آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.2K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
کانون صنفی معلمان تهران با انتشار بیانیه‌ای در مخالفت با مجازات اعدام، افزایش صدور و اجرای این احکام را محکوم کرد و دفاع از حق حیات را بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی دانست.


متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

در هفته‌های اخیر شاهد اوج‌گیری مجدد صدور و اجرای احکام اعدام با عنوان‌های مختلف بوده‌ایم. حضور اعتراضی خانواده‌های زندانیان و شهروندان در برخی نقاط با شعار «نه به اعدام»، نشانه‌هایی روشن از گسترش مخالفت اجتماعی در برابر سیاست مرگ و سرکوب است. این حضور اعتراضی و موج تنفری که نسبت به این احکام در جامعه مشاهده می‌شود نه تنها واکنش به اعدام و خطر اعدام‌های بیشتر زندانیان است، بلکه بیانگر شکاف عمیق میان باور جامعه و حاکمان و نشانه‌ای از شکل‌گیری هسته‌های اولیه همبستگی گسترده‌ای است که صرف نظر از نوع اتهامات و باورپذیر بودن اصل اتهامات وارده، در برابر خشونت سازمان‌یافته، درحال شکل گیری است.

حق حیات، بنیادی‌ترین حق انسانی و سنگ‌بنای همه حقوق و آزادی‌های دیگر است. بر همین اساس، مجازات اعدام از منظر حقوق بشر و حقوق مبتنی بر ادیان الهی، شدیدترین شکل سلب حق حیات به دست حکومت است؛ مجازاتی برگشت ناپذیر که در صورت خطای قضایی، هیچ امکان جبران ندارد و کرامت ذاتی انسان را نقض می‌کند. تجربه جهانی نیز نشان داده اعدام نه عامل مؤثری در کاهش جرم است و نه امنیت پایدار ایجاد می‌کند، بلکه چرخه خشونت را تداوم می‌بخشد.

تاریخ مجازات، تاریخ تحول اندیشه بشر درباره عدالت نیز هست. در جوامع پیشامدرن، مجازات‌ها عمدتاً بر انتقام، ارعاب و نمایش قدرت استوار بودند؛ اعدام، شکنجه، قطع عضو و مجازات‌های بدنی ابزارهایی برای تثبیت اقتدار حکومت‌ها محسوب می‌شدند. اما با گسترش اندیشه‌های روشنگری، شکل‌گیری نظام حقوق بشر و تحول حقوق کیفری مدرن، این نگرش به چالش کشیده شد.
امروزه در بسیاری از نظام‌های حقوقی پیشرو، هدف عدالت، نه انتقام بلکه پیشگیری از جرم، اصلاح و بازپروری، جبران خسارت بزه دیده و بازسازی روابط آسیب‌دیده اجتماعی است. «عدالت ترمیمی» بر این اصل استوار است که پاسخ به جرم باید به ترمیم آسیب، مسئولیت پذیری مرتکب، حمایت از قربانی و بازگشت انسان به جامعه بینجامد، نه حذف فیزیکی او.

اصرار بر مجازات اعدام، در واقع استمرار منطقی الگوهای کیفری ماقبل مدرن است؛ الگویی که دولت را مالک جان انسان‌ها می‌پندارد و خشونت را ابزار مشروع حفظ قدرت می‌داند.
جامعه‌ای که در پی آزادی، عدالت و کرامت انسانی است، نمی‌تواند بر چنین بنیانی استوار باشد.

متاسفانه حاکمان، به جای بازنگری در رویه‌های خشن و نادرست گذشته، با اقدام به موج جدید و فزاینده‌ای از اعدام‌ها صراحتا اعلام می نمایند که خشونت، نه یک انحراف یا واکنش مقطعی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق و شیوه حکمرانی است.
در این ساختار، اعدام، زندان، شکنجه، جنگ، سرکوب ملیت‌ها و نابودی تشکل‌های مستقل مردمی، اقداماتی پراکنده یا استثنایی نیستند، بلکه تجلی ماهیت اقتدارگرایانی است که بقای خود را بر انحصار، خشونت، سرکوب سازمان‌یافته و سلب آزادی‌های بنیادین بنا کرده‌اند.

در این میان هجوم تجاوزکارانه متجاوزان بین‌المللی، فرصت مغتنمی را در اختیار حاکمیت قرار داده تا هم‌زمان با شدت یافتن فضای جنگی، امنیتی‌سازی جامعه و گسترش اعدام‌ها را نیز شدت بخشیده، می‌کوشد هرگونه اعتراض، سازمان‌یابی و مقاومت اجتماعی را درهم بشکند تا تداوم سلطه خود را تضمین کند. در چنین شرایطی،

نخستین قربانیان؛ کودکان، آموزش، آزادی‌های مدنی، حق اعتراض، حق تشکل‌یابی و حق حیات شهروندان هستند. از این رو، می توان گفت جنگ و سرکوب داخلی، دو روی یک سیاست واحد هستند.

امروزه مخالفت با اعدام، صدای مشترک زندانیان، خانواده‌های دادخواه، دانشجویان، زنان، جوانان، معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و همه نیروهای آزادی‌خواهی است که برای کرامت انسانی، آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند.

کانون صنفی معلمان تهران براساس رسالت معلمی خود بر این باور است که مبارزه برای لغو مجازات اعدام، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای کاهش خشونت و تاکید بر وجه رحمانی دین، استقلال دستگاه قضایی، آزادی‌های مدنی، برابری، عدالت اجتماعی و صلح پایدار است.
دفاع از حق حیات، دفاع از کرامت انسان و دفاع از آینده‌ای است که در آن عدالت نه با مرگ، بلکه با حقیقت، مسئولیت پذیری، آزادی و برابری معنا می‌یابد.

کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۵/۵/۱۵

#بیانیه #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
🕊8👍4❤2👌2💯1
🔴 تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدو سی و سوم در ۵۹ زندان مختلف

حکومت اعدامی از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا کنون دستکم ۳۴۲ زندانی را اعدام کرده که در میان آن‌ها ۱۰ زن، ۲ تن که در زمان محکومیت کودک بودند و ۳۷ زندانی سیاسی به چشم می‌خورند. در هفته گذشته دو تن از بازداشتی‌های قیام دی ماه در شیراز، به نام‌های مجتبی دهبندی و کیانوش حمزه‌ای، را به اعدام محکوم کرده‌اند. روند دادرسی این دو زندانی همچون بسیاری دیگر از زندانیان ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.

حکومت مستبد حاکم می‌خواهد با این اعدام‌ها، در جامعه جو رعب و وحشت ایجاد کند تا هر صدای اعتراضی را خفه کند. در این مدت شاهد بودیم که شماری از زندانیانی که علیه اعدام اعتراض کرده بودند به انفرادی منتقل شدند و یا علیه آن‌ها پرونده‌سازی جدید شده‌است. از سوی دیگر با باز کردن پرونده‌های گروهی مثل میدان علیخانی یا میدان شهدای اصفهان یا شاندیز یا اسفراین و صدور احکام اعدام و یا حبس‌های طولانی مدت، قصد مرعوب کردن جامعه را دارند. اما این ترفندها خشم جامعه را صدچندان می‌کند.

ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از تمام اقشار اجتماعی از جمله هنرمندان که به نوعی  از کارزار «نه‌ به اعدام» و خانوادهای اعدام شدگان حمایت می‌کنند قدردانی می‌کنیم. همچنان از تمامی مردم شریف ایران از اقشار مختلف می‌خواهیم که مانند بازنشستگان در تجمعات علیه اعدام‌های افسار گسیخته دست به اعتراض زده و حمایت بی‌دریغ خود را از جنبش نه به اعدام و کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعلام نمایند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوسی و سوم در ۵۹ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد‌آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن و زندان نیشابور.

هفته صدوسی‌وسوم
سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔5
بیانیه زرتشت احمدی‌راغب و مسعود فرهیخته از زندان کرج

ایران را نه رهبر غایب، که همبستگی مردم نجات خواهند داد

مردم شریف، مبارز و جان‌به‌لب‌رسیده ایران،
در شرایطی با شما سخن می‌گوییم که حکومت نه پاسخی برای بحران‌های عمیق کشور دارد و نه اراده‌ای برای شنیدن صدای مردمی که زیر فشار فقر، گرانی، تورم، بیکاری و کمبودهای روزافزون زندگی می‌کنند. هر روز سفره‌های مردم کوچک‌تر و نگرانی از فردا بیشتر می‌شود، در حالی که منابع و توان کشور همچنان در خدمت سیاست‌هایی قرار می‌گیرد که نتیجه آن چیزی جز افزایش ناامنی، فقر و خطر ویرانی بیشتر ایران نیست.
جمهوری اسلامی پس از سال‌ها حکومت بر پایه تقدس‌سازی و اطاعت، اکنون می‌کوشد با «رهبرتراشی» و ساختن اقتداری که حتی از دید مردم غایب است، همان ساختار را حفظ کند. حکومتی که زمانی جامعه را در انتظار «امام غایب» نگاه می‌داشت، امروز می‌خواهد مردم فرمانبری از «رهبر غایب» را نیز بپذیرند؛ رهبری که درباره او سخن می‌گویند و به نام او حکم و فرمان صادر می‌کنند، اما مردم امکان مشاهده و ارزیابی مستقیم حضور و نقش او را ندارند.
هم‌زمان، سپردن مسئولیت‌ها به فرماندهان تندرو و ادامه سیاست‌های جنگ‌طلبانه، ایران را با خطرهای تازه‌ای روبه‌رو کرده است. مردمی که سال‌ها هزینه سیاست‌های جمهوری اسلامی را با جان، آزادی، امنیت و معیشت خود پرداخته‌اند، نباید بار دیگر قربانی جنگی شوند که در تصمیم‌گیری درباره آن هیچ نقشی ندارند.
انتخاب فرماندهان تازه و آرایش جدید ساختار قدرت را می‌توان آخرین تلاش‌های حکومتی دانست که برای حفظ خود، بیش از گذشته به دستگاه نظامی و امنیتی متکی شده است. اما در پس نمایش «وفاق» و انسجام، شکاف‌ها و آشفتگی‌هایی وجود دارد که دیگر نمی‌توان آنها را پنهان کرد. آن محور قدرتی که سال‌ها جناح‌ها و نهادهای مختلف حکومت را حول خود نگه می‌داشت، دیگر وجود ندارد و هیچ رهبرتراشی تازه‌ای نمی‌تواند آن ساختار پیشین را به سادگی بازسازی کند.
در مقابل، وظیفه ما مردم ایران نیز سنگین است؛ هم در برابر جان‌های عزیزی که جمهوری اسلامی از ما گرفت و هم در برابر سرزمینی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مسئولیت‌پذیری ماست.
راه نجات ایران نه در جنگ و ویرانی بیشتر است و نه در انتظار برای اینکه بخشی از همین ساختار قدرت کشور را نجات دهد. ما باید به نیروی خودمان متکی شویم.
اختلاف عقیده، گرایش سیاسی، قومیت، مذهب، زبان و شیوه زندگی نباید ما را از یک حقیقت مشترک دور کند: ایران متعلق به همه ماست و آینده آن نیز باید با اراده آزاد همه مردم ساخته شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد، همدلی و مسئولیت مشترک نیاز داریم؛ اتحادی نه حول یک فرد یا منجی تازه، بلکه حول ایران، آزادی و حق مردم برای تعیین سرنوشت خود.
نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی برای بقای خود، آنچه از ایران باقی مانده است به میدان جنگ، فقر و ویرانی بیشتر تبدیل کند.
به جای رهبرتراشی، به مردم اعتماد کنیم.
به جای جنگ، از ایران دفاع کنیم.
و به جای انتظار برای منجی، به نیروی جمعی خود متکی شویم.
نجات ایران مسئولیت مشترک ماست.
زرتشت احمدی‌راغب
مسعود فرهیخته
زندان کرج


#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
👍25❤8🕊4👌1
طاهر حاجی‌قربانی از زندان اوین: اعدام بازداشت‌شدگان اعتراضات، اعدام «اسرای یک جنگ نابرابر» است

طاهر حاجی‌قربانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با انتشار بیانیه‌ای در مردادماه ۱۴۰۵، کشتار معترضان از سوی حکومت را به‌منزله «اعلان جنگ با ملت» توصیف کرده و با طرح این دیدگاه که بازداشت‌شدگان چنین اعتراضاتی را می‌توان «اسرای یک جنگ نابرابر» دانست، اعدام آنان را اقدامی «وحشیانه و غیرانسانی» خوانده است.

حاجی‌قربانی در این بیانیه نوشته است هنگامی که یک حکومت «به بهانه اعتراضات» دست به کشتار جمعی مردم خود می‌زند، در عمل با ملت وارد جنگ شده است و در چنین شرایطی، به باور او، واکنش مردم در برابر سرکوب را باید در چارچوب دفاع از خود در برابر حکومتی دید که با شهروندانش همچون دشمن برخورد می‌کند.

او با اشاره به کشته‌شدن شماری از نیروهای سرکوبگر حکومت در جریان اعتراضات، نوشته است که گاه تعدادی از این نیروها نیز «به طرز مشکوک» کشته می‌شوند. حاجی‌قربانی سپس شرایط موجود را «جنگی نابرابر» توصیف کرده که در یک سوی آن حکومت با امکانات گسترده نظامی و امنیتی قرار دارد و در سوی دیگر مردمی هستند که شماری از آنان در جریان اعتراضات بازداشت می‌شوند.

این زندانی سیاسی در ادامه استدلال کرده است که افراد بازداشت‌شده از سوی حکومت را، در چنین وضعیتی، می‌توان «اسرای جنگی» تلقی کرد؛ هرچند به تصریح خود او، این افراد الزاماً «جنگجو» نبوده‌اند. او دلیل این تعبیر را رفتار حکومتی دانسته که به گفته وی، با مردم «همچون دشمن» و با استفاده از سرکوب سنگین نظامی برخورد می‌کند.

حاجی‌قربانی با طرح پرسشی درباره اعدام این بازداشت‌شدگان نوشته است: «امروز کدام حقوق بشر و حتی دینی اجازه اعدام اسرای جنگی را داده و یا می‌دهد؟» او در ادامه پرسیده است که آیا اعدام افرادی که در چنین شرایطی به اسارت حکومت درآمده‌اند، «یک عمل شیطانی و وحشیانه و غیرانسانی» نیست؟

این زندانی سیاسی در پایان بیانیه خود، با ابراز امیدواری نسبت به افزایش آگاهی در «شعور جمعی بشریت»، خواستار توقف مجازات اعدام نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان شده است.

طاهر حاجی‌قربانی بیانیه خود را با تأکید دوباره بر مخالفت با مجازات مرگ و با هشتگ‌های «ننگ بر حکومت‌های بزدل» و «نه به اعدام» به پایان رسانده است.

طاهر حاجی‌قربانی
زندان اوین
مرداد ۱۴۰۵

#طاهر_حاجی_قربانی #بیانیه #نه_به‌_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤2🕊2
کوکب بداغی پگاه: مرا از مرزی منع کرده‌اید که هیچ‌وقت مقصدم نبود

کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوع‌الخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش می‌کنند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

به بهانه‌ی ممنوع الخروج بودنم توسط قوه‌ی قضاییه

«به نام نامی ایران
سال‌ها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاس‌های کوچک مدرسه آغاز می‌شود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوع‌الخروج‌هاست نه حسرت دیدن سرزمین‌های دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر می‌شود از خانه‌ای که تمام عمر برای آبادانی‌اش کوشیده‌ای گریخت؟
درد من ممنوع‌الخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ می‌گیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کرده‌اید که هیچ وقت مقصدم‌ نبود عاشق از مرز نمی‌گذرد، می‌ماند تا بسازد.

کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»


ـ ممنوع‌الخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقض‌آمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را به‌عنوان مجازات و ابزار فشار به کار می‌گیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان می‌راند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوع‌الخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.

#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
👍12💔5❤4🕊2
غزل مرزبان از تجاوز جنسی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات پرده برداشت؛ «با تهدید مرا ساکت نگه داشتند»

غزل مرزبان جورشری، زندانی سیاسی، در نامه‌ای که خبرگزاری هرانا منتشر کرده، روایت کرده است که در جریان بازداشت توسط مأموران وزارت اطلاعات مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. او از مقاومت و فریادهای خود، خون‌ریزی پس از تجاوز، حضور دو زن و فردی با لباس پرستاری پس از واقعه و تهدید مأموران برای وادار کردنش به سکوت نوشته است. مرزبان می‌گوید تلاش‌های بعدی او برای ثبت شکایت نیز با ممانعت و تهدید مواجه شده و در بازداشت مجدد، «بزرگ‌ترین شکنجه» او طی ۲۲ روز حضور در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، ترس دائمی از تکرار تجاوز بوده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، غزل مرزبان در این نامه بخش‌هایی از آنچه در بازداشتگاه بر او گذشته را شرح داده و نوشته است که پس از انتقال به اتاقی، مردی با فریاد از او خواسته لباس‌هایش را با لباس‌هایی که مقابلش انداخته بود عوض کند.

او لحظات پیش از تجاوز را چنین توصیف کرده است: «ترسیده بودم. با تمام توانی که داشتم فریاد زدم و اعتراض کردم؛ گویی آن لحظه جان از تنم بیرون می‌کشیدند.»

مرزبان از احساس «بی‌پناهی مطلق» نوشته و گفته است: «می‌خواستم به در بکوبم و کمک بخواهم. نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

او سپس درباره تجاوز نوشته است: «من همچنان در آن اتاق، با آن مرد، اسیر بودم. او حریم بدنم را شکسته بود؛ حریم زنانگی‌ام را، حرمت انسانی‌ام را. مقاومت من، اشک‌های من، فریادهای من…»

مرزبان در ادامه مدت این واقعه را نامعلوم دانسته و نوشته است: «زمان برایم مثل سال‌ها بود. نمی‌دانم، شاید نیم ساعت؛ شاید کمتر یا بیشتر، این تجاوز وحشیانه طول کشید.»

او وضعیت خود پس از تجاوز را نیز شرح داده است: «بعد از آن تنها رها شدم. کف زمین افتاده بودم. کف‌پوش اتاق با لکه بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»

به روایت مرزبان، کمتر از پنج دقیقه بعد، دو زن با ماسک و چادر به همراه زنی با لباس سفید پرستاری وارد اتاق شدند و به وضعیت آشفته او رسیدگی کردند. پس از آن چند مرد وارد سلول شدند و به گفته او «در ازای قول سکوت» وعده دادند که تا شب آزادش کنند.

مرزبان نوشته است که هنگام انتقال برای آزادی نیز تهدیدها ادامه داشت: «در طول مسیر مدام تهدید شدم و درباره عواقب شکستن سکوتم به من هشدار دادند.»

او پس از بازگشت به خانه، حتی ماجرا را از همسرش که به پارکینسون پیشرفته مبتلا بود پنهان کرد: «سکوت کردم. منزوی شدم و از آدم‌ها فاصله گرفتم. دیگر به پارک نرفتم... شب‌ها و روزها روحم را در آغوش می‌گرفتم و دنبال التیام برای تجربه ناباورانه‌ای بودم که از سر گذرانده بودم.»

غزل مرزبان می‌گوید پس از بازداشت مجدد در دی‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر به همان مکان منتقل شد و این بار ترس از تکرار تجاوز به شکنجه‌ای دائمی تبدیل شد: «بزرگ‌ترین شکنجه من در ۲۲ روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، ترس از تکرار آن اتفاق ناگوار بود.»

او همچنین نوشته است که چندین بار قصد داشته درباره تجاوز شکایت کند، اما مسئولان از ثبت شکایت خودداری کرده‌اند: «هر بار سرباز زدند و با تهدید مرا ساکت نگه داشتند.»

مرزبان در پایان نامه خود سکوت را شکسته و نوشته است: «امید دارم که روزی بذر رنج‌های ما جوانه خواهد زد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد. من با این دل‌نوشته، دادخواه رنجی هستم که از سوی وزارت اطلاعات به زندگی‌ام تحمیل شد.»

متن کامل نامه غزل مرزبان و روایت او از آنچه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بر وی گذشته است، در وب‌سایت آموزشکده توانا قابل مطالعه است:
https://tavaana.org/ghazal-marzban/

غزل مرزبان جورشری، فارغ‌التحصیل رشته حقوق، اهل لشت‌نشای رشت و ساکن تهران است. او در خردادماه امسال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۹ سال و هشت ماه حبس محکوم شد. «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» از جمله اتهامات مطرح‌شده علیه اوست.

مرزبان، که به آیین مسیحیت کاتولیک گرویده، پیش‌تر نیز سابقه بازداشت و تحمل حبس داشته است. او در حال حاضر در زندان به سر می‌برد.

#غزل_مرزبان #بیانیه #تجاوز_جنسی

@Tavaana_TavaanaTech
💔75❤10🕊8👌1
دل نوشته ای از احمدرضا حائری برای رفیق و هم بندی اش، حمزه سواری در روز تولد چهل سالگی و آغاز بیست دومین سال حبس؛

چرا آزادی فوری امثال حمزه سواری‌ها و زینب جلالیان‌ها باید مطالبه ای ملی باشد

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در آستانه چهل‌سالگی حمزه سواری و آغاز بیست‌ودومین سال حبس او، با انتشار دل‌نوشته‌ای خواستار آزادی فوری این زندانی سیاسی و زینب جلالیان شد. حائری با تأکید بر سال‌های طولانی زندان و از دست رفتن بخش بزرگی از جوانی این زندانیان، نوشته است که آزادی آنان باید به «مطالبه‌ای ملی» تبدیل شود و پرسیده است ادامه حبس کسانی که بیش از نیمی از عمر خود را در زندان گذرانده‌اند، چه دستاوردی برای حکومت دارد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:


در این نوشتار قصد ندارم از حمزه سواری که حضورش در این سه سال سخت پر از اندوه و رنج لگدمال کردن حق حیات و کرامت ذاتی نوع بشر بود را برایم قابل تحمل تر کرد بگویم. همین قدر کافی است که بدانید ما قصد داریم امشب را به مناسبت تولد چهل سالگی و آغاز بیست و دومین سال حبس او دور هم بنشینیم نامش را میتوانم جشن تولد بگذارم؟ گمان نمی‌کنم؛ زیرا حمزه حتی یک سال هم نباید متحمل حبس می‌شد تا چه رسد به ۲۲ سال»

حمزه برای من رفیقی صادق و مشاوری امین بوده اگر بر

مسند نشستگان حل مسائل ایران از من راه حلهای بنیادین می‌خواستند به آنها می‌گفتم به جای لوده گی ها جاری در سیما همین امروز خیاط به قزلحصار گسیل داشته و کت و شلواری سایز تن حمزه بدوزید و با کفشی نو بر پا او را روانه صدا و سیمای میلی اش کنید که البته دیگر در آن حال ملی بود نه میلی و از او می‌خواستم درباره گسل پنهان داشته شده قومیتی و لزوم روادری و گفتگو بین همه همه به معنای همه ساکنان و دلبستگان این سرزمین سخن بگوید طرح پرسش کند ایده دهد و از تجربه خود با انواع گرایشات سیاسی عقیدتی و حتی تجربه اعدام برادرانش محمد علی و جعفر بگوید برای مخاطب از او می‌خواستم این تجربه را با ما با همه مردم با سپاه با اطلاعات با دولت با اپوزیسیون درمیان گذارد چه سیری را طی کرد که از پس اعدام و نقض حق زندگی برادران و بیش از دو دهه حبس ظالمانه خود گفتگو و رواداری را به عنوان راه حل نهایی مسائل در اولویت قرار داده است؟

میدانید این نوع نگاه برای امروز و فردای نزدیکمان حکم کیمیا را دارد؟

فراتر از این و حتی اگر سخن من درست نبود باز پرسش بزرگ همچنان باقی می‌ماند نگه داشتن امثال حمزه سواری و صدها و بلکه هزاران چون حمزه اگر همه زندانیان را در نظر بگیریم که در سنین زیر بیست سال زندانی شده و اکنون بیش از نیمی از عمرشان را در زندان سپری کرده اند چه چیزی به حکومت می‌افزاید و آزاد کردنشان چه حاصلی دارد. می‌دانید مخاطب عام با خود می‌گوید چه قساوتی هر چه بوده عمر و جوانی‌اش را گرفتید

اطمینان داشته باشید حتی یک روز اضافه تر نگه داشتن امثال حمزه سواری در زندان نه تنها دست آوردی برای شما ندارد بلکه یک روز بیشتر ضرر میکنید.

حمزه سورای را آزاد کنید
زینب جلالیان را آزاد کنید

احمدرضا حائری زندان قزلحصار

۱ شهریور ۱۴۰۵

#بیانیه #حمزه_سواری #احمدرضا_حائری

@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍8💔4❤3
⭕️ پیوستن زندان نور به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و سی‌وپنجم و گسترش کارزار به ۶۱ زندان

در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاست‌های ضد مردمی و بحران‌زا بودن حکومت، روز به روز وخیم‌تر می‌شود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آن‌ها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -به‌ویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمی‌دارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دی‌ماه به نام‌های قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. هم‌زمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیل‌آباد مشهد و محمدرضا مجیدی‌اصل که از زندان تهران بزرگ به قزل‌حصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزل‌حصار که مرکز اعدام‌های استان تهران و یکی از قتل‌گاه‌های حکومت می‌باشد، نگرانی خانواده وی را به‌شدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شده‌اند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آن‌ها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه می‌دهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدان‌های بیداری پیوند زده‌اند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستاده‌اند و می‌جنگند.

ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان می‌رسانند نیز صمیمانه سپاس‌گزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیش‌رو و پیش‌گام بوده‌اند، قدردانی می‌کنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسی‌وپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.

هفته صدو سی و پنجم
سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👌2💔1
🔴 پیوستن زندان ایرانشهر به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و سی و ششم

⭕️ گسترش کارزار به ۶۲ زندان مختلف

در شرایطی که تورم افسارگسیخته و افت بی‌سابقه ارزش پول ملی، معیشت و قدرت خرید اکثر اقشار جامعه را به زیر خط فقر سوق داده، بحران‌های معیشتی روزبه‌روز ابعاد گسترده‌تری یافته است. این روزها شاهد بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی و شکاف طبقاتی میان اقلیتی هستیم که دست در خون اکثریت دارند؛ حاکمیت «ولایت فقیه» نیز جز تلاش برای حفظ بقای خود و طبقه وابسته، هیچ اقدام دیگری برای رفاه و حل مشکلات مردم انجام نمی‌دهد. از سوی دیگر، حکومت برای ممانعت از اعتراضات مردمِ به جان آمده، دست به سرکوب شدید جامعه و زندانیان زده است. از همین رو، روزانه شاهد اجرای احکام غیرانسانی اعدام یا صدور احکام جدید هستیم.

حکومت ستم‌گر حاکم تنها در هفته اول شهریور ماه، دست‌کم ۳۲ تن از جمله ۲ زن را اعدام کرده است. هم‌چنین تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ به اعدام محکوم شده یا در خطر صدور این حکم قرار دارند؛ از آن جمله می‌توان به صدور حکم اعدام برای ۱۰ متهم پرونده «میدان شهدای» اصفهان، زندانی سیاسی لیلا ابوالحسنی در زندان دولت‌آباد اصفهان و نیز تأیید حکم اعدام علی‌اصغر پیغمبری در زندان قزل‌حصار اشاره کرد. تمامی این عزیزان بدون حق دفاع و دادرسی عادلانه مورد ستم قرار گرفته‌اند و جانشان در خطر است.

در چنین شرایطی، مقاومت و مقابله با حکم غیرانسانی اعدام بسیار مهم و ضروری است. از همین رو، این کارزار کلیه فعالان سیاسی، حقوق بشری، صنفی، مدنی و تمامی وجدان‌های بیدار در سراسر ایران را به مقابله و ایستادگی در برابر ماشین کشتاری فرا می‌خواند که روزانه و بدون توقف، جان مردم، شهروندان و زندانیان سیاسی را به اتهامات واهی می‌گیرد.

این هفته جمعی از زندانیان زندان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان نیز به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوستند؛ به این ترتیب، این کارزار به ۶۲ زندان مختلف گسترش یافته است.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در روز سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صد و سی و ششم، در ۶۲ زندان زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر.

هفته صدوسی و ششم
سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤6🕊3
کمال جعفری یزدی خطاب به جمهوری اسلامی: پیش از آنکه دیر شود، قدرت را به مردم واگذار کنید

کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در پیامی خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی، با اشاره به وضعیت اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم، از آنان خواست برای جلوگیری از خشونت و آسیب بیشتر به کشور، انتقال مسالمت‌آمیز قدرت به مردم را بپذیرند.
کمال جعفری یزدی در این پیام که روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است، نوشته که تلاش‌هایی مانند «اصلاحات، رفرم و پوست‌اندازی» یا بازگرداندن چهره‌های پیشین جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند راهی برای ادامه وضع موجود باشد.
او با اشاره به بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی هشدار داده است که ادامه سیاست‌های کنونی می‌تواند پیامدهای سنگینی برای کشور داشته باشد و نوشته است: «انفجار قریب‌الوقوع خشم عمومی، در شرایطی که کارد به استخوان مردم رسیده، و چشم‌انداز تحولات سیاسی، شما را در تاریخ روسیاه‌تر از آنچه هستید خواهد کرد.»
جعفری یزدی از مقام‌ها و نیروهای جمهوری اسلامی خواسته است پیش از تشدید بحران، انتقال مسالمت‌آمیز قدرت را بپذیرند. او نوشته است کسانی که «دستشان به خون مردم و دزدی از اموال ملت آلوده نیست» نباید از چنین انتقالی نگران باشند و افزوده است: «اگر درست عمل کنید، به شما امان خواهند داد.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین تأکید کرده است که برای اداره دوران گذار می‌توان شورایی متشکل از افراد شایسته و متخصص تشکیل داد و از ظرفیت ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره گرفت. به نوشته او، چنین ساختاری باید زمینه برگزاری همه‌پرسی و تحقق خواست مردم را فراهم کند و پاسداری از آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، امنیت، معیشت مردم و تمامیت ارضی ایران را در اولویت قرار دهد.
جعفری یزدی همچنین بر استقلال ایران، عدم مداخله قدرت‌های خارجی و رعایت منافع ملی تأکید کرده و هشدار داده است که از دست رفتن فرصت انتقال مسالمت‌آمیز قدرت می‌تواند کشور را با مخاطرات بیشتری روبه‌رو کند.
او در پایان خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است: «فرصت را از دست ندهید» و تأکید کرده که سال‌ها زندان و فشار بر منتقدان نتوانسته است آنان را از پیگیری مطالبات خود منصرف کند.
کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، از زندانیان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی است و سابقه بازداشت و محکومیت به‌دلیل فعالیت‌ها و مواضع سیاسی خود را دارد.

#بیانیه #کمال_جعفری_یزدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👌20❤6👍2💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‌
🎧چهارمین تولد حسین شنبه‌زاده در زندان؛ یک سال زندان بیشتر برای پیام تولد قبلی

حسین شنبه‌زاده، ویراستار، مترجم و فعال شناخته‌شده شبکه‌های اجتماعی، امروز برای سومین بار سالروز تولدش را در زندان می‌گذراند و به همین مناسبت پیامی از زندان اوین فرستاده است.

شنبه‌زاده خرداد ۱۴۰۳ در اردبیل بازداشت شد. نام او اندکی پیش از بازداشت، با گذاشتن تنها یک نقطه «.» زیر یکی از پست‌های علی خامنه‌ای در شبکه ایکس بیش از پیش مطرح شده بود؛ پاسخی که تعداد پسندهایش از پست خامنه‌ای بیشتر شد.

او پس از بازداشت در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی به نفع اسرائیل»، «توهین به مقدسات»، «نشر اکاذیب» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» در مجموع به ۱۲ سال حبس محکوم شد که پنج سال آن به عنوان مجازات اشد قابل اجراست.

این نخستین زندان شنبه‌زاده نیز نیست. او پیش‌تر در سال ۱۳۹۸ به دلیل فعالیت‌ها و نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی بازداشت و در پرونده‌ای دیگر به سه سال و شش ماه زندان محکوم شده بود و در مرداد ۱۴۰۲ از زندان آزاد شد.

اما زندان برای شنبه‌زاده حتی به معنای پایان پرونده‌سازی‌ها نبوده است. او سال گذشته نیز به مناسبت تولدش پیامی از داخل زندان منتشر کرد. انتشار همان پیام به تشکیل پرونده‌ای تازه انجامید و چندی پیش به دلیل آن به یک سال حبس دیگر محکوم شد.

حالا حسین شنبه‌زاده در چهارمین تولدی که پشت میله‌های زندان می‌گذراند، بار دیگر از اوین پیام داده است که آن را در خبرنامه‌ها میتوانید بشنوید.

فایل و متن از صفحه مهدی محمودیان

#حسین_شنبه_زاده #بیانیه #زندانی_نقطه



@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤7🕊5
🔴 تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و سی و هشتم در ۶۲ زندان کشور

⭕️ اجلاس کمیته سوم سازمان ملل باید برای توقف اعدام در ایران دست به اقدام فوری و مؤثر بزند.

در آستانه چهارمین سال‌گرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که با قتل فجیع ژینا [مهسا] امینی توسط دیکتاتوری حاکم آغاز شد، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به تمامی جان‌باختگان این قیام، به‌ویژه زنان قهرمانی که در این اعتراضات نقش پیش‌تاز داشتند، درود می‌فرستد. اسامی قریب به ۷۰۰ تن از معترضان که توسط پاسداران این نظام خون‌ریز به خاک و خون کشیده شدند، منتشر شده است. همچنین درود می‌فرستیم به هم‌وطنانی که از ظلم و ستم حاکمان به ستوه آمده و برای احقاق حقوقشان به خیابان‌ها آمدند و آزادی را فریاد زدند. این اعتراضات علی‌رغم سرکوب وحشیانه به محاق نرفت، بل‌که چون آتش زیر خاکستر در دی‌ماه ۱۴۰۴ زبانه کشید و هنوز هم ادامه دارد تا روزی که به مقصد نهایی یعنی آزادی، برابری، دموکراسی و برقراری حاکمیتی مردمی برسد.
حاکمیت قرون‌وسطایی که حیات خود را در گرو سرکوب و اعدام مردم می‌داند، این هفته نیز برای تعدادی از زندانیان احکام اعدام صادر کرده و شماری را نیز سبعانه به طناب‌های دار سپرده است. آمار اعدام‌شدگان از ابتدای شهریور تاکنون دست‌کم ۶۱ تن بوده است. طبق اخبار رسیده، علی‌رضا سپاهی از جوانانی که در قیام دی‌ماه دستگیر و در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به اعدام محکوم شده، به سلول انفرادی منتقل شده است؛ همچنین اعاده دادرسی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، ارغوان فلاحی در زندان اوین رد شده و برای دو زندانی اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به نام‌های مرضیه (سودا) ابراهیمی در بندرعباس و حسین رسولی‌نسب در مشهد نیز حکم اعدام صادر شده است.
در همین راستا حکومت «ولایت فقیه» جهت ایجاد رعب و وحشت در بین دانشجویان، برای یک دانشجو به نام محمدپارسا گلچین نیز اتهام بغی صادر کرده که در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد. حکومت ترسان از انقلاب، این احکام را صادر می‌کند تا در آستانه مهر، صدای دانشگاه یعنی سنگر آزادی، برابری و مقاومت را خفه کند.
در هفته جاری، تعدادی از هم‌وطنان خارج از کشور تجمعاتی در شهرهای مختلف از جمله در پاریس، کلن و لندن، به مناسبت سالگرد خیزش سراسری ۱۴۰۱ برگزار کرده و از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» حمایت کردند. قرار است به همین مناسبت روز سه‌شنبه هم زمان با اعتصاب اعضای کارزار نیز تجمعی در مقابل مقر سازمان ملل در وین برگزار گردد. در هفته پیش رو در کردستان فراخوان اعتصاب سراسری برای روز چهارشنبه داده شده که حکومت ترسان از قیام، کسبه را در شهرهای مختلف از جمله سقز تهدید کرده است.
آقای جاوید رحمان گزارش‌گر پیشین حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در یک موضع‌گیری علیه اعدام‌ها از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» حمایت نمود.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از اجلاس کمیته سوم ملل متحد، خانم مای ساتو و دیگر گزارش‌گران سازمان ملل در هفته جاری و کلیه اعضا می‌خواهد که نقض گسترده حقوق بشر، سرکوب مردم ایران و اعدام‌های گسترده توسط حکومت ایران را محکوم کرده و راه‌کار عملی برای توقف اعدام‌ها و سرکوب مردم ایران توسط حاکمیت فاشیستی ارائه دهند. این کارزار همچنین از تمام مردم ایران در داخل و خارج از کشور می‌خواهد که علیه اعدام، موضع قاطع و عملی بگیرند.
اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ در هفته صدوسی‌وهشتم در ۶۲ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر.
صد و سی و هشتمین هفته
سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

#نه_به_اعدام
#بیانیه
💔15🕊6
حمایت دایه شریفه از فراخوان اعتصاب عمومی در سالگرد جان‌باختن ژینا امینی

دایه شریفه، مادر دادخواه رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد اعدام‌شده، با انتشار پیامی از فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی حمایت کرد و از مردم خواست در این حرکت اعتراضی هم‌صدا و همراه شوند.

دایه شریفه در این پیام گفت:

«در چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی، از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان حمایت می‌کنم. از همه مردم می‌خواهم در این حرکت اعتراضی، هم‌صدا و همراه باشند؛ به یاد ژینا و همه جان‌باختگان راه آزادی و در اعتراض به سرکوب، برای دادخواهی و آزادی.

ما دادخواهی را زنده نگه می‌داریم؛ نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. از خون جان‌باختگان راه آزادی نمی‌گذریم.»

«ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران»، متشکل از شماری از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی، پیش‌تر در فراخوانی مشترک از مردم خواسته بود روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، هم‌زمان با چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با تعطیل‌کردن محل‌های کسب‌وکار و پیوستن به اعتصاب عمومی اعتراض خود را نشان دهند.

این ائتلاف همچنین از نیروهای سیاسی، مدنی و آزادی‌خواه و مردم دیگر مناطق ایران خواسته است از این حرکت اعتراضی حمایت کنند و در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم کردستان هم‌صدا شوند.

دایه شریفه از چهره‌های شناخته‌شده دادخواهی در کردستان و مادر رامین حسین‌پناهی است. رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد، روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ همراه با زانیار و لقمان مرادی در زندان رجایی‌شهر کرج اعدام شد. پیکر او پس از اعدام به خانواده‌اش تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم است.

#مهسا_امینی #ژینا_امینی #دایه_شریفه #بیانیه #اعتصاب_عمومی

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنی با طرفداران نظام:
صحبت‌های حمید نجار یزدی از زندان وکیل آباد مشهد در نقد کمپین‌های جان فدای حکومتی

آقای حمید نجاری یزدی در دوران حبس هم همچنان لحن طنز آلود خود را حفظ کرده است و کمپین حکومتی جان فدا را ا طنز خود نقد می‌کند.

حمید نجار یزدی شهروند معترض، فعال فضای مجازی و اهل مشهد است که در ۱۷ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او با لحنی طنزآمیز و به زبان صریح، ویدیوهای انتقادی خود را در خودرو شخصی‌اش ضبط می‌کرد.

وی در بند ۶ سالن ۱ زندان وکیل‌آباد مشهد در حال تحول حبس است.

اتهامات انتسابی به وی شامل «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «اجتماع و تبانی» عنوان شده است.
پیش از دستگیری آقای نجار یزدی حساب‌های بانکی و سیم‌کارتش مسدود شده بود. او پدر دو دختر (یک فرزند خردسال و یک نوجوان) است و پیش از بازداشت، از طریق مسافرکشی امرار معاش می‌کرد.

#حمید_نجار_یزدی #زندانی_سیاسی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤4🕊4👍2😍1
پیوستن زندان‌های بندرعباس و ضیابر صومعه‌سرا به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» و گسترش این کارزار در هفته صدوسی‌ونهم به ۶۴ زندان
⭕️ سه‌شنبه‌های نه به اعدام؛ صدای زندان‌ها علیه اعدام و سرکوب

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در حالی وارد مرحله‌ای گسترده‌تر شده است که گزارش‌های حقوق بشری از ادامه اعدام‌ها و صدور احکام غیرانسانی اعدام در ایران حکایت دارد. به‌طوری‌که در هفته گذشته، شاهد تأیید حکم اعدام محمدرضا مجیدی اصل در تهران و امید گودرزوند چگینی در زندان چوبیندر قزوین بوده‌ایم؛ دو زندانی که از بازداشتی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ هستند و در خطر فوری اجرای حکم اعدام قرار دارند. در همین راستا، برای امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله اهل ایذه نیز حکم اعدام صادر شده است.

طبق گزارش‌های رسیده، رضوان اصغرزاده، زن ۴۵ ساله و مادر شش فرزند، در زندان دستگرد اصفهان به اتهام مواد مخدر به‌طور سبعانه به دار آویخته شد. اجرای حکم اعدام برای یک مادر، بار دیگر مسئله پیامدهای انسانی و اجتماعی مجازات اعدام و زن‌ستیزی این حکومت ضدبشر را در مرکز توجه قرار داده است. در خبری دیگر، علی زارعی، زندانی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی زندان قزل‌حصار منتقل شده است و جانش در خطر جدی قرار دارد.
با وجود تمام این سرکوب‌ها، مقاومت در زندان‌ها همچنان ادامه دارد؛ به‌طوری‌که با پیوستن زندان بندرعباس و زندان ضیابر صومعه‌سرا در استان گیلان، شمار زندان‌های مشارکت‌کننده در این کارزار به ۶۴ زندان رسیده است. این اعتصاب‌های غذا و اعتراض‌های زندانیان در شرایطی ادامه دارد که بنا بر آمار منتشرشده، شمار اعدام‌های ثبت‌شده در سال ۱۴۰۵ دست‌کم به ۴۴۸ مورد رسیده است.
این آمار وحشتناک از دید ناظران بین‌المللی پنهان نمانده است؛ به‌طوری‌که عفو بین‌الملل در گزارش اخیر خود درباره سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱، نام ۸۷ مقام ایرانی را برای بررسی و تحقیقات کیفری درباره نقش احتمالی آنان در جنایت‌های مرتبط با سرکوب این اعتراضات مطرح کرده است. هم‌زمان، پارلمان اروپا نیز در مواضع خود نسبت به سرکوب، اعدام معترضان و وضعیت زندانیان در ایران ابراز نگرانی کرده و بر ضرورت احترام به حقوق بنیادین و حق حیات تأکید کرده است.
ما با سیاست‌هایی که با قاتلان مردم ایران، زندانیان جرایم عمومی و زندانیان سیاسی سر سازش دارد، مخالفیم. ما خواهان سازوکارهای مؤثر برای تحقیق و پاسخ‌گویی درباره نقض جدی حقوق بشر در ایران هستیم. این افراد و دیگر عاملان و آمران کشتار و قتل عام زندانیان و معترضان باید مجازات شوند.
«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در چنین شرایطی به نمادی از اعتراض زندانیان به مجازات اعدام تبدیل شده است؛ اعتراضی که از درون زندان‌ها آغاز شده و مسئله «حق حیات» و ضرورت دادرسی عادلانه را به افکار عمومی یادآوری می‌کند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ در هفته صدوسی‌و‌نهم، در ۶۴ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایران‌شهر، زندان بندرعباس و زندان ضیابر صومعه‌سرا.

هفته صدوسی‌نهم
سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤8
مهدی مسکین‌نواز از زندان لاکان: پیمان فرح‌آور را اعدام نکنید

مهدی مسکین‌نواز، زندانی محبوس در زندان لاکان رشت، در نامه‌ای با اشاره به قطعی‌شدن حکم اعدام پیمان فرح‌آور، شاعر و ترانه‌سرای گیلکی، خواستار بلندشدن صدای جامعه برای جلوگیری از اجرای این حکم شد. او در این نامه با انتقاد از اعدام و سرکوب مخالفان، نوشت: «من بارها گفتم اعدام نکنید، بلکه اعدام نشوید.»

متن این نامه به شرح زیر است:

من بارها گفتم اعدام نکنید، بلکه اعدام نشوید.

شوربختانه امروز، ۲۹/۵/۴۰۴، آگاه شدم هم‌بندِ چکامه‌سرا و ترانه‌پرداز گیلکی‌ام، پیمان فرح‌آور، برای پنجمین بار حکمش قطعی شده است. دیگر برایش صدایی نیست، مگر آنکه شما صدایش باشید؛ که این روزها حتی فریاد هم کافی نیست.

بارها گفتیم اینان جنگ می‌خواهند تا مخالفان را همان «دشمنانی» قلمداد کنند که دستشان به آنان نمی‌رسد؛ همان ابزار سالیان که به نام «دشمن‌دشمن‌کردن» ساختند تا در عرصه قدرت، انسانیت را قلع‌وقمع کنند.

بارها گفتند این ملک امانت امام زمان است و بر پایه خواست او اداره می‌شود، اما آبروی همان باور را هم بردند!

چه بسا کشتند و گفتند: «خودش افتاد و مرد»، «خودش سرش به سنگی سخت خورد و مرد»، «خودش دست به خودکشی زد و مرد» یا «خودشان، خودشان را کشتند!»

در حالی که به جمود رسیده‌اند و سقوط خود را دیده‌اند، پیش از فروپاشی، از درون فروپاشیده‌اند! پس چه کسی را اعدام می‌کنند...

در حالی که، به تعبیر اوژن فلاندن، «باغ انگور» به راه انداخته‌اند. (اشاره به ماجرای اصفهان در دوره قاجار و بیداد میان محمدشاه، میرزا آغاسی و مجتهد شفتی)

مهدی مسکین‌نواز
شهریور ۱۴۰۵ ـ زندان لاکان رشت

#پیمان_فرح_آور #نه_به_اعدام #بیانیه #مهدی_مسکین_نواز

@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊5❤1
رضا ولی‌زاده به چهره‌های در فکر بازگشت: «سرخی فرش قرمز از خون جاویدنامان وطن است»

رضا ولی‌زاده، روزنامه‌نگار و شهروند ایرانی-آمریکایی زندانی در اوین، در پیامی خطاب به چهره‌های شناخته‌شده ایرانی خارج از کشور که به بازگشت به ایران می‌اندیشند، نسبت به اعتماد به وعده‌ها و دعوت‌های جمهوری اسلامی هشدار داد.
ولی‌زاده در این پیام که فایل صوتی آن از سوی صدای آمریکا منتشر شده است، با اشاره به کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و سابقه جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفان و شهروندان، از کسانی که در فکر بازگشت به ایران هستند پرسید: «ذات خبیث جمهوری اسلامی را فراموش کرده‌اید؟»
او همچنین مدعی شد حکومت ممکن است از بازگشت چهره‌های شناخته‌شده برای کسب مشروعیت، «تخلیه اطلاعاتی و همکاری» یا اهداف تبلیغاتی استفاده کند.

متن کامل پیام رضا ولی‌زاده را در ادامه بخوانید:

«اکنون در حیرتم از آن دست از چهره‌های شناخته‌شده ایرانی که هوس بازگشت به ایران در سر دارند. اگر ذات خبیث جمهوری اسلامی را فراموش کرده‌اند، از داغ‌دیدگان دی‌ماه بپرسند، گشودن و بستن ده‌ها یا صدها کیسه جسد برای یافتن عزیزانشان چه حسی دارد؟
جمهوری اسلامی را از قاب جنگی که خود را قربانی آن معرفی می‌کند و ژستی که با مرگ مهندسی‌شده قربانیان مدرسه میناب می‌گیرد، نمی‌توان شناخت. این حکومت حیله‌گر که جنایت شلیک به هواپیمای اوکراینی را در کارنامه دارد، به مهارت جدیدی در مهندسی مرگ شهروندان بی‌گناه رسیده است. استفاده از مدرسه، مترو، ورزشگاه و بیمارستان به‌عنوان سپر انسانی با نیت افزایش قربانیان غیرنظامی و پر کردن خشاب پروپاگاندا و مظلوم‌نمایی انجام می‌شود.
این نظام سال‌هاست که قربانی بودن را به یک صنعت سیاسی تبدیل کرده است. سال‌ها برای جنگ فرش قرمز پهن کرد، اما هنگامی که جنگ از راه رسید، به تونل‌ها خزید. برای موشک بودجه داشت، برای زندگی تحریم؛ برای سرکوب سازمان داشت، برای آزادی زندان. تنها اورانیوم غنی نکرد، دروغ، دزدی، خرافه، جنایت و استبداد را هم غنی کرد.
اوج توحش و خباثت این نظام را باید در اتاق‌های بازجویی، سلول‌های انفرادی و زندان‌هایش به چشم دید، نه در ویدیوهای فانتزی و رمانتیک دست‌پخت افسران جنگ نرم سپاه در آشپزخانه هوش مصنوعی.
اگر روزی فریفته نمایش میهن‌پرستی و تماس‌های دلبرانه شکارچیان حکومتی شدید و قدم روی فرش قرمزی که برایتان پهن کرده‌اند گذاشتید، ماحصل‌تان چندان طولانی نخواهد بود. پس از ورود به ایران و پایان تعارفات اولیه، احتمالا باید به تخلیه اطلاعاتی و همکاری تن دهید. اگر هم چنین نشد، یعنی که تونل‌نشینان برای گدایی مشروعیت ناچار شده‌اند پرده آخر نمایش خود را بازی کنند و سخاوت به خرج دهند؛ که در این صورت پیوندتان مبارک!
سرخی فرش قرمزی که برایتان پهن کرده‌اند از خون جاویدنامان وطن است که به دست مزدوران حکومت به قتل رسیده‌اند.»

#بیانیه #زندانی_سیاسی #رضا_ولی_زاده

@Tavaana_TavaanaTech
🕊21👍11❤6
سرهنگ سجاد آزاده از زندان اوین: راهبردهای حکمرانی پس از جمهوری اسلامی را تدوین کرده‌ایم

سرهنگ سجاد آزاده، زندانی محبوس در زندان اوین، در نامه‌ای اعلام کرد که او و شماری از زندانیان این زندان با «کار مطالعاتی مستمر» و بر پایه «خرد جمعی و هم‌اندیشی»، اصول و راهبردهایی را برای اداره ایران پس از جمهوری اسلامی تدوین کرده‌اند. به گفته او، این راهبردها حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، علمی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی را در بر می‌گیرد و قرار است به‌زودی منتشر شود.


متن این نامه به شرح زیر است:
به نام نامی ایران‌زمین

ملت شریف ایران،

فرزندان به‌بندکشیده شما در زندان اوین، با کار مطالعاتی مستمر و بر مبنای خرد جمعی، هم‌فکری و هم‌اندیشی، اقدام به تدوین اصول و مبانی سیاست و حکومت پس از جمهوری اسلامی کرده‌اند تا با سقوط حتمی جمهوری اسلامی در ماه‌های پیش‌رو، بازسازمان‌دهی امور در کمترین زمان ممکن صورت گیرد، راهبردها در تمامی حوزه‌ها مشخص باشد، زندگی مردم به سامان برسد و کشور در مسیر رشد و توسعه قرار گیرد.

راهبردها در پنج حوزه کلان سیاسی، نظامی، اقتصادی، علمی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی، بر اساس آخرین و به‌روزترین دستاوردهای حکمرانی دموکراتیک در دنیای مدرن طراحی شده‌اند و به‌زودی در رسانه‌ها منتشر خواهند شد.

تمام تلاش ما این است که ایران دوباره به آغوش ایرانیان بازگردد و جامعه ایرانی، بر مبنای فرهنگ ناب ایرانی، به جامعه‌ای شاد، آزاد، سرزنده و پیشرو تبدیل شود.

اکنون ما در حساس‌ترین لحظات تاریخ قرار گرفته‌ایم و آینده درخشان این سرزمین و چگونگی ساختن آن برای فرزندانمان، در دستان من و شماست. اتخاذ تصمیم درست در زمان درست، منجر به موفقیت می‌شود و در حال حاضر، زمانِ تصمیم و عمل درست و ایستادن در سمت درست تاریخ است.

ما در حدود نیم‌قرن گذشته شاهد بزرگ‌ترین غارت اموال و منابع ملی‌مان بوده‌ایم. زندگی اکثر مردم ایران به زیر خط فقر کشانده شده است، اقتصاد کشور فروپاشیده، کشور به گوشت قربانی تبدیل شده و سپاه و ایادی‌اش در حال تکه‌پاره کردن آن هستند. حکمرانی در کشور نه به یک حکومت سازنده و مسئولیت‌پذیر، بلکه به یک گروه تروریستی پناه‌گرفته در تونل‌ها و زیرزمین‌ها شبیه شده است.

جمهوری اسلامی که در ساختن و آباد کردن کشور و ایجاد رفاه و خوشبختی برای ملت ایران به‌صورت تمام‌عیار شکست خورده است، برای عادی جلوه دادن تبهکاری‌هایش می‌خواهد جنگ، ویرانی، فقر، گرانی، فساد و ناامنی را به سایر مناطق دنیا صادر یا تحمیل کند.

تخریب چهره ایران و ایرانی، دردناک‌ترین جنبه حکمرانی تبهکارانه و ایران‌هراسانه جمهوری اسلامی است و اگر زخم‌ها در سایر ابعاد با تدابیر و راهبردهای درست التیام پیدا کنند، این زخم به این راحتی التیام‌پذیر نخواهد بود.

رویکردهای مخرب این حکومتِ رو به زوال و انحطاط، ناشی از دو تراژدی است: نخست، ضدایرانی بودن ماهیت جمهوری اسلامی و دوم، نبود خرد، عقلانیت و درست‌اندیشی در این سیستم.

فرزندان شما در اوین، با عزمی راسخ و اراده‌ای پولادین، در صددند هم اداره ایران را به دست ایرانیان اصیل و وطن‌پرست بسپارند و هم خرد، عقلانیت و درست‌اندیشی را به سپهر حکمرانی در کشور بازگردانند.

ما اگرچه دست و پایمان در بند و غل‌وزنجیر اشغالگران وطن است، اما چشم‌به‌راه عمل به وظیفه ملی و میهنی از سوی همگان در روزها و ماه‌های سرنوشت‌ساز پیش‌رو هستیم.

دست اهورامزدا یار و یاورتان.

سرباز پرچم شیر و خورشید
سرهنگ سجاد آزاده
زندان اوین، اندرزگاه ۷، سالن ۲
۲ مهر ۱۴۰۵

#سجاد_آزاده #بیانیه #زندانی_سیاسی

@Tavaana_TavaanaTech
❤32👍3🕊3👌1
پیام باستانی پاریزی از زندان اوین: زندانیان سیاسی به‌صورت سیستماتیک از حقوق درمانی و قضایی محروم‌اند
پیام باستانی پاریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در پیامی از محرومیت تبعیض‌آمیز شماری از زندانیان سیاسی از خدمات پزشکی و دندان‌پزشکی، دسترسی به دارو، مرخصی، آزادی مشروط و پابند الکترونیکی خبر داده است. او همچنین به نقض اصل تفکیک جرایم، محدودیت تماس‌های تلفنی و کمبود امکانات در زندان‌ها اعتراض کرده است.
متن کامل پیام او به شرح زیر است:
«می‌خواستم کمی از تبعیض‌های کم‌سابقه سیستم جنایتکار قضایی رژیم اسلامی برایتان بگویم.
من پیام باستانی پاریزی هستم، از زندان اوین. من و تعداد زیادی از زندانیان سیاسی که به‌دلیل مبارزه مدنی و حق‌خواهی به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌ایم، تاکنون بخش عمده‌ای از دوران محکومیت خود را در سال‌های سخت گذشته و همچنین در شرایط جنگ، بمباران زندان اوین و انتقال میان دو زندان تحمل کرده‌ایم. بااین‌حال، تبعیض سیستماتیک علیه تعدادی از زندانیان سیاسی به‌شکلی بسیار آشکارتر اعمال می‌شود.
من، پیام باستانی، و زندانیان سیاسی دیگری همچون به‌فر لاله‌زاری، حجت رافعی و سایر زندانیان سیاسی، همچنین بسیاری از زنان زندانی سیاسی در اوین و دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی، مدت‌هاست به‌صورت کاملاً آشکار و تبعیض‌آمیز از رسیدگی‌های درمانی و پزشکی، به‌ویژه خدمات دندان‌پزشکی، دسترسی به دارو و امکان خرید و ورود داروها و ویتامین‌ها به زندان محروم مانده‌ایم.
ما همچنین، باوجود مشکلات جسمی، روحی، روانی و اقتصادی، از حقوقی مانند مرخصی، آزادی مشروط، پابند الکترونیکی و دیگر تسهیلات قضایی محروم هستیم.
رعایت‌نشدن اصل تفکیک جرایم و انتقال زندانیان با جرایم دیگر از زندان تهران بزرگ و زندان زنان قرچک، محدودیت تماس‌های تلفنی، کاهش زمان تماس با وجود افزایش جمعیت زندان و نبود حداقل امکانات، از دیگر موارد این رفتارهای تبعیض‌آمیز است.
من در شهریور ۱۴۰۲، در آستانه سالگرد مهسا، به‌دست مزدوران تروریست سازمان اطلاعات سپاه ــ قرارگاه ثارالله ــ بازداشت شدم. پس از طی مراحل بازجویی و نگهداری در سلول انفرادی بازداشتگاه موسوم به یک‌الف سپاه، به زندان اوین منتقل شدم.
از زمان بازداشت تاکنون، بدون صدور هیچ‌گونه قرار وثیقه، در زندان نگهداری شده‌ام. گوشی‌های همراه و دیگر وسایل الکترونیکی‌ام نیز مصادره شده‌اند. من و دیگر هم‌بندیان و دوستان قدیمی‌ام در زندان، همچنان با تبعیض‌های خاص رژیم منحوس اسلامی مواجه هستیم.»
پیام باستانی پاریزی
زندان اوین
۳ مهر ۱۴۰۵

#پیام_باستانی_پاریزی #بیانیه #زندانیان_سیاسی

@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊6💔1
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان‌های دره‌شهر در استان ایلام و مشگین‌شهر در استان اردبیل به ۶۶ زندان گسترش یافت.

در آغاز سال تحصیلی جدید، یاد تمامی دانش‌آموزان، معلمان، دانشجویان و اساتیدی را که در چهار دهه اخیر در مسیر آزادی و برابری برای ایران جان خود را فدا کردند، گرامی می‌داریم؛ به‌ویژه دانش‌آموزانی که در قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ به دست حکومت «ولایت فقیه» جان باختند و امسال جایشان در کلاس‌های درس خالی است.
حکومت اعدامی در ایران همچنان دست از کشتار برنمی‌دارد و روزانه جان هم‌وطنانمان را بر چوبه‌های دار می‌گیرد. این حکومت تنها در شهریورماه، جان دستِ کم ۷۹ تن از جمله ۶ زن و ۱۰ تن از هم‌وطنان بلوچ را گرفته است. بنا بر تازه‌ترین اخبار، برای خانم محبوبه شعبانی، یکی از بازداشت‌شدگان قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ در زندان مشهد نیز حکم اعدام صادر شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، قریب به ۲۰۰ زندانی سیاسی-عقیدتی که بسیاری از آن‌ها از بازداشت‌شدگان خیزش سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ هستند، زیر حکم اعدام قرار دارند؛ این وضعیت بیان‌گر سرکوب عریان مردم ایران توسط حکومت فاشیست دینی است که هیچ مرزی در سرکوب، کشتار و اعدام نمی‌شناسد.
در مقابل این سرکوب‌ها، مقاومت زندانیان مبارز، اعضای کارزار و حامیان آن در ایران و سراسر جهان همچنان ادامه دارد.
بنا بر اطلاع واصله، این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان‌های دره‌شهر در استان ایلام و مشگین‌شهر در استان اردبیل به این حرکت اعتراضی پیوستند. با پیوستن این دو زندان، تعداد زندان‌های مشارکت‌کننده در کارزار که جمعی از زندانیان آن‌ها هر سه‌شنبه دست به اعتصاب غذا می‌زنند، به ۶۶ زندان رسید.
گسترش این کارزار و حمایت از آن، نشان‌دهنده تنفر عمیق جامعه از اعدام و همچنین نامشروع بودن حکومت و دستگاه قضایی آن است؛ دستگاهی که با قوانین ضدبشری و قرون‌وسطایی، در بی‌دادگاه‌های خود و بدون اعطای حداقلِ حق دفاع، حکم مرگ صادر می‌کند.
ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، صمیمانه از تمام همراهان و هموطنانی که ما را در گسترش و تداوم این حرکت و طنین‌انداز کردن صدای محکومان به اعدام یاری رساندند، قدردانی می‌کنیم. برای توقف ماشین اعدام و جلوگیری از فجایع بیش‌تر، بسیار ضروری است که صدای «نه به اعدام» بیش از هر زمان دیگری بلندتر و گسترده‌تر شود. باید در هر کوی و برزن و از هر فرصتی برای افشای جنایات این حکومت قرونِ وسطایی استفاده کرد و برای توقف آن دست به اقدامات عملی زد.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوچهلم، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا به سر می‌برند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایران‌شهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعه‌سرا، زندان دره‌شهر و زندان مشگین‌شهر.

هفته صدوچهلم
سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊16❤4