تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانیو زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن
در حالیکه سیاست مهار دوگانهی آمریکا علیه ایران و ونزوئلا وارد مرحلهای تازه شده، فرصت تاریخی مردم ایران برای نجات کشور بهسرعت در حال از دست رفتن است. تنها شکلگیری همبستگی ملی و تغییر بیخشونت است که میتواند ایران را از سرنوشت یک دولت فروپاشیده برهاند و آن را به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» بازگرداند. زمان اندک است، و این بار تصمیم با مردم ایران است — نه قدرتهای جهان.
جهان در آستانهی بازچینی قدرت است؛ نظمی تازه در حال شکلگیری که آمریکا آن را نه از مسیر اشغال نظامی، بلکه با مهار کانونهای بحران دنبال میکند. در این راهبرد، دو نقطهی مرکزی وجود دارد: ایران در خاورمیانه و ونزوئلا در آمریکای لاتین. هر دو از دید واشنگتن منشأ بیثباتیاند و مانع شکلگیری نظمی هستند که بر پایهی همکاری، امنیت و جریان آزاد انرژی تعریف میشود.
رژیم ونزوئلا امروز نمونهی یک رژیم تبهکار، ورشکسته وفروپاشیده است: ساختاری مافیایی، فاسد و غرق در اقتصاد مواد مخدر، همپیمان با کارتلها و گروههای شبهنظامی و پیوندخورده با شبکههای قاچاق جهانی که از ایران تا حزبالله امتداد دارد. این کشور با صدور بحران، قاچاق و ناامنی، منطقهی خود را به میدان نفوذ تبهکاران تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی نیز در خاورمیانه همان نقش را ایفا میکند: حکومتی ایدئولوژیک که با تأمین مالی و تسلیح نیروهای نیابتی، هرگونه نظم سیاسی و امنیتی را مختل میسازد. برای همین است که ایران در ادبیات غرب «دولت حامی تروریسم» و ونزوئلا «دولت مواد مخدر» نامیده میشوند؛ دو چهره از یک واقعیت مشابه.
واشنگتن در برابر این دو پرونده، سیاست مهار دوگانه را در پیش گرفته است: فشار هدفمند برای تغییر کنترلشده بدون فروپاشی. در آمریکای لاتین، مادورو زیر فشار تحریمها و عملیات محدود امنیتی قرار گرفته تا وادار به عقبنشینی شود؛ در خاورمیانه نیز همان الگو، با ترکیب فشار اقتصادی، انزوای منطقهای و بازدارندگی نظامی علیه تهران دنبال میشود. آمریکا نمیخواهد این کشورها به فروپاشی برسند، بلکه میخواهد با مهار و انزوا، آنها را وادار کند به رفتار عادی و حکمرانی مسئولانه بازگردند تا نظم نوین بدون هرجومرج شکل گیرد.
این نظم تازه با محوریت ترامپ بر مشارکت ائتلافی استوار است: کشورهای ثروتمند خلیج فارس منابع مالی را تأمین میکنند؛ کشورهایی مانند ترکیه، مصر یا پاکستان با توان امنیتی و نظامی خود در اجرا نقش دارند؛ و آمریکا، در جایگاه هماهنگکننده و ناظر کل پروژه، راهبری را بر عهده دارد. طرح بیستمادهای بازسازی غزه نمونهای از این مدل است که اگر موفق شود، الگوی آیندهی مهار بحرانها خواهد بود. در این میان، چین، روسیه و هند نیز با نوعی همراهی یا کنار آمدن ضمنی با واشنگتن، مسیر این نظم را پذیرفتهاند: روسیه با گشودن باب گفتوگو دربارهی آتشبس در اوکراین و کاهش صادرات سلاحهای دوربرد، هند با کاهش خرید نفت از روسیه و حرکت به سمت موازنهی اقتصادی جدید، و چین با تعدیل واردات انرژی از ایران و روسیه. این نشانهها همه از تثبیت الگویی خبر میدهد که در آن رقابت ادامه دارد، اما قواعد بازی توسط آمریکا و شرکایش نوشته میشود.
جمهوری اسلامی ایران امروز دیگر در مسیر تبدیل شدن به ونزوئلای دوم نیست؛ عملاً همان شده است: تحریمزده، منزوی، گرفتار در فساد ساختاری و تحت سلطهی یک فرقهی تبهکار قدرت. ایران کشوری با ظرفیت عظیم انسانی و انرژی است که میتواند در نظم نوین آینده یکی از بازیگران صلح، انرژی و فناوری باشد، البته اگر از بند این نظام رها شود.
اما زمان اندک است. سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.
#ایران #صلح #دونالد_ترامپ #همبستگی #نجات_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در حالیکه سیاست مهار دوگانهی آمریکا علیه ایران و ونزوئلا وارد مرحلهای تازه شده، فرصت تاریخی مردم ایران برای نجات کشور بهسرعت در حال از دست رفتن است. تنها شکلگیری همبستگی ملی و تغییر بیخشونت است که میتواند ایران را از سرنوشت یک دولت فروپاشیده برهاند و آن را به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» بازگرداند. زمان اندک است، و این بار تصمیم با مردم ایران است — نه قدرتهای جهان.
جهان در آستانهی بازچینی قدرت است؛ نظمی تازه در حال شکلگیری که آمریکا آن را نه از مسیر اشغال نظامی، بلکه با مهار کانونهای بحران دنبال میکند. در این راهبرد، دو نقطهی مرکزی وجود دارد: ایران در خاورمیانه و ونزوئلا در آمریکای لاتین. هر دو از دید واشنگتن منشأ بیثباتیاند و مانع شکلگیری نظمی هستند که بر پایهی همکاری، امنیت و جریان آزاد انرژی تعریف میشود.
رژیم ونزوئلا امروز نمونهی یک رژیم تبهکار، ورشکسته وفروپاشیده است: ساختاری مافیایی، فاسد و غرق در اقتصاد مواد مخدر، همپیمان با کارتلها و گروههای شبهنظامی و پیوندخورده با شبکههای قاچاق جهانی که از ایران تا حزبالله امتداد دارد. این کشور با صدور بحران، قاچاق و ناامنی، منطقهی خود را به میدان نفوذ تبهکاران تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی نیز در خاورمیانه همان نقش را ایفا میکند: حکومتی ایدئولوژیک که با تأمین مالی و تسلیح نیروهای نیابتی، هرگونه نظم سیاسی و امنیتی را مختل میسازد. برای همین است که ایران در ادبیات غرب «دولت حامی تروریسم» و ونزوئلا «دولت مواد مخدر» نامیده میشوند؛ دو چهره از یک واقعیت مشابه.
واشنگتن در برابر این دو پرونده، سیاست مهار دوگانه را در پیش گرفته است: فشار هدفمند برای تغییر کنترلشده بدون فروپاشی. در آمریکای لاتین، مادورو زیر فشار تحریمها و عملیات محدود امنیتی قرار گرفته تا وادار به عقبنشینی شود؛ در خاورمیانه نیز همان الگو، با ترکیب فشار اقتصادی، انزوای منطقهای و بازدارندگی نظامی علیه تهران دنبال میشود. آمریکا نمیخواهد این کشورها به فروپاشی برسند، بلکه میخواهد با مهار و انزوا، آنها را وادار کند به رفتار عادی و حکمرانی مسئولانه بازگردند تا نظم نوین بدون هرجومرج شکل گیرد.
این نظم تازه با محوریت ترامپ بر مشارکت ائتلافی استوار است: کشورهای ثروتمند خلیج فارس منابع مالی را تأمین میکنند؛ کشورهایی مانند ترکیه، مصر یا پاکستان با توان امنیتی و نظامی خود در اجرا نقش دارند؛ و آمریکا، در جایگاه هماهنگکننده و ناظر کل پروژه، راهبری را بر عهده دارد. طرح بیستمادهای بازسازی غزه نمونهای از این مدل است که اگر موفق شود، الگوی آیندهی مهار بحرانها خواهد بود. در این میان، چین، روسیه و هند نیز با نوعی همراهی یا کنار آمدن ضمنی با واشنگتن، مسیر این نظم را پذیرفتهاند: روسیه با گشودن باب گفتوگو دربارهی آتشبس در اوکراین و کاهش صادرات سلاحهای دوربرد، هند با کاهش خرید نفت از روسیه و حرکت به سمت موازنهی اقتصادی جدید، و چین با تعدیل واردات انرژی از ایران و روسیه. این نشانهها همه از تثبیت الگویی خبر میدهد که در آن رقابت ادامه دارد، اما قواعد بازی توسط آمریکا و شرکایش نوشته میشود.
جمهوری اسلامی ایران امروز دیگر در مسیر تبدیل شدن به ونزوئلای دوم نیست؛ عملاً همان شده است: تحریمزده، منزوی، گرفتار در فساد ساختاری و تحت سلطهی یک فرقهی تبهکار قدرت. ایران کشوری با ظرفیت عظیم انسانی و انرژی است که میتواند در نظم نوین آینده یکی از بازیگران صلح، انرژی و فناوری باشد، البته اگر از بند این نظام رها شود.
اما زمان اندک است. سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.
#ایران #صلح #دونالد_ترامپ #همبستگی #نجات_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17👍9🕊2👎1
هشدار به همه هممیهنان!
امروز، بیش از هر زمان دیگری، فقط یک راه پیش روی ماست:
همبستگی ملی برای نجات ایران
در شرایطی که اینترنت در داخل کشور قطع شده و صدای مردم عمداً در تاریکی نگه داشته میشود، مسئولیت ما در داخل و خارج از ایران چند برابر شده است. امروز تنها چیزی که میتواند به جهان نشان دهد ملت ایران آماده عبور از حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی است، اتحاد، همصدایی و همبستگی ملی است.
اما باید این را روشن و شفاف بگوییم:
همبستگی ملی بر محور «همه با هم» شکل میگیرد، نه «همه با من» و نه «همه با یک نفر».
همبستگی یعنی پذیرش تکثر. یعنی به رسمیت شناختن تفاوتها، دیدگاهها و گرایشهای گوناگون در میان نیروهای مخالف حکومت.
یعنی همآوایی بر سر اشتراکات، همکاری و کار گروهی، و پرهیز آگاهانه از هر نوع رفتار حذفکننده و تفرقهساز.
هر سخن، رفتار یا اقدامی که این همبستگی را تضعیف کند، چه از سر ناآگاهی و چه آگاهانه، عملاً به تداوم سرکوب و خونریزی کمک میکند. تاریخ بیرحمانه قضاوت خواهد کرد. در برابر خون هزاران انسان بیگناهی که بر زمین ریخته و میریزد، مشخص خواهد شد چه کسانی در کنار مردم ایستادند و چه کسانی با تفرقه، خودمحوری و انحصارطلبی، راه را برای جنایتکاران هموار کردند.
جهان امروز نظارهگر رفتار ما ایرانیان است.
ما را قضاوت میکند؛ نه فقط بر اساس خواستههایمان، بلکه بر اساس شیوه رفتارمان با یکدیگر.
اگر جهان ببیند که نیروهای مخالف رژیم در حال تخریب هم هستند، در کمک کردن برای سرنگونی رژیم مردد میشود.
اگر هدف ما دموکراسی، حقوق بشر، حکومتی سکولار و ایرانی آزاد و آباد است، باید ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم. آزادی را برای مخالفان خود بخواهیم، از توهین به همدیگر بپرهیزیم، اسیر بازی سایبریهای رژیم و نفوذیها یا افراد ناآگاه یا تمامیتخواه نشویم. از انگ زدن بپرهیزیم.
باید چتری گسترده بسازیم که سلایق مختلف، اندیشههای گوناگون و هویتهای متنوع را در خود جای دهد.
امروز زمان حسابکشی از یکدیگر نیست.
امروز زمان مرزبندیهای تنگ و متعصبانه نیست.
امروز زمان کنار گذاشتن اختلافها، حاشیهسازیها و دعواهای درونگروهی است.
امروز زمان ایستادن کنار مردم است.
امروز زمان یکی شدن است.
امروز زمان نجات ایران است.
و این نجات فقط از یک مسیر میگذرد:
همبستگی ملی برای نجات ایران بر پایه «همه با هم».
#همبستگی #همبستگی_ملی #نجات_ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
هشدار به همه هممیهنان!
امروز، بیش از هر زمان دیگری، فقط یک راه پیش روی ماست:
همبستگی ملی برای نجات ایران
در شرایطی که اینترنت در داخل کشور قطع شده و صدای مردم عمداً در تاریکی نگه داشته میشود، مسئولیت ما در داخل و خارج از ایران چند برابر شده است. امروز تنها چیزی که میتواند به جهان نشان دهد ملت ایران آماده عبور از حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی است، اتحاد، همصدایی و همبستگی ملی است.
اما باید این را روشن و شفاف بگوییم:
همبستگی ملی بر محور «همه با هم» شکل میگیرد، نه «همه با من» و نه «همه با یک نفر».
همبستگی یعنی پذیرش تکثر. یعنی به رسمیت شناختن تفاوتها، دیدگاهها و گرایشهای گوناگون در میان نیروهای مخالف حکومت.
یعنی همآوایی بر سر اشتراکات، همکاری و کار گروهی، و پرهیز آگاهانه از هر نوع رفتار حذفکننده و تفرقهساز.
هر سخن، رفتار یا اقدامی که این همبستگی را تضعیف کند، چه از سر ناآگاهی و چه آگاهانه، عملاً به تداوم سرکوب و خونریزی کمک میکند. تاریخ بیرحمانه قضاوت خواهد کرد. در برابر خون هزاران انسان بیگناهی که بر زمین ریخته و میریزد، مشخص خواهد شد چه کسانی در کنار مردم ایستادند و چه کسانی با تفرقه، خودمحوری و انحصارطلبی، راه را برای جنایتکاران هموار کردند.
جهان امروز نظارهگر رفتار ما ایرانیان است.
ما را قضاوت میکند؛ نه فقط بر اساس خواستههایمان، بلکه بر اساس شیوه رفتارمان با یکدیگر.
اگر جهان ببیند که نیروهای مخالف رژیم در حال تخریب هم هستند، در کمک کردن برای سرنگونی رژیم مردد میشود.
اگر هدف ما دموکراسی، حقوق بشر، حکومتی سکولار و ایرانی آزاد و آباد است، باید ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم. آزادی را برای مخالفان خود بخواهیم، از توهین به همدیگر بپرهیزیم، اسیر بازی سایبریهای رژیم و نفوذیها یا افراد ناآگاه یا تمامیتخواه نشویم. از انگ زدن بپرهیزیم.
باید چتری گسترده بسازیم که سلایق مختلف، اندیشههای گوناگون و هویتهای متنوع را در خود جای دهد.
امروز زمان حسابکشی از یکدیگر نیست.
امروز زمان مرزبندیهای تنگ و متعصبانه نیست.
امروز زمان کنار گذاشتن اختلافها، حاشیهسازیها و دعواهای درونگروهی است.
امروز زمان ایستادن کنار مردم است.
امروز زمان یکی شدن است.
امروز زمان نجات ایران است.
و این نجات فقط از یک مسیر میگذرد:
همبستگی ملی برای نجات ایران بر پایه «همه با هم».
#همبستگی #همبستگی_ملی #نجات_ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤69👍23🕊1
دریغ است ایران که ویران شود
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤2
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در بخش پایانی نامه خود از زندان، با خطاب قرار دادن نیروهای ارتش، چهرههای اپوزیسیون و مردم ایران، خواستار همبستگی ملی برای «نجات ایران» شد. او ضمن دعوت ارتشیان به حمایت از مردم در صورت آغاز «قیام ملی»، از رهبران و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز خواست اختلافات و رقابتهای سیاسی را کنار بگذارند و با تمرکز بر هدف مشترک، برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💯5🕊3👍1👌1