بازگشت مجریان حکومتی با نقاب گفتگو؛ بازسازی چهره نظام یا نرمالسازی تدریجی؟
گفتوگوی علی ضیا با شهرام شبپره و حضور رضا رشیدپور در کنار شرکتکنندگان برنامه یوتیوبی «عشق ابدی» بار دیگر حساسیتها را نسبت به پروژههای فرهنگی جمهوری اسلامی برای ترمیم چهرهاش برانگیخته است. این دو مجری سابق صداوسیما که سالها در دل نهادهای امنیتی و رسانههای رسمی نظام پرورش یافتهاند، ناگهان در نقش رابطانی میان فرهنگ رسمی و تبعیدی ظاهر شدهاند؛ حضوری که نه از سر اتفاق، بلکه در چارچوب پروژهای حسابشده به نظر میرسد.
منتقدان میپرسند: چرا این مجریان، که امروز ژست همدلی با هنرمندان خارجنشین میگیرند، هرگز سراغ چهرههایی چون مهدی یراحی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، مهدی رجبیان یا توماج صالحی نمیروند؟ هنرمندانی که یا در داخل کشور هزینه دادهاند یا طرد و سانسور شدهاند. چرا کسی نمیپرسد اگر هدف «گفتوگو» و «تقریب با مردم» است، چرا این گفتگوها تنها با چهرههایی انجام میشود که نه بینش سیاسی دارند و نه نسبت به دامهای فرهنگی نظام آگاهاند؟
شهرام شبپره، هنرمندی با پیشینهای درخشان و محبوب، شاید به نیت ابراز دلتنگی برای وطن به این گفتوگو تن داده باشد؛ اما او نیاز به تریبون امثال علی ضیا ندارد. چهبسا نداشتن مشاوری سیاسی یا بینش رسانهای، او را به دام بازسازی تصویر یک نظام سرکوبگر انداخته باشد. در این میان، مجریای که دیروز مدافع «شهدای حرم» بود، امروز با اشکهای شبپره فضای سانتیمانتال ایرانِ دلخواه نظام را بازتولید میکند؛ ایرانی پر از متل قو و تجریش، بیهیچ یادآوری از رنج تبعید، زندان، اعدام و سانسور.
این رفتارها نه از سر تحول فکری است و نه بازگشتی انسانی؛ بلکه بخشی از پروژهای است برای نرمالسازی چهره فرهنگی حکومت، در روزهایی که دیوار مشروعیتش ترک برداشته و دست به هر ابزار رسانهای و عاطفی میزند تا ترکها را بتونهکاری کند. اما دندان کرمخورده را نمیتوان با بتونه ترمیم کرد.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علی_ضیا #شهرام_شبپره #رضا_رشیدپور #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
گفتوگوی علی ضیا با شهرام شبپره و حضور رضا رشیدپور در کنار شرکتکنندگان برنامه یوتیوبی «عشق ابدی» بار دیگر حساسیتها را نسبت به پروژههای فرهنگی جمهوری اسلامی برای ترمیم چهرهاش برانگیخته است. این دو مجری سابق صداوسیما که سالها در دل نهادهای امنیتی و رسانههای رسمی نظام پرورش یافتهاند، ناگهان در نقش رابطانی میان فرهنگ رسمی و تبعیدی ظاهر شدهاند؛ حضوری که نه از سر اتفاق، بلکه در چارچوب پروژهای حسابشده به نظر میرسد.
منتقدان میپرسند: چرا این مجریان، که امروز ژست همدلی با هنرمندان خارجنشین میگیرند، هرگز سراغ چهرههایی چون مهدی یراحی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، مهدی رجبیان یا توماج صالحی نمیروند؟ هنرمندانی که یا در داخل کشور هزینه دادهاند یا طرد و سانسور شدهاند. چرا کسی نمیپرسد اگر هدف «گفتوگو» و «تقریب با مردم» است، چرا این گفتگوها تنها با چهرههایی انجام میشود که نه بینش سیاسی دارند و نه نسبت به دامهای فرهنگی نظام آگاهاند؟
شهرام شبپره، هنرمندی با پیشینهای درخشان و محبوب، شاید به نیت ابراز دلتنگی برای وطن به این گفتوگو تن داده باشد؛ اما او نیاز به تریبون امثال علی ضیا ندارد. چهبسا نداشتن مشاوری سیاسی یا بینش رسانهای، او را به دام بازسازی تصویر یک نظام سرکوبگر انداخته باشد. در این میان، مجریای که دیروز مدافع «شهدای حرم» بود، امروز با اشکهای شبپره فضای سانتیمانتال ایرانِ دلخواه نظام را بازتولید میکند؛ ایرانی پر از متل قو و تجریش، بیهیچ یادآوری از رنج تبعید، زندان، اعدام و سانسور.
این رفتارها نه از سر تحول فکری است و نه بازگشتی انسانی؛ بلکه بخشی از پروژهای است برای نرمالسازی چهره فرهنگی حکومت، در روزهایی که دیوار مشروعیتش ترک برداشته و دست به هر ابزار رسانهای و عاطفی میزند تا ترکها را بتونهکاری کند. اما دندان کرمخورده را نمیتوان با بتونه ترمیم کرد.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علی_ضیا #شهرام_شبپره #رضا_رشیدپور #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍57❤9💯5👎2