توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
در کلابعاوس توانا
دوشنبه، ۲۴ دی ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
برنامه «توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی» با حضور امیرسالار داودی، وکیل برجسته دادگستری، فرصتی بینظیر برای آشنایی با موضوعات حقوقی است. در این برنامه، جنبههای کلیدی حقوقی که میتواند جامعه مدنی را در مسیر آگاهی، مطالبهگری و دفاع از حقوق خود یاری کند، بررسی خواهد شد. حضور امیرسالار داودی، که به دلیل فعالیتهای حقوقی و دفاع از عدالت شناخته شده است و علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی، چندین سال زندانی بود، این برنامه را به بستری ارزشمند برای تبادل دانش و تجربه تبدیل میکند.
این برنامه احتمالا به صورت هفتگی ادامه خواهد داشت و تلاش میشود آموزشهای حقوقی به فعالان مدنی و افراد در معرض خطر بازداشت داده شود.
لینک برنامه:
https://www.clubhouse.com/invite/zg8SbyJOonozXWdX7DKOkq0RevV1c8yRoJ2:064ZleIzdwLiUSH6wJqbKZLfCbQhjCdXhreLuz_ByuY
#جامعه_مدنی #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
در کلابعاوس توانا
دوشنبه، ۲۴ دی ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
برنامه «توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی» با حضور امیرسالار داودی، وکیل برجسته دادگستری، فرصتی بینظیر برای آشنایی با موضوعات حقوقی است. در این برنامه، جنبههای کلیدی حقوقی که میتواند جامعه مدنی را در مسیر آگاهی، مطالبهگری و دفاع از حقوق خود یاری کند، بررسی خواهد شد. حضور امیرسالار داودی، که به دلیل فعالیتهای حقوقی و دفاع از عدالت شناخته شده است و علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی، چندین سال زندانی بود، این برنامه را به بستری ارزشمند برای تبادل دانش و تجربه تبدیل میکند.
این برنامه احتمالا به صورت هفتگی ادامه خواهد داشت و تلاش میشود آموزشهای حقوقی به فعالان مدنی و افراد در معرض خطر بازداشت داده شود.
لینک برنامه:
https://www.clubhouse.com/invite/zg8SbyJOonozXWdX7DKOkq0RevV1c8yRoJ2:064ZleIzdwLiUSH6wJqbKZLfCbQhjCdXhreLuz_ByuY
#جامعه_مدنی #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17
Forwarded from گفتوشنود
حاکمیت قانون و سکولاریسم با اصول حکومت مذهبی در تضاد عمیق قرار دارد، بهویژه در کشوری مانند ایران که تحت سیطره حکومت مذهبی شیعه اداره میشود.
در یک حکومت مذهبی، قوانین و سیاستها عمدتاً براساس تفسیرهای دینی از اسلام تعیین میشوند که منجر به محدودیتهای جدی بر آزادیهای فردی و حقوق بشر میگردد.
در مقابل، سکولاریسم به جدایی دین از دولت و حاکمیت قانون بر مبنای اصول حقوق بشری و دموکراسی تاکید دارد.
این تضاد در ایران، در قوانینی که بر اساس احکام شرعی تنظیم شدهاند و در تضاد با حقوق فردی و آزادیهای مدنی نمایان است.
بهعنوان مثال، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان، حقوق زنان، و آزادیهای مذهبی، نمودی از این چالشها هستند.
در این شرایط، مطالبه حاکمیت قانون و سکولاریسم نهتنها به معنای حمایت از حقوق فردی است، بلکه بهعنوان یک ضرورت برای ایجاد یک جامعه عادلانه و دموکراتیک در برابر حکومت مذهبی مطرح میشود.
#سکولاریسم #جامعه_مدنی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حاکمیت قانون و سکولاریسم با اصول حکومت مذهبی در تضاد عمیق قرار دارد، بهویژه در کشوری مانند ایران که تحت سیطره حکومت مذهبی شیعه اداره میشود.
در یک حکومت مذهبی، قوانین و سیاستها عمدتاً براساس تفسیرهای دینی از اسلام تعیین میشوند که منجر به محدودیتهای جدی بر آزادیهای فردی و حقوق بشر میگردد.
در مقابل، سکولاریسم به جدایی دین از دولت و حاکمیت قانون بر مبنای اصول حقوق بشری و دموکراسی تاکید دارد.
این تضاد در ایران، در قوانینی که بر اساس احکام شرعی تنظیم شدهاند و در تضاد با حقوق فردی و آزادیهای مدنی نمایان است.
بهعنوان مثال، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان، حقوق زنان، و آزادیهای مذهبی، نمودی از این چالشها هستند.
در این شرایط، مطالبه حاکمیت قانون و سکولاریسم نهتنها به معنای حمایت از حقوق فردی است، بلکه بهعنوان یک ضرورت برای ایجاد یک جامعه عادلانه و دموکراتیک در برابر حکومت مذهبی مطرح میشود.
#سکولاریسم #جامعه_مدنی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14
نسرین ستوده و صدیقه وسمقی در بیانیهای ضمن آنکه حجاب اجباری را محدودیتی بزرگ برای ورزش دختران دانشتند، خواستار برچیده شدن تمام فشارها بر زنان در رابطه با نحوه پوشش شدند و نوشتند: «رسیدن به ایران دموکراتیک و حاکم شدن ملت بر سرنوشت خویش، نیازمند جامعه مدنی نیرومندی است که بتواند مطالبات خود را تا تحقق کامل آنها پیگیری کند.» آنها از ورزشکاران مرد درخواست کردند که کنار زنان ورزشکار بایستند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«حجاب اجباری،محدودیتی بزرگ برای ورزش دختران
رسیدن به ایران دموکراتیک و حاکم شدن ملت بر سرنوشت خویش، نیازمند جامعه مدنی نیرومندی است که بتواند مطالبات خود را تا تحقق کامل آنها پیگیری کند.
زنان بسیاری با لایحهی ننگین حجاب و عفاف مخالفت کرده، خواستار لغو هر گونه قانونی در رابطه با حجاب شدهاند، اما لایحهی مذکور فقط کنار گذاشته شد تا شاید روز مبادا دوباره آن را همچون سلاحی برکشیده و علیه زنان به کار گیرند. اگرچه این قانون بی اعتبار ظاهرا ابلاغ نشده اما عملا در حال اجراست، زیرا همه جا از مدارس و دانشگاهها گرفته تا ادارات و غیره، زنان در رابطه با پوشش و حجاب در معرض مزاحمت، تذکر، آزار گفتاری و رفتاری قرار دارند. دختران ورزشکار ما به دلیل تبعیض ها و محدودیت ها از جمله حجاب اجباری حتی مجبور به ترک میهن میشوند که این خود، خسارت مادی و معنوی بزرگی است. ما اکیدا خواستار برچیده شدن تمام فشارها بر زنان در رابطه با نحوهی پوشش آنان هستیم. جامعه مدنی در این رابطه میتواند نقش مهمی ایفا کند. اتحاد مردان و زنان در همهی عرصهها میتواند جامعهی مدنی نیرومند را به نمایش بگذارد. ما از جامعه ورزشی ایران، خصوصا مردان ورزشکار، انتظار داریم که برای رفع کلیه محدودیتها از جمله حجاب اجباری، کنار زنان ورزشکار بایستند. ما همچنین از نهادهای بین المللی ورزشی می خواهیم که با وضع مقررات مناسب مانع تحمیل محدودیتها به ویژه حجاب اجباری بر زنان ورزشکار شوند.
صدیقه وسمقی - نسرین ستوده»
#نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #بیانیه #جامعه_مدنی #نسرین_ستوده #صدیقه_وسمقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TabaanaTech
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«حجاب اجباری،محدودیتی بزرگ برای ورزش دختران
رسیدن به ایران دموکراتیک و حاکم شدن ملت بر سرنوشت خویش، نیازمند جامعه مدنی نیرومندی است که بتواند مطالبات خود را تا تحقق کامل آنها پیگیری کند.
زنان بسیاری با لایحهی ننگین حجاب و عفاف مخالفت کرده، خواستار لغو هر گونه قانونی در رابطه با حجاب شدهاند، اما لایحهی مذکور فقط کنار گذاشته شد تا شاید روز مبادا دوباره آن را همچون سلاحی برکشیده و علیه زنان به کار گیرند. اگرچه این قانون بی اعتبار ظاهرا ابلاغ نشده اما عملا در حال اجراست، زیرا همه جا از مدارس و دانشگاهها گرفته تا ادارات و غیره، زنان در رابطه با پوشش و حجاب در معرض مزاحمت، تذکر، آزار گفتاری و رفتاری قرار دارند. دختران ورزشکار ما به دلیل تبعیض ها و محدودیت ها از جمله حجاب اجباری حتی مجبور به ترک میهن میشوند که این خود، خسارت مادی و معنوی بزرگی است. ما اکیدا خواستار برچیده شدن تمام فشارها بر زنان در رابطه با نحوهی پوشش آنان هستیم. جامعه مدنی در این رابطه میتواند نقش مهمی ایفا کند. اتحاد مردان و زنان در همهی عرصهها میتواند جامعهی مدنی نیرومند را به نمایش بگذارد. ما از جامعه ورزشی ایران، خصوصا مردان ورزشکار، انتظار داریم که برای رفع کلیه محدودیتها از جمله حجاب اجباری، کنار زنان ورزشکار بایستند. ما همچنین از نهادهای بین المللی ورزشی می خواهیم که با وضع مقررات مناسب مانع تحمیل محدودیتها به ویژه حجاب اجباری بر زنان ورزشکار شوند.
صدیقه وسمقی - نسرین ستوده»
#نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #بیانیه #جامعه_مدنی #نسرین_ستوده #صدیقه_وسمقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TabaanaTech
👍30🕊2
توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
در کلابهاوس توانا
پنجشنبه، ۲۷ دی ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
برنامه «توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی» با حضور امیرسالار داودی، وکیل برجسته دادگستری، فرصتی بینظیر برای آشنایی با موضوعات حقوقی است. در این برنامه، جنبههای کلیدی حقوقی که میتواند جامعه مدنی را در مسیر آگاهی، مطالبهگری و دفاع از حقوق خود یاری کند، بررسی خواهد شد. حضور امیرسالار داودی، که به دلیل فعالیتهای حقوقی و دفاع از عدالت شناخته شده است و علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی، چندین سال زندانی بود، این برنامه را به بستری ارزشمند برای تبادل دانش و تجربه تبدیل میکند.
این برنامه احتمالا به صورت هفتگی ادامه خواهد داشت و تلاش میشود آموزشهای حقوقی به فعالان مدنی و افراد در معرض خطر بازداشت داده شود.
لینک برنامه:
https://www.clubhouse.com/invite/Yv3UZJ7dVv8QJBy8or7AG2EABbrfg79OvX:Tz2jUONGUOwPBFLkoWDg-4RfaByRaw-hTGG7O_QsnDE
#جامعه_مدنی #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
در کلابهاوس توانا
پنجشنبه، ۲۷ دی ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
برنامه «توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی» با حضور امیرسالار داودی، وکیل برجسته دادگستری، فرصتی بینظیر برای آشنایی با موضوعات حقوقی است. در این برنامه، جنبههای کلیدی حقوقی که میتواند جامعه مدنی را در مسیر آگاهی، مطالبهگری و دفاع از حقوق خود یاری کند، بررسی خواهد شد. حضور امیرسالار داودی، که به دلیل فعالیتهای حقوقی و دفاع از عدالت شناخته شده است و علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی، چندین سال زندانی بود، این برنامه را به بستری ارزشمند برای تبادل دانش و تجربه تبدیل میکند.
این برنامه احتمالا به صورت هفتگی ادامه خواهد داشت و تلاش میشود آموزشهای حقوقی به فعالان مدنی و افراد در معرض خطر بازداشت داده شود.
لینک برنامه:
https://www.clubhouse.com/invite/Yv3UZJ7dVv8QJBy8or7AG2EABbrfg79OvX:Tz2jUONGUOwPBFLkoWDg-4RfaByRaw-hTGG7O_QsnDE
#جامعه_مدنی #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍16
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتاب راهنمای تحلیلی درک و ارزیابی جنبش ملی و آزادیخواهانه زنان ایرانی نوشته مجید محمدی
کتاب «راهنمای تحلیلی درک و ارزیابی جنبش ملی و آزادیخواهانه زنان ایرانی» نوشته مجید محمدی، جامعهشناس، است و نگاهی دارد به جنبش زنان ایران در دوران معاصر.
در دوران پسا-مهسا تبیین و ارزیابی جنبش زنان ایران در دوران معاصر کاری است سترگ، بلندمدت، جمعی و نیازمند دسترسی به آرشیوهای فیلم و عکس و روزنامهها و مجلات و خاطرات زنانی که در این جنبشها شرکت فعال داشتهاند. بدون مطالعه زندگینامه زنان و دخترانی که در جنبش زنان جان یا چشم خود را از دست دادهاند یا نیروهای امنیتی و یگان ویژه و لباسشخصیها به آنها تجاوز کردهاند، نمیتوان تصویری تفصیلی و دقیق از جنبش ملی و آزدایخواهانه زنان ایرانی عرضه کرد.
از آنجا که ابعاد متنوع جنبش زنان با عمری با بیش از یکصد سال از دوران جنبش مشروطه را نمیتوان در اثری کوچک مثل این توضیح داد. به همین علت با چهار گزینش آن را محدود میکنیم:
پرداختن به جنبش زنان در دوران جنبش مهسا و پس از آن و رفتن به گذشته تنها در شرایطی که بخواهیم وضعیت امروز را توضیح دهیم.
تمرکز بر ابعاد فعالیتگرایانه جنبش و نه ابعاد فکری و عقیدتی و گفتمانی آن.
پرهیز از ابعاد حقوقی و مطالبات قانونی جنبش زنان که مثنوی هزارانمنکاغذ میشود.
پرهیز از گزارش میدانی که کار روزنامهنگاران است.
در این اثر صرفا به توصیف و تبیین جنبش زنان نپرداختهایم بلکه مسیرهایی برای ارزیابی نیز باز کردهایم.
به دلیل زنده و پرانرژیبودن جنبش زنان در ایران و تداوم آن تا سقوط جمهوری اسلامی، موضوع جنبش زنان همچنان موضوعی مورد توجه کنشگران و تحلیلگران و محققان خواهد بود. از این جهت آثار تولیدشده بخش کوچکی از وجوه جنبش زنان را منعکس میکنند و حتما به آثار مختلف با دیدگاههای متفاوت در باب این جنبش نیاز است. این اثر تنها گام کوچکی در این جهت است.
لینک دانلود رایگان کتاب:
https://tavaana.org/liberating-national-women-movement-post-mahsa-iran/
سایت:
https://tavaana.org/national-women-movement-post-mahsa/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=3IK-rgg4H74&t=222s
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/e636273a-9152-48d0-bea6-05bde206063f
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#کتاب
#جامعه_شناسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
کتاب «راهنمای تحلیلی درک و ارزیابی جنبش ملی و آزادیخواهانه زنان ایرانی» نوشته مجید محمدی، جامعهشناس، است و نگاهی دارد به جنبش زنان ایران در دوران معاصر.
در دوران پسا-مهسا تبیین و ارزیابی جنبش زنان ایران در دوران معاصر کاری است سترگ، بلندمدت، جمعی و نیازمند دسترسی به آرشیوهای فیلم و عکس و روزنامهها و مجلات و خاطرات زنانی که در این جنبشها شرکت فعال داشتهاند. بدون مطالعه زندگینامه زنان و دخترانی که در جنبش زنان جان یا چشم خود را از دست دادهاند یا نیروهای امنیتی و یگان ویژه و لباسشخصیها به آنها تجاوز کردهاند، نمیتوان تصویری تفصیلی و دقیق از جنبش ملی و آزدایخواهانه زنان ایرانی عرضه کرد.
از آنجا که ابعاد متنوع جنبش زنان با عمری با بیش از یکصد سال از دوران جنبش مشروطه را نمیتوان در اثری کوچک مثل این توضیح داد. به همین علت با چهار گزینش آن را محدود میکنیم:
پرداختن به جنبش زنان در دوران جنبش مهسا و پس از آن و رفتن به گذشته تنها در شرایطی که بخواهیم وضعیت امروز را توضیح دهیم.
تمرکز بر ابعاد فعالیتگرایانه جنبش و نه ابعاد فکری و عقیدتی و گفتمانی آن.
پرهیز از ابعاد حقوقی و مطالبات قانونی جنبش زنان که مثنوی هزارانمنکاغذ میشود.
پرهیز از گزارش میدانی که کار روزنامهنگاران است.
در این اثر صرفا به توصیف و تبیین جنبش زنان نپرداختهایم بلکه مسیرهایی برای ارزیابی نیز باز کردهایم.
به دلیل زنده و پرانرژیبودن جنبش زنان در ایران و تداوم آن تا سقوط جمهوری اسلامی، موضوع جنبش زنان همچنان موضوعی مورد توجه کنشگران و تحلیلگران و محققان خواهد بود. از این جهت آثار تولیدشده بخش کوچکی از وجوه جنبش زنان را منعکس میکنند و حتما به آثار مختلف با دیدگاههای متفاوت در باب این جنبش نیاز است. این اثر تنها گام کوچکی در این جهت است.
لینک دانلود رایگان کتاب:
https://tavaana.org/liberating-national-women-movement-post-mahsa-iran/
سایت:
https://tavaana.org/national-women-movement-post-mahsa/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=3IK-rgg4H74&t=222s
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/e636273a-9152-48d0-bea6-05bde206063f
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#کتاب
#جامعه_شناسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
❤21👍4
Forwarded from گفتوشنود
تقویت نهادهای جامعه مدنی در ایران، بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر برای گسترش رواداری و حمایت از حقوق ناباورمندان، با چالشهای متعددی روبهرو است.
جامعه مدنی میتواند از طریق آموزش، فرهنگسازی و ترویج گفتوگوهای اجتماعی به پذیرش تنوع عقیدتی کمک کند و بستری برای دفاع از حقوق برابر تمامی شهروندان، از جمله ناباورمندان، فراهم آورد.
بااینحال، در ایران بسیاری از فعالیتهای مدنی، بهویژه آنهایی که به موضوعاتی چون آزادی عقیده، حقوق بشر و دفاع از اقلیتهای فکری و عقیدتی میپردازند، حساسیتبرانگیز هستند و ممکن است با محدودیتهای قانونی و فشارهای امنیتی مواجه شوند.
بنابراین، فعالان مدنی باید با آگاهی از شرایط، امنیت فردی خود را در نظر بگیرند و از روشهای کمخطرتر مانند آموزش غیررسمی، فعالیتهای آنلاین و ایجاد شبکههای حمایتی بهره ببرند.
در شرایط کنونی، همکاری هوشمندانه و استفاده از ظرفیتهای قانونی و فرهنگی موجود میتواند به تدریج زمینه را برای تقویت جامعه مدنی، ترویج رواداری و حمایت از حقوق ناباورمندان فراهم کند.
#جامعه_مدنی #رواداری #ناباورمندان #خداناباوران #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تقویت نهادهای جامعه مدنی در ایران، بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر برای گسترش رواداری و حمایت از حقوق ناباورمندان، با چالشهای متعددی روبهرو است.
جامعه مدنی میتواند از طریق آموزش، فرهنگسازی و ترویج گفتوگوهای اجتماعی به پذیرش تنوع عقیدتی کمک کند و بستری برای دفاع از حقوق برابر تمامی شهروندان، از جمله ناباورمندان، فراهم آورد.
بااینحال، در ایران بسیاری از فعالیتهای مدنی، بهویژه آنهایی که به موضوعاتی چون آزادی عقیده، حقوق بشر و دفاع از اقلیتهای فکری و عقیدتی میپردازند، حساسیتبرانگیز هستند و ممکن است با محدودیتهای قانونی و فشارهای امنیتی مواجه شوند.
بنابراین، فعالان مدنی باید با آگاهی از شرایط، امنیت فردی خود را در نظر بگیرند و از روشهای کمخطرتر مانند آموزش غیررسمی، فعالیتهای آنلاین و ایجاد شبکههای حمایتی بهره ببرند.
در شرایط کنونی، همکاری هوشمندانه و استفاده از ظرفیتهای قانونی و فرهنگی موجود میتواند به تدریج زمینه را برای تقویت جامعه مدنی، ترویج رواداری و حمایت از حقوق ناباورمندان فراهم کند.
#جامعه_مدنی #رواداری #ناباورمندان #خداناباوران #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9
Forwarded from گفتوشنود
خبرگزاری حوزه علمیه در مصاحبهای با موضوع اجرای حدود و مجازاتهای شرعی مانند زندان بر روی رباتهای هوش مصنوعی، به نقل از حسین عندلیب، مدرس حوزه و کارشناس دینی، نوشت: «ممکن است در آینده زندانهای مخصوص رباتهای هوش مصنوعی داشته باشیم.»
این عضو هیات علمی جامعهالمصطفی العالمیه همچنین به «تعویق» به عنوان یکی از دیگر از مجازاتهای شرعی اشاره کرد و مثال آن را گرفتن تعهد از رباتهای هوش مصنوعی دانست.
عندلیب در زمینه تعویق به مدل مراقبتی اشاره کرد و در مثال گفت: «آقای ربات هوش مصنوعی، شما هر روز ساعت ۱۰ صبح باید خودت را به کلانتری محل معرفی کنی و یا در مرکز مشاوره حاضر شوی که در آنجا اقدامات تربیتی، کنترلی، مهارتی و هر چه که تشخیص داده شود، انجام شود.»
‼️به نظر میرسد برخی از روحانیون حوزه علمیه چنان در تلاش برای تطبیق آموزههای فقهی با پیشرفتهای علمی هستند که شاید بهزودی شاهد رسالهای در باب وضو گرفتن رباتها یا احکام شرعی برای ازدواج هوش مصنوعی باشیم!
بدون درک دقیق از ماهیت علم، ارائه فتوا درباره پدیدههایی مثل هوش مصنوعی، بیشتر شبیه تلاش برای تربیت شتر در ایستگاه فضایی است، بیربط، غیرکاربردی و تا حدی خندهدار.
بهجای اینکه سعی کنیم علم را در چارچوبهای قرنها پیش محدود کنیم، بهتر است اول یاد بگیریم که با مفاهیم آن درست مواجه شویم، وگرنه ممکن است بهزودی شاهد "زندانهای شرعی برای رباتهای خاطی" باشیم که هر روز رأس ساعت ده صبح خود را به کلانتری معرفی میکنند!
#هوش_مصنوعی #فقه_شیعه #حوزه_علمیه #جامعه_المصطفی_العالمیه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خبرگزاری حوزه علمیه در مصاحبهای با موضوع اجرای حدود و مجازاتهای شرعی مانند زندان بر روی رباتهای هوش مصنوعی، به نقل از حسین عندلیب، مدرس حوزه و کارشناس دینی، نوشت: «ممکن است در آینده زندانهای مخصوص رباتهای هوش مصنوعی داشته باشیم.»
این عضو هیات علمی جامعهالمصطفی العالمیه همچنین به «تعویق» به عنوان یکی از دیگر از مجازاتهای شرعی اشاره کرد و مثال آن را گرفتن تعهد از رباتهای هوش مصنوعی دانست.
عندلیب در زمینه تعویق به مدل مراقبتی اشاره کرد و در مثال گفت: «آقای ربات هوش مصنوعی، شما هر روز ساعت ۱۰ صبح باید خودت را به کلانتری محل معرفی کنی و یا در مرکز مشاوره حاضر شوی که در آنجا اقدامات تربیتی، کنترلی، مهارتی و هر چه که تشخیص داده شود، انجام شود.»
‼️به نظر میرسد برخی از روحانیون حوزه علمیه چنان در تلاش برای تطبیق آموزههای فقهی با پیشرفتهای علمی هستند که شاید بهزودی شاهد رسالهای در باب وضو گرفتن رباتها یا احکام شرعی برای ازدواج هوش مصنوعی باشیم!
بدون درک دقیق از ماهیت علم، ارائه فتوا درباره پدیدههایی مثل هوش مصنوعی، بیشتر شبیه تلاش برای تربیت شتر در ایستگاه فضایی است، بیربط، غیرکاربردی و تا حدی خندهدار.
بهجای اینکه سعی کنیم علم را در چارچوبهای قرنها پیش محدود کنیم، بهتر است اول یاد بگیریم که با مفاهیم آن درست مواجه شویم، وگرنه ممکن است بهزودی شاهد "زندانهای شرعی برای رباتهای خاطی" باشیم که هر روز رأس ساعت ده صبح خود را به کلانتری معرفی میکنند!
#هوش_مصنوعی #فقه_شیعه #حوزه_علمیه #جامعه_المصطفی_العالمیه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11😍4💯1
مساله "حاشیه امن" و فعالیت سیاسی در برابر جمهوری اسلامی
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی مفهوم "حاشیه امن" در کنش سیاسی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نقش نیروهای درونحاکمیتی موسوم به "کبوترها" را در گذار دموکراتیک خشونتپرهیز تحلیل میکند. او ابتدا میان "کنشگر مدنی" و "جامعه مدنی" تمایز قائل میشود و تأکید میکند که در نظام اقتدارگرایی چون جمهوری اسلامی، جامعه مدنی مستقل اساساً امکان بروز ندارد.
گونهای با اشاره به ابتذال مفاهیم مدنی در جمهوری اسلامی مینویسد: «خامنهای مردمی جز امت تودهوار خویش متصور نیست و امکان دیالوگ میان ملت و حکومت را به بنبست کشانده است.» او معتقد است در شرایط فقدان جامعه مدنی کارآمد، کبوترها – که حاشیه امن دارند – میتوانند نقشی واسطهای میان مردم و حاکمیت ایفا کنند.
او با اشاره به کسانی چون موسوی و تاجزاده که هزینه ایستادگی پرداختهاند، مینویسد: «در این میان هستند کسانی که حد یقفی برای صراحت لهجه خود در برابر ولایت مطلقه فقیه قائل نبودند و همچنان در حبس و حصر به سر میبرند.» و در تقابل، از چهرههایی میگوید که علیرغم امنیت سیاسی و امکان اعتراض، در برابر ظلم سکوت کردهاند: «آن جمهوری اسلامیزادهای که... هنوز جرئت به زبان آوردن کلامی از ستم حکومت را ندارد، شرمسار تاریخ خواهد بود.»
او از تجربه زیستهاش در خانوادهای ولایی و فعالیت دانشجوییاش در انجمن اسلامی مینویسد و هشدار میدهد که در غیاب جامعه مدنی، باید "کبوترها" شناسایی و به ایفای نقش تشویق شوند، اما «پیوند میان دموکراسیخواهان و کبوترها باید غیرمحسوس و در هدف نیل به دموکراسی و عبور از سلطه و اقتدارگرایی باشد.»
او بهشدت به امکان اصلاح در چارچوب جمهوری اسلامی بدبین است و مینویسد: «دولت وفاق ملی پزشکیان... نمیتواند این نقش را ایفا کند حتی اگر به کذب وانمود کند که میخواهد شرایط "گذار" را فراهم کند.»
در پایان، با تأکید بر لزوم حذف اقتدارگرایی دینی و گذار به دموکراسی، مینویسد: «این پیوندها هم میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، مشروط به آنکه هدف اصلی، گذار به دموکراسی و حذف حاکمیت اقتدارگرای دینی باشد و هم بتواند گامی ابتدایی اما بسیار مهم برای "نجات ایران" تلقی گردد.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/yc3z8vtc
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد #جامعه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی مفهوم "حاشیه امن" در کنش سیاسی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نقش نیروهای درونحاکمیتی موسوم به "کبوترها" را در گذار دموکراتیک خشونتپرهیز تحلیل میکند. او ابتدا میان "کنشگر مدنی" و "جامعه مدنی" تمایز قائل میشود و تأکید میکند که در نظام اقتدارگرایی چون جمهوری اسلامی، جامعه مدنی مستقل اساساً امکان بروز ندارد.
گونهای با اشاره به ابتذال مفاهیم مدنی در جمهوری اسلامی مینویسد: «خامنهای مردمی جز امت تودهوار خویش متصور نیست و امکان دیالوگ میان ملت و حکومت را به بنبست کشانده است.» او معتقد است در شرایط فقدان جامعه مدنی کارآمد، کبوترها – که حاشیه امن دارند – میتوانند نقشی واسطهای میان مردم و حاکمیت ایفا کنند.
او با اشاره به کسانی چون موسوی و تاجزاده که هزینه ایستادگی پرداختهاند، مینویسد: «در این میان هستند کسانی که حد یقفی برای صراحت لهجه خود در برابر ولایت مطلقه فقیه قائل نبودند و همچنان در حبس و حصر به سر میبرند.» و در تقابل، از چهرههایی میگوید که علیرغم امنیت سیاسی و امکان اعتراض، در برابر ظلم سکوت کردهاند: «آن جمهوری اسلامیزادهای که... هنوز جرئت به زبان آوردن کلامی از ستم حکومت را ندارد، شرمسار تاریخ خواهد بود.»
او از تجربه زیستهاش در خانوادهای ولایی و فعالیت دانشجوییاش در انجمن اسلامی مینویسد و هشدار میدهد که در غیاب جامعه مدنی، باید "کبوترها" شناسایی و به ایفای نقش تشویق شوند، اما «پیوند میان دموکراسیخواهان و کبوترها باید غیرمحسوس و در هدف نیل به دموکراسی و عبور از سلطه و اقتدارگرایی باشد.»
او بهشدت به امکان اصلاح در چارچوب جمهوری اسلامی بدبین است و مینویسد: «دولت وفاق ملی پزشکیان... نمیتواند این نقش را ایفا کند حتی اگر به کذب وانمود کند که میخواهد شرایط "گذار" را فراهم کند.»
در پایان، با تأکید بر لزوم حذف اقتدارگرایی دینی و گذار به دموکراسی، مینویسد: «این پیوندها هم میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، مشروط به آنکه هدف اصلی، گذار به دموکراسی و حذف حاکمیت اقتدارگرای دینی باشد و هم بتواند گامی ابتدایی اما بسیار مهم برای "نجات ایران" تلقی گردد.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/yc3z8vtc
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد #جامعه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکومتهای استبدادی، دشمن طبیعی جامعه مدنیاند
دکتر حسن باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری و تحلیلگر اجتماعی، در این ویدیو میگوید:
جمهوری اسلامی از ابتدا با جامعه مدنی سر سازگاری نداشته است.
جامعه مدنی یعنی جاییکه مردم، نه دولت، در قالب انجمنها و تشکلهای غیردولتی به مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میپردازند.
هرچند در دورهای، رئیس دولت اصلاحات از جامعه مدنی گفت، اما خیلی زود عقب نشست و آن را به «مدینةالنبی» تقلیل داد؛ در حالیکه جامعه مدنیِ مدرن با جامعه دینی تفاوتهای بنیادین دارد.
در حکومتهای استبدادی-مذهبی، نهادها مأمور بازتولید ارزشهای سنتیاند، اما در جامعه مدنی، نهادها میتوانند ارزشها را بازتعریف کنند.
یکی بر تکلیفمحوری استوار است، دیگری بر حقمحوری.
در جامعه مذهبی، انسان خوب کسیست که در مناسک دینی فعال باشد.
اما در جامعه مدنی، انسان ایدهآل کسیست که مستقل فکر میکند، ارزشهای انسانی را خود میسازد و فعالانه مشارکت میکند.
در جامعه مدنی، اخلاق جهانشمول اهمیت دارد، فردیت حفظ میشود، نقد ارزش است و مشارکت جای تبعیت را میگیرد.
دکتر باقرینیا در پایان میگوید:
اگر روزی از کنار زندان وکیلآباد مشهد گذشتید، یادتان باشد به جای زیارت صرف، به فاطمه سپهری، کمال جعفری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی و دیگر زندانیان آزادیخواه درود بفرستید.
این الگوها، قدیس نیستند، اما نمونههای زندهی شهروندی فعالاند.
مرتبط
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن؛ اثر جان ارنبرگ» را بخوانید:
https://tavaana.org/history_idea/
#جامعه_مدنی #حقوق_شهروندی #زندانیان_سیاسی #فاطمه_سپهری
#باقری_نیا #استبداد #ایران #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری و تحلیلگر اجتماعی، در این ویدیو میگوید:
جمهوری اسلامی از ابتدا با جامعه مدنی سر سازگاری نداشته است.
جامعه مدنی یعنی جاییکه مردم، نه دولت، در قالب انجمنها و تشکلهای غیردولتی به مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میپردازند.
هرچند در دورهای، رئیس دولت اصلاحات از جامعه مدنی گفت، اما خیلی زود عقب نشست و آن را به «مدینةالنبی» تقلیل داد؛ در حالیکه جامعه مدنیِ مدرن با جامعه دینی تفاوتهای بنیادین دارد.
در حکومتهای استبدادی-مذهبی، نهادها مأمور بازتولید ارزشهای سنتیاند، اما در جامعه مدنی، نهادها میتوانند ارزشها را بازتعریف کنند.
یکی بر تکلیفمحوری استوار است، دیگری بر حقمحوری.
در جامعه مذهبی، انسان خوب کسیست که در مناسک دینی فعال باشد.
اما در جامعه مدنی، انسان ایدهآل کسیست که مستقل فکر میکند، ارزشهای انسانی را خود میسازد و فعالانه مشارکت میکند.
در جامعه مدنی، اخلاق جهانشمول اهمیت دارد، فردیت حفظ میشود، نقد ارزش است و مشارکت جای تبعیت را میگیرد.
دکتر باقرینیا در پایان میگوید:
اگر روزی از کنار زندان وکیلآباد مشهد گذشتید، یادتان باشد به جای زیارت صرف، به فاطمه سپهری، کمال جعفری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی و دیگر زندانیان آزادیخواه درود بفرستید.
این الگوها، قدیس نیستند، اما نمونههای زندهی شهروندی فعالاند.
مرتبط
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن؛ اثر جان ارنبرگ» را بخوانید:
https://tavaana.org/history_idea/
#جامعه_مدنی #حقوق_شهروندی #زندانیان_سیاسی #فاطمه_سپهری
#باقری_نیا #استبداد #ایران #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍38
Forwarded from گفتوشنود
پاپ فرانسیس آرژانتینی در نخستین کنفرانس خبری خود که روز ۲۹ ژوئیه۲۰۱۳ در هواپیما و در هنگام بازگشت از سفری یکهفتهای به برزیل برگزار شد٬ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره موضوع جنجالی کشیش شدن همجنسگرایان گفت: «اگر کسی همجنسگرا است و خدای خود را میجوید و نیت خیر دارد٬ من که هستم که بخواهم درباره او قضاوت کنم؟»
پیشتر هیچیک از رهبران کلیسای کاتولیک در دفاع از حقوق همجنسگرایان و کشیشهای همجنسگرا سخن نگفته بودند. پاپ فرانسیس اما به صراحت اعلام کرد که «هیچ تبعیضی علیه همجنسگرایان نباید اعمال شود.» او که در این کنفرانس خبری ۸۰ دقیقهای به ایتالیایی سخن میگفت٬ تاکید کرد که «همجنسگرایان را نمیتوان به حاشیه راند.»
در آن زمان سخنان پاپ فرانسیس درباره همجنسگرایان با استقبال گسترده رسانههای جهانی روبرو شد. موضع نرم پاپ در قبال همجنسگرایی در حالی بمب رسانهای شده که واتیکان از دیرباز به طور سنتی همجنسگرایی را «اختلال روانی» خوانده و هرگز در برابر آن انعطافی از خود نشان نداده است.
او البته با تاکید بر آموزههای کلیسای کاتولیک گفته بود که اگرچه همجنسگرایی گرایشی طبیعی است٬ اما اعمال و روابط جنسی همجنسگرایان از جمله مصادیق گناه هستند.
❓️حال سوال اساسی این است که آیا در میان رهبران دینی اسلام مثلا مراجع شیعه و علمای سنی طرح چنین دیدگاهها و یا نرمشهای هرچند محدود در قبال پذیرش دیگری قابل تصور است؟
#جامعه_رنگین_کمانی #رواداری #پاپ #مرجعیت #اسلام
@Dialogue1402
پاپ فرانسیس آرژانتینی در نخستین کنفرانس خبری خود که روز ۲۹ ژوئیه۲۰۱۳ در هواپیما و در هنگام بازگشت از سفری یکهفتهای به برزیل برگزار شد٬ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره موضوع جنجالی کشیش شدن همجنسگرایان گفت: «اگر کسی همجنسگرا است و خدای خود را میجوید و نیت خیر دارد٬ من که هستم که بخواهم درباره او قضاوت کنم؟»
پیشتر هیچیک از رهبران کلیسای کاتولیک در دفاع از حقوق همجنسگرایان و کشیشهای همجنسگرا سخن نگفته بودند. پاپ فرانسیس اما به صراحت اعلام کرد که «هیچ تبعیضی علیه همجنسگرایان نباید اعمال شود.» او که در این کنفرانس خبری ۸۰ دقیقهای به ایتالیایی سخن میگفت٬ تاکید کرد که «همجنسگرایان را نمیتوان به حاشیه راند.»
در آن زمان سخنان پاپ فرانسیس درباره همجنسگرایان با استقبال گسترده رسانههای جهانی روبرو شد. موضع نرم پاپ در قبال همجنسگرایی در حالی بمب رسانهای شده که واتیکان از دیرباز به طور سنتی همجنسگرایی را «اختلال روانی» خوانده و هرگز در برابر آن انعطافی از خود نشان نداده است.
او البته با تاکید بر آموزههای کلیسای کاتولیک گفته بود که اگرچه همجنسگرایی گرایشی طبیعی است٬ اما اعمال و روابط جنسی همجنسگرایان از جمله مصادیق گناه هستند.
❓️حال سوال اساسی این است که آیا در میان رهبران دینی اسلام مثلا مراجع شیعه و علمای سنی طرح چنین دیدگاهها و یا نرمشهای هرچند محدود در قبال پذیرش دیگری قابل تصور است؟
#جامعه_رنگین_کمانی #رواداری #پاپ #مرجعیت #اسلام
@Dialogue1402
❤8👌1
سعید مدنی، جامعهشناس و تحلیلگر و پژوهشگر اجتماعی همچنان در زندان است. او نه سال از زندگیش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده است. به همین مناسبت کاربران در شبکههای اجتماعی با هشتگ #جامعه_شناسی_برای_مردم درباره او مینویسند.
آرش صادقی، فعال حقوق بشر درباره همبند سابق خود چنین نوشته:
«طبق تجربه زیستی من با آقای #سعید_مدنی در زندان،
اخلاق مداری او در جایگاه یک کنشگر سیاسی،جامعه شناس و پژوهشگر و تعهد وی به آزادی و برابری از او شخصیتی ویژه ساخته است.
سعید مدنی اولین بار در سال ۱۳۷۳ در پی نوشتن مقالهای در مجلۀ ایرانفردا در نقد ادامۀ جنگ ایران و عراق بعد از خرمشهر، به مدّت ۴۰ روز بازداشت شد.
در اسفند ۷۹ سعید مدنی، اینبار توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد. در این دوره یک سال در بازداشتگاه خارج از حیطه سازمان زندانها، بازداشتگاه ۵۹ سپاه، بهسر برد؛ ۶ ماه از این مدّت را در سلّول انفرادی بود.او پس از یک سال در اسفند ۱۳۸۰ با قرار وثیقۀ ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
در دهه هشتاد او در دانشگاه ساوترن پاسیفیک، امریکا، در رشتۀ جرمشناسی، در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد؛ با این حال،او به دلیل نگاه منتقدانه و سابقۀ فعالیتهای سیاسی، هیچگاه امکان عضویت در هیئت علمی دانشگاه و استخدام را پیدا نکرد و سرانجام از اوایل سال ۱۳۹۰ حتّی از ورود او به دانشگاه علوم بهزیستی جلوگیری شد.
در دی ماه ۱۳۹۰ او بار دیگر بازداشت شد.
بازداشت سعید مدنی تا اواخر سال ۱۳۹۱ ادامه یافت و تمام این مدّت یکسال را در سلولهای بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند.شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی حکم بدوی ۶ سال زندان و ۱۰ سال تبعید برای او صادر شد و با صدور حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. در دادگاه تجدید نظر حکم او به ۵ سال زندان و ۲ سال تغییر یافت. در بهمن ۱۳۹۲ آقای مدنی از زندان اوین به زندان رجاییشهر تبعید شد و تا پایان سال ۱۳۹۴ در این زندان باقی ماند. پس از آن نیز برای گذران دوران تبعید تحتالحفظ به بندرعبّاس منتقل شد.با پایان دوران تبعید در پاییز ۱۳۹۶ او به تهران بازگشت.
در اردیبهشت ۱۴۰۱ مجدداً سعید مدنی را بازداشت کردند.
بعد از ۲ ماه بازجویی در بند ۲۰۹، به بند ۴ زندان اوین منتقل شد.
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست سید علی مظلوم، حکمِ هشت سال حبس بابت اتهام تشکیل و ادارۀ گروه و یک سال بابت تبلیغ علیه نظام، را برای او صادر کرد.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.
در ۱۴ فروردین ۱۴۰۳،وی از زندان اوین، به زندان دماوند تبعید شد.
پس از پذیرش اعاده دادرسی در دیوانعالی کشور، شعبه هم عرض حبس آقای سعید مدنی بابت اتهام تشکیل گروه را از هشت سال به چهار سال تغییر داد. وی هماکنون در زندان دماوند محکومیت خود را میگذراند...»
ـ دکتر سعید مدنی، پژوهشگر باسابقه علوم اجتماعی، جامعهشناس و نویسندهی برجسته، سالهاست که به مطالعهی دقیق مسائل و آسیبهای اجتماعی ایران، از جمله فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، روسپیگری و نابرابریهای ساختاری پرداخته است. کار او تنها در حوزهی آکادمیک باقی نمانده، بلکه با دغدغهمندی اجتماعی و نگاهی واقعگرایانه، سعی کرده این مسائل را به زبان ساده برای عموم جامعه نیز قابل فهم کند.
مدنی با نگاهی انتقادی اما مسئولانه، به تحلیل سیاستهای اجتماعی، روندهای نابرابری و فاصلهی روزافزون میان طبقات اجتماعی پرداخت؛ امری که در سالهای اخیر بهویژه در زمینهی اعتراضات مردمی و تغییرات اجتماعی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اما این رویکرد تحلیلی و مستقل، بارها او را در معرض محدودیتهایی جدی قرار داده است؛ از چندین دوره بازداشت و حبس گرفته تا تبعید و ممنوعیت از تدریس و انتشار آثار. در حالیکه در بسیاری از کشورها، فعالیتهای چنین افرادی بهعنوان دانشمند علوم اجتماعی مورد حمایت قرار میگیرد، در ایران با برخورد امنیتی مواجه شده است.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آرش صادقی، فعال حقوق بشر درباره همبند سابق خود چنین نوشته:
«طبق تجربه زیستی من با آقای #سعید_مدنی در زندان،
اخلاق مداری او در جایگاه یک کنشگر سیاسی،جامعه شناس و پژوهشگر و تعهد وی به آزادی و برابری از او شخصیتی ویژه ساخته است.
سعید مدنی اولین بار در سال ۱۳۷۳ در پی نوشتن مقالهای در مجلۀ ایرانفردا در نقد ادامۀ جنگ ایران و عراق بعد از خرمشهر، به مدّت ۴۰ روز بازداشت شد.
در اسفند ۷۹ سعید مدنی، اینبار توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد. در این دوره یک سال در بازداشتگاه خارج از حیطه سازمان زندانها، بازداشتگاه ۵۹ سپاه، بهسر برد؛ ۶ ماه از این مدّت را در سلّول انفرادی بود.او پس از یک سال در اسفند ۱۳۸۰ با قرار وثیقۀ ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
در دهه هشتاد او در دانشگاه ساوترن پاسیفیک، امریکا، در رشتۀ جرمشناسی، در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد؛ با این حال،او به دلیل نگاه منتقدانه و سابقۀ فعالیتهای سیاسی، هیچگاه امکان عضویت در هیئت علمی دانشگاه و استخدام را پیدا نکرد و سرانجام از اوایل سال ۱۳۹۰ حتّی از ورود او به دانشگاه علوم بهزیستی جلوگیری شد.
در دی ماه ۱۳۹۰ او بار دیگر بازداشت شد.
بازداشت سعید مدنی تا اواخر سال ۱۳۹۱ ادامه یافت و تمام این مدّت یکسال را در سلولهای بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند.شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی حکم بدوی ۶ سال زندان و ۱۰ سال تبعید برای او صادر شد و با صدور حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. در دادگاه تجدید نظر حکم او به ۵ سال زندان و ۲ سال تغییر یافت. در بهمن ۱۳۹۲ آقای مدنی از زندان اوین به زندان رجاییشهر تبعید شد و تا پایان سال ۱۳۹۴ در این زندان باقی ماند. پس از آن نیز برای گذران دوران تبعید تحتالحفظ به بندرعبّاس منتقل شد.با پایان دوران تبعید در پاییز ۱۳۹۶ او به تهران بازگشت.
در اردیبهشت ۱۴۰۱ مجدداً سعید مدنی را بازداشت کردند.
بعد از ۲ ماه بازجویی در بند ۲۰۹، به بند ۴ زندان اوین منتقل شد.
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست سید علی مظلوم، حکمِ هشت سال حبس بابت اتهام تشکیل و ادارۀ گروه و یک سال بابت تبلیغ علیه نظام، را برای او صادر کرد.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.
در ۱۴ فروردین ۱۴۰۳،وی از زندان اوین، به زندان دماوند تبعید شد.
پس از پذیرش اعاده دادرسی در دیوانعالی کشور، شعبه هم عرض حبس آقای سعید مدنی بابت اتهام تشکیل گروه را از هشت سال به چهار سال تغییر داد. وی هماکنون در زندان دماوند محکومیت خود را میگذراند...»
ـ دکتر سعید مدنی، پژوهشگر باسابقه علوم اجتماعی، جامعهشناس و نویسندهی برجسته، سالهاست که به مطالعهی دقیق مسائل و آسیبهای اجتماعی ایران، از جمله فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، روسپیگری و نابرابریهای ساختاری پرداخته است. کار او تنها در حوزهی آکادمیک باقی نمانده، بلکه با دغدغهمندی اجتماعی و نگاهی واقعگرایانه، سعی کرده این مسائل را به زبان ساده برای عموم جامعه نیز قابل فهم کند.
مدنی با نگاهی انتقادی اما مسئولانه، به تحلیل سیاستهای اجتماعی، روندهای نابرابری و فاصلهی روزافزون میان طبقات اجتماعی پرداخت؛ امری که در سالهای اخیر بهویژه در زمینهی اعتراضات مردمی و تغییرات اجتماعی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اما این رویکرد تحلیلی و مستقل، بارها او را در معرض محدودیتهایی جدی قرار داده است؛ از چندین دوره بازداشت و حبس گرفته تا تبعید و ممنوعیت از تدریس و انتشار آثار. در حالیکه در بسیاری از کشورها، فعالیتهای چنین افرادی بهعنوان دانشمند علوم اجتماعی مورد حمایت قرار میگیرد، در ایران با برخورد امنیتی مواجه شده است.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤21💔16👍2
حسن ساعدی مثل ستار بهشتی زیر شکنجه کشته شد، نگذاریم صدایش خاموش شود
سهشنبه بازداشت، چهارشنبه تحویل پیکر!
حسن ساعدی را کُشتند. در سکوت. در سلولهای اداره اطلاعات اهواز. اما او پیشتر کشته شده بود، در فقر و تبعیض در محله ملاثانی.
او یک فعال مدنی بود؛ مردی ۳۴ ساله از مردم ملاثانی، پدر دو دختر خردسال، که تنها «جرمش» عشق به زبان و فرهنگ عربی (زبان و فرهنگ مادریاش) و دفاع از کرامت انسانی بود.
او پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای فرهنگیاش چندینبار بازداشت شده بود.
او برادر علی ساعدی، فعال سیاسی و زندانی سابق اهوازی است که پس از تحمل ۱۳ سال زندان در زندان شیبان و کارون، از زندان آزاد شده و اینک ساکن آمریکاست.
سهشنبه بامداد بازداشت شد، و ظهر چهارشنبه خانوادهاش را فراخواندند برای تحویل پیکر. گفتند «ایست قلبی»!!
او بیماری زمینهای نداشت، جوان بود، در بازجویی چه بر سرش آوردند که کشته شد؟! جامعه مدنی، فعالان سیاسی، همه باید نسبت به این مرگ دلخراش واکنش نشان دهند و حکومت را پاسخگو کنند. دوربینهای بازداشتگاه باید بررسی شود. متهم با هر اتهامی دارای حق و حقوقی است که باید محترم شمرده شود.
وقتی ستار بهشتی در سلول بازجویی جان داد، موجی از خشم و فریاد برخاست. روشنفکران، روزنامهنگاران، فعالان مدنی، نام او را فریاد کردند. حتی در میان نمایندگان مجلس رژیم هم افرادی واکنش نشان دادند!
هرچند هیچگاه حقیقت روشن نشد و عدالت تحقق پیدا نکرد.
و امروز... در اهواز، حسن ساعدی همان سرنوشت را یافت، و شایسته است که جامعه خاموش ننشیند. حسن ساعدی هموطن ماست.
بیایید نام حسن ساعدی را تکرار کنیم. نگذاریم هموطنان اهوازی ما در وطن احساس غربت کنند. بیایید برای حق او و خانوادهاش بایستیم.
نگذاریم دادخواهی گزینشی و درد منطقهای تقسیم شود.
مرگ زیر بازجویی، درد مشترک همهی ماست. چه در تهران چه سنندج، که ارومیه، چه زاهدان و چه اهواز.
حسن ساعدی، همان ستار بهشتیِ اهواز بود. صدای مظلومیتش را بشنویم، وجدانمان هنوز فرصت شنیدن دارد.
سکوت ما، همدستی با ظلم و ظالم است.
حکومت برای آنکه کسی صدای مظلومیت حسن ساعدی نشود، شروع میکند به او اتهامات اثباتنشدهای را منتسب میکند، اتهاماتی که برای اعتراف به آنها او را چنان شکنجه کردند که جان باخت! فریب بازی حکومت را نخوریم.
این نخستین بار نیست که یک زندانی زیر شکنجه به قتل میرسد، کاووس سیدامامی، فعال محیطزیست در بهمن ۱۳۹۶ در ایام بازداشت در زندان اوین کشته شد. سینا قنبری، سارو قهرمانی، وحید حیدری و کیانوش زندی، شماری از معترضانی بودند که در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶ بازداشت شدند و در اثر شکنجه در زندان جان باختند. ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویس هم روز ۹ آبان ۱۳۹۱ به دست پلیس فتا بازداشت شد و زیر شکنجه جان باخت. زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ایرانی-کانادایی در سال ۱۳۸۲ بهدلیل عکس گرفتن از اعضای خانواده دانشجویان بازداشت شده در مقابل زندان اوین، بازداشت، شکنجه و در تهران کشته شد.
در اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ نیز شماری از معترضان بازداشتشده از جمله محسن روحالامینی، محمد کامرانی و امیر جوادیفر، در بازداشتگاه کهریزک بر اثر شکنجههای شدید جان باختند.
زهرا بنییعقوب، جواد روحی، ابراهیم ریگی، سپهر شیرانی، هیمن امان، ابراهیم لطفاللهی، مهران اکرمی، سعید امامی و محمود رخشانی و بسیاری از زندانیان به خصوص در دهه شصت، برخی دیگر از شهروندان جان باخته در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی هستند.
همانطور که در جریان خیزش زن، زندگی، آرادی، شعار میدادیم، بگوییم «از خوزستان تا تهران، جانم فدای ایران» و آن جوان عرب اهوازی را برادر خود بدانیم و برای دادخواهیاش بایستیم.
نامش را فریاد کنیم،
نه فقط برای او،
که برای خودمان — برای اینکه هنوز بتوانیم بگوییم انسانیم. بگوییم ایران برای همه ایرانیان است.
#حسن_ساعدی #اهواز #ستار_بهشتی #شکنجه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانی_سیاسی #جامعه_مدنی #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سهشنبه بازداشت، چهارشنبه تحویل پیکر!
حسن ساعدی را کُشتند. در سکوت. در سلولهای اداره اطلاعات اهواز. اما او پیشتر کشته شده بود، در فقر و تبعیض در محله ملاثانی.
او یک فعال مدنی بود؛ مردی ۳۴ ساله از مردم ملاثانی، پدر دو دختر خردسال، که تنها «جرمش» عشق به زبان و فرهنگ عربی (زبان و فرهنگ مادریاش) و دفاع از کرامت انسانی بود.
او پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای فرهنگیاش چندینبار بازداشت شده بود.
او برادر علی ساعدی، فعال سیاسی و زندانی سابق اهوازی است که پس از تحمل ۱۳ سال زندان در زندان شیبان و کارون، از زندان آزاد شده و اینک ساکن آمریکاست.
سهشنبه بامداد بازداشت شد، و ظهر چهارشنبه خانوادهاش را فراخواندند برای تحویل پیکر. گفتند «ایست قلبی»!!
او بیماری زمینهای نداشت، جوان بود، در بازجویی چه بر سرش آوردند که کشته شد؟! جامعه مدنی، فعالان سیاسی، همه باید نسبت به این مرگ دلخراش واکنش نشان دهند و حکومت را پاسخگو کنند. دوربینهای بازداشتگاه باید بررسی شود. متهم با هر اتهامی دارای حق و حقوقی است که باید محترم شمرده شود.
وقتی ستار بهشتی در سلول بازجویی جان داد، موجی از خشم و فریاد برخاست. روشنفکران، روزنامهنگاران، فعالان مدنی، نام او را فریاد کردند. حتی در میان نمایندگان مجلس رژیم هم افرادی واکنش نشان دادند!
هرچند هیچگاه حقیقت روشن نشد و عدالت تحقق پیدا نکرد.
و امروز... در اهواز، حسن ساعدی همان سرنوشت را یافت، و شایسته است که جامعه خاموش ننشیند. حسن ساعدی هموطن ماست.
بیایید نام حسن ساعدی را تکرار کنیم. نگذاریم هموطنان اهوازی ما در وطن احساس غربت کنند. بیایید برای حق او و خانوادهاش بایستیم.
نگذاریم دادخواهی گزینشی و درد منطقهای تقسیم شود.
مرگ زیر بازجویی، درد مشترک همهی ماست. چه در تهران چه سنندج، که ارومیه، چه زاهدان و چه اهواز.
حسن ساعدی، همان ستار بهشتیِ اهواز بود. صدای مظلومیتش را بشنویم، وجدانمان هنوز فرصت شنیدن دارد.
سکوت ما، همدستی با ظلم و ظالم است.
حکومت برای آنکه کسی صدای مظلومیت حسن ساعدی نشود، شروع میکند به او اتهامات اثباتنشدهای را منتسب میکند، اتهاماتی که برای اعتراف به آنها او را چنان شکنجه کردند که جان باخت! فریب بازی حکومت را نخوریم.
این نخستین بار نیست که یک زندانی زیر شکنجه به قتل میرسد، کاووس سیدامامی، فعال محیطزیست در بهمن ۱۳۹۶ در ایام بازداشت در زندان اوین کشته شد. سینا قنبری، سارو قهرمانی، وحید حیدری و کیانوش زندی، شماری از معترضانی بودند که در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶ بازداشت شدند و در اثر شکنجه در زندان جان باختند. ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویس هم روز ۹ آبان ۱۳۹۱ به دست پلیس فتا بازداشت شد و زیر شکنجه جان باخت. زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ایرانی-کانادایی در سال ۱۳۸۲ بهدلیل عکس گرفتن از اعضای خانواده دانشجویان بازداشت شده در مقابل زندان اوین، بازداشت، شکنجه و در تهران کشته شد.
در اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ نیز شماری از معترضان بازداشتشده از جمله محسن روحالامینی، محمد کامرانی و امیر جوادیفر، در بازداشتگاه کهریزک بر اثر شکنجههای شدید جان باختند.
زهرا بنییعقوب، جواد روحی، ابراهیم ریگی، سپهر شیرانی، هیمن امان، ابراهیم لطفاللهی، مهران اکرمی، سعید امامی و محمود رخشانی و بسیاری از زندانیان به خصوص در دهه شصت، برخی دیگر از شهروندان جان باخته در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی هستند.
همانطور که در جریان خیزش زن، زندگی، آرادی، شعار میدادیم، بگوییم «از خوزستان تا تهران، جانم فدای ایران» و آن جوان عرب اهوازی را برادر خود بدانیم و برای دادخواهیاش بایستیم.
نامش را فریاد کنیم،
نه فقط برای او،
که برای خودمان — برای اینکه هنوز بتوانیم بگوییم انسانیم. بگوییم ایران برای همه ایرانیان است.
#حسن_ساعدی #اهواز #ستار_بهشتی #شکنجه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانی_سیاسی #جامعه_مدنی #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52❤10👍5
Forwarded from گفتوشنود
کی خدا ازش راضی میشه؟
روایتی از یک جامعه خسته!
پیامی از همراهان
در اجتماع محلی ما در خراسان، تعبیری هست برای وقتی که فردی سالخورده در بستر بیماری، در رفتوآمد میان مرگ و زندگی مانده اما نمیمیرد. اطرافیان امیدی به بهبود او ندارند؛ زمان بهبودش گذشته و نشانهها از برگشتناپذیری حکایت میکنند. مراقبتهای طولانی، خانواده را خسته و فرسوده کرده و زندهماندنِ بیمار، یا بهتر بگوییم نمردنش، جز تحلیلرفتن رمق زندگان و فرسایش زندگی نتیجهای ندارد. در چنین وضعی، آرامآرام این عبارت میان اطرافیان زمزمه میشود: «انشاءالله خدا ازش زودتر راضی بشه». و بعد، شکوهآمیزتر و با آهی سنگینتر میگویند: «کی خدا ازش راضی میشه؟!».
در فرهنگی که این عبارت در آن به کار میرود، چند معنا نهفته است:
نخست اینکه مرگ و زندگی در دستان خداست و تا او اراده نکند، بیمار از دنیا نمیرود؛
دیگر اینکه انسانها—سالخوردگان و بیماران—عزیز و محترمند و حرمتشان باید پاس داشته شود؛
سوم اینکه وظیفه داریم در بیماری و ناتوانی کنارشان بمانیم، و محبت گاه اقتضا میکند از خود نیز بگذریم؛
و چهارم، هرچند نباید سادهدلانه آرزوی مرگ کسی را کرد، اما اگر بودنِ او اساس زندگی دیگران را مختل کند، چنین آرزویی گریزناپذیر میشود.
در یکی از مراسم تعزیه، طنازی با اشارهای تلخ گفت: «راستی کی خدا از مسؤولان جمهوری اسلامی راضی میشه؟». این جمله، بازتاب همان زمزمهای است که مدتیست از زبان مردم شنیده میشود؛ اما این روزها که فشارهای زندگی و تنگنای معیشت جان مردم را به لب رسانده، بسیار بلندتر شنیده میشود. مردم ایران مردمانی نجیب و خوددارند؛ از مال و جان و آبرو برای کشورشان دریغ نکردهاند، اما دیگر نمیخواهند زندگی را قربانی توهمات کنند.
امیل دورکیم، جامعهشناس بزرگ فرانسوی، در پژوهش «صور بنیادین حیات دینی» به این نتیجه رسیده بود که «خدا»، صورتِ متعالیِ «جامعه» است؛ نیرویی که در لحظات جوشش احساسات جمعی و خروش مناسکی، رنگ تقدس میگیرد و در تعالیم دینی تجلی مییابد. از نگاه او، انقلاب کبیر فرانسه نمونه روشنِ ظهور خدایِ جامعه در روزگار جدید بود.
بهراستی صدای پای خدا را نمیشنوید؟
آبان ۱۴۰۴
#کی_خدا_ازش_راضی_میشه #جامعه_خسته #ایران_خسته #صدای_مردم #بحران_معیشتی #فقر #گرانی #فساد #تقدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روایتی از یک جامعه خسته!
پیامی از همراهان
در اجتماع محلی ما در خراسان، تعبیری هست برای وقتی که فردی سالخورده در بستر بیماری، در رفتوآمد میان مرگ و زندگی مانده اما نمیمیرد. اطرافیان امیدی به بهبود او ندارند؛ زمان بهبودش گذشته و نشانهها از برگشتناپذیری حکایت میکنند. مراقبتهای طولانی، خانواده را خسته و فرسوده کرده و زندهماندنِ بیمار، یا بهتر بگوییم نمردنش، جز تحلیلرفتن رمق زندگان و فرسایش زندگی نتیجهای ندارد. در چنین وضعی، آرامآرام این عبارت میان اطرافیان زمزمه میشود: «انشاءالله خدا ازش زودتر راضی بشه». و بعد، شکوهآمیزتر و با آهی سنگینتر میگویند: «کی خدا ازش راضی میشه؟!».
در فرهنگی که این عبارت در آن به کار میرود، چند معنا نهفته است:
نخست اینکه مرگ و زندگی در دستان خداست و تا او اراده نکند، بیمار از دنیا نمیرود؛
دیگر اینکه انسانها—سالخوردگان و بیماران—عزیز و محترمند و حرمتشان باید پاس داشته شود؛
سوم اینکه وظیفه داریم در بیماری و ناتوانی کنارشان بمانیم، و محبت گاه اقتضا میکند از خود نیز بگذریم؛
و چهارم، هرچند نباید سادهدلانه آرزوی مرگ کسی را کرد، اما اگر بودنِ او اساس زندگی دیگران را مختل کند، چنین آرزویی گریزناپذیر میشود.
در یکی از مراسم تعزیه، طنازی با اشارهای تلخ گفت: «راستی کی خدا از مسؤولان جمهوری اسلامی راضی میشه؟». این جمله، بازتاب همان زمزمهای است که مدتیست از زبان مردم شنیده میشود؛ اما این روزها که فشارهای زندگی و تنگنای معیشت جان مردم را به لب رسانده، بسیار بلندتر شنیده میشود. مردم ایران مردمانی نجیب و خوددارند؛ از مال و جان و آبرو برای کشورشان دریغ نکردهاند، اما دیگر نمیخواهند زندگی را قربانی توهمات کنند.
امیل دورکیم، جامعهشناس بزرگ فرانسوی، در پژوهش «صور بنیادین حیات دینی» به این نتیجه رسیده بود که «خدا»، صورتِ متعالیِ «جامعه» است؛ نیرویی که در لحظات جوشش احساسات جمعی و خروش مناسکی، رنگ تقدس میگیرد و در تعالیم دینی تجلی مییابد. از نگاه او، انقلاب کبیر فرانسه نمونه روشنِ ظهور خدایِ جامعه در روزگار جدید بود.
بهراستی صدای پای خدا را نمیشنوید؟
آبان ۱۴۰۴
#کی_خدا_ازش_راضی_میشه #جامعه_خسته #ایران_خسته #صدای_مردم #بحران_معیشتی #فقر #گرانی #فساد #تقدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤17🕊1
منطق امنیتی جمهوری اسلامی
سیاست اول – جلوگیری از ظرفیتسازی برای سازماندهی نارضایتیها
✍️آبتین نیکمنش
سیاست امنیتی جمهوری اسلامی هرگونه نهادسازی و فعالیت گروهیِ سازمانیافته و مستقل از حکومت را، حتی اگر با اهدافی کاملاً غیرسیاسی باشد، تهدید بالقوه امنیتی به شمار میآورد.
اما چرا؟
شاید بپرسید یک انجمن محیطزیستی، نهاد کارگری یا کانون معلمان چه خطر امنیتیای میتواند ایجاد کند؟
افراد در این نهادها و گروهها، کارِ گروهی یاد میگیرند، شبکهسازی میکنند و عمیقاً میآموزند که میشود مستقل از حکومت هم برای تغییر جامعه وارد عمل شد.
طبیعتاً این کارکردهای گروههای مدنی دقیقاً برخلاف هدف دستگاه امنیتی مبنی بر تنهاکردن مردم و سلب اعتمادبهنفس آنها برای کاهش وابستگی به حکومت است.
دکترین امنیتی آنها بر این اصل استوار است که این گروهها میتوانند ظرفیت و بسترهایی برای به چالش کشیدن منابع قدرت حکومت فراهم کنند.
مثلاً در اعتراضات خیابانی، این نهادها ممکن است غیرمستقیم به بسیج توده کمک کنند؛ دلیلش هم روشن است!
چون قبلاً میان اعضای آنها اعتمادسازی شده، تقسیمِ کار را آموختهاند و میتوانند عمل جمعی داشته باشند.
خردکردن امید و انگیزه فردی که بهتنهایی به خیابان میآید بسیار آسانتر از فردی است که در یک گروه فعالیت میکند و از توجه و پشتیبانی همگروهیهایش تغذیه میشود.
اگر قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء بهعنوان مافیای سدسازی جمهوری اسلامی میخواهد با نادیدهگرفتن مصالح محیطزیست، در منطقهای سد بسازد و با نابودی طبیعت کاسبی کند، هیچ مقاومت سازمانیافتهای نباید در برابرش باشد.
اگر ستاد اجرایی فرمان امام اموال اقلیتهای دینی را بالا میکشد، هیچ صدای جمعیای نباید بلند شود.
اگر نیروهای سرکوب از آمبولانسها برای پوشش انتقال نیرو استفاده کرده و اعتبار این نهاد بیطرف را مخدوش میکنند، انجمن مستقل پرستاران یا پزشکان نباید وجود داشته باشد تا چوب لای چرخ این برنامه بگذارد.
مخلصِ کلام آنکه نباید نارضایتی گروههای گوناگون مانند کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران، کشاورزان و... به هم گره بخورد و وجود این نهادها چنین امکانی را فراهم میکنند.
در این نوع رژیمها، هسته سخت قدرت میکوشد قادرِ مطلق باشد.
آبتین نیکمنش
ادامه دارد...
#جامعه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سیاست اول – جلوگیری از ظرفیتسازی برای سازماندهی نارضایتیها
✍️آبتین نیکمنش
سیاست امنیتی جمهوری اسلامی هرگونه نهادسازی و فعالیت گروهیِ سازمانیافته و مستقل از حکومت را، حتی اگر با اهدافی کاملاً غیرسیاسی باشد، تهدید بالقوه امنیتی به شمار میآورد.
اما چرا؟
شاید بپرسید یک انجمن محیطزیستی، نهاد کارگری یا کانون معلمان چه خطر امنیتیای میتواند ایجاد کند؟
افراد در این نهادها و گروهها، کارِ گروهی یاد میگیرند، شبکهسازی میکنند و عمیقاً میآموزند که میشود مستقل از حکومت هم برای تغییر جامعه وارد عمل شد.
طبیعتاً این کارکردهای گروههای مدنی دقیقاً برخلاف هدف دستگاه امنیتی مبنی بر تنهاکردن مردم و سلب اعتمادبهنفس آنها برای کاهش وابستگی به حکومت است.
دکترین امنیتی آنها بر این اصل استوار است که این گروهها میتوانند ظرفیت و بسترهایی برای به چالش کشیدن منابع قدرت حکومت فراهم کنند.
مثلاً در اعتراضات خیابانی، این نهادها ممکن است غیرمستقیم به بسیج توده کمک کنند؛ دلیلش هم روشن است!
چون قبلاً میان اعضای آنها اعتمادسازی شده، تقسیمِ کار را آموختهاند و میتوانند عمل جمعی داشته باشند.
خردکردن امید و انگیزه فردی که بهتنهایی به خیابان میآید بسیار آسانتر از فردی است که در یک گروه فعالیت میکند و از توجه و پشتیبانی همگروهیهایش تغذیه میشود.
اگر قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء بهعنوان مافیای سدسازی جمهوری اسلامی میخواهد با نادیدهگرفتن مصالح محیطزیست، در منطقهای سد بسازد و با نابودی طبیعت کاسبی کند، هیچ مقاومت سازمانیافتهای نباید در برابرش باشد.
اگر ستاد اجرایی فرمان امام اموال اقلیتهای دینی را بالا میکشد، هیچ صدای جمعیای نباید بلند شود.
اگر نیروهای سرکوب از آمبولانسها برای پوشش انتقال نیرو استفاده کرده و اعتبار این نهاد بیطرف را مخدوش میکنند، انجمن مستقل پرستاران یا پزشکان نباید وجود داشته باشد تا چوب لای چرخ این برنامه بگذارد.
مخلصِ کلام آنکه نباید نارضایتی گروههای گوناگون مانند کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران، کشاورزان و... به هم گره بخورد و وجود این نهادها چنین امکانی را فراهم میکنند.
در این نوع رژیمها، هسته سخت قدرت میکوشد قادرِ مطلق باشد.
آبتین نیکمنش
ادامه دارد...
#جامعه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤3
Forwarded from گفتوشنود
برگزارکنندگان محلی جام جهانی ۲۰۲۶ در شهر سیاتل اعلام کردند برنامههای مربوط به «جشن افتخار دگرباشان جنسی» در روز برگزاری دیدار تیمهای ملی ایران و مصر طبق زمانبندی انجام خواهد شد و تغییر نخواهد کرد. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که فدراسیونهای فوتبال ایران و مصر بهطور رسمی نسبت به این برنامه اعتراض کردهاند.
فدراسیون فوتبال مصر در نامهای به فیفا اعلام کرده است با «هرگونه فعالیت تبلیغی برای جامعه LGBT+» در جریان مسابقات مخالف است. مسئولان فوتبال ایران نیز با ارائه شکایت رسمی به فیفا، قصد دارند این موضوع را در نشست پیش رو در قطر پیگیری کنند.
با وجود این اعتراضها، مسئولان شهری سیاتل میگویند جشن یادشده در محدوده شهری و خارج از ورزشگاه برگزار میشود و تغییری در آن ایجاد نخواهد شد. به گفته برگزارکنندگان، ورود پرچم رنگینکمانی به ورزشگاه نیز مجاز است. آنها تأکید کردهاند این برنامه بخشی از «تاریخ و هویت سیاتل در حمایت از برابری» است و شهر تمایل دارد فضایی «پذیرا و آزاد» برای همه مهمانان ایجاد کند.
در ایران و مصر همجنسگرایی غیرقانونی است و اعتراض رسمی این دو کشور احتمال بروز تنش فرهنگی و سیاسی پیرامون این مسابقه را افزایش داده است. تاکنون فیفا واکنش روشنی درباره این اختلافنظر اعلام نکرده است.
#فوتبال #ایران #جامعه_رنگین_کمانی #ال_جی_بی_تی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فدراسیون فوتبال مصر در نامهای به فیفا اعلام کرده است با «هرگونه فعالیت تبلیغی برای جامعه LGBT+» در جریان مسابقات مخالف است. مسئولان فوتبال ایران نیز با ارائه شکایت رسمی به فیفا، قصد دارند این موضوع را در نشست پیش رو در قطر پیگیری کنند.
با وجود این اعتراضها، مسئولان شهری سیاتل میگویند جشن یادشده در محدوده شهری و خارج از ورزشگاه برگزار میشود و تغییری در آن ایجاد نخواهد شد. به گفته برگزارکنندگان، ورود پرچم رنگینکمانی به ورزشگاه نیز مجاز است. آنها تأکید کردهاند این برنامه بخشی از «تاریخ و هویت سیاتل در حمایت از برابری» است و شهر تمایل دارد فضایی «پذیرا و آزاد» برای همه مهمانان ایجاد کند.
در ایران و مصر همجنسگرایی غیرقانونی است و اعتراض رسمی این دو کشور احتمال بروز تنش فرهنگی و سیاسی پیرامون این مسابقه را افزایش داده است. تاکنون فیفا واکنش روشنی درباره این اختلافنظر اعلام نکرده است.
#فوتبال #ایران #جامعه_رنگین_کمانی #ال_جی_بی_تی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👍3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار تیمهای ملی ایران و مصر در مقدماتی جام جهانی که قرار است در شهر سیاتل آمریکا برگزار شود، از سوی برگزارکنندگان با عنوان «روز افتخار و رنگینکمانی» نامگذاری شده است. این موضوع با مخالفت هر دو کشور روبهرو شده؛ کشورهایی که هم از نظر حقوقی و هم ایدئولوژیک، همجنسگرایی را ممنوع میدانند و چنین نامگذاریای را مغایر با ارزشهای رسمی خود تلقی میکنند.
در همین چارچوب، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، به قم رفت و با مسئولان و علمای حوزه علمیه جلسهای سهساعته برگزار کرد. محور این نشست، نگرانیهای مذهبی درباره فضای ورزشگاهها، شعارهای هواداران و بهویژه همین مسابقه ایران و مصر بود.
تاج پس از جلسه اعلام کرد که حوزه علمیه قم «دغدغههای جدی» درباره برخی ناهنجاریها در ورزشگاهها و همچنین برگزاری بازی ایران و مصر با نمادهای رنگینکمانی داشته است. تاج تاکید کرد فدراسیون فوتبال علاقهای ندارد این بازی با چنین نمادهایی برگزار شود و «بهصورت جدی» به دنبال تغییر شرایط است. او همچنین گفت هر سه بازی تیم ملی در ماه محرم برگزار میشود و فدراسیون برای این موضوع نیز تدابیری خواهد اندیشید.
آنچه در این میان نگرانکننده است، تداوم رویکرد «دیگریستیزانه» در سیاست رسمی ایران است؛ رویکردی که نهتنها جامعه رنگینکمانی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فشار، حذف و انکار، آن را به حاشیه میراند. مخالفت با نماد رنگینکمان، صرفا مخالفت با یک پرچم نیست، بلکه نشانهای از تبعیض ساختاری علیه گروهی از انسانهاست که حق دیدهشدن و امنیت دارند. مهمتر از آن، پرسش بنیادین این است که چرا علمای قم باید در هر حوزهای از فرهنگ و هنر تا فوتبال و رویدادهای ورزشی دخالت کنند، حتی در موضوعاتی که نه تخصص آن را دارند و نه مسئولیت حقوقیاش را. این مسابقه، یک رویداد بینالمللی تحت قوانین نهادهای جهانی فوتبال است، نه منبری مذهبی و نه عرصه اعمال سلیقه ایدئولوژیک داخلی. اصرار بر چنین مداخلاتی، بیش از آنکه از ارزشها دفاع کند، انزوای بیشتر ورزش و جامعه ایران را در جهان رقم میزند.
#فوتبال #جامعه_رنگین_کمانی #حوزه_علمیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در همین چارچوب، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، به قم رفت و با مسئولان و علمای حوزه علمیه جلسهای سهساعته برگزار کرد. محور این نشست، نگرانیهای مذهبی درباره فضای ورزشگاهها، شعارهای هواداران و بهویژه همین مسابقه ایران و مصر بود.
تاج پس از جلسه اعلام کرد که حوزه علمیه قم «دغدغههای جدی» درباره برخی ناهنجاریها در ورزشگاهها و همچنین برگزاری بازی ایران و مصر با نمادهای رنگینکمانی داشته است. تاج تاکید کرد فدراسیون فوتبال علاقهای ندارد این بازی با چنین نمادهایی برگزار شود و «بهصورت جدی» به دنبال تغییر شرایط است. او همچنین گفت هر سه بازی تیم ملی در ماه محرم برگزار میشود و فدراسیون برای این موضوع نیز تدابیری خواهد اندیشید.
آنچه در این میان نگرانکننده است، تداوم رویکرد «دیگریستیزانه» در سیاست رسمی ایران است؛ رویکردی که نهتنها جامعه رنگینکمانی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فشار، حذف و انکار، آن را به حاشیه میراند. مخالفت با نماد رنگینکمان، صرفا مخالفت با یک پرچم نیست، بلکه نشانهای از تبعیض ساختاری علیه گروهی از انسانهاست که حق دیدهشدن و امنیت دارند. مهمتر از آن، پرسش بنیادین این است که چرا علمای قم باید در هر حوزهای از فرهنگ و هنر تا فوتبال و رویدادهای ورزشی دخالت کنند، حتی در موضوعاتی که نه تخصص آن را دارند و نه مسئولیت حقوقیاش را. این مسابقه، یک رویداد بینالمللی تحت قوانین نهادهای جهانی فوتبال است، نه منبری مذهبی و نه عرصه اعمال سلیقه ایدئولوژیک داخلی. اصرار بر چنین مداخلاتی، بیش از آنکه از ارزشها دفاع کند، انزوای بیشتر ورزش و جامعه ایران را در جهان رقم میزند.
#فوتبال #جامعه_رنگین_کمانی #حوزه_علمیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊15❤5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست توقف ادامه اقدامات نظامی از درون زندان؛ روایت مهدی مسکیننواز از تبعات انسانی خشونت
مهدی مسکیننواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.
در این پیام میگوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیتهای میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانوادهای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شدهاند، تأکید میکند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز میکند.
او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیبهای انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا بهعنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.
این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.
این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.
مهدی مسکیننواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر میرسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی مسکیننواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.
در این پیام میگوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیتهای میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانوادهای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شدهاند، تأکید میکند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز میکند.
او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیبهای انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا بهعنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.
این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.
این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.
مهدی مسکیننواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر میرسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضرورت به رسمیتشناسی اختلاف نظر در زمان جنگ
در روزگاری که سایه جنگ بر سر یک جامعه گسترده میشود، یکی از قربانیها میتواند عقلانیت جمعی و ظرفیت گفتگو باشد. تاریخ بهوضوح نشان داده است که جوامعی که در بزنگاههای بحرانی، امکان گفتوگو را از دست میدهند، در مرحله پس از بحران نیز با هزینههای سنگینتری برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی مواجه میشوند.
نگاهی به کشورمان ایران بیندازیم؛ تردیدی نیست که مخالفت با استبداد جمهوری اسلامی، یک نقطه اشتراک گسترده میان طیفهای مختلف فکری و سیاسی است. با این حال، این اشتراک لزوما به معنای همسانی و هماندیشی در تحلیل جنگ و اولویتهای سیاسی نیست.
اختلاف در ارزیابی یک جنگ و موافقت یا مخالفت با آن، نه تنها امری طبیعی، بلکه در یک جامعه پویا، نشانه سلامت فکری است. مایکل کرتیس مانگر، اقتصاددان آمریکایی در جملهای پیرامون دموکراسی میگوید: «نقش دموکراسی نه حذف اختلاف نظر، بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری مسلحانه است.»
بدیهی است که جوامعی که در شرایط بحران، تنوع دیدگاه را تحمل کردهاند، در دوره گذار به دموکراسی، موفقتر عمل خواهند کرد.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/disagreement-in-war/
#تکثر #جامعه_پویا #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزگاری که سایه جنگ بر سر یک جامعه گسترده میشود، یکی از قربانیها میتواند عقلانیت جمعی و ظرفیت گفتگو باشد. تاریخ بهوضوح نشان داده است که جوامعی که در بزنگاههای بحرانی، امکان گفتوگو را از دست میدهند، در مرحله پس از بحران نیز با هزینههای سنگینتری برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی مواجه میشوند.
نگاهی به کشورمان ایران بیندازیم؛ تردیدی نیست که مخالفت با استبداد جمهوری اسلامی، یک نقطه اشتراک گسترده میان طیفهای مختلف فکری و سیاسی است. با این حال، این اشتراک لزوما به معنای همسانی و هماندیشی در تحلیل جنگ و اولویتهای سیاسی نیست.
اختلاف در ارزیابی یک جنگ و موافقت یا مخالفت با آن، نه تنها امری طبیعی، بلکه در یک جامعه پویا، نشانه سلامت فکری است. مایکل کرتیس مانگر، اقتصاددان آمریکایی در جملهای پیرامون دموکراسی میگوید: «نقش دموکراسی نه حذف اختلاف نظر، بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری مسلحانه است.»
بدیهی است که جوامعی که در شرایط بحران، تنوع دیدگاه را تحمل کردهاند، در دوره گذار به دموکراسی، موفقتر عمل خواهند کرد.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/disagreement-in-war/
#تکثر #جامعه_پویا #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯1
Forwarded from گفتوشنود
گذر از جامعهای قطبیشده به سوی اتحاد
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
در جهانی که شکافهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی هر روز عمیقتر میشوند، مفهوم «جامعهای قطبیشده» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. وقتی افراد یک جامعه نه فقط با یکدیگر اختلاف نظر، بلکه احساس بیگانگی و دشمنی داشته باشند، گفتوگو دشوار میشود و اعتماد اجتماعی آسیب میبیند.
نوشتار «جامعهای قطبیشده» به بررسی ریشههای شکلگیری دوقطبیهای اجتماعی و سیاسی میپردازد و نشان میدهد چگونه رسانهها، تعصبهای هویتی، ترس و اطلاعات نادرست میتوانند جامعه را به سمت تقابل و حذف متقابل سوق دهند. این متن همچنین بر اهمیت گفتوگو، شنیدن صدای دیگری و حفظ ارزشهای دموکراتیک برای کاهش تنشها تاکید میکند.
در بخشی از مقدمه این مطلب آمده است:
«در جوامع قطبیشده، افراد نهتنها بر سر مسائل سیاسی اختلاف دارند، بلکه طرف مقابل را تهدیدی برای هویت و ارزشهای خود میبینند.»
این نوشتار تلاشی است برای فهم بهتر سازوکار قطبیشدن و یافتن راههایی برای بازسازی اعتماد، همزیستی و فرهنگ گفتوگو در جامعه.
متن کامل این یادداشت را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
در جهانی که شکافهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی هر روز عمیقتر میشوند، مفهوم «جامعهای قطبیشده» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. وقتی افراد یک جامعه نه فقط با یکدیگر اختلاف نظر، بلکه احساس بیگانگی و دشمنی داشته باشند، گفتوگو دشوار میشود و اعتماد اجتماعی آسیب میبیند.
نوشتار «جامعهای قطبیشده» به بررسی ریشههای شکلگیری دوقطبیهای اجتماعی و سیاسی میپردازد و نشان میدهد چگونه رسانهها، تعصبهای هویتی، ترس و اطلاعات نادرست میتوانند جامعه را به سمت تقابل و حذف متقابل سوق دهند. این متن همچنین بر اهمیت گفتوگو، شنیدن صدای دیگری و حفظ ارزشهای دموکراتیک برای کاهش تنشها تاکید میکند.
در بخشی از مقدمه این مطلب آمده است:
«در جوامع قطبیشده، افراد نهتنها بر سر مسائل سیاسی اختلاف دارند، بلکه طرف مقابل را تهدیدی برای هویت و ارزشهای خود میبینند.»
این نوشتار تلاشی است برای فهم بهتر سازوکار قطبیشدن و یافتن راههایی برای بازسازی اعتماد، همزیستی و فرهنگ گفتوگو در جامعه.
متن کامل این یادداشت را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4
لازمهی تشخص در مبارزه!
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍3👌2🕊2