Forwarded from گفتوشنود
دین و ایدئولوژی: ابزار سرکوب در خدمت جنایت
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تأسیس خود، دین و ایدئولوژی را به ابزاری برای توجیه سرکوب، خشونت و نقض گسترده حقوق بشر تبدیل کرده است. این حکومت، با سوءاستفاده از باورهای مذهبی مردم، هرگونه اعتراض و مخالفت را به نام دین سرکوب کرده و از ایدئولوژی خود بهعنوان پوششی برای جنایات بیشمارش بهره گرفته است.
روحالله خمینی، بنیانگذار این نظام، با وعدههایی فریبنده مانند عدالت، آزادی، و استقلال، اعتماد مردم را جلب کرد، اما بهمحض دستیابی به قدرت، از دین برای تحمیل یک نظام استبدادی بهره برد. او با دستکاری مفاهیمی چون (محاربه)و (ارتداد)،هرگونه مخالفت را به جرمی نابخشودنی تبدیل کرد و از دین پوششی برای کشتار، زندان و شکنجه ساخت. این نظام، به رهبری او، پایهگذار حکومتی شد که تا امروز از دین صرفاً بهعنوان وسیلهای برای تحکیم قدرت استفاده میکند.
پس از خمینی، علی خامنهای این مسیر را با شدت بیشتری ادامه داد. او با ایجاد شبکهای از نهادهای امنیتی و سرکوبگر و تمرکز قدرت در دست خود، هرگونه انتقاد یا مخالفت را با خشونت پاسخ داده است. مخالفان سیاسی، روزنامهنگاران، فعالان مدنی و هر صدای مخالف دیگری، به بهانههایی چون (توهین به مقدسات»)یا (فتنهگری)سرکوب شدهاند. تحت رهبری خامنهای، اعدامهای گسترده و قتلعام معترضان، همراه با بازداشتهای غیرقانونی، به روالی عادی تبدیل شده است.
زندانهای جمهوری اسلامی ایران به قتلگاههایی برای مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، و معترضان تبدیل شدهاند. در این زندانها، زندانیان تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار میگیرند و در شرایطی غیرانسانی نگاه داشته میشوند. بسیاری از آنان مجبور به اعترافات ساختگی میشوند که تنها برای توجیه اعدام یا حبس طولانیمدتشان استفاده میشود. این مکانها، که قرار بود محلی برای اجرای عدالت باشند، به کانونهایی برای تحقیر کرامت انسانی و اجرای بیرحمانهترین جنایات تبدیل شدهاند.
از دیگر اهداف اصلی سرکوب در جمهوری اسلامی، زنان هستند. این حکومت، با تحمیل قوانین تبعیضآمیز و محدودکننده، از جمله حجاب اجباری، تلاش کرده است زنان را به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل کند. سرکوب فعالان زن و دستگیری یا حتی اعدام زنانی که برای حقوق اولیه خود ایستادهاند، تنها بخشی از سیاستهای ضدزن این نظام است. حکومت با توجیهات مذهبی، خشونت علیه زنان را عادیسازی کرده است، در حالی که هدف اصلی آن تحمیل سلطهای مردسالارانه و استبدادی است.
اعتراضات گسترده مردم ایران در سالهای اخیر نشاندهنده آگاهی عمیق جامعه از ماهیت این حکومت است. شعارهایی چون (آخوند باید گم بشه)یا (مرگ بر حکومت آخوندی)بیانگر خشم و نفرت مردم از نظامی است که دین را به ابزاری برای خشونت و سرکوب تبدیل کرده است. این شعارها عزم مردم ایران برای پایان دادن به حکومتی را نشان میدهد که با سوءاستفاده از مفاهیم مذهبی، جامعه را به گروگان گرفته است.
جمهوری اسلامی، چه در دوران خمینی و چه در دوران خامنهای، با سرکوب مخالفان، محدود کردن آزادیها، و نقض کرامت انسانی، بهطور کامل مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده است. این حکومت، با توسل به ایدئولوژی مذهبی، جنایاتی انجام داده که در تضاد کامل با اصول انسانی و حقوق بشر است.
امروز، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری در مسیر رهایی از این نظام سرکوبگر قدم برداشتهاند. مبارزه مردم برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی، نهتنها واکنشی به دههها ظلم و سرکوب است، بلکه تلاشی برای پایان دادن به حکومتی است که با نام دین، بزرگترین جنایات را مرتکب شده است. ایران تنها زمانی میتواند به عدالت و آزادی واقعی دست یابد که این نظام ایدئولوژیک فرو بریزد و مفاهیم انسانی جایگزین سرکوب و خشونت شوند.
محمد خوش بیان
#دین #نقد_دین #سرکوب #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تأسیس خود، دین و ایدئولوژی را به ابزاری برای توجیه سرکوب، خشونت و نقض گسترده حقوق بشر تبدیل کرده است. این حکومت، با سوءاستفاده از باورهای مذهبی مردم، هرگونه اعتراض و مخالفت را به نام دین سرکوب کرده و از ایدئولوژی خود بهعنوان پوششی برای جنایات بیشمارش بهره گرفته است.
روحالله خمینی، بنیانگذار این نظام، با وعدههایی فریبنده مانند عدالت، آزادی، و استقلال، اعتماد مردم را جلب کرد، اما بهمحض دستیابی به قدرت، از دین برای تحمیل یک نظام استبدادی بهره برد. او با دستکاری مفاهیمی چون (محاربه)و (ارتداد)،هرگونه مخالفت را به جرمی نابخشودنی تبدیل کرد و از دین پوششی برای کشتار، زندان و شکنجه ساخت. این نظام، به رهبری او، پایهگذار حکومتی شد که تا امروز از دین صرفاً بهعنوان وسیلهای برای تحکیم قدرت استفاده میکند.
پس از خمینی، علی خامنهای این مسیر را با شدت بیشتری ادامه داد. او با ایجاد شبکهای از نهادهای امنیتی و سرکوبگر و تمرکز قدرت در دست خود، هرگونه انتقاد یا مخالفت را با خشونت پاسخ داده است. مخالفان سیاسی، روزنامهنگاران، فعالان مدنی و هر صدای مخالف دیگری، به بهانههایی چون (توهین به مقدسات»)یا (فتنهگری)سرکوب شدهاند. تحت رهبری خامنهای، اعدامهای گسترده و قتلعام معترضان، همراه با بازداشتهای غیرقانونی، به روالی عادی تبدیل شده است.
زندانهای جمهوری اسلامی ایران به قتلگاههایی برای مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، و معترضان تبدیل شدهاند. در این زندانها، زندانیان تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار میگیرند و در شرایطی غیرانسانی نگاه داشته میشوند. بسیاری از آنان مجبور به اعترافات ساختگی میشوند که تنها برای توجیه اعدام یا حبس طولانیمدتشان استفاده میشود. این مکانها، که قرار بود محلی برای اجرای عدالت باشند، به کانونهایی برای تحقیر کرامت انسانی و اجرای بیرحمانهترین جنایات تبدیل شدهاند.
از دیگر اهداف اصلی سرکوب در جمهوری اسلامی، زنان هستند. این حکومت، با تحمیل قوانین تبعیضآمیز و محدودکننده، از جمله حجاب اجباری، تلاش کرده است زنان را به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل کند. سرکوب فعالان زن و دستگیری یا حتی اعدام زنانی که برای حقوق اولیه خود ایستادهاند، تنها بخشی از سیاستهای ضدزن این نظام است. حکومت با توجیهات مذهبی، خشونت علیه زنان را عادیسازی کرده است، در حالی که هدف اصلی آن تحمیل سلطهای مردسالارانه و استبدادی است.
اعتراضات گسترده مردم ایران در سالهای اخیر نشاندهنده آگاهی عمیق جامعه از ماهیت این حکومت است. شعارهایی چون (آخوند باید گم بشه)یا (مرگ بر حکومت آخوندی)بیانگر خشم و نفرت مردم از نظامی است که دین را به ابزاری برای خشونت و سرکوب تبدیل کرده است. این شعارها عزم مردم ایران برای پایان دادن به حکومتی را نشان میدهد که با سوءاستفاده از مفاهیم مذهبی، جامعه را به گروگان گرفته است.
جمهوری اسلامی، چه در دوران خمینی و چه در دوران خامنهای، با سرکوب مخالفان، محدود کردن آزادیها، و نقض کرامت انسانی، بهطور کامل مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده است. این حکومت، با توسل به ایدئولوژی مذهبی، جنایاتی انجام داده که در تضاد کامل با اصول انسانی و حقوق بشر است.
امروز، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری در مسیر رهایی از این نظام سرکوبگر قدم برداشتهاند. مبارزه مردم برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی، نهتنها واکنشی به دههها ظلم و سرکوب است، بلکه تلاشی برای پایان دادن به حکومتی است که با نام دین، بزرگترین جنایات را مرتکب شده است. ایران تنها زمانی میتواند به عدالت و آزادی واقعی دست یابد که این نظام ایدئولوژیک فرو بریزد و مفاهیم انسانی جایگزین سرکوب و خشونت شوند.
محمد خوش بیان
#دین #نقد_دین #سرکوب #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
👍27💯5
Forwarded from گفتوشنود
حاکمیت قانون و سکولاریسم با اصول حکومت مذهبی در تضاد عمیق قرار دارد، بهویژه در کشوری مانند ایران که تحت سیطره حکومت مذهبی شیعه اداره میشود.
در یک حکومت مذهبی، قوانین و سیاستها عمدتاً براساس تفسیرهای دینی از اسلام تعیین میشوند که منجر به محدودیتهای جدی بر آزادیهای فردی و حقوق بشر میگردد.
در مقابل، سکولاریسم به جدایی دین از دولت و حاکمیت قانون بر مبنای اصول حقوق بشری و دموکراسی تاکید دارد.
این تضاد در ایران، در قوانینی که بر اساس احکام شرعی تنظیم شدهاند و در تضاد با حقوق فردی و آزادیهای مدنی نمایان است.
بهعنوان مثال، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان، حقوق زنان، و آزادیهای مذهبی، نمودی از این چالشها هستند.
در این شرایط، مطالبه حاکمیت قانون و سکولاریسم نهتنها به معنای حمایت از حقوق فردی است، بلکه بهعنوان یک ضرورت برای ایجاد یک جامعه عادلانه و دموکراتیک در برابر حکومت مذهبی مطرح میشود.
#سکولاریسم #جامعه_مدنی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حاکمیت قانون و سکولاریسم با اصول حکومت مذهبی در تضاد عمیق قرار دارد، بهویژه در کشوری مانند ایران که تحت سیطره حکومت مذهبی شیعه اداره میشود.
در یک حکومت مذهبی، قوانین و سیاستها عمدتاً براساس تفسیرهای دینی از اسلام تعیین میشوند که منجر به محدودیتهای جدی بر آزادیهای فردی و حقوق بشر میگردد.
در مقابل، سکولاریسم به جدایی دین از دولت و حاکمیت قانون بر مبنای اصول حقوق بشری و دموکراسی تاکید دارد.
این تضاد در ایران، در قوانینی که بر اساس احکام شرعی تنظیم شدهاند و در تضاد با حقوق فردی و آزادیهای مدنی نمایان است.
بهعنوان مثال، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان، حقوق زنان، و آزادیهای مذهبی، نمودی از این چالشها هستند.
در این شرایط، مطالبه حاکمیت قانون و سکولاریسم نهتنها به معنای حمایت از حقوق فردی است، بلکه بهعنوان یک ضرورت برای ایجاد یک جامعه عادلانه و دموکراتیک در برابر حکومت مذهبی مطرح میشود.
#سکولاریسم #جامعه_مدنی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14
Forwarded from گفتوشنود
زن ایرانی، سالهاست که در برابر نابرابری ایستاده است؛ از خیابانها تا زندانها، از دانشگاهها تا دادگاهها، از خانهها تا میدانهای مبارزه.
او برای حقوقی میجنگد که در بسیاری از نقاط جهان بدیهی است؛ حق انتخاب پوشش، حق قضاوت، حق برابری در ارث و شهادت، حق خروج آزادانه از کشور، و هزاران حق دیگری که باید بدون قید و شرط به او تعلق داشته باشد.
اما قدرت حاکم و تفاسیر دینی زنستیزانه، همچنان سد راه او هستند.
قوانینی که او را شهروندی درجه دو میپندارند، نه از عدالت نشانی دارند و نه از اخلاق. این قوانین، نه با کرامت انسانی سازگارند و نه با روح آزادی و برابری.
اما این مبارزه تنها بر دوش زنان نیست.
مردان آگاه و مسئولیتپذیر نیز باید همراه این مسیر باشند؛ چراکه آزادی زنان، آزادی جامعه است. سرکوب زنان، سرکوب نیمی از جامعه است و بدون برابری، هیچ ملتی به پیشرفت و عدالت نخواهد رسید.
۸ مارس، روز زن، روزی است برای تجلیل از شجاعت زنان ایرانی و روزی برای تأکید بر این حقیقت که هیچ حکومتی نمیتواند ارادهی یک ملت را برای آزادی خاموش کند.
#زن #۸مارس #روز_زن #برابری_جنسیتی #آزادی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زن ایرانی، سالهاست که در برابر نابرابری ایستاده است؛ از خیابانها تا زندانها، از دانشگاهها تا دادگاهها، از خانهها تا میدانهای مبارزه.
او برای حقوقی میجنگد که در بسیاری از نقاط جهان بدیهی است؛ حق انتخاب پوشش، حق قضاوت، حق برابری در ارث و شهادت، حق خروج آزادانه از کشور، و هزاران حق دیگری که باید بدون قید و شرط به او تعلق داشته باشد.
اما قدرت حاکم و تفاسیر دینی زنستیزانه، همچنان سد راه او هستند.
قوانینی که او را شهروندی درجه دو میپندارند، نه از عدالت نشانی دارند و نه از اخلاق. این قوانین، نه با کرامت انسانی سازگارند و نه با روح آزادی و برابری.
اما این مبارزه تنها بر دوش زنان نیست.
مردان آگاه و مسئولیتپذیر نیز باید همراه این مسیر باشند؛ چراکه آزادی زنان، آزادی جامعه است. سرکوب زنان، سرکوب نیمی از جامعه است و بدون برابری، هیچ ملتی به پیشرفت و عدالت نخواهد رسید.
۸ مارس، روز زن، روزی است برای تجلیل از شجاعت زنان ایرانی و روزی برای تأکید بر این حقیقت که هیچ حکومتی نمیتواند ارادهی یک ملت را برای آزادی خاموش کند.
#زن #۸مارس #روز_زن #برابری_جنسیتی #آزادی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤21🕊5👍1
Forwarded from گفتوشنود
تضاد حقوق فردی و ارزشهای مذهبی در جوامع دینی به تنشهایی اشاره دارد که میان آزادیهای فردی و الزامات دینی به وجود میآید.
در این جوامع، حقوقی مانند آزادی بیان، عقیده و انتخاب سبک زندگی تحت تأثیر محدودیتهای مذهبی قرار میگیرند.
حکومتهای مذهبی اغلب به این تضاد دامن میزنند و باعث میشوند افرادی که عقاید متفاوتی دارند، دچار خودسانسوری یا محرومیت از حقوق خود شوند.
این وضعیت میتواند به محدود کردن آزادیهای مدنی و تحمیل باورهای دینی به همه منجر شود و حقوق بشر را به چالش بکشد.
همچنین، این دوگانگی با مشکلات اجتماعی و سیاسی همراه است که فضای سرکوب و عدم تساهل نسبت به تفاوتهای فردی را ایجاد میکند.
در نهایت، این مسائل بر تضعیف حقوق بشر در جوامع مذهبی تأثیر میگذارد و ضرورت توجه به اصول سکولاریسم را روشن میسازد.
#حکومت_مذهبی #سکولاریسم #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@dialogue1402
تضاد حقوق فردی و ارزشهای مذهبی در جوامع دینی به تنشهایی اشاره دارد که میان آزادیهای فردی و الزامات دینی به وجود میآید.
در این جوامع، حقوقی مانند آزادی بیان، عقیده و انتخاب سبک زندگی تحت تأثیر محدودیتهای مذهبی قرار میگیرند.
حکومتهای مذهبی اغلب به این تضاد دامن میزنند و باعث میشوند افرادی که عقاید متفاوتی دارند، دچار خودسانسوری یا محرومیت از حقوق خود شوند.
این وضعیت میتواند به محدود کردن آزادیهای مدنی و تحمیل باورهای دینی به همه منجر شود و حقوق بشر را به چالش بکشد.
همچنین، این دوگانگی با مشکلات اجتماعی و سیاسی همراه است که فضای سرکوب و عدم تساهل نسبت به تفاوتهای فردی را ایجاد میکند.
در نهایت، این مسائل بر تضعیف حقوق بشر در جوامع مذهبی تأثیر میگذارد و ضرورت توجه به اصول سکولاریسم را روشن میسازد.
#حکومت_مذهبی #سکولاریسم #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍5❤2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
امام جمعه قزوین: می خواهیم بشریت را به سعادت دنیا و آخرت برسانیم
مظفری، امام جمعه قزوین: مهمترین هدف دنیایی انقلاب اسلامی برپا ساختن تمدن نوین اسلامی است، ما به دنبال این هستیم که تمدن اسلامی را مجدد برپا کنیم تا در سایه این تمدن بشر به خیر و سعادت دنیا و آخرت برسد.
یکی از مخاطبان برای ما نوشته:
آقا جان، شما که میفرمایید میخواهید بشریت رو به سعادت دنیا و آخرت برسونید، اول یه نگاهی به حال و روز همین مردم خودمون بندازید؛ دین و دنیای ما رو با همین شعارها خراب کردید، جوونهامون یا مهاجرت کردن یا توی ناامیدی دست و پا میزنن، سفرهها کوچیک شده، دلها پر از نگرانیه. هر جا هم تو منطقه پا گذاشتید، جز فقر و جنگ و بیثباتی چیزی نبردید. این چه سعادتیه که فقط شما میبینید؟
دست از سر ما و مردم دنیا بردارید، بذارید نفس بکشیم، خودمون راه دین و دنیامون رو پیدا میکنیم.
#شیعه_گری #حکومت_مذهبی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
امام جمعه قزوین: می خواهیم بشریت را به سعادت دنیا و آخرت برسانیم
مظفری، امام جمعه قزوین: مهمترین هدف دنیایی انقلاب اسلامی برپا ساختن تمدن نوین اسلامی است، ما به دنبال این هستیم که تمدن اسلامی را مجدد برپا کنیم تا در سایه این تمدن بشر به خیر و سعادت دنیا و آخرت برسد.
یکی از مخاطبان برای ما نوشته:
آقا جان، شما که میفرمایید میخواهید بشریت رو به سعادت دنیا و آخرت برسونید، اول یه نگاهی به حال و روز همین مردم خودمون بندازید؛ دین و دنیای ما رو با همین شعارها خراب کردید، جوونهامون یا مهاجرت کردن یا توی ناامیدی دست و پا میزنن، سفرهها کوچیک شده، دلها پر از نگرانیه. هر جا هم تو منطقه پا گذاشتید، جز فقر و جنگ و بیثباتی چیزی نبردید. این چه سعادتیه که فقط شما میبینید؟
دست از سر ما و مردم دنیا بردارید، بذارید نفس بکشیم، خودمون راه دین و دنیامون رو پیدا میکنیم.
#شیعه_گری #حکومت_مذهبی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23❤2
Forwarded from گفتوشنود
پیام قابل تامل همراه گرامی صفحه گفتوشنود دارای نکته مهمِ لزوم آموزش غیر عقیدتی به کودکان و نوجوانان و تاثیر کادر آموزشی غیر مذهبی در سرنوشت و آینده کودکان است.
فرآیند آموزش، انتخاب کادر آموزشی و مطالب درسی در جمهوری اسلامی با هدف تربیت ایدئولوژیک تنظیم میشود و این مساله در شکلگیری شخصیت و آینده کودکان و نوجوانان نقش خواهد داشت.
شما چه تجربهای از آموزش و برخورد مذهبی و عقیدتی در محیط آموزشی دارید؟
آیا آموزشهای مذهبی و آموزگاران مذهبی را مناسب میدانید یا ترجیح میدهید فرزندانتان در یک محیط علمی و مستقل از مذهب تحصیل کنند؟
#حکومت_مذهبی #آموزش_ایدولوژیک #باورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام قابل تامل همراه گرامی صفحه گفتوشنود دارای نکته مهمِ لزوم آموزش غیر عقیدتی به کودکان و نوجوانان و تاثیر کادر آموزشی غیر مذهبی در سرنوشت و آینده کودکان است.
فرآیند آموزش، انتخاب کادر آموزشی و مطالب درسی در جمهوری اسلامی با هدف تربیت ایدئولوژیک تنظیم میشود و این مساله در شکلگیری شخصیت و آینده کودکان و نوجوانان نقش خواهد داشت.
شما چه تجربهای از آموزش و برخورد مذهبی و عقیدتی در محیط آموزشی دارید؟
آیا آموزشهای مذهبی و آموزگاران مذهبی را مناسب میدانید یا ترجیح میدهید فرزندانتان در یک محیط علمی و مستقل از مذهب تحصیل کنند؟
#حکومت_مذهبی #آموزش_ایدولوژیک #باورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9💔7
Forwarded from گفتوشنود
به مناسبت روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه
۲۶ ژوئن روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه است.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه #زندان #کارتون #توانا #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #حقوق_زندانی #منع_شکنجه #ایران #آموزشکده_توانا #حکومت_مذهبی #تفتیش_عقاید
@Dialogue1402
به مناسبت روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه
۲۶ ژوئن روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه است.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه #زندان #کارتون #توانا #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #حقوق_زندانی #منع_شکنجه #ایران #آموزشکده_توانا #حکومت_مذهبی #تفتیش_عقاید
@Dialogue1402
💔41❤2
Forwarded from گفتوشنود
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9
Forwarded from گفتوشنود
نایب رییس مجلس خبرگان: روحانیت هر جا لازم بود لباس رزم پوشید و از انقلاب دفاع کرد
🔷️ هاشم حسینی بوشهری، نایب رییس مجلس خبرگان گفت: «حوزه ما، حوزهای انقلابی و پیرو منویات امام و رهبری است.» او ادامه داد: «اگر روحانیت در کنار امام و رهبری نبود، شاید اتفاقات تلخی رخ میداد. این روحانیت بود که با حفظ شئونات خود، هرجا لازم بود لباس رزم پوشید و از انقلاب دفاع کرد.»
🟢 یک مخاطب همراه برای ما نوشت:
بله، ما خوب یادمان هست؛ روحانیت هر وقت مردم صدای حقخواهی و اعتراض مدنی بلند کردند، فوراً لباس رزم پوشید ـ البته نه برای دفاع از مردم، بلکه برای حفاظت از قدرت و ولایتشان.
آنوقت که جوانها برای آزادی و عدالت به خیابان آمدند، با همین "لباس رزم" بود که،در جبههی نظام ظلم و تحجر به میدان آمدند و سرکوب کردند؛ و حالا با افتخار از آن یاد میکنند.
#روحانیت_شیعه #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نایب رییس مجلس خبرگان: روحانیت هر جا لازم بود لباس رزم پوشید و از انقلاب دفاع کرد
🔷️ هاشم حسینی بوشهری، نایب رییس مجلس خبرگان گفت: «حوزه ما، حوزهای انقلابی و پیرو منویات امام و رهبری است.» او ادامه داد: «اگر روحانیت در کنار امام و رهبری نبود، شاید اتفاقات تلخی رخ میداد. این روحانیت بود که با حفظ شئونات خود، هرجا لازم بود لباس رزم پوشید و از انقلاب دفاع کرد.»
🟢 یک مخاطب همراه برای ما نوشت:
بله، ما خوب یادمان هست؛ روحانیت هر وقت مردم صدای حقخواهی و اعتراض مدنی بلند کردند، فوراً لباس رزم پوشید ـ البته نه برای دفاع از مردم، بلکه برای حفاظت از قدرت و ولایتشان.
آنوقت که جوانها برای آزادی و عدالت به خیابان آمدند، با همین "لباس رزم" بود که،در جبههی نظام ظلم و تحجر به میدان آمدند و سرکوب کردند؛ و حالا با افتخار از آن یاد میکنند.
#روحانیت_شیعه #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👎23❤3
Forwarded from گفتوشنود
پیام همراهان
در نظامهای استبدادی، مثل جمهوری اسلامی، روابط انسانی مسموم میشود. ترس دائمی و خودسانسوری جای گفتوگو و اعتماد را میگیرد و افراد برای بقا و ارتقا به زیرآبزنی، چاپلوسی و فرصتطلبی روی میآورند. شایستگی و خلاقیت کنار گذاشته میشوند و فرهنگ ترس و رقابت ناسالم، جامعه را به باتلاقی از بیاعتمادی و فساد اخلاقی میکشاند.
در این فضا، هرچه افراد خود را به رأس قدرت نزدیکتر کنند، از منافع بیشتری برخوردار میشوند. این رقابت ناسالم، مردم و کارمندان را به استفاده از حربههای ایدئولوژیک و برچسبزنی علیه یکدیگر سوق میدهد: برچسبهایی مثل «بیدین»، «ضد ولایت فقیه» یا «ضد انقلاب» ابزارهایی برای حذف رقیب و رسیدن به موقعیت بهتر هستند. افراد حسود یا کمتوان، برای جبران ناتوانی خود، با ریاکاری و تظاهر، رقیبان را به حاشیه میراند.
مثلاً تصور کنید کارمندی که شایسته و توانمند است، بهخاطر رقابت ناسالم و برچسبزنی همکاران، از پروژههای مهم کنار گذاشته میشود و کسی که کمتر توانایی دارد، با چاپلوسی و تملق، جای او را میگیرد. این تجربه نهتنها فرد را خسته و ناامید میکند، بلکه اعتماد او به سیستم را نیز نابود میکند.
انسانها در چنین ساختاری دوپاره میشوند: «خود علنی» مطیع و ترسان، و «خود پنهان» پر از خشم و ناامیدی. این دوگانگی، نسلها را تحت تأثیر قرار میدهد و آینده فرزندان ما را در چرخهای از ترس، فرصتطلبی و برچسبزنی گرفتار میکند.
اما تجربه کشورهای دموکراتیک نشان میدهد که شفافیت، پاسخگویی و رقابت سالم، جای ترس و زیرآبزنی را میگیرد و اعتماد اجتماعی را بازمیگرداند. در این فضا، دیگر کسی نمیتواند برای حذف رقیبش از برچسبهای دینی یا ایدئولوژیک سوءاستفاده کند. شایستگی، خلاقیت و همکاری ارزشمندتر از چاپلوسی و فرصتطلبی هستند.
اگرچه تغییر نظام سیاسی میتواند بزرگترین راه حل باشد، اما حتی در شرایط موجود هم میتوان راهکارهای کوچکتری برای مقاومت و حفظ اعتماد انسانی پیدا کرد: شبکههای اعتماد کوچک، آموزش انتقادی، و حمایت از شایستگان. پرسش این است: چه راهکارهایی میتوانیم در زندگی روزمره خود پیدا کنیم تا از زیرآبزنی و برچسبزنی جلوگیری کنیم؟
افشای این فرهنگ بیمار، یک ضرورت سیاسی و اخلاقی است. تا زمانی که استبداد پابرجاست، ترس، ریاکاری و برچسبزنی نسلها را میبلعد. اما آگاهی، روایتگری و همبستگی اجتماعی میتواند این چرخه را تا حدی بشکند و به فرد و جامعه امید بازگرداند.
تجربه شما از زیستن در فضاهای استبدادی چیست؟
#استبداد #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در نظامهای استبدادی، مثل جمهوری اسلامی، روابط انسانی مسموم میشود. ترس دائمی و خودسانسوری جای گفتوگو و اعتماد را میگیرد و افراد برای بقا و ارتقا به زیرآبزنی، چاپلوسی و فرصتطلبی روی میآورند. شایستگی و خلاقیت کنار گذاشته میشوند و فرهنگ ترس و رقابت ناسالم، جامعه را به باتلاقی از بیاعتمادی و فساد اخلاقی میکشاند.
در این فضا، هرچه افراد خود را به رأس قدرت نزدیکتر کنند، از منافع بیشتری برخوردار میشوند. این رقابت ناسالم، مردم و کارمندان را به استفاده از حربههای ایدئولوژیک و برچسبزنی علیه یکدیگر سوق میدهد: برچسبهایی مثل «بیدین»، «ضد ولایت فقیه» یا «ضد انقلاب» ابزارهایی برای حذف رقیب و رسیدن به موقعیت بهتر هستند. افراد حسود یا کمتوان، برای جبران ناتوانی خود، با ریاکاری و تظاهر، رقیبان را به حاشیه میراند.
مثلاً تصور کنید کارمندی که شایسته و توانمند است، بهخاطر رقابت ناسالم و برچسبزنی همکاران، از پروژههای مهم کنار گذاشته میشود و کسی که کمتر توانایی دارد، با چاپلوسی و تملق، جای او را میگیرد. این تجربه نهتنها فرد را خسته و ناامید میکند، بلکه اعتماد او به سیستم را نیز نابود میکند.
انسانها در چنین ساختاری دوپاره میشوند: «خود علنی» مطیع و ترسان، و «خود پنهان» پر از خشم و ناامیدی. این دوگانگی، نسلها را تحت تأثیر قرار میدهد و آینده فرزندان ما را در چرخهای از ترس، فرصتطلبی و برچسبزنی گرفتار میکند.
اما تجربه کشورهای دموکراتیک نشان میدهد که شفافیت، پاسخگویی و رقابت سالم، جای ترس و زیرآبزنی را میگیرد و اعتماد اجتماعی را بازمیگرداند. در این فضا، دیگر کسی نمیتواند برای حذف رقیبش از برچسبهای دینی یا ایدئولوژیک سوءاستفاده کند. شایستگی، خلاقیت و همکاری ارزشمندتر از چاپلوسی و فرصتطلبی هستند.
اگرچه تغییر نظام سیاسی میتواند بزرگترین راه حل باشد، اما حتی در شرایط موجود هم میتوان راهکارهای کوچکتری برای مقاومت و حفظ اعتماد انسانی پیدا کرد: شبکههای اعتماد کوچک، آموزش انتقادی، و حمایت از شایستگان. پرسش این است: چه راهکارهایی میتوانیم در زندگی روزمره خود پیدا کنیم تا از زیرآبزنی و برچسبزنی جلوگیری کنیم؟
افشای این فرهنگ بیمار، یک ضرورت سیاسی و اخلاقی است. تا زمانی که استبداد پابرجاست، ترس، ریاکاری و برچسبزنی نسلها را میبلعد. اما آگاهی، روایتگری و همبستگی اجتماعی میتواند این چرخه را تا حدی بشکند و به فرد و جامعه امید بازگرداند.
تجربه شما از زیستن در فضاهای استبدادی چیست؟
#استبداد #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊11❤1
Forwarded from گفتوشنود
🔹️ظهر امروز (پنجشنبه ۱۰ مهرماه) حادثهای خونین در یکی از مساجد محله باغ فیض تهران رخ داد.
مردی ۴۰ ساله در حین برگزاری نماز با سلاح سرد به امام جماعت مسجد حملهور شد. مهاجم با وارد آوردن چند ضربه چاقو به ناحیه شکم و پای این امام جماعت ، او را به شدت مجروح کرد. مصدوم بلافاصله به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات جان باخت. مأموران پس از حضور در محل حادثه، ضارب را دستگیر کردند. متهم در اعترافات اولیه خود، فشارهای سنگین زندگی و مشکلات شخصی را دلیل این اقدام مرگبار اعلام کرده است.
🔹️این حادثه نشان میدهد که فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از سیاستهای حکومت مذهبی در ایران به سطحی بحرانی رسیده است.
در شرایطی که مردم با تورم، بیکاری، نابرابری و بیاعتمادی عمومی دستوپنجه نرم میکنند، بسیاری ریشه این مشکلات را در ساختار دینی و روحانیت حاکم میبینند.
چنین فضایی خشم و ناامیدی انباشتهشده را به رفتارهای خشونتآمیز و تراژیک سوق داده، که قربانی آن حتی میتواند فردی مذهبی در جایگاه روحانی باشد.
این رخداد، نمادی از تضاد عمیق میان زندگی روزمره مردم تحت فشار و حاکمیت دینی است.
#حکومت_مذهبی #فقر #فساد #گفتگو_توانا
🔹️ظهر امروز (پنجشنبه ۱۰ مهرماه) حادثهای خونین در یکی از مساجد محله باغ فیض تهران رخ داد.
مردی ۴۰ ساله در حین برگزاری نماز با سلاح سرد به امام جماعت مسجد حملهور شد. مهاجم با وارد آوردن چند ضربه چاقو به ناحیه شکم و پای این امام جماعت ، او را به شدت مجروح کرد. مصدوم بلافاصله به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات جان باخت. مأموران پس از حضور در محل حادثه، ضارب را دستگیر کردند. متهم در اعترافات اولیه خود، فشارهای سنگین زندگی و مشکلات شخصی را دلیل این اقدام مرگبار اعلام کرده است.
🔹️این حادثه نشان میدهد که فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از سیاستهای حکومت مذهبی در ایران به سطحی بحرانی رسیده است.
در شرایطی که مردم با تورم، بیکاری، نابرابری و بیاعتمادی عمومی دستوپنجه نرم میکنند، بسیاری ریشه این مشکلات را در ساختار دینی و روحانیت حاکم میبینند.
چنین فضایی خشم و ناامیدی انباشتهشده را به رفتارهای خشونتآمیز و تراژیک سوق داده، که قربانی آن حتی میتواند فردی مذهبی در جایگاه روحانی باشد.
این رخداد، نمادی از تضاد عمیق میان زندگی روزمره مردم تحت فشار و حاکمیت دینی است.
#حکومت_مذهبی #فقر #فساد #گفتگو_توانا
❤17👍9💔6👌2👎1
Forwarded from گفتوشنود
در سالهای اخیر، شاخصهای جهانی آزادی بیان، آزادی سیاسی و حقوق مدنی تصویر روشنی از وضعیت سرکوب در ایران ترسیم کردهاند. گزارشگران بدون مرز در شاخص آزادی مطبوعات ۲۰۲۵، ایران را در رتبه ۱۷۶ از میان ۱۸۰ کشور قرار دادهاند؛ جایگاهی که بهوضوح نشان میدهد رسانهها در ایران نه نهادی مستقل بلکه ابزاری تحت کنترل حاکمیت محسوب میشوند. دستگیری روزنامهنگاران، توقیف نشریات، و سانسور گسترده اینترنت بیانگر این واقعیت است که حکومت هیچگونه صدای منتقد یا مستقل را برنمیتابد.
در عرصه آزادیهای اقتصادی و مدنی نیز وضعیت به همان اندازه وخیم است. بنیاد هرتیج در شاخص آزادی اقتصادی ۲۰۲۵، ایران را با امتیاز ۴۲.۵ در رتبه ۱۶۹ از ۱۸۴ کشور جای داده است. این اعداد خشک و سرد، روایتگر اقتصادی است که در آن فساد ساختاری، انحصارات وابسته به نهادهای حکومتی و نظامی، و دخالتهای گسترده دولت، هرگونه نوآوری و رقابت آزاد را از بین برده است. چنین شرایطی مستقیماً به محدودیتهای سیاسی و سرکوب جامعه مدنی پیوند خورده است؛ جایی که شهروندان نه تنها از حقوق اقتصادی محرومند، بلکه از ابتداییترین حقوق سیاسی و اجتماعی نیز بیبهره ماندهاند.
ریشه این وضعیت را باید در سیاستهای ایدئولوژیک و اقتدارگرایانه حکومتی جستوجو کرد که تحت رهبری علی خامنهای، مسیر خود را بر پایه حفظ قدرت مطلقه دینی بنا نهاده است. ساختار ولایت فقیه و ایدئولوژی مذهبی حاکم، آزادی را تهدیدی برای بقای خود تلقی میکند؛ ازاینرو هر جنبش اجتماعی، رسانهای یا سیاسی مستقل به سرعت سرکوب میشود. تمرکز قدرت در دستان رهبر و نهادهای امنیتی ـ نظامی نهتنها مانع اصلاحات سیاسی شده، بلکه در عمل جامعه را به سوی انسداد کامل کشانده است.
تبعات این سیاستها امروز بیش از هر زمان دیگر در جامعه ایران دیده میشود: جوانانی که با سد سانسور و محدودیتهای شدید روبهرو هستند، اقتصاد فروبستهای که راهی برای رشد و نوآوری باقی نگذاشته، و بیاعتمادی عمیق عمومی نسبت به نهادهای حکومتی. شاخصهای جهانی تنها بازتابی از واقعیتی تلخاند که مردم ایران هر روز با آن زندگی میکنند؛ واقعیتی که تا زمانی که ریشههای ایدئولوژیک این نظام پابرجاست، چشمانداز روشنی برای آزادی و توسعه در کشور بهسختی متصور خواهد بود.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #آزادی_بیان #آزادی_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سالهای اخیر، شاخصهای جهانی آزادی بیان، آزادی سیاسی و حقوق مدنی تصویر روشنی از وضعیت سرکوب در ایران ترسیم کردهاند. گزارشگران بدون مرز در شاخص آزادی مطبوعات ۲۰۲۵، ایران را در رتبه ۱۷۶ از میان ۱۸۰ کشور قرار دادهاند؛ جایگاهی که بهوضوح نشان میدهد رسانهها در ایران نه نهادی مستقل بلکه ابزاری تحت کنترل حاکمیت محسوب میشوند. دستگیری روزنامهنگاران، توقیف نشریات، و سانسور گسترده اینترنت بیانگر این واقعیت است که حکومت هیچگونه صدای منتقد یا مستقل را برنمیتابد.
در عرصه آزادیهای اقتصادی و مدنی نیز وضعیت به همان اندازه وخیم است. بنیاد هرتیج در شاخص آزادی اقتصادی ۲۰۲۵، ایران را با امتیاز ۴۲.۵ در رتبه ۱۶۹ از ۱۸۴ کشور جای داده است. این اعداد خشک و سرد، روایتگر اقتصادی است که در آن فساد ساختاری، انحصارات وابسته به نهادهای حکومتی و نظامی، و دخالتهای گسترده دولت، هرگونه نوآوری و رقابت آزاد را از بین برده است. چنین شرایطی مستقیماً به محدودیتهای سیاسی و سرکوب جامعه مدنی پیوند خورده است؛ جایی که شهروندان نه تنها از حقوق اقتصادی محرومند، بلکه از ابتداییترین حقوق سیاسی و اجتماعی نیز بیبهره ماندهاند.
ریشه این وضعیت را باید در سیاستهای ایدئولوژیک و اقتدارگرایانه حکومتی جستوجو کرد که تحت رهبری علی خامنهای، مسیر خود را بر پایه حفظ قدرت مطلقه دینی بنا نهاده است. ساختار ولایت فقیه و ایدئولوژی مذهبی حاکم، آزادی را تهدیدی برای بقای خود تلقی میکند؛ ازاینرو هر جنبش اجتماعی، رسانهای یا سیاسی مستقل به سرعت سرکوب میشود. تمرکز قدرت در دستان رهبر و نهادهای امنیتی ـ نظامی نهتنها مانع اصلاحات سیاسی شده، بلکه در عمل جامعه را به سوی انسداد کامل کشانده است.
تبعات این سیاستها امروز بیش از هر زمان دیگر در جامعه ایران دیده میشود: جوانانی که با سد سانسور و محدودیتهای شدید روبهرو هستند، اقتصاد فروبستهای که راهی برای رشد و نوآوری باقی نگذاشته، و بیاعتمادی عمیق عمومی نسبت به نهادهای حکومتی. شاخصهای جهانی تنها بازتابی از واقعیتی تلخاند که مردم ایران هر روز با آن زندگی میکنند؛ واقعیتی که تا زمانی که ریشههای ایدئولوژیک این نظام پابرجاست، چشمانداز روشنی برای آزادی و توسعه در کشور بهسختی متصور خواهد بود.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #آزادی_بیان #آزادی_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌11🕊6👍1
Forwarded from گفتوشنود
رتبه ۱۴۷ ایران در شاخص دموکراسی ۲۰۲۵، آن هم در میان ۱۷۹ کشور، نه فقط یک عدد بلکه نمادی از بحران ساختاری در نظام سیاسی است. حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای، با ابزارهایی چون شورای نگهبان، هرگونه امکان رقابت آزاد و واقعی را از میان برده است. رد صلاحیت گستردهی نامزدها و نظارت استصوابی، انتخابات را از مفهوم بنیادین خود تهی کرده و آن را به یک نمایش فرمایشی بدل ساخته است. نتیجهی این روند، بیاعتمادی عمومی، شکاف میان جامعه و حکومت، و تثبیت یک الیگارشی مذهبی است که در ظاهر به رأی مردم تکیه میکند اما در عمل با سرکوب و حذف، بقای خود را تضمین میسازد.
در این ساختار اقتدارگرایانه، تبعیض جنسیتی برجستهترین نمود آپارتاید نهادی است. گزارش حقوق بشر سازمان ملل در ۲۰۲۵ با بهکارگیری اصطلاح “آپارتاید جنسیتی”، عمق بحران را عیان میکند: زن در قوانین ایران همچنان شهروندی درجهدو محسوب میشود. قوانین ارث و شهادت نابرابر، محدودیت در پوشش، تبعیض در اشتغال و حق طلاق، همه نشان میدهد که دولت دینی نهتنها مانع تحقق برابری جنسیتی است بلکه با سیاستهای رسمی، تبعیض را بازتولید میکند. این شکاف نهتنها کرامت زنان را پایمال کرده بلکه مانعی در برابر توسعهی اجتماعی و اقتصادی کل جامعه است.
از سوی دیگر، اقوام در ایران با محرومیتهای چندلایه مواجهاند. ساختار سیاسی متمرکز، از آموزش زبان مادری تا فرصتهای اقتصادی، اقلیتهای قومی چون کردها، عربها، بلوچها و ترکمنها را در حاشیه نگاه داشته است. سیاستهای امنیتی و نگاه امنیتمحور به مطالبات قومی، فضایی ایجاد کرده که در آن خواست عدالت و برابری با برچسب جداییطلبی یا تهدید امنیت ملی سرکوب میشود. این تبعیض ساختاری، نهتنها تنوع فرهنگی کشور را تضعیف میکند، بلکه انسجام اجتماعی را نیز در معرض فروپاشی قرار داده است.
در نهایت، اقلیتهای مذهبی – از بهاییان و مسیحیان گرفته تا مسلمانان سنی – در چارچوب حکومت مذهبی ایران همواره با فشار و تبعیض مواجهاند. انحصار قدرت در دست یک قرائت شیعی-ولایی از دین، به معنای محرومیت دیگر باورمندان از حقوق برابر شهروندی است. از محرومیت بهاییان از تحصیل عالی تا محدودیت اهل سنت در ساخت مسجد در تهران، همگی نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمل به نظامی مبتنی بر شهروندی درجهبندیشده تبدیل شده است. این الگوی تبعیضآمیز، نهتنها ناقض اصول جهانی حقوق بشر است، بلکه شکافهای اجتماعی و مذهبی را تعمیق کرده و جامعه را بهطور سیستماتیک دوپاره ساخته است.
#حکومت_مذهبی #حقوق_بشر #اقلیت_دینی #اقتدارگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رتبه ۱۴۷ ایران در شاخص دموکراسی ۲۰۲۵، آن هم در میان ۱۷۹ کشور، نه فقط یک عدد بلکه نمادی از بحران ساختاری در نظام سیاسی است. حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای، با ابزارهایی چون شورای نگهبان، هرگونه امکان رقابت آزاد و واقعی را از میان برده است. رد صلاحیت گستردهی نامزدها و نظارت استصوابی، انتخابات را از مفهوم بنیادین خود تهی کرده و آن را به یک نمایش فرمایشی بدل ساخته است. نتیجهی این روند، بیاعتمادی عمومی، شکاف میان جامعه و حکومت، و تثبیت یک الیگارشی مذهبی است که در ظاهر به رأی مردم تکیه میکند اما در عمل با سرکوب و حذف، بقای خود را تضمین میسازد.
در این ساختار اقتدارگرایانه، تبعیض جنسیتی برجستهترین نمود آپارتاید نهادی است. گزارش حقوق بشر سازمان ملل در ۲۰۲۵ با بهکارگیری اصطلاح “آپارتاید جنسیتی”، عمق بحران را عیان میکند: زن در قوانین ایران همچنان شهروندی درجهدو محسوب میشود. قوانین ارث و شهادت نابرابر، محدودیت در پوشش، تبعیض در اشتغال و حق طلاق، همه نشان میدهد که دولت دینی نهتنها مانع تحقق برابری جنسیتی است بلکه با سیاستهای رسمی، تبعیض را بازتولید میکند. این شکاف نهتنها کرامت زنان را پایمال کرده بلکه مانعی در برابر توسعهی اجتماعی و اقتصادی کل جامعه است.
از سوی دیگر، اقوام در ایران با محرومیتهای چندلایه مواجهاند. ساختار سیاسی متمرکز، از آموزش زبان مادری تا فرصتهای اقتصادی، اقلیتهای قومی چون کردها، عربها، بلوچها و ترکمنها را در حاشیه نگاه داشته است. سیاستهای امنیتی و نگاه امنیتمحور به مطالبات قومی، فضایی ایجاد کرده که در آن خواست عدالت و برابری با برچسب جداییطلبی یا تهدید امنیت ملی سرکوب میشود. این تبعیض ساختاری، نهتنها تنوع فرهنگی کشور را تضعیف میکند، بلکه انسجام اجتماعی را نیز در معرض فروپاشی قرار داده است.
در نهایت، اقلیتهای مذهبی – از بهاییان و مسیحیان گرفته تا مسلمانان سنی – در چارچوب حکومت مذهبی ایران همواره با فشار و تبعیض مواجهاند. انحصار قدرت در دست یک قرائت شیعی-ولایی از دین، به معنای محرومیت دیگر باورمندان از حقوق برابر شهروندی است. از محرومیت بهاییان از تحصیل عالی تا محدودیت اهل سنت در ساخت مسجد در تهران، همگی نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمل به نظامی مبتنی بر شهروندی درجهبندیشده تبدیل شده است. این الگوی تبعیضآمیز، نهتنها ناقض اصول جهانی حقوق بشر است، بلکه شکافهای اجتماعی و مذهبی را تعمیق کرده و جامعه را بهطور سیستماتیک دوپاره ساخته است.
#حکومت_مذهبی #حقوق_بشر #اقلیت_دینی #اقتدارگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊17❤5
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صباغچی همسر و مادر شهید در جلسه شورای شهر:
از دین و زندگی عقب افتادیم. از زمانی که شاه رفته ما داریم با بدبختی زندگی میکنیم
این ویدئو مربوط به ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ است ولی مهم آن است که نه تنها موارد مورد اشاره این مادر دلشکسته هنوز هم برقرار هستند، بلکه تشدید هم شدهاند.
این اظهارنظرها از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که جمهوری اسلامی خود را نماینده قشر دیندار و خانوادههای شهیدان جنگ ایران و عراق جا زده و با استفاده از احساسات مذهبی و میهندوستانه به غارت و جنایت ادامه میدهد!
#جمهوری_اسلامی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از دین و زندگی عقب افتادیم. از زمانی که شاه رفته ما داریم با بدبختی زندگی میکنیم
این ویدئو مربوط به ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ است ولی مهم آن است که نه تنها موارد مورد اشاره این مادر دلشکسته هنوز هم برقرار هستند، بلکه تشدید هم شدهاند.
این اظهارنظرها از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که جمهوری اسلامی خود را نماینده قشر دیندار و خانوادههای شهیدان جنگ ایران و عراق جا زده و با استفاده از احساسات مذهبی و میهندوستانه به غارت و جنایت ادامه میدهد!
#جمهوری_اسلامی #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤27
Forwarded from گفتوشنود
در جامعهای که دین از ساحت ایمان شخصی به ابزار سیاست بدل میشود، سه عنصر «باور»، «سنت» و «عرف» در خدمت قدرت قرار میگیرند.
حکومت مذهبی با درآمیختن آموزههای دینی با منافع سیاسی، نظامی از باید و نبایدها میسازد که در ظاهر ریشه در ایمان دارد اما در واقع، محصول مهندسی اجتماعی است.
در چنین نظمی، مرز میان امر قدسی و امر سیاسی عمداً زدوده میشود تا قدرت، چهره ایمان به خود گیرد و پرسش از مشروعیت، به پرسش از اعتقاد بدل شود.
این ساختار با ترویج خرافه و بدعت، ابزارهای خود را برای تداوم سلطه تقویت میکند.
حکومت مذهبی، آنجا که از پاسخگویی عقلانی ناتوان است، به روایتهای ماورایی پناه میبرد؛ روایاتی که اطاعت را به ثواب و اعتراض را به گناه بدل میسازند.
از معجزهسازی در عرصه سیاست تا تقدیس رهبران در لباس اولیاء، همه در جهت تثبیت موقعیتی است که نقد آن همسنگ با بیایمانی قلمداد میشود.
در این میان، رسانه، منبر و نظام آموزشی، به بازتولید این خرافات و بدعتها میپردازند و زبان دین را به زبان اطاعت تبدیل میکنند.
نتیجه این فرایند، شکلگیری جامعهای است که در آن «رفتار تودهوار» نه از جهل فردی بلکه از مهندسی آگاهانه قدرت زاده میشود.
انسانِ تودهای، میان وجدان دینی و انضباط سیاسی تمایزی نمییابد؛ زیرا حکومت مذهبی چنان زیستجهان او را تعریف کرده که هر نافرمانی، بیاخلاقی و هر پرسش، بیدینی مینماید.
بدینسان، سلطه نه از راه زور که از مسیر ایمان تحمیل میشود، و کنترل اجتماعی در عمیقترین لایههای باور جمعی ریشه میدواند.
#باور #ایمان #عرف #سنت #حکومت_مذهبی #اخلاق #مهندسی_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جامعهای که دین از ساحت ایمان شخصی به ابزار سیاست بدل میشود، سه عنصر «باور»، «سنت» و «عرف» در خدمت قدرت قرار میگیرند.
حکومت مذهبی با درآمیختن آموزههای دینی با منافع سیاسی، نظامی از باید و نبایدها میسازد که در ظاهر ریشه در ایمان دارد اما در واقع، محصول مهندسی اجتماعی است.
در چنین نظمی، مرز میان امر قدسی و امر سیاسی عمداً زدوده میشود تا قدرت، چهره ایمان به خود گیرد و پرسش از مشروعیت، به پرسش از اعتقاد بدل شود.
این ساختار با ترویج خرافه و بدعت، ابزارهای خود را برای تداوم سلطه تقویت میکند.
حکومت مذهبی، آنجا که از پاسخگویی عقلانی ناتوان است، به روایتهای ماورایی پناه میبرد؛ روایاتی که اطاعت را به ثواب و اعتراض را به گناه بدل میسازند.
از معجزهسازی در عرصه سیاست تا تقدیس رهبران در لباس اولیاء، همه در جهت تثبیت موقعیتی است که نقد آن همسنگ با بیایمانی قلمداد میشود.
در این میان، رسانه، منبر و نظام آموزشی، به بازتولید این خرافات و بدعتها میپردازند و زبان دین را به زبان اطاعت تبدیل میکنند.
نتیجه این فرایند، شکلگیری جامعهای است که در آن «رفتار تودهوار» نه از جهل فردی بلکه از مهندسی آگاهانه قدرت زاده میشود.
انسانِ تودهای، میان وجدان دینی و انضباط سیاسی تمایزی نمییابد؛ زیرا حکومت مذهبی چنان زیستجهان او را تعریف کرده که هر نافرمانی، بیاخلاقی و هر پرسش، بیدینی مینماید.
بدینسان، سلطه نه از راه زور که از مسیر ایمان تحمیل میشود، و کنترل اجتماعی در عمیقترین لایههای باور جمعی ریشه میدواند.
#باور #ایمان #عرف #سنت #حکومت_مذهبی #اخلاق #مهندسی_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طنز تلخ و سیاهی که در این تصاویر نهفته است، حکایت تزریق جهالت و خرافات به ملتی است که امروز در فقر و فلاکت دست و پا میزند، اما حق پرسش، آزادی و خواست های انسانی و ابتدایش به واسطه همین خرافه و جهلپراکنیهای مذهبی از او گرفته شده و پاسخ و خواستههایش را به این پنجرههای فولادی حواله کردهاند.*
*متن و تصویر ارسالی همراهان
در دهههای اخیر، پدیده افزایش امامزادههای بدون سند تاریخی یا "امامزادههای دروغی" در ایران به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است.
برخی از این امامزادهها به عنوان مراکز زیارتی با اهداف اقتصادی یا تبلیغاتی توسعه یافتهاند که تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای مذهبی و ارزشهای معنوی را نیز درپی داشته است.
#خرافات #حکومت_مذهبی #امامزاده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
طنز تلخ و سیاهی که در این تصاویر نهفته است، حکایت تزریق جهالت و خرافات به ملتی است که امروز در فقر و فلاکت دست و پا میزند، اما حق پرسش، آزادی و خواست های انسانی و ابتدایش به واسطه همین خرافه و جهلپراکنیهای مذهبی از او گرفته شده و پاسخ و خواستههایش را به این پنجرههای فولادی حواله کردهاند.*
*متن و تصویر ارسالی همراهان
در دهههای اخیر، پدیده افزایش امامزادههای بدون سند تاریخی یا "امامزادههای دروغی" در ایران به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است.
برخی از این امامزادهها به عنوان مراکز زیارتی با اهداف اقتصادی یا تبلیغاتی توسعه یافتهاند که تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای مذهبی و ارزشهای معنوی را نیز درپی داشته است.
#خرافات #حکومت_مذهبی #امامزاده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍31❤3
Forwarded from گفتوشنود
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌5❤2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
خدای قهّار، حاکم قهّار:
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍5
Forwarded from گفتوشنود
نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت ایران در حال تجربه تحولی عمیق است که نه در ساختار قدرت یا رهبری سیاسی، بلکه در نظام معنایی و اخلاقی جامعه رخ داده است. بهگفته این نشریه، اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از طریق نهادهای امنیتی و ابزارهای سخت قدرت خود را حفظ کرده، اما کنترل «جهان نمادین و اخلاقی»ای را که مشروعیتش بر آن استوار بود، از دست داده است.
بر اساس این گزارش، طی حدود ۱۵ سال گذشته، جامعه ایران از پایین به بالا یک نظام اخلاقی جایگزین شکل داده که بهجای مفاهیمی چون «فداکاری انقلابی» و تقدس حکومتی، بر کرامت انسانی، اختیار بدن، و حقیقتگویی درباره قربانیان خشونت دولتی تأکید دارد. این دگرگونی، بهزعم فارن پالیسی، چالشی عمیقتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافته برای الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
ریشه این تحول در انباشت شوکهای اجتماعی و سیاسی دانسته میشود؛ از کشتهشدن ندا آقاسلطان در ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۸، اعدام نوید افکاری، تا مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱. این رخدادها شکاف میان «نظام مقدس حکومتی» و جامعه را عمیقتر کرده و با اعتراضات پس از مهسا امینی، حکومت اقتدار عاطفی و اخلاقی خود برای تعریف مفاهیمی چون شهید، امر مقدس و وحدت ملی را از دست داده است.
فارن پالیسی تأکید میکند که هرچند جنبش «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرده، اما زبان، ارزشها و نمادهای آن در زندگی روزمره نهادینه شده است؛ از حضور زنان بدون حجاب اجباری تا آیینهای یادبود و مقاومت نمادین. در پایان، گزارش مینویسد جمهوری اسلامی ممکن است در کوتاهمدت پابرجا بماند، اما جامعهای را اداره میکند که دیگر روایت اخلاقی و مشروعیت نمادین آن را به رسمیت نمیشناسد؛ شکافی که پیامدهای بلندمدتی برای آینده سیاسی ایران خواهد داشت.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت ایران در حال تجربه تحولی عمیق است که نه در ساختار قدرت یا رهبری سیاسی، بلکه در نظام معنایی و اخلاقی جامعه رخ داده است. بهگفته این نشریه، اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از طریق نهادهای امنیتی و ابزارهای سخت قدرت خود را حفظ کرده، اما کنترل «جهان نمادین و اخلاقی»ای را که مشروعیتش بر آن استوار بود، از دست داده است.
بر اساس این گزارش، طی حدود ۱۵ سال گذشته، جامعه ایران از پایین به بالا یک نظام اخلاقی جایگزین شکل داده که بهجای مفاهیمی چون «فداکاری انقلابی» و تقدس حکومتی، بر کرامت انسانی، اختیار بدن، و حقیقتگویی درباره قربانیان خشونت دولتی تأکید دارد. این دگرگونی، بهزعم فارن پالیسی، چالشی عمیقتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافته برای الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
ریشه این تحول در انباشت شوکهای اجتماعی و سیاسی دانسته میشود؛ از کشتهشدن ندا آقاسلطان در ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۸، اعدام نوید افکاری، تا مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱. این رخدادها شکاف میان «نظام مقدس حکومتی» و جامعه را عمیقتر کرده و با اعتراضات پس از مهسا امینی، حکومت اقتدار عاطفی و اخلاقی خود برای تعریف مفاهیمی چون شهید، امر مقدس و وحدت ملی را از دست داده است.
فارن پالیسی تأکید میکند که هرچند جنبش «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرده، اما زبان، ارزشها و نمادهای آن در زندگی روزمره نهادینه شده است؛ از حضور زنان بدون حجاب اجباری تا آیینهای یادبود و مقاومت نمادین. در پایان، گزارش مینویسد جمهوری اسلامی ممکن است در کوتاهمدت پابرجا بماند، اما جامعهای را اداره میکند که دیگر روایت اخلاقی و مشروعیت نمادین آن را به رسمیت نمیشناسد؛ شکافی که پیامدهای بلندمدتی برای آینده سیاسی ایران خواهد داشت.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤24👍9🕊4
Forwarded from گفتوشنود
وعده بهشت و جهنمی که جمهوری اسلامی ساخت
پیام همراهان
جمهوری اسلامی با وعده «بهشت» بر زمین قدرت رسید. وعدههایی که قرار بود عدالت، کرامت انسانی و رهایی از ظلم به همراه بیاورد، اما در عمل به سازوکاری برای توجیه قدرت، حذف منتقد و کنترل زندگی مردم تبدیل شد. بهشت موعود هرگز نیامد، اما جهنمی زمینی بهتدریج ساخته شد؛ جهنمی از فقر، ترس و بیافقی.
فساد ساختاری، که با پوشش دین تقدیس شد، اعتماد عمومی را نابود کرد. رانت، تبعیض و مصونیت صاحبان قدرت در برابر قانون، نشان داد که «تقوا» نه معیار حکومت، بلکه ابزار تقسیم قدرت است. در این نظم، شهروندان برابر نیستند؛ وفاداران سهم دارند و منتقدان سهمشان سرکوب است.
آزادیها از بیان و اندیشه تا سبک زندگی به نام حفظ ایمان محدود شد. دین که مدعی اخلاق بود، به ابزار نظارت و مجازات بدل گشت. نتیجه، جامعهای خسته و خاموش است که در آن خلاقیت، امید و اعتماد فرسوده شدهاند.
فقر عمومی، پیامد طبیعی حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک است؛ اقتصادی که به جای شایستگی، بر وفاداری میچرخد، آیندهای روشن نمیسازد. چشمانداز کشور تیره است و امید جمعی به حداقل رسیده؛ نسلی که وعدهها را شنید، اما جز هزینه نپرداخت.
وعدههای حکومت دینی، اگر به پاسخگویی و حقوق شهروندی گره نخورد، نه بهشت میسازد و نه اخلاق. آنچه باقی میماند، جامعهای است که از وعدهها عبور کرده و به حقیقت زندگی روزمره خیره شده است.
#حکومت_مذهبی #حکومت_دینی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
جمهوری اسلامی با وعده «بهشت» بر زمین قدرت رسید. وعدههایی که قرار بود عدالت، کرامت انسانی و رهایی از ظلم به همراه بیاورد، اما در عمل به سازوکاری برای توجیه قدرت، حذف منتقد و کنترل زندگی مردم تبدیل شد. بهشت موعود هرگز نیامد، اما جهنمی زمینی بهتدریج ساخته شد؛ جهنمی از فقر، ترس و بیافقی.
فساد ساختاری، که با پوشش دین تقدیس شد، اعتماد عمومی را نابود کرد. رانت، تبعیض و مصونیت صاحبان قدرت در برابر قانون، نشان داد که «تقوا» نه معیار حکومت، بلکه ابزار تقسیم قدرت است. در این نظم، شهروندان برابر نیستند؛ وفاداران سهم دارند و منتقدان سهمشان سرکوب است.
آزادیها از بیان و اندیشه تا سبک زندگی به نام حفظ ایمان محدود شد. دین که مدعی اخلاق بود، به ابزار نظارت و مجازات بدل گشت. نتیجه، جامعهای خسته و خاموش است که در آن خلاقیت، امید و اعتماد فرسوده شدهاند.
فقر عمومی، پیامد طبیعی حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک است؛ اقتصادی که به جای شایستگی، بر وفاداری میچرخد، آیندهای روشن نمیسازد. چشمانداز کشور تیره است و امید جمعی به حداقل رسیده؛ نسلی که وعدهها را شنید، اما جز هزینه نپرداخت.
وعدههای حکومت دینی، اگر به پاسخگویی و حقوق شهروندی گره نخورد، نه بهشت میسازد و نه اخلاق. آنچه باقی میماند، جامعهای است که از وعدهها عبور کرده و به حقیقت زندگی روزمره خیره شده است.
#حکومت_مذهبی #حکومت_دینی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20💯5🕊1