رهبر جمهوری اسلامی اخیراً اظهار داشته که «در زمینه نشان دادن پیشرفتها کمکاریم» و بر لزوم تقویت فعالیتهای رسانهای تأکید کرده است. این سخنان در حالی بیان میشود که کشور با بحرانهایی نظیر تورم، رکود، فساد گسترده و قطع مکرر برق روبروست. اما بهجای تمرکز بر حل این مشکلات، رهبر جمهوری اسلامی مشکل را «عدم نمایش کافی پیشرفتها» میداند.
این نگاه، بیش از هر چیز به معنای تزریق بودجههای کلانتر به نهادهای تبلیغاتی است؛ همان نهادهایی که مأموریتشان خلق روایتهای خیالی از «پیشرفت» و انحراف افکار عمومی است. در این میان، گروههایی از «جوانان مومن انقلابی» با پروژههای نمایشی و سودآور، به ارتزاق از این منابع مشغولاند، در حالی که مردم عادی هر روز با مشکلات واقعیتری دست و پنجه نرم میکنند.
این سیاست، نهتنها اتلاف منابع عمومی است، بلکه شکاف میان مردم و حاکمیت را نیز عمیقتر میکند. مردم بهخوبی میدانند که هیچ میزان تبلیغات نمیتواند جایگزین بهبود واقعی وضعیت زندگیشان شود.
در این ارتباط کتاب «ماشین تبلیغات جمهوری اسلامی چگونه کار میکند؟»
نوشته مجید محمدی را بخوانید
این کتاب را به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/how_does_irs_propaganda_machine_work/
#تبلیغات #پروپاگاندا #دروغ #بودجه #جهاد_تبیین #ارتش_سایبری #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این نگاه، بیش از هر چیز به معنای تزریق بودجههای کلانتر به نهادهای تبلیغاتی است؛ همان نهادهایی که مأموریتشان خلق روایتهای خیالی از «پیشرفت» و انحراف افکار عمومی است. در این میان، گروههایی از «جوانان مومن انقلابی» با پروژههای نمایشی و سودآور، به ارتزاق از این منابع مشغولاند، در حالی که مردم عادی هر روز با مشکلات واقعیتری دست و پنجه نرم میکنند.
این سیاست، نهتنها اتلاف منابع عمومی است، بلکه شکاف میان مردم و حاکمیت را نیز عمیقتر میکند. مردم بهخوبی میدانند که هیچ میزان تبلیغات نمیتواند جایگزین بهبود واقعی وضعیت زندگیشان شود.
در این ارتباط کتاب «ماشین تبلیغات جمهوری اسلامی چگونه کار میکند؟»
نوشته مجید محمدی را بخوانید
این کتاب را به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/how_does_irs_propaganda_machine_work/
#تبلیغات #پروپاگاندا #دروغ #بودجه #جهاد_تبیین #ارتش_سایبری #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پروپاگاندا چیست (قسمت اول)
پروپاگاندا را پراکندن یا انتشار اخبار و اطلاعات جهتدار برای شکلدادن به افکار عمومی یا گروههای سیاسی و دینی دانستهاند.
سایت:
https://tavaana.org/what_is_propaganda1/
یوتیوب:
https://youtu.be/pvs3uEs81sQ?feature=shared
این ویدیو در سال ۱۳۹۷ توسط آموزشکده توانا تولید و منتشر شده است.
#اسلایدشو #پروپاگاندا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#توانا #آموزشکده_توانا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پروپاگاندا را پراکندن یا انتشار اخبار و اطلاعات جهتدار برای شکلدادن به افکار عمومی یا گروههای سیاسی و دینی دانستهاند.
سایت:
https://tavaana.org/what_is_propaganda1/
یوتیوب:
https://youtu.be/pvs3uEs81sQ?feature=shared
این ویدیو در سال ۱۳۹۷ توسط آموزشکده توانا تولید و منتشر شده است.
#اسلایدشو #پروپاگاندا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#توانا #آموزشکده_توانا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍16👌1
Forwarded from گفتوشنود
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، میتوانست رویدادی فرهنگی و پویا و ملی باشد که نویسندگان، ناشران و علاقهمندان به کتاب را گرد هم آورد. اما امروز، این نمایشگاه بیش از آنکه جلوهای از تنوع فکری و شکوفایی فرهنگی باشد، به ویترینی برای تبلیغ ایدئولوژی حاکم بدل شده است؛ جایی برای نمایش کتابهای حکومتی، تولیدات ارگانهای امنیتی و نشرهایی که با حمایت و رانت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکنند. هر سال، این نمایشگاه کمفروغتر و بیرمقتر از قبل برگزار میشود؛ بدون گفتوگو، بدون چالش فکری، و بدون صدای مستقل.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخلاف نامش، بیش از آنکه حامی فرهنگ و هنر باشد، نقش بازوی سانسور و سرکوب اندیشه را ایفا کرده است. سانسور گسترده، حذف نویسندگان منتقد، رد مجوز آثار ارزشمند به دلایل سیاسی و عقیدتی، و خفقان حاکم بر فضای فرهنگی، همه نشانههایی هستند که این نهاد را نه به حافظ فرهنگ، که به خصم آن بدل کردهاند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، فیلمسازان و هنرمندان مستقل یا به سکوت کشیده شدهاند، یا به حاشیه رانده شدهاند، یا ناچار به مهاجرت شدهاند.
در چنین شرایطی، چگونه میتوان از "فرهنگ" سخن گفت وقتی که دروازهبان اصلی آن، نهاد سانسور و پروپاگانداست؟
آیا وزارت ارشاد، ابزاری برای پالایش فرهنگ دلخواه نظام نیست؟
پالایشی که نه از سر حمایت از ارزشها، بلکه برای حذف هر صدای مستقل و هر اثر غیرهمسو با سیاستهای نظام صورت میگیرد. چرا بودجه این وزارتخانه صرف حمایت از ناشران حکومتی، تولید کتابهای ایدئولوژیک و نمایش تبلیغاتی میشود، اما صدها نویسنده مستقل حتی امکان چاپ کتابهای خود را هم ندارند؟
آیا زمان آن نرسیده که بهجای پذیرش این ساختار فریبنده، پرسشی جدی مطرح کنیم؟ اساساً نهادی به نام "ارشاد اسلامی" با این عملکرد، در یک جامعه متکثر و چند فرهنگی چه جایگاهی دارد؟
آیا بهتر نیست آن را بهمثابه نهادی ناکارآمد و رانتساز ، وزارت ضدفرهنگ، سانسور و پروپاگاندا بنامیم؟
پرسشی که نه فقط اهل قلم، که همه جامعه باید با آن مواجه شوند.
#ارشاد_اسلامی #فرهنگ #کتاب #سانسور #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، میتوانست رویدادی فرهنگی و پویا و ملی باشد که نویسندگان، ناشران و علاقهمندان به کتاب را گرد هم آورد. اما امروز، این نمایشگاه بیش از آنکه جلوهای از تنوع فکری و شکوفایی فرهنگی باشد، به ویترینی برای تبلیغ ایدئولوژی حاکم بدل شده است؛ جایی برای نمایش کتابهای حکومتی، تولیدات ارگانهای امنیتی و نشرهایی که با حمایت و رانت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکنند. هر سال، این نمایشگاه کمفروغتر و بیرمقتر از قبل برگزار میشود؛ بدون گفتوگو، بدون چالش فکری، و بدون صدای مستقل.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخلاف نامش، بیش از آنکه حامی فرهنگ و هنر باشد، نقش بازوی سانسور و سرکوب اندیشه را ایفا کرده است. سانسور گسترده، حذف نویسندگان منتقد، رد مجوز آثار ارزشمند به دلایل سیاسی و عقیدتی، و خفقان حاکم بر فضای فرهنگی، همه نشانههایی هستند که این نهاد را نه به حافظ فرهنگ، که به خصم آن بدل کردهاند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، فیلمسازان و هنرمندان مستقل یا به سکوت کشیده شدهاند، یا به حاشیه رانده شدهاند، یا ناچار به مهاجرت شدهاند.
در چنین شرایطی، چگونه میتوان از "فرهنگ" سخن گفت وقتی که دروازهبان اصلی آن، نهاد سانسور و پروپاگانداست؟
آیا وزارت ارشاد، ابزاری برای پالایش فرهنگ دلخواه نظام نیست؟
پالایشی که نه از سر حمایت از ارزشها، بلکه برای حذف هر صدای مستقل و هر اثر غیرهمسو با سیاستهای نظام صورت میگیرد. چرا بودجه این وزارتخانه صرف حمایت از ناشران حکومتی، تولید کتابهای ایدئولوژیک و نمایش تبلیغاتی میشود، اما صدها نویسنده مستقل حتی امکان چاپ کتابهای خود را هم ندارند؟
آیا زمان آن نرسیده که بهجای پذیرش این ساختار فریبنده، پرسشی جدی مطرح کنیم؟ اساساً نهادی به نام "ارشاد اسلامی" با این عملکرد، در یک جامعه متکثر و چند فرهنگی چه جایگاهی دارد؟
آیا بهتر نیست آن را بهمثابه نهادی ناکارآمد و رانتساز ، وزارت ضدفرهنگ، سانسور و پروپاگاندا بنامیم؟
پرسشی که نه فقط اهل قلم، که همه جامعه باید با آن مواجه شوند.
#ارشاد_اسلامی #فرهنگ #کتاب #سانسور #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍19❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتی که از واژهها میترسد؛
زبان، ابزار سرکوب و تداوم سلطه!
چگونه خبرنگاری که سالها در خدمت پروپاگاندای دروغ و فریب رژیم بوده اینک شیرزن ایرانی! لقب میگیرد؟
او شیرزن ایرانی است یا آرمیتا،نیکا، سارینا و هزاران زنی که با دست خالی در مقابل سرکوبگران ایستادند؟
جمهوری اسلامی متخصص در تحریف و جعل واژگان است؛ هوشیار باشیم و روایتهای دروغینش را رسوا کنیم.
دکتر باقرینیا، استاد پیشین و اخراجشدهی دانشگاه، که عصر روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ در شهر مشهد بازداشت شد، ساعاتی پیش از بازداشت خود، ویدئویی در کانال تلگرامش منتشر کرد که در آن به نقش ابزارهای زبانی در سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی میپردازد.
او در این ویدئو تأکید میکند که حکومت نهفقط با زور، بلکه با واژهها نیز مردم را تحت سلطه میگیرد. واژهها در جمهوری اسلامی دیگر ابزار ارتباط نیستند، بلکه کارکردی برای تحریف حقیقت و کنترل ذهن دارند.
دکتر باقرینیا با اشاره به عباراتی چون «خبرنگار وطنپرست»، «شهدای مدافع وطن»، «نظام مقدس»، و «اغتشاشگر» میگوید این واژهها معنای واقعی خود را از دست دادهاند و به ابزارهای تبلیغاتی بدل شدهاند. او یادآوری میکند که در نظامی که سانسور را «صیانت» و سرکوب خیابانی را «امنیت ملی» مینامد، حقیقت از طریق زبان تحریف میشود.
آقای باقرینیا هشدار میدهد که اگر مردم در برابر این تحریفهای زبانی سکوت کنند، خود قربانی همین واژهها خواهند شد. او دعوت میکند که زبان مردم از زبان حکومت جدا شود؛ مردم باید واژههایی چون «شهید»، «وطن»، «مردم» و «رسانه» را از نو بازتعریف کنند و زبان حقیقت را جایگزین زبان قدرت نمایند.
این استاد اخراجشده دانشگاه، در پایان ویدئوی خود تأکید میکند که ما باید زبان را از نو بسازیم؛ چرا که در نظامی که واژهها نیز سرکوبگرند، سکوت ما به معنای تسلیم است.
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #حسن_باقری_نیا #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زبان، ابزار سرکوب و تداوم سلطه!
چگونه خبرنگاری که سالها در خدمت پروپاگاندای دروغ و فریب رژیم بوده اینک شیرزن ایرانی! لقب میگیرد؟
او شیرزن ایرانی است یا آرمیتا،نیکا، سارینا و هزاران زنی که با دست خالی در مقابل سرکوبگران ایستادند؟
جمهوری اسلامی متخصص در تحریف و جعل واژگان است؛ هوشیار باشیم و روایتهای دروغینش را رسوا کنیم.
دکتر باقرینیا، استاد پیشین و اخراجشدهی دانشگاه، که عصر روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ در شهر مشهد بازداشت شد، ساعاتی پیش از بازداشت خود، ویدئویی در کانال تلگرامش منتشر کرد که در آن به نقش ابزارهای زبانی در سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی میپردازد.
او در این ویدئو تأکید میکند که حکومت نهفقط با زور، بلکه با واژهها نیز مردم را تحت سلطه میگیرد. واژهها در جمهوری اسلامی دیگر ابزار ارتباط نیستند، بلکه کارکردی برای تحریف حقیقت و کنترل ذهن دارند.
دکتر باقرینیا با اشاره به عباراتی چون «خبرنگار وطنپرست»، «شهدای مدافع وطن»، «نظام مقدس»، و «اغتشاشگر» میگوید این واژهها معنای واقعی خود را از دست دادهاند و به ابزارهای تبلیغاتی بدل شدهاند. او یادآوری میکند که در نظامی که سانسور را «صیانت» و سرکوب خیابانی را «امنیت ملی» مینامد، حقیقت از طریق زبان تحریف میشود.
آقای باقرینیا هشدار میدهد که اگر مردم در برابر این تحریفهای زبانی سکوت کنند، خود قربانی همین واژهها خواهند شد. او دعوت میکند که زبان مردم از زبان حکومت جدا شود؛ مردم باید واژههایی چون «شهید»، «وطن»، «مردم» و «رسانه» را از نو بازتعریف کنند و زبان حقیقت را جایگزین زبان قدرت نمایند.
این استاد اخراجشده دانشگاه، در پایان ویدئوی خود تأکید میکند که ما باید زبان را از نو بسازیم؛ چرا که در نظامی که واژهها نیز سرکوبگرند، سکوت ما به معنای تسلیم است.
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #حسن_باقری_نیا #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18
Forwarded from گفتوشنود
جمهوری اسلامی که سالها تاریخ و هویت ایرانی را سانسور و تحقیر میکرد، اکنون در میانه جنگ، با چرخشی ریاکارانه پرچم خود را در دست سرباز هخامنشی میگذارد و موشک و پهپاد را بر فراز او مینشاند تا با تحریک احساسات ملی، مردم را به قربانیان پروپاگاندای شیعی-نظامی بدل کند.
این ترکیب مضحک از توهم ایدئولوژیک شیعی با نمادهای باستانی ایرانی، بزای مردم ایران نه نشانه وحدتوحدت بلکه نشانه سردرگمی و درماندگی نظامیست که برای حفظ خود، از هر نمادی سوءاستفاده میکند.
#ایران #جنگ #ایران #اسرائیل #پروپاگاندا #ملت_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جمهوری اسلامی که سالها تاریخ و هویت ایرانی را سانسور و تحقیر میکرد، اکنون در میانه جنگ، با چرخشی ریاکارانه پرچم خود را در دست سرباز هخامنشی میگذارد و موشک و پهپاد را بر فراز او مینشاند تا با تحریک احساسات ملی، مردم را به قربانیان پروپاگاندای شیعی-نظامی بدل کند.
این ترکیب مضحک از توهم ایدئولوژیک شیعی با نمادهای باستانی ایرانی، بزای مردم ایران نه نشانه وحدتوحدت بلکه نشانه سردرگمی و درماندگی نظامیست که برای حفظ خود، از هر نمادی سوءاستفاده میکند.
#ایران #جنگ #ایران #اسرائیل #پروپاگاندا #ملت_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو را محمدجواد اکبرین، چند روز پیش در کانال تلگرام خود منتشر کرده بود با این شرح:
«سخنی با هواداران جمهوری اسلامی؛ به ویژه با بیوطنهایی که از لحظه شروع جنگ، ناگهان یاد وطن افتادند!
حکومتی را که با سیاستهای احمقانه، ظالمانه و استبدادیاش پای جنگ و تجاوز خارجی را به کشور باز کرد باید برانداخت…»
ـ یکی از روشهای جمهوری اسلامی در مواقع بحرانی، توسل به احساسات وطن دوستانه مردم ایران است. کسانی که همواره علیه ملیگرایی و میهن دوستی سخن میگفتند به ناگاه وطندوست شده و از ایران حرف میزنند.
کمپینهایی در شبکههای اجتماعی با همین عناوین اما به قصد حمایت از بقای جمهوری اسلامی راهاندازی کردهاند.
لازم به ذکر است علی خامنهای در پیام اخیر خود، کلمات «اسلام» و «قرآن» را مطلقا به کار نبرد و از «خدا» هم تنها ۳ بار یاد کرد. در مقابل، ۲۵ بار کلمه «ملت» و ۲۶ بار کلمه «ایران» را به کار برد.
این سیستم فریبکار، تا آخرین لحظات به دروغگویی ادامه میدهد و برای بقا به هر چیزی متوسل میشود.
#پروپاگاندا #ایران #ج_ا_یعنی_جنگ
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«سخنی با هواداران جمهوری اسلامی؛ به ویژه با بیوطنهایی که از لحظه شروع جنگ، ناگهان یاد وطن افتادند!
حکومتی را که با سیاستهای احمقانه، ظالمانه و استبدادیاش پای جنگ و تجاوز خارجی را به کشور باز کرد باید برانداخت…»
ـ یکی از روشهای جمهوری اسلامی در مواقع بحرانی، توسل به احساسات وطن دوستانه مردم ایران است. کسانی که همواره علیه ملیگرایی و میهن دوستی سخن میگفتند به ناگاه وطندوست شده و از ایران حرف میزنند.
کمپینهایی در شبکههای اجتماعی با همین عناوین اما به قصد حمایت از بقای جمهوری اسلامی راهاندازی کردهاند.
لازم به ذکر است علی خامنهای در پیام اخیر خود، کلمات «اسلام» و «قرآن» را مطلقا به کار نبرد و از «خدا» هم تنها ۳ بار یاد کرد. در مقابل، ۲۵ بار کلمه «ملت» و ۲۶ بار کلمه «ایران» را به کار برد.
این سیستم فریبکار، تا آخرین لحظات به دروغگویی ادامه میدهد و برای بقا به هر چیزی متوسل میشود.
#پروپاگاندا #ایران #ج_ا_یعنی_جنگ
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍35💯6❤1👌1
ملیگراییِ ناگهانی
✍🏽 عزیز نوروزی زرگانی | ۷ تیر ۱۴۰۴
در روزهایی که خاک ایران بار دیگر لرزید و آسمانش از آتش و دود پر شد، صدایی که سالها از «امت اسلامی» سخن میگفت، ناگهان از «ملت ایران» دم زد. همان حاکمیتی که در کتابهای درسیاش کوروش را حذف کرد و نوروز را بیرمق ساخت، اکنون بر طبل میهندوستی میکوبد. همانانی که سالها ایران را نه وطن، بلکه پایگاه جبههی مقاومت خواندند، امروز از مرز و خاک و غیرت ملی میگویند.
اما ملت ایران حافظه دارد.
این ملت دیده که چگونه در نام خیابانها، در برنامههای صداوسیما، در تیتر روزنامههای رسمی و در مناسک حکومتی، آنچه حذف شد، ایران و فرهنگ ایرانی بود. دیده که چگونه هزاران نخبهاش، تنها بهخاطر مهر به این خاک، یا خاموش شدند یا رانده. دیده که چگونه هر که از ایران و مردم ایران گفت، به «غربزده»، «بیغیرت» یا «خائن» متهم شد، و هر که از امت و مقاومت گفت، عزیز گشت و بالا نشست.
اکنون، در میانهی جنگی نابرابر که ما مردم نه آغازگر آن بودیم و نه تصمیمگیرندهاش، همان حاکمیت تلاش میکند با واژگان شیرین «ملت ایران»، بر موجی از احساسات ملیگرایانه سوار شود. اما این صدا، از دهانی بیرون میآید که پیشتر، ایران را نه خانهی مردم، که سنگر امت میدید.
ملت ایران فریب این بازی زبانی را نخواهد خورد. میداند که ملیگرایی، نه شعار روزهای بحران، بلکه کنش و باورِ سالیان است. میداند که میهندوستی یعنی حرمت گذاشتن به تاریخ و زبان و فرهنگ این سرزمین؛ یعنی پاسداشت تنوع مردمانش؛ یعنی صلحخواهی، خرد، و حق انتخاب.
متن از کانال تلگرام دکتر عزیز نوروزی زرگانی، عضو پیشین هیأت علمی دانشگاه شیراز
https://t.me/BineshNowRuzi
#ایران #دروغ #پروپاگاندا #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍🏽 عزیز نوروزی زرگانی | ۷ تیر ۱۴۰۴
در روزهایی که خاک ایران بار دیگر لرزید و آسمانش از آتش و دود پر شد، صدایی که سالها از «امت اسلامی» سخن میگفت، ناگهان از «ملت ایران» دم زد. همان حاکمیتی که در کتابهای درسیاش کوروش را حذف کرد و نوروز را بیرمق ساخت، اکنون بر طبل میهندوستی میکوبد. همانانی که سالها ایران را نه وطن، بلکه پایگاه جبههی مقاومت خواندند، امروز از مرز و خاک و غیرت ملی میگویند.
اما ملت ایران حافظه دارد.
این ملت دیده که چگونه در نام خیابانها، در برنامههای صداوسیما، در تیتر روزنامههای رسمی و در مناسک حکومتی، آنچه حذف شد، ایران و فرهنگ ایرانی بود. دیده که چگونه هزاران نخبهاش، تنها بهخاطر مهر به این خاک، یا خاموش شدند یا رانده. دیده که چگونه هر که از ایران و مردم ایران گفت، به «غربزده»، «بیغیرت» یا «خائن» متهم شد، و هر که از امت و مقاومت گفت، عزیز گشت و بالا نشست.
اکنون، در میانهی جنگی نابرابر که ما مردم نه آغازگر آن بودیم و نه تصمیمگیرندهاش، همان حاکمیت تلاش میکند با واژگان شیرین «ملت ایران»، بر موجی از احساسات ملیگرایانه سوار شود. اما این صدا، از دهانی بیرون میآید که پیشتر، ایران را نه خانهی مردم، که سنگر امت میدید.
ملت ایران فریب این بازی زبانی را نخواهد خورد. میداند که ملیگرایی، نه شعار روزهای بحران، بلکه کنش و باورِ سالیان است. میداند که میهندوستی یعنی حرمت گذاشتن به تاریخ و زبان و فرهنگ این سرزمین؛ یعنی پاسداشت تنوع مردمانش؛ یعنی صلحخواهی، خرد، و حق انتخاب.
متن از کانال تلگرام دکتر عزیز نوروزی زرگانی، عضو پیشین هیأت علمی دانشگاه شیراز
https://t.me/BineshNowRuzi
#ایران #دروغ #پروپاگاندا #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍59❤15💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی همواره برای ترویج ایدئولوژی مطلوب خود، از کودکان استفاده ابزاری میکند. حالا این بار کودکان را جلوی دوربین آورده تا علیه «ایدئولوژی اسرائیلستیزی» و «فرهنگ مرگ طلبی ایدئولوژیک» را از زبان آنها به خورد مردم دهد.
چرا گفته یک تروریست (پاسدار سلیمانی) را از زبان کودک باید بشنویم؟ چرا یک کودک باید آرزوی کشته شدن بکند؟ چرا یک کودک باید بگوید که یک کشور را با خاک یکسان میکند؟
یادمان نرفته که در جریان جنگ هشت ساله، کودکانی را با سودای «بخشیده شدن گناهان» و دستیابی به «کلید بهشت» به روی میدان مین میفرستادند....
حکومتی که برای جان انسانها ارزشی قائل نیست، از آنها سپر انسانی میسازد و ترویج میکند که مناطق تحت خطر را (در هنگام اعلام خطر) ترک نکنند، برای مردم پناهگاه هم نساخته، تا بعد از اجساد مردم هم سوءاستفاده کند.
#حقوق_کودک #پروپاگاندا #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا گفته یک تروریست (پاسدار سلیمانی) را از زبان کودک باید بشنویم؟ چرا یک کودک باید آرزوی کشته شدن بکند؟ چرا یک کودک باید بگوید که یک کشور را با خاک یکسان میکند؟
یادمان نرفته که در جریان جنگ هشت ساله، کودکانی را با سودای «بخشیده شدن گناهان» و دستیابی به «کلید بهشت» به روی میدان مین میفرستادند....
حکومتی که برای جان انسانها ارزشی قائل نیست، از آنها سپر انسانی میسازد و ترویج میکند که مناطق تحت خطر را (در هنگام اعلام خطر) ترک نکنند، برای مردم پناهگاه هم نساخته، تا بعد از اجساد مردم هم سوءاستفاده کند.
#حقوق_کودک #پروپاگاندا #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍33👎3💔3❤1💯1
بازگشت مجریان حکومتی با نقاب گفتگو؛ بازسازی چهره نظام یا نرمالسازی تدریجی؟
گفتوگوی علی ضیا با شهرام شبپره و حضور رضا رشیدپور در کنار شرکتکنندگان برنامه یوتیوبی «عشق ابدی» بار دیگر حساسیتها را نسبت به پروژههای فرهنگی جمهوری اسلامی برای ترمیم چهرهاش برانگیخته است. این دو مجری سابق صداوسیما که سالها در دل نهادهای امنیتی و رسانههای رسمی نظام پرورش یافتهاند، ناگهان در نقش رابطانی میان فرهنگ رسمی و تبعیدی ظاهر شدهاند؛ حضوری که نه از سر اتفاق، بلکه در چارچوب پروژهای حسابشده به نظر میرسد.
منتقدان میپرسند: چرا این مجریان، که امروز ژست همدلی با هنرمندان خارجنشین میگیرند، هرگز سراغ چهرههایی چون مهدی یراحی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، مهدی رجبیان یا توماج صالحی نمیروند؟ هنرمندانی که یا در داخل کشور هزینه دادهاند یا طرد و سانسور شدهاند. چرا کسی نمیپرسد اگر هدف «گفتوگو» و «تقریب با مردم» است، چرا این گفتگوها تنها با چهرههایی انجام میشود که نه بینش سیاسی دارند و نه نسبت به دامهای فرهنگی نظام آگاهاند؟
شهرام شبپره، هنرمندی با پیشینهای درخشان و محبوب، شاید به نیت ابراز دلتنگی برای وطن به این گفتوگو تن داده باشد؛ اما او نیاز به تریبون امثال علی ضیا ندارد. چهبسا نداشتن مشاوری سیاسی یا بینش رسانهای، او را به دام بازسازی تصویر یک نظام سرکوبگر انداخته باشد. در این میان، مجریای که دیروز مدافع «شهدای حرم» بود، امروز با اشکهای شبپره فضای سانتیمانتال ایرانِ دلخواه نظام را بازتولید میکند؛ ایرانی پر از متل قو و تجریش، بیهیچ یادآوری از رنج تبعید، زندان، اعدام و سانسور.
این رفتارها نه از سر تحول فکری است و نه بازگشتی انسانی؛ بلکه بخشی از پروژهای است برای نرمالسازی چهره فرهنگی حکومت، در روزهایی که دیوار مشروعیتش ترک برداشته و دست به هر ابزار رسانهای و عاطفی میزند تا ترکها را بتونهکاری کند. اما دندان کرمخورده را نمیتوان با بتونه ترمیم کرد.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علی_ضیا #شهرام_شبپره #رضا_رشیدپور #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
گفتوگوی علی ضیا با شهرام شبپره و حضور رضا رشیدپور در کنار شرکتکنندگان برنامه یوتیوبی «عشق ابدی» بار دیگر حساسیتها را نسبت به پروژههای فرهنگی جمهوری اسلامی برای ترمیم چهرهاش برانگیخته است. این دو مجری سابق صداوسیما که سالها در دل نهادهای امنیتی و رسانههای رسمی نظام پرورش یافتهاند، ناگهان در نقش رابطانی میان فرهنگ رسمی و تبعیدی ظاهر شدهاند؛ حضوری که نه از سر اتفاق، بلکه در چارچوب پروژهای حسابشده به نظر میرسد.
منتقدان میپرسند: چرا این مجریان، که امروز ژست همدلی با هنرمندان خارجنشین میگیرند، هرگز سراغ چهرههایی چون مهدی یراحی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، مهدی رجبیان یا توماج صالحی نمیروند؟ هنرمندانی که یا در داخل کشور هزینه دادهاند یا طرد و سانسور شدهاند. چرا کسی نمیپرسد اگر هدف «گفتوگو» و «تقریب با مردم» است، چرا این گفتگوها تنها با چهرههایی انجام میشود که نه بینش سیاسی دارند و نه نسبت به دامهای فرهنگی نظام آگاهاند؟
شهرام شبپره، هنرمندی با پیشینهای درخشان و محبوب، شاید به نیت ابراز دلتنگی برای وطن به این گفتوگو تن داده باشد؛ اما او نیاز به تریبون امثال علی ضیا ندارد. چهبسا نداشتن مشاوری سیاسی یا بینش رسانهای، او را به دام بازسازی تصویر یک نظام سرکوبگر انداخته باشد. در این میان، مجریای که دیروز مدافع «شهدای حرم» بود، امروز با اشکهای شبپره فضای سانتیمانتال ایرانِ دلخواه نظام را بازتولید میکند؛ ایرانی پر از متل قو و تجریش، بیهیچ یادآوری از رنج تبعید، زندان، اعدام و سانسور.
این رفتارها نه از سر تحول فکری است و نه بازگشتی انسانی؛ بلکه بخشی از پروژهای است برای نرمالسازی چهره فرهنگی حکومت، در روزهایی که دیوار مشروعیتش ترک برداشته و دست به هر ابزار رسانهای و عاطفی میزند تا ترکها را بتونهکاری کند. اما دندان کرمخورده را نمیتوان با بتونه ترمیم کرد.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علی_ضیا #شهرام_شبپره #رضا_رشیدپور #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍57❤9💯5👎2
Forwarded from گفتوشنود
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9
وقتی حکایت جای حقیقت مینشیند؛ مهندسی افکار در جمهوری اسلامی
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤5👌1💯1
از تردید تا تسلیم؛
سازوکار روانی جمهوری اسلامی برای بقای خودش
پیام همراهان
یکی از ابزارهای پنهان اما مؤثر جمهوری اسلامی برای بقا، جنگ روانی علیه مردم است؛ جنگی که در میدان ذهن شهروندان جریان دارد. هدف آن روشن است: کاشتن تردید، پرورش ترس، و در نهایت، رساندن جامعه به نقطهی تسلیم.
رسانههای رسمی سالهاست این پیام را تکرار میکنند: اگر نظام نباشد، ایران سوریه میشود. این جملهی ساده، جوهرهی یک مهندسی روانی است. حکومت با تکیه بر خاطرهی جمعی جنگ و ناامنی، این ترس را در ذهن مردم نهادینه کرده که نبودش مساوی با فروپاشی است. در نتیجه، بسیاری از شهروندان به جای پرسش از حکومت، در جستوجوی پناه در دامن آن میشوند.
همزمان، دستگاه تبلیغاتی حکومت به تخریب هر صدای بدیل میپردازد. اختلاف نظر میان نیروهای منتقد، به تمسخر گرفته میشود تا مردم به ناکارآمدی اپوزیسیون باور پیدا کنند. این در حالی است که تنوع دیدگاه، در جوامع آزاد نشانهی پویایی است نه ضعف.
در این میان، بسیاری از شهروندان خسته از اضطراب مداوم، از کنش به تماشا عقبنشینی میکنند. زنی میگوید: «اگر اعتراض کنیم، کشور تجزیه میشود.» این جمله، خلاصهی موفقیت جنگ روانی حکومت است؛ جامعهای که از آیندهی خود میترسد، دیگر برای ساختنش نمیجنگد.
اما تاریخ روایت دیگری دارد. از شیلی تا کره جنوبی، هیچ دیکتاتوری با ترس جاودانه نمانده است. هرجا مردم دوباره به آگاهی و همبستگی بازگشتهاند، نظم تازهای شکل گرفته است.
جمهوری اسلامی از تردید تا تسلیم را طرحریزی کرده است، اما پادزهر آن در دست خود مردم است: بازسازی اعتماد، گفتوگو و یادآوری اینکه هرجومرج، نه در نبود قدرت مطلقه، که در فقدان آگاهی جمعی آغاز میشود.
دموکراسی هرجومرج نیست؛ برعکس، با احترام به تنوع و پذیرش تکثر، انسجامی پایدار در جامعه میآفریند.
این استبداد است که با حذف تفاوتها، بذر دشمنی میکارد و امکان زندگی مسالمتآمیز را از مردم میگیرد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سازوکار روانی جمهوری اسلامی برای بقای خودش
پیام همراهان
یکی از ابزارهای پنهان اما مؤثر جمهوری اسلامی برای بقا، جنگ روانی علیه مردم است؛ جنگی که در میدان ذهن شهروندان جریان دارد. هدف آن روشن است: کاشتن تردید، پرورش ترس، و در نهایت، رساندن جامعه به نقطهی تسلیم.
رسانههای رسمی سالهاست این پیام را تکرار میکنند: اگر نظام نباشد، ایران سوریه میشود. این جملهی ساده، جوهرهی یک مهندسی روانی است. حکومت با تکیه بر خاطرهی جمعی جنگ و ناامنی، این ترس را در ذهن مردم نهادینه کرده که نبودش مساوی با فروپاشی است. در نتیجه، بسیاری از شهروندان به جای پرسش از حکومت، در جستوجوی پناه در دامن آن میشوند.
همزمان، دستگاه تبلیغاتی حکومت به تخریب هر صدای بدیل میپردازد. اختلاف نظر میان نیروهای منتقد، به تمسخر گرفته میشود تا مردم به ناکارآمدی اپوزیسیون باور پیدا کنند. این در حالی است که تنوع دیدگاه، در جوامع آزاد نشانهی پویایی است نه ضعف.
در این میان، بسیاری از شهروندان خسته از اضطراب مداوم، از کنش به تماشا عقبنشینی میکنند. زنی میگوید: «اگر اعتراض کنیم، کشور تجزیه میشود.» این جمله، خلاصهی موفقیت جنگ روانی حکومت است؛ جامعهای که از آیندهی خود میترسد، دیگر برای ساختنش نمیجنگد.
اما تاریخ روایت دیگری دارد. از شیلی تا کره جنوبی، هیچ دیکتاتوری با ترس جاودانه نمانده است. هرجا مردم دوباره به آگاهی و همبستگی بازگشتهاند، نظم تازهای شکل گرفته است.
جمهوری اسلامی از تردید تا تسلیم را طرحریزی کرده است، اما پادزهر آن در دست خود مردم است: بازسازی اعتماد، گفتوگو و یادآوری اینکه هرجومرج، نه در نبود قدرت مطلقه، که در فقدان آگاهی جمعی آغاز میشود.
دموکراسی هرجومرج نیست؛ برعکس، با احترام به تنوع و پذیرش تکثر، انسجامی پایدار در جامعه میآفریند.
این استبداد است که با حذف تفاوتها، بذر دشمنی میکارد و امکان زندگی مسالمتآمیز را از مردم میگیرد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اثر حقیقت واهی (Illusory Truth Effect) یکی از شناختهشدهترین سوگیریهای شناختی است که نشان میدهد تکرار مداوم یک ادعا— اگر غلط باشد—میتواند باعث شود افراد آن را بهعنوان حقیقت بپذیرند. این پدیده بر پایه این واقعیت روانشناختی عمل میکند که آشنایی ذهنی با یک گزاره، حس صحت و اطمینان به آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، هرچه چیزی را بیشتر بشنویم، احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم، صرفنظر از اینکه چقدر با شواهد واقعی در تضاد باشد.
این سوگیری در جوامع چندفرهنگی و بهویژه در نظامهای بسته، بستر حاصلخیزی برای تحریف واقعیت فراهم میکند. حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، که نیازمند تثبیت یک روایت واحد و جلوگیری از پرسشگری هستند، از این پدیده بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مؤثر استفاده میکنند. آنها با تکرار بیوقفه آموزهها، شعارها و روایتهای ایدئولوژیک، حتی مخالفان را در معرض همان گزارهها قرار میدهند تا در طول زمان، حس آشنایی جای تحلیل منطقی را بگیرد.
یکی از پیامدهای خطرناک اثر حقیقت واهی این است که مرز بین «باور» و «حقیقت» در ذهن مردم محو میشود. وقتی یک جامعه مرتباً با گزارههای خاص بمباران شود، حتی اگر در ابتدا با شک و تردید به آنها نگاه کند، به تدریج در برابر آنها بیدفاع میشود. در حکومتهای دیکتاتوری مذهبی، این روند اغلب با استفاده از منابر، رسانههای کنترلشده، آموزش رسمی و مراسم آیینی تشدید میگردد تا یک «واقعیت رسمی» جایگزین واقعیتهای متکثر و متناقض شود.
از منظر روانشناختی، اثر حقیقت واهی بر اساس «پردازش روانی آسان» عمل میکند: ذهن ما ترجیح میدهد چیزی را بپذیرد که آسان و بدون زحمت پردازش میشود. گزارهای که بارها شنیدهایم، بهصورت روانتری در ذهن پردازش میشود و همین روانی پردازش، بهاشتباه بهعنوان نشانه صحت آن تلقی میگردد. این مکانیسم، بهخصوص در جوامعی که دسترسی آزاد به اطلاعات محدود است، به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل میشود که شکستن آن دشوار است.
برای مقابله با اثر حقیقت واهی، دو گام ضروری وجود دارد: نخست، آموزش سواد رسانهای و مهارت ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ دوم، ایجاد دسترسی آزاد و گسترده به منابع خبری و روایتهای جایگزین. در غیاب این اقدامات، هرچقدر هم یک حکومت دروغ بزرگی بگوید، کافی است آن را آنقدر تکرار کند تا در نهایت به «حقیقت رسمی» بدل شود—حقیقتی که نه بر شواهد، بلکه بر آشنایی و تکرار بنا شده است.
#خطای_شناختی #سوگیری_شناختی #اثر_حقیقت_واهی #پروپاگاندا #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌5❤2🕊1
آیا با رفتن بشار اسد، نیاز به «دفاع از حرم» رفع شده است؟ کجایند مدافعان حرم؟
پیام همراهان
یکی از مخاطبان توانا برای ما نوشت:
«سالها جمهوری اسلامی روایت میساخت که حضور نظامیاش در سوریه برای دفاع از حرم است و اگر “آنجا نجنگیم، باید در تهران بجنگیم”. همین روایت، بهانه ساخت عنوان احساسیِ “مدافعان حرم” شد؛ عنوانی که واقعیت مأموریت نیروهای اعزامی را پنهان میکرد. حالا اما که بشار اسد سقوط کرده و متواری است، سؤال سادهای پیش میآید: پس مدافعان حرم کجا هستند؟
اگر واقعاً نگرانی درباره حرم بود، چرا امروز که اسد نیست، دیگر سخنی از خطر و اعزام نیرو نیست؟ چرا همان رسانههایی که هر روز برای “حرم” اشک میریختند، حالا سکوت کردهاند؟ پاسخ روشن است: مأموریت اصلی دفاع از اسد بود، نه دفاع از حرم.
سالها پیکر شهروندان ایرانی کشتهشده در سوریه را با عنوان “مدافع حرم” تشییع کردند، انیمیشن ساختند، مستند پخش کردند، مزارهای نمایشی ایجاد کردند و قاسم سلیمانی را در مرکز این پروپاگاندا نشاندند. اما امروز مشخص شده آن هزینههای مالی و انسانیِ بیحاصل، تنها برای حفظ دیکتاتوری بشار اسد بود. حقوق نیروهای فاطمیون و زینبیون از جیب مردم ایران پرداخت شد و در نهایت نیز نه امنیتی برای ایران آورد و نه دستاوردی برای رژیم.
اکنون که اسد رفته و حرم همچنان سر جایش است، معلوم میشود همه آن روایتسازیها توجیهی بود برای مداخلهای که نتیجهای جز شریک شدن در سرکوب و کشتار مردم سوریه نداشت؛ ننگی که تا ابد بر دامان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.»
#بشار_اسد #مدافعان_حرم #پروپاگاندا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
یکی از مخاطبان توانا برای ما نوشت:
«سالها جمهوری اسلامی روایت میساخت که حضور نظامیاش در سوریه برای دفاع از حرم است و اگر “آنجا نجنگیم، باید در تهران بجنگیم”. همین روایت، بهانه ساخت عنوان احساسیِ “مدافعان حرم” شد؛ عنوانی که واقعیت مأموریت نیروهای اعزامی را پنهان میکرد. حالا اما که بشار اسد سقوط کرده و متواری است، سؤال سادهای پیش میآید: پس مدافعان حرم کجا هستند؟
اگر واقعاً نگرانی درباره حرم بود، چرا امروز که اسد نیست، دیگر سخنی از خطر و اعزام نیرو نیست؟ چرا همان رسانههایی که هر روز برای “حرم” اشک میریختند، حالا سکوت کردهاند؟ پاسخ روشن است: مأموریت اصلی دفاع از اسد بود، نه دفاع از حرم.
سالها پیکر شهروندان ایرانی کشتهشده در سوریه را با عنوان “مدافع حرم” تشییع کردند، انیمیشن ساختند، مستند پخش کردند، مزارهای نمایشی ایجاد کردند و قاسم سلیمانی را در مرکز این پروپاگاندا نشاندند. اما امروز مشخص شده آن هزینههای مالی و انسانیِ بیحاصل، تنها برای حفظ دیکتاتوری بشار اسد بود. حقوق نیروهای فاطمیون و زینبیون از جیب مردم ایران پرداخت شد و در نهایت نیز نه امنیتی برای ایران آورد و نه دستاوردی برای رژیم.
اکنون که اسد رفته و حرم همچنان سر جایش است، معلوم میشود همه آن روایتسازیها توجیهی بود برای مداخلهای که نتیجهای جز شریک شدن در سرکوب و کشتار مردم سوریه نداشت؛ ننگی که تا ابد بر دامان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.»
#بشار_اسد #مدافعان_حرم #پروپاگاندا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤4👌2
جمهوری اسلامی با شستشوی مغزی، جوانان را تشویق میکرد تحت لوای «مدافعان حرم» به سوریه و لبنان بروند و برای اهداف جمهوری اسلامی بجنگند. تعداد زیادی از جوانان فریب خوردند و به بهانه دفاع از حرم و در اصل برای گسترش ایدئولوژی و بسط گسترده قدرت تروریستی جمهوری اسلامی در منطقه جنگیدند. چه بسیار جوانانی که در این راه حتی جان خود را از دست دادند.
وعدههای رنگارنگ از حقوقهای چند هزار دلاری تا قول اعطای تابعیت ایرانی به غیرایرانیان هم باعث شد افراد زیادی از کشورهای همسایه هم فریب بخورند.
اکنون پس از فروپاشی دیکتاتوری اسد مشخص شده اماکن مذهبی در سوریه اصلن مورد مناقشه نبوده و نیست.
پیشتر یکی از همراهان توانا برای ما نوشته بود:
«چرا دیگر سخنی از خطر و اعزام نیرو نیست؟ چرا رسانههایی که هر روز برای «حرم» اشک میریختند، حالا سکوت کردهاند؟
پاسخ روشن است:
مأموریت اصلی دفاع از اسد بود، نه دفاع از حرم.»
نظر شما چیست؟
#بشار_اسد #مدافعان_حرم #پروپاگاندا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
وعدههای رنگارنگ از حقوقهای چند هزار دلاری تا قول اعطای تابعیت ایرانی به غیرایرانیان هم باعث شد افراد زیادی از کشورهای همسایه هم فریب بخورند.
اکنون پس از فروپاشی دیکتاتوری اسد مشخص شده اماکن مذهبی در سوریه اصلن مورد مناقشه نبوده و نیست.
پیشتر یکی از همراهان توانا برای ما نوشته بود:
«چرا دیگر سخنی از خطر و اعزام نیرو نیست؟ چرا رسانههایی که هر روز برای «حرم» اشک میریختند، حالا سکوت کردهاند؟
پاسخ روشن است:
مأموریت اصلی دفاع از اسد بود، نه دفاع از حرم.»
نظر شما چیست؟
#بشار_اسد #مدافعان_حرم #پروپاگاندا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍30❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روزهای اخیر، ویدیویی در شبکههای اجتماعی پربازدید شده است که در آن دختری را با پوشش اختیاری و در حال نوشیدن الکل، به سلامتی مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی نشانمیدهد. این ویدیو، فراتر از یک رفتار فردی، نمادی از یک تناقض ساختاری در قلب پروپاگاندای سیاسی است.
در حالی که دستگاههای اجرایی و قضایی، دهههاست شهروندان عادی را به دلیل «نوشیدن الکل» یا «کشف حجاب» با مجازاتهایی نظیر شلاق، جریمه و زندان روبرو میکنند، استفاده تبلیغاتی از چنین تصاویری نشاندهنده یک تغییر فاز در استراتژی بقاست. اینجا دقیقا همان نقطهای است که مفهوم «اوجب واجبات» بودن حفظ نظام، خود را نشان میدهد.
تحلیل این تضاد بدون ارجاع به مبانی فکری بنیانگذار جمهوری اسلامی ناقص است. روحالله خمینی در ۲۷ مرداد ۱۳۶۰ صراحتا بیان کرده بود:
«برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین... دروغ گفتن هم واجب است، شرب خمر هم واجب است.»
این دیدگاه، دین را از یک نظام ارزشی ثابت به یک ابزار سیاسی انعطافپذیر تبدیل میکند. در این منطق؛ شریعت برای مردم، ابزار کنترل، ارعاب و جداسازی جامعه از سبک زندگی مدرن است.
و همان شریعت برای نظام؛ در صورت نیاز به پروپاگاندای «تکثرگرا» یا جذب لایههای خاکستری، حتی سختترین خط قرمزها (مثل الکل و حجاب) نه تنها مجاز، بلکه برای «حفظ نظام» واجب میشوند.
انتشار این ویدیو توسط جریانهای حامی نظام، تلاشی است برای القای این پیام که «هواداران ما از همه قشری هستند». اما این فرم از تبلیغات، عملا استاندارد دوگانه حاکمیت را افشا میکند. رژیمی که مشروعیت خود را از اجرای احکام الهی میگیرد، برای تضمین بقای سیاسی و انتقال قدرت، حاضر است از همان احکام به عنوان «هزینه تبلیغاتی» بگذرد. این ویدیو بیش از آنکه نشاندهنده آزادی باشد، نشاندهنده سقوط اخلاقی ایدئولوژی در پای میز قدرت است.
#پروپاگاندا #محرمات #الکل #گفتگو_توانا #حفظ_نظام
@Dialogue1402
در حالی که دستگاههای اجرایی و قضایی، دهههاست شهروندان عادی را به دلیل «نوشیدن الکل» یا «کشف حجاب» با مجازاتهایی نظیر شلاق، جریمه و زندان روبرو میکنند، استفاده تبلیغاتی از چنین تصاویری نشاندهنده یک تغییر فاز در استراتژی بقاست. اینجا دقیقا همان نقطهای است که مفهوم «اوجب واجبات» بودن حفظ نظام، خود را نشان میدهد.
تحلیل این تضاد بدون ارجاع به مبانی فکری بنیانگذار جمهوری اسلامی ناقص است. روحالله خمینی در ۲۷ مرداد ۱۳۶۰ صراحتا بیان کرده بود:
«برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین... دروغ گفتن هم واجب است، شرب خمر هم واجب است.»
این دیدگاه، دین را از یک نظام ارزشی ثابت به یک ابزار سیاسی انعطافپذیر تبدیل میکند. در این منطق؛ شریعت برای مردم، ابزار کنترل، ارعاب و جداسازی جامعه از سبک زندگی مدرن است.
و همان شریعت برای نظام؛ در صورت نیاز به پروپاگاندای «تکثرگرا» یا جذب لایههای خاکستری، حتی سختترین خط قرمزها (مثل الکل و حجاب) نه تنها مجاز، بلکه برای «حفظ نظام» واجب میشوند.
انتشار این ویدیو توسط جریانهای حامی نظام، تلاشی است برای القای این پیام که «هواداران ما از همه قشری هستند». اما این فرم از تبلیغات، عملا استاندارد دوگانه حاکمیت را افشا میکند. رژیمی که مشروعیت خود را از اجرای احکام الهی میگیرد، برای تضمین بقای سیاسی و انتقال قدرت، حاضر است از همان احکام به عنوان «هزینه تبلیغاتی» بگذرد. این ویدیو بیش از آنکه نشاندهنده آزادی باشد، نشاندهنده سقوط اخلاقی ایدئولوژی در پای میز قدرت است.
#پروپاگاندا #محرمات #الکل #گفتگو_توانا #حفظ_نظام
@Dialogue1402
👌5💯4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جمهوری اسلامی همه ایرانیان محترم هستند، اما نه همیشه!
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کارشناس طب اسلامی در صداوسیمای جمهوری اسلامی در رابطه با راهکارهای امام رضا برای افزایش اسپرم توضیح داد. به گفته این کارشناس این شراب که از ترکیبی از آب باران در روزهای ۲۳ فروردین تا ۲۳ اردیبهشت، کشمش و دیگر ترکیبات مقوی درست میشود نه فقط کیفیت و کمیت اسپرم را بهبود میبخشد، که نازایی را هم درمان میکند.
طرح چنین ادعاهایی تحت عنوان «طب اسلامی» در رسانه ملی، بیش از آنکه راهگشای مشکلات پزشکی باشد، نوعی کمدی ناخواسته از تضادهای درونی است؛ چراکه این ترکیبات نهتنها هیچ جایگاه علمی و تاییدیه آزمایشگاهی ندارند، بلکه ترویج آنها با برچسب «شراب حلال»، پارادوکسی عمیق و مضحک را در ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی رقم زده است.
کاربران شبکههای اجتماعی با نقد این برخورد دوگانه اشاره میکنند سیستمی که دههها بر سر واژهها و مظاهر خاص حساسیتهای سختگیرانه داشته، اکنون در چرخشی عجیب برای پیشبرد سیاستهای ایدئولوژیک، به نسخههایی متوسل میشود که مرز میان خرافه و تابوهای خودساخته را جابهجا کرده است.
#حکومت_ایدئولوژیک #پروپاگاندا #شراب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
طرح چنین ادعاهایی تحت عنوان «طب اسلامی» در رسانه ملی، بیش از آنکه راهگشای مشکلات پزشکی باشد، نوعی کمدی ناخواسته از تضادهای درونی است؛ چراکه این ترکیبات نهتنها هیچ جایگاه علمی و تاییدیه آزمایشگاهی ندارند، بلکه ترویج آنها با برچسب «شراب حلال»، پارادوکسی عمیق و مضحک را در ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی رقم زده است.
کاربران شبکههای اجتماعی با نقد این برخورد دوگانه اشاره میکنند سیستمی که دههها بر سر واژهها و مظاهر خاص حساسیتهای سختگیرانه داشته، اکنون در چرخشی عجیب برای پیشبرد سیاستهای ایدئولوژیک، به نسخههایی متوسل میشود که مرز میان خرافه و تابوهای خودساخته را جابهجا کرده است.
#حکومت_ایدئولوژیک #پروپاگاندا #شراب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از فتوای «پوستکندن» تا سناریوی «هوش مصنوعی»؛ پارادوکس سواحل کیش
در روزهای اخیر، انتشار ویدیویی متفاوت از سواحل جزیره کیش در شبکههای اجتماعی، موجی از تحلیلها و واکنشها را به همراه داشته است. تصاویری از دختران و پسران با پوششهای آزاد و لباسهای ساحلی را در حال شنا و شادی با موسیقی زنده یک دیجی به تصویر میکشد. نکته کلیدی این ویدیو، زوم هوشمندانه و تاکید بصری روی پرچم جمهوری اسلامی در میانه این شادی ساحلی است.
🔷پروپاگاندا یا تغییر رویه؟
بسیاری از کاربران فضای مجازی، این ویدیو را پروژه «سفیدشویی» و پروپاگاندای سیستماتیک نظام تلقی کردهاند. از نگاه این ناظران، هدف از ساخت چنین کلیپهایی، القای تصویر «عادیسازی» و نمایش چهرهای تساهلگرا از جمهوری اسلامی به جهان است تا فشارها و واقعیتهای مربوط به محدودیتهای اجتماعی پوشانده شود.
🔷بازگشت به تاریخ؛ اظهارات بنیانگذار
این تصاویر در حالی منتشر میشود که حافظه تاریخی جامعه، جملات صریح روحالله خمینی در تیرماه ۱۳۵۸ را به یاد دارد. او در واکنش به آزادیهای سواحل گفته بود:
«اسلام نمیگذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را میکند. پوستشان را مردم میکنند. مسلمانند مردم. نمیگذارند زن و مرد توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند... تا زنده هستیم نمیگذاریم این آزادیها تحقق یابد.»
🔷واکنش قضایی؛ گریز به بنبست «هوش مصنوعی»
اما واکنش رسمی مقامات، طبق معمول با محتوای ویدیو متفاوت بود. دادستان کیش با اعلام تشکیل پرونده قضایی و برخورد قاطع با عوامل تولید این کلیپ، آن را «ناهنجار» نامید. نکته تاملبرانگیز در اظهارات او، ادعای ساخته شدن این ویدیو توسط «هوش مصنوعی» بود؛ ادعایی که از سوی کارشناسان به عنوان راهکاری برای فرار از تناقض میان «تبلیغ عادیسازی» و «واقعیت سرکوب» تعبیر شده است.
🔷تضاد میان محتوای ویدیوی سواحل کیش و برخورد دادستانی، بار دیگر ثابت میکند که آزادیهای اجتماعی در ساختار جمهوری اسلامی امری ممتنع و ناممکن است. آنچه در قالب این ویدیوها دیده میشود، صرفا دستآویزی برای ماشین پروپاگاندای نظام است تا در بزنگاههای سیاسی، تصویری کاریکاتوری و دروغین از آزادی ارائه دهد؛ در حالی که واقعیت زیسته شهروندان، همچنان تحت سیطره همان تفکر «پوستکندن» و برخوردهای پلیسی باقی مانده است.
#کیش #ساحل_کیش #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهای اخیر، انتشار ویدیویی متفاوت از سواحل جزیره کیش در شبکههای اجتماعی، موجی از تحلیلها و واکنشها را به همراه داشته است. تصاویری از دختران و پسران با پوششهای آزاد و لباسهای ساحلی را در حال شنا و شادی با موسیقی زنده یک دیجی به تصویر میکشد. نکته کلیدی این ویدیو، زوم هوشمندانه و تاکید بصری روی پرچم جمهوری اسلامی در میانه این شادی ساحلی است.
🔷پروپاگاندا یا تغییر رویه؟
بسیاری از کاربران فضای مجازی، این ویدیو را پروژه «سفیدشویی» و پروپاگاندای سیستماتیک نظام تلقی کردهاند. از نگاه این ناظران، هدف از ساخت چنین کلیپهایی، القای تصویر «عادیسازی» و نمایش چهرهای تساهلگرا از جمهوری اسلامی به جهان است تا فشارها و واقعیتهای مربوط به محدودیتهای اجتماعی پوشانده شود.
🔷بازگشت به تاریخ؛ اظهارات بنیانگذار
این تصاویر در حالی منتشر میشود که حافظه تاریخی جامعه، جملات صریح روحالله خمینی در تیرماه ۱۳۵۸ را به یاد دارد. او در واکنش به آزادیهای سواحل گفته بود:
«اسلام نمیگذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را میکند. پوستشان را مردم میکنند. مسلمانند مردم. نمیگذارند زن و مرد توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند... تا زنده هستیم نمیگذاریم این آزادیها تحقق یابد.»
🔷واکنش قضایی؛ گریز به بنبست «هوش مصنوعی»
اما واکنش رسمی مقامات، طبق معمول با محتوای ویدیو متفاوت بود. دادستان کیش با اعلام تشکیل پرونده قضایی و برخورد قاطع با عوامل تولید این کلیپ، آن را «ناهنجار» نامید. نکته تاملبرانگیز در اظهارات او، ادعای ساخته شدن این ویدیو توسط «هوش مصنوعی» بود؛ ادعایی که از سوی کارشناسان به عنوان راهکاری برای فرار از تناقض میان «تبلیغ عادیسازی» و «واقعیت سرکوب» تعبیر شده است.
🔷تضاد میان محتوای ویدیوی سواحل کیش و برخورد دادستانی، بار دیگر ثابت میکند که آزادیهای اجتماعی در ساختار جمهوری اسلامی امری ممتنع و ناممکن است. آنچه در قالب این ویدیوها دیده میشود، صرفا دستآویزی برای ماشین پروپاگاندای نظام است تا در بزنگاههای سیاسی، تصویری کاریکاتوری و دروغین از آزادی ارائه دهد؛ در حالی که واقعیت زیسته شهروندان، همچنان تحت سیطره همان تفکر «پوستکندن» و برخوردهای پلیسی باقی مانده است.
#کیش #ساحل_کیش #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤5💯1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار ویدیوهایی از حضور طلبههای غیرایرانی در راهپیماییهای حکومتی و شعارهای تند آنها در خیابانهای ایران، بار دیگر پرونده جنجالی «جامعةالمصطفی» و پروژههای صدور ایدیولوژی را در افکار عمومی باز کرده است. این تصاویر، روایتگر شکاف عمیقی است که میان اولویتهای اقتصادی مردم و هزینههای فرامرزی نظام وجود دارد.
نکته کلیدی که در نقد به این تصاویر به چشم میخورد، تضاد میان وضعیت معیشتی داخل و هزینههای گزاف برای جذب طلبه از کشورهای توسعهنیافته است.
این طلبهها با هدف ایجاد یک شبکه نفوذ در خارج از مرزها آموزش میبینند تا مبلغ دیدگاههای سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی در زادگاه خود باشند.
در حالی که تحریمها و سوءمدیریت اقتصادی، سفره ایرانیان را کوچکتر کرده است، تخصیص بودجههای کلان به این مراکز آموزشی، نوعی بیعدالتی توزیعی تلقی میشود.
حضور این افراد در خیابانهای ایران برای سر دادن شعارهای سیاسی، از دید بسیاری از شهروندان، نه نشاندهنده محبوبیت مردمی، بلکه نشاندهنده استفاده از «نیروهای نیابتی فرهنگی» برای پر کردن خلاءهای حمایتی است.
حضور طلبههای وارداتی در صف اول راهپیماییها، برای مردمی که با تورم دستوپنج نرم میکنند، پیامی جز ترجیح «بقا ایدیولوژیک» بر «رفاه ملی» ندارد. این ویدیوها بیش از آنکه قدرتنمایی باشند، یادآور ثروتی هستند که به جای آبادانی ایران، صرف پروژههایی با خروجیهای نامشخص در دوردستها میشود.
#پروپاگاندا #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نکته کلیدی که در نقد به این تصاویر به چشم میخورد، تضاد میان وضعیت معیشتی داخل و هزینههای گزاف برای جذب طلبه از کشورهای توسعهنیافته است.
این طلبهها با هدف ایجاد یک شبکه نفوذ در خارج از مرزها آموزش میبینند تا مبلغ دیدگاههای سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی در زادگاه خود باشند.
در حالی که تحریمها و سوءمدیریت اقتصادی، سفره ایرانیان را کوچکتر کرده است، تخصیص بودجههای کلان به این مراکز آموزشی، نوعی بیعدالتی توزیعی تلقی میشود.
حضور این افراد در خیابانهای ایران برای سر دادن شعارهای سیاسی، از دید بسیاری از شهروندان، نه نشاندهنده محبوبیت مردمی، بلکه نشاندهنده استفاده از «نیروهای نیابتی فرهنگی» برای پر کردن خلاءهای حمایتی است.
حضور طلبههای وارداتی در صف اول راهپیماییها، برای مردمی که با تورم دستوپنج نرم میکنند، پیامی جز ترجیح «بقا ایدیولوژیک» بر «رفاه ملی» ندارد. این ویدیوها بیش از آنکه قدرتنمایی باشند، یادآور ثروتی هستند که به جای آبادانی ایران، صرف پروژههایی با خروجیهای نامشخص در دوردستها میشود.
#پروپاگاندا #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤2🕊1💔1