آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
چرخه تلخ خشونت علیه زنان؛
از قربانی تا قاتل سایه سیاست‌های سرکوبگرایانه :

هر روز از گوشه‌وکنار این سرزمین، خبر قتل زنی دیگر به دست یکی از نزدیکان یا غریبه‌ای ناشناس منتشر می‌شود؛ از الهه تا کبری، از هانیه تا صدها زن بی‌نام‌ونشان دیگر. این قتل‌ها تنها وقایعی فردی یا جنایت‌هایی اتفاقی نیستند، بلکه بازتاب خشونتی ساختاری و نهادینه‌اند که در تار و پود جامعه ما ریشه دوانده؛ جامعه‌ای گرفتار فقر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که به‌سوی فروپاشی اخلاقی و انسانی سوق داده می‌شود.

سال‌هاست حاکمیت، به‌جای توانمندسازی و حمایت از زنان، به کنترل و سرکوب آن‌ها پرداخته است. به‌جای آموزش، آگاهی‌رسانی، و سرمایه‌گذاری برای ارتقاء فرهنگی جامعه، منابع عمومی صرف گشت‌های ارشاد، دوربین‌های نظارتی، و طرح‌های سرکوبگرانه‌ای همچون استخدام «حجابان» شده‌اند. ابزارهایی که نه‌تنها امنیت نیاورده‌اند، بلکه ترس، خشونت و انفعال اجتماعی را نهادینه کرده‌اند. بودجه‌هایی که می‌توانستند صرف ارتقای مهارت‌های اجتماعی، پیشگیری از خشونت خانگی، و ترویج برابری جنسیتی شوند، به کنترل بدن و رفتار زنان محدود مانده‌اند.

چرخه‌ای تلخ و تکراری شکل گرفته است: زنی کشته می‌شود، قاتلش اعدام می‌شود، و رسانه‌های رسمی فریاد می‌زنند «اشرار را به سزای عمل‌شان رساندیم» تا تصویری ساختگی از امنیت به جامعه عرضه کنند. اما این امنیت، سرابی بیش نیست؛ امنیتی سطحی که زیر پوست آن، خشم، سرکوب، و ناامیدی موج می‌زند.

آیا هیچ‌گاه تصمیم‌گیران لحظه‌ای درنگ کرده‌اند؟ آیا هرگز از جامعه‌شناسان مستقل، از نهادهای مدنی، یا از تجربه کشورهای موفق در کاهش خشونت‌های جنسیتی بهره گرفته‌اند؟ آیا مجرمان – پیش از آنکه به جنایت برسند – از منظر روانی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی بررسی شده‌اند؟ بسیاری از این افراد، خود قربانیان همان ساختار معیوبی‌اند که خشونت را بازتولید می‌کند؛ ساختاری که به‌جای ترمیم انسان‌ها، آن‌ها را به سوی سقوط سوق می‌دهد.

بی‌تردید جنایت باید با واکنشی حقوقی همراه باشد. اما عدالت، فراتر از مجازات است. مجرمان نیز در دل همین ساختار شکل گرفته‌اند؛ ساختاری که با فقر، تبعیض، بی‌عدالتی و سرکوب، انسان را به مرز جنون و خشونت می‌کشاند. اعدام، هرچند ممکن است در لحظه‌ای مرهمی بر زخم خانواده قربانی یا بخشی از افکار عمومی باشد، اما پاسخی پایدار برای ریشه‌های این بحران نیست.

سیاست اعدام، نه عدالت است و نه نمایش اقتدار. بلکه ابزاری برای سرکوب خشم جامعه‌ای‌ست که نادیده گرفته شده؛ جامعه‌ای که صدایش شنیده نمی‌شود، و زخم‌هایش درمان نمی‌شوند. خشم را نمی‌توان با ترس مهار کرد. اگر ساختارهای تبعیض‌آمیز، فرهنگ خشونت‌پرور و سیاست‌های سرکوبگر تغییر نکنند، این چرخه خشونت به اشکال پیچیده‌تر و پنهان‌تری ادامه خواهد یافت.

برای شکستن این چرخه، سیاست‌های شکست‌خورده برچیده و به سمت راه‌حل‌هایی انسانی، پیشگیرانه و عدالت‌محور باید حرکت کرد؛ راه‌حل‌هایی که بر پایه حقوق بشر، کرامت انسانی، و برابری جنسیتی استوار باشند.

مریم یحیوی ،خرداد ۱۴۰۴



#خشونت_علیه_زنان #مربم_بحیوی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سما_جهانباز
«بخش بزرگی از ناامنی برای زنان ریشه در سیاست‌های حکومت دارد. وقتی قانون حامی نیست دست جانی و جنایتکار بازتر است، از خانه تا خیابان و محل کار دامنه دست‌درازی، تجاوز و قتل می‌شود. مهسا امینی را حکومت کشت، الهه حسین‌نژاد را کسی از جنس حکومت. حکومتی که دغدغه‌اش نه امنیت مردم که مبارزه با داشتن حیوان خانگی است و نوع پوشش. حکومتی که فاسدان و اختلاس‌گران‌اش آزادند و آن‌ها که دغدغه ایران دارند در زندان‌ها. برای هر تغییر نهادینه فرهنگی این جمهوری اسلامی است که باید برود چرا که خود مهمترین عامل ترویج بی‌فرهنگی، فساد و بی‌آیندگی برای ایران است.»

از صفحه سیما ثابت

@simaa_sabet

#خشونت_علبه_زنان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38👍63🕊2
علیه فراموشی
تیرماه سال ۱۴۰۲، سیدرضا اکرمی، گفته بود:
«‏زن باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است اما زن بی‌حجاب معلوم نیست مال کیست.»
اکرمی که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است، گفته بود:
«زنِ باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است. اما خانم بی‌حجاب وِل و رها است. یعنی معلوم نیست، متعلق به چه کسی است؟ متعلق به شوهرش است؟ متعلق به نامحرم است یا متعلق به چه کسی است؟»

- چنین دیدگاهی بر کشورمان حاکم است دیدگاهی که زنان را از اموال و متعلقات مردان می‌داند و برای زن به عنوان یک انسان جایگاهی متصور نیست، بدن زن را متعلق به مرد خانواده او (شوهر یا پدر و حتی برادر) می‌داند.
مرد در این دیدگاه «صاحب» زن تلقی می‌شود. صاحبی که اختیار تام دارد. در این دیدگاه مردی که زنش را محدود می‌کند، غیرتمند خوانده می‌شود و مردی که همسرش را انسان می‌داند و برای او حق قائل است، بی‌غیرت خوانده می‌شود.

چنین نگرشی در مورد زنان، زائیده ذهن منجمد شده در قرون و اعصار قدیم و مولد خشونت علیه زنان است.

نظر شما چیست؟

#زن #خشونت_علیه_زنان #نه_به_پوشش_اجباری #حقوق_زنان #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17👍52💔2
انتشار گزارش اختصاصی موسسه کویپی از بند مادران قرچک و قرنطینه اوین، همزمان با روز مادران زندانی

موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان (کویپی) توانسته است به اطلاعاتی درباره بند هشت زندان قرچک، محل نگهداری زنان حامله، مادران و کودکان نوزاد و خردسال دست پیدا کند.
از آخرین زمانی که امکان داشتن اطلاعات دقیقی از داخل این بند فراهم بود، حدود شش سال می‌گذرد. موسسه کویپی در گزارش پیشین خود که آذر ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، برآورد کرده بود که حداقل ۲۰ مادر و با لااقل ۲۰ کودک و حدود ۱۰ زن حامله در این بند نگهداری می‌شوند.
اطلاعات تازه نشان می‌دهد که تعداد مادران و زنان حامله لااقل ۵۰ نفر است. مشخص نیست چه تعداد از این افراد حامله هستند و تعداد کودکانی که در این بند نگهداری می‌شوند نیز نامعلوم است.
این بند، دارای ۴ اتاق است که هر کدام به طور متوسط حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارند.
پیش از انتقال زندانیان زن از بند زنان اوین به زندان قرچک، که دو روز بعد از حمله اسرائیل به این زندان انجام شد، مادر و دختر خردسال ۱۶ ماهه‌اش، در قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شدند. این زن، اسفند ۱۴۰۲، زمانی که هفته‌های آخر بارداری‌اش بود از بند ۲۰۹ زندان اوین به قرنطینه منتقل شد؛ اتاقی ۱۲ متری، بدون پنجره و با دسترسی محدود به امکانات عمومی زندان. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۴۰۳، ابتدا یک مادر و کودک پسر ۶ ماهه‌اش، از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه آورده شدند و سپس ۶ زن زندانی، که یکی از آن‌ها، حامله بود، همگی از بند ۲۰۹، وارد این اتاق ۱۲ متری شدند. پسر خردسال و مادرش پاییز همان سال از زندان اوین خارج شدند. سایر زنان، چند روز پیش از حمله اسرائیل به زندان اوین، از زندان آزاد شدند. در آن زمان، زنی که پیش از آن حامله بود، دختری حدودا ۴ ماهه‌ داشت. شواهد موجود نشان می‌دهد این سه کودک، علاوه بر نقض حقوق‌شان به دلیل شرایط نگهداری‌شان در زندان، با نقض حق محفوظ ماندن از تبعیض هم مواجه بودند و شرایطی که آن‌ها تجربه کردند با تابعیت، تعلق اتنیکی و مذهب مادران‌شان مرتبط بوده است.

صفحه این موسسه در اینستاگرام
coipiorg
سایت موسسه کودکان زندانیان (کویپی)
https://coipi-fa.org

#خشونت_علیه_کودکان #کودکان_مادران_زندانی #تبعیض #زندان_اوین #زندان_قرچک #بند_مادران #حمله_اسرائیل#روز_مادران_زندانی
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔1511
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از ضرب و جرح تعدادی از سهام‌داران معترض «پدیدۀ شاندیز» در مشهد به‌دست نیروی انتظامی و حراست این مجموعه خبر می‌دهد.

روز سه‌شنبه ۳۱ مرداد و در جریان برگزاری مجمع عمومی سهام‌داران شرکت پدیدۀ شاندیز تعدادی از سهام‌داران نسبت به عدم دریافت مطالبات خود پس از ۱۲ سال اعتراض کردند که با برخورد خشونت‌آمیز نیروی انتظامی و حراست مجموعه روبه‌رو شدند.

برخی منابع از بازداشت چند سهامدار معترض پس از اعمال خشونت نیروهای انتظامی خبر داده‌اند.

پرونده پدیده شاندیز یکی از بزرگترین پرونده‌های فساد اقتصادی در ایران است که منجر به ضرر و زیان مالی برای بسیاری از سهامداران شد.
#سهامدار #اعتراض_مدنی #خشونت #نیروی_انتظامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔169
Forwarded from گفت‌وشنود

روز جهانی پرهیز از خشونت یادآور آن است که هیچ تغییر پایداری با خشونت و نفرت شکل نمی‌گیرد. جامعه ایران که زیر فشار استبداد دینی و سرکوب سیاسی به یکی از عصبانی‌ترین جوامع جهان بدل شده، بیش از هر زمان به زبان گفت‌وگو و درک متقابل نیاز دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاست‌های ایدئولوژیک و سرکوبگرانه راه هر گونه اصلاح مسالمت‌آمیز را بسته، تنها همبستگی میان نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی می‌تواند چشم‌اندازی تازه برای آینده بگشاید. این همبستگی تنها زمانی ممکن است که جریان‌های گوناگون، با وجود اختلاف‌ها، اصل به رسمیت شناختن حقوق سیاسی یکدیگر و گفت‌وگو در فضای بی‌خشونت را بپذیرند.

راه رهایی از چرخه خشونت و انسداد، نه در حذف و نفی دیگری، بلکه در پذیرش تنوع دیدگاه‌ها و باورهاست. هیچ نیرویی به تنهایی قادر به پایین آوردن دیوار استبداد ولایت فقیه نخواهد بود؛ بلکه تنها از طریق احترام متقابل، ساختن شبکه‌های همبستگی ملی و تمرکز بر خواست مشترک آزادی و کرامت انسانی می‌توان راهی به آینده گشود. پرهیز از خشونت نه به معنای چشم‌پوشی از حقیقت و عدالت، بلکه به معنای یافتن شیوه‌ای است که در آن تغییرات بزرگ با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین سرمایه همبستگی انسانی تحقق یابد.

#خشونت #گفتگو #استبداد #همبستگی #کنش_مدنی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍202
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونت‌آمیز و توهین‌آمیز را شامل می‌شود که به اشکال مختلف رخ می‌دهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونه‌های دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمی‌کند چندان که باید به خشونت پرداخته نمی‌شود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموش‌ماندن در برابر خشونت‌گر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.

خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ می‌دهد، اما در برخی گروه‌ها شایع‌تر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر می‌شود.
بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange

#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18
Forwarded from گفت‌وشنود
خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمی‌شده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدس‌بخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی می‌کند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کرده‌اند که مرد ولی‌نعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید می‌کند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیض‌آمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی می‌کند.
مردانگی تحریف‌شده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمی‌تواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمی‌تواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار می‌شود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمی‌آیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقش‌های اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشته‌ایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق می‌کنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده می‌شود، تعیین‌کننده شکل‌گیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقش‌های اجتماعی و هویت‌های فرهنگی شکل می‌گیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دوانده‌اند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده می‌شوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمی‌شوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند.

واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان می‌دانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بی‌عملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ می‌کنند. کسانی که سکوت می‌کنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک می‌کنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهان‌کننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کرده‌اند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بوده‌اند و چگونه می‌توانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقش‌هایی که به ظاهر حمایتی‌اند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونی‌شده، ناخواسته همان نقش‌ها و نگاه‌های مردسالارانه را بازتولید می‌کنند. تربیت، نخستین میدان شکل‌گیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوه‌های یک حقیقت انسانی‌اند و هیچ منطقی نمی‌تواند میان آن‌ها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه می‌تواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همان‌طور که تبعیض ساخته شده، می‌تواند بازسازی شود؛ همان‌طور که خشونت آموزش داده شده، می‌تواند از میان برداشته شود.
برابری پروژه‌ای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحول‌های بزرگ همیشه از همین قدم‌های کوچک آغاز می‌شوند.
آنچه از ما خواسته می‌شود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعه‌شناختی پیچیده و نه تحلیل‌های فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسان‌بودن مسئول.
این‌که هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بی‌عدالتی و در امتناع از سکوت.

#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍71
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
طرح از ساناز باقری

خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونت‌آمیز و توهین‌آمیز را شامل می‌شود که به اشکال مختلف رخ می‌دهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونه‌های دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمی‌کند چندان که باید به خشونت پرداخته نمی‌شود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموش‌ماندن در برابر خشونت‌گر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.

خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ می‌دهد، اما در برخی گروه‌ها شایع‌تر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر می‌شود.
بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange

#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #زنان #کارتون #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊132
Forwarded from گفت‌وشنود

🟠 ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان یادآور مبارزه و شهادت سه خواهر میرابال است؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ به‌دلیل مقاومت در برابر دیکتاتوری خونبار رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. نام و سرنوشت آن‌ها الهام‌بخش جنبشی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد.

این روز فرصتی است برای یادآوری این‌که خشونت علیه زنان همچنان یکی از شایع‌ترین و پنهان‌ترین نقض‌های حقوق بشر در جهان است؛ میلیون‌ها زن هر روز قربانی خشونت‌های جسمی، روانی، جنسی و ساختاری می‌شوند. هدف این روز، افزایش آگاهی، ایجاد همبستگی جهانی و تشویق به اقدام عملی برای مقابله با این بحران است.

رافائل تروخیو که با لقب «ال هِفه» حکمرانی می‌کرد، از ۱۹۳۰ تا زمان ترورش در ۱۹۶۱ بر جمهوری دومینیکن سلطه داشت. او چهره‌ای تمامیت‌خواه بود که مخالفت را تحمل نمی‌کرد؛ مخالفان را زندانی، شکنجه یا ناپدید می‌کرد و اعمالی مانند تغییر نام پایتخت به «سیوداد تروخیو» نشان‌دهندۀ شخصیت‌پرستی او بود.
در سال ۱۹۳۷، او دستور «کشتار پارسلی» را صادر کرد که طی آن هزاران هائیتیایی قتل‌عام شدند. شبکه جاسوسی‌اش هر صدای معترضی را خاموش می‌کرد.

سرانجام تروخیو در ۳۰ مه ۱۹۶۱ طی یک عملیات مسلحانه کشته شد؛ روایتی که ماریو بارگاس یوسا در رمان سور بز بازآفرینی کرده است. دوران او یکی از خشن‌ترین دوره‌های تاریخ جمهوری دومینیکن محسوب می‌شود.

#خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان
#گفتگو_توانا
#StopViolenceAgainstWomen

@Dialogue1402
👍7🕊41
‌ با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم

طرح از مانا نیستانی

اصلی‌ترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه می‌دانید؟

به نظر شما آیا ظرفیت‌های حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟

#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊23👍61👌1
Forwarded from گفت‌وشنود

شئ‌انگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمی‌شود؛ حاج‌آقا!

پیام همراهان

حاج‌آقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظه‌ای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنج‌ها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث می‌تواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.

در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی نوشتند:
«ما شهید نداده‌ایم که خانم‌ها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جمله‌ای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدی‌تر برمی‌دارد: اینکه زن نه به‌عنوان شخص، بلکه به‌عنوان «ابژه» دیده می‌شود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.

فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار داده‌اند. به عنوان نمونه کانت می‌گفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» می‌نامیم، ناخواسته او را وسیله‌ای برای تنظیم میل خود کرده‌ایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجه‌اش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.

در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناه‌انگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعه‌ای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی می‌پروراند که میل طبیعی خود را نمی‌شناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل می‌کنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه می‌شود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»

اما اخلاق جنسی از این‌جا آغاز نمی‌شود؛ از مسئولیت‌پذیری فردی آغاز می‌شود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.

قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایت‌یافته باشید، به شما آسیب نمی‌رساند.

پس حاج‌آقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده می‌شود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین می‌آورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقی‌تر شدنِ همهٔ ماست.

#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍285🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۶ روز نارنجی؛ مبارزه با خشونت علیه زنان

یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت می‌شود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟

این پادکست را بشنوید!

اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!

خشونت علیه زنان از مدت‌ها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سال‌های حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازمان‌دهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب می‌شد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار می‌داد. ایدئولوژیِ جنسیت‌گرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمان‌هایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.

با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمان‌های غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورش‌های سراسری آغاز شد.

سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya

#پادکست
#حقوق_زنان
#خشونت_خانگی #زنان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊131
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر حکومتی با سوءاستفاده از قدرتی که شهروندان به آن تفویض کرده‌اند، دست به سرکوب و کشتار بزند و انحصار خود برای در اختیار داشتن زور را در جهت سلب حقوق اساسی مردم به کار بگیرد، شهروندان برای مقابله با خشونت سیستماتیک حکومت و دفاع از زندگی خود چه راهی خواهند داشت؟

#خشونت
#R2PforIran #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔20👍4🕊4

از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتل‌عام در گفتار علی خامنه‌ای

پیام‌ همراهان

در نظام‌های اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمی‌شود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب می‌گیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته می‌شود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته می‌ماند، به‌دست نهادهای قهری تفسیر و اجرا می‌شود.
علی خامنه‌ای در بزنگاه‌های اعتراض و نافرمانی مدنی، به‌ندرت دستور صریح سرکوب می‌دهد. در عوض، با نام‌گذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را می‌سازد. واژه‌هایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلال‌گر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی می‌نشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازات‌ها باز می‌کند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل می‌شوند. دادگاه‌ها، نیروهای انتظامی و شبه‌نظامیان، این زبان را نه به‌مثابه استعاره، بلکه به‌عنوان چراغ سبز تلقی می‌کنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژه‌ها جان می‌گیرند و به گلوله بدل می‌شوند، گوینده نمی‌تواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آن‌که ماشه چکانده شود، این واژه‌ها هستند که شلیک کرده‌اند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍32
Forwarded from گفت‌وشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع

پیام همراهان

در حکومت‌های ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه به‌تدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف می‌شود. وقتی فرمان‌برداری از قدرت با ایمان گره می‌خورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی می‌شود. این جابه‌جاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم می‌کند که در بزنگاه‌های بحرانی، آماده‌ی اعمال خشونت علیه جامعه‌ی خود هستند.

نظام آموزشی، رسانه‌های رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزاره‌هایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولی‌فقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل می‌کنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار می‌کند. در چنین ساختاری، خشونت نه به‌عنوان نقض ارزش‌های انسانی، بلکه به‌مثابه انجام «وظیفه» فهم می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فرد از تعریف‌های معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیت‌پذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله می‌گیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف می‌شود.

حکومت دینی تمامیت‌خواه، با دوگانه‌سازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنه‌گر»، فرایند انسان‌زدایی از معترضان را تسهیل می‌کند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نه‌تنها مجاز، بلکه فضیلت‌مند جلوه داده می‌شود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجهه‌ی اخلاقی با رنج دیگری معاف می‌کند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله می‌دهد.

پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیان‌های اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل می‌شود، نه‌تنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست می‌دهد، بلکه در برابر چرخه‌های تکرارشونده‌ی خشونت ناتوان می‌ماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ می‌کند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل می‌دهد و جامعه را در برابر خشونت سازمان‌یافته بی‌دفاع‌تر می‌سازد.

#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10👍7🕊3
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم عقد دو سرکوبگر مسلح بسیجی در ایران

پشت یک وانت نظامی و زیر سایه یک مسلسل سنگین، عروسی برگزار شد؛ مراسمی‌ که در آن عروس با قناصه در دست ایستاده بود و داماد با کلاشینکف. مهمانان نیز با اسلحه بر دوش، آنها را همراهی می‌کردند.

مراسم عروسی دو بسیجی؛ تصویری که به‌جای جشن، بیشتر شبیه یک نمایش قدرت و خشونت بود.

وقتی ایدئولوژی و خشونت‌محوری تا این حد در زندگی روزمره نفوذ می‌کند، حتی آغاز یک زندگی مشترک که معمولا باید رمانتیک‌ترین و انسانی‌ترین لحظات باشد به بیانیه‌ای ترسناک تبدیل می‌شود؛ نمایشی از قدرت، اسلحه و هراس، به‌جای عشق و امید.

#ایدئولوژی #خشونت_محوری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💯21
Forwarded from گفت‌وشنود
خشونت نظام اسلامی و یک کامنت
آیا شما با این نظر موافقید؟
ورق بزنید

حدود یک هفته پیش، صفحه آموزشکده مدنی توانا گزارشی را از یک بازداشت بسیار خشن منتشر کرد. در جریان این یورش، نیروهای نظام به شکنجه اطرافیان پرداخته بودند و حتی به حیوانات خانگی شهروند مورد حمله نیز رحم نداشتند.

در موارد متعدد مشابه دیگری نیز، مامورین نظام اسلامی به خشونت‌، ضرب‌وشتم، توهین، شکنجه می‌پردازند. نگاه داشتن افراد در سلول‌های انفرادی و اعدام‌های نمایشی، مصداق شکنجه روانی است.

علی خامنه‌ای سرکرده فرقه ولایت فقیه بارها از جنگ‌طلبی این گروه دفاع کرده‌بود، و حتی از «جنگ روحی و اجتماعی» سخن می‌گفت. او ستاینده خشونت مذهبی بود؛ به طوری که در یک سخنرانی برای پیروان خود، از «خشونت علی» در اجرای مقررات الهی تمجید کرده بود (۱۳۷۹).

در مقابل در سال‌های ایرانیان زیادی به اجباری یا تحمیلی بودن اسلام در ایران اشاره کرده‌اند. بعضی از ایرانیان به جنگ قادسیه (نبرد یزدگرد سوم ساسانی با مهاجمان مسلمان) اشاره می‌کنند و معتقدند اسلام با جنگ وارد ایران شد. آن‌ها تحولات اجتماعی اخیر ایران را ادامه آن نبرد می‌پندارند.

در دوره صفوی نیز عقاید شیعی با خشونت و هراس‌‎افکنی سنگینی بر ایران سایه افکند. در آن دوره، شخصیت‌های برجسته ایرانی سنی‌مذهب سرکوب شدند، اماکن مورد احترام ایرانیان سنی تخریب شد، و در شهرهایی که جمعیت سنی اکثریت داشتند (مانند تبریز) فضایی از توهین، وحشت و خفقان ایجاد شد.

به جز در دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران جریان‌های اصلاح دینی درون شیعه یا بیرون آن (مانند جنبش بابی یا آیین بهایی) در ایران با خشونت سرکوب شدند. امروزه نوکیشان مسیحی یا افراد بدون‌دین یا ندانم‌گرای ایرانی نیز در امنیت زیست نمی‌کنند، و باید شجاعت زیادی برای بیان آشکار نظرات خود داشته باشند.

پس از تسلط افکار فرقه‌ای خمینی بر ایران، روند استفاده از خشونت برای تحمیل قواعد اسلامی بار دیگر شدت گرفت. این اجبار در مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، اماکن عمومی، در قوانین مرتبط با حجاب، انحصار مناصب بالای سیاسی برای مسلمانان شیعه، سرکوب آزادی بیان و رسانه‌ها، و بمباران فکری جامعه با عقاید فرقه‌ای نظام همراه شد.

کامنت این همراه به این ایده اشاره دارد که ایرانیان، زیر بار فشار و زور به اسلام رو آوردند، و با همین فشار در نسل‌ها مسلمان باقی ماندند، به طوری که بخشی فرهنگ باستانی ایران به فراموشی سپرده شد، و به تدریج بخشی از ایرانیان با دین و اخلاقیات فاتحان مسلمان خو گرفتند.

در مقابل عده‌ای استدلال می‌کنند که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفته‌اند، و موارد خشونت مبلغلان دین اسلام اندک بوده است. آن‌ها استدلال می‌کنند که دین هرگز اجباری نیست و امروز یا دیروز، هر کسی انتخاب دینی دیگری داشته است، مجبور به پیروی از اسلام یا تشیع نبوده است.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا با این کامنت موافقید؟


#خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌43
Forwarded from گفت‌وشنود
از خشونت مذهبی تا هم‌زیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید
درس‌های تطبیقی از پنج جامعه کثرت‌گرا

فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرن‌ها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، به‌تدریج راهی به سوی هم‌زیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.

نوشتار «از خشونت مذهبی تا هم‌زیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی می‌کند که چگونه جوامع می‌توانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.

این متن نشان می‌دهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمی‌شود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفت‌وگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفت‌وگوی میان‌جماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیت‌های ریشه‌ای در کاهش سوءظن‌ها و تنش‌های مذهبی می‌پردازد.

در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونت‌ها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانه‌ای است از این‌که جوامع می‌توانند فراتر از خشونت فرقه‌ای تحول یابند.»

این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعه‌ای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/

#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌4🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
ریزپرخاش‌های روزگار ما

ممکن است بعضی از ما با شنیدن واژه خشونت معنای بسیار محدود و خاص و شدیدی از آن در ذهن خود بیابیم. خبرهای منتشر‌شده در رسانه‌ها مملو از جلوه‌های شدید خشونت از سراسر دنیا هستند. کشتار، جنگ، جنایت علیه بشر، جرایم شنیع یا نزاع‌های بزرگ از این دسته‌ هستند. رسانه‌ها ممکن است خواسته یا ناخواسته با فنون و تکنیک‌های روایت‌گری این خشونت‌ها را حتی شدیدتر از آنچه در واقع اتفاق افتاده است بازتاب دهند. از این گذشته، فیلم‌ها و سریال‌های تولید‌شده می‌توانند شامل صحنه‌های بسیار شدید و اغراق‌شده‌ای از خشونت باشند. ژانرهایی مانند اسلشر (Slasher) در سینما عملا بر نوآوری در زمینه به‌تصویرکشیدن خشونت به شدیدترین شکل ممکن تمرکز دارند. به نظر می‌رسد فیلم‌های این ژانر مخاطبان کمی هم ندارند. خشونت کلامی نیز در رسانه‌ها به وفور وجود دارد.
تمام این‌ها ممکن است تعریف ما از خشونت و روش ما برای بازشناسی مصداق‌های خشونت را به شکلی تحت تاثیر قرار دهد که اشکال ظریف یا کم‌تر شدید خشونت را نبیبنم یا تاثیر آن را دست‌کم بشماریم. این امکان وجود دارد که زندگی در زمان‌های دشوار و تحمل خشونت‌هایی که حکومتی غاصب و ستمگر مرتکب می‌شود شهروندان را نسبت به بعضی اشکال خشونت - به‌ویژه خشونت‌هایی که خودشان مرتب قربانی آن هستند - بی‌حس کرده باشد. شاید نوعی مکانیسم دفاع روانی در کار باشد که ما با ندیده‌گرفتن خشونت علیه خودمان تا حدی از درد و رنج آن بکاهیم. از سوی دیگر، احتمالا افزایش شجاعت و مقاومت روانی شهروندان نیز در این تحول احساسی و فکری در برابر خشونت نقش دارد.

این یادداشت را در وبسایت گفت و شنود بخوانید

https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/

#ریزپرخاش #خشونت #رواداری #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
3👌1