« توجیه خیلی از کسایی که طرفدار این یارو هستن، اینه که : خیلی راست میگه!ولی! آره!!!! بد دهنه! آدم راستگوی دیگه ای به جز این نیست؟؟؟؟ چیو راست میگه دقیقا؟؟؟»
طرح و متن از فرگل قدیمی
fargol_ghadimi
در چند روز گذشته سخنان فردی که قبلا هم سابقه خشونت علیه زنان داشت، در توجیه و دفاع از ورزشکاران متجاوز خبرساز شد. نکته مهم اما این است که امثال این فرد ۱۴ میلیون نفر فالوئر دارند!!
حسین رونقی درباره موضوع تجاوز ورزشکاران ایرانی نوشت:
همانطور که در قتلهای ناموسی شرافتی نیست، در تجاوز نیز جز ننگ چیزی وجود ندارد.
در ماجرای تجاوز چند ورزشکار با پرچم جمهوری اسلامی به یک زن کرهای، مسئله تنها یک «جرم فردی» نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم ضدفرهنگ برآمده از حکومتی است که سالها زنستیزی، سرکوب جنسی، و مشروعسازی خشونت و تجاوز را ترویج کرده است.
کسانی که امروز سعی میکنند تجاوز را انکار یا توجیه کنند، همان کسانی هستند که دیروز قتلهای ناموسی را با عناوینی چون «غیرت» و «ناموسپرستی» تطهیر میکردند؛ همصدا با ساختار غیرانسانی و ضدزن جمهوری اسلامی.
مسابقات بینالمللی ورزشی، فراتر از رقابتهای فیزیکی و برای ارزشهای انسانی، صلح، همدلی، همبستگی و احترام متقابل است. اما کسانی که با نام این ملت به میدان رفتهاند و بهجای افتخارآفرینی، مرتکب تجاوز شدهاند، نه ورزش را میفهمند، نه درکی از نمایندگی مردم دارند.
این افراد نه ورزشکارند، نه نمایندهی ایران؛ بلکه بازوی همان نظام خونریز، سلطهگر و انسانستیزی هستند که خشونت، تحقیر و تجاوز را نهتنها تحمل، بلکه آموزش و ترویج میکند.
آنها مانند مأموران سرکوب یا اختلاسگران، ادامهدهندهی فرهنگ «اوباشسالاری» و «لمپنسالاری» هستند که سرزمینی به وسعت ایران را به نابودی و فلاکت کشانده است.
این ورزشکاران متجاوز، محصول ساختار آموزش ایدئولوژیک و ضدفرهنگی جمهوری اسلامیاند؛ ساختاری که بهجای تربیت افراد آگاه، سالم و مسئول، افراد بیمار و جانی را به جامعه تحویل میدهد. و حتی گاه نهتنها در برابر اعتراض عمومی از آنها دفاع میکند، بلکه آنها را در جایگاههای رسمی مانند فدراسیونهای ورزشی یا پستهای دولتی مینشاند؛ گویی مجرم یا جنایتکار بودن، شرط ترفیع در این نظام است.
توجیه تجاوز، همانند دفاع از «غیرت» و «ناموس» در قتلهای ناموسی است. چگونه است که استقلال، آزادی و حق انتخاب یک زن یا دختر ایرانی، فحشا و فساد نامیده میشود و حکم به «سر بریدن» میدهند، اما عدهای که خود را «مرد ایرانی» مینامند، همچون قاتلان کودکان ایران و مأموران سرکوب حکومت، به تجاوز و جنایت افتخار میکنند؟
توجیه تجاوز، همدستی با متجاوز است. تجاوز، جنایت است؛ و هر تلاشی برای توجیه آن، تداوم چرخهای است که انسانیت را از جامعه میگیرد.
@Hosseinronaghi
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_بشر #حقوق_زنان #تجاوز #زن_زندگی_آزادی #هنر_اعتراض #هنر #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح و متن از فرگل قدیمی
fargol_ghadimi
در چند روز گذشته سخنان فردی که قبلا هم سابقه خشونت علیه زنان داشت، در توجیه و دفاع از ورزشکاران متجاوز خبرساز شد. نکته مهم اما این است که امثال این فرد ۱۴ میلیون نفر فالوئر دارند!!
حسین رونقی درباره موضوع تجاوز ورزشکاران ایرانی نوشت:
همانطور که در قتلهای ناموسی شرافتی نیست، در تجاوز نیز جز ننگ چیزی وجود ندارد.
در ماجرای تجاوز چند ورزشکار با پرچم جمهوری اسلامی به یک زن کرهای، مسئله تنها یک «جرم فردی» نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم ضدفرهنگ برآمده از حکومتی است که سالها زنستیزی، سرکوب جنسی، و مشروعسازی خشونت و تجاوز را ترویج کرده است.
کسانی که امروز سعی میکنند تجاوز را انکار یا توجیه کنند، همان کسانی هستند که دیروز قتلهای ناموسی را با عناوینی چون «غیرت» و «ناموسپرستی» تطهیر میکردند؛ همصدا با ساختار غیرانسانی و ضدزن جمهوری اسلامی.
مسابقات بینالمللی ورزشی، فراتر از رقابتهای فیزیکی و برای ارزشهای انسانی، صلح، همدلی، همبستگی و احترام متقابل است. اما کسانی که با نام این ملت به میدان رفتهاند و بهجای افتخارآفرینی، مرتکب تجاوز شدهاند، نه ورزش را میفهمند، نه درکی از نمایندگی مردم دارند.
این افراد نه ورزشکارند، نه نمایندهی ایران؛ بلکه بازوی همان نظام خونریز، سلطهگر و انسانستیزی هستند که خشونت، تحقیر و تجاوز را نهتنها تحمل، بلکه آموزش و ترویج میکند.
آنها مانند مأموران سرکوب یا اختلاسگران، ادامهدهندهی فرهنگ «اوباشسالاری» و «لمپنسالاری» هستند که سرزمینی به وسعت ایران را به نابودی و فلاکت کشانده است.
این ورزشکاران متجاوز، محصول ساختار آموزش ایدئولوژیک و ضدفرهنگی جمهوری اسلامیاند؛ ساختاری که بهجای تربیت افراد آگاه، سالم و مسئول، افراد بیمار و جانی را به جامعه تحویل میدهد. و حتی گاه نهتنها در برابر اعتراض عمومی از آنها دفاع میکند، بلکه آنها را در جایگاههای رسمی مانند فدراسیونهای ورزشی یا پستهای دولتی مینشاند؛ گویی مجرم یا جنایتکار بودن، شرط ترفیع در این نظام است.
توجیه تجاوز، همانند دفاع از «غیرت» و «ناموس» در قتلهای ناموسی است. چگونه است که استقلال، آزادی و حق انتخاب یک زن یا دختر ایرانی، فحشا و فساد نامیده میشود و حکم به «سر بریدن» میدهند، اما عدهای که خود را «مرد ایرانی» مینامند، همچون قاتلان کودکان ایران و مأموران سرکوب حکومت، به تجاوز و جنایت افتخار میکنند؟
توجیه تجاوز، همدستی با متجاوز است. تجاوز، جنایت است؛ و هر تلاشی برای توجیه آن، تداوم چرخهای است که انسانیت را از جامعه میگیرد.
@Hosseinronaghi
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_بشر #حقوق_زنان #تجاوز #زن_زندگی_آزادی #هنر_اعتراض #هنر #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍45❤7💯3
زندگی را کُشتند تا....
الهه حسیننژاد، که بهسادگی جانش را از دست داد؛
نه به جرم خطایی بزرگ، بلکه به خاطر تکهای سرد و بیجان که به آن «گوشی» میگویند.
در سرزمینی که برای یک تار موی زنانه، هزاران حکم، هزاران نامه و هزاران تهدید صادر میشود،
چرا وقتی پای امنیت جان انسانها به میان میآید، چشمان تیزبین و زبانها بسته میشوند؟
چرا وقتی حرکتهای کوچک زیر ذرهبین است، هیچکس نگاه خود را به جانهای معصوم نمیدوزد؟
کسی نیست بپرسد چگونه ممکن است کشوری که همه رفتارهای جزئی مردمش را رصد میکند،
نتواند از جان یک دختر محافظت کند؟
چگونه ممکن است برای لباس پوشیدن، برای یک حرف کوچک، پروندهها تشکیل شود،
اما وقتی خون در خیابان جاری میشود، هیچ دری بسته نشود؟
چند روز، شبکههای مجازی مملو بود از دلهایی که برای بازگشت الهه میتپیدند؛
هزاران چشم امیدوار به معجزهای که رخ نداد.
آنچه بازگشت، سردی و خاموشی بود؛ جسدی بیجان که نشان از شکستی تلخ در زنجیرهی این جامعه داشت.
الهه رفت، اما دردش و فریادهای خاموشش باقی ماند؛
فریادهایی که میپرسند: اگر برای یک تار مو هزاران برخورد و پرونده است،
پس چرا برای زندگیهای بیپناه، حتی کوچکترین حمایتی نیست؟
اگر هر قدم مردم زیر نظر است، پس چرا مرگهای ناگفته ادامه دارد؟
این همان جامعهای است که جان انسانها برایش ارزشی کمتر از یک دستگاه کوچک تکنولوژیک دارد،
اما برای نگاه و رفتار هر فرد، تمام قد ایستاده است.
برای دفاع از مظلوم، برای بیان سادهترین حقایق، مجازات میشوی...
معلمانی که صدای دردشان را بلند کردند، به احکام رنگارنگ و فلهای محکوم شدند؛
از اخراج و تنبیه گرفته تا زندان و بازداشت، بدون کوچکترین دلیلی جز حقیقتگویی.
کامیوندارانی که تنها خواستار حق ابتدایی خود بودند، پشت میلهها رفتند.
وکیلانی که برای دفاع از جان و حق موکل خود ایستادند، چشم به نابینایی دوختهاند.
پرستارانی که خواستار کمترین حقوقشان بودند، از صحنه کنار گذاشته شدند...
و این است آن سوی واقعی عدالت؛
جایی که سکوت بر زبانها حکمفرماست، اما پای دردها به هیچ کس نرسد.
معلمان، برای روشنگری تنبیه شدند؛
پرستاران، برای طلب حق، کنار گذاشته شدند؛
کامیونداران، برای نان، مجازات شدند.
و آنسوتر، فعالان مدنی و نخبگان علمی، پشت میلهها فراموش شدند؛
همهشان، نه مجرم، که آینههایی بودند در برابر چهرهی پنهان ناکارآمدی؛
و چه ساده، آینهها را شکستند تا تصویر، دیده نشود.
و در این سرزمین، الهه حسیننژاد، یکی از هزاران جانِ بیدفاعی بود که در سکوتِ دردناک جامعه گم شد؛
نمادی از نابرابری، سکوت و ناکارآمدی که همچنان ادامه دارد.
کوکب بداغی پگاه-معلم ایذه
#الهه_حسین_نژاد #خشونت_علیه_زنان #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
الهه حسیننژاد، که بهسادگی جانش را از دست داد؛
نه به جرم خطایی بزرگ، بلکه به خاطر تکهای سرد و بیجان که به آن «گوشی» میگویند.
در سرزمینی که برای یک تار موی زنانه، هزاران حکم، هزاران نامه و هزاران تهدید صادر میشود،
چرا وقتی پای امنیت جان انسانها به میان میآید، چشمان تیزبین و زبانها بسته میشوند؟
چرا وقتی حرکتهای کوچک زیر ذرهبین است، هیچکس نگاه خود را به جانهای معصوم نمیدوزد؟
کسی نیست بپرسد چگونه ممکن است کشوری که همه رفتارهای جزئی مردمش را رصد میکند،
نتواند از جان یک دختر محافظت کند؟
چگونه ممکن است برای لباس پوشیدن، برای یک حرف کوچک، پروندهها تشکیل شود،
اما وقتی خون در خیابان جاری میشود، هیچ دری بسته نشود؟
چند روز، شبکههای مجازی مملو بود از دلهایی که برای بازگشت الهه میتپیدند؛
هزاران چشم امیدوار به معجزهای که رخ نداد.
آنچه بازگشت، سردی و خاموشی بود؛ جسدی بیجان که نشان از شکستی تلخ در زنجیرهی این جامعه داشت.
الهه رفت، اما دردش و فریادهای خاموشش باقی ماند؛
فریادهایی که میپرسند: اگر برای یک تار مو هزاران برخورد و پرونده است،
پس چرا برای زندگیهای بیپناه، حتی کوچکترین حمایتی نیست؟
اگر هر قدم مردم زیر نظر است، پس چرا مرگهای ناگفته ادامه دارد؟
این همان جامعهای است که جان انسانها برایش ارزشی کمتر از یک دستگاه کوچک تکنولوژیک دارد،
اما برای نگاه و رفتار هر فرد، تمام قد ایستاده است.
برای دفاع از مظلوم، برای بیان سادهترین حقایق، مجازات میشوی...
معلمانی که صدای دردشان را بلند کردند، به احکام رنگارنگ و فلهای محکوم شدند؛
از اخراج و تنبیه گرفته تا زندان و بازداشت، بدون کوچکترین دلیلی جز حقیقتگویی.
کامیوندارانی که تنها خواستار حق ابتدایی خود بودند، پشت میلهها رفتند.
وکیلانی که برای دفاع از جان و حق موکل خود ایستادند، چشم به نابینایی دوختهاند.
پرستارانی که خواستار کمترین حقوقشان بودند، از صحنه کنار گذاشته شدند...
و این است آن سوی واقعی عدالت؛
جایی که سکوت بر زبانها حکمفرماست، اما پای دردها به هیچ کس نرسد.
معلمان، برای روشنگری تنبیه شدند؛
پرستاران، برای طلب حق، کنار گذاشته شدند؛
کامیونداران، برای نان، مجازات شدند.
و آنسوتر، فعالان مدنی و نخبگان علمی، پشت میلهها فراموش شدند؛
همهشان، نه مجرم، که آینههایی بودند در برابر چهرهی پنهان ناکارآمدی؛
و چه ساده، آینهها را شکستند تا تصویر، دیده نشود.
و در این سرزمین، الهه حسیننژاد، یکی از هزاران جانِ بیدفاعی بود که در سکوتِ دردناک جامعه گم شد؛
نمادی از نابرابری، سکوت و ناکارآمدی که همچنان ادامه دارد.
کوکب بداغی پگاه-معلم ایذه
#الهه_حسین_نژاد #خشونت_علیه_زنان #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤8👍3
غیرت، اگر نقد نشود، باز هم میکُشد؛
تأملی در خشونتهای مبتنی بر غیرت و مسئولیت نظام حاکم
✍حسن باقرینیا
هانیه بهبودی، ورزشکار جوان و موفق، دیگر در میان ما نیست. مرگ او، اگرچه یک فاجعه شخصی بهنظر میرسد، اما ریشه در ساختاری دارد که خشونت علیه زنان را نهتنها ممکن، که مشروع، مقدس و حتی «ضروری» جلوه میدهد. این ساختار، فقط خانواده سنتی یا فرهنگ محلی نیست؛ بلکه نظام سیاسی-ایدئولوژیکی است که در رأس آن، جمهوری اسلامی با همه ابزارهای مذهبی، حقوقی و رسانهایاش ایستاده است.
🔸وقتی منبر به میدان آموزش خشونت تبدیل میشود
در ایرانِ امروز، منبرها، تریبونهای نماز جمعه، و رسانههای رسمی بارها و بارها بر لزوم کنترل زنان تأکید میکنند. روحانیونی که با زبان «مردانگی» و «غیرت»، محدودسازی زنان را توصیه میکنند، سهم بزرگی در مشروعسازی خشونت دارند. در این منبرها، زنان نه بهعنوان شهروند، بلکه بهعنوان ناموس مردان تعریف میشوند و دفاع از آنها، نه وظیفه دولت، که وظیفه مرد خانه است؛ حتی اگر با «مشت آهنین» باشد.
این فرهنگ، بهصورت مکرر بازتولید میشود؛ نه در حاشیه جامعه، بلکه در قلب رسمیترین نهادهای ایدئولوژیک نظام.
🔸قانون، مدافع مردان؛ قاضی زنان
قوانین جمهوری اسلامی، نهتنها حافظ جان زنان نیستند، بلکه در مواردی خاص، به قتل آنان «تخفیف» میدهند. مردی که همسر یا دختر خود را بکشد، با مجازات کمتری مواجه میشود. قوانین مربوط به «قصاص»، «ولایت پدر» و «اختیارات شوهر» در خروج زن از خانه، همگی بر این ایده استوارند که زن ملک مرد است، نه انسان مستقل.
در چنین ساختاری، اگر مردی دست به خشونت بزند، قانون نه بازدارنده است و نه پناه. قانون در ایران، بخشی از مسأله است، نه راهحل.
🔸رهبری که از حجاب میگوید، اما از خون نمیگوید
رهبر جمهوری اسلامی، بارها و بارها با لحنی تند درباره «لزوم رعایت حجاب» سخن گفته، و بیحجابی را به «بیحیایی» و «فساد اجتماعی» پیوند زده است. اما همان رهبری، هیچگاه درباره خشونت خانگی، قتلهای ناموسی، یا زنان قربانی سکوت را نشکسته است. این سکوت، بیطرفی نیست؛ مشارکت در جنایت است.
وقتی رأس نظام، حجاب را مسئله اصلی جامعه میداند و حضور اجتماعی زنان را با دقت و حساسیت رصد میکند، اما نسبت به جان آنان بیتفاوت است، چه پیامی به جامعه مخابره میشود؟ اینکه «زن»، نه انسان، بلکه ابزار کنترلی برای ساختار قدرت است؛ و کنترل او، مسئولیت هر مردی.
🔸روانشناسی غیرت یا ناتوانی نظام در تولید امنیت عاطفی
غیرت، از منظر روانشناسی، اغلب واکنشیست به اضطراب، ترس از دستدادن کنترل و بحران عزتنفس. اما در جامعهای که این اضطراب با آموزههای رسمی دینی و فرهنگی تقویت میشود، «غیرت» از سطح احساس فردی به یک ارزش اجتماعی ارتقا مییابد. مرد نگران، در این فضا، احساس میکند وظیفهای مقدس بر دوش دارد؛ وظیفهای که به او مشروعیت میدهد برای نظارت، سرکوب و حذف.
و نظام، با سیاستهایش، با قوانینش، و با تربیت فرهنگیاش، این مشروعیت را هر روز تولید و توزیع میکند.
🔸هانیه، نه یک استثنا؛ بلکه یک نشانه
هانیه، یکی از هزاران زنیست که در سکوت قانونی، در سایه تفسیرهای مذهبی، و در بستر فرهنگی مبتنی بر تملک مردانه جان باختهاند. قتل او، هشدار یکباره نیست؛ پژواک صدای بلند ساختاریست که خشونت را آموزش میدهد، غیرت را تقدیس میکند، و زنان را به سکوت و حذف میراند.
🔸راه رهایی: نقد صریح و بازسازی فرهنگی
اگر بهراستی خواهان تغییر هستیم، باید با شجاعت:
مفهوم غیرت را از جایگاه قدسیاش پایین بکشیم،
نظام حقوقی را بهنفع برابری و عدالت بازنویسی کنیم،
سکوت مسئولان را افشا کرده و از آنان پاسخ بخواهیم،
و زنان را نه بهعنوان «ناموس»، بلکه بهعنوان انسانهای کامل و دارای حق بشناسیم.
تا آن زمان، باید بهروشنی گفت:
غیرت، اگر نقد نشود، باز هم میکُشد.
و تا نظام سیاسی قرون وسطایی جمهوری اسلامی حاکم باشد، این درد هرگز دوا نمیشود.
#هانیه_بهبودی #خشونت_علیه_زنان
#حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تأملی در خشونتهای مبتنی بر غیرت و مسئولیت نظام حاکم
✍حسن باقرینیا
هانیه بهبودی، ورزشکار جوان و موفق، دیگر در میان ما نیست. مرگ او، اگرچه یک فاجعه شخصی بهنظر میرسد، اما ریشه در ساختاری دارد که خشونت علیه زنان را نهتنها ممکن، که مشروع، مقدس و حتی «ضروری» جلوه میدهد. این ساختار، فقط خانواده سنتی یا فرهنگ محلی نیست؛ بلکه نظام سیاسی-ایدئولوژیکی است که در رأس آن، جمهوری اسلامی با همه ابزارهای مذهبی، حقوقی و رسانهایاش ایستاده است.
🔸وقتی منبر به میدان آموزش خشونت تبدیل میشود
در ایرانِ امروز، منبرها، تریبونهای نماز جمعه، و رسانههای رسمی بارها و بارها بر لزوم کنترل زنان تأکید میکنند. روحانیونی که با زبان «مردانگی» و «غیرت»، محدودسازی زنان را توصیه میکنند، سهم بزرگی در مشروعسازی خشونت دارند. در این منبرها، زنان نه بهعنوان شهروند، بلکه بهعنوان ناموس مردان تعریف میشوند و دفاع از آنها، نه وظیفه دولت، که وظیفه مرد خانه است؛ حتی اگر با «مشت آهنین» باشد.
این فرهنگ، بهصورت مکرر بازتولید میشود؛ نه در حاشیه جامعه، بلکه در قلب رسمیترین نهادهای ایدئولوژیک نظام.
🔸قانون، مدافع مردان؛ قاضی زنان
قوانین جمهوری اسلامی، نهتنها حافظ جان زنان نیستند، بلکه در مواردی خاص، به قتل آنان «تخفیف» میدهند. مردی که همسر یا دختر خود را بکشد، با مجازات کمتری مواجه میشود. قوانین مربوط به «قصاص»، «ولایت پدر» و «اختیارات شوهر» در خروج زن از خانه، همگی بر این ایده استوارند که زن ملک مرد است، نه انسان مستقل.
در چنین ساختاری، اگر مردی دست به خشونت بزند، قانون نه بازدارنده است و نه پناه. قانون در ایران، بخشی از مسأله است، نه راهحل.
🔸رهبری که از حجاب میگوید، اما از خون نمیگوید
رهبر جمهوری اسلامی، بارها و بارها با لحنی تند درباره «لزوم رعایت حجاب» سخن گفته، و بیحجابی را به «بیحیایی» و «فساد اجتماعی» پیوند زده است. اما همان رهبری، هیچگاه درباره خشونت خانگی، قتلهای ناموسی، یا زنان قربانی سکوت را نشکسته است. این سکوت، بیطرفی نیست؛ مشارکت در جنایت است.
وقتی رأس نظام، حجاب را مسئله اصلی جامعه میداند و حضور اجتماعی زنان را با دقت و حساسیت رصد میکند، اما نسبت به جان آنان بیتفاوت است، چه پیامی به جامعه مخابره میشود؟ اینکه «زن»، نه انسان، بلکه ابزار کنترلی برای ساختار قدرت است؛ و کنترل او، مسئولیت هر مردی.
🔸روانشناسی غیرت یا ناتوانی نظام در تولید امنیت عاطفی
غیرت، از منظر روانشناسی، اغلب واکنشیست به اضطراب، ترس از دستدادن کنترل و بحران عزتنفس. اما در جامعهای که این اضطراب با آموزههای رسمی دینی و فرهنگی تقویت میشود، «غیرت» از سطح احساس فردی به یک ارزش اجتماعی ارتقا مییابد. مرد نگران، در این فضا، احساس میکند وظیفهای مقدس بر دوش دارد؛ وظیفهای که به او مشروعیت میدهد برای نظارت، سرکوب و حذف.
و نظام، با سیاستهایش، با قوانینش، و با تربیت فرهنگیاش، این مشروعیت را هر روز تولید و توزیع میکند.
🔸هانیه، نه یک استثنا؛ بلکه یک نشانه
هانیه، یکی از هزاران زنیست که در سکوت قانونی، در سایه تفسیرهای مذهبی، و در بستر فرهنگی مبتنی بر تملک مردانه جان باختهاند. قتل او، هشدار یکباره نیست؛ پژواک صدای بلند ساختاریست که خشونت را آموزش میدهد، غیرت را تقدیس میکند، و زنان را به سکوت و حذف میراند.
🔸راه رهایی: نقد صریح و بازسازی فرهنگی
اگر بهراستی خواهان تغییر هستیم، باید با شجاعت:
مفهوم غیرت را از جایگاه قدسیاش پایین بکشیم،
نظام حقوقی را بهنفع برابری و عدالت بازنویسی کنیم،
سکوت مسئولان را افشا کرده و از آنان پاسخ بخواهیم،
و زنان را نه بهعنوان «ناموس»، بلکه بهعنوان انسانهای کامل و دارای حق بشناسیم.
تا آن زمان، باید بهروشنی گفت:
غیرت، اگر نقد نشود، باز هم میکُشد.
و تا نظام سیاسی قرون وسطایی جمهوری اسلامی حاکم باشد، این درد هرگز دوا نمیشود.
#هانیه_بهبودی #خشونت_علیه_زنان
#حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤33👌7🕊1
شاهزاده رضا پهلوی، در ارتباط با قتل الهه حسیننژاد و خشونت علیه زنان، در پیامی که در شبکههای اجتماعی نوشت:
الهه حسیننژاد، یکی دیگر از دختران آزادیخواه و میهندوست ایران، قربانی رژیم زنستیز و سرکوبگر جمهوری اسلامی شد. راهی جز پیروزی در برابر این بیداد نداریم. تا زمانی که پیروز نشویم، آنها فرزندان ما را خواهند کشت.
حتی در روایت تحریفشدهای که رژیم از این جنایت منتشر کرده، تاثیر مستقیم نگاه سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه شهروندان به ویژه زنان ایرانی کاملاً مشهود است.
تا زمانی که این رژیم بر سر کار است و خشونت سیاسی را تجویز، و نفرت علیه زنان را عادیسازی میکند، الههها، مهساها، نیکاها و آرمیتاهای ایران در امان نخواهند بود.
در جامعهای که حقوق شهروندی وجود نداشته باشد، امنیت و حقوق زن بیشتر نقض خواهد شد.
امنیت و آزادی تنها زمانی به جامعه، بهویژه به دختران بیگناه ایرانزمین، بازمیگردد که جمهوری اسلامی سرنگون شود و یک دولت ملی و مسئول در کشور ما استقرار یابد.
تا رسیدن آن روز، حفاظت تکتک شهروندان ایران از یکدیگر -بهویژه از زنان جامعه- یک وظیفه ملی است. مردان آزادهی ایرانی نشان دادهاند چه اندازه در این زمینه یار و یاور و همگام همرزمان زن خویش هستند.
#الهه_حسین_نژاد #خشونت_علیه_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
الهه حسیننژاد، یکی دیگر از دختران آزادیخواه و میهندوست ایران، قربانی رژیم زنستیز و سرکوبگر جمهوری اسلامی شد. راهی جز پیروزی در برابر این بیداد نداریم. تا زمانی که پیروز نشویم، آنها فرزندان ما را خواهند کشت.
حتی در روایت تحریفشدهای که رژیم از این جنایت منتشر کرده، تاثیر مستقیم نگاه سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه شهروندان به ویژه زنان ایرانی کاملاً مشهود است.
تا زمانی که این رژیم بر سر کار است و خشونت سیاسی را تجویز، و نفرت علیه زنان را عادیسازی میکند، الههها، مهساها، نیکاها و آرمیتاهای ایران در امان نخواهند بود.
در جامعهای که حقوق شهروندی وجود نداشته باشد، امنیت و حقوق زن بیشتر نقض خواهد شد.
امنیت و آزادی تنها زمانی به جامعه، بهویژه به دختران بیگناه ایرانزمین، بازمیگردد که جمهوری اسلامی سرنگون شود و یک دولت ملی و مسئول در کشور ما استقرار یابد.
تا رسیدن آن روز، حفاظت تکتک شهروندان ایران از یکدیگر -بهویژه از زنان جامعه- یک وظیفه ملی است. مردان آزادهی ایرانی نشان دادهاند چه اندازه در این زمینه یار و یاور و همگام همرزمان زن خویش هستند.
#الهه_حسین_نژاد #خشونت_علیه_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤46👍4💔3🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زنکشی ساختاری؛ جمهوری اسلامی متهم ردیف اول
برای کبری، هانیه، الهه و همه آنانی که در سکوت کشته شدند
دکتر حسین باقرینیا، استاد دانشگاه اخراجشده، در این ویدیو میگوید: هانیه بهبودی، زن ورزشکاری که روزی با لبخندش در اخبار موفقیتهای ورزشیاش دیده میشد، حالا دیگر نیست؛ قربانی خشونت همسرش شد. او تأکید میکند این نخستین مورد نبود و آخرین هم نخواهد بود. الهه قربانی دیگر بود، و تنها در همین هفته، چندین زنکشی در خراسان شمالی و رضوی گزارش شده است.
او میافزاید: این حوادث استثنا نیستند، بلکه نشانهی یک چرخهی منظم از خشونتاند؛ خشونتی ساختاری که قانون نهتنها مهارش نمیکند، بلکه خود بخشی از آن است. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی میگوید پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمیشود؛ یعنی قانون به مرد اختیار جان زن و فرزند را میدهد. نگاهی که زن را «ناموس» مرد میبیند، نه انسانی مستقل.
این استاد سابق دانشگاه یادآور میشود: در جمهوری اسلامی، زن تا وقتی فرمانبردار و خاموش باشد، پذیرفته است؛ اما اگر اراده کند، «نه» بگوید یا صدایی داشته باشد، از سوی قانون، عرف و مذهب رسمی سرکوب میشود. لایحه حمایت از زنان ۱۲ سال در مجلس خاک خورد و نهایتاً کنار گذاشته شد. هیچ پناهگاه امنی برای زنان در معرض خشونت تعریف نشده و خدمات حمایتی وجود ندارد.
او خاطرنشان میکند: در کشورهای مسلمانی چون ترکیه و اردن، اصلاح قوانین و ایجاد پناهگاهها آمار زنکشی را کاهش داده است؛ اما در ایران، زنکشی به بخشی از زیست روزمره بدل شده. ما نباید به این وضعیت عادت کنیم؛ باید روایت کنیم، آگاهی بدهیم و همبستگی را تمرین کنیم.
در پایان، او یاد میکند از کبری رضایی، زن مهاجر افغانستانی که در سکوت و حاشیه کشته شد. صدای ما باید جای سکوت او باشد.
#زن_کشی #خشونت_علیه_زنان #هانیه_بهبودی #الهه_حسین_نژاد #کبری_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
برای کبری، هانیه، الهه و همه آنانی که در سکوت کشته شدند
دکتر حسین باقرینیا، استاد دانشگاه اخراجشده، در این ویدیو میگوید: هانیه بهبودی، زن ورزشکاری که روزی با لبخندش در اخبار موفقیتهای ورزشیاش دیده میشد، حالا دیگر نیست؛ قربانی خشونت همسرش شد. او تأکید میکند این نخستین مورد نبود و آخرین هم نخواهد بود. الهه قربانی دیگر بود، و تنها در همین هفته، چندین زنکشی در خراسان شمالی و رضوی گزارش شده است.
او میافزاید: این حوادث استثنا نیستند، بلکه نشانهی یک چرخهی منظم از خشونتاند؛ خشونتی ساختاری که قانون نهتنها مهارش نمیکند، بلکه خود بخشی از آن است. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی میگوید پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمیشود؛ یعنی قانون به مرد اختیار جان زن و فرزند را میدهد. نگاهی که زن را «ناموس» مرد میبیند، نه انسانی مستقل.
این استاد سابق دانشگاه یادآور میشود: در جمهوری اسلامی، زن تا وقتی فرمانبردار و خاموش باشد، پذیرفته است؛ اما اگر اراده کند، «نه» بگوید یا صدایی داشته باشد، از سوی قانون، عرف و مذهب رسمی سرکوب میشود. لایحه حمایت از زنان ۱۲ سال در مجلس خاک خورد و نهایتاً کنار گذاشته شد. هیچ پناهگاه امنی برای زنان در معرض خشونت تعریف نشده و خدمات حمایتی وجود ندارد.
او خاطرنشان میکند: در کشورهای مسلمانی چون ترکیه و اردن، اصلاح قوانین و ایجاد پناهگاهها آمار زنکشی را کاهش داده است؛ اما در ایران، زنکشی به بخشی از زیست روزمره بدل شده. ما نباید به این وضعیت عادت کنیم؛ باید روایت کنیم، آگاهی بدهیم و همبستگی را تمرین کنیم.
در پایان، او یاد میکند از کبری رضایی، زن مهاجر افغانستانی که در سکوت و حاشیه کشته شد. صدای ما باید جای سکوت او باشد.
#زن_کشی #خشونت_علیه_زنان #هانیه_بهبودی #الهه_حسین_نژاد #کبری_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17❤6
Forwarded from گفتوشنود
کسی که آدم کشته، نمیتواند عبادتگاه بسازد
نوشتهای از بیژن اشتری
داستانی در تورات است که ابن عربی در کتاب «فصوص الحکم» آن را نقل کردهاست. به گمانم این داستان میتواند برای آنهایی که باورهای دینی دارند جالب باشد:
داود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ باکی نداشت. او از طرف خداوند فرمان داشت که بیتالمقدس را که ویران شدهبود از نو بسازد. چند بار آن را ساخت ولی هر بار که میساخت فرو میریخت و به اصطلاح ملاط و ساروجش نمیگرفت.
داود عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است. به درگاه خداوند نالید:«چه سر و رمزی در کار است؟» خداوند در گوش جانش گفت:«به این خاطر است که تو آدم کشتهای.» داود گفت:«خدایا به خاطر تو کشتم.» فرمود:«درست است، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم. حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی، کسی که آدم کشته هرگز نمیتواند عبادتگاه بسازد.»
#خشونت #قتل #مذهب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتهای از بیژن اشتری
داستانی در تورات است که ابن عربی در کتاب «فصوص الحکم» آن را نقل کردهاست. به گمانم این داستان میتواند برای آنهایی که باورهای دینی دارند جالب باشد:
داود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ باکی نداشت. او از طرف خداوند فرمان داشت که بیتالمقدس را که ویران شدهبود از نو بسازد. چند بار آن را ساخت ولی هر بار که میساخت فرو میریخت و به اصطلاح ملاط و ساروجش نمیگرفت.
داود عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است. به درگاه خداوند نالید:«چه سر و رمزی در کار است؟» خداوند در گوش جانش گفت:«به این خاطر است که تو آدم کشتهای.» داود گفت:«خدایا به خاطر تو کشتم.» فرمود:«درست است، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم. حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی، کسی که آدم کشته هرگز نمیتواند عبادتگاه بسازد.»
#خشونت #قتل #مذهب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤26👍4🕊3
چرخه تلخ خشونت علیه زنان؛
از قربانی تا قاتل سایه سیاستهای سرکوبگرایانه :
هر روز از گوشهوکنار این سرزمین، خبر قتل زنی دیگر به دست یکی از نزدیکان یا غریبهای ناشناس منتشر میشود؛ از الهه تا کبری، از هانیه تا صدها زن بینامونشان دیگر. این قتلها تنها وقایعی فردی یا جنایتهایی اتفاقی نیستند، بلکه بازتاب خشونتی ساختاری و نهادینهاند که در تار و پود جامعه ما ریشه دوانده؛ جامعهای گرفتار فقر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که بهسوی فروپاشی اخلاقی و انسانی سوق داده میشود.
سالهاست حاکمیت، بهجای توانمندسازی و حمایت از زنان، به کنترل و سرکوب آنها پرداخته است. بهجای آموزش، آگاهیرسانی، و سرمایهگذاری برای ارتقاء فرهنگی جامعه، منابع عمومی صرف گشتهای ارشاد، دوربینهای نظارتی، و طرحهای سرکوبگرانهای همچون استخدام «حجابان» شدهاند. ابزارهایی که نهتنها امنیت نیاوردهاند، بلکه ترس، خشونت و انفعال اجتماعی را نهادینه کردهاند. بودجههایی که میتوانستند صرف ارتقای مهارتهای اجتماعی، پیشگیری از خشونت خانگی، و ترویج برابری جنسیتی شوند، به کنترل بدن و رفتار زنان محدود ماندهاند.
چرخهای تلخ و تکراری شکل گرفته است: زنی کشته میشود، قاتلش اعدام میشود، و رسانههای رسمی فریاد میزنند «اشرار را به سزای عملشان رساندیم» تا تصویری ساختگی از امنیت به جامعه عرضه کنند. اما این امنیت، سرابی بیش نیست؛ امنیتی سطحی که زیر پوست آن، خشم، سرکوب، و ناامیدی موج میزند.
آیا هیچگاه تصمیمگیران لحظهای درنگ کردهاند؟ آیا هرگز از جامعهشناسان مستقل، از نهادهای مدنی، یا از تجربه کشورهای موفق در کاهش خشونتهای جنسیتی بهره گرفتهاند؟ آیا مجرمان – پیش از آنکه به جنایت برسند – از منظر روانی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی بررسی شدهاند؟ بسیاری از این افراد، خود قربانیان همان ساختار معیوبیاند که خشونت را بازتولید میکند؛ ساختاری که بهجای ترمیم انسانها، آنها را به سوی سقوط سوق میدهد.
بیتردید جنایت باید با واکنشی حقوقی همراه باشد. اما عدالت، فراتر از مجازات است. مجرمان نیز در دل همین ساختار شکل گرفتهاند؛ ساختاری که با فقر، تبعیض، بیعدالتی و سرکوب، انسان را به مرز جنون و خشونت میکشاند. اعدام، هرچند ممکن است در لحظهای مرهمی بر زخم خانواده قربانی یا بخشی از افکار عمومی باشد، اما پاسخی پایدار برای ریشههای این بحران نیست.
سیاست اعدام، نه عدالت است و نه نمایش اقتدار. بلکه ابزاری برای سرکوب خشم جامعهایست که نادیده گرفته شده؛ جامعهای که صدایش شنیده نمیشود، و زخمهایش درمان نمیشوند. خشم را نمیتوان با ترس مهار کرد. اگر ساختارهای تبعیضآمیز، فرهنگ خشونتپرور و سیاستهای سرکوبگر تغییر نکنند، این چرخه خشونت به اشکال پیچیدهتر و پنهانتری ادامه خواهد یافت.
برای شکستن این چرخه، سیاستهای شکستخورده برچیده و به سمت راهحلهایی انسانی، پیشگیرانه و عدالتمحور باید حرکت کرد؛ راهحلهایی که بر پایه حقوق بشر، کرامت انسانی، و برابری جنسیتی استوار باشند.
مریم یحیوی ،خرداد ۱۴۰۴
#خشونت_علیه_زنان #مربم_بحیوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از قربانی تا قاتل سایه سیاستهای سرکوبگرایانه :
هر روز از گوشهوکنار این سرزمین، خبر قتل زنی دیگر به دست یکی از نزدیکان یا غریبهای ناشناس منتشر میشود؛ از الهه تا کبری، از هانیه تا صدها زن بینامونشان دیگر. این قتلها تنها وقایعی فردی یا جنایتهایی اتفاقی نیستند، بلکه بازتاب خشونتی ساختاری و نهادینهاند که در تار و پود جامعه ما ریشه دوانده؛ جامعهای گرفتار فقر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که بهسوی فروپاشی اخلاقی و انسانی سوق داده میشود.
سالهاست حاکمیت، بهجای توانمندسازی و حمایت از زنان، به کنترل و سرکوب آنها پرداخته است. بهجای آموزش، آگاهیرسانی، و سرمایهگذاری برای ارتقاء فرهنگی جامعه، منابع عمومی صرف گشتهای ارشاد، دوربینهای نظارتی، و طرحهای سرکوبگرانهای همچون استخدام «حجابان» شدهاند. ابزارهایی که نهتنها امنیت نیاوردهاند، بلکه ترس، خشونت و انفعال اجتماعی را نهادینه کردهاند. بودجههایی که میتوانستند صرف ارتقای مهارتهای اجتماعی، پیشگیری از خشونت خانگی، و ترویج برابری جنسیتی شوند، به کنترل بدن و رفتار زنان محدود ماندهاند.
چرخهای تلخ و تکراری شکل گرفته است: زنی کشته میشود، قاتلش اعدام میشود، و رسانههای رسمی فریاد میزنند «اشرار را به سزای عملشان رساندیم» تا تصویری ساختگی از امنیت به جامعه عرضه کنند. اما این امنیت، سرابی بیش نیست؛ امنیتی سطحی که زیر پوست آن، خشم، سرکوب، و ناامیدی موج میزند.
آیا هیچگاه تصمیمگیران لحظهای درنگ کردهاند؟ آیا هرگز از جامعهشناسان مستقل، از نهادهای مدنی، یا از تجربه کشورهای موفق در کاهش خشونتهای جنسیتی بهره گرفتهاند؟ آیا مجرمان – پیش از آنکه به جنایت برسند – از منظر روانی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی بررسی شدهاند؟ بسیاری از این افراد، خود قربانیان همان ساختار معیوبیاند که خشونت را بازتولید میکند؛ ساختاری که بهجای ترمیم انسانها، آنها را به سوی سقوط سوق میدهد.
بیتردید جنایت باید با واکنشی حقوقی همراه باشد. اما عدالت، فراتر از مجازات است. مجرمان نیز در دل همین ساختار شکل گرفتهاند؛ ساختاری که با فقر، تبعیض، بیعدالتی و سرکوب، انسان را به مرز جنون و خشونت میکشاند. اعدام، هرچند ممکن است در لحظهای مرهمی بر زخم خانواده قربانی یا بخشی از افکار عمومی باشد، اما پاسخی پایدار برای ریشههای این بحران نیست.
سیاست اعدام، نه عدالت است و نه نمایش اقتدار. بلکه ابزاری برای سرکوب خشم جامعهایست که نادیده گرفته شده؛ جامعهای که صدایش شنیده نمیشود، و زخمهایش درمان نمیشوند. خشم را نمیتوان با ترس مهار کرد. اگر ساختارهای تبعیضآمیز، فرهنگ خشونتپرور و سیاستهای سرکوبگر تغییر نکنند، این چرخه خشونت به اشکال پیچیدهتر و پنهانتری ادامه خواهد یافت.
برای شکستن این چرخه، سیاستهای شکستخورده برچیده و به سمت راهحلهایی انسانی، پیشگیرانه و عدالتمحور باید حرکت کرد؛ راهحلهایی که بر پایه حقوق بشر، کرامت انسانی، و برابری جنسیتی استوار باشند.
مریم یحیوی ،خرداد ۱۴۰۴
#خشونت_علیه_زنان #مربم_بحیوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سما_جهانباز
«بخش بزرگی از ناامنی برای زنان ریشه در سیاستهای حکومت دارد. وقتی قانون حامی نیست دست جانی و جنایتکار بازتر است، از خانه تا خیابان و محل کار دامنه دستدرازی، تجاوز و قتل میشود. مهسا امینی را حکومت کشت، الهه حسیننژاد را کسی از جنس حکومت. حکومتی که دغدغهاش نه امنیت مردم که مبارزه با داشتن حیوان خانگی است و نوع پوشش. حکومتی که فاسدان و اختلاسگراناش آزادند و آنها که دغدغه ایران دارند در زندانها. برای هر تغییر نهادینه فرهنگی این جمهوری اسلامی است که باید برود چرا که خود مهمترین عامل ترویج بیفرهنگی، فساد و بیآیندگی برای ایران است.»
از صفحه سیما ثابت
@simaa_sabet
#خشونت_علبه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بخش بزرگی از ناامنی برای زنان ریشه در سیاستهای حکومت دارد. وقتی قانون حامی نیست دست جانی و جنایتکار بازتر است، از خانه تا خیابان و محل کار دامنه دستدرازی، تجاوز و قتل میشود. مهسا امینی را حکومت کشت، الهه حسیننژاد را کسی از جنس حکومت. حکومتی که دغدغهاش نه امنیت مردم که مبارزه با داشتن حیوان خانگی است و نوع پوشش. حکومتی که فاسدان و اختلاسگراناش آزادند و آنها که دغدغه ایران دارند در زندانها. برای هر تغییر نهادینه فرهنگی این جمهوری اسلامی است که باید برود چرا که خود مهمترین عامل ترویج بیفرهنگی، فساد و بیآیندگی برای ایران است.»
از صفحه سیما ثابت
@simaa_sabet
#خشونت_علبه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔38👍6❤3🕊2
علیه فراموشی
تیرماه سال ۱۴۰۲، سیدرضا اکرمی، گفته بود:
«زن باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است اما زن بیحجاب معلوم نیست مال کیست.»
اکرمی که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است، گفته بود:
«زنِ باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است. اما خانم بیحجاب وِل و رها است. یعنی معلوم نیست، متعلق به چه کسی است؟ متعلق به شوهرش است؟ متعلق به نامحرم است یا متعلق به چه کسی است؟»
- چنین دیدگاهی بر کشورمان حاکم است دیدگاهی که زنان را از اموال و متعلقات مردان میداند و برای زن به عنوان یک انسان جایگاهی متصور نیست، بدن زن را متعلق به مرد خانواده او (شوهر یا پدر و حتی برادر) میداند.
مرد در این دیدگاه «صاحب» زن تلقی میشود. صاحبی که اختیار تام دارد. در این دیدگاه مردی که زنش را محدود میکند، غیرتمند خوانده میشود و مردی که همسرش را انسان میداند و برای او حق قائل است، بیغیرت خوانده میشود.
چنین نگرشی در مورد زنان، زائیده ذهن منجمد شده در قرون و اعصار قدیم و مولد خشونت علیه زنان است.
نظر شما چیست؟
#زن #خشونت_علیه_زنان #نه_به_پوشش_اجباری #حقوق_زنان #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تیرماه سال ۱۴۰۲، سیدرضا اکرمی، گفته بود:
«زن باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است اما زن بیحجاب معلوم نیست مال کیست.»
اکرمی که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است، گفته بود:
«زنِ باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است. اما خانم بیحجاب وِل و رها است. یعنی معلوم نیست، متعلق به چه کسی است؟ متعلق به شوهرش است؟ متعلق به نامحرم است یا متعلق به چه کسی است؟»
- چنین دیدگاهی بر کشورمان حاکم است دیدگاهی که زنان را از اموال و متعلقات مردان میداند و برای زن به عنوان یک انسان جایگاهی متصور نیست، بدن زن را متعلق به مرد خانواده او (شوهر یا پدر و حتی برادر) میداند.
مرد در این دیدگاه «صاحب» زن تلقی میشود. صاحبی که اختیار تام دارد. در این دیدگاه مردی که زنش را محدود میکند، غیرتمند خوانده میشود و مردی که همسرش را انسان میداند و برای او حق قائل است، بیغیرت خوانده میشود.
چنین نگرشی در مورد زنان، زائیده ذهن منجمد شده در قرون و اعصار قدیم و مولد خشونت علیه زنان است.
نظر شما چیست؟
#زن #خشونت_علیه_زنان #نه_به_پوشش_اجباری #حقوق_زنان #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17👍5❤2💔2
انتشار گزارش اختصاصی موسسه کویپی از بند مادران قرچک و قرنطینه اوین، همزمان با روز مادران زندانی
موسسه بینالمللی کودکان زندانیان (کویپی) توانسته است به اطلاعاتی درباره بند هشت زندان قرچک، محل نگهداری زنان حامله، مادران و کودکان نوزاد و خردسال دست پیدا کند.
از آخرین زمانی که امکان داشتن اطلاعات دقیقی از داخل این بند فراهم بود، حدود شش سال میگذرد. موسسه کویپی در گزارش پیشین خود که آذر ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، برآورد کرده بود که حداقل ۲۰ مادر و با لااقل ۲۰ کودک و حدود ۱۰ زن حامله در این بند نگهداری میشوند.
اطلاعات تازه نشان میدهد که تعداد مادران و زنان حامله لااقل ۵۰ نفر است. مشخص نیست چه تعداد از این افراد حامله هستند و تعداد کودکانی که در این بند نگهداری میشوند نیز نامعلوم است.
این بند، دارای ۴ اتاق است که هر کدام به طور متوسط حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارند.
پیش از انتقال زندانیان زن از بند زنان اوین به زندان قرچک، که دو روز بعد از حمله اسرائیل به این زندان انجام شد، مادر و دختر خردسال ۱۶ ماههاش، در قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری میشدند. این زن، اسفند ۱۴۰۲، زمانی که هفتههای آخر بارداریاش بود از بند ۲۰۹ زندان اوین به قرنطینه منتقل شد؛ اتاقی ۱۲ متری، بدون پنجره و با دسترسی محدود به امکانات عمومی زندان. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۴۰۳، ابتدا یک مادر و کودک پسر ۶ ماههاش، از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه آورده شدند و سپس ۶ زن زندانی، که یکی از آنها، حامله بود، همگی از بند ۲۰۹، وارد این اتاق ۱۲ متری شدند. پسر خردسال و مادرش پاییز همان سال از زندان اوین خارج شدند. سایر زنان، چند روز پیش از حمله اسرائیل به زندان اوین، از زندان آزاد شدند. در آن زمان، زنی که پیش از آن حامله بود، دختری حدودا ۴ ماهه داشت. شواهد موجود نشان میدهد این سه کودک، علاوه بر نقض حقوقشان به دلیل شرایط نگهداریشان در زندان، با نقض حق محفوظ ماندن از تبعیض هم مواجه بودند و شرایطی که آنها تجربه کردند با تابعیت، تعلق اتنیکی و مذهب مادرانشان مرتبط بوده است.
صفحه این موسسه در اینستاگرام
coipiorg
سایت موسسه کودکان زندانیان (کویپی)
https://coipi-fa.org
#خشونت_علیه_کودکان #کودکان_مادران_زندانی #تبعیض #زندان_اوین #زندان_قرچک #بند_مادران #حمله_اسرائیل #روز_مادران_زندانی
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
موسسه بینالمللی کودکان زندانیان (کویپی) توانسته است به اطلاعاتی درباره بند هشت زندان قرچک، محل نگهداری زنان حامله، مادران و کودکان نوزاد و خردسال دست پیدا کند.
از آخرین زمانی که امکان داشتن اطلاعات دقیقی از داخل این بند فراهم بود، حدود شش سال میگذرد. موسسه کویپی در گزارش پیشین خود که آذر ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، برآورد کرده بود که حداقل ۲۰ مادر و با لااقل ۲۰ کودک و حدود ۱۰ زن حامله در این بند نگهداری میشوند.
اطلاعات تازه نشان میدهد که تعداد مادران و زنان حامله لااقل ۵۰ نفر است. مشخص نیست چه تعداد از این افراد حامله هستند و تعداد کودکانی که در این بند نگهداری میشوند نیز نامعلوم است.
این بند، دارای ۴ اتاق است که هر کدام به طور متوسط حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارند.
پیش از انتقال زندانیان زن از بند زنان اوین به زندان قرچک، که دو روز بعد از حمله اسرائیل به این زندان انجام شد، مادر و دختر خردسال ۱۶ ماههاش، در قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری میشدند. این زن، اسفند ۱۴۰۲، زمانی که هفتههای آخر بارداریاش بود از بند ۲۰۹ زندان اوین به قرنطینه منتقل شد؛ اتاقی ۱۲ متری، بدون پنجره و با دسترسی محدود به امکانات عمومی زندان. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۴۰۳، ابتدا یک مادر و کودک پسر ۶ ماههاش، از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه آورده شدند و سپس ۶ زن زندانی، که یکی از آنها، حامله بود، همگی از بند ۲۰۹، وارد این اتاق ۱۲ متری شدند. پسر خردسال و مادرش پاییز همان سال از زندان اوین خارج شدند. سایر زنان، چند روز پیش از حمله اسرائیل به زندان اوین، از زندان آزاد شدند. در آن زمان، زنی که پیش از آن حامله بود، دختری حدودا ۴ ماهه داشت. شواهد موجود نشان میدهد این سه کودک، علاوه بر نقض حقوقشان به دلیل شرایط نگهداریشان در زندان، با نقض حق محفوظ ماندن از تبعیض هم مواجه بودند و شرایطی که آنها تجربه کردند با تابعیت، تعلق اتنیکی و مذهب مادرانشان مرتبط بوده است.
صفحه این موسسه در اینستاگرام
coipiorg
سایت موسسه کودکان زندانیان (کویپی)
https://coipi-fa.org
#خشونت_علیه_کودکان #کودکان_مادران_زندانی #تبعیض #زندان_اوین #زندان_قرچک #بند_مادران #حمله_اسرائیل #روز_مادران_زندانی
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از ضرب و جرح تعدادی از سهامداران معترض «پدیدۀ شاندیز» در مشهد بهدست نیروی انتظامی و حراست این مجموعه خبر میدهد.
روز سهشنبه ۳۱ مرداد و در جریان برگزاری مجمع عمومی سهامداران شرکت پدیدۀ شاندیز تعدادی از سهامداران نسبت به عدم دریافت مطالبات خود پس از ۱۲ سال اعتراض کردند که با برخورد خشونتآمیز نیروی انتظامی و حراست مجموعه روبهرو شدند.
برخی منابع از بازداشت چند سهامدار معترض پس از اعمال خشونت نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
پرونده پدیده شاندیز یکی از بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی در ایران است که منجر به ضرر و زیان مالی برای بسیاری از سهامداران شد.
#سهامدار #اعتراض_مدنی #خشونت #نیروی_انتظامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از ضرب و جرح تعدادی از سهامداران معترض «پدیدۀ شاندیز» در مشهد بهدست نیروی انتظامی و حراست این مجموعه خبر میدهد.
روز سهشنبه ۳۱ مرداد و در جریان برگزاری مجمع عمومی سهامداران شرکت پدیدۀ شاندیز تعدادی از سهامداران نسبت به عدم دریافت مطالبات خود پس از ۱۲ سال اعتراض کردند که با برخورد خشونتآمیز نیروی انتظامی و حراست مجموعه روبهرو شدند.
برخی منابع از بازداشت چند سهامدار معترض پس از اعمال خشونت نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
پرونده پدیده شاندیز یکی از بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی در ایران است که منجر به ضرر و زیان مالی برای بسیاری از سهامداران شد.
#سهامدار #اعتراض_مدنی #خشونت #نیروی_انتظامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤9
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی پرهیز از خشونت یادآور آن است که هیچ تغییر پایداری با خشونت و نفرت شکل نمیگیرد. جامعه ایران که زیر فشار استبداد دینی و سرکوب سیاسی به یکی از عصبانیترین جوامع جهان بدل شده، بیش از هر زمان به زبان گفتوگو و درک متقابل نیاز دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک و سرکوبگرانه راه هر گونه اصلاح مسالمتآمیز را بسته، تنها همبستگی میان نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی میتواند چشماندازی تازه برای آینده بگشاید. این همبستگی تنها زمانی ممکن است که جریانهای گوناگون، با وجود اختلافها، اصل به رسمیت شناختن حقوق سیاسی یکدیگر و گفتوگو در فضای بیخشونت را بپذیرند.
راه رهایی از چرخه خشونت و انسداد، نه در حذف و نفی دیگری، بلکه در پذیرش تنوع دیدگاهها و باورهاست. هیچ نیرویی به تنهایی قادر به پایین آوردن دیوار استبداد ولایت فقیه نخواهد بود؛ بلکه تنها از طریق احترام متقابل، ساختن شبکههای همبستگی ملی و تمرکز بر خواست مشترک آزادی و کرامت انسانی میتوان راهی به آینده گشود. پرهیز از خشونت نه به معنای چشمپوشی از حقیقت و عدالت، بلکه به معنای یافتن شیوهای است که در آن تغییرات بزرگ با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین سرمایه همبستگی انسانی تحقق یابد.
#خشونت #گفتگو #استبداد #همبستگی #کنش_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز جهانی پرهیز از خشونت یادآور آن است که هیچ تغییر پایداری با خشونت و نفرت شکل نمیگیرد. جامعه ایران که زیر فشار استبداد دینی و سرکوب سیاسی به یکی از عصبانیترین جوامع جهان بدل شده، بیش از هر زمان به زبان گفتوگو و درک متقابل نیاز دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک و سرکوبگرانه راه هر گونه اصلاح مسالمتآمیز را بسته، تنها همبستگی میان نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی میتواند چشماندازی تازه برای آینده بگشاید. این همبستگی تنها زمانی ممکن است که جریانهای گوناگون، با وجود اختلافها، اصل به رسمیت شناختن حقوق سیاسی یکدیگر و گفتوگو در فضای بیخشونت را بپذیرند.
راه رهایی از چرخه خشونت و انسداد، نه در حذف و نفی دیگری، بلکه در پذیرش تنوع دیدگاهها و باورهاست. هیچ نیرویی به تنهایی قادر به پایین آوردن دیوار استبداد ولایت فقیه نخواهد بود؛ بلکه تنها از طریق احترام متقابل، ساختن شبکههای همبستگی ملی و تمرکز بر خواست مشترک آزادی و کرامت انسانی میتوان راهی به آینده گشود. پرهیز از خشونت نه به معنای چشمپوشی از حقیقت و عدالت، بلکه به معنای یافتن شیوهای است که در آن تغییرات بزرگ با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین سرمایه همبستگی انسانی تحقق یابد.
#خشونت #گفتگو #استبداد #همبستگی #کنش_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20❤2
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18
Forwarded from گفتوشنود
خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
طرح از ساناز باقری
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #زنان #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از ساناز باقری
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #زنان #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤2
Forwarded from گفتوشنود
🟠 ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان یادآور مبارزه و شهادت سه خواهر میرابال است؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت در برابر دیکتاتوری خونبار رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. نام و سرنوشت آنها الهامبخش جنبشی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد.
این روز فرصتی است برای یادآوری اینکه خشونت علیه زنان همچنان یکی از شایعترین و پنهانترین نقضهای حقوق بشر در جهان است؛ میلیونها زن هر روز قربانی خشونتهای جسمی، روانی، جنسی و ساختاری میشوند. هدف این روز، افزایش آگاهی، ایجاد همبستگی جهانی و تشویق به اقدام عملی برای مقابله با این بحران است.
رافائل تروخیو که با لقب «ال هِفه» حکمرانی میکرد، از ۱۹۳۰ تا زمان ترورش در ۱۹۶۱ بر جمهوری دومینیکن سلطه داشت. او چهرهای تمامیتخواه بود که مخالفت را تحمل نمیکرد؛ مخالفان را زندانی، شکنجه یا ناپدید میکرد و اعمالی مانند تغییر نام پایتخت به «سیوداد تروخیو» نشاندهندۀ شخصیتپرستی او بود.
در سال ۱۹۳۷، او دستور «کشتار پارسلی» را صادر کرد که طی آن هزاران هائیتیایی قتلعام شدند. شبکه جاسوسیاش هر صدای معترضی را خاموش میکرد.
سرانجام تروخیو در ۳۰ مه ۱۹۶۱ طی یک عملیات مسلحانه کشته شد؛ روایتی که ماریو بارگاس یوسا در رمان سور بز بازآفرینی کرده است. دوران او یکی از خشنترین دورههای تاریخ جمهوری دومینیکن محسوب میشود.
#خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان
#گفتگو_توانا
#StopViolenceAgainstWomen
@Dialogue1402
🟠 ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان یادآور مبارزه و شهادت سه خواهر میرابال است؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت در برابر دیکتاتوری خونبار رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. نام و سرنوشت آنها الهامبخش جنبشی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد.
این روز فرصتی است برای یادآوری اینکه خشونت علیه زنان همچنان یکی از شایعترین و پنهانترین نقضهای حقوق بشر در جهان است؛ میلیونها زن هر روز قربانی خشونتهای جسمی، روانی، جنسی و ساختاری میشوند. هدف این روز، افزایش آگاهی، ایجاد همبستگی جهانی و تشویق به اقدام عملی برای مقابله با این بحران است.
رافائل تروخیو که با لقب «ال هِفه» حکمرانی میکرد، از ۱۹۳۰ تا زمان ترورش در ۱۹۶۱ بر جمهوری دومینیکن سلطه داشت. او چهرهای تمامیتخواه بود که مخالفت را تحمل نمیکرد؛ مخالفان را زندانی، شکنجه یا ناپدید میکرد و اعمالی مانند تغییر نام پایتخت به «سیوداد تروخیو» نشاندهندۀ شخصیتپرستی او بود.
در سال ۱۹۳۷، او دستور «کشتار پارسلی» را صادر کرد که طی آن هزاران هائیتیایی قتلعام شدند. شبکه جاسوسیاش هر صدای معترضی را خاموش میکرد.
سرانجام تروخیو در ۳۰ مه ۱۹۶۱ طی یک عملیات مسلحانه کشته شد؛ روایتی که ماریو بارگاس یوسا در رمان سور بز بازآفرینی کرده است. دوران او یکی از خشنترین دورههای تاریخ جمهوری دومینیکن محسوب میشود.
#خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان
#گفتگو_توانا
#StopViolenceAgainstWomen
@Dialogue1402
👍7🕊4❤1
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23👍6❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍28❤5🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۶ روز نارنجی؛ مبارزه با خشونت علیه زنان
یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت میشود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟
این پادکست را بشنوید!
اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!
خشونت علیه زنان از مدتها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سالهای حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازماندهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب میشد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار میداد. ایدئولوژیِ جنسیتگرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمانهایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.
با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمانهای غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورشهای سراسری آغاز شد.
سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya
#پادکست
#حقوق_زنان
#خشونت_خانگی #زنان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت میشود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟
این پادکست را بشنوید!
اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!
خشونت علیه زنان از مدتها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سالهای حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازماندهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب میشد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار میداد. ایدئولوژیِ جنسیتگرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمانهایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.
با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمانهای غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورشهای سراسری آغاز شد.
سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya
#پادکست
#حقوق_زنان
#خشونت_خانگی #زنان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر حکومتی با سوءاستفاده از قدرتی که شهروندان به آن تفویض کردهاند، دست به سرکوب و کشتار بزند و انحصار خود برای در اختیار داشتن زور را در جهت سلب حقوق اساسی مردم به کار بگیرد، شهروندان برای مقابله با خشونت سیستماتیک حکومت و دفاع از زندگی خود چه راهی خواهند داشت؟
#خشونت
#R2PforIran #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
#خشونت
#R2PforIran #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊2👍1