خیابانِ اشغالشده، جامعهی ازهمگسیخته:
بررسی اثرات کوتاهمدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که خیابانها به صحنهی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل میشود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور میدهد—میتوان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابانها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاهمدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاهمدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاهمدت، اشغال خیابان میتواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمانیافتهی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل میکند که هزینهی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح میدهند سکوت کنند؛ همان پدیدهای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها میتواند در رسانهها بهعنوان نشانهای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درونگروهی: این تجمعها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت میکند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانهی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاهمدتاند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئلهی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینههای این راهبرد بهمراتب سنگینتر است و مستقیماً به ازهمگسیختگی اجتماعی منجر میشود:
تخریب امر عمومی: خیابان بهعنوان فضای مشترک همهی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار میگیرد، معنای «حق برابر» تضعیف میشود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش میدهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نهتنها اعتمادشان به حکومت کاهش مییابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بیاعتمادتر میشوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحملکنندگان» تقسیم میشود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربهی روزمرهی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانهای ملموس از فاصلهی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایههای مشروعیت را بهتدریج تضعیف میکند.
قطبیسازی و کاهش مشارکت: جامعهای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه میتواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایهگذاری اجتماعی، و گرایش به «کنارهگیری خاموش» باشد.
ریسک بیثباتی درونزا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت میکند، ممکن است بهمرور خود به عاملی پیشبینیناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینهتر گردد.
جمعبندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهمگسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام میشود. حکمرانیای که بهجای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر میکند.
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بررسی اثرات کوتاهمدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که خیابانها به صحنهی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل میشود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور میدهد—میتوان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابانها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاهمدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاهمدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاهمدت، اشغال خیابان میتواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمانیافتهی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل میکند که هزینهی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح میدهند سکوت کنند؛ همان پدیدهای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها میتواند در رسانهها بهعنوان نشانهای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درونگروهی: این تجمعها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت میکند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانهی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاهمدتاند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئلهی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینههای این راهبرد بهمراتب سنگینتر است و مستقیماً به ازهمگسیختگی اجتماعی منجر میشود:
تخریب امر عمومی: خیابان بهعنوان فضای مشترک همهی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار میگیرد، معنای «حق برابر» تضعیف میشود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش میدهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نهتنها اعتمادشان به حکومت کاهش مییابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بیاعتمادتر میشوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحملکنندگان» تقسیم میشود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربهی روزمرهی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانهای ملموس از فاصلهی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایههای مشروعیت را بهتدریج تضعیف میکند.
قطبیسازی و کاهش مشارکت: جامعهای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه میتواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایهگذاری اجتماعی، و گرایش به «کنارهگیری خاموش» باشد.
ریسک بیثباتی درونزا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت میکند، ممکن است بهمرور خود به عاملی پیشبینیناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینهتر گردد.
جمعبندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهمگسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام میشود. حکمرانیای که بهجای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر میکند.
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍6❤1
وزیر جنگ آمریکا: این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند
وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، عملیات «پروژه آزادی» را موقت توصیف کرد که هدف آن حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و مقابله با اخاذی دریایی ایران است. او اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اطمینان حاصل کند رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد و به مردم ایران دعوت کرد تا از فرصت خلاصی از رژیم استفاده کنند. هگست همچنین به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت حمله به کشتیهای بینالمللی یا نیروهای آمریکایی با پاسخی ویرانگر روبرو میشوند.
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده تاکید کرد که «پروژه آزادی» ماهیتی متفاوت از عملیات «خشم حماسی» دارد. او این عملیات را موقت و داری زمان محدود توصیف کرد که تنها یک مأموریت دارد: حفاظت از آزادی کشتیرانی بینالمللی در مقابل اخاذی دریایی جمهوری اسلامی ایران.
آقای هگست که در اولین نشست خبری پنتاگون پس از اجرای «پروژه آزادی» حضور داشت گفت پرزیدنت ترامپ از هیچ یک از خواستههای خود عقبنشینی نکرده و اطمینان حاصل خواهد کرد که رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد اما این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند.
او ابراز امیدواری کرد که چنین بشود اما یادآوری کرد رژیم ایران رژیمی است که به تازگی ۴۵ هزار ایرانی معترض بیگناه را کشته است و خلاص شدن از شر آن برای مردم، چالشبرانگیز است.
وزیر جنگ آمریکا به سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هشدار داد: «خطاب به آنچه از نیروهای ایران باقی مانده است: اگر به نیروهای آمریکایی یا کشتیرانی تجاری بیگناه حمله کنید، با قدرت آتش ویرانگر و درهمکوبنده آمریکا روبرو خواهید شد. ما ترجیح میدهیم این یک عملیات مسالمتآمیز باشد، اما برای دفاع از مردم خود، دست به ماشه هستیم.»
او تأکید کرد که مأموریت اصلی «پروژه آزادی» نشان دادن این واقعیت است که حکومت ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد و افزود: «ما میدانیم [حکومت] ایران از این حقیقت که محاصره ما همچنان برقرار است و ما میتوانیم کشتیها را از منطقه عبور دهیم، سرافکنده و شرمسار است. ما به تمام جهان کمک خواهیم کرد تا کشتیهای خود را از این مسیر عبور دهند.»
وزیر جنگ ایالات متحده گفت که ایالات متحده به عنوان یک هدیه برای جهان، با «پروژه آزادی» آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز تضمین کرده است.
به گفته آقای هگست دنیا بیش از آمریکا به تنگه هرمز نیاز دارد، پس باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد.
وزیر جنگ آمریکا همچنین تاکید کرد: اگر جمهوری اسلامی به اخاذی دریایی ادامه دهد با آتش کوبنده آمریکا مواجه خواهد شد.
منبع صدای آمریکا
#ایران #جنگ #تنگه_هرمز
@Tavaana_TavaanaTech
وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، عملیات «پروژه آزادی» را موقت توصیف کرد که هدف آن حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و مقابله با اخاذی دریایی ایران است. او اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اطمینان حاصل کند رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد و به مردم ایران دعوت کرد تا از فرصت خلاصی از رژیم استفاده کنند. هگست همچنین به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت حمله به کشتیهای بینالمللی یا نیروهای آمریکایی با پاسخی ویرانگر روبرو میشوند.
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده تاکید کرد که «پروژه آزادی» ماهیتی متفاوت از عملیات «خشم حماسی» دارد. او این عملیات را موقت و داری زمان محدود توصیف کرد که تنها یک مأموریت دارد: حفاظت از آزادی کشتیرانی بینالمللی در مقابل اخاذی دریایی جمهوری اسلامی ایران.
آقای هگست که در اولین نشست خبری پنتاگون پس از اجرای «پروژه آزادی» حضور داشت گفت پرزیدنت ترامپ از هیچ یک از خواستههای خود عقبنشینی نکرده و اطمینان حاصل خواهد کرد که رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد اما این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند.
او ابراز امیدواری کرد که چنین بشود اما یادآوری کرد رژیم ایران رژیمی است که به تازگی ۴۵ هزار ایرانی معترض بیگناه را کشته است و خلاص شدن از شر آن برای مردم، چالشبرانگیز است.
وزیر جنگ آمریکا به سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هشدار داد: «خطاب به آنچه از نیروهای ایران باقی مانده است: اگر به نیروهای آمریکایی یا کشتیرانی تجاری بیگناه حمله کنید، با قدرت آتش ویرانگر و درهمکوبنده آمریکا روبرو خواهید شد. ما ترجیح میدهیم این یک عملیات مسالمتآمیز باشد، اما برای دفاع از مردم خود، دست به ماشه هستیم.»
او تأکید کرد که مأموریت اصلی «پروژه آزادی» نشان دادن این واقعیت است که حکومت ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد و افزود: «ما میدانیم [حکومت] ایران از این حقیقت که محاصره ما همچنان برقرار است و ما میتوانیم کشتیها را از منطقه عبور دهیم، سرافکنده و شرمسار است. ما به تمام جهان کمک خواهیم کرد تا کشتیهای خود را از این مسیر عبور دهند.»
وزیر جنگ ایالات متحده گفت که ایالات متحده به عنوان یک هدیه برای جهان، با «پروژه آزادی» آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز تضمین کرده است.
به گفته آقای هگست دنیا بیش از آمریکا به تنگه هرمز نیاز دارد، پس باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد.
وزیر جنگ آمریکا همچنین تاکید کرد: اگر جمهوری اسلامی به اخاذی دریایی ادامه دهد با آتش کوبنده آمریکا مواجه خواهد شد.
منبع صدای آمریکا
#ایران #جنگ #تنگه_هرمز
@Tavaana_TavaanaTech
👌3
روبیو: جمهوری اسلامی رژیمی وحشی است که مردم را از جرثقیل اعدام میکند تا همه ببیند؛ آقای ترامپ آرزو دارد مردم توانایی مقابله داشته باشند
مارکو روبیو، وزیر امر خارجه آمریکا، جمهوری اسلامی را یک رژیم وحشی خواند که مردم را توسط جرثقیل اعدام میکند و در برابر فشارهای بینالمللی قرار دارد. او عملیات «پروژه آزادی» را یک عملیات دفاعی توصیف کرد و گفت آمریکا با هدف بهبود دسترسی نفت در تنگه هرمز و مبارزه با اقدامات ایران وارد این عملیات شده است. روبیو به وضعیت اقتصادی بد ایران اشاره کرد و عنوان کرد تحریمهای ثانویه و همکاریهای مالی با رژیم اسلامی امری غیرمجاز است. او همچنین بر خشونتهای جمهوری اسلامی در برابر مردم و اعتراضات اشاره کرد و اظهارات دونالد ترامپ را درباره آرزوی توانایی مقابله مردم ایران گزارش کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا روز سهشنبه گفت عملیات «پروژه آزادی» یک «عملیات دفاعی» است و نه تهاجمی.
او گفت نیروهای آمریکایی تا زمانی که به آنها حمله نظامی نشود حمله نخواهند کرد.
وزیر امورخارجه آمریکا گفت تاکنون دو کشتی حامل پرچم آمریکا از تنگه هرمز عبور کردند.
آقای روبیو گفت هفت قایق تندروی سپاه نابود شدهاند و اکنون در کنار نیروی دریایی جمهوری اسلامی در قعر دریا هستند. او افزود قعر دریا جایی است که میتوانید نیروی دریایی آن را پیدا کنید.
او با اشاره به عملیات «خشم اقتصادی» نیز گفت تورم امروز در ایران ۷۰ درصد است. او با اشاره به وضعیت بحرانی ریال افزود گفت محصاره دریایی بنادر ایران ۵۰۰ میلیون دلار در روز به اقتصاد ایران ضرر میزند.
او گفت شما نمیتوانید تنگه هرمز را ببندید و هیچ کشتی نتواند عبور کند و فقط کشتیهای شما عبور کند.
آقای روبیو گفت موسسات مالی که با جمهوری اسلامی همکاری کنند دچار تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، همه کارتها را در اختیار دارد.
او گفت رهبری رژیم ایران دچار چنددستگی است و برای آنها تصمیم گیری دشوار است و افزود رئیس جمهوری آمریکا ترجیحش صلح است.
آقای روبیو در این کنفرانس خبری گفت اگر جمهوری اسلامی تصمیم درست را نگیرد وضعیتش بدتر از این خواهد شد و جمهوری اسلامی نباید عزم آمریکا به ویژه تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ را محک بزنند.
آقای روبیو گفت صرف اینکه جمهوری اسلامی میگوید به دنبال سلاح هستهای نیست کافی نیست و اقداماتی که انجام داده است، از جمله اینکه غنیسازی اورانیوم را در غارها و کوهها انجام میدهد و یا موشکهایی که دارد که به بخشهای گستردهای از اروپا میرسد نشان میدهد که دنبال سلاح هستهای است.
آقای روبیو درباره وضعیت تنگه هرمز گفت آمریکا میخواهد وضعیت تنگه هرمز که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور میکند به شرایط قبل برگردد و عوارضی گرفته نشود. او گفت مینگذاری جمهوری اسلامی در دریا کاملا غیرقانونی است.
وزیر امورخارجه آمریکا با اشاره به اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز گفت اگر جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست یابد کل دنیا را گروگان خواهد گرفت همچنان که با تنگه هرمز چنین کاری میکند.
آقای روبیو گفت هر مشکلی که در خاورمیانه پیدا کند، از جمله حزبالله، حماس و تا حدی حوثیها، جمهوری اسلامی پشت آن است.
آقای روبیو در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات دونالد ترامپ درباره کمک به مردم ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی گفت: «در نهایت، آنچه رئیسجمهوری بیان میکند، و بهنظر من بارها هم بیان کرده، این است که آرزو میکند ای کاش مردم ایران چنین شرایطی نداشتند.»
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ «با دیدن این تصاویر (خشونتهای رژیم علیه مردم) واقعاً دلشکسته میشود. تصور کنید شما یک ایرانی هستید؛ از اینکه اقتصاد برایتان کار نمیکند ناراضی هستید، آزادی ندارید و فرصتی برای بیان عقاید خودتان ندارید. دوستانی دارید که صرفاً بهخاطر شرکت در اعتراضات، با شلیک گلوله به سر کشته شدهاند. اینکه ببیند با این مردم چنین رفتاری میشود و در نتیجه هیچ ابزاری برای مقابله با دولت خودشان ندارند، برای او واقعاً دردناک است.»
آقای روبیو به خبرنگاران گفت این خشونتهای رژیم به اعتراضات سال ۲۰۰۹ نیز برمیگردد «که در آن مردم را در خیابانها قتلعام کردند. این یک رژیم وحشی است، دوستان. اینها افرادی هستند که مردم را در میدان شهر از جرثقیل آویزان میکنند تا همه ببینند. این اعدامها را ادامه دادهاند و بیش از یک دهه و نیم است که به این کار ادامه میدهند.»
آقای روبیو گفت «بنابراین، فکر میکنم آنچه رئیسجمهوری بیان میکند، این است که آرزو دارد مردم ایران توانایی مقابله با برخی از این اتفاقاتی را که برایشان رخ میدهد، داشته باشند.»
منبع: صدای آمریکا
#ایران #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مارکو روبیو، وزیر امر خارجه آمریکا، جمهوری اسلامی را یک رژیم وحشی خواند که مردم را توسط جرثقیل اعدام میکند و در برابر فشارهای بینالمللی قرار دارد. او عملیات «پروژه آزادی» را یک عملیات دفاعی توصیف کرد و گفت آمریکا با هدف بهبود دسترسی نفت در تنگه هرمز و مبارزه با اقدامات ایران وارد این عملیات شده است. روبیو به وضعیت اقتصادی بد ایران اشاره کرد و عنوان کرد تحریمهای ثانویه و همکاریهای مالی با رژیم اسلامی امری غیرمجاز است. او همچنین بر خشونتهای جمهوری اسلامی در برابر مردم و اعتراضات اشاره کرد و اظهارات دونالد ترامپ را درباره آرزوی توانایی مقابله مردم ایران گزارش کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا روز سهشنبه گفت عملیات «پروژه آزادی» یک «عملیات دفاعی» است و نه تهاجمی.
او گفت نیروهای آمریکایی تا زمانی که به آنها حمله نظامی نشود حمله نخواهند کرد.
وزیر امورخارجه آمریکا گفت تاکنون دو کشتی حامل پرچم آمریکا از تنگه هرمز عبور کردند.
آقای روبیو گفت هفت قایق تندروی سپاه نابود شدهاند و اکنون در کنار نیروی دریایی جمهوری اسلامی در قعر دریا هستند. او افزود قعر دریا جایی است که میتوانید نیروی دریایی آن را پیدا کنید.
او با اشاره به عملیات «خشم اقتصادی» نیز گفت تورم امروز در ایران ۷۰ درصد است. او با اشاره به وضعیت بحرانی ریال افزود گفت محصاره دریایی بنادر ایران ۵۰۰ میلیون دلار در روز به اقتصاد ایران ضرر میزند.
او گفت شما نمیتوانید تنگه هرمز را ببندید و هیچ کشتی نتواند عبور کند و فقط کشتیهای شما عبور کند.
آقای روبیو گفت موسسات مالی که با جمهوری اسلامی همکاری کنند دچار تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، همه کارتها را در اختیار دارد.
او گفت رهبری رژیم ایران دچار چنددستگی است و برای آنها تصمیم گیری دشوار است و افزود رئیس جمهوری آمریکا ترجیحش صلح است.
آقای روبیو در این کنفرانس خبری گفت اگر جمهوری اسلامی تصمیم درست را نگیرد وضعیتش بدتر از این خواهد شد و جمهوری اسلامی نباید عزم آمریکا به ویژه تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ را محک بزنند.
آقای روبیو گفت صرف اینکه جمهوری اسلامی میگوید به دنبال سلاح هستهای نیست کافی نیست و اقداماتی که انجام داده است، از جمله اینکه غنیسازی اورانیوم را در غارها و کوهها انجام میدهد و یا موشکهایی که دارد که به بخشهای گستردهای از اروپا میرسد نشان میدهد که دنبال سلاح هستهای است.
آقای روبیو درباره وضعیت تنگه هرمز گفت آمریکا میخواهد وضعیت تنگه هرمز که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور میکند به شرایط قبل برگردد و عوارضی گرفته نشود. او گفت مینگذاری جمهوری اسلامی در دریا کاملا غیرقانونی است.
وزیر امورخارجه آمریکا با اشاره به اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز گفت اگر جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست یابد کل دنیا را گروگان خواهد گرفت همچنان که با تنگه هرمز چنین کاری میکند.
آقای روبیو گفت هر مشکلی که در خاورمیانه پیدا کند، از جمله حزبالله، حماس و تا حدی حوثیها، جمهوری اسلامی پشت آن است.
آقای روبیو در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات دونالد ترامپ درباره کمک به مردم ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی گفت: «در نهایت، آنچه رئیسجمهوری بیان میکند، و بهنظر من بارها هم بیان کرده، این است که آرزو میکند ای کاش مردم ایران چنین شرایطی نداشتند.»
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ «با دیدن این تصاویر (خشونتهای رژیم علیه مردم) واقعاً دلشکسته میشود. تصور کنید شما یک ایرانی هستید؛ از اینکه اقتصاد برایتان کار نمیکند ناراضی هستید، آزادی ندارید و فرصتی برای بیان عقاید خودتان ندارید. دوستانی دارید که صرفاً بهخاطر شرکت در اعتراضات، با شلیک گلوله به سر کشته شدهاند. اینکه ببیند با این مردم چنین رفتاری میشود و در نتیجه هیچ ابزاری برای مقابله با دولت خودشان ندارند، برای او واقعاً دردناک است.»
آقای روبیو به خبرنگاران گفت این خشونتهای رژیم به اعتراضات سال ۲۰۰۹ نیز برمیگردد «که در آن مردم را در خیابانها قتلعام کردند. این یک رژیم وحشی است، دوستان. اینها افرادی هستند که مردم را در میدان شهر از جرثقیل آویزان میکنند تا همه ببینند. این اعدامها را ادامه دادهاند و بیش از یک دهه و نیم است که به این کار ادامه میدهند.»
آقای روبیو گفت «بنابراین، فکر میکنم آنچه رئیسجمهوری بیان میکند، این است که آرزو دارد مردم ایران توانایی مقابله با برخی از این اتفاقاتی را که برایشان رخ میدهد، داشته باشند.»
منبع: صدای آمریکا
#ایران #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤12👍3👌1
دونالد ترامپ: جمهوری اسلامی «که مردم خودش را میکشد نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد»
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در تماسی با رئیس کمیسیون اروپا، گفت که هر دو کاملاً با این نکته همنظر هستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. وی همچنین اعلام کرد که منتظر عمل اتحادیه اروپا در توافق تجاری مصوب میماند و در غیر این صورت تعرفهها به سطح بالاتری افزایش خواهد یافت.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در تروتسوشال اعلام کرد که با اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا «تماس بسیار خوبی» داشت و در این تماس در مورد ایران گفتوگو کرد.
آقای ترامپ گفت «درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله اینکه کاملاً همنظر هستیم که [جمهوری اسلامی] ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
آقای ترامپ در مورد جمهوری اسلامی افزود که در تماسش با ئیس کمیسیون اروپا «موافقت داشتیم که حکومتی که مردم خودش را میکشد، نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد.»
#ایران #جنگ #دونالد_ترامپ
@Tavaana_TavaanaTech
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در تماسی با رئیس کمیسیون اروپا، گفت که هر دو کاملاً با این نکته همنظر هستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. وی همچنین اعلام کرد که منتظر عمل اتحادیه اروپا در توافق تجاری مصوب میماند و در غیر این صورت تعرفهها به سطح بالاتری افزایش خواهد یافت.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در تروتسوشال اعلام کرد که با اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا «تماس بسیار خوبی» داشت و در این تماس در مورد ایران گفتوگو کرد.
آقای ترامپ گفت «درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله اینکه کاملاً همنظر هستیم که [جمهوری اسلامی] ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
آقای ترامپ در مورد جمهوری اسلامی افزود که در تماسش با ئیس کمیسیون اروپا «موافقت داشتیم که حکومتی که مردم خودش را میکشد، نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد.»
#ایران #جنگ #دونالد_ترامپ
@Tavaana_TavaanaTech
👍7❤2
آیا «مبارزه بیتضمین» ممکن است؟
تأملی بر صبر و آزادی
پیام همراهان
بخش بزرگی از تراژدیِ جوامعی مثل ما که در آرزوی آزادیاند، از ناتوانی در تحملِ زمان سرچشمه میگیرد. ما آزادی را میخواهیم، اما نه در افقِ تاریخ؛ در ضربانِ همین لحظه. رنج، انسان را بیقرار میکند و بیقراری، ذهن را تشنهٔ «نتیجه فوری» میسازد. در چنین وضعی، هر وعدهای که نویدِ پایانِ نزدیک بدهد، اغواکننده میشود: یک منجی، یک انفجار نهایی، یک فروپاشی ناگهانی، یک پیروزیِ قطعی.
اما تاریخ بارها نشان داده است که عجله برای آزادی، اغلب قاتلِ خودِ آزادی میشود.
مغز انسان برای بقا در وضعیتهای فوری تکامل یافته، نه برای ساختن آیندهای بلندمدت. در طبیعت، ابهام خطر بود و شتاب، ابزار نجات. هنوز هم بخشهایی از ذهن ما میخواهند هرچه زودتر از اضطراب رها شوند؛ میخواهند بدانند «آخرش چه میشود». همین میلِ عمیق به قطعیت است که انسان را مستعدِ پذیرشِ اقتدار میکند. استبداد فقط با زور حکومت نمیکند؛ با سوءاستفاده از ترس، خستگی و عطشِ قطعیت نیز دوام میآورد.
ایدئولوژیهای منجیگرا دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارند. آنها وعده میدهند که رنج، بهزودی پایان مییابد؛ کافیست یکبار همهچیز را به قمار بگذاریم. نتیجه اما اغلب چیزی جز بازتولید خشونت نیست: یا شتابزدگیِ ویرانگر، یا فرسودگی و تسلیم در انتظارِ نجاتدهندهای دیگر.
شاید دشوارترین شکلِ مبارزه، همان مبارزهای باشد که هیچ تضمینی برای پیروزی ندارد. مبارزهای که ارزشِ خود را نه از «نتیجه قطعی»، بلکه از وفاداری به حقیقت و کرامت انسانی میگیرد. در این نگاه، آزادی یک حادثه ناگهانی نیست؛ فرآیندی تاریخی و اخلاقی است که نسلها باید آن را حمل کنند.
آلبر کامو میگفت انسانِ آزاده کسی است که بدونِ وعدهٔ رستگاریِ نهایی، باز هم علیه تحقیر و دروغ میایستد. این ایستادگی، نوعی پذیرشِ ابهام است: اینکه ممکن است ما نتیجه را نبینیم، اما مسئولیتِ کاشتنِ بذر همچنان بر دوش ما باشد.
«دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ توصیفِ بلوغِ سیاسی و انسانی است. لحظهای که انسان میپذیرد معنای کنش، لزوماً در پاداشِ فوری آن خلاصه نمیشود. در چنین لحظهای، صبر دیگر انفعال نیست؛ شکلی از مقاومت است.
بیقراریِ ما اغلب از طلبِ «قرارِ نهایی» میآید؛ از میلِ پایان دادن به تردید و اضطراب. اما آزادی دقیقاً در تواناییِ زیستن با همین ابهام متولد میشود. جامعهای که نتواند تعلیق و زمان را تحمل کند، مدام میان شورِ انفجاری و خستگیِ مرگبار نوسان خواهد کرد.
آزادی یک قارچ نیست که ناگهان پس از باران سر برآورد؛ درختی است که ریشهگرفتنش زمان میخواهد، مراقبت میخواهد، و گاه نسلهایی که هرگز در سایهاش نخواهند نشست. شاید معنای عمیقِ مبارزه بیتضمین همین باشد: وفاداری به ارزشها، حتی وقتی تاریخ هنوز پاداشی نداده است.
#آزادی #مبارزه #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
تأملی بر صبر و آزادی
پیام همراهان
بخش بزرگی از تراژدیِ جوامعی مثل ما که در آرزوی آزادیاند، از ناتوانی در تحملِ زمان سرچشمه میگیرد. ما آزادی را میخواهیم، اما نه در افقِ تاریخ؛ در ضربانِ همین لحظه. رنج، انسان را بیقرار میکند و بیقراری، ذهن را تشنهٔ «نتیجه فوری» میسازد. در چنین وضعی، هر وعدهای که نویدِ پایانِ نزدیک بدهد، اغواکننده میشود: یک منجی، یک انفجار نهایی، یک فروپاشی ناگهانی، یک پیروزیِ قطعی.
اما تاریخ بارها نشان داده است که عجله برای آزادی، اغلب قاتلِ خودِ آزادی میشود.
مغز انسان برای بقا در وضعیتهای فوری تکامل یافته، نه برای ساختن آیندهای بلندمدت. در طبیعت، ابهام خطر بود و شتاب، ابزار نجات. هنوز هم بخشهایی از ذهن ما میخواهند هرچه زودتر از اضطراب رها شوند؛ میخواهند بدانند «آخرش چه میشود». همین میلِ عمیق به قطعیت است که انسان را مستعدِ پذیرشِ اقتدار میکند. استبداد فقط با زور حکومت نمیکند؛ با سوءاستفاده از ترس، خستگی و عطشِ قطعیت نیز دوام میآورد.
ایدئولوژیهای منجیگرا دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارند. آنها وعده میدهند که رنج، بهزودی پایان مییابد؛ کافیست یکبار همهچیز را به قمار بگذاریم. نتیجه اما اغلب چیزی جز بازتولید خشونت نیست: یا شتابزدگیِ ویرانگر، یا فرسودگی و تسلیم در انتظارِ نجاتدهندهای دیگر.
شاید دشوارترین شکلِ مبارزه، همان مبارزهای باشد که هیچ تضمینی برای پیروزی ندارد. مبارزهای که ارزشِ خود را نه از «نتیجه قطعی»، بلکه از وفاداری به حقیقت و کرامت انسانی میگیرد. در این نگاه، آزادی یک حادثه ناگهانی نیست؛ فرآیندی تاریخی و اخلاقی است که نسلها باید آن را حمل کنند.
آلبر کامو میگفت انسانِ آزاده کسی است که بدونِ وعدهٔ رستگاریِ نهایی، باز هم علیه تحقیر و دروغ میایستد. این ایستادگی، نوعی پذیرشِ ابهام است: اینکه ممکن است ما نتیجه را نبینیم، اما مسئولیتِ کاشتنِ بذر همچنان بر دوش ما باشد.
«دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ توصیفِ بلوغِ سیاسی و انسانی است. لحظهای که انسان میپذیرد معنای کنش، لزوماً در پاداشِ فوری آن خلاصه نمیشود. در چنین لحظهای، صبر دیگر انفعال نیست؛ شکلی از مقاومت است.
بیقراریِ ما اغلب از طلبِ «قرارِ نهایی» میآید؛ از میلِ پایان دادن به تردید و اضطراب. اما آزادی دقیقاً در تواناییِ زیستن با همین ابهام متولد میشود. جامعهای که نتواند تعلیق و زمان را تحمل کند، مدام میان شورِ انفجاری و خستگیِ مرگبار نوسان خواهد کرد.
آزادی یک قارچ نیست که ناگهان پس از باران سر برآورد؛ درختی است که ریشهگرفتنش زمان میخواهد، مراقبت میخواهد، و گاه نسلهایی که هرگز در سایهاش نخواهند نشست. شاید معنای عمیقِ مبارزه بیتضمین همین باشد: وفاداری به ارزشها، حتی وقتی تاریخ هنوز پاداشی نداده است.
#آزادی #مبارزه #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤3👌2
«ماههاست برای آزادی رشید میجنگم و پیگیر وضعیتش هستم، اما امروز فهمیدم او را به زندان مرکزی ارومیه بردهاند و در شرایط بسیار سخت انفرادی نگه داشتهاند.
رشید برای حق ایستاد و حالا هزینهاش را با حبس انفرادی میدهد.
از همه، از جامعه ورزش و رسانهها تا مردم وطنپرست، میخواهم سکوت نکنند و صدای رشید مظاهری باشند.»
این بخشی از نوشته همسر محمد رشید مظاهری، دروازهبان شناختهشده فوتبال ایران است؛
صفحه ایشان در اینستاگرام
@mary_abdolahi12
رشید مظاهری، فوتبالیستی است که پس از ماهها بیخبری، خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی بازداشت او را تایید کرده و مدعی شده است که او به اتهام «اقدام برای خروج غیرقانونی از کشور در شرایط جنگی» و همچنین «پیشنهاد رشوه» بازداشت شده است.
منتقدان و کاربران شبکههای اجتماعی معتقدند طرح چنین اتهامهایی، تلاشی برای مشروعیتبخشی به نزدیک به سه ماه بازداشت، فشار امنیتی و برخوردهای احتمالی علیه این فوتبالیست معترض است. بسیاری میگویند حکومت پس از افزایش حمایت افکار عمومی از رشید مظاهری، با روایتسازی، پروندهسازی و نسبت دادن اتهامهای امنیتی، تلاش میکند افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف کند.
رشید مظاهری پیشتر بارها نسبت به بحران آب، سوءمدیریت، سرکوب معترضان و اعدام نوید افکاری واکنش نشان داده بود. او همچنین پس از کشتار خونین مردم ایران در دیماه ۱۴۰۴، با انتشار مطالبی در فضای مجازی، آشکارا از مردم حمایت کرد و شخص علی خامنهای را مسئول این جنایت دانست؛ مواضعی که به باور بسیاری، فشارها و تهدیدها علیه او را شدت بخشید.
اکنون نیز گزارشها از نگهداری او در شرایط سخت و انفرادی حکایت دارند؛ شرایطی که نگرانی خانواده، دوستان و افکار عمومی را افزایش داده است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها کوشیده است چهرههای محبوب، هنرمندان، ورزشکاران و معترضان شناختهشده را با اتهامهای امنیتی و قضایی بیاعتبار کند؛ روشی که بسیاری آن را تلاشی برای ایجاد ترس و خاموشکردن صداهای منتقد میدانند.
#رشید_مظاهری
#از_بازداشتیها_بگو
#ایران
@Tavaana_TavaanaTech
رشید برای حق ایستاد و حالا هزینهاش را با حبس انفرادی میدهد.
از همه، از جامعه ورزش و رسانهها تا مردم وطنپرست، میخواهم سکوت نکنند و صدای رشید مظاهری باشند.»
این بخشی از نوشته همسر محمد رشید مظاهری، دروازهبان شناختهشده فوتبال ایران است؛
صفحه ایشان در اینستاگرام
@mary_abdolahi12
رشید مظاهری، فوتبالیستی است که پس از ماهها بیخبری، خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی بازداشت او را تایید کرده و مدعی شده است که او به اتهام «اقدام برای خروج غیرقانونی از کشور در شرایط جنگی» و همچنین «پیشنهاد رشوه» بازداشت شده است.
منتقدان و کاربران شبکههای اجتماعی معتقدند طرح چنین اتهامهایی، تلاشی برای مشروعیتبخشی به نزدیک به سه ماه بازداشت، فشار امنیتی و برخوردهای احتمالی علیه این فوتبالیست معترض است. بسیاری میگویند حکومت پس از افزایش حمایت افکار عمومی از رشید مظاهری، با روایتسازی، پروندهسازی و نسبت دادن اتهامهای امنیتی، تلاش میکند افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف کند.
رشید مظاهری پیشتر بارها نسبت به بحران آب، سوءمدیریت، سرکوب معترضان و اعدام نوید افکاری واکنش نشان داده بود. او همچنین پس از کشتار خونین مردم ایران در دیماه ۱۴۰۴، با انتشار مطالبی در فضای مجازی، آشکارا از مردم حمایت کرد و شخص علی خامنهای را مسئول این جنایت دانست؛ مواضعی که به باور بسیاری، فشارها و تهدیدها علیه او را شدت بخشید.
اکنون نیز گزارشها از نگهداری او در شرایط سخت و انفرادی حکایت دارند؛ شرایطی که نگرانی خانواده، دوستان و افکار عمومی را افزایش داده است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها کوشیده است چهرههای محبوب، هنرمندان، ورزشکاران و معترضان شناختهشده را با اتهامهای امنیتی و قضایی بیاعتبار کند؛ روشی که بسیاری آن را تلاشی برای ایجاد ترس و خاموشکردن صداهای منتقد میدانند.
#رشید_مظاهری
#از_بازداشتیها_بگو
#ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا، در میانه حنگ، در نوروز ۱۴۰۵ بر سر مزار جاویدنامان و جانباختگان راه آزادی همچون یلدا آقافضلی، محسن شکاری و حمیدرضا روحی حاضر شد و با آرمان آنها تجدید پیمان کرد.
او ضمن ارسال این ویدیو نوشت:
«صبح میشه این شب...
نور بر تاریکی پیروز است...»
#ایران #یلدا_آقافضلی #محسن_شکاری #حمیدرضا_روحی
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از مخاطبان توانا، در میانه حنگ، در نوروز ۱۴۰۵ بر سر مزار جاویدنامان و جانباختگان راه آزادی همچون یلدا آقافضلی، محسن شکاری و حمیدرضا روحی حاضر شد و با آرمان آنها تجدید پیمان کرد.
او ضمن ارسال این ویدیو نوشت:
«صبح میشه این شب...
نور بر تاریکی پیروز است...»
#ایران #یلدا_آقافضلی #محسن_شکاری #حمیدرضا_روحی
@Tavaana_TavaanaTech
❤18👌2💯1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤7👌4
Forwarded from گفتوشنود
ایران یک خانواده است
ایران، با همه گوناگونیهای قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگیاش، فقط یک سرزمین نیست؛ خانهای مشترک است که آینده آن به توان ما در همزیستی، گفتوگو و مدارا گره خورده است.
آذر مهرزاد، حقوقدان و پژوهشگر در مسائل اجتماعی و حقوقبشری، در کتابچه «ایران یک خانواده است» با نگاهی به مفهوم رواداری، نقش آموزش، رسانه و نهادهای مدنی را در پرورش فرهنگ مدارا بررسی میکند و نشان میدهد که همبستگی ملی نه با حذف تفاوتها، بلکه با بهرسمیتشناختن کرامت برابر همه شهروندان ممکن میشود.
این کتابچه دعوتی است به بازاندیشی در رفتار فردی و جمعی ما؛ دعوتی برای ساختن ایرانی آزاد، انسانی و روادار.
کتاب «ایران یک خانواده است»، اثر آذر مهرزاد، را به رایگان دریافت کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/iran-is-a-family/
#گفتگو_توانا #ایران #تکثر #رواداری #مدارا
@Dialogue1402
ایران، با همه گوناگونیهای قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگیاش، فقط یک سرزمین نیست؛ خانهای مشترک است که آینده آن به توان ما در همزیستی، گفتوگو و مدارا گره خورده است.
آذر مهرزاد، حقوقدان و پژوهشگر در مسائل اجتماعی و حقوقبشری، در کتابچه «ایران یک خانواده است» با نگاهی به مفهوم رواداری، نقش آموزش، رسانه و نهادهای مدنی را در پرورش فرهنگ مدارا بررسی میکند و نشان میدهد که همبستگی ملی نه با حذف تفاوتها، بلکه با بهرسمیتشناختن کرامت برابر همه شهروندان ممکن میشود.
این کتابچه دعوتی است به بازاندیشی در رفتار فردی و جمعی ما؛ دعوتی برای ساختن ایرانی آزاد، انسانی و روادار.
کتاب «ایران یک خانواده است»، اثر آذر مهرزاد، را به رایگان دریافت کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/iran-is-a-family/
#گفتگو_توانا #ایران #تکثر #رواداری #مدارا
@Dialogue1402
❤9👌1💯1
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز دوشنبه ۲۵ خرداد مقالهای از وبسایت «جاست د نیوز» را در شبکه اجتماعی تروت سوشال بازنشر کرد. این مقاله که توسط بن وِدون، خبرنگار و دبیر این رسانه، نوشته شده است، میگوید پرزیدنت ترامپ به توافقی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت میان ایالات متحده و رژیم ایران دست یافته است.
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام فرزاد صبوری، ۳۶ ساله متاهل و دارای دختری ۴ ساله و شاغل در بازار تهران (فروشگاه مواد غذایی) بود.
روز ۱۸ دی ماه پس از حضور در خیابان. مصدوم شده بود.
فرزاد. حامی حقوق حیوانات بود، همچنین بخشی از درآمدش را به کمک به کودکان کار و رسیدگی به حیوانات اختصاص داده بود. او روز ۱۹ دی هم از خانه بیرون رفت، گفت برای غذا دادن به سگها میروم.
اما در آن روز هم به خیابان رفت و در اعتراضات شرکت کرد. تا حدود ساعت ۹ شب دو فرد ناشناس پیکر مجروحش را به نزدیک خانهاش منتقل میکنند و میروند، هنوز جان در بدن داشت، خانواده و دوستانش او را به بیمارستانی در پردیس بردند، ولی به دلیل خونریزی شدید، جان باخت.
در بیمارستان، گفتند پیکر به کهریزک منتقل شده و فردا صبح بروید آنجا تحویل بگیرید. صبح روز بعد خانواده به کهریزک مراجعه کردند و باید یکی یکی کاورهای مشکلی جانباختگان را باز میکردند تا بلکه پدرام را پیدا کنند. اما در آن روز تا شب نتوانستند پیکر پدرام را پیدا کنند، گفتند که پیکر را به بهشت زهرا بردهاند. تا دو سه روز بعد پیکرش را به نهاوند بردند.
پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ صبح موقع تحویل پیکر به خانواده گفتند بگویید که بسیجی بوده، ولی خانواده قبول نکردند.
مراسم خاکسپاری و سایر مراسمات در جو شدیداً امنیتی بزگزار شد.
پدرام پیش از رفتن به خیابان، حساب کاربری اینستاگرام و واتساپ خود را بست.
پدرام صبوری به خانواده گفته بود که آرزویش این است که در راه وطن جانش را بدهد. او با همسر و دخترش وداع کرد و توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#پدرام_صبوری #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
روز ۱۸ دی ماه پس از حضور در خیابان. مصدوم شده بود.
فرزاد. حامی حقوق حیوانات بود، همچنین بخشی از درآمدش را به کمک به کودکان کار و رسیدگی به حیوانات اختصاص داده بود. او روز ۱۹ دی هم از خانه بیرون رفت، گفت برای غذا دادن به سگها میروم.
اما در آن روز هم به خیابان رفت و در اعتراضات شرکت کرد. تا حدود ساعت ۹ شب دو فرد ناشناس پیکر مجروحش را به نزدیک خانهاش منتقل میکنند و میروند، هنوز جان در بدن داشت، خانواده و دوستانش او را به بیمارستانی در پردیس بردند، ولی به دلیل خونریزی شدید، جان باخت.
در بیمارستان، گفتند پیکر به کهریزک منتقل شده و فردا صبح بروید آنجا تحویل بگیرید. صبح روز بعد خانواده به کهریزک مراجعه کردند و باید یکی یکی کاورهای مشکلی جانباختگان را باز میکردند تا بلکه پدرام را پیدا کنند. اما در آن روز تا شب نتوانستند پیکر پدرام را پیدا کنند، گفتند که پیکر را به بهشت زهرا بردهاند. تا دو سه روز بعد پیکرش را به نهاوند بردند.
پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ صبح موقع تحویل پیکر به خانواده گفتند بگویید که بسیجی بوده، ولی خانواده قبول نکردند.
مراسم خاکسپاری و سایر مراسمات در جو شدیداً امنیتی بزگزار شد.
پدرام پیش از رفتن به خیابان، حساب کاربری اینستاگرام و واتساپ خود را بست.
پدرام صبوری به خانواده گفته بود که آرزویش این است که در راه وطن جانش را بدهد. او با همسر و دخترش وداع کرد و توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#پدرام_صبوری #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔38❤7🕊2
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی درباره احساسات این روزها نسبت به فوتبال نوشته است نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا پیش از هر فریاد شادی به نامهایی فکر میکند که دیگر نیستند، صداهایی که خاموش شدند و رویاهایی که نیمهکاره ماندند. او مینویسد فوتبال دیگر فقط یک بازی نیست؛ برای بسیاری از مردم ایران، نود دقیقهای است که در آن وجدان یک ملت محاکمه میشود و حتی شادیِ پیروزی هم روی زخمی عمیق از ترس، مهاجرت، زندان، فقر و ناامیدی میافتد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«غمانگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمیدانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.
وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین میافتد،قلبمان فرو میریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینهشان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیونها نفر مقدس است.. ایران.
اما همان لحظه که بلند میشوند، میدوند، میبرند، لبخند میزنند و دور افتخار میزنند، چیزی در گلوی ما گیر میکندما سالهاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شدهایم.
نه میتوانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه میتوانیم چشممان را روی زخمهای ایران ببندیم.
برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.
گل که میخوریم، درد میکشیم.
گل که میزنیم، باز هم درد میکشیم.
از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین میشویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمیشویم.
اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکهای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد میزند که مگر میشود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟
ما به جایی رسیدهایم که حتی شادیهایمان هم عزادارند.
نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر میکند؛
به نامهایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمهکاره ماندند،به جوانیای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.
شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمیتوانیم بیدغدغه دوستش داشته باشیم.
وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دسترفته است،کوچهای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.
برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی میکند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا میکنیم.
و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه میکنیم،از بردن هم گریه میکنیم.
چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سالهاست هیچ پیروزیای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.
شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..
اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آنقدر زخم خورده که حتی خوشحالیهایش هم بوی سوگ میدهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»
نظر شما چیست؟
#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«غمانگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمیدانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.
وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین میافتد،قلبمان فرو میریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینهشان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیونها نفر مقدس است.. ایران.
اما همان لحظه که بلند میشوند، میدوند، میبرند، لبخند میزنند و دور افتخار میزنند، چیزی در گلوی ما گیر میکندما سالهاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شدهایم.
نه میتوانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه میتوانیم چشممان را روی زخمهای ایران ببندیم.
برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.
گل که میخوریم، درد میکشیم.
گل که میزنیم، باز هم درد میکشیم.
از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین میشویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمیشویم.
اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکهای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد میزند که مگر میشود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟
ما به جایی رسیدهایم که حتی شادیهایمان هم عزادارند.
نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر میکند؛
به نامهایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمهکاره ماندند،به جوانیای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.
شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمیتوانیم بیدغدغه دوستش داشته باشیم.
وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دسترفته است،کوچهای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.
برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی میکند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا میکنیم.
و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه میکنیم،از بردن هم گریه میکنیم.
چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سالهاست هیچ پیروزیای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.
شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..
اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آنقدر زخم خورده که حتی خوشحالیهایش هم بوی سوگ میدهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»
نظر شما چیست؟
#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔7👌5💯2
رضوانه خانبیگی، زندانی سیاسی، با انتشار متنی اعلام کرد که او و دختر کمتر از دوسالهاش، مهفر لالهزاری، به دستور دادیار ناظر بر زندان و قاضی اجرای احکام، تا پایان وقت اداری روز جاری برای تحمل باقیمانده دوران محکومیت خود راهی زندان اوین خواهند شد. او ضمن ابراز نگرانی از وضعیت دختر خردسالش، خواستار حمایت و همراهی افکار عمومی شد.
رضوانه خانبیگی با انتشار پیامی در آستانه اجرای حکم حبس خود اعلام کرد که به همراه دختر خردسالش، مهفر لالهزاری، برای تحمل باقیمانده دوران محکومیت راهی زندان اوین خواهند شد.
او در این پیام با اشاره به اینکه دخترش کمتر از دو سال سن دارد، نسبت به سلامت روحی و روانی و همچنین روند رشد او در محیط زندان ابراز نگرانی کرده و نوشته است: «دخترم زیر دو سال سن دارد و به شدت نگران سلامت روح و روان و وضعیت رشد او در زندان هستم و نمیدانم آزادی کی سهم ما خواهد شد.»
خانبیگی همچنین تأکید کرده است که زندان و محرومیت از آزادی حق دخترش، خود او و همسرش، بهفر لالهزاری، نیست و افزوده است که برای آزادی خود به تلاش ادامه خواهند داد.
این فعال مدنی در بخش دیگری از پیام خود اعلام کرده است که تاکنون هیچ وکیلی مسئولیت پرونده او و همسرش را بر عهده نداشته و از مسیر وکالت نیز حمایتی از آنان صورت نگرفته است.
رضوانه خانبیگی در پایان ضمن ابراز امیدواری نسبت به کوتاه بودن دوران حبس، از دوستان و همراهان خود خواسته است که این خانواده سهنفره را از یاد نبرند و برای آزادی آنان دعا کنند.
ـ رضوانه احمدخان بیگی و همسرش بهفر لاله زاری در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و به زندانهای قرچک ورامین و سپس اوین منتقل شدند. آنها در دی ماه همان سال به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تبلیغ علیه نظام به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. این حکم در اسفندماه تأیید شد و سپس به ۲۰ ماه کاهش یافت. هر دو پیشتر نیز سابقه بازداشت و حبس داشتهاند.
خانم خان احمد بگیر تا آخرین ماه بارداری در زندان به سر برد و پس از آن به او مدتی توقف حکم دادند. (یعنی از حبس او کم نکردند) حالا او را فراخواندهاند برای اینکه ادامه حبس خود را بگذراند. این در حالیست که او یک مادر است.
در طی چند سال گذشته بارها به خانه آنها حمله شد و خانهشان مورد تفتیش قرار گرفت و توسط بازجویان تهدید شد.
#رضوانه_احمدخانبیگی #رضوانه_بیگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
رضوانه خانبیگی با انتشار پیامی در آستانه اجرای حکم حبس خود اعلام کرد که به همراه دختر خردسالش، مهفر لالهزاری، برای تحمل باقیمانده دوران محکومیت راهی زندان اوین خواهند شد.
او در این پیام با اشاره به اینکه دخترش کمتر از دو سال سن دارد، نسبت به سلامت روحی و روانی و همچنین روند رشد او در محیط زندان ابراز نگرانی کرده و نوشته است: «دخترم زیر دو سال سن دارد و به شدت نگران سلامت روح و روان و وضعیت رشد او در زندان هستم و نمیدانم آزادی کی سهم ما خواهد شد.»
خانبیگی همچنین تأکید کرده است که زندان و محرومیت از آزادی حق دخترش، خود او و همسرش، بهفر لالهزاری، نیست و افزوده است که برای آزادی خود به تلاش ادامه خواهند داد.
این فعال مدنی در بخش دیگری از پیام خود اعلام کرده است که تاکنون هیچ وکیلی مسئولیت پرونده او و همسرش را بر عهده نداشته و از مسیر وکالت نیز حمایتی از آنان صورت نگرفته است.
رضوانه خانبیگی در پایان ضمن ابراز امیدواری نسبت به کوتاه بودن دوران حبس، از دوستان و همراهان خود خواسته است که این خانواده سهنفره را از یاد نبرند و برای آزادی آنان دعا کنند.
ـ رضوانه احمدخان بیگی و همسرش بهفر لاله زاری در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و به زندانهای قرچک ورامین و سپس اوین منتقل شدند. آنها در دی ماه همان سال به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تبلیغ علیه نظام به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. این حکم در اسفندماه تأیید شد و سپس به ۲۰ ماه کاهش یافت. هر دو پیشتر نیز سابقه بازداشت و حبس داشتهاند.
خانم خان احمد بگیر تا آخرین ماه بارداری در زندان به سر برد و پس از آن به او مدتی توقف حکم دادند. (یعنی از حبس او کم نکردند) حالا او را فراخواندهاند برای اینکه ادامه حبس خود را بگذراند. این در حالیست که او یک مادر است.
در طی چند سال گذشته بارها به خانه آنها حمله شد و خانهشان مورد تفتیش قرار گرفت و توسط بازجویان تهدید شد.
#رضوانه_احمدخانبیگی #رضوانه_بیگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤3🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزادی
کلام و اجرا: گروه رستاک - توماج
این اثر در تداوم راه جاویدنامان و خانوادههای مقاومی که با رقص مقاومت در چهلم عزیزانشان بزرگترین ایستادگی را در برابر جانیان انجام دادند، اجرا شده است
در شرح این اثر آمده است:
«چهل روز از جنايت گذشته بود، به سختی نفس میكشيديم، اما سكوت نمیكرديم؛ مبادا که جانيان، سنگينی سينههایمان را حس كنند، ناگهان بالاتر از واژهی مقاومت را در مراسم جاويدنامها ديديم. خانوادههايی كه در تلخترين مراسم ايران و دردناکترین لحظههایشان، رقصِ مقاومت كردند، و اين بزرگترين ايستادگیِ ممكن در برابر جانيان بود. اين اثر ادامهی راه پيشواهای ماست، به سوی آزادی.»
در این اثر بر روی ارزشهای آزادی و اصولی که در فردای آزادی از رژیم ملایان انتظار میرود در ایران برقرار شود، تاکید شده است.
#ایران #آزادی #رستاک #توماج_صالحی #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی
کلام و اجرا: گروه رستاک - توماج
این اثر در تداوم راه جاویدنامان و خانوادههای مقاومی که با رقص مقاومت در چهلم عزیزانشان بزرگترین ایستادگی را در برابر جانیان انجام دادند، اجرا شده است
در شرح این اثر آمده است:
«چهل روز از جنايت گذشته بود، به سختی نفس میكشيديم، اما سكوت نمیكرديم؛ مبادا که جانيان، سنگينی سينههایمان را حس كنند، ناگهان بالاتر از واژهی مقاومت را در مراسم جاويدنامها ديديم. خانوادههايی كه در تلخترين مراسم ايران و دردناکترین لحظههایشان، رقصِ مقاومت كردند، و اين بزرگترين ايستادگیِ ممكن در برابر جانيان بود. اين اثر ادامهی راه پيشواهای ماست، به سوی آزادی.»
در این اثر بر روی ارزشهای آزادی و اصولی که در فردای آزادی از رژیم ملایان انتظار میرود در ایران برقرار شود، تاکید شده است.
#ایران #آزادی #رستاک #توماج_صالحی #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25❤9💔4
در میانه افزایش تنشها و نگرانیها از گسترش درگیریهای منطقهای، ۲۶۸ کنشگر سیاسی و مدنی، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس با صدور بیانیهای اعلام کردند که مردم ایران خواهان جنگ نیستند و حق دارند در صلح، امنیت و زندگی شرافتمندانه به سر ببرند.
این بیانیه به شرح زیر است:
جنگ نمیخواهیم
بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …
هممیهنان و همنوعان در سراسر جهان
ما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانهای داشته باشیم.
صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهرهمندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرتپراکنی و جنگافروزی است.
ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایستهاند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولتها و گروههای نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامهدار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور میشویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمیخواهد و طرفدار صلح است.
ما، علیرغم همه تفاوتهایمان، ندای “نه به جنگ” را سر میدهیم و تمامی هموطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامیخوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند.
اگر پیل زوری وگر شیر چنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی)
فهرست کامل اسامی امضاکنندگان
https://tinyurl.com/yj69v3jp
لازم به ذکر است، این بیانیه به دلیل محکوم نکردن آمریکا و اسرائیل مورد انتقاد جمعی از فعالان اصولگرا و اصلاحطلب حکومتی واقع شده است.
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
این بیانیه به شرح زیر است:
جنگ نمیخواهیم
بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …
هممیهنان و همنوعان در سراسر جهان
ما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانهای داشته باشیم.
صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهرهمندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرتپراکنی و جنگافروزی است.
ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایستهاند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولتها و گروههای نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامهدار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور میشویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمیخواهد و طرفدار صلح است.
ما، علیرغم همه تفاوتهایمان، ندای “نه به جنگ” را سر میدهیم و تمامی هموطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامیخوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند.
اگر پیل زوری وگر شیر چنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی)
فهرست کامل اسامی امضاکنندگان
https://tinyurl.com/yj69v3jp
لازم به ذکر است، این بیانیه به دلیل محکوم نکردن آمریکا و اسرائیل مورد انتقاد جمعی از فعالان اصولگرا و اصلاحطلب حکومتی واقع شده است.
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤1💯1
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی از «خشونت افقی» بهعنوان یکی از مهمترین عوامل فرسایش جامعه مدنی ایران یاد کرده و بر ضرورت بازسازی اعتماد و اخلاق سیاسی تأکید کرده است:
«جامعه مدنی در ایران با بیاعتمادی سازمانیافته، ترور شخصیت، سمپاشی، و تبدیل کردن کنشگران به دشمن یکدیگر مواجه است که در واقع توصیف نوعی خشونت افقی است، خشونتی که به جای آنکه از بالا به پایین اعمال شود، میان خودِ افراد جامعه و فعالان سیاسی بازتولید میشود.
بزرگترین آفت فعالیت سیاسی در ایران، تبدیل شدن فعالان به ابزار تخریب یکدیگر است.
در #ایران حکومت سالهاست فهمیده که برای شکست جامعه مدنی، نیازی به زندانهای پر،احکام سنگین و سرکوب نیست.کافی است اعتماد را نابود کند. کاری کند که فعالان سیاسی به جای مبارزه با استبداد،وقت و انرژی خود را صرف متهم کردن،تحقیر و دریدن یکدیگر کنند.
فضای سیاسی ایران معمولا بیش از آنکه میدان گفتوگو و نقد باشد، به باتلاق اتهامزنی،شایعه، دورویی،دروغ و ترور شخصیت تبدیل شده است. هر کس کمی بیشتر دیده شود،یاصدایش بلندتر باشد،یا اثرگذارتر باشد، به سرعت هدف ماشین تخریب قرار میگیرد. انهم نه با سند و استدلال، با زمزمه های درگوشی و کنایه، برچسب و سمپاشی.
متاسفانه بسیاری از فعالان، قبل از آنکه از خود بپرسند آیا این اتهام درست است؟اصلاً به این فکر نمیکنند که راویِ این اتهام چه کسی است و چه منافعی دارد. راویان بازوهای نظام دربین ما هستند!! در ایران که نهادهای امنیتی دههها روی نفوذ، تخریب، تفرقه و بیاعتبارسازی مخالفان سرمایهگذاری کردهاند، سادهلوحانه است اگر تصور کنیم هر شایعهای صرفاً از دل اختلافات شخصی بیرون میآید.
اینجا برای یک فعال سیاسی تقریباً هیچ وضعیت بیاتهامی وجود ندارد
اگر محتاط باشی،میگویند امنیتی و معاملهگری.
اگر صریح باشی، عقده دیده شدن داری.
اگر زندان بروی، نمایش و پروژه است.
اگر درباره زندان حرف بزنی، دنبال شهرتی.
اگر زیر فشار سنگین حرف نزنی، چیزی برای گفتن نداری و همهچیز دروغ بوده.
اگر مستقل بمانی، رانتی یا متوهمی.
اگر ائتلاف کنی، میگویند فروخته شدی.
اتهام درواقع ابزار کنترل است.
بخشی از فعالانی که سالها سیاست را به باند و حلقه و سهمخواهی تقلیل دادهاند، هر صدای مستقلی را که در چارچوب آنها نگنجد، با تحقیر و حذف پاسخ میدهند! توهم دارند که سیاست سهم آنهاست. در سوی دیگر، بخشی از براندازان و اصلاح طلبان پرسر و صدا، بدون دانش، مسئولیت و اخلاق سیاسی، هر مخالفی را جاسوس، نفوذی، خائن یا پروژهای میخوانند. نتیجه این دو قطب ظاهراً متضاد، یک چیز است ویران کردن امکان اعتماد عمومی.
درواقع بسیاری از کسانی که خود را قشر روشنفکر میدانند، در عمل به بازتولید همان فرهنگی کمک میکنند که استبداد از آن تغذیه میکند، فرهنگ بدگمانی دائمی، حذف، تحقیر و لذت بردن از سقوط دیگری.
جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در ایجاد شکاف میان فعالان مدنی و سیاسی مهارت دارد. وقتی مخالفان به جان هم میافتند،حکومت بدون هزینه پیروز میشود. وقتی هر فعال، دیگری را متهم میکند، سود واقعی را دستگاه سرکوب میبرد.
استبداد زمانی قدرتمند میشود که قربانیانش به سربازان بیمزدِ تخریب یکدیگر تبدیل شوند.
من از تجربهای تلخ خودم میگویم. سالها علیه من سمپاشی شد، اتهام ساختند، روایت جعل کردند و آدمهایی که بعدها فهمیدم سرشان در آخور همان سیستمی بوده که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
ترور شخصیت، یکی از مؤثرترین سلاحهای حکومتهای تمامیتخواه است.
به همین دلیل، امروز معتقدم کسانی که حرفهشان پشت سر دیگران حرف زدن، اتهام ساختن و پخش کردن شایعه است، نباید به مرکز فضای سیاسی تبدیل شوند. باید از آنها فاصله گرفت، نه اینکه به آنها تریبون یا فضا داد. آنها عمله ظلم هستند، حتی اگر فلان زندانی سیاسی باشند
اگر درباره کسی که حرفها و مواضعش را ارزشمند میدانیم، موج تخریب و اتهام آغاز شد، وظیفه ما این است که بررسی کنیم، مستقیم گفتوگو کنیم و اجازه ندهیم شایعه جای حقیقت را بگیرد.
جامعه مدنی بدون اعتماد، فقط مجموعهای از افراد خسته و پراکنده و ناامبد است و حکومتهای تمامیتخواه دقیقاً همین را میخواهند… مردمی که به هیچکس اعتماد نکنند، فعالانی که همدیگر را نابود کنند، و مخالفانی که پیش از رسیدن به حذف دیکتاتور، خودشان یکدیگر را حذف کرده باشند.
استبداد با باتوم و زندان دوام نمیآورد.. با دروغی دوام میآورد که ما بدون تحقیق بازنشر میکنیم، اتهامی که بدون سند میپذیریم، و نفرتی که علیه نزدیکترین همسنگران خودمان تولید میکنیم.
و امروز، در کنار مبارزه برای آزادی، یکی از ضروریترین وظایف ما این است که با اخلاق سیاسی و بازسازی اعتماد، جامعه مدنی را از بیماریِ لذت بردن از تخریب یکدیگر نجات دهیم.»
@Tavaana_TavaanaTech
«جامعه مدنی در ایران با بیاعتمادی سازمانیافته، ترور شخصیت، سمپاشی، و تبدیل کردن کنشگران به دشمن یکدیگر مواجه است که در واقع توصیف نوعی خشونت افقی است، خشونتی که به جای آنکه از بالا به پایین اعمال شود، میان خودِ افراد جامعه و فعالان سیاسی بازتولید میشود.
بزرگترین آفت فعالیت سیاسی در ایران، تبدیل شدن فعالان به ابزار تخریب یکدیگر است.
در #ایران حکومت سالهاست فهمیده که برای شکست جامعه مدنی، نیازی به زندانهای پر،احکام سنگین و سرکوب نیست.کافی است اعتماد را نابود کند. کاری کند که فعالان سیاسی به جای مبارزه با استبداد،وقت و انرژی خود را صرف متهم کردن،تحقیر و دریدن یکدیگر کنند.
فضای سیاسی ایران معمولا بیش از آنکه میدان گفتوگو و نقد باشد، به باتلاق اتهامزنی،شایعه، دورویی،دروغ و ترور شخصیت تبدیل شده است. هر کس کمی بیشتر دیده شود،یاصدایش بلندتر باشد،یا اثرگذارتر باشد، به سرعت هدف ماشین تخریب قرار میگیرد. انهم نه با سند و استدلال، با زمزمه های درگوشی و کنایه، برچسب و سمپاشی.
متاسفانه بسیاری از فعالان، قبل از آنکه از خود بپرسند آیا این اتهام درست است؟اصلاً به این فکر نمیکنند که راویِ این اتهام چه کسی است و چه منافعی دارد. راویان بازوهای نظام دربین ما هستند!! در ایران که نهادهای امنیتی دههها روی نفوذ، تخریب، تفرقه و بیاعتبارسازی مخالفان سرمایهگذاری کردهاند، سادهلوحانه است اگر تصور کنیم هر شایعهای صرفاً از دل اختلافات شخصی بیرون میآید.
اینجا برای یک فعال سیاسی تقریباً هیچ وضعیت بیاتهامی وجود ندارد
اگر محتاط باشی،میگویند امنیتی و معاملهگری.
اگر صریح باشی، عقده دیده شدن داری.
اگر زندان بروی، نمایش و پروژه است.
اگر درباره زندان حرف بزنی، دنبال شهرتی.
اگر زیر فشار سنگین حرف نزنی، چیزی برای گفتن نداری و همهچیز دروغ بوده.
اگر مستقل بمانی، رانتی یا متوهمی.
اگر ائتلاف کنی، میگویند فروخته شدی.
اتهام درواقع ابزار کنترل است.
بخشی از فعالانی که سالها سیاست را به باند و حلقه و سهمخواهی تقلیل دادهاند، هر صدای مستقلی را که در چارچوب آنها نگنجد، با تحقیر و حذف پاسخ میدهند! توهم دارند که سیاست سهم آنهاست. در سوی دیگر، بخشی از براندازان و اصلاح طلبان پرسر و صدا، بدون دانش، مسئولیت و اخلاق سیاسی، هر مخالفی را جاسوس، نفوذی، خائن یا پروژهای میخوانند. نتیجه این دو قطب ظاهراً متضاد، یک چیز است ویران کردن امکان اعتماد عمومی.
درواقع بسیاری از کسانی که خود را قشر روشنفکر میدانند، در عمل به بازتولید همان فرهنگی کمک میکنند که استبداد از آن تغذیه میکند، فرهنگ بدگمانی دائمی، حذف، تحقیر و لذت بردن از سقوط دیگری.
جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در ایجاد شکاف میان فعالان مدنی و سیاسی مهارت دارد. وقتی مخالفان به جان هم میافتند،حکومت بدون هزینه پیروز میشود. وقتی هر فعال، دیگری را متهم میکند، سود واقعی را دستگاه سرکوب میبرد.
استبداد زمانی قدرتمند میشود که قربانیانش به سربازان بیمزدِ تخریب یکدیگر تبدیل شوند.
من از تجربهای تلخ خودم میگویم. سالها علیه من سمپاشی شد، اتهام ساختند، روایت جعل کردند و آدمهایی که بعدها فهمیدم سرشان در آخور همان سیستمی بوده که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
ترور شخصیت، یکی از مؤثرترین سلاحهای حکومتهای تمامیتخواه است.
به همین دلیل، امروز معتقدم کسانی که حرفهشان پشت سر دیگران حرف زدن، اتهام ساختن و پخش کردن شایعه است، نباید به مرکز فضای سیاسی تبدیل شوند. باید از آنها فاصله گرفت، نه اینکه به آنها تریبون یا فضا داد. آنها عمله ظلم هستند، حتی اگر فلان زندانی سیاسی باشند
اگر درباره کسی که حرفها و مواضعش را ارزشمند میدانیم، موج تخریب و اتهام آغاز شد، وظیفه ما این است که بررسی کنیم، مستقیم گفتوگو کنیم و اجازه ندهیم شایعه جای حقیقت را بگیرد.
جامعه مدنی بدون اعتماد، فقط مجموعهای از افراد خسته و پراکنده و ناامبد است و حکومتهای تمامیتخواه دقیقاً همین را میخواهند… مردمی که به هیچکس اعتماد نکنند، فعالانی که همدیگر را نابود کنند، و مخالفانی که پیش از رسیدن به حذف دیکتاتور، خودشان یکدیگر را حذف کرده باشند.
استبداد با باتوم و زندان دوام نمیآورد.. با دروغی دوام میآورد که ما بدون تحقیق بازنشر میکنیم، اتهامی که بدون سند میپذیریم، و نفرتی که علیه نزدیکترین همسنگران خودمان تولید میکنیم.
و امروز، در کنار مبارزه برای آزادی، یکی از ضروریترین وظایف ما این است که با اخلاق سیاسی و بازسازی اعتماد، جامعه مدنی را از بیماریِ لذت بردن از تخریب یکدیگر نجات دهیم.»
@Tavaana_TavaanaTech
❤20👌10🕊3👍1
کوکب بداغی پگاه: مرا از مرزی منع کردهاید که هیچوقت مقصدم نبود
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍12💔5❤4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام: علی اصغر شاهوردی
سن: ۲۵ ساله
اهل: بروجرد
شغل: کارگر ساده
۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ - بروجرد، در حاشیه مراسم تشییع جنازه "محمد جواد منور" از نیروهای سرکوبگر کشته شده حکومت، در حالی که علی اصغر در کنار خیابان ایستاده و مشغول مکالمه تلفنی بوده است، نیروهای بسیج حاضر در مراسم با لحنی توهینآمیز به او دستور میدهند که در محل توقف نکند.
علی اصغر که مشغول صحبت با تلفن بوده، متوجه دستور آنها نمیشود. در پی آن، نیروها با شوکر به او حملهور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، از ناحیه بینی و صورت و با جسم سختی که در دست یکی از ماموران بوده و با مشت، به چشم راست او آسیب جدی وارد میشود.
پس از ضرب و شتم، در حالی که صورتش خونآلود بوده، او را به مکانی که به او گفتهاند سازمان اطلاعات است منتقل میکنند. در آنجا پس از تهدید، او را مجبور به امضای تعهدنامهای با عنوان "عدم پاسخ به مامور" میکنند و سپس او را در میدان تهنیت از خودرو پیاده میکنند.
یک راننده عبوری که او را در آن وضعیت میبیند، وی را برای مداوا به درمانگاه منتقل میکند.
وی برای درمان چشم خود به بیمارستان فارابی مراجعه میکند. پس از یک عمل جراحی نسبتاً موفق، بخشی از آسیب عصب و شبکیه چشم برطرف میشود.
در حال حاضر بینایی چشم راست او حدود ۶۰ درصد بازگشته است، اما همچنان از تاری دید و درد رنج میبرد.
#خشونت #محمد_اصغر_شاهوردی #بروجرد #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
نام: علی اصغر شاهوردی
سن: ۲۵ ساله
اهل: بروجرد
شغل: کارگر ساده
۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ - بروجرد، در حاشیه مراسم تشییع جنازه "محمد جواد منور" از نیروهای سرکوبگر کشته شده حکومت، در حالی که علی اصغر در کنار خیابان ایستاده و مشغول مکالمه تلفنی بوده است، نیروهای بسیج حاضر در مراسم با لحنی توهینآمیز به او دستور میدهند که در محل توقف نکند.
علی اصغر که مشغول صحبت با تلفن بوده، متوجه دستور آنها نمیشود. در پی آن، نیروها با شوکر به او حملهور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، از ناحیه بینی و صورت و با جسم سختی که در دست یکی از ماموران بوده و با مشت، به چشم راست او آسیب جدی وارد میشود.
پس از ضرب و شتم، در حالی که صورتش خونآلود بوده، او را به مکانی که به او گفتهاند سازمان اطلاعات است منتقل میکنند. در آنجا پس از تهدید، او را مجبور به امضای تعهدنامهای با عنوان "عدم پاسخ به مامور" میکنند و سپس او را در میدان تهنیت از خودرو پیاده میکنند.
یک راننده عبوری که او را در آن وضعیت میبیند، وی را برای مداوا به درمانگاه منتقل میکند.
وی برای درمان چشم خود به بیمارستان فارابی مراجعه میکند. پس از یک عمل جراحی نسبتاً موفق، بخشی از آسیب عصب و شبکیه چشم برطرف میشود.
در حال حاضر بینایی چشم راست او حدود ۶۰ درصد بازگشته است، اما همچنان از تاری دید و درد رنج میبرد.
#خشونت #محمد_اصغر_شاهوردی #بروجرد #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊6
گلشن فتحی: تمام خطوط موبایلم را مسدود و کد ملیام را برای خرید سیمکارت بستهاند
گلشن فتحی، فعال مدنی، از مسدودشدن تمام خطوط تلفن همراه، محدودشدن کد ملیاش برای خرید سیمکارت جدید و قطع دسترسی او به شماری از سامانههای رسمی و خدمات روزمره خبر داد. او همچنین اعلام کرد خط تلفن متعلق به یک فرد بالای ۶۰ سال که با رضایت در اختیارش قرار گرفته بود، به دلیل استفاده او محدود شده است.
این فعال مدنی با تاکید بر اینکه چنین محدودیتهایی زندگی عادی و فعالیت مدنی را مختل کردهاند، از مقامهای مسئول خواست مبنای قانونی، اتهام مطرحشده و مرجع صادرکننده این تصمیمها را بهطور شفاف اعلام کنند.
گلشن فتحی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت.
متن کامل نوشته او در ادامه آمده است:
از اینکه هر صبح با یک خبر تازه و خندهدار از این بازی بیپایان بیدار میشوم، هم خستهام، هم واقعاً میخواهم بدانم این بازی را تا کجا میخواهید ادامه بدهید.
تمام خطهای موبایل من را مسدود کردهاید. کد ملی من را برای خرید خط جدید بستهاید، یعنی حتی امکان این را ندارم که یک خط تازه به نام خودم بگیرم و از مسیر قانونی به دسترسیهایی که به شماره شخصی من وابستهاند برگردم.
ثنا و بسیاری از دسترسیهای رسمی من کاملاً مسدود شدهاند. سامانههای دانشگاهی، ثبت من، تهران من، اسنپ و هر سامانهای که ورود به آن نیازمند پیامک تأیید است، عملاً از دسترس من خارج شدهاند.
به حساب بورسیام هم دسترسی ندارم، سرمایهام در بازاری که با مدیریت اقتصادی بیمارتان در حال ریزش است، بدون امکان مدیریت مانده و ضرر مالیاش را من میدهم.
حتی یک خرید ساده از اسنپفود هم به بخشی از همین نمایش تبدیل شده، سفارشی که باید با کارت بانکی پرداخت شود، به دلیل مغایرت شماره تماس با مشخصات کارت متوقف میشود.
اما ظاهراً این هم کافی نبود.
از امروز صبح، خط موبایلی را که یکی از عزیزانم با رضایت خودش در اختیار من گذاشته بود هم محدود کردهاید.
این خط متعلق به انسانی بالای شصت سال است! انسانی که در تمام زندگیاش هیچ فعالیت سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی نداشته است.
جرم این آدم چیست؟
از چه زمانی در اختیار قرار دادن یک خط تلفن، با رضایت مالک، جرم شده است؟
اگر این خط را به دلیل استفاده من محدود کردهاید، مبنای قانونی این تصمیم چیست؟
تا کی میخواهید این بازی را ادامه بدهید؟
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید؟
چند هزار خط دیگر را میخواهید محدود کنید؟
در دستگاه قضاییای که پروندههای قتل، تجاوز، سرقت و دعاویای که مستقیماً حقوق مردم را درگیر میکنند، به دلیل کمبود نیروی انسانی و انباشت پروندهها مدتها در انتظار رسیدگی میمانند، شما هر روز برای خودتان صدها مسئله و پرونده تازه تولید میکنید! آن هم پروندههایی که یک سرشان به آدمهایی میرسد که نه دشمن ایراناند و نه بیگانه با دردهای این کشور.
آدمهایی که اگر دلسوز ایران نبودند و دغدغه وطن نداشتند و زندگی مردم برایشان اهمیتی نداشت، خیلی سادهتر میتوانستند کنار شما بایستند یا دستکم خودشان را از این همه هزینه دور نگه دارند.
میتوانستیم بیتفاوت باشیم و فقط از همین اقتصاد بیمار، از دلالی و واسطهگری و رانت، برای خودمان پول بسازیم.
اما نکردیم! چون برای ما #ایران یک جغرافیا نیست که وقتی اوضاعش بد شد، بتوانیم از آن فاصله بگیریم..وطن است!مردم دارد! آینده دارد.
شما با هر محدودیت تازه، فضای مدنی داخل کشور را کوچکتر میکنید.
برای یک فعال مدنی، زندگی عادی را به مجموعهای از ترس، پرونده، احضار، محدودیت، قطع دسترسی و فشار تبدیل میکنید، فضای فعالیت را در داخل با قلدری و فشار میبندید، طبیعی است که بخشی از میدان را به آدمهایی واگذار کنید که خارج از ایران زندگی میکنند و ممکن است شناخت مستقیم و کافی از پیچیدگیهای زندگی امروز مردم داخل کشور نداشته باشند.
این خلأ را چه کسی ساخته است؟
اگر با من مسئله دارید، پاسخ آن را از خود من بخواهید.
اما چرا باید انسانی شصتساله که هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته، فقط به دلیل اینکه با رضایت خودش خطش را در اختیار من گذاشته، هزینه این مسئله را بدهد؟
#قانون را نشان بدهید! مبنای قانونی را اعلام کنید.
اتهام را بگویید و مرجع تصمیمگیرنده را مشخص کنید.
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید، به جای اینکه مسئلهای را که ادعا میکنید با آن مبارزه میکنید، حل کنید؟
این بازی را دقیقاً تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟
#گلشن_فتحی #مسدودسازی_سیمکارت
@Tavaana_TavaanaTech
گلشن فتحی، فعال مدنی، از مسدودشدن تمام خطوط تلفن همراه، محدودشدن کد ملیاش برای خرید سیمکارت جدید و قطع دسترسی او به شماری از سامانههای رسمی و خدمات روزمره خبر داد. او همچنین اعلام کرد خط تلفن متعلق به یک فرد بالای ۶۰ سال که با رضایت در اختیارش قرار گرفته بود، به دلیل استفاده او محدود شده است.
این فعال مدنی با تاکید بر اینکه چنین محدودیتهایی زندگی عادی و فعالیت مدنی را مختل کردهاند، از مقامهای مسئول خواست مبنای قانونی، اتهام مطرحشده و مرجع صادرکننده این تصمیمها را بهطور شفاف اعلام کنند.
گلشن فتحی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت.
متن کامل نوشته او در ادامه آمده است:
از اینکه هر صبح با یک خبر تازه و خندهدار از این بازی بیپایان بیدار میشوم، هم خستهام، هم واقعاً میخواهم بدانم این بازی را تا کجا میخواهید ادامه بدهید.
تمام خطهای موبایل من را مسدود کردهاید. کد ملی من را برای خرید خط جدید بستهاید، یعنی حتی امکان این را ندارم که یک خط تازه به نام خودم بگیرم و از مسیر قانونی به دسترسیهایی که به شماره شخصی من وابستهاند برگردم.
ثنا و بسیاری از دسترسیهای رسمی من کاملاً مسدود شدهاند. سامانههای دانشگاهی، ثبت من، تهران من، اسنپ و هر سامانهای که ورود به آن نیازمند پیامک تأیید است، عملاً از دسترس من خارج شدهاند.
به حساب بورسیام هم دسترسی ندارم، سرمایهام در بازاری که با مدیریت اقتصادی بیمارتان در حال ریزش است، بدون امکان مدیریت مانده و ضرر مالیاش را من میدهم.
حتی یک خرید ساده از اسنپفود هم به بخشی از همین نمایش تبدیل شده، سفارشی که باید با کارت بانکی پرداخت شود، به دلیل مغایرت شماره تماس با مشخصات کارت متوقف میشود.
اما ظاهراً این هم کافی نبود.
از امروز صبح، خط موبایلی را که یکی از عزیزانم با رضایت خودش در اختیار من گذاشته بود هم محدود کردهاید.
این خط متعلق به انسانی بالای شصت سال است! انسانی که در تمام زندگیاش هیچ فعالیت سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی نداشته است.
جرم این آدم چیست؟
از چه زمانی در اختیار قرار دادن یک خط تلفن، با رضایت مالک، جرم شده است؟
اگر این خط را به دلیل استفاده من محدود کردهاید، مبنای قانونی این تصمیم چیست؟
تا کی میخواهید این بازی را ادامه بدهید؟
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید؟
چند هزار خط دیگر را میخواهید محدود کنید؟
در دستگاه قضاییای که پروندههای قتل، تجاوز، سرقت و دعاویای که مستقیماً حقوق مردم را درگیر میکنند، به دلیل کمبود نیروی انسانی و انباشت پروندهها مدتها در انتظار رسیدگی میمانند، شما هر روز برای خودتان صدها مسئله و پرونده تازه تولید میکنید! آن هم پروندههایی که یک سرشان به آدمهایی میرسد که نه دشمن ایراناند و نه بیگانه با دردهای این کشور.
آدمهایی که اگر دلسوز ایران نبودند و دغدغه وطن نداشتند و زندگی مردم برایشان اهمیتی نداشت، خیلی سادهتر میتوانستند کنار شما بایستند یا دستکم خودشان را از این همه هزینه دور نگه دارند.
میتوانستیم بیتفاوت باشیم و فقط از همین اقتصاد بیمار، از دلالی و واسطهگری و رانت، برای خودمان پول بسازیم.
اما نکردیم! چون برای ما #ایران یک جغرافیا نیست که وقتی اوضاعش بد شد، بتوانیم از آن فاصله بگیریم..وطن است!مردم دارد! آینده دارد.
شما با هر محدودیت تازه، فضای مدنی داخل کشور را کوچکتر میکنید.
برای یک فعال مدنی، زندگی عادی را به مجموعهای از ترس، پرونده، احضار، محدودیت، قطع دسترسی و فشار تبدیل میکنید، فضای فعالیت را در داخل با قلدری و فشار میبندید، طبیعی است که بخشی از میدان را به آدمهایی واگذار کنید که خارج از ایران زندگی میکنند و ممکن است شناخت مستقیم و کافی از پیچیدگیهای زندگی امروز مردم داخل کشور نداشته باشند.
این خلأ را چه کسی ساخته است؟
اگر با من مسئله دارید، پاسخ آن را از خود من بخواهید.
اما چرا باید انسانی شصتساله که هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته، فقط به دلیل اینکه با رضایت خودش خطش را در اختیار من گذاشته، هزینه این مسئله را بدهد؟
#قانون را نشان بدهید! مبنای قانونی را اعلام کنید.
اتهام را بگویید و مرجع تصمیمگیرنده را مشخص کنید.
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید، به جای اینکه مسئلهای را که ادعا میکنید با آن مبارزه میکنید، حل کنید؟
این بازی را دقیقاً تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟
#گلشن_فتحی #مسدودسازی_سیمکارت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤10💔1
مهدی یراحی نوشته است:
«اگر قرار باشد مخالفان یکدیگر را دشمن ببینند، ج.ا برای ماندن، کار چندانی جز تماشای این نزاع ندارد.»
همبستگی به معنای یکساناندیشی، چشمپوشی از اختلافها یا سکوت در برابر خطاها نیست. نیروهای سیاسی و شهروندان میتوانند درباره آینده ایران، شکل حکومت، راهبرد مبارزه و بسیاری مسائل دیگر اختلافهای جدی داشته باشند؛ اما اگر هر اختلافی به دشمنی و هر انتقادی به اتهام «خیانت»، «وابستگی» یا «همکاری با حکومت» تبدیل شود، امکان گفتوگو و اقدام مشترک از میان میرود.
جمهوری اسلامی سالهاست از بیاعتمادی، تفرقه و حذف متقابل مخالفان سود میبرد. هنگامی که مخالفان بهجای نقد مستدل، یکدیگر را تحقیر میکنند، درباره هم حکم صادر میکنند یا بدون مدرک اتهام میزنند، بخشی از کار دستگاه سرکوب را خودشان انجام میدهند.
برای همبستگی لازم نیست شبیه هم شویم؛ کافی است حق متفاوتبودن یکدیگر را به رسمیت بشناسیم، اتهام را جایگزین استدلال نکنیم و بر اصولی مشترک مانند آزادی، برابری، حقوق بشر و حاکمیت مردم بایستیم. دموکراسی از همین امروز و از شیوه رفتار ما با مخالفانمان آغاز میشود.
#همبستگی #گفتوگو #دموکراسی #مهدی_یراحی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی یراحی نوشته است:
«اگر قرار باشد مخالفان یکدیگر را دشمن ببینند، ج.ا برای ماندن، کار چندانی جز تماشای این نزاع ندارد.»
همبستگی به معنای یکساناندیشی، چشمپوشی از اختلافها یا سکوت در برابر خطاها نیست. نیروهای سیاسی و شهروندان میتوانند درباره آینده ایران، شکل حکومت، راهبرد مبارزه و بسیاری مسائل دیگر اختلافهای جدی داشته باشند؛ اما اگر هر اختلافی به دشمنی و هر انتقادی به اتهام «خیانت»، «وابستگی» یا «همکاری با حکومت» تبدیل شود، امکان گفتوگو و اقدام مشترک از میان میرود.
جمهوری اسلامی سالهاست از بیاعتمادی، تفرقه و حذف متقابل مخالفان سود میبرد. هنگامی که مخالفان بهجای نقد مستدل، یکدیگر را تحقیر میکنند، درباره هم حکم صادر میکنند یا بدون مدرک اتهام میزنند، بخشی از کار دستگاه سرکوب را خودشان انجام میدهند.
برای همبستگی لازم نیست شبیه هم شویم؛ کافی است حق متفاوتبودن یکدیگر را به رسمیت بشناسیم، اتهام را جایگزین استدلال نکنیم و بر اصولی مشترک مانند آزادی، برابری، حقوق بشر و حاکمیت مردم بایستیم. دموکراسی از همین امروز و از شیوه رفتار ما با مخالفانمان آغاز میشود.
#همبستگی #گفتوگو #دموکراسی #مهدی_یراحی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍37❤5👌2💯1