وقتی حکایت جای حقیقت مینشیند؛ مهندسی افکار در جمهوری اسلامی
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤5👌1💯1