Forwarded from گفتوشنود
کی خدا ازش راضی میشه؟
روایتی از یک جامعه خسته!
پیامی از همراهان
در اجتماع محلی ما در خراسان، تعبیری هست برای وقتی که فردی سالخورده در بستر بیماری، در رفتوآمد میان مرگ و زندگی مانده اما نمیمیرد. اطرافیان امیدی به بهبود او ندارند؛ زمان بهبودش گذشته و نشانهها از برگشتناپذیری حکایت میکنند. مراقبتهای طولانی، خانواده را خسته و فرسوده کرده و زندهماندنِ بیمار، یا بهتر بگوییم نمردنش، جز تحلیلرفتن رمق زندگان و فرسایش زندگی نتیجهای ندارد. در چنین وضعی، آرامآرام این عبارت میان اطرافیان زمزمه میشود: «انشاءالله خدا ازش زودتر راضی بشه». و بعد، شکوهآمیزتر و با آهی سنگینتر میگویند: «کی خدا ازش راضی میشه؟!».
در فرهنگی که این عبارت در آن به کار میرود، چند معنا نهفته است:
نخست اینکه مرگ و زندگی در دستان خداست و تا او اراده نکند، بیمار از دنیا نمیرود؛
دیگر اینکه انسانها—سالخوردگان و بیماران—عزیز و محترمند و حرمتشان باید پاس داشته شود؛
سوم اینکه وظیفه داریم در بیماری و ناتوانی کنارشان بمانیم، و محبت گاه اقتضا میکند از خود نیز بگذریم؛
و چهارم، هرچند نباید سادهدلانه آرزوی مرگ کسی را کرد، اما اگر بودنِ او اساس زندگی دیگران را مختل کند، چنین آرزویی گریزناپذیر میشود.
در یکی از مراسم تعزیه، طنازی با اشارهای تلخ گفت: «راستی کی خدا از مسؤولان جمهوری اسلامی راضی میشه؟». این جمله، بازتاب همان زمزمهای است که مدتیست از زبان مردم شنیده میشود؛ اما این روزها که فشارهای زندگی و تنگنای معیشت جان مردم را به لب رسانده، بسیار بلندتر شنیده میشود. مردم ایران مردمانی نجیب و خوددارند؛ از مال و جان و آبرو برای کشورشان دریغ نکردهاند، اما دیگر نمیخواهند زندگی را قربانی توهمات کنند.
امیل دورکیم، جامعهشناس بزرگ فرانسوی، در پژوهش «صور بنیادین حیات دینی» به این نتیجه رسیده بود که «خدا»، صورتِ متعالیِ «جامعه» است؛ نیرویی که در لحظات جوشش احساسات جمعی و خروش مناسکی، رنگ تقدس میگیرد و در تعالیم دینی تجلی مییابد. از نگاه او، انقلاب کبیر فرانسه نمونه روشنِ ظهور خدایِ جامعه در روزگار جدید بود.
بهراستی صدای پای خدا را نمیشنوید؟
آبان ۱۴۰۴
#کی_خدا_ازش_راضی_میشه #جامعه_خسته #ایران_خسته #صدای_مردم #بحران_معیشتی #فقر #گرانی #فساد #تقدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روایتی از یک جامعه خسته!
پیامی از همراهان
در اجتماع محلی ما در خراسان، تعبیری هست برای وقتی که فردی سالخورده در بستر بیماری، در رفتوآمد میان مرگ و زندگی مانده اما نمیمیرد. اطرافیان امیدی به بهبود او ندارند؛ زمان بهبودش گذشته و نشانهها از برگشتناپذیری حکایت میکنند. مراقبتهای طولانی، خانواده را خسته و فرسوده کرده و زندهماندنِ بیمار، یا بهتر بگوییم نمردنش، جز تحلیلرفتن رمق زندگان و فرسایش زندگی نتیجهای ندارد. در چنین وضعی، آرامآرام این عبارت میان اطرافیان زمزمه میشود: «انشاءالله خدا ازش زودتر راضی بشه». و بعد، شکوهآمیزتر و با آهی سنگینتر میگویند: «کی خدا ازش راضی میشه؟!».
در فرهنگی که این عبارت در آن به کار میرود، چند معنا نهفته است:
نخست اینکه مرگ و زندگی در دستان خداست و تا او اراده نکند، بیمار از دنیا نمیرود؛
دیگر اینکه انسانها—سالخوردگان و بیماران—عزیز و محترمند و حرمتشان باید پاس داشته شود؛
سوم اینکه وظیفه داریم در بیماری و ناتوانی کنارشان بمانیم، و محبت گاه اقتضا میکند از خود نیز بگذریم؛
و چهارم، هرچند نباید سادهدلانه آرزوی مرگ کسی را کرد، اما اگر بودنِ او اساس زندگی دیگران را مختل کند، چنین آرزویی گریزناپذیر میشود.
در یکی از مراسم تعزیه، طنازی با اشارهای تلخ گفت: «راستی کی خدا از مسؤولان جمهوری اسلامی راضی میشه؟». این جمله، بازتاب همان زمزمهای است که مدتیست از زبان مردم شنیده میشود؛ اما این روزها که فشارهای زندگی و تنگنای معیشت جان مردم را به لب رسانده، بسیار بلندتر شنیده میشود. مردم ایران مردمانی نجیب و خوددارند؛ از مال و جان و آبرو برای کشورشان دریغ نکردهاند، اما دیگر نمیخواهند زندگی را قربانی توهمات کنند.
امیل دورکیم، جامعهشناس بزرگ فرانسوی، در پژوهش «صور بنیادین حیات دینی» به این نتیجه رسیده بود که «خدا»، صورتِ متعالیِ «جامعه» است؛ نیرویی که در لحظات جوشش احساسات جمعی و خروش مناسکی، رنگ تقدس میگیرد و در تعالیم دینی تجلی مییابد. از نگاه او، انقلاب کبیر فرانسه نمونه روشنِ ظهور خدایِ جامعه در روزگار جدید بود.
بهراستی صدای پای خدا را نمیشنوید؟
آبان ۱۴۰۴
#کی_خدا_ازش_راضی_میشه #جامعه_خسته #ایران_خسته #صدای_مردم #بحران_معیشتی #فقر #گرانی #فساد #تقدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤17🕊1