مانا نیستانی در این کارتون چه خوب و تاثیرگذار، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت هممیهنان را به تصویر کشیده است.
تصویر تاثیرگذاری که اشمئزار و نفرت ما از بیتفاوتی را بر میانگیزد.
یاد ندا آقا سلطان گرامی باد؛ او از جاویدنامان آزادیخواهی ملت ایران است.
بیتفاوت نباشیم!
#یاری_مدنی_توانا #بی_تفاوتی #مانا_نیستانی #ندا_آقاسلطان #خیزش_۸۸
@Tavaana_TavaanaTech
تصویر تاثیرگذاری که اشمئزار و نفرت ما از بیتفاوتی را بر میانگیزد.
یاد ندا آقا سلطان گرامی باد؛ او از جاویدنامان آزادیخواهی ملت ایران است.
بیتفاوت نباشیم!
#یاری_مدنی_توانا #بی_تفاوتی #مانا_نیستانی #ندا_آقاسلطان #خیزش_۸۸
@Tavaana_TavaanaTech
👍40❤10😢8
لطفا صفحه دیالوگ را دنبال کنید. این صفحه نیز متعلق به آموزشکده توانا است.
@Dialogue1402
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برنده جايزه نوبل است.
او در رومانی متولد شده بود و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن رخداد هولناک بازگو کرده است.
ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است از این میگوید که بیتفاوتی به رنج دیگران از خشم و نفرت هم بدتر است.
ایلی ویزل در بخشی از این سخنرانی میگوید: «بیتفاوت بودن به آن رنج است که آدمیان را غیرآدمی میکند. بیتفاوتی، هر طور نگاه کنیم، بسی خطرناکتر از خشم و نفرت است. خشم گاه میتواند خالق باشد. یکی از روی خشم شعری ژرف مینویسد، یا سمفونی با عظمتی خلق میکند، دیگری به سبب آنکه از مشاهده بیعدالتی خشمگین است دست به کاری ویژه به خاطر انسانیت میزند. اما بیتفاوتی هرگز به خلاقیتی ختم نمیشود. حتی گاه نفرت است که میتواند واکنشی بر انگیزد. با آن میجنگید؛ آن را محکوم میکنید؛ خلع سلاحش میکنید. بیتفاوتی اما هیچ واکنشی بر نمیانگیزد».
- متن بالا برگرفته از سخنرانی ایلی ویزل است که آموزشکده توانا آن را به فارسی ترجمه کرده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، از تلگرام توانا پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://t.me/Tavaana/1393
#گفتگو_توانا #نفرت_پراکنی #یهود_ستیزی #بی_تفاوتی
@Dialogue1402
@Dialogue1402
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برنده جايزه نوبل است.
او در رومانی متولد شده بود و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن رخداد هولناک بازگو کرده است.
ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است از این میگوید که بیتفاوتی به رنج دیگران از خشم و نفرت هم بدتر است.
ایلی ویزل در بخشی از این سخنرانی میگوید: «بیتفاوت بودن به آن رنج است که آدمیان را غیرآدمی میکند. بیتفاوتی، هر طور نگاه کنیم، بسی خطرناکتر از خشم و نفرت است. خشم گاه میتواند خالق باشد. یکی از روی خشم شعری ژرف مینویسد، یا سمفونی با عظمتی خلق میکند، دیگری به سبب آنکه از مشاهده بیعدالتی خشمگین است دست به کاری ویژه به خاطر انسانیت میزند. اما بیتفاوتی هرگز به خلاقیتی ختم نمیشود. حتی گاه نفرت است که میتواند واکنشی بر انگیزد. با آن میجنگید؛ آن را محکوم میکنید؛ خلع سلاحش میکنید. بیتفاوتی اما هیچ واکنشی بر نمیانگیزد».
- متن بالا برگرفته از سخنرانی ایلی ویزل است که آموزشکده توانا آن را به فارسی ترجمه کرده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، از تلگرام توانا پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://t.me/Tavaana/1393
#گفتگو_توانا #نفرت_پراکنی #یهود_ستیزی #بی_تفاوتی
@Dialogue1402
👍56💯3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران عزیزمان، در معرض خطر جدی است. خشکشدن دریاچه ارومیه و سایر دریاچهها، فرسایش خاک، بحران فرونشست زمین و فروچالهها، آتشسوزی جنگلهای و مراتع، مهاجرت نخبگان از ایران، از دست رفتن سرمایهها و منابع ملی (به عنوان مثال بهرهبرداری کشورهای همسایه از منابع نفت و گاز مشترک، صرف سرمایه کشور برای گسترش ایدئولوژی و...)، فروش بهرهبرداری بیرویه از خلیج فارس به چینیها، نابودی حیات وحش و محیط زیست، نابودی میراث فرهنگی و باستانی و ...
اینها قسمتی از بحرانهایی است که کلیت وجود سرزمین ایران را در معرض خطر قرار داده است.
اما این تنها حکومت نیست که در این موضوع مسئول است. همه آنها که منافع کوتاه مدت شخصی را به منافع بلندمدت ملی ترجیح دادند، همه آنها که ترسیدند و سکوت کردند، همه آنها که بیتفاوت بودند، همه آنها که گفتند «ما سیاسی نیستیم.»، «هر کی بیاد از اینا بدتر میشه» و ... همه مسئول هستند.
اما گرچه خیلی دیر است، ولی فرصت جبران وجود دارد. در گام نخست باید باورهایی که باعث شده تندادن به زندگی ذلیلانه تحت حکومت داعشی-طالبانی و خردگریز شده را کنار بگذاریم.
ویدیو از هامره مرادی
hameremoradi
——
#بی_تفاوتی، #سکوت در برابر #ظلم و #بی_عدالتی
بدترین دردهای یک #جامعه هستند.
#ایران عزیزمون این روزها حال خوبی نداره
#بیتفاوت_نباشیم #همبستگی #اتحاد_رمز_پیروزی #برای_ایران #مهسا_امينى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اینها قسمتی از بحرانهایی است که کلیت وجود سرزمین ایران را در معرض خطر قرار داده است.
اما این تنها حکومت نیست که در این موضوع مسئول است. همه آنها که منافع کوتاه مدت شخصی را به منافع بلندمدت ملی ترجیح دادند، همه آنها که ترسیدند و سکوت کردند، همه آنها که بیتفاوت بودند، همه آنها که گفتند «ما سیاسی نیستیم.»، «هر کی بیاد از اینا بدتر میشه» و ... همه مسئول هستند.
اما گرچه خیلی دیر است، ولی فرصت جبران وجود دارد. در گام نخست باید باورهایی که باعث شده تندادن به زندگی ذلیلانه تحت حکومت داعشی-طالبانی و خردگریز شده را کنار بگذاریم.
ویدیو از هامره مرادی
hameremoradi
——
#بی_تفاوتی، #سکوت در برابر #ظلم و #بی_عدالتی
بدترین دردهای یک #جامعه هستند.
#ایران عزیزمون این روزها حال خوبی نداره
#بیتفاوت_نباشیم #همبستگی #اتحاد_رمز_پیروزی #برای_ایران #مهسا_امينى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯54🔥11👍5👎1💔1
Forwarded from آموزشکده توانا
لطفا صفحه دیالوگ را دنبال کنید. این صفحه نیز متعلق به آموزشکده توانا است.
@Dialogue1402
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برنده جايزه نوبل است.
او در رومانی متولد شده بود و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن رخداد هولناک بازگو کرده است.
ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است از این میگوید که بیتفاوتی به رنج دیگران از خشم و نفرت هم بدتر است.
ایلی ویزل در بخشی از این سخنرانی میگوید: «بیتفاوت بودن به آن رنج است که آدمیان را غیرآدمی میکند. بیتفاوتی، هر طور نگاه کنیم، بسی خطرناکتر از خشم و نفرت است. خشم گاه میتواند خالق باشد. یکی از روی خشم شعری ژرف مینویسد، یا سمفونی با عظمتی خلق میکند، دیگری به سبب آنکه از مشاهده بیعدالتی خشمگین است دست به کاری ویژه به خاطر انسانیت میزند. اما بیتفاوتی هرگز به خلاقیتی ختم نمیشود. حتی گاه نفرت است که میتواند واکنشی بر انگیزد. با آن میجنگید؛ آن را محکوم میکنید؛ خلع سلاحش میکنید. بیتفاوتی اما هیچ واکنشی بر نمیانگیزد».
- متن بالا برگرفته از سخنرانی ایلی ویزل است که آموزشکده توانا آن را به فارسی ترجمه کرده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، از تلگرام توانا پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://t.me/Tavaana/1393
#گفتگو_توانا #نفرت_پراکنی #یهود_ستیزی #بی_تفاوتی
@Dialogue1402
@Dialogue1402
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برنده جايزه نوبل است.
او در رومانی متولد شده بود و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن رخداد هولناک بازگو کرده است.
ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است از این میگوید که بیتفاوتی به رنج دیگران از خشم و نفرت هم بدتر است.
ایلی ویزل در بخشی از این سخنرانی میگوید: «بیتفاوت بودن به آن رنج است که آدمیان را غیرآدمی میکند. بیتفاوتی، هر طور نگاه کنیم، بسی خطرناکتر از خشم و نفرت است. خشم گاه میتواند خالق باشد. یکی از روی خشم شعری ژرف مینویسد، یا سمفونی با عظمتی خلق میکند، دیگری به سبب آنکه از مشاهده بیعدالتی خشمگین است دست به کاری ویژه به خاطر انسانیت میزند. اما بیتفاوتی هرگز به خلاقیتی ختم نمیشود. حتی گاه نفرت است که میتواند واکنشی بر انگیزد. با آن میجنگید؛ آن را محکوم میکنید؛ خلع سلاحش میکنید. بیتفاوتی اما هیچ واکنشی بر نمیانگیزد».
- متن بالا برگرفته از سخنرانی ایلی ویزل است که آموزشکده توانا آن را به فارسی ترجمه کرده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، از تلگرام توانا پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://t.me/Tavaana/1393
#گفتگو_توانا #نفرت_پراکنی #یهود_ستیزی #بی_تفاوتی
@Dialogue1402
👍14💯2👌1😍1
Forwarded from گفتوشنود
مرزهای ظریف میان مدارا و بیتفاوتی
چگونه رواداری واقعی را از «من چه کار دارم»های مخرب تشخیص دهیم؟
در ساختاری که همه ارکان قدرت و رسانه رسمی بر اساس یک ایدئولوژی مذهبیِ مطلقگرا چرخیده و بر همگونی جامعه اصرار دارند، مرز میان فضیلت مدارا و انفعال ناشی از بیتفاوتی، به باریکی یک تار مو میشود. در این جغرافیا، سالهاست که کلمه «تحمل» بار معنایی خاصی به خود گرفته است. گاه از سوی قدرت به عنوان فرمانی برای سکوت معنا شده و گاه در میان افراد جامعه، به سنگری پنهان برای فرار از هزینههای اجتماعی تبدیل گشته است. در این میان، تشخیص رواداری اصیل از جمله رخوتآور «من چه کار دارم»، به یکی از پیچیدهترین پرسشهای زیست جمعی بدل میشود.
بیتفاوتی، فرزند ناخواسته خستگی از تنش و ترس از هزینههای ابراز عقیده است. وقتی دایره نظارت ایدئولوژیک بر تمام ابعاد زندگی خصوصی و عمومی سایه میگستراند، بسیاری برای حفظ آرامش شکننده روزمره خود، به پوستهای از بیاعتمادی پناه میبرند. در این حالت، «من چه کار دارم» نه یک انتخاب آگاهانه بر پایه احترام به تفاوت دیگری، بلکه مکانیسمی دفاعی در برابر فرسایشِ مدام است. واکنشی از روی استیصال که در آن، رنج پیرامونی یا تجاوز به حریم دیگری نادیده گرفته میشود، مشروط بر آنکه ترکش حوادث به خلوت فرد نرسد. این بیتفاوتی فراگیر، ساختار همبستگی اجتماعی را از درون تهی میکند و جامعه را به جزایری جداافتاده بدل میسازد که هیچکس نسبت به سرنوشت دیگری حس مسئولیتی ندارد.
در نقطه مقابل، رواداری ریشهدار، کنشی است آگاهانه و سرشار از حضور. رواداری به معنای بستن چشم بر واقعیت یا فرار از مواجهه نیست، بلکه توانایی در آغوش کشیدن حق زیست دیگری است، حتی زمانی که آن سبک زندگی یا اندیشه، فرسنگها با باورهای حاکم یا حتی با عقاید شخصی خود فرد فاصله دارد. رواداری نیازمند شجاعت فکری است، حرکتی فعالانه برای به رسمیت شناختن کثرت، بدون آنکه فرد به دام تایید مطلق بیفتد یا به ورطه انفعال و مسئولیتزدایی سقوط کند. در جامعهای که زیر فشار یکصدایی ایدئولوژیک دستوپا میزند، مرز باریک میان این دو، در نهایت با میزان حضور کرامت انسانی سنجیده میشود، جایی که سکوت نه از سر ترس و فرار، بلکه از جایگاه احترام به آزادی دیگری معنا مییابد.
#رواداری #بی_تفاوتی #تکثر #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رواداری واقعی را از «من چه کار دارم»های مخرب تشخیص دهیم؟
در ساختاری که همه ارکان قدرت و رسانه رسمی بر اساس یک ایدئولوژی مذهبیِ مطلقگرا چرخیده و بر همگونی جامعه اصرار دارند، مرز میان فضیلت مدارا و انفعال ناشی از بیتفاوتی، به باریکی یک تار مو میشود. در این جغرافیا، سالهاست که کلمه «تحمل» بار معنایی خاصی به خود گرفته است. گاه از سوی قدرت به عنوان فرمانی برای سکوت معنا شده و گاه در میان افراد جامعه، به سنگری پنهان برای فرار از هزینههای اجتماعی تبدیل گشته است. در این میان، تشخیص رواداری اصیل از جمله رخوتآور «من چه کار دارم»، به یکی از پیچیدهترین پرسشهای زیست جمعی بدل میشود.
بیتفاوتی، فرزند ناخواسته خستگی از تنش و ترس از هزینههای ابراز عقیده است. وقتی دایره نظارت ایدئولوژیک بر تمام ابعاد زندگی خصوصی و عمومی سایه میگستراند، بسیاری برای حفظ آرامش شکننده روزمره خود، به پوستهای از بیاعتمادی پناه میبرند. در این حالت، «من چه کار دارم» نه یک انتخاب آگاهانه بر پایه احترام به تفاوت دیگری، بلکه مکانیسمی دفاعی در برابر فرسایشِ مدام است. واکنشی از روی استیصال که در آن، رنج پیرامونی یا تجاوز به حریم دیگری نادیده گرفته میشود، مشروط بر آنکه ترکش حوادث به خلوت فرد نرسد. این بیتفاوتی فراگیر، ساختار همبستگی اجتماعی را از درون تهی میکند و جامعه را به جزایری جداافتاده بدل میسازد که هیچکس نسبت به سرنوشت دیگری حس مسئولیتی ندارد.
در نقطه مقابل، رواداری ریشهدار، کنشی است آگاهانه و سرشار از حضور. رواداری به معنای بستن چشم بر واقعیت یا فرار از مواجهه نیست، بلکه توانایی در آغوش کشیدن حق زیست دیگری است، حتی زمانی که آن سبک زندگی یا اندیشه، فرسنگها با باورهای حاکم یا حتی با عقاید شخصی خود فرد فاصله دارد. رواداری نیازمند شجاعت فکری است، حرکتی فعالانه برای به رسمیت شناختن کثرت، بدون آنکه فرد به دام تایید مطلق بیفتد یا به ورطه انفعال و مسئولیتزدایی سقوط کند. در جامعهای که زیر فشار یکصدایی ایدئولوژیک دستوپا میزند، مرز باریک میان این دو، در نهایت با میزان حضور کرامت انسانی سنجیده میشود، جایی که سکوت نه از سر ترس و فرار، بلکه از جایگاه احترام به آزادی دیگری معنا مییابد.
#رواداری #بی_تفاوتی #تکثر #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13💔1