاه علنی نمی‌شود اما در خفا اجرا می‌گردد؛ احکام مشابهی علیه بهاییان و نوکیشان مسیحی نیز صادر شده است.

ارتداد فراتر از مرزهای ایران
حکم ارتداد مرزهای ایران را نیز درنوردیده است. خمینی در ۱۹۸۹ سلمان رشدی را به خاطر رمان «آیات شیطانی» مرتد و مهدورالدم اعلام کرد؛ فتوایی که به قتل هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی و حمله به رشدی در ۲۰۲۲ انجامید. در آذربایجان نیز، پس از فتوای یک مرجع تقلید ایرانی علیه رافق تقی، نویسنده منتقد اسلام، او در ۲۰۱۱ با چاقو کشته شد.

پرسشی که هنوز باز است
منتقدان حقوق بشر، قوانین ارتداد را ناقض آزادی بیان و آزادی دین می‌دانند و برخی فقها معتقدند مجازات آن تنها در صورت اختلال اجتماعی موجه است. پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا تغییر عقیده جرم است؟ برخی متفکران بر این باورند که ارتداد بیش از آنکه مسئله دینی باشد، ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان و کنترل اجتماعی بوده است.


نسخه کامل این یادداشت را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
ارتداد: مردود شدن در دین!

https://dialog.tavaana.org/apostasy-2/

#ارتداد #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍13🕊3
Forwarded from گفت‌وشنود
«از تاریکی بیگانگی
به درخشش یگانگی»
وقتی برای حق «دیگری» می‌ایستیم
ورق بزنید

تحولات اجتماعی و جنبش‌ها و خیز‌ش‌های ایرانیان در سال‌های گذشته، در کنار تمامی رنج‌ها و اتفاقات دردناک، دست‌آوردهای بزرگی نیز به همراه داشته‌است: شجاعت‌هایی که تکثیر شدند، تجربیات و درس‌هایی که آموخته شدند، مسیری که پیموده شد، بازنگری‌های عمیق فرهنگی، دینی و اخلاقی، بازتعریف هویت میهنی و فهم نقش و مسئولیت فرد فرد شهروندان در امر سیاست، به معنای لزوم ایجاد تاثیر یا تغییر در حکمرانی.

▪️آنانی که ورق را برگرداندند
اعتراضات پس از مهسا ژینا خیلی زود از موضوع دین و حجاب تحمیلی و اجباری فراتر رفت. برای بخش بزرگی از ایرانیان، مهسا یک دختر غریبه نبود. او تبدیل «خویشتن» تک تک ایرانیان شد: مردمی که سزاوار ستم‌گری بی‌رحم و بی‌امان یک فرقه متعصب و پرادعا نیستند. دیرزمانی بود که بسیاری از ایرانیان، اخلاقیات اجباری و دین تحمیلی را به رسمیت نمی‌شناختند، ولی این بار دیگر صبر و سکوت چاره کار به نظر نمی‌رسید. خیزش فراگیر مردم ایران به همین دلیل به یک جنبش فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی تبدیل شد که نگاه بسیاری از ایرانیان به کرامت و مقام انسان، چه زن و چه مرد، آزادی فردی، حکومت، میهن، دین، تحمیل فرقه‌ای و کنشگری را تغییر داد.


▪️گام بلند به سمت یگانگی 
یکی از مهم ترین ویژگی های این جنبش آن بود که مطالبه حقوق زنان تنها بر دوش زنان باقی نماند. مردان بسیاری نیز در کنار زنان ایستادند و برای حقی اعتراض کردند که مستقیما درباره پوشش خود آنان نبود. همین همراهی اهمیت داشت: آزادی زمانی به یک ارزش عمومی تبدیل میشود که انسان برای حق دیگری نیز بایستد. همبستگی در ساحت‌های گوناگون قدرت گرفت: مردان در کنار زنان، همراهی مردم از لایه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، و حمایت مناطق ایران از هم. 


▪️شکستن دیوار بیگانگی
حکومت فرقه‌ای ولایت فقیه که سال ها با تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، مومن و بی دین، و باحجاب یا بی‌حجاب حکومت کرده بود، با تصویری متفاوت روبرو شد: انسان‌هایی متفاوت که می‌خواهند بر سر آزادی و کرامت یکدیگر با هم متحد شوند؛ ایرانیانی که دیگر اسیر بازی «تفرقه بینداز و حکومت کن» نمی‌شوند. مردمی که از ابزار همیشگی فرقه حاکم، یعنی ترس و ترور دیگر پا پس نمی‌کشند و فریب گفتمان دشمنی‎افکن و نفرت‌پراکن آن را نمی‌خورند. ملتی که از خرافه‌پرستی اجباری به ستوه آمده است و می‌خواهد زندگی خود را بر اساس ارزش‌های اخلاقی مانند عدالت، آزادی و انصاف بنا کند.

▪️ایران در میانه یک رنسانس؟
شاید بتوان آنچه را در جامعه ایران جریان دارد یک نوزایی فکری و اخلاقی دانست: بازاندیشی در ارزش‌هایی که پیروی می‌کنیم، قدرت، و مسئولیت فردی، گروهی و ملی. نسلی تازه بسیاری از ارزش های موروثی را دوباره می‌سنجد و رابطه خود را با آزادی و با «آن دیگری» را از نو تعریف می‌کند. نگاهی به مدارا و همزیستی و دشمنان اعتقادی و قسم‌خورده‌اش. شاید این دگرگونی هنوز کامل نیست، اما نشانه های آن هر روز آشکارتر می‌شود.

▪️گمان مبر که به پایان رسید کار مغان...
ایران از زمان جنبش مشروطه راهی طولانی پیموده است. تحولات فکری، فرهنگی و اخلاقی ایرانیان در یک دهه گذشته چشمگیر، و گاهی بسیار دردناک بوده است. فرقه ولایت فقیه کوشش زیادی کرد با سرکوب‌های خونین، بتواند جلو سیر تاریخی ایرانیان به سوی آزادی و عدالت را سد کند. اما اتفاقات روزها، هفته‌ها و سال‌های پیش و پس از خیزش زن، زندگی، آزادی به روشنی نشان داد که جنبش آزادی‌ و عدالت‌خواهی ایرانیان در حال آموختن، رشد کردن و بالغ‌‎شدن بوده است، و فصل‌های دیگر تحولات عمیق گفتمانی و اجتماعی در راه خواهند بود.

#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #آزادی_خواهی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍11👌2❤1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
سال‌روز انتشار «آیات شیطانی»
کدام قسمت کتاب سلمان رشدی، توهین به محمد بود؟

آیات شیطانی نام رمانی است که در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸ منتشر شد؛ شاید اگر خمینی دستور قتل نویسنده آن را نداده بود، این کتاب در جهان تا این اندازه مشهور نمی‌شد. اما سلمان رشدی امروز بیش از هر چیز با این کتاب و رویکرد تروریستی خاصی که با آن تهدید شده بود شناخته می‌شود. پرسشی که در میان هیاهوها کمتر مجال بررسی پیدا کرد این بود: رشدی دقیقا چه نوشته بود؟ چه تعداد از کسانی که خواستار مجازات او بودند، اساسا کتاب را خوانده بودند؟

▪️چرا نام کتاب «آیات شیطانی» است؟
عنوان کتاب ابداع ادبی سلمان رشدی نیست. این عنوان به روایتی قدیمی در منابع اولیه اسلامی اشاره داشت که با عنوان «ماجرای غرانیق» شناخته می‌شود. بر اساس این روایت، محمد هنگام خواندن آیات سوره نجم، عباراتی ستایش‌آمیز درباره سه خدای قدیمی شهر مکه (لات، عزی و منات) بر زبان آورده بود. مدتی بعد، با این بهانه که این آیات وحی خدا نبوده‌اند بلکه القاء شیطان بر محمد بوده‌اند، این آیات از قرآن حذف شدند. از آن زمان، این سوال که از کجا بدانیم بقیه آیات قرآن، القاء الله بوده‌اند و نه شیطان، سوالی خطرناک محسوب می‌شد.

▪️ماجرای آیات درباره سه خدای مکه را چه کسانی نقل کرده‌بودند؟
روایت آیات غرانیق، یا به اصطلاح اسلامی، آیات شیطان، در شماری از منابع اولیه مسلمانان، از جمله آثار ابن سعد، واقدی و طبری، ثبت شده است. پژوهش مفصل شهاب احمد درباره این موضوع حتی استدلال می‌کند که روایت غرانیق در دو قرن نخست اسلام روایتی شناخته‌شده و به‌طور گسترده پذیرفته‌شده بود؛ هرچند بعدها جریان غالب اسلامی آن را رد و از تاریخ‌نویسی اسلامی حذف کرد. بنابراین یکی از جنجالی‌ترین عناصر کتاب رشدی از هیچ ساخته نشده بود. او فقط یک روایت موجود اما سرکوب‌شده در تاریخ‌نگاری اولیه اسلامی را وارد یک اثر ادبی و تخیلی کرده بود.

▪️آیا کتاب هیچ مطلب توهین‌آمیزی داشت؟
آیات شیطانی یک کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ اسلام نیست؛ رمانی طنزآمیز، استعاری و گاه بی‌پروا است. رشدی در بخش‌هایی از رمان، شخصیت‌ها و رویدادهایی را با الهام از محمد و زنان او و تاریخ آغاز اسلام بازسازی و هجو می‌کند. همین بخش‌ها برای بسیاری از مسلمانان بسیار دردناک بود. این که چه چیزی را توهین بدانیم، یک قضاوت ارزشی است. اما این تصور که تمام ماجرای «آیات شیطانی» ساخته ذهن رشدی و جعل تاریخ اسلام بوده، درست نیست.

▪️اعتراض‌ها پیش از فتوای خمینی آغاز شده بودند
مسلمانان در کشورهای هند و پاکستان پیش از فتوای خمینی اعتراضاتی را آغاز کرده بودند اما فتوای خمینی مدتی بعد صادر شد. در دوازده فوریه در پاکستان چند مسلمان در درگیری با پلیس کشته شدند و تنها دو روز بعد، در ۱۴ فوریه، خمینی حکم قتل رشدی را اعلام کرد.آیا خمینی خود را با مسلمانان شبه‌قاره هند در همبستگی می‌دید؟ برخی تحلیل‌گران تصور می‌کنند او خود را در رقایت با مسلمانان پاکستانی می‌دانست و می‌خواست خود را «مسلمان واقعی» و «با غیرت» نشان دهد. 

▪️چرا خمینی و پیروانش به سایر «توهین‌ها» پاسخی ندادند؟
فتوای خمینی تصویری ویژه از اسلام به ویژه تروریسم مبتنی بر ایمان مذهبی به مردم جهان ارائه داد. واقعیت این بود که نقدهای بسیار تند به اسلام، قرآن و محمد قرن‌ها پیش از رشدی وجود داشتند. مخالفان مذهبی، متفکران شکاک و حتی نویسندگان برخاسته از جوامع مسلمان پیش از آیات شیطانی مطالبی نوشته بودند که از نظر بسیاری از مسلمانان به همان اندازه یا حتی بیشتر توهین‌آمیز محسوب می‌شدند. پس از خمینی هم افراد بسیاری نسبت به اسلام و محمد نظراتی بسیار تند بیان می‌کنند یا حتی درباره آن طنز یا آثار توهین‌آمیز موسیقایی و ادبی می‌سازند. به نظر می‌رسد هراس‌افکنی فرقه‌ای که خمینی آن را رهبری می‌کرد، شاید نتیجه‌ای عکس داده باشد. 

#سلمان_رشدی #توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #آیات_شیطانی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍13❤4👌1
مصطفی مطوری: پنج ماه است تلفن همراهم را توقیف کرده‌اند؛ برای حضور در دادگاه وکیلم مرا از پله‌ها بالا برد

مصطفی مطوری، خبرنگار و فعال اجتماعیِ دارای معلولیت از شهر چغادک، در یادداشتی خطاب به رئیس‌کل دادگستری استان بوشهر از ادامه توقیف تلفن همراه و مشکلاتی که به گفته او در روند پرونده‌های قضایی‌اش پیش آمده، انتقاد کرد.
مطوری که این یادداشت را چند روز پیش در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام منتشر کرد، نوشت حدود پنج ماه پیش سه فرد لباس‌شخصی بدون حضور مأمور رسمی وارد خانه‌اش شدند و تلفن همراه، لپ‌تاپ، هارد و دفترهای کاری او را با خود بردند. او می‌گوید با وجود پیگیری و دستور رئیس‌کل دادگستری استان، تلفن همراهش هنوز به او بازگردانده نشده است؛ تلفنی که به گفته او با وام ۲۳درصدی خریده بود و توقیف آن کار و زندگی‌اش را مختل کرده است.
تصویر منتشرشده همراه این روایت، وکیل مطوری را نشان می‌دهد که او را در آغوش گرفته و از پله‌ها به طبقه سوم دادگاه می‌برد. مطوری می‌گوید با وجود استفاده از ویلچر و نبود آسانسور، از او خواسته شده بود برای حضور نزد قاضی به طبقه سوم برود. به گفته او، وکیلش ناچار شد او را از پله‌ها بالا ببرد.
مطوری همچنین از تشکیل دو پرونده با اتهام‌های مشابه خبر داده است. او می‌گوید در یکی از پرونده‌ها، با وجود آنکه از ابلاغ حکم ۹ ماه حبس غیابی در سامانه ثنا اطلاعی نداشته و ابلاغ کتبی نیز دریافت نکرده بود، بازداشت و به زندان بند مالی منتقل شد و سپس با تأمین کفیل آزاد شد. او در روایتش از ورودهای مکرر به خانه و بردن وسایل شخصی خانواده نیز سخن گفته است.
این خبرنگار دارای معلولیت می‌گوید ماهانه حدود دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان کمک‌هزینه از بهزیستی دریافت می‌کند و برایش ۲۳ میلیون تومان جزای نقدی تعیین شده است؛ مبلغی که به گفته او، بیش از یک سال کمک‌هزینه او را شامل می‌شود.
مطوری ضمن قدردانی از وکلایش، مسلم رویین و نادر پژمان، که به گفته او رایگان از وی دفاع کرده‌اند، خواستار رسیدگی به وضعیت پرونده‌ها و بازگرداندن تلفن همراهش شده است.

#مصطفی_مطوری #معلولیت #آزادی

@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤4🕊2💯2