گلشن فتحی، نویسنده و فعال مدنی، با انتشار روایتی مفصل از تفتیش منزلش توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه، از فشارهای امنیتی، تهدیدها و محدودیتهای اعمالشده علیه خود پرده برداشت.
او نوشته است: «در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در حالی که برای پیادهروی روزانه به همراه تدی و کلویی (سگهایم) از منزل خارج میشدم، توسط ۱۲ نفر از مأموران سازمان اطلاعات سپاه، با حکم صادره از شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، در منزل شخصیام بازداشت شدم.»
به گفته این نویسنده، «منزل من حدود ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تحت تفتیش کامل قرار گرفت و تمامی لوازم الکترونیکی شخصیام از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلش مموری و سایر تجهیزات دیجیتال، مطابق صورتجلسه تنظیمی، توقیف شد.» او افزوده است که «در حین بازرسی، بخشی از لوازم منزل از جمله مجسمهها و وسایل دکوری بزرگ نیز آسیب دیدند.»
گلشن فتحی همچنین از تهدیدهای مکرر مأموران خبر داده و نوشته است: «در تمام این مدت، مکرراً با تهدید مواجه شدم و به من گفته میشد در صورت عدم همکاری، “وضعیت بسیار بدتر خواهد شد” و اتهاماتم آنقدر سنگین است که “قابل توضیح نیست”.»
او در ادامه نوشته است: «مأموران با قطع برق دوربینهای مداربسته لابی ساختمان و ضبط هارد مرکزی دوربینها، عملاً امکان ثبت و حفظ تصاویر این عملیات را از بین بردند؛ اقدامی که علاوه بر تضییع حقوق من، حقوق دهها نفر از ساکنان برج مسکونی را نیز نقض کرد.»
این فعال مدنی همچنین از رفتار یکی از مأموران زن انتقاد کرده و نوشته است: «در میان مأموران، یک زن نیز حضور داشت که اقدام به بازرسی بدنی اینجانب به شکلی تحقیرآمیز و خارج از عرف کرد و با وجود اعتراض صریح من، این رفتار ادامه یافت.»
او درباره وضعیت سگهایش نیز نوشته است: «سگهایم را نیز حدود یک ساعت در خودروی شخصیام در پارکینگ ساختمان حبس کرده بودند که تنها پس از اعتراضهای شدید و مکرر، با انتقالشان به داخل اتاق خواب موافقت شد.»
فتحی همچنین گفته است: «به من دستور داده شد “حجاب عرفی” را رعایت کنم که با اعتراض شدیدم مبنی بر اینکه در منزل شخصی خود هستم و هیچ الزامی به رعایت حجاب ندارم، از این موضوع عقبنشینی کردند.»
او در بخش دیگری از روایت خود تاکید کرده است: «با وجود آنکه در بازداشتها و فشارهای پیشین، به دلیل نگرانی برای خانوادهام، تهدیدهای مداوم و سنگینی اتهامات، همواره سکوت کرده بودم، این بار تصمیم گرفتم درباره آنچه بر من گذشته سخن بگویم.»
گلشن فتحی همچنین نوشته است: «از ابتدای جنگ، خط تلفن همراه شخصی، حساب بانکی و بخش قابل توجهی از دسترسیهای مالی و ارتباطی من مسدود شده و همچنین ممنوعالخروج شدهام.»
او افزوده است: «در حال حاضر برای من در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، توسط سازمان اطلاعات سپاه، پروندهای مفتوح تشکیل شده و در وضعیت بلاتکلیف حقوقی و قضایی قرار دارم؛ وضعیتی که با مراجعات مکرر و حتی بدون حکم قضایی به منزل شخصیام ادامه یافته است.»
این نویسنده و فعال مدنی، مسدودسازی خطوط تلفن، حسابهای بانکی، محدودیت معاملات و ممنوعالخروجی را «فاقد وجاهت قانونی و نقض آشکار ابتداییترین حقوق شهروندی» توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است: «و شاید “جرم” من فقط این باشد که با وجود همه تهدیدها، سرکوبها، ناامنیها و فشارها، ایران را ترک نکردهام؛ اینکه ماندن در ایران برای من نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق، دلبستگی و انتخاب شخصی بوده است.»
گلشن فتحی در ماههای گذشته با انتشار روزنگاریها و ویدیوهایی از آسمان تهران، درباره «هراس، دلهره، امید، اعتراض، نقض حقوق بشر» و تجربه زیسته خود در دوران جنگ و شرایط پس از آن نوشته و روایتهایی شخصی منتشر کرده است.
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشته است: «در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در حالی که برای پیادهروی روزانه به همراه تدی و کلویی (سگهایم) از منزل خارج میشدم، توسط ۱۲ نفر از مأموران سازمان اطلاعات سپاه، با حکم صادره از شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، در منزل شخصیام بازداشت شدم.»
به گفته این نویسنده، «منزل من حدود ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تحت تفتیش کامل قرار گرفت و تمامی لوازم الکترونیکی شخصیام از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلش مموری و سایر تجهیزات دیجیتال، مطابق صورتجلسه تنظیمی، توقیف شد.» او افزوده است که «در حین بازرسی، بخشی از لوازم منزل از جمله مجسمهها و وسایل دکوری بزرگ نیز آسیب دیدند.»
گلشن فتحی همچنین از تهدیدهای مکرر مأموران خبر داده و نوشته است: «در تمام این مدت، مکرراً با تهدید مواجه شدم و به من گفته میشد در صورت عدم همکاری، “وضعیت بسیار بدتر خواهد شد” و اتهاماتم آنقدر سنگین است که “قابل توضیح نیست”.»
او در ادامه نوشته است: «مأموران با قطع برق دوربینهای مداربسته لابی ساختمان و ضبط هارد مرکزی دوربینها، عملاً امکان ثبت و حفظ تصاویر این عملیات را از بین بردند؛ اقدامی که علاوه بر تضییع حقوق من، حقوق دهها نفر از ساکنان برج مسکونی را نیز نقض کرد.»
این فعال مدنی همچنین از رفتار یکی از مأموران زن انتقاد کرده و نوشته است: «در میان مأموران، یک زن نیز حضور داشت که اقدام به بازرسی بدنی اینجانب به شکلی تحقیرآمیز و خارج از عرف کرد و با وجود اعتراض صریح من، این رفتار ادامه یافت.»
او درباره وضعیت سگهایش نیز نوشته است: «سگهایم را نیز حدود یک ساعت در خودروی شخصیام در پارکینگ ساختمان حبس کرده بودند که تنها پس از اعتراضهای شدید و مکرر، با انتقالشان به داخل اتاق خواب موافقت شد.»
فتحی همچنین گفته است: «به من دستور داده شد “حجاب عرفی” را رعایت کنم که با اعتراض شدیدم مبنی بر اینکه در منزل شخصی خود هستم و هیچ الزامی به رعایت حجاب ندارم، از این موضوع عقبنشینی کردند.»
او در بخش دیگری از روایت خود تاکید کرده است: «با وجود آنکه در بازداشتها و فشارهای پیشین، به دلیل نگرانی برای خانوادهام، تهدیدهای مداوم و سنگینی اتهامات، همواره سکوت کرده بودم، این بار تصمیم گرفتم درباره آنچه بر من گذشته سخن بگویم.»
گلشن فتحی همچنین نوشته است: «از ابتدای جنگ، خط تلفن همراه شخصی، حساب بانکی و بخش قابل توجهی از دسترسیهای مالی و ارتباطی من مسدود شده و همچنین ممنوعالخروج شدهام.»
او افزوده است: «در حال حاضر برای من در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، توسط سازمان اطلاعات سپاه، پروندهای مفتوح تشکیل شده و در وضعیت بلاتکلیف حقوقی و قضایی قرار دارم؛ وضعیتی که با مراجعات مکرر و حتی بدون حکم قضایی به منزل شخصیام ادامه یافته است.»
این نویسنده و فعال مدنی، مسدودسازی خطوط تلفن، حسابهای بانکی، محدودیت معاملات و ممنوعالخروجی را «فاقد وجاهت قانونی و نقض آشکار ابتداییترین حقوق شهروندی» توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است: «و شاید “جرم” من فقط این باشد که با وجود همه تهدیدها، سرکوبها، ناامنیها و فشارها، ایران را ترک نکردهام؛ اینکه ماندن در ایران برای من نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق، دلبستگی و انتخاب شخصی بوده است.»
گلشن فتحی در ماههای گذشته با انتشار روزنگاریها و ویدیوهایی از آسمان تهران، درباره «هراس، دلهره، امید، اعتراض، نقض حقوق بشر» و تجربه زیسته خود در دوران جنگ و شرایط پس از آن نوشته و روایتهایی شخصی منتشر کرده است.
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔2
گلشن فتحی، فعال مدنی، از احضار خود به شعبه دوم بازپرسی دادسرای امنیت تهران خبر داد و گفت با وجود اشاره مأموران به وجود «۱۲ عنوان اتهامی»، تاکنون هیچگونه دسترسی به محتویات پرونده، دلایل اتهامات یا امکان مطالعه مستندات نداشته است. او همچنین از فشارهای روانی ناشی از تفتیش منزل، توقیف تجهیزات شخصی و زندگی زیر سایه تهدید و ناامنی سخن گفته است.
متن نوشته خانم فتحی که در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام منتشر شده به شرح زیر است:
«روز شنبه از طریق ابلاغیه سامانه ثنا به شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران (امنیت) مستقر در دادسرای اوین احضار شدهام؛ آن هم در حالی که پس از تفتیش منزل، توقیف تمامی وسایل الکترونیکی و تحمل فشارها و آسیبهای روحی سنگین، عملاً از دسترسی به ابتداییترین ابزارهای دفاع از خود محروم شدهام.
در متن ابلاغیه هیچ عنوان اتهامی مشخصی ذکر نشده و صرفاً برای «دفاع از اتهام انتسابی» احضار شدهام. این در حالی است که هنگام ورود مأموران به منزل، بارها از وجود «۱۲ عنوان اتهامی» سخن گفته میشد، اما تا این لحظه هیچ دسترسیای به محتویات پرونده، مستندات، دلایل یا حتی شرح دقیق اتهامات منتسب به خود ندارم.
از سوی دیگر، برای دسترسی به سامانه ثنا نیاز به خط تلفن همراهی است که به نام خودم باشد؛ امکانی که عملاً از من سلب شده و دسترسی من به اطلاعات پرونده و حقوق قانونی دفاع را با مانع جدی مواجه کرده است.
اکنون در شرایطی به دادسرای امنیت (ناحیه ۳۳ تهران) احضار شدهام که از محتویات پرونده بیاطلاع هستم، امکان مطالعه اتهامات و ادله را ندارم و در عین حال در ابلاغیه تصریح شده که نتیجه عدم حضور، «جلب» خواهد بود. احضار شهروندی که از حق دسترسی مؤثر به پرونده و امکان آگاهی از اتهامات خود محروم شده، پرسشهای جدی درباره حق دفاع، دادرسی عادلانه و رعایت حقوق متهم ایجاد میکند
برای کسانی که پشت صفحههای نمایش، ماندن در ایران را نشانه سازش و سکوت میدانند: ما هزینه ماندن را با امنیت، آرامش، حریم خصوصی، آینده و گاهی آزادی خود میپردازیم. من هر شب چندین بار با اضطراب قفل در را چک میکنم، هر روز احساس گندِ ترسناکِ تعقیب شدن یا اینکه کسی در خانه ام است روانم را خراش میدهد، حس کشنده عدم دارا بودن حریم شخصی و خانوادگی و ده ها لحظه به لحظه مُردَنی که حتی نوشتنش هم آزارم میدهد. نمیدانم چقدر از روزهای عمرم باید زیر سایه زندان و تهدید تباه شود
قضاوت کردن از دور آسان است؛ زندگی کردن زیر فشار و تهدید، چیز دیگری است
و تا ابد جمهوری اسلامی انتخاب من نیست و تا ابد #نه_به_اعدام »
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
متن نوشته خانم فتحی که در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام منتشر شده به شرح زیر است:
«روز شنبه از طریق ابلاغیه سامانه ثنا به شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران (امنیت) مستقر در دادسرای اوین احضار شدهام؛ آن هم در حالی که پس از تفتیش منزل، توقیف تمامی وسایل الکترونیکی و تحمل فشارها و آسیبهای روحی سنگین، عملاً از دسترسی به ابتداییترین ابزارهای دفاع از خود محروم شدهام.
در متن ابلاغیه هیچ عنوان اتهامی مشخصی ذکر نشده و صرفاً برای «دفاع از اتهام انتسابی» احضار شدهام. این در حالی است که هنگام ورود مأموران به منزل، بارها از وجود «۱۲ عنوان اتهامی» سخن گفته میشد، اما تا این لحظه هیچ دسترسیای به محتویات پرونده، مستندات، دلایل یا حتی شرح دقیق اتهامات منتسب به خود ندارم.
از سوی دیگر، برای دسترسی به سامانه ثنا نیاز به خط تلفن همراهی است که به نام خودم باشد؛ امکانی که عملاً از من سلب شده و دسترسی من به اطلاعات پرونده و حقوق قانونی دفاع را با مانع جدی مواجه کرده است.
اکنون در شرایطی به دادسرای امنیت (ناحیه ۳۳ تهران) احضار شدهام که از محتویات پرونده بیاطلاع هستم، امکان مطالعه اتهامات و ادله را ندارم و در عین حال در ابلاغیه تصریح شده که نتیجه عدم حضور، «جلب» خواهد بود. احضار شهروندی که از حق دسترسی مؤثر به پرونده و امکان آگاهی از اتهامات خود محروم شده، پرسشهای جدی درباره حق دفاع، دادرسی عادلانه و رعایت حقوق متهم ایجاد میکند
برای کسانی که پشت صفحههای نمایش، ماندن در ایران را نشانه سازش و سکوت میدانند: ما هزینه ماندن را با امنیت، آرامش، حریم خصوصی، آینده و گاهی آزادی خود میپردازیم. من هر شب چندین بار با اضطراب قفل در را چک میکنم، هر روز احساس گندِ ترسناکِ تعقیب شدن یا اینکه کسی در خانه ام است روانم را خراش میدهد، حس کشنده عدم دارا بودن حریم شخصی و خانوادگی و ده ها لحظه به لحظه مُردَنی که حتی نوشتنش هم آزارم میدهد. نمیدانم چقدر از روزهای عمرم باید زیر سایه زندان و تهدید تباه شود
قضاوت کردن از دور آسان است؛ زندگی کردن زیر فشار و تهدید، چیز دیگری است
و تا ابد جمهوری اسلامی انتخاب من نیست و تا ابد #نه_به_اعدام »
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9❤4💔3
من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از احضار همزمان خود و وکیلش به دادسرای امنیت خبر داد و این وضعیت را نمادی از عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانست؛ سیستمی که به گفته او، نهتنها شهروندان، بلکه وکلای مدافع را نیز به جای حمایت از حق دفاع، در جایگاه متهم قرار میدهد.
فتحی نوشت که امروز برای سومین بار به دادسرای امنیت احضار شده است. او پیش از حضور در دادسرا با وکیل خود تماس گرفته و از او خواسته بود این بار حتماً در جلسه حاضر شود، زیرا در احضار قبلی اجازه ورود وکیل به شعبه داده نشده بود. اما وکیلش پس از بررسی تاریخ احضاریه به او پاسخ داده است: «نمیتونم… همون روز و همون ساعت، خودم بهعنوان متهم، تو شعبه بغلی باید حاضر بشم.»
این فعال مدنی با اشاره به این همزمانی نوشت: «تلختر از این طنزی سراغ دارید؟»
او سپس به یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه اشاره کرده و نوشته است: «میگویند هر متهمی حق دارد وکیل داشته باشد؛ اما اینجا، وکیل هم باید برای پرونده خودش از شعبهای به شعبه دیگر بدود.»
فتحی با بیان اینکه «من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم»، تأکید کرده است که این وضعیت، خلاصه منطق سیستمی است که آنقدر «متهم» بیدلیل تولید میکند که حتی مدافعان حقوق متهمان نیز از اتهام در امان نمیمانند.
او افزوده است: «روزی که وکیل در اتاق بغلی، همزمان با موکلش، در جایگاه متهم میایستد، خودِ حق دفاع، امنیت قضایی و عدالت، روی صندلی اتهام نشانده شدهاند.»
به گفته این فعال مدنی، در چنین شرایطی، حق برخورداری از وکیل که یکی از اساسیترین اصول دادرسی عادلانه است، عملاً بیاثر میشود؛ زیرا وکلایی که باید از موکلان خود دفاع کنند، خود با پروندههای امنیتی مواجه شده و تحت تعقیب قرار میگیرند. در نتیجه، هم شهروندان از حق دفاع مؤثر محروم میشوند و هم وکلای دادگستری به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود در معرض فشار، تعقیب و اتهام قرار میگیرند.
گلشن فتحی در ادامه نوشته است: «در شرایط فعلی ایران، دادسرای امنیت کارخانه تولید پرونده و متهم است؛ جایی که مرز میان "دفاع" و "اتهام" عمداً محو میشود تا متهم بودن، نه یک استثنا، بلکه به وضعیت عادی جامعه تبدیل شود.»
او در پایان، این روند را خطرناکترین بخش عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانسته و تأکید کرده است که عادیسازی پروندهسازی علیه شهروندان و حتی وکلای مدافع، عدالت را به ابزاری برای سرکوب و ارعاب حکومت تبدیل کرده است.
#گلشن_فتحی #عدالت #سرکوب
@Tavaana_TavaanaTech
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از احضار همزمان خود و وکیلش به دادسرای امنیت خبر داد و این وضعیت را نمادی از عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانست؛ سیستمی که به گفته او، نهتنها شهروندان، بلکه وکلای مدافع را نیز به جای حمایت از حق دفاع، در جایگاه متهم قرار میدهد.
فتحی نوشت که امروز برای سومین بار به دادسرای امنیت احضار شده است. او پیش از حضور در دادسرا با وکیل خود تماس گرفته و از او خواسته بود این بار حتماً در جلسه حاضر شود، زیرا در احضار قبلی اجازه ورود وکیل به شعبه داده نشده بود. اما وکیلش پس از بررسی تاریخ احضاریه به او پاسخ داده است: «نمیتونم… همون روز و همون ساعت، خودم بهعنوان متهم، تو شعبه بغلی باید حاضر بشم.»
این فعال مدنی با اشاره به این همزمانی نوشت: «تلختر از این طنزی سراغ دارید؟»
او سپس به یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه اشاره کرده و نوشته است: «میگویند هر متهمی حق دارد وکیل داشته باشد؛ اما اینجا، وکیل هم باید برای پرونده خودش از شعبهای به شعبه دیگر بدود.»
فتحی با بیان اینکه «من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم»، تأکید کرده است که این وضعیت، خلاصه منطق سیستمی است که آنقدر «متهم» بیدلیل تولید میکند که حتی مدافعان حقوق متهمان نیز از اتهام در امان نمیمانند.
او افزوده است: «روزی که وکیل در اتاق بغلی، همزمان با موکلش، در جایگاه متهم میایستد، خودِ حق دفاع، امنیت قضایی و عدالت، روی صندلی اتهام نشانده شدهاند.»
به گفته این فعال مدنی، در چنین شرایطی، حق برخورداری از وکیل که یکی از اساسیترین اصول دادرسی عادلانه است، عملاً بیاثر میشود؛ زیرا وکلایی که باید از موکلان خود دفاع کنند، خود با پروندههای امنیتی مواجه شده و تحت تعقیب قرار میگیرند. در نتیجه، هم شهروندان از حق دفاع مؤثر محروم میشوند و هم وکلای دادگستری به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود در معرض فشار، تعقیب و اتهام قرار میگیرند.
گلشن فتحی در ادامه نوشته است: «در شرایط فعلی ایران، دادسرای امنیت کارخانه تولید پرونده و متهم است؛ جایی که مرز میان "دفاع" و "اتهام" عمداً محو میشود تا متهم بودن، نه یک استثنا، بلکه به وضعیت عادی جامعه تبدیل شود.»
او در پایان، این روند را خطرناکترین بخش عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانسته و تأکید کرده است که عادیسازی پروندهسازی علیه شهروندان و حتی وکلای مدافع، عدالت را به ابزاری برای سرکوب و ارعاب حکومت تبدیل کرده است.
#گلشن_فتحی #عدالت #سرکوب
@Tavaana_TavaanaTech
👍20🕊6❤5
گلشن فتحی: تمام خطوط موبایلم را مسدود و کد ملیام را برای خرید سیمکارت بستهاند
گلشن فتحی، فعال مدنی، از مسدودشدن تمام خطوط تلفن همراه، محدودشدن کد ملیاش برای خرید سیمکارت جدید و قطع دسترسی او به شماری از سامانههای رسمی و خدمات روزمره خبر داد. او همچنین اعلام کرد خط تلفن متعلق به یک فرد بالای ۶۰ سال که با رضایت در اختیارش قرار گرفته بود، به دلیل استفاده او محدود شده است.
این فعال مدنی با تاکید بر اینکه چنین محدودیتهایی زندگی عادی و فعالیت مدنی را مختل کردهاند، از مقامهای مسئول خواست مبنای قانونی، اتهام مطرحشده و مرجع صادرکننده این تصمیمها را بهطور شفاف اعلام کنند.
گلشن فتحی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت.
متن کامل نوشته او در ادامه آمده است:
از اینکه هر صبح با یک خبر تازه و خندهدار از این بازی بیپایان بیدار میشوم، هم خستهام، هم واقعاً میخواهم بدانم این بازی را تا کجا میخواهید ادامه بدهید.
تمام خطهای موبایل من را مسدود کردهاید. کد ملی من را برای خرید خط جدید بستهاید، یعنی حتی امکان این را ندارم که یک خط تازه به نام خودم بگیرم و از مسیر قانونی به دسترسیهایی که به شماره شخصی من وابستهاند برگردم.
ثنا و بسیاری از دسترسیهای رسمی من کاملاً مسدود شدهاند. سامانههای دانشگاهی، ثبت من، تهران من، اسنپ و هر سامانهای که ورود به آن نیازمند پیامک تأیید است، عملاً از دسترس من خارج شدهاند.
به حساب بورسیام هم دسترسی ندارم، سرمایهام در بازاری که با مدیریت اقتصادی بیمارتان در حال ریزش است، بدون امکان مدیریت مانده و ضرر مالیاش را من میدهم.
حتی یک خرید ساده از اسنپفود هم به بخشی از همین نمایش تبدیل شده، سفارشی که باید با کارت بانکی پرداخت شود، به دلیل مغایرت شماره تماس با مشخصات کارت متوقف میشود.
اما ظاهراً این هم کافی نبود.
از امروز صبح، خط موبایلی را که یکی از عزیزانم با رضایت خودش در اختیار من گذاشته بود هم محدود کردهاید.
این خط متعلق به انسانی بالای شصت سال است! انسانی که در تمام زندگیاش هیچ فعالیت سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی نداشته است.
جرم این آدم چیست؟
از چه زمانی در اختیار قرار دادن یک خط تلفن، با رضایت مالک، جرم شده است؟
اگر این خط را به دلیل استفاده من محدود کردهاید، مبنای قانونی این تصمیم چیست؟
تا کی میخواهید این بازی را ادامه بدهید؟
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید؟
چند هزار خط دیگر را میخواهید محدود کنید؟
در دستگاه قضاییای که پروندههای قتل، تجاوز، سرقت و دعاویای که مستقیماً حقوق مردم را درگیر میکنند، به دلیل کمبود نیروی انسانی و انباشت پروندهها مدتها در انتظار رسیدگی میمانند، شما هر روز برای خودتان صدها مسئله و پرونده تازه تولید میکنید! آن هم پروندههایی که یک سرشان به آدمهایی میرسد که نه دشمن ایراناند و نه بیگانه با دردهای این کشور.
آدمهایی که اگر دلسوز ایران نبودند و دغدغه وطن نداشتند و زندگی مردم برایشان اهمیتی نداشت، خیلی سادهتر میتوانستند کنار شما بایستند یا دستکم خودشان را از این همه هزینه دور نگه دارند.
میتوانستیم بیتفاوت باشیم و فقط از همین اقتصاد بیمار، از دلالی و واسطهگری و رانت، برای خودمان پول بسازیم.
اما نکردیم! چون برای ما #ایران یک جغرافیا نیست که وقتی اوضاعش بد شد، بتوانیم از آن فاصله بگیریم..وطن است!مردم دارد! آینده دارد.
شما با هر محدودیت تازه، فضای مدنی داخل کشور را کوچکتر میکنید.
برای یک فعال مدنی، زندگی عادی را به مجموعهای از ترس، پرونده، احضار، محدودیت، قطع دسترسی و فشار تبدیل میکنید، فضای فعالیت را در داخل با قلدری و فشار میبندید، طبیعی است که بخشی از میدان را به آدمهایی واگذار کنید که خارج از ایران زندگی میکنند و ممکن است شناخت مستقیم و کافی از پیچیدگیهای زندگی امروز مردم داخل کشور نداشته باشند.
این خلأ را چه کسی ساخته است؟
اگر با من مسئله دارید، پاسخ آن را از خود من بخواهید.
اما چرا باید انسانی شصتساله که هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته، فقط به دلیل اینکه با رضایت خودش خطش را در اختیار من گذاشته، هزینه این مسئله را بدهد؟
#قانون را نشان بدهید! مبنای قانونی را اعلام کنید.
اتهام را بگویید و مرجع تصمیمگیرنده را مشخص کنید.
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید، به جای اینکه مسئلهای را که ادعا میکنید با آن مبارزه میکنید، حل کنید؟
این بازی را دقیقاً تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟
#گلشن_فتحی #مسدودسازی_سیمکارت
@Tavaana_TavaanaTech
گلشن فتحی، فعال مدنی، از مسدودشدن تمام خطوط تلفن همراه، محدودشدن کد ملیاش برای خرید سیمکارت جدید و قطع دسترسی او به شماری از سامانههای رسمی و خدمات روزمره خبر داد. او همچنین اعلام کرد خط تلفن متعلق به یک فرد بالای ۶۰ سال که با رضایت در اختیارش قرار گرفته بود، به دلیل استفاده او محدود شده است.
این فعال مدنی با تاکید بر اینکه چنین محدودیتهایی زندگی عادی و فعالیت مدنی را مختل کردهاند، از مقامهای مسئول خواست مبنای قانونی، اتهام مطرحشده و مرجع صادرکننده این تصمیمها را بهطور شفاف اعلام کنند.
گلشن فتحی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت.
متن کامل نوشته او در ادامه آمده است:
از اینکه هر صبح با یک خبر تازه و خندهدار از این بازی بیپایان بیدار میشوم، هم خستهام، هم واقعاً میخواهم بدانم این بازی را تا کجا میخواهید ادامه بدهید.
تمام خطهای موبایل من را مسدود کردهاید. کد ملی من را برای خرید خط جدید بستهاید، یعنی حتی امکان این را ندارم که یک خط تازه به نام خودم بگیرم و از مسیر قانونی به دسترسیهایی که به شماره شخصی من وابستهاند برگردم.
ثنا و بسیاری از دسترسیهای رسمی من کاملاً مسدود شدهاند. سامانههای دانشگاهی، ثبت من، تهران من، اسنپ و هر سامانهای که ورود به آن نیازمند پیامک تأیید است، عملاً از دسترس من خارج شدهاند.
به حساب بورسیام هم دسترسی ندارم، سرمایهام در بازاری که با مدیریت اقتصادی بیمارتان در حال ریزش است، بدون امکان مدیریت مانده و ضرر مالیاش را من میدهم.
حتی یک خرید ساده از اسنپفود هم به بخشی از همین نمایش تبدیل شده، سفارشی که باید با کارت بانکی پرداخت شود، به دلیل مغایرت شماره تماس با مشخصات کارت متوقف میشود.
اما ظاهراً این هم کافی نبود.
از امروز صبح، خط موبایلی را که یکی از عزیزانم با رضایت خودش در اختیار من گذاشته بود هم محدود کردهاید.
این خط متعلق به انسانی بالای شصت سال است! انسانی که در تمام زندگیاش هیچ فعالیت سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی نداشته است.
جرم این آدم چیست؟
از چه زمانی در اختیار قرار دادن یک خط تلفن، با رضایت مالک، جرم شده است؟
اگر این خط را به دلیل استفاده من محدود کردهاید، مبنای قانونی این تصمیم چیست؟
تا کی میخواهید این بازی را ادامه بدهید؟
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید؟
چند هزار خط دیگر را میخواهید محدود کنید؟
در دستگاه قضاییای که پروندههای قتل، تجاوز، سرقت و دعاویای که مستقیماً حقوق مردم را درگیر میکنند، به دلیل کمبود نیروی انسانی و انباشت پروندهها مدتها در انتظار رسیدگی میمانند، شما هر روز برای خودتان صدها مسئله و پرونده تازه تولید میکنید! آن هم پروندههایی که یک سرشان به آدمهایی میرسد که نه دشمن ایراناند و نه بیگانه با دردهای این کشور.
آدمهایی که اگر دلسوز ایران نبودند و دغدغه وطن نداشتند و زندگی مردم برایشان اهمیتی نداشت، خیلی سادهتر میتوانستند کنار شما بایستند یا دستکم خودشان را از این همه هزینه دور نگه دارند.
میتوانستیم بیتفاوت باشیم و فقط از همین اقتصاد بیمار، از دلالی و واسطهگری و رانت، برای خودمان پول بسازیم.
اما نکردیم! چون برای ما #ایران یک جغرافیا نیست که وقتی اوضاعش بد شد، بتوانیم از آن فاصله بگیریم..وطن است!مردم دارد! آینده دارد.
شما با هر محدودیت تازه، فضای مدنی داخل کشور را کوچکتر میکنید.
برای یک فعال مدنی، زندگی عادی را به مجموعهای از ترس، پرونده، احضار، محدودیت، قطع دسترسی و فشار تبدیل میکنید، فضای فعالیت را در داخل با قلدری و فشار میبندید، طبیعی است که بخشی از میدان را به آدمهایی واگذار کنید که خارج از ایران زندگی میکنند و ممکن است شناخت مستقیم و کافی از پیچیدگیهای زندگی امروز مردم داخل کشور نداشته باشند.
این خلأ را چه کسی ساخته است؟
اگر با من مسئله دارید، پاسخ آن را از خود من بخواهید.
اما چرا باید انسانی شصتساله که هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته، فقط به دلیل اینکه با رضایت خودش خطش را در اختیار من گذاشته، هزینه این مسئله را بدهد؟
#قانون را نشان بدهید! مبنای قانونی را اعلام کنید.
اتهام را بگویید و مرجع تصمیمگیرنده را مشخص کنید.
چقدر دیگر میخواهید خشم و نفرت تولید کنید، به جای اینکه مسئلهای را که ادعا میکنید با آن مبارزه میکنید، حل کنید؟
این بازی را دقیقاً تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟
#گلشن_فتحی #مسدودسازی_سیمکارت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤10💔1