Forwarded from گفتوشنود
همبستگی در عین اختلاف؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4💯3
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان تفاوتها و بنیان همبستگی اجتماعی
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤1
دریغ است ایران که ویران شود
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤2
داریوش اقبالی، خواننده ایرانی و فعال مدنی، در اینستاگرام نوشت:
نگاه «ایران» به ما است…
«ایران» فقط یک نام روی نقشه و قطعهای خاک نیست که بتوان آن را از بین برد. تاریخ کهن، فرهنگ غنی و مردم شریف آن سرزمین، «ایران» هستند. در این فصل بد سرزمینمان، سرنوشت مردم زخمدیده «ایران» توسط جنایتکاران حاکم و مزدورانشان از یک سو، و قدرتهای خارجی افسارگسیخته از سویی دیگر، معامله و قربانی میشود.
مردم ستمدیده «ایران» سالهاست هزینههای بسیار سنگینی در راه آزادی دادهاند. رژیم جمهوری اسلامی مدتهاست از هر لحاظ به بنبست رسیده، شکست خورده و مُرده است. مشابه جنازه رهبرش، جنازه رژیم اسلامی هم مدتهاست به روی دست مانده تا خاک شود.
خاکسپاری جمهوری اسلامی و گذار به سوی آزادی پایدار در ایرانی قوی و مستقل، در نهایت تنها با برنامهریزی درازمدت، سازماندهی جدی و ریشه ای، کثرتگرایی و همبستگی همهگیر، حاصل خواهد شد. در این مسیر، رهبران سیاسی و اپوزیسیون داخل و خارج، رسانهها، و به طور کلی ما ایرانیان کوتاهی کردیم و از کوتاهی ماست که این دیوار بلندست...
شکی نیست که رژیم جنایتکار اسلامی، «ایران» را به پرتگاه کنونی کشانده است. در فقدان سازماندهی ریشهای و همبستگی همهگیر مخالفان جمهوری اسلامی، سرنوشت «ایران» به مداخله کشورهای خارجی، و منافع آنها، گره زده شد. اما زیر شمشیر دولبهی جنگ، منافع «ایران»، لزوما بالاتر از منافع «جمهوری اسلامی» نیست.
هرچند دیر، اما هنوز فرصت و امید هست که با آموختن از اشتباهاتمان و رفع کمبودهایمان، همبستگی همهگیر و سازماندهی موثر برای گذار از جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا تاریخ و سرنوشت «ایران» در دست تو و من باقی بماند.
نگاه «ایران» به ما است…
داريوش
ولایت: اردلان سرفراز / فرید زلاند / آندرانیک
#همبستگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
نگاه «ایران» به ما است…
«ایران» فقط یک نام روی نقشه و قطعهای خاک نیست که بتوان آن را از بین برد. تاریخ کهن، فرهنگ غنی و مردم شریف آن سرزمین، «ایران» هستند. در این فصل بد سرزمینمان، سرنوشت مردم زخمدیده «ایران» توسط جنایتکاران حاکم و مزدورانشان از یک سو، و قدرتهای خارجی افسارگسیخته از سویی دیگر، معامله و قربانی میشود.
مردم ستمدیده «ایران» سالهاست هزینههای بسیار سنگینی در راه آزادی دادهاند. رژیم جمهوری اسلامی مدتهاست از هر لحاظ به بنبست رسیده، شکست خورده و مُرده است. مشابه جنازه رهبرش، جنازه رژیم اسلامی هم مدتهاست به روی دست مانده تا خاک شود.
خاکسپاری جمهوری اسلامی و گذار به سوی آزادی پایدار در ایرانی قوی و مستقل، در نهایت تنها با برنامهریزی درازمدت، سازماندهی جدی و ریشه ای، کثرتگرایی و همبستگی همهگیر، حاصل خواهد شد. در این مسیر، رهبران سیاسی و اپوزیسیون داخل و خارج، رسانهها، و به طور کلی ما ایرانیان کوتاهی کردیم و از کوتاهی ماست که این دیوار بلندست...
شکی نیست که رژیم جنایتکار اسلامی، «ایران» را به پرتگاه کنونی کشانده است. در فقدان سازماندهی ریشهای و همبستگی همهگیر مخالفان جمهوری اسلامی، سرنوشت «ایران» به مداخله کشورهای خارجی، و منافع آنها، گره زده شد. اما زیر شمشیر دولبهی جنگ، منافع «ایران»، لزوما بالاتر از منافع «جمهوری اسلامی» نیست.
هرچند دیر، اما هنوز فرصت و امید هست که با آموختن از اشتباهاتمان و رفع کمبودهایمان، همبستگی همهگیر و سازماندهی موثر برای گذار از جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا تاریخ و سرنوشت «ایران» در دست تو و من باقی بماند.
نگاه «ایران» به ما است…
داريوش
ولایت: اردلان سرفراز / فرید زلاند / آندرانیک
#همبستگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤21
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش سبحانی، آهنگساز و خواننده، در ویدیویی که در حساب کاربری خود منتشر کرده، بر اهمیت بنیادین «همبستگی» و «اعتماد متقابل» در جامعه ایران تأکید کرد.
او با نگاهی به پیشینه تاریخی ایران و اشاره به سقوط حکومت مغولان، یادآور شد که قدرتهای مستبد گذرا هستند و آنچه ایران را پس از تهاجم مغول زنده نگه داشت، تنیدگی عمیق میان ایرانیان و غنای فرهنگ ایرانی بود. او با تعمیم این تجربه تاریخی، بر رفتنی بودن جمهوری اسلامی تأکید ورزید.
سبحانی در ادامه به سیاست «تفرقهافکنی» حکومت از طریق برچسبزنیهای گوناگون اشاره کرد و با برشمردن نمونههایی از این «دیگریسازی»، خاطرنشان ساخت که این رویکرد باعث از هم گسیختگی پیوندهای خانوادگی و حلقههای دوستانه شده است. او با تأکید بر لزوم مدارا، تحمل و گفتگو، برچسبزنی به یکدیگر را همسویی با سیاستهای تفرقهافکنانه حکومت دانست.
وی در پایان تصریح کرد که برای ساختن آینده ایران، باید فراتر از اختلافنظرها، بذر دوستی و محبت را در میان خود بکاریم.
#مدارا #همبستگی #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او با نگاهی به پیشینه تاریخی ایران و اشاره به سقوط حکومت مغولان، یادآور شد که قدرتهای مستبد گذرا هستند و آنچه ایران را پس از تهاجم مغول زنده نگه داشت، تنیدگی عمیق میان ایرانیان و غنای فرهنگ ایرانی بود. او با تعمیم این تجربه تاریخی، بر رفتنی بودن جمهوری اسلامی تأکید ورزید.
سبحانی در ادامه به سیاست «تفرقهافکنی» حکومت از طریق برچسبزنیهای گوناگون اشاره کرد و با برشمردن نمونههایی از این «دیگریسازی»، خاطرنشان ساخت که این رویکرد باعث از هم گسیختگی پیوندهای خانوادگی و حلقههای دوستانه شده است. او با تأکید بر لزوم مدارا، تحمل و گفتگو، برچسبزنی به یکدیگر را همسویی با سیاستهای تفرقهافکنانه حکومت دانست.
وی در پایان تصریح کرد که برای ساختن آینده ایران، باید فراتر از اختلافنظرها، بذر دوستی و محبت را در میان خود بکاریم.
#مدارا #همبستگی #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍5
توماج صالحی، خواننده رپ اعتراضی و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در شبکههای اجتماعی بر ضرورت همبستگی میان جریانهای آزادیخواه و پرهیز از بازتولید رفتارهای استبدادی تأکید کرد. او با انتقاد از «تفتيش عقيده»، «تماميتخواهی»، «ترور شخصيتی» و «فحاشی» در میان مخالفان حکومت، نوشت که راه آزادی از تفاوت رفتار آزادیخواهان با استبداد آغاز میشود و مهمترین پیروزی آن است که مبارزان به همان چیزی که با آن میجنگند تبدیل نشوند.
متن آقای صالحی به شرح زیر است:
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده،
هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری
نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت
قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» از ويژگیهاى مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
#همبستگی #آزادی #توماج_صالحی
@Tavaana_TavaanaTech
متن آقای صالحی به شرح زیر است:
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده،
هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری
نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت
قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» از ويژگیهاى مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
#همبستگی #آزادی #توماج_صالحی
@Tavaana_TavaanaTech
❤22👍1💯1
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در بخش پایانی نامه خود از زندان، با خطاب قرار دادن نیروهای ارتش، چهرههای اپوزیسیون و مردم ایران، خواستار همبستگی ملی برای «نجات ایران» شد. او ضمن دعوت ارتشیان به حمایت از مردم در صورت آغاز «قیام ملی»، از رهبران و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز خواست اختلافات و رقابتهای سیاسی را کنار بگذارند و با تمرکز بر هدف مشترک، برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💯5🕊3👍1👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۶
ایران امروز: وارونهسازی حقیقت و نیاز به جامعه موازی
اگر این چارچوب را به ایران امروز تعمیم دهیم، تصویر آشنایی پیش چشم میآید. حکومت فقط با سرکوب خیابانی، زندان و اعدام حکومت نمیکند؛ بلکه از طریق ترس، خودسانسوری، بیاعتمادی، انزوا، ناامیدی و عادت دادن مردم به زندگی در دروغ نیز بازتولید میشود.
هاول جایی مینویسد: تحقیر کامل فرد را «آزادی واقعی» مینامند؛ محروم کردن از اطلاعات را «دسترسی به اطلاعات»؛ دستکاری افکار عمومی را «نظارت مردم بر قدرت»؛ نبود آزادی بیان را «عالیترین شکل آزادی». این وارونگی در ایران امروز بهروشنی دیده میشود. اینترنت بهشدت فیلترشده، «آزادسازی اینترنت» و «اعطای امتیاز» معرفی میشود. طرحهای محدودکننده، نام «صیانت» و «حفاظت از حقوق کاربران» میگیرند. محرومیت از رسانههای مستقل، زیر عنوان «تکثر رسانهای» بزک میشود. سرکوب اعتراضهای مدنی، «برقراری نظم» و «تأمین امنیت مردم» خوانده میشود. احکام سنگین و اعدامها، «اجرای عدالت» نام میگیرند. سلب حق انتخاب سبک زندگی، در پوشش «حفظ ارزشها» و «احترام به رأی اکثریت» عرضه میشود.
در چنین وضعی، پرسش این است: اگر امروز امکان تغییر فوری ساختار قدرت وجود ندارد، آیا میتوان جامعهای موازی ساخت که در آن، ارزشهای دیگری تمرین شود؟ جامعهای که در آن معلمان، دانشجویان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، هنرمندان و فعالان مدنی، بدون تکرار زبان رسمی، به هم برسند و شبکههایی از اعتماد و همبستگی بسازند؟
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۶
ایران امروز: وارونهسازی حقیقت و نیاز به جامعه موازی
اگر این چارچوب را به ایران امروز تعمیم دهیم، تصویر آشنایی پیش چشم میآید. حکومت فقط با سرکوب خیابانی، زندان و اعدام حکومت نمیکند؛ بلکه از طریق ترس، خودسانسوری، بیاعتمادی، انزوا، ناامیدی و عادت دادن مردم به زندگی در دروغ نیز بازتولید میشود.
هاول جایی مینویسد: تحقیر کامل فرد را «آزادی واقعی» مینامند؛ محروم کردن از اطلاعات را «دسترسی به اطلاعات»؛ دستکاری افکار عمومی را «نظارت مردم بر قدرت»؛ نبود آزادی بیان را «عالیترین شکل آزادی». این وارونگی در ایران امروز بهروشنی دیده میشود. اینترنت بهشدت فیلترشده، «آزادسازی اینترنت» و «اعطای امتیاز» معرفی میشود. طرحهای محدودکننده، نام «صیانت» و «حفاظت از حقوق کاربران» میگیرند. محرومیت از رسانههای مستقل، زیر عنوان «تکثر رسانهای» بزک میشود. سرکوب اعتراضهای مدنی، «برقراری نظم» و «تأمین امنیت مردم» خوانده میشود. احکام سنگین و اعدامها، «اجرای عدالت» نام میگیرند. سلب حق انتخاب سبک زندگی، در پوشش «حفظ ارزشها» و «احترام به رأی اکثریت» عرضه میشود.
در چنین وضعی، پرسش این است: اگر امروز امکان تغییر فوری ساختار قدرت وجود ندارد، آیا میتوان جامعهای موازی ساخت که در آن، ارزشهای دیگری تمرین شود؟ جامعهای که در آن معلمان، دانشجویان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، هنرمندان و فعالان مدنی، بدون تکرار زبان رسمی، به هم برسند و شبکههایی از اعتماد و همبستگی بسازند؟
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6💯2❤1👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤7👌4
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز دوشنبه ۲۵ خرداد مقالهای از وبسایت «جاست د نیوز» را در شبکه اجتماعی تروت سوشال بازنشر کرد. این مقاله که توسط بن وِدون، خبرنگار و دبیر این رسانه، نوشته شده است، میگوید پرزیدنت ترامپ به توافقی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت میان ایالات متحده و رژیم ایران دست یافته است.
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام همدلی علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، در ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴: هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود
علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، همزمان با فرارسیدن ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴، با انتشار یک پیام ویدیویی، ضمن ابراز همدلی با خانوادههای کشتهشدگان و دادخواهان، بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد جانباختگان، زندانیان سیاسی و آسیبدیدگان تأکید کرد.
او در این پیام با اشاره به تداوم رنج مردم ایران گفت که سالهاست دشواریهای روانی، اقتصادی و اجتماعی بر زندگی شهروندان سایه انداخته، اما این سرزمین همچنان از امید، همدلی و انسانیت تهی نشده است.
این مخاطب همچنین بر زنده نگه داشتن نام جانباختگان، زندانیان سیاسی، آسیبدیدگان و خانوادههای دادخواه تأکید کرد و گفت حافظه جمعی مردم ایران، احترام به انسانهایی را حفظ خواهد کرد که با شجاعت و مسئولیتپذیری، الهامبخش امید بودهاند.
او در ادامه با تکرار پیام «نه به اعدام»، از تلاشهای فعالان مدنی، کنشگران و سازمانهای حقوق بشری برای دفاع از حق زندگی و کرامت انسان قدردانی کرد و خواستار همدلی بیشتر با خانوادههای دادخواه و مردمی شد که زیر فشارهای سنگین زندگی روزگار میگذرانند.
این پیام با تأکید بر اینکه «هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود، هیچ انسانی نباید در رنج تنها بماند و هیچ امیدی نباید خاموش شود» به پایان رسید.
#همدلی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، همزمان با فرارسیدن ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴، با انتشار یک پیام ویدیویی، ضمن ابراز همدلی با خانوادههای کشتهشدگان و دادخواهان، بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد جانباختگان، زندانیان سیاسی و آسیبدیدگان تأکید کرد.
او در این پیام با اشاره به تداوم رنج مردم ایران گفت که سالهاست دشواریهای روانی، اقتصادی و اجتماعی بر زندگی شهروندان سایه انداخته، اما این سرزمین همچنان از امید، همدلی و انسانیت تهی نشده است.
این مخاطب همچنین بر زنده نگه داشتن نام جانباختگان، زندانیان سیاسی، آسیبدیدگان و خانوادههای دادخواه تأکید کرد و گفت حافظه جمعی مردم ایران، احترام به انسانهایی را حفظ خواهد کرد که با شجاعت و مسئولیتپذیری، الهامبخش امید بودهاند.
او در ادامه با تکرار پیام «نه به اعدام»، از تلاشهای فعالان مدنی، کنشگران و سازمانهای حقوق بشری برای دفاع از حق زندگی و کرامت انسان قدردانی کرد و خواستار همدلی بیشتر با خانوادههای دادخواه و مردمی شد که زیر فشارهای سنگین زندگی روزگار میگذرانند.
این پیام با تأکید بر اینکه «هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود، هیچ انسانی نباید در رنج تنها بماند و هیچ امیدی نباید خاموش شود» به پایان رسید.
#همدلی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤30💯4👍3👌1
تجمع اعتراضی مقابل زندان لاکان رشت
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤33🕊6👍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
همبستگی با وجود تفاوت؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤6💯6👌1
سهیل عربی، فعال سیاسی، با انتشار یادداشتی در کانال تلگرام خود، با اشاره به تشدید اعدامها و شکنجه زندانیان از اعتراضات دیماه و افزایش فشارها در شرایط جنگ، بر ضرورت بازسازی حمایت اجتماعی از زندانیان و دادخواهان تأکید کرد. او نوشت که بهجای انتظار برای «ناجی خارجی»، باید بر همبستگی اجتماعی، روایتگری مستمر و فشار داخلی و بینالمللی هدفمند تکیه کرد و تأکید کرد: «قدرت واقعی در مقاومت پایدار و حمایت روزمره از زندانیان نهفته است.»
متن این یادداشت به شرح زیر است:
حکومتها معمولاً در شرایط جنگ یا بحران خارجی، فضای داخلی را برای پاکسازی و تشدید سرکوب مساعدتر میبینند. کاهش حمایت داخلی دقیقاً این فرصت را گسترش میدهد و امید بیش از حد به بیرون، عملاً هزینه سرکوب را برای قدرت پایین میآورد.با توجه به آنچه خودم شاهد بودم و روایتهایی که از چند زندانی در دیگر زندانها شنیدم، سرکوبها، اعدام و انواع شکنجه، از دیماه تشدید شد و با آغاز جنگ، شدت بیشتری یافت. این وضعیت نیازمند آسیبشناسی جدی است تا بتوانیم راهکارهای مؤثر پیدا کنیم.باید پرسید: چرا تشدید فشار بر معترضان و دادخواهان برای حکومت آسانتر شد؟
به نظر من، مهمترین دلیل، کاهش حمایتهای اجتماعی از زندانیان بود. یکی از اصلیترین عوامل این کاهش حمایت نیز، «امیدواری به نجات از سوی ناجی خارجی» بوده است. البته این تنها دلیل نیست؛ گرفتارتر شدن مردم در فقر و گرانیهای فزاینده و رعب و وحشت ناشی از کشتار فجیع اعتراضات دیماه را هم باید در نظر گرفت.از روایتهای مستقیم، از جمله آنچه در فصلهای پیشین درباره سوئیتهای قزلحصار و فضای مرگمحور آمده و گزارشهای موازی دیگر زندانیان، الگوی مشخصی دیده میشود: تشدید اعدامها و شکنجههای جسمی-روانی از دیماه، و شتاب گرفتن این سرکوب با شروع جنگ و قطع نسبی توجه بینالمللی و داخلی. همزمان، کاهش محسوس حمایتهای اجتماعی (ملاقات، کمپین، فشار افکار عمومی، حمایت حقوقی و رسانهای) از زندانیان سیاسی و دادخواهان مشاهده میشود.این دو پدیده، تشدید فشار و کاهش حمایت، یکدیگر را تقویت میکنند و چرخهای خطرناک میسازند.حمایت از دادخواهانِ در بند، عمل اخلاقی و سیاسی جمعی است. وقتی این حمایت به انتظار نجات خارجی وابسته شود، به محض تغییر شرایط بینالمللی (آتشبس، مذاکره یا بیتوجهی رسانهای) فرو میریزد. این ناپایداری، زندانی را در آسیبپذیرترین لحظه رها میکند.وقتی بخش قابل توجهی از انرژی اجتماعی و روانی روی «منتظر ناجی» متمرکز میشود، ظرفیت سازماندهی از پایین، همبستگی متقابل و اقدام مستقیم کاهش مییابد. قدرت واقعی در مقاومت پایدار و حمایت روزمره از زندانیان نهفته است، نه در انتظار نیروهای خارجی که منافع و محدودیتهای خود را دارند.تجربههای متعدد نشان میدهد که نجات پایدار زندانیان و کاهش اعدامها عمدتاً از طریق فشار مستمر داخلی (کمپینهای مردمی، خانواده، وکلا و رسانههای مستقل) و همبستگی بینالمللی هدفمند، نه نجاتدهنده مطلق، حاصل شده است. اتکای یکجانبه به ناجی خارجی اغلب به یأس جمعی منجر میشود.برای شکستن این چرخه، چند مسیر عملی قابل پیگیری است:بازسازی حمایت اجتماعی از پایین
تمرکز دوباره روی حمایت مستقیم و ملموس: تماس منظم با خانوادهها، پیگیری وضعیت پزشکی و حقوقی، کمپینهای محلی و دیجیتال با روایتهای انسانی (نه فقط شعار) و ایجاد شبکههای همبستگی پایدار که وابسته به رویدادهای خارجی نباشد.
تقویت روایتهای شاهدانه و مستند
انتشار روایتهای دقیق و انسانی (مانند متنهای «حبس در جنگ») به زبان ساده و چندزبانه، برای زنده نگه داشتن موضوع در افکار عمومی و جلوگیری از عادیسازی مرگ.
ترکیب فشار داخلی و بینالمللی هدفمند
بهجای انتظار «ناجی»، از ابزارهای مشخص استفاده شود: گزارش به سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل، کمپینهای ناممحور برای افراد در خطر اعدام، فشار روی نهادهای قضایی و زندان از طریق وکلا و خانوادهها، و مستندسازی سیستماتیک شکنجههای روانی و اعدامها.
تقویت فرهنگ مسئولیت جمعی
تأکید بر این اصل که آزادی و کاهش سرکوب، نتیجه اراده و عمل مستمر مردم است، نه هدیه خارجی. این نگرش هم امید واقعی ایجاد میکند و هم هزینه سرکوب را برای حکومت بالا میبرد.
مراقبت از سلامت روانی فعالان و خانوادهها
کاهش حمایت اغلب با فرسودگی جمعی همراه است. ایجاد فضاهای حمایتی برای خانوادهها و کنشگران، مانع از فرسودگی و انزوا میشود.
تشدید سرکوب در شرایط جنگ، واقعیت تلخ و قابل مشاهدهای است. اما کاهش حمایت اجتماعی نیز قابل تغییر است. بازگشت به همبستگی مستقیم، روایتگری مستمر و مسئولیتپذیری جمعی، مؤثرترین راه برای بالا بردن هزینه سرکوب و حمایت واقعی از دادخواهانِ در بند و در خطر اعدام است.
#سهیل_عربی #دادخواهی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
حکومتها معمولاً در شرایط جنگ یا بحران خارجی، فضای داخلی را برای پاکسازی و تشدید سرکوب مساعدتر میبینند. کاهش حمایت داخلی دقیقاً این فرصت را گسترش میدهد و امید بیش از حد به بیرون، عملاً هزینه سرکوب را برای قدرت پایین میآورد.با توجه به آنچه خودم شاهد بودم و روایتهایی که از چند زندانی در دیگر زندانها شنیدم، سرکوبها، اعدام و انواع شکنجه، از دیماه تشدید شد و با آغاز جنگ، شدت بیشتری یافت. این وضعیت نیازمند آسیبشناسی جدی است تا بتوانیم راهکارهای مؤثر پیدا کنیم.باید پرسید: چرا تشدید فشار بر معترضان و دادخواهان برای حکومت آسانتر شد؟
به نظر من، مهمترین دلیل، کاهش حمایتهای اجتماعی از زندانیان بود. یکی از اصلیترین عوامل این کاهش حمایت نیز، «امیدواری به نجات از سوی ناجی خارجی» بوده است. البته این تنها دلیل نیست؛ گرفتارتر شدن مردم در فقر و گرانیهای فزاینده و رعب و وحشت ناشی از کشتار فجیع اعتراضات دیماه را هم باید در نظر گرفت.از روایتهای مستقیم، از جمله آنچه در فصلهای پیشین درباره سوئیتهای قزلحصار و فضای مرگمحور آمده و گزارشهای موازی دیگر زندانیان، الگوی مشخصی دیده میشود: تشدید اعدامها و شکنجههای جسمی-روانی از دیماه، و شتاب گرفتن این سرکوب با شروع جنگ و قطع نسبی توجه بینالمللی و داخلی. همزمان، کاهش محسوس حمایتهای اجتماعی (ملاقات، کمپین، فشار افکار عمومی، حمایت حقوقی و رسانهای) از زندانیان سیاسی و دادخواهان مشاهده میشود.این دو پدیده، تشدید فشار و کاهش حمایت، یکدیگر را تقویت میکنند و چرخهای خطرناک میسازند.حمایت از دادخواهانِ در بند، عمل اخلاقی و سیاسی جمعی است. وقتی این حمایت به انتظار نجات خارجی وابسته شود، به محض تغییر شرایط بینالمللی (آتشبس، مذاکره یا بیتوجهی رسانهای) فرو میریزد. این ناپایداری، زندانی را در آسیبپذیرترین لحظه رها میکند.وقتی بخش قابل توجهی از انرژی اجتماعی و روانی روی «منتظر ناجی» متمرکز میشود، ظرفیت سازماندهی از پایین، همبستگی متقابل و اقدام مستقیم کاهش مییابد. قدرت واقعی در مقاومت پایدار و حمایت روزمره از زندانیان نهفته است، نه در انتظار نیروهای خارجی که منافع و محدودیتهای خود را دارند.تجربههای متعدد نشان میدهد که نجات پایدار زندانیان و کاهش اعدامها عمدتاً از طریق فشار مستمر داخلی (کمپینهای مردمی، خانواده، وکلا و رسانههای مستقل) و همبستگی بینالمللی هدفمند، نه نجاتدهنده مطلق، حاصل شده است. اتکای یکجانبه به ناجی خارجی اغلب به یأس جمعی منجر میشود.برای شکستن این چرخه، چند مسیر عملی قابل پیگیری است:بازسازی حمایت اجتماعی از پایین
تمرکز دوباره روی حمایت مستقیم و ملموس: تماس منظم با خانوادهها، پیگیری وضعیت پزشکی و حقوقی، کمپینهای محلی و دیجیتال با روایتهای انسانی (نه فقط شعار) و ایجاد شبکههای همبستگی پایدار که وابسته به رویدادهای خارجی نباشد.
تقویت روایتهای شاهدانه و مستند
انتشار روایتهای دقیق و انسانی (مانند متنهای «حبس در جنگ») به زبان ساده و چندزبانه، برای زنده نگه داشتن موضوع در افکار عمومی و جلوگیری از عادیسازی مرگ.
ترکیب فشار داخلی و بینالمللی هدفمند
بهجای انتظار «ناجی»، از ابزارهای مشخص استفاده شود: گزارش به سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل، کمپینهای ناممحور برای افراد در خطر اعدام، فشار روی نهادهای قضایی و زندان از طریق وکلا و خانوادهها، و مستندسازی سیستماتیک شکنجههای روانی و اعدامها.
تقویت فرهنگ مسئولیت جمعی
تأکید بر این اصل که آزادی و کاهش سرکوب، نتیجه اراده و عمل مستمر مردم است، نه هدیه خارجی. این نگرش هم امید واقعی ایجاد میکند و هم هزینه سرکوب را برای حکومت بالا میبرد.
مراقبت از سلامت روانی فعالان و خانوادهها
کاهش حمایت اغلب با فرسودگی جمعی همراه است. ایجاد فضاهای حمایتی برای خانوادهها و کنشگران، مانع از فرسودگی و انزوا میشود.
تشدید سرکوب در شرایط جنگ، واقعیت تلخ و قابل مشاهدهای است. اما کاهش حمایت اجتماعی نیز قابل تغییر است. بازگشت به همبستگی مستقیم، روایتگری مستمر و مسئولیتپذیری جمعی، مؤثرترین راه برای بالا بردن هزینه سرکوب و حمایت واقعی از دادخواهانِ در بند و در خطر اعدام است.
#سهیل_عربی #دادخواهی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤16🕊6👍1👌1💔1
از استهلاک امید تا ضرورت سازماندهی
✍️محسن عمرانی, معلم و فعال صنفی
هیچ جامعهای ذاتاً اقتدارگرا یا آزادیخواه نیست. مسیر هر جامعه را تجربه تاریخی آن میسازد تجربهای از مبارزه، شکست یا پیروزی، سرکوب، امید و مشارکت _دیالکتیک تاریخی _
اگر بخواهیم وضعیت امروز جامعه ایران را در یک مفهوم خلاصه کنیم، شاید هیچ واژهای دقیقتر از «استهلاک امید» نباشد.
امید در علوم اجتماعی صرفاً یک احساس فردی نیست بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه زمانی امیدوار میماند که شهروندان باور داشته باشند میتوانند بر سرنوشت خود اثر بگذارند. اما این سرمایه مانند هر سرمایه دیگری میتواند مستهلک شود.
فرسایش امید معمولاً یکشبه اتفاق نمیافتد. شهروندان ابتدا از کمهزینهترین و قانونیترین راهها برای تغییر استفاده میکنند.
مثلا در انتخابات شرکت میکنند، از اصلاحات حمایت میکنند، در تشکلهای صنفی و مدنی فعالیت میکنند و تلاش میکنند مطالبات خود را از مسیرهای موجود پیگیری کنند. اما هنگامی که این مسیرها بارها به بنبست برسند یا امکان اثرگذاری آنها محدود شود، اعتماد به امکان تغییر نیز به تدریج از میان میرود.
اگر پس از این ناکامیها، اعتراضهای مدنی و خیابانی نیز با سرکوب، خشونت و مجازاتهای سنگین بعد آن مواجه شوند، افراد به سمتی می روند که روانشناسان آن را درماندگی آموختهشده مینامند. وضعیتی که انسان پس از تجربه مکرر شکست، به این نتیجه میرسد که هیچ کنشی قادر به تغییر شرایط نیست. در سطح یک جامعه نیز تکرار این تجربه میتواند به استیصال جمعی بینجامد.
در چنین شرایطی جامعه الزاماً رادیکالتر نمیشود، برعکس خستهتر میشود.
بخشی مهاجرت را انتخاب میکند،
فعالین به زندگی خصوصی(انزوا) پناه میبرند، اکثریت مردم از هرگونه مشارکت اجتماعی فاصله میگیرند و تنها در انتظار پایان یافتن وضعیت موجود میمانند.
زمانی که همکاری و مشارکت جای خود را به انزوا و بیاعتمادی میدهد سخت ترین کار ممکن سازماندهی و تشکل یابی مستقل است
(اگر فقر گسترده به این شرایط افزوده شود آنچنان که مارکس در بینالملل دوم خطاب به باکونین گفت : جامعه بسمت بردگی بجای شورش میرود.)
تداوم سرکوب و بسته شدن راههای مشارکت فقط مخالفان را هدف قرار نمیدهد بلکه بر روان جمعی جامعه نیز اثر میگذارد. استمرار بازداشتها، زندان و چرخه اعدام، علاوه بر هزینهای که بر افراد و خانوادههای آنان تحمیل میکند میتواند این پیام را به کل جامعه منتقل کند که هزینه کنش جمعی بسیار بیشتر از احتمال موفقیت آن است. نتیجه چنین وضعیتی نه صرفاً سکوت بلکه فرسایش تدریجی امید اجتماعی است.
در این زمان بزرگترین خطر آغاز میشود. جامعهی خسته الزاماً عاشق استبداد یا جنگ نیست، اما ممکن است برای پایان دادن به بیثباتی و نااطمینانی، به وعدههای ساده و اقتدارگرایانه گوش فرا دهد و از پهلو به استبداد دیگری بغلطد. همانگونه که هانا آرنت نشان میدهد اقتدارگرایی بیش از آنکه بر نفرت مردم تکیه کند بر انزوای آنان استوار میشود. جامعهای که پیوندهایش از هم گسسته باشد و اتمیزه شده باشد بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر خواهد بود و چه بسا چشم انتظار «واژهی موهوم» حملهی نظامی نجات بخش از بیرون مرزهایش باشد.
به همین دلیل نگارنده باور دارد یکی از نادرستترین واکنشها سرزنش مردم است اینکه مردم را ذاتاً تنبل و بیعمل یا فاقد فرهنگ آزادیخواهی و یا حس وطن دوستی بنامیم.
این نگاه نوعی فرار از مسئولیت اجتماعی و سرزنش قربانی است. مردمی که سالها از مسیرهای قانونی، صنفی و مدنی برای تغییر تلاش کردهاند و بارها هزینه اعتراض و مطالبهگری را پرداختهاند پیش از آنکه سزاوار قضاوت باشند سزاوار فهم تجربه تاریخی خود هستند. اینجاست که میتوان نقش افراد و احزاب پیشرو جامعه را درک کرد. آنهایی که ناامید نشده و بجای انفعال دست به سازماندهی و تقویت امید میزنند. همان اندیشههایی که باور جامعه را به توانایی آنها جهت بهتر کردن شرایط از درون جامعه تقویت میکنند.
سادهنویسیهای من
محسن عمرانی
(صمد جنوب)
شهریور ۱۴۰۵
برگرفته از کانال تلگرام کانون صنفی معلمان بوشهر
محسن عمرانی، معلم فعال صنفی و زندانی سیاسی سابق است.
#همبستگی #سازماندهی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️محسن عمرانی, معلم و فعال صنفی
هیچ جامعهای ذاتاً اقتدارگرا یا آزادیخواه نیست. مسیر هر جامعه را تجربه تاریخی آن میسازد تجربهای از مبارزه، شکست یا پیروزی، سرکوب، امید و مشارکت _دیالکتیک تاریخی _
اگر بخواهیم وضعیت امروز جامعه ایران را در یک مفهوم خلاصه کنیم، شاید هیچ واژهای دقیقتر از «استهلاک امید» نباشد.
امید در علوم اجتماعی صرفاً یک احساس فردی نیست بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه زمانی امیدوار میماند که شهروندان باور داشته باشند میتوانند بر سرنوشت خود اثر بگذارند. اما این سرمایه مانند هر سرمایه دیگری میتواند مستهلک شود.
فرسایش امید معمولاً یکشبه اتفاق نمیافتد. شهروندان ابتدا از کمهزینهترین و قانونیترین راهها برای تغییر استفاده میکنند.
مثلا در انتخابات شرکت میکنند، از اصلاحات حمایت میکنند، در تشکلهای صنفی و مدنی فعالیت میکنند و تلاش میکنند مطالبات خود را از مسیرهای موجود پیگیری کنند. اما هنگامی که این مسیرها بارها به بنبست برسند یا امکان اثرگذاری آنها محدود شود، اعتماد به امکان تغییر نیز به تدریج از میان میرود.
اگر پس از این ناکامیها، اعتراضهای مدنی و خیابانی نیز با سرکوب، خشونت و مجازاتهای سنگین بعد آن مواجه شوند، افراد به سمتی می روند که روانشناسان آن را درماندگی آموختهشده مینامند. وضعیتی که انسان پس از تجربه مکرر شکست، به این نتیجه میرسد که هیچ کنشی قادر به تغییر شرایط نیست. در سطح یک جامعه نیز تکرار این تجربه میتواند به استیصال جمعی بینجامد.
در چنین شرایطی جامعه الزاماً رادیکالتر نمیشود، برعکس خستهتر میشود.
بخشی مهاجرت را انتخاب میکند،
فعالین به زندگی خصوصی(انزوا) پناه میبرند، اکثریت مردم از هرگونه مشارکت اجتماعی فاصله میگیرند و تنها در انتظار پایان یافتن وضعیت موجود میمانند.
زمانی که همکاری و مشارکت جای خود را به انزوا و بیاعتمادی میدهد سخت ترین کار ممکن سازماندهی و تشکل یابی مستقل است
(اگر فقر گسترده به این شرایط افزوده شود آنچنان که مارکس در بینالملل دوم خطاب به باکونین گفت : جامعه بسمت بردگی بجای شورش میرود.)
تداوم سرکوب و بسته شدن راههای مشارکت فقط مخالفان را هدف قرار نمیدهد بلکه بر روان جمعی جامعه نیز اثر میگذارد. استمرار بازداشتها، زندان و چرخه اعدام، علاوه بر هزینهای که بر افراد و خانوادههای آنان تحمیل میکند میتواند این پیام را به کل جامعه منتقل کند که هزینه کنش جمعی بسیار بیشتر از احتمال موفقیت آن است. نتیجه چنین وضعیتی نه صرفاً سکوت بلکه فرسایش تدریجی امید اجتماعی است.
در این زمان بزرگترین خطر آغاز میشود. جامعهی خسته الزاماً عاشق استبداد یا جنگ نیست، اما ممکن است برای پایان دادن به بیثباتی و نااطمینانی، به وعدههای ساده و اقتدارگرایانه گوش فرا دهد و از پهلو به استبداد دیگری بغلطد. همانگونه که هانا آرنت نشان میدهد اقتدارگرایی بیش از آنکه بر نفرت مردم تکیه کند بر انزوای آنان استوار میشود. جامعهای که پیوندهایش از هم گسسته باشد و اتمیزه شده باشد بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر خواهد بود و چه بسا چشم انتظار «واژهی موهوم» حملهی نظامی نجات بخش از بیرون مرزهایش باشد.
به همین دلیل نگارنده باور دارد یکی از نادرستترین واکنشها سرزنش مردم است اینکه مردم را ذاتاً تنبل و بیعمل یا فاقد فرهنگ آزادیخواهی و یا حس وطن دوستی بنامیم.
این نگاه نوعی فرار از مسئولیت اجتماعی و سرزنش قربانی است. مردمی که سالها از مسیرهای قانونی، صنفی و مدنی برای تغییر تلاش کردهاند و بارها هزینه اعتراض و مطالبهگری را پرداختهاند پیش از آنکه سزاوار قضاوت باشند سزاوار فهم تجربه تاریخی خود هستند. اینجاست که میتوان نقش افراد و احزاب پیشرو جامعه را درک کرد. آنهایی که ناامید نشده و بجای انفعال دست به سازماندهی و تقویت امید میزنند. همان اندیشههایی که باور جامعه را به توانایی آنها جهت بهتر کردن شرایط از درون جامعه تقویت میکنند.
سادهنویسیهای من
محسن عمرانی
(صمد جنوب)
شهریور ۱۴۰۵
برگرفته از کانال تلگرام کانون صنفی معلمان بوشهر
محسن عمرانی، معلم فعال صنفی و زندانی سیاسی سابق است.
#همبستگی #سازماندهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍11👌2
شورش قناریهای خانگی هیتلر
چطور دانمارک بدون اسلحه ۹۰ درصد یهودیانش را نجات داد
«شیطان صرفا به این خاطر نتوانست در دانمارک به پیروزی دست یابد که دانمارکیها اجازه چنین کاری را به او ندادند.»
نازیها بدون شلیک یک گلوله دانمارک را اشغال کردند و آن را «قناری خانگی هیتلر» نامیدند. اما مردمی عادی، از دانشآموز تا ماهیگیر، با نهگفتنی ساده، ۹۰ درصد یهودیان کشورشان را از نابودی و مرگ نجات دادند.
چشمانداز و انگیزه
نهم آوریل ۱۹۴۰، دانمارک بدون مقاومت نظامی جدی اشغال شد و شاه کریستیان دهم تسلیم شد. اما آرنا سایر، دانشآموز ۱۷ساله، پس از دیدن استقبال از سربازان آلمانی، «ده فرمان برای دانمارکیها» را نوشت و پخش کرد. هشت پسربچه نیز «کلوب چرچیل» را تشکیل دادند و سلاح سربازان مست آلمانی را میدزدیدند.
اهداف و رهبری
هدف مشترک گروههای مقاومت، بازیابی آزادی و دمکراسی بود. مردم عادی نازیها را با سکوت و ترککردن اماکن عمومی طرد میکردند؛ شاه نیز عمدا به سلامهای نظامی آنها اعتنا نمیکرد. رهبری این جنبش متمرکز نبود؛ هفت گروه اصلی برای هماهنگی، «شورای آزادی» را در پاییز ۱۹۴۳ تشکیل دادند تا از تداخل عملیاتها جلوگیری شود.
فضای مدنی و بسیج عمومی
با سختگیری فزاینده نازیها و مجازات مرگ برای خرابکاری، هزاران دانمارکی به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند. اما وقتی نازیها قصد دستگیری یهودیان را داشتند، شبکهای از راننده آمبولانس، پزشک و دانشجو، آنها را پشت «دیوار انسانی» پنهان کردند. کشیشهای لوتری نیز از تریبون کلیسا برای دفاع از یهودیان و بسیج مالی مردم استفاده کردند.
همبستگی که یک ملت را نجات داد
هفتهزار یهودی، بیش از ۹۰درصد جمعیت یهودیان دانمارک، با قایقهای ماهیگیری به سوئد گریختند. حتی برای آنانی که به اردوگاه ترزینشتات فرستاده شدند، فشار دولت دانمارک نرخ مرگومیرشان را نصف کرد. این همبستگی فراگیر جامعه، از شاه تا ماهیفروش، نشان داد مردمی نامسلح، تنها با نهگفتن، میتوانند یک ارتش را به زانو درآورند.
نسخه کامل این نوشتار را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
شورش قناریهای خانگی هیتلر: دیوار انسانی مقاومت دانمارک
https://tavaana.org/denmark-movement-against-hitlers/
#جنبش_مدنی #آلمان #رواداری #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
چطور دانمارک بدون اسلحه ۹۰ درصد یهودیانش را نجات داد
«شیطان صرفا به این خاطر نتوانست در دانمارک به پیروزی دست یابد که دانمارکیها اجازه چنین کاری را به او ندادند.»
نازیها بدون شلیک یک گلوله دانمارک را اشغال کردند و آن را «قناری خانگی هیتلر» نامیدند. اما مردمی عادی، از دانشآموز تا ماهیگیر، با نهگفتنی ساده، ۹۰ درصد یهودیان کشورشان را از نابودی و مرگ نجات دادند.
چشمانداز و انگیزه
نهم آوریل ۱۹۴۰، دانمارک بدون مقاومت نظامی جدی اشغال شد و شاه کریستیان دهم تسلیم شد. اما آرنا سایر، دانشآموز ۱۷ساله، پس از دیدن استقبال از سربازان آلمانی، «ده فرمان برای دانمارکیها» را نوشت و پخش کرد. هشت پسربچه نیز «کلوب چرچیل» را تشکیل دادند و سلاح سربازان مست آلمانی را میدزدیدند.
اهداف و رهبری
هدف مشترک گروههای مقاومت، بازیابی آزادی و دمکراسی بود. مردم عادی نازیها را با سکوت و ترککردن اماکن عمومی طرد میکردند؛ شاه نیز عمدا به سلامهای نظامی آنها اعتنا نمیکرد. رهبری این جنبش متمرکز نبود؛ هفت گروه اصلی برای هماهنگی، «شورای آزادی» را در پاییز ۱۹۴۳ تشکیل دادند تا از تداخل عملیاتها جلوگیری شود.
فضای مدنی و بسیج عمومی
با سختگیری فزاینده نازیها و مجازات مرگ برای خرابکاری، هزاران دانمارکی به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند. اما وقتی نازیها قصد دستگیری یهودیان را داشتند، شبکهای از راننده آمبولانس، پزشک و دانشجو، آنها را پشت «دیوار انسانی» پنهان کردند. کشیشهای لوتری نیز از تریبون کلیسا برای دفاع از یهودیان و بسیج مالی مردم استفاده کردند.
همبستگی که یک ملت را نجات داد
هفتهزار یهودی، بیش از ۹۰درصد جمعیت یهودیان دانمارک، با قایقهای ماهیگیری به سوئد گریختند. حتی برای آنانی که به اردوگاه ترزینشتات فرستاده شدند، فشار دولت دانمارک نرخ مرگومیرشان را نصف کرد. این همبستگی فراگیر جامعه، از شاه تا ماهیفروش، نشان داد مردمی نامسلح، تنها با نهگفتن، میتوانند یک ارتش را به زانو درآورند.
نسخه کامل این نوشتار را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
شورش قناریهای خانگی هیتلر: دیوار انسانی مقاومت دانمارک
https://tavaana.org/denmark-movement-against-hitlers/
#جنبش_مدنی #آلمان #رواداری #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤10👌2💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان خطاب به خانوادههای دادخواه: در کنار سوگواری، زندگی و مسیر دادخواهی را ادامه دهید
کاملیا سجادیان، مادر محمدحسن ترکمان، از جانباختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱، در واکنش به رویدادهای دردناک روزهای اخیر برای خانوادههای دادخواه، از دوستان و نزدیکان این خانوادهها خواست آنان را تنها نگذارند. او همچنین خطاب به خانوادههای داغدار تأکید کرد که در کنار سوگواری و زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان، از خود و کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند مراقبت کنند و به زندگی ادامه دهند.
کاملیا سجادیان با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود گفت غم واردشده بر خانوادههای دادخواه را نمیتوان در چند کلمه توصیف کرد.
او خطاب به دوستان، آشنایان و اطرافیان این خانوادهها گفت: «لطفاً همراه این خانوادهها باشید، جویای احوالشان شوید؛ حتی با یک تلفنکردن، و از این خانوادهها دوری نکنید.»
مادر محمدحسن ترکمان با اشاره به تجربه چهار ساله خود در مسیر سوگ و دادخواهی گفت این درد پایان نمییابد و حتی ممکن است با گذشت زمان سنگینتر شود. او افزود که خود گاهی بهدلیل شدت اندوه نمیتواند تصویر فرزندش را ببیند؛ بااینحال، خانوادههای دادخواه ناگزیرند بهخاطر کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند، در کنار این داغ به زندگی ادامه دهند.
سجادیان از خانوادهها خواست به خود اجازه سوگواری بدهند و هر کاری را که به آرامش و پالایش روانشان کمک میکند انجام دهند. او گفت: «حتی اگر گریه میکنید، هر کاری که شما را آرام میکند انجام دهید. ما مجبوریم زندگی را زندگی کنیم و آن را بهخاطر کسانی که به ما وابستهاند ادامه دهیم.»
او مادران دادخواه را «قدرتمندترین موجودات روی زمین» توصیف کرد و گفت آنان با وجود داغ سنگینی که بر دل دارند، توانستهاند مسیر دادخواهی را ادامه دهند، زندگی کنند و از دیگر عزیزان وابسته به خود نیز مراقبت کنند.
کاملیا سجادیان در بخش دیگری از سخنانش، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان را مسئولیت بازماندگان دانست و گفت روایت زندگی و مبارزه آنان باید چنان حفظ شود که نامشان حتی در کتابهای درسی و دانشگاهی نیز به ثبت برسد.
او با تأکید بر ضرورت حفظ همبستگی میان خانوادههای دادخواه افزود: «این زنجیره انسانی را مستحکمتر و این دیوار را محکمتر کنید. سوگواریتان را بکنید، اما اجازه ندهید این سوگواری شما را ضعیف کند.»
محمدحسن ترکمان، فرزند کاملیا سجادیان، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بود.
#دادخواهی #دادخواهان #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
کاملیا سجادیان، مادر محمدحسن ترکمان، از جانباختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱، در واکنش به رویدادهای دردناک روزهای اخیر برای خانوادههای دادخواه، از دوستان و نزدیکان این خانوادهها خواست آنان را تنها نگذارند. او همچنین خطاب به خانوادههای داغدار تأکید کرد که در کنار سوگواری و زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان، از خود و کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند مراقبت کنند و به زندگی ادامه دهند.
کاملیا سجادیان با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود گفت غم واردشده بر خانوادههای دادخواه را نمیتوان در چند کلمه توصیف کرد.
او خطاب به دوستان، آشنایان و اطرافیان این خانوادهها گفت: «لطفاً همراه این خانوادهها باشید، جویای احوالشان شوید؛ حتی با یک تلفنکردن، و از این خانوادهها دوری نکنید.»
مادر محمدحسن ترکمان با اشاره به تجربه چهار ساله خود در مسیر سوگ و دادخواهی گفت این درد پایان نمییابد و حتی ممکن است با گذشت زمان سنگینتر شود. او افزود که خود گاهی بهدلیل شدت اندوه نمیتواند تصویر فرزندش را ببیند؛ بااینحال، خانوادههای دادخواه ناگزیرند بهخاطر کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند، در کنار این داغ به زندگی ادامه دهند.
سجادیان از خانوادهها خواست به خود اجازه سوگواری بدهند و هر کاری را که به آرامش و پالایش روانشان کمک میکند انجام دهند. او گفت: «حتی اگر گریه میکنید، هر کاری که شما را آرام میکند انجام دهید. ما مجبوریم زندگی را زندگی کنیم و آن را بهخاطر کسانی که به ما وابستهاند ادامه دهیم.»
او مادران دادخواه را «قدرتمندترین موجودات روی زمین» توصیف کرد و گفت آنان با وجود داغ سنگینی که بر دل دارند، توانستهاند مسیر دادخواهی را ادامه دهند، زندگی کنند و از دیگر عزیزان وابسته به خود نیز مراقبت کنند.
کاملیا سجادیان در بخش دیگری از سخنانش، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان را مسئولیت بازماندگان دانست و گفت روایت زندگی و مبارزه آنان باید چنان حفظ شود که نامشان حتی در کتابهای درسی و دانشگاهی نیز به ثبت برسد.
او با تأکید بر ضرورت حفظ همبستگی میان خانوادههای دادخواه افزود: «این زنجیره انسانی را مستحکمتر و این دیوار را محکمتر کنید. سوگواریتان را بکنید، اما اجازه ندهید این سوگواری شما را ضعیف کند.»
محمدحسن ترکمان، فرزند کاملیا سجادیان، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بود.
#دادخواهی #دادخواهان #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤34👍6🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
▪️نمادی که جمهوری اسلامی خواست نام معمارش را پاک کند
معمار جوانی که این بنا را طراحی کرد، تنها ۲۴ سال داشت و پیرو آیینی بود که امروز در ایران غیرقانونی است. اما در دهه ۱۳۴۰، بهاییبودن او مانع انتخابش برای طراحی یکی از مهمترین نمادهای ملی ایران نشد. این نماد، برج شهیاد است؛ بنایی که حکومت اسلامی نامش را عوض کرد اما نتوانست از حافظه جمعی مردم پاکش کند.
▪️بنایی که با همه ایرانیان سخن میگوید
برج شهیاد از لایههای متعدد تاریخ ایران شکل گرفته است. طاق اصلیاش یادآور معماری ساسانی و طاق کسری، دوره پیش از اسلام، است؛ خطوط منحنی و هندسهاش شباهت به معماری پسا اسلامی اصفهان دارد. این بنا نه صرفا باستانی است، نه کاملا مدرن، بلکه ترکیبی از دورهها و هویتهای ایران است که با همه ایرانیان، بدون یک کلمه، سخن میگوید.
▪️معمار جوانی به نام حسین امانت
در دهه ۱۳۴۰، در دورهای از توسعه شهری ایران، ایده ساخت بنایی ملی مطرح شد. برنده مسابقه طراحی، حسین امانت، معماری ۲۴ساله و فارغالتحصیل تازهکار دانشگاه تهران بود. او پیرو آیین بهایی بود؛ موضوعی که در آن مقطع مانعی برای مشارکتش در این پروژه ملی نشد. اجرای بنا نیز نیازمند مهارت صدها متخصص، سنگتراش و مهندس بود.
▪️حذف نامها، ماندگاری آثار
پس از انقلاب، حکومت اسلامی نام برج را به «آزادی» تغییر داد و حسین امانت ایران را ترک کرد. گزارشها نشان میدهد نام او در روایتهای رسمی کمتر ذکر شد و حتی در خود بنا نیز محو شد. اکنون ین پرسش را مطرح است: آیا آثار ملی میتوانند باقی بمانند، اما نقش برخی سازندگانشان به مرور فراموش شود؟
▪️میراث ملی، نیازمند همبستگی است
میراث ملی فقط ساختمانها نیستند؛ خاطره، معنا و داستانهایی هستند که نسلها به آنها پیوند میزنند. مراقبت از میراث ملی تنها به مرمت سنگ و بتن محدود نیست، بلکه شامل حفظ تنوع روایتها و سهم گروههای مختلف در ساخت آن است. برج شهیاد نشان میدهد هویت ملی زمانی پایدارتر میشود که سهم دورهها و انسانهای متفاوت انکار نشود.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
برج شهیاد: همبستگی ملی به زبان معماری
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#شهیاد #نماد #همبستگی #حسین_امانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار جوانی که این بنا را طراحی کرد، تنها ۲۴ سال داشت و پیرو آیینی بود که امروز در ایران غیرقانونی است. اما در دهه ۱۳۴۰، بهاییبودن او مانع انتخابش برای طراحی یکی از مهمترین نمادهای ملی ایران نشد. این نماد، برج شهیاد است؛ بنایی که حکومت اسلامی نامش را عوض کرد اما نتوانست از حافظه جمعی مردم پاکش کند.
▪️بنایی که با همه ایرانیان سخن میگوید
برج شهیاد از لایههای متعدد تاریخ ایران شکل گرفته است. طاق اصلیاش یادآور معماری ساسانی و طاق کسری، دوره پیش از اسلام، است؛ خطوط منحنی و هندسهاش شباهت به معماری پسا اسلامی اصفهان دارد. این بنا نه صرفا باستانی است، نه کاملا مدرن، بلکه ترکیبی از دورهها و هویتهای ایران است که با همه ایرانیان، بدون یک کلمه، سخن میگوید.
▪️معمار جوانی به نام حسین امانت
در دهه ۱۳۴۰، در دورهای از توسعه شهری ایران، ایده ساخت بنایی ملی مطرح شد. برنده مسابقه طراحی، حسین امانت، معماری ۲۴ساله و فارغالتحصیل تازهکار دانشگاه تهران بود. او پیرو آیین بهایی بود؛ موضوعی که در آن مقطع مانعی برای مشارکتش در این پروژه ملی نشد. اجرای بنا نیز نیازمند مهارت صدها متخصص، سنگتراش و مهندس بود.
▪️حذف نامها، ماندگاری آثار
پس از انقلاب، حکومت اسلامی نام برج را به «آزادی» تغییر داد و حسین امانت ایران را ترک کرد. گزارشها نشان میدهد نام او در روایتهای رسمی کمتر ذکر شد و حتی در خود بنا نیز محو شد. اکنون ین پرسش را مطرح است: آیا آثار ملی میتوانند باقی بمانند، اما نقش برخی سازندگانشان به مرور فراموش شود؟
▪️میراث ملی، نیازمند همبستگی است
میراث ملی فقط ساختمانها نیستند؛ خاطره، معنا و داستانهایی هستند که نسلها به آنها پیوند میزنند. مراقبت از میراث ملی تنها به مرمت سنگ و بتن محدود نیست، بلکه شامل حفظ تنوع روایتها و سهم گروههای مختلف در ساخت آن است. برج شهیاد نشان میدهد هویت ملی زمانی پایدارتر میشود که سهم دورهها و انسانهای متفاوت انکار نشود.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
برج شهیاد: همبستگی ملی به زبان معماری
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#شهیاد #نماد #همبستگی #حسین_امانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤27💯3👌1
مهدی یراحی نوشته است:
«اگر قرار باشد مخالفان یکدیگر را دشمن ببینند، ج.ا برای ماندن، کار چندانی جز تماشای این نزاع ندارد.»
همبستگی به معنای یکساناندیشی، چشمپوشی از اختلافها یا سکوت در برابر خطاها نیست. نیروهای سیاسی و شهروندان میتوانند درباره آینده ایران، شکل حکومت، راهبرد مبارزه و بسیاری مسائل دیگر اختلافهای جدی داشته باشند؛ اما اگر هر اختلافی به دشمنی و هر انتقادی به اتهام «خیانت»، «وابستگی» یا «همکاری با حکومت» تبدیل شود، امکان گفتوگو و اقدام مشترک از میان میرود.
جمهوری اسلامی سالهاست از بیاعتمادی، تفرقه و حذف متقابل مخالفان سود میبرد. هنگامی که مخالفان بهجای نقد مستدل، یکدیگر را تحقیر میکنند، درباره هم حکم صادر میکنند یا بدون مدرک اتهام میزنند، بخشی از کار دستگاه سرکوب را خودشان انجام میدهند.
برای همبستگی لازم نیست شبیه هم شویم؛ کافی است حق متفاوتبودن یکدیگر را به رسمیت بشناسیم، اتهام را جایگزین استدلال نکنیم و بر اصولی مشترک مانند آزادی، برابری، حقوق بشر و حاکمیت مردم بایستیم. دموکراسی از همین امروز و از شیوه رفتار ما با مخالفانمان آغاز میشود.
#همبستگی #گفتوگو #دموکراسی #مهدی_یراحی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی یراحی نوشته است:
«اگر قرار باشد مخالفان یکدیگر را دشمن ببینند، ج.ا برای ماندن، کار چندانی جز تماشای این نزاع ندارد.»
همبستگی به معنای یکساناندیشی، چشمپوشی از اختلافها یا سکوت در برابر خطاها نیست. نیروهای سیاسی و شهروندان میتوانند درباره آینده ایران، شکل حکومت، راهبرد مبارزه و بسیاری مسائل دیگر اختلافهای جدی داشته باشند؛ اما اگر هر اختلافی به دشمنی و هر انتقادی به اتهام «خیانت»، «وابستگی» یا «همکاری با حکومت» تبدیل شود، امکان گفتوگو و اقدام مشترک از میان میرود.
جمهوری اسلامی سالهاست از بیاعتمادی، تفرقه و حذف متقابل مخالفان سود میبرد. هنگامی که مخالفان بهجای نقد مستدل، یکدیگر را تحقیر میکنند، درباره هم حکم صادر میکنند یا بدون مدرک اتهام میزنند، بخشی از کار دستگاه سرکوب را خودشان انجام میدهند.
برای همبستگی لازم نیست شبیه هم شویم؛ کافی است حق متفاوتبودن یکدیگر را به رسمیت بشناسیم، اتهام را جایگزین استدلال نکنیم و بر اصولی مشترک مانند آزادی، برابری، حقوق بشر و حاکمیت مردم بایستیم. دموکراسی از همین امروز و از شیوه رفتار ما با مخالفانمان آغاز میشود.
#همبستگی #گفتوگو #دموکراسی #مهدی_یراحی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍37❤5👌2💯1
آنها عزیزانشان را از دست دادهاند، اما در این رنج تنها نماندهاند.
خانوادههای جاویدنامان عسل منصوری، پرنیان دبیری، سعید زینالزاده، حسین فرهی، امیرعلی قنبرزاده و سیاوش محمودی، کنار یکدیگر ایستادهاند؛ کنار مزارها، کنار عکسها و کنار خاطره کسانی که جای خالیشان برای همیشه باقی خواهد ماند.
این تصویر فقط تصویری از سوگ نیست؛ تصویری از همبستگی در دادخواهی است.
دادخواهی زمانی قدرتمندتر میشود که رنج خصوصی، انسانها را از یکدیگر جدا نکند، بلکه میان آنان پیوند بسازد. وقتی خانوادهای که خود زخمی عمیق دارد، در کنار خانوادهای دیگر میایستد و میگوید «درد تو، درد من هم هست»، حکومت دیگر با مجموعهای از خانوادههای پراکنده و تنها روبهرو نیست؛ با حافظهای جمعی روبهروست که نمیخواهد فراموش کند.
در این سالها، خانوادههای دادخواه بارها نشان دادهاند که دادخواهی فقط مطالبه روشنشدن حقیقت درباره یک عزیز نیست. مطالبه حق همه قربانیان برای حقیقت، عدالت و پاسخگویی است؛ و درست به همین دلیل، همبستگی میان آنان اهمیتی فراتر از یک دیدار یا یک عکس پیدا میکند.
نامها متفاوتاند، روایتها متفاوتاند و زخم هر خانواده یگانه است؛ اما خواستهای مشترک آنان را کنار یکدیگر قرار داده است:
نه فراموش میکنیم، نه دیگری را در دادخواهی تنها میگذاریم.
شاید یکی از ماندگارترین تصاویر دادخواهی همین باشد؛ دستهایی که در کنار مزار عزیزان، به نشانه پیروزی بالا میروند و خانوادههایی که با حضورشان میگویند:
تا رسیدن به حقیقت و عدالت، کنار یکدیگر میمانیم.
#دادخواهی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای جاویدنامان عسل منصوری، پرنیان دبیری، سعید زینالزاده، حسین فرهی، امیرعلی قنبرزاده و سیاوش محمودی، کنار یکدیگر ایستادهاند؛ کنار مزارها، کنار عکسها و کنار خاطره کسانی که جای خالیشان برای همیشه باقی خواهد ماند.
این تصویر فقط تصویری از سوگ نیست؛ تصویری از همبستگی در دادخواهی است.
دادخواهی زمانی قدرتمندتر میشود که رنج خصوصی، انسانها را از یکدیگر جدا نکند، بلکه میان آنان پیوند بسازد. وقتی خانوادهای که خود زخمی عمیق دارد، در کنار خانوادهای دیگر میایستد و میگوید «درد تو، درد من هم هست»، حکومت دیگر با مجموعهای از خانوادههای پراکنده و تنها روبهرو نیست؛ با حافظهای جمعی روبهروست که نمیخواهد فراموش کند.
در این سالها، خانوادههای دادخواه بارها نشان دادهاند که دادخواهی فقط مطالبه روشنشدن حقیقت درباره یک عزیز نیست. مطالبه حق همه قربانیان برای حقیقت، عدالت و پاسخگویی است؛ و درست به همین دلیل، همبستگی میان آنان اهمیتی فراتر از یک دیدار یا یک عکس پیدا میکند.
نامها متفاوتاند، روایتها متفاوتاند و زخم هر خانواده یگانه است؛ اما خواستهای مشترک آنان را کنار یکدیگر قرار داده است:
نه فراموش میکنیم، نه دیگری را در دادخواهی تنها میگذاریم.
شاید یکی از ماندگارترین تصاویر دادخواهی همین باشد؛ دستهایی که در کنار مزار عزیزان، به نشانه پیروزی بالا میروند و خانوادههایی که با حضورشان میگویند:
تا رسیدن به حقیقت و عدالت، کنار یکدیگر میمانیم.
#دادخواهی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤26🕊9💔1