Forwarded from گفتوشنود
این تصویری از کاخ گلستان در تهران است.
یک خانم محجبه در کنار یک خانم با پوشش اختیاری مطلوب خویش.
هر دو کنار یکدیگر در یک مکان تاریخی - تفریحی. با دو پوشش متفاوت ولی با رویکردی مسالمتآمیز و برای لذتبردن از یک مکان تاریخی و تفریحی.
همزیستی مسالمتآمیز به همین سادگی است. با پذیرش تفاوتها و به رسمیتشناختن دیگریها.
وقتی از این گفته میشود که ایران میتواند علیرغم گوناگونیهای عقیدتی و باورها، کشوری نمونه برای پلورالیسم دینی باشد، سخن از مسئلهای ناممکن به میان نمیآوریم.
کافی است انسانیت را فراتر از عقیده بدانیم و در جهت پاسداست حقوق بنیادین دیگر به عنوان یک «انسان» فعالیت کنیم.
خداباور و خداناباور، مسلمان و غیرمسلمان، در انسانیت و ایرانیت شریک و همسان یکدیگر هستیم.
تفاوتها را قدر بنهیم و در جهت تعمیق همزیستی بکوشیم.
#همزیستی #پلورالیسم #تکثر_دینی #سبک_زندگی #پذیرش #پوشش_اختیاری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یک خانم محجبه در کنار یک خانم با پوشش اختیاری مطلوب خویش.
هر دو کنار یکدیگر در یک مکان تاریخی - تفریحی. با دو پوشش متفاوت ولی با رویکردی مسالمتآمیز و برای لذتبردن از یک مکان تاریخی و تفریحی.
همزیستی مسالمتآمیز به همین سادگی است. با پذیرش تفاوتها و به رسمیتشناختن دیگریها.
وقتی از این گفته میشود که ایران میتواند علیرغم گوناگونیهای عقیدتی و باورها، کشوری نمونه برای پلورالیسم دینی باشد، سخن از مسئلهای ناممکن به میان نمیآوریم.
کافی است انسانیت را فراتر از عقیده بدانیم و در جهت پاسداست حقوق بنیادین دیگر به عنوان یک «انسان» فعالیت کنیم.
خداباور و خداناباور، مسلمان و غیرمسلمان، در انسانیت و ایرانیت شریک و همسان یکدیگر هستیم.
تفاوتها را قدر بنهیم و در جهت تعمیق همزیستی بکوشیم.
#همزیستی #پلورالیسم #تکثر_دینی #سبک_زندگی #پذیرش #پوشش_اختیاری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤71👍21🔥2🕊2
یکدستسازی
طرح از رضا عقیلی
@rezacartoon
https://dialog.tavaana.org/homogenization/
ایران به لحاظ مذهبی و فرهنگی و باور و عقیده، کشوری متکثر است و حذف این تکثر به ناگزیر به استبداد منتهی میشود.
#گفتگو_توانا #کارتون_انتقادی #تکثر #استبداد
@Dialogue1402
طرح از رضا عقیلی
@rezacartoon
https://dialog.tavaana.org/homogenization/
ایران به لحاظ مذهبی و فرهنگی و باور و عقیده، کشوری متکثر است و حذف این تکثر به ناگزیر به استبداد منتهی میشود.
#گفتگو_توانا #کارتون_انتقادی #تکثر #استبداد
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
جملات بشار اسد، دیکتاتور سرنگونشده سوریه در سال ۲۰۱۷ میلادی موجب تاسف گروهها و سازمانهای حقوق بشری شده بود؛ چون اسد گفته بود که اگرچه جوانان و زیرساختها از دست رفته ولی در عوض جامعهای سالمتر (healthier) و همگنتر (more homogeneous) داریم! اظهارات او باعث شده بود که برخی تحلیلگران یاد پروپاگاندای حکومت هیتلر بیافتند که از «راه حل نهایی» برای اصلاحات بنیادی در جامعه حرف میزد و البته مقصودش قلع و قمع کردن اقلیت یهودی بود!
حالا باید از او پرسید چه چیزی را برای سوریه بجاگذاشتهای؟ آیا حاکمشدن یک جریان اسلامگرای افراطی بر سوریه فعلی نشانه سلامت است؟ نشانه همگنبودن است؟
محمدجواد اکبرین اسلامشناس و تحلیلگر پس از سقوط اسد، جملات او را به یاد میآورد و کارگردانان جلوصحنه و پشتصحنه چنان جامعهای را به روایت خود اسد ذکر میکند.
#رواداری #تنوع #تکثر #چند_صدایی #گفتگو
@dialogue1402
حالا باید از او پرسید چه چیزی را برای سوریه بجاگذاشتهای؟ آیا حاکمشدن یک جریان اسلامگرای افراطی بر سوریه فعلی نشانه سلامت است؟ نشانه همگنبودن است؟
محمدجواد اکبرین اسلامشناس و تحلیلگر پس از سقوط اسد، جملات او را به یاد میآورد و کارگردانان جلوصحنه و پشتصحنه چنان جامعهای را به روایت خود اسد ذکر میکند.
#رواداری #تنوع #تکثر #چند_صدایی #گفتگو
@dialogue1402
👍21
Forwarded from گفتوشنود
حق دانستن حقیقت؛ پلی میان انسانها، نه دیواری میان باورها
۲۴ مارس، روز جهانی «حق دانستن حقیقت» است. اما این حق، فقط یک خواسته سیاسی نیست؛ یک نیاز انسانی است، نیاز به دانستن، به فهمیدن، به روشنشدن آنچه بر ما گذشته است. دانستن حقیقت، یعنی به رسمیت شناختن انسانها، دردهایشان، روایتهایشان، و تنوع نگاهشان به جهان.
اگر حقیقت را فقط در انحصار یک باور، یک ایدئولوژی، یا یک روایت خاص ببندیم، در واقع انسان را به نسخهای واحد و بیجان تقلیل دادهایم. گاهی حقیقت، تلخ است؛ گاهی چندلایه؛ گاهی هم ناتمام. اما تنها در گفتوگو با یکدیگر، در کنار گذاشتن پیشداوریها، و در شنیدن صدای کسانی که مثل ما فکر نمیکنند، میتوانیم به حقیقتی انسانی نزدیک شویم، نه حقیقتی ایدئولوژیک.
وقتی حاکمیتها حقیقت را جعل یا پنهان میکنند، اولین چیزی که از بین میرود، اعتماد عمومی است. اما در سطح جامعه هم، اگر ما حقیقت را فقط در روایت خود ببینیم و دیگران را بهخاطر باورهای دینی، غیردینی، یا عقاید متفاوتشان طرد کنیم، در حقیقت در حال بازتولید همان چرخهی انکار و حذف هستیم.
حق دانستن، حق همهی انسانهاست. نه فقط برای یافتن حقیقت تاریخی و سیاسی، بلکه برای درک دیگری؛ دیگریای که شاید مثل ما نماز نخواند، روزه نگیرد، یا بالعکس، مؤمن و متعبد باشد. گفتوگو با دیگری، درک تجربهی زیستهی او، و شنیدن بدون قضاوت، نقطهی آغاز رواداری است.
اگر به جای ترس از تفاوتها، آنها را به عنوان واقعیتهای زندگی انسانی بپذیریم، حقیقت برایمان به ابزاری برای حذف و سلطه تبدیل نمیشود، بلکه به پلی میرسد برای اتصال دلها، برای ساختن جهانی که در آن هر صدا، حتی اگر مخالف ما باشد، حق شنیدهشدن داشته باشد.
در روز جهانی دانستن حقیقت، بیاییم این حق را نه فقط از حاکمان، بلکه از یکدیگر هم مطالبه کنیم؛ با احترام، با همدلی، و با پذیرش تفاوت.
#حقیقت #باور #پلورالیسم #تکثر #تنوع #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حق دانستن حقیقت؛ پلی میان انسانها، نه دیواری میان باورها
۲۴ مارس، روز جهانی «حق دانستن حقیقت» است. اما این حق، فقط یک خواسته سیاسی نیست؛ یک نیاز انسانی است، نیاز به دانستن، به فهمیدن، به روشنشدن آنچه بر ما گذشته است. دانستن حقیقت، یعنی به رسمیت شناختن انسانها، دردهایشان، روایتهایشان، و تنوع نگاهشان به جهان.
اگر حقیقت را فقط در انحصار یک باور، یک ایدئولوژی، یا یک روایت خاص ببندیم، در واقع انسان را به نسخهای واحد و بیجان تقلیل دادهایم. گاهی حقیقت، تلخ است؛ گاهی چندلایه؛ گاهی هم ناتمام. اما تنها در گفتوگو با یکدیگر، در کنار گذاشتن پیشداوریها، و در شنیدن صدای کسانی که مثل ما فکر نمیکنند، میتوانیم به حقیقتی انسانی نزدیک شویم، نه حقیقتی ایدئولوژیک.
وقتی حاکمیتها حقیقت را جعل یا پنهان میکنند، اولین چیزی که از بین میرود، اعتماد عمومی است. اما در سطح جامعه هم، اگر ما حقیقت را فقط در روایت خود ببینیم و دیگران را بهخاطر باورهای دینی، غیردینی، یا عقاید متفاوتشان طرد کنیم، در حقیقت در حال بازتولید همان چرخهی انکار و حذف هستیم.
حق دانستن، حق همهی انسانهاست. نه فقط برای یافتن حقیقت تاریخی و سیاسی، بلکه برای درک دیگری؛ دیگریای که شاید مثل ما نماز نخواند، روزه نگیرد، یا بالعکس، مؤمن و متعبد باشد. گفتوگو با دیگری، درک تجربهی زیستهی او، و شنیدن بدون قضاوت، نقطهی آغاز رواداری است.
اگر به جای ترس از تفاوتها، آنها را به عنوان واقعیتهای زندگی انسانی بپذیریم، حقیقت برایمان به ابزاری برای حذف و سلطه تبدیل نمیشود، بلکه به پلی میرسد برای اتصال دلها، برای ساختن جهانی که در آن هر صدا، حتی اگر مخالف ما باشد، حق شنیدهشدن داشته باشد.
در روز جهانی دانستن حقیقت، بیاییم این حق را نه فقط از حاکمان، بلکه از یکدیگر هم مطالبه کنیم؛ با احترام، با همدلی، و با پذیرش تفاوت.
#حقیقت #باور #پلورالیسم #تکثر #تنوع #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤2
ایران فردا؛
همبستگی ملی و حق تعیین سرنوشت برای همه
در بزنگاههای تاریخی، ملتها ناچار میشوند درباره آینده خود تصمیمی بنیادین بگیرند. درست مثل امروز که همه بر این باورند که نظام سیاسی حاکم بر ایران با بحرانی عمیق از مشروعیت و کارآمدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، تجربههای تاریخی در جهان نشان میدهد که مهمترین اصل برای عبور از دورههای گذار، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم است؛ حقی که در اسناد بنیادین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی به این معناست که مردم یک کشور بتوانند آزادانه درباره شکل حکومت، قوانین اساسی، و مسیر توسعه اجتماعی و اقتصادی خود تصمیم بگیرند. این حق نه به گروهی خاص تعلق دارد و نه به طبقه یا ایدئولوژی معینی؛ بلکه متعلق به همه ملت است. در جامعهای متکثر مانند ایران، این اصل تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان فارغ از قومیت، زبان، نژاد، دین یا باور در فرآیند تصمیمگیری سیاسی سهم برابر داشته باشند.
تجربه قرن بیستم نشان داده است که هرگاه حق تعیین سرنوشت به نفع یک گروه یا هویت خاص مصادره شود، نتیجه آن تعمیق شکافهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی خواهد بود. در مقابل، جوامعی که توانستهاند آینده خود را بر پایه مشارکت عمومی و احترام به تکثر بنا کنند، مسیر پایدارتری برای توسعه و آزادی یافتهاند.
از این رو، اگر ایران در آستانه ورود به مرحلهای تازه از تاریخ خود قرار گرفته باشد، مهمترین سرمایه برای ساختن آیندهای پایدار همبستگی ملی است. همبستگی تنها به معنای یکسان بودن نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تفاوتها و توافق بر یک اصل مشترک است: اینکه سرنوشت کشور باید به دست همه مردم تعیین شود.
آیندهای آزاد و عادلانه برای ایران تنها زمانی شکل میگیرد که این اصل به رسمیت شناخته شود: هیچ قوم، مذهب یا جریان سیاسی مالک ایران نیست؛ ایران متعلق به همه ایرانیان است. بر پایه چنین درکی از همبستگی و تکثر است که میتوان امید داشت ملت ایران بتواند سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را آزادانه و با آیندهای درخشان رقم بزند.
#همبستگی #تکثر #برایری #پایان_دیکتاتور #پایان_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
همبستگی ملی و حق تعیین سرنوشت برای همه
در بزنگاههای تاریخی، ملتها ناچار میشوند درباره آینده خود تصمیمی بنیادین بگیرند. درست مثل امروز که همه بر این باورند که نظام سیاسی حاکم بر ایران با بحرانی عمیق از مشروعیت و کارآمدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، تجربههای تاریخی در جهان نشان میدهد که مهمترین اصل برای عبور از دورههای گذار، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم است؛ حقی که در اسناد بنیادین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی به این معناست که مردم یک کشور بتوانند آزادانه درباره شکل حکومت، قوانین اساسی، و مسیر توسعه اجتماعی و اقتصادی خود تصمیم بگیرند. این حق نه به گروهی خاص تعلق دارد و نه به طبقه یا ایدئولوژی معینی؛ بلکه متعلق به همه ملت است. در جامعهای متکثر مانند ایران، این اصل تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان فارغ از قومیت، زبان، نژاد، دین یا باور در فرآیند تصمیمگیری سیاسی سهم برابر داشته باشند.
تجربه قرن بیستم نشان داده است که هرگاه حق تعیین سرنوشت به نفع یک گروه یا هویت خاص مصادره شود، نتیجه آن تعمیق شکافهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی خواهد بود. در مقابل، جوامعی که توانستهاند آینده خود را بر پایه مشارکت عمومی و احترام به تکثر بنا کنند، مسیر پایدارتری برای توسعه و آزادی یافتهاند.
از این رو، اگر ایران در آستانه ورود به مرحلهای تازه از تاریخ خود قرار گرفته باشد، مهمترین سرمایه برای ساختن آیندهای پایدار همبستگی ملی است. همبستگی تنها به معنای یکسان بودن نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تفاوتها و توافق بر یک اصل مشترک است: اینکه سرنوشت کشور باید به دست همه مردم تعیین شود.
آیندهای آزاد و عادلانه برای ایران تنها زمانی شکل میگیرد که این اصل به رسمیت شناخته شود: هیچ قوم، مذهب یا جریان سیاسی مالک ایران نیست؛ ایران متعلق به همه ایرانیان است. بر پایه چنین درکی از همبستگی و تکثر است که میتوان امید داشت ملت ایران بتواند سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را آزادانه و با آیندهای درخشان رقم بزند.
#همبستگی #تکثر #برایری #پایان_دیکتاتور #پایان_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💯3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جمهوری اسلامی همه ایرانیان محترم هستند، اما نه همیشه!
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3
Forwarded from گفتوشنود
جان رالز و اجماع همپوشان
چگونه با وجود تفاوتها در کنار هم زندگی کنیم؟
جان رالز (John Rawls)، فیلسوف برجسته آمریکایی (۱۹۲۱-۲۰۰۲)، به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نظریهپردازان سیاسی قرن بیستم شناخته میشود. شاهکار او، کتاب «نظریهای در باب عدالت»، سنت قرارداد اجتماعی را احیا کرد و کوشید راهی برای آشتی دادن آزادی و برابری بیابد. رالز در آثار متاخر خود، بهویژه در کتاب «لیبرالیسم سیاسی»، مستقیما به مساله همزیستی و رواداری در جوامع مدرن و کثرتگرا پرداخته است.
نظریه عدالت؛ بنیان رواداری عادلانه
از دیدگاه رالز، رواداری و پذیرش نه یک ترجیح اخلاقی شخصی، بلکه سنگبنای یک ساختار سیاسی پایدار است. او معتقد است در جوامع دموکراتیک، با تکثر باورهای مذهبی، اخلاقی و فلسفی روبهرو هستیم که لزوما با هم سازگار نیستند. رالز مفاهیم زیر را برای تحقق رواداری پیشنهاد میدهد:
۱. وضعیت نخستین و پرده بیخبری (بنیان بیطرفی):
رالز پیشنهاد میکند که برای وضع اصول عادلانه، باید فرض کنیم پشت یک «پرده بیخبری» (Veil of Ignorance) هستیم؛ یعنی نمیدانیم در جامعه چه جایگاه، مذهب یا نژادی خواهیم داشت. در این حالت، ما قطعا اصولی را انتخاب میکنیم که از حقوق همه اقلیتها حمایت کند، زیرا ممکن است خودمان جزو آن اقلیت باشیم. این نقطه آغاز «پذیرش ساختاری» است.
۲. اجماع همپوشان (پذیرش در عین تفاوت):
رالز معتقد نیست که برای رسیدن به صلح، همه باید مثل هم فکر کنند. او مفهوم «اجماع همپوشان» (Overlapping Consensus) را مطرح میکند؛ به این معنا که افراد با باورهای کاملا متفاوت (مثلا یک فرد مذهبی و یک فرد سکولار)، میتوانند بر سر «اصول سیاسی عدالت» توافق کنند، در حالی که هر کدام دلایل خاص خود را از درون جهانبینی خود برای این پذیرش دارند.
۳. عقل عمومی (زبان گفتگو):
رواداری در اندیشه رالز مستلزم «عقل عمومی» (Public Reason) است. یعنی در بحثهای سیاسی و عمومی، نباید صرفا به متون مقدس یا باورهای شخصی استناد کنیم، بلکه باید از زبانی استفاده کنیم که برای همه شهروندان با هر عقیدهای قابل فهم و پذیرش باشد.
از منظر رالز، رواداری به معنای «بیتفاوتی» یا «تایید همه عقاید» نیست، بلکه به معنای احترام به آزادی وجدان دیگران است. او معتقد است یک جامعه عادلانه نباید بر پایه یک «آموزه جامع» (مثل یک دین خاص یا یک ایدئولوژی خاص) بنا شود، بلکه باید چارچوبی بیطرف باشد که در آن هر کس بتواند بر اساس باورهای خود زندگی کند، به شرطی که به حقوق برابر دیگران احترام بگذارد. در واقع، پذیرش در نگاه رالز، احترام به «عقلانیت» و «آزادی» شهروندان دیگر است.
#رواداری #جان_رالز #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه با وجود تفاوتها در کنار هم زندگی کنیم؟
جان رالز (John Rawls)، فیلسوف برجسته آمریکایی (۱۹۲۱-۲۰۰۲)، به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نظریهپردازان سیاسی قرن بیستم شناخته میشود. شاهکار او، کتاب «نظریهای در باب عدالت»، سنت قرارداد اجتماعی را احیا کرد و کوشید راهی برای آشتی دادن آزادی و برابری بیابد. رالز در آثار متاخر خود، بهویژه در کتاب «لیبرالیسم سیاسی»، مستقیما به مساله همزیستی و رواداری در جوامع مدرن و کثرتگرا پرداخته است.
نظریه عدالت؛ بنیان رواداری عادلانه
از دیدگاه رالز، رواداری و پذیرش نه یک ترجیح اخلاقی شخصی، بلکه سنگبنای یک ساختار سیاسی پایدار است. او معتقد است در جوامع دموکراتیک، با تکثر باورهای مذهبی، اخلاقی و فلسفی روبهرو هستیم که لزوما با هم سازگار نیستند. رالز مفاهیم زیر را برای تحقق رواداری پیشنهاد میدهد:
۱. وضعیت نخستین و پرده بیخبری (بنیان بیطرفی):
رالز پیشنهاد میکند که برای وضع اصول عادلانه، باید فرض کنیم پشت یک «پرده بیخبری» (Veil of Ignorance) هستیم؛ یعنی نمیدانیم در جامعه چه جایگاه، مذهب یا نژادی خواهیم داشت. در این حالت، ما قطعا اصولی را انتخاب میکنیم که از حقوق همه اقلیتها حمایت کند، زیرا ممکن است خودمان جزو آن اقلیت باشیم. این نقطه آغاز «پذیرش ساختاری» است.
۲. اجماع همپوشان (پذیرش در عین تفاوت):
رالز معتقد نیست که برای رسیدن به صلح، همه باید مثل هم فکر کنند. او مفهوم «اجماع همپوشان» (Overlapping Consensus) را مطرح میکند؛ به این معنا که افراد با باورهای کاملا متفاوت (مثلا یک فرد مذهبی و یک فرد سکولار)، میتوانند بر سر «اصول سیاسی عدالت» توافق کنند، در حالی که هر کدام دلایل خاص خود را از درون جهانبینی خود برای این پذیرش دارند.
۳. عقل عمومی (زبان گفتگو):
رواداری در اندیشه رالز مستلزم «عقل عمومی» (Public Reason) است. یعنی در بحثهای سیاسی و عمومی، نباید صرفا به متون مقدس یا باورهای شخصی استناد کنیم، بلکه باید از زبانی استفاده کنیم که برای همه شهروندان با هر عقیدهای قابل فهم و پذیرش باشد.
از منظر رالز، رواداری به معنای «بیتفاوتی» یا «تایید همه عقاید» نیست، بلکه به معنای احترام به آزادی وجدان دیگران است. او معتقد است یک جامعه عادلانه نباید بر پایه یک «آموزه جامع» (مثل یک دین خاص یا یک ایدئولوژی خاص) بنا شود، بلکه باید چارچوبی بیطرف باشد که در آن هر کس بتواند بر اساس باورهای خود زندگی کند، به شرطی که به حقوق برابر دیگران احترام بگذارد. در واقع، پذیرش در نگاه رالز، احترام به «عقلانیت» و «آزادی» شهروندان دیگر است.
#رواداری #جان_رالز #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضرورت به رسمیتشناسی اختلاف نظر در زمان جنگ
در روزگاری که سایه جنگ بر سر یک جامعه گسترده میشود، یکی از قربانیها میتواند عقلانیت جمعی و ظرفیت گفتگو باشد. تاریخ بهوضوح نشان داده است که جوامعی که در بزنگاههای بحرانی، امکان گفتوگو را از دست میدهند، در مرحله پس از بحران نیز با هزینههای سنگینتری برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی مواجه میشوند.
نگاهی به کشورمان ایران بیندازیم؛ تردیدی نیست که مخالفت با استبداد جمهوری اسلامی، یک نقطه اشتراک گسترده میان طیفهای مختلف فکری و سیاسی است. با این حال، این اشتراک لزوما به معنای همسانی و هماندیشی در تحلیل جنگ و اولویتهای سیاسی نیست.
اختلاف در ارزیابی یک جنگ و موافقت یا مخالفت با آن، نه تنها امری طبیعی، بلکه در یک جامعه پویا، نشانه سلامت فکری است. مایکل کرتیس مانگر، اقتصاددان آمریکایی در جملهای پیرامون دموکراسی میگوید: «نقش دموکراسی نه حذف اختلاف نظر، بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری مسلحانه است.»
بدیهی است که جوامعی که در شرایط بحران، تنوع دیدگاه را تحمل کردهاند، در دوره گذار به دموکراسی، موفقتر عمل خواهند کرد.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/disagreement-in-war/
#تکثر #جامعه_پویا #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزگاری که سایه جنگ بر سر یک جامعه گسترده میشود، یکی از قربانیها میتواند عقلانیت جمعی و ظرفیت گفتگو باشد. تاریخ بهوضوح نشان داده است که جوامعی که در بزنگاههای بحرانی، امکان گفتوگو را از دست میدهند، در مرحله پس از بحران نیز با هزینههای سنگینتری برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی مواجه میشوند.
نگاهی به کشورمان ایران بیندازیم؛ تردیدی نیست که مخالفت با استبداد جمهوری اسلامی، یک نقطه اشتراک گسترده میان طیفهای مختلف فکری و سیاسی است. با این حال، این اشتراک لزوما به معنای همسانی و هماندیشی در تحلیل جنگ و اولویتهای سیاسی نیست.
اختلاف در ارزیابی یک جنگ و موافقت یا مخالفت با آن، نه تنها امری طبیعی، بلکه در یک جامعه پویا، نشانه سلامت فکری است. مایکل کرتیس مانگر، اقتصاددان آمریکایی در جملهای پیرامون دموکراسی میگوید: «نقش دموکراسی نه حذف اختلاف نظر، بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری مسلحانه است.»
بدیهی است که جوامعی که در شرایط بحران، تنوع دیدگاه را تحمل کردهاند، در دوره گذار به دموکراسی، موفقتر عمل خواهند کرد.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/disagreement-in-war/
#تکثر #جامعه_پویا #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯1
Forwarded from گفتوشنود
گذر از جامعهای قطبیشده به سوی اتحاد
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
در جهانی که شکافهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی هر روز عمیقتر میشوند، مفهوم «جامعهای قطبیشده» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. وقتی افراد یک جامعه نه فقط با یکدیگر اختلاف نظر، بلکه احساس بیگانگی و دشمنی داشته باشند، گفتوگو دشوار میشود و اعتماد اجتماعی آسیب میبیند.
نوشتار «جامعهای قطبیشده» به بررسی ریشههای شکلگیری دوقطبیهای اجتماعی و سیاسی میپردازد و نشان میدهد چگونه رسانهها، تعصبهای هویتی، ترس و اطلاعات نادرست میتوانند جامعه را به سمت تقابل و حذف متقابل سوق دهند. این متن همچنین بر اهمیت گفتوگو، شنیدن صدای دیگری و حفظ ارزشهای دموکراتیک برای کاهش تنشها تاکید میکند.
در بخشی از مقدمه این مطلب آمده است:
«در جوامع قطبیشده، افراد نهتنها بر سر مسائل سیاسی اختلاف دارند، بلکه طرف مقابل را تهدیدی برای هویت و ارزشهای خود میبینند.»
این نوشتار تلاشی است برای فهم بهتر سازوکار قطبیشدن و یافتن راههایی برای بازسازی اعتماد، همزیستی و فرهنگ گفتوگو در جامعه.
متن کامل این یادداشت را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
در جهانی که شکافهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی هر روز عمیقتر میشوند، مفهوم «جامعهای قطبیشده» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. وقتی افراد یک جامعه نه فقط با یکدیگر اختلاف نظر، بلکه احساس بیگانگی و دشمنی داشته باشند، گفتوگو دشوار میشود و اعتماد اجتماعی آسیب میبیند.
نوشتار «جامعهای قطبیشده» به بررسی ریشههای شکلگیری دوقطبیهای اجتماعی و سیاسی میپردازد و نشان میدهد چگونه رسانهها، تعصبهای هویتی، ترس و اطلاعات نادرست میتوانند جامعه را به سمت تقابل و حذف متقابل سوق دهند. این متن همچنین بر اهمیت گفتوگو، شنیدن صدای دیگری و حفظ ارزشهای دموکراتیک برای کاهش تنشها تاکید میکند.
در بخشی از مقدمه این مطلب آمده است:
«در جوامع قطبیشده، افراد نهتنها بر سر مسائل سیاسی اختلاف دارند، بلکه طرف مقابل را تهدیدی برای هویت و ارزشهای خود میبینند.»
این نوشتار تلاشی است برای فهم بهتر سازوکار قطبیشدن و یافتن راههایی برای بازسازی اعتماد، همزیستی و فرهنگ گفتوگو در جامعه.
متن کامل این یادداشت را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4
Forwarded from گفتوشنود
جشن جشنها؛ همزیستی زیر پوست اختلافها
«جشنِ جشنها» رویدادی فرهنگی و هنری است که هر سال در شهر حیفا برگزار میشود؛ شهری متکثر که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و پیروان آیین بهایی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این جشن با تلاقی همزمان مناسبتهایی چون کریسمس، حنوکا و برخی آیینهای دیگر، به نمادی از تنوع فرهنگی، همزیستی و احترام متقابل تبدیل شده است. فضای رنگارنگ و چندفرهنگی حیفا در این ایام، نشان میدهد که تفاوتهای دینی و فرهنگی میتوانند بهجای تقابل، زمینهای برای نزدیکی انسانها باشند.
نوشتار «جشنِ جشنها» نگاهی دارد به نقش جشنها در ایجاد همبستگی، گفتوگو و نزدیکی میان انسانها با باورها و فرهنگهای متفاوت. این مطلب نشان میدهد که چگونه آیینها و مناسبتهای فرهنگی میتوانند فراتر از مرزهای دینی و قومی، به فرصتی برای شناخت متقابل و تقویت حس انسانیت مشترک تبدیل شوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار تاکید بر این ایده است که جشنها و آیینهای جمعی، زمانی که با روح گفتوگو و پذیرش همراه شوند، میتوانند شکافهای اجتماعی را کاهش دهند و امکان همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کنند.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/festival-of-festivals/
#جشن #آیین #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«جشنِ جشنها» رویدادی فرهنگی و هنری است که هر سال در شهر حیفا برگزار میشود؛ شهری متکثر که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و پیروان آیین بهایی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این جشن با تلاقی همزمان مناسبتهایی چون کریسمس، حنوکا و برخی آیینهای دیگر، به نمادی از تنوع فرهنگی، همزیستی و احترام متقابل تبدیل شده است. فضای رنگارنگ و چندفرهنگی حیفا در این ایام، نشان میدهد که تفاوتهای دینی و فرهنگی میتوانند بهجای تقابل، زمینهای برای نزدیکی انسانها باشند.
نوشتار «جشنِ جشنها» نگاهی دارد به نقش جشنها در ایجاد همبستگی، گفتوگو و نزدیکی میان انسانها با باورها و فرهنگهای متفاوت. این مطلب نشان میدهد که چگونه آیینها و مناسبتهای فرهنگی میتوانند فراتر از مرزهای دینی و قومی، به فرصتی برای شناخت متقابل و تقویت حس انسانیت مشترک تبدیل شوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار تاکید بر این ایده است که جشنها و آیینهای جمعی، زمانی که با روح گفتوگو و پذیرش همراه شوند، میتوانند شکافهای اجتماعی را کاهش دهند و امکان همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کنند.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/festival-of-festivals/
#جشن #آیین #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👍2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
ایران یک خانواده است
ایران، با همه گوناگونیهای قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگیاش، فقط یک سرزمین نیست؛ خانهای مشترک است که آینده آن به توان ما در همزیستی، گفتوگو و مدارا گره خورده است.
آذر مهرزاد، حقوقدان و پژوهشگر در مسائل اجتماعی و حقوقبشری، در کتابچه «ایران یک خانواده است» با نگاهی به مفهوم رواداری، نقش آموزش، رسانه و نهادهای مدنی را در پرورش فرهنگ مدارا بررسی میکند و نشان میدهد که همبستگی ملی نه با حذف تفاوتها، بلکه با بهرسمیتشناختن کرامت برابر همه شهروندان ممکن میشود.
این کتابچه دعوتی است به بازاندیشی در رفتار فردی و جمعی ما؛ دعوتی برای ساختن ایرانی آزاد، انسانی و روادار.
کتاب «ایران یک خانواده است»، اثر آذر مهرزاد، را به رایگان دریافت کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/iran-is-a-family/
#گفتگو_توانا #ایران #تکثر #رواداری #مدارا
@Dialogue1402
ایران، با همه گوناگونیهای قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگیاش، فقط یک سرزمین نیست؛ خانهای مشترک است که آینده آن به توان ما در همزیستی، گفتوگو و مدارا گره خورده است.
آذر مهرزاد، حقوقدان و پژوهشگر در مسائل اجتماعی و حقوقبشری، در کتابچه «ایران یک خانواده است» با نگاهی به مفهوم رواداری، نقش آموزش، رسانه و نهادهای مدنی را در پرورش فرهنگ مدارا بررسی میکند و نشان میدهد که همبستگی ملی نه با حذف تفاوتها، بلکه با بهرسمیتشناختن کرامت برابر همه شهروندان ممکن میشود.
این کتابچه دعوتی است به بازاندیشی در رفتار فردی و جمعی ما؛ دعوتی برای ساختن ایرانی آزاد، انسانی و روادار.
کتاب «ایران یک خانواده است»، اثر آذر مهرزاد، را به رایگان دریافت کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/iran-is-a-family/
#گفتگو_توانا #ایران #تکثر #رواداری #مدارا
@Dialogue1402
❤9👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
نیایشگاه لوتوس در دهلی
نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
در قلب دهلی، شهری با تنوع گسترده دینی و فرهنگی، بنایی قرار دارد که پیامش فراتر از معماری است؛ نیایشگاه لوتوس نمادی از رواداری، همزیستی و احترام به تفاوتهاست. این نیایشگاه که به طراحی معمار ایرانی فریبرز صهبا در سال ۱۹۸۶ گشایش یافت، از همان ابتدا با این هدف ساخته شد که همه انسانها، فارغ از دین، مذهب یا عقیده، بتوانند در فضایی آرام کنار یکدیگر بنشینند، دعا کنند، مراقبه کنند یا تنها در سکوت تأمل کنند.
در این بنا نه خبری از روحانی و منبر است و نه آیینی اجباری؛ تنها سکوت، احترام و پذیرش دیگری. معماری چشمنواز آن نیز بازتاب همین اندیشه است: وحدت در عین تنوع.
نیایشگاه لوتوس یادآور این حقیقت است که صلح و همزیستی، زمانی ممکن میشود که درهای گفتوگو و احترام متقابل به روی همه انسانها گشوده باشد.
متن کامل این مطلب را در وبسایت «گفتوشنود» بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/
#تنوع #تکثر #رواداری #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
در قلب دهلی، شهری با تنوع گسترده دینی و فرهنگی، بنایی قرار دارد که پیامش فراتر از معماری است؛ نیایشگاه لوتوس نمادی از رواداری، همزیستی و احترام به تفاوتهاست. این نیایشگاه که به طراحی معمار ایرانی فریبرز صهبا در سال ۱۹۸۶ گشایش یافت، از همان ابتدا با این هدف ساخته شد که همه انسانها، فارغ از دین، مذهب یا عقیده، بتوانند در فضایی آرام کنار یکدیگر بنشینند، دعا کنند، مراقبه کنند یا تنها در سکوت تأمل کنند.
در این بنا نه خبری از روحانی و منبر است و نه آیینی اجباری؛ تنها سکوت، احترام و پذیرش دیگری. معماری چشمنواز آن نیز بازتاب همین اندیشه است: وحدت در عین تنوع.
نیایشگاه لوتوس یادآور این حقیقت است که صلح و همزیستی، زمانی ممکن میشود که درهای گفتوگو و احترام متقابل به روی همه انسانها گشوده باشد.
متن کامل این مطلب را در وبسایت «گفتوشنود» بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/
#تنوع #تکثر #رواداری #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤5😍1
Forwarded from گفتوشنود
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونههای نسبتا بردبار شکوفایی فرهنگی تحت تسلط دینی شناخته میشود. در دوران خلافت عبدالرحمان سوم و سپس پسرش، الحَکم دوم، در این منطقه از اروپا، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعهای زندگی میکردند که ناظران همعصر به سبب دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرتگرایانهاش آن را ستایش میکردند.
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5💯1
Forwarded from گفتوشنود
زیر سقف یک وطن؛ نگاهی به چند چهره تجددخواه و روادار
وطن، سقف بالای سر مردمانی است که با هم میزیند. اما این سقف چه وقت امن است و ترسی از فروریختنش نیست؟ وقتی بر مناسبات انسانی جهان مدرن بنا شده باشد و زیر سایه آن، همه از حقوق و کرامت و آزادی بهرهمند باشند. وگرنه وطن برای همه ساکنان یک سرزمین مشترک، خانه امن و آسایش نخواهد بود.
ایران در تاریخ معاصر فراز و نشیبهای زیادی از سر گذرانده است. از دوران مشروطیت تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهرههای بسیاری در عرصه سیاست و فرهنگ این سرزمین کوشیدند رنگ نو به چهره ایران بزنند و پیامآور تجدد و رواداری باشند. تجددخواهی نه به معنی شیفتگی به امر نو، بلکه کوششی برای بازاندیشی در نسبت انسان با قدرت، سنت، دین، قانون و دیگری. رواداری نیز افزون بر مدارا با کسی که شبیه ما نیست نمیدهد، یعنی پذیرفتن این حقیقت که هیچ فرد یا گروهی حق ندارد وطن را به اندازه باور و نگاه خود کوچک کند.
این پرونده گفتوشنود با عنوان «زیر سقف یک وطن» در دو فصل به سرگذشت و دستاوردهای چند چهره تجددخواه و روادار نگاهی کوتاه میاندازد. در فصل نخست به چهار چهره تجددخواه میپردازیم که کوشیدند غبار کهنگی و تعصب را از وطن بزدایند و پرسشگری و اندیشیدن را در نظر ایرانیان جایگزین خشکاندیشی و تنگنظری کنند. فصل دوم نیز به پنج چهره مداراجو اختصاص دارد که هر یک میتواند الگویی از رواداری و پذیرش دیگری برای ایرانیان باشد.
این چهرهها با همه تفاوتهای فکری و تاریخیشان ما را به یک افق مشترک فرامیخوانند: وطنی همساز با دنیای جدید که در آن آزادی وجدان، کرامت انسان و حق متفاوتبودن، نه امتیاز گروهی خاص، بلکه حق همگان باشد. بهویژه امروز که ایران گرفتار اهریمنی آزادیستیز و انیرانی است، درنگ در دستاوردهای این چهرهها میتواند راهنمای گامهای ما برای ساختن آینده ایران باشد.
کتابچه «زیر سقف یک وطن» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-3/
#رواداری #وطن #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وطن، سقف بالای سر مردمانی است که با هم میزیند. اما این سقف چه وقت امن است و ترسی از فروریختنش نیست؟ وقتی بر مناسبات انسانی جهان مدرن بنا شده باشد و زیر سایه آن، همه از حقوق و کرامت و آزادی بهرهمند باشند. وگرنه وطن برای همه ساکنان یک سرزمین مشترک، خانه امن و آسایش نخواهد بود.
ایران در تاریخ معاصر فراز و نشیبهای زیادی از سر گذرانده است. از دوران مشروطیت تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهرههای بسیاری در عرصه سیاست و فرهنگ این سرزمین کوشیدند رنگ نو به چهره ایران بزنند و پیامآور تجدد و رواداری باشند. تجددخواهی نه به معنی شیفتگی به امر نو، بلکه کوششی برای بازاندیشی در نسبت انسان با قدرت، سنت، دین، قانون و دیگری. رواداری نیز افزون بر مدارا با کسی که شبیه ما نیست نمیدهد، یعنی پذیرفتن این حقیقت که هیچ فرد یا گروهی حق ندارد وطن را به اندازه باور و نگاه خود کوچک کند.
این پرونده گفتوشنود با عنوان «زیر سقف یک وطن» در دو فصل به سرگذشت و دستاوردهای چند چهره تجددخواه و روادار نگاهی کوتاه میاندازد. در فصل نخست به چهار چهره تجددخواه میپردازیم که کوشیدند غبار کهنگی و تعصب را از وطن بزدایند و پرسشگری و اندیشیدن را در نظر ایرانیان جایگزین خشکاندیشی و تنگنظری کنند. فصل دوم نیز به پنج چهره مداراجو اختصاص دارد که هر یک میتواند الگویی از رواداری و پذیرش دیگری برای ایرانیان باشد.
این چهرهها با همه تفاوتهای فکری و تاریخیشان ما را به یک افق مشترک فرامیخوانند: وطنی همساز با دنیای جدید که در آن آزادی وجدان، کرامت انسان و حق متفاوتبودن، نه امتیاز گروهی خاص، بلکه حق همگان باشد. بهویژه امروز که ایران گرفتار اهریمنی آزادیستیز و انیرانی است، درنگ در دستاوردهای این چهرهها میتواند راهنمای گامهای ما برای ساختن آینده ایران باشد.
کتابچه «زیر سقف یک وطن» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-3/
#رواداری #وطن #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌3❤1
Forwarded from گفتوشنود
هانا آرنت
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌16❤4👍2💯1
Forwarded from گفتوشنود
ترس از تفاوت
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤3👌2
Forwarded from گفتوشنود
سلطه تکصدایی بر سیاست
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌4❤2