Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پزشکیان در دورهای که نماینده مجلس بود:
در حکومتی که حاکم بر شیعیان است، یک عده میبرند، یک عده میدزدند، یک عده میخورند…
- به نظر شما پزشکیان با چنین دیدگاهی در دوران جدیدش در قدرت چه کاری انجام خواهدداد تا «حکومت دینی و شیعی مورد نظر» خود را بسازد و یا حداقل به شرایط حداقلی آن نزدیک شود؟!
#حکومت_دینی #گفتگو_توانا #پزشکیان
@Dialogue1402
در حکومتی که حاکم بر شیعیان است، یک عده میبرند، یک عده میدزدند، یک عده میخورند…
- به نظر شما پزشکیان با چنین دیدگاهی در دوران جدیدش در قدرت چه کاری انجام خواهدداد تا «حکومت دینی و شیعی مورد نظر» خود را بسازد و یا حداقل به شرایط حداقلی آن نزدیک شود؟!
#حکومت_دینی #گفتگو_توانا #پزشکیان
@Dialogue1402
👍22❤1
Forwarded from گفتوشنود
ناصر امانی عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران است و گفتگوی او اخیرا با سایت دیدهبان ایران مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. این عضو شورای شهر در انتقاد از بودجههایی که شهرداری تهران به ریاست زاکانی میگیرد و نحوه مصرف آن، نکات تاسفباری را فاش کرده است.
ناصر امانی از جمله گفته که «شهردای به حساب برخی از اشخاص بدون حساب و کتاب خاصی مبالغی در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان واریز کرده است!» اما این قید «بدون حساب و کتاب»، ظاهرا در ارتباط با بودجههای کلانی که برای مساجد میگیرند و یا برای گسترش حضور طلاب در مدارس میگیرند هم صادق است. به عنوان نمونه، امانی میگوید که برای اعضای شورای شهر که این بودجهها را تصویب میکنند روشن نیست که بودجه به کدام مساجد میرسد. او در ارتباط با این نوع سوالات میگوید: «نمیدانیم این سوالاتیست که ما هم داریم. میگویند برخی از مساجد را انتخاب کردیم. سوال ما این است که معیار شما برای انتخاب مساجد چیست؟ چه محورهایی را به بچهها تعلیم میدهید؟ گفتند بچهها را اردوی مشهد هم میبرند. پولها در همین زمینه هزینه میشود اما ما که تایید و مصوبکننده این پولها هستیم از اقدامات آن اطلاعی نداریم!»
از قرار شهرداری تهران در قالب طرحی به نام «شهید آرمان علیوردی» ۴۰۰ میلیارد تومان پول خواسته و در متمم بودجه هم خواهان افزایش ۱۷۰ میلیارد تومانی شده که به گفته امانی ۱۵۰ میلیارد تومان آن مورد موافقت قرار گرفته است. آرمان علیوردی که از نیروهای سرکوب آزادیخواهان و وطندوستان در جریان خیزش بزرگ مهسا بود، بنا به ادعای حکومت اسلامی توسط مردم کشته شده است و اکنون زاکانی به نام او بودجههای کلانی درخواست میکند که برای تصویبکنندگان محل مصرف آنها و شیوه آن معلوم نیست.
امانی میگوید که سقف یک مدرسه در جنوب تهران در حال ریزش بود، زمیناش این قدر چاله داشت که بچهها مکرر زمین میخوردند و مدرسه دستشویی نداشت و فاقد امکانات ورزشی بود. او میپرسد: «اگر چیزی که آنها در این طرح میگویند درست است، چرا سقف مدرسه ما در حال ریزش است؟»
گفتنیست که علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از عناصر تندروی حکومت اسلامی، با سوابق عضویت در سپاه و بسیج است. آفتاب یزد گزارش کرده بود که مانند اغلب مقامات حکومت اسلامی، فرزند خود را به اروپا فرستاده است. دختر زاکانی دانشجوی دانشگاه اکول پلیتکنیک فدرال لوزان در سوییس بوده و دخترش (نوه زاکانی) را هم در سوییس به دنیا آورده است.
#حکومت_دینی #اسلام_گرایی #نقد_دین #گفتگو #زاکانی
@dialogue1402
ناصر امانی از جمله گفته که «شهردای به حساب برخی از اشخاص بدون حساب و کتاب خاصی مبالغی در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان واریز کرده است!» اما این قید «بدون حساب و کتاب»، ظاهرا در ارتباط با بودجههای کلانی که برای مساجد میگیرند و یا برای گسترش حضور طلاب در مدارس میگیرند هم صادق است. به عنوان نمونه، امانی میگوید که برای اعضای شورای شهر که این بودجهها را تصویب میکنند روشن نیست که بودجه به کدام مساجد میرسد. او در ارتباط با این نوع سوالات میگوید: «نمیدانیم این سوالاتیست که ما هم داریم. میگویند برخی از مساجد را انتخاب کردیم. سوال ما این است که معیار شما برای انتخاب مساجد چیست؟ چه محورهایی را به بچهها تعلیم میدهید؟ گفتند بچهها را اردوی مشهد هم میبرند. پولها در همین زمینه هزینه میشود اما ما که تایید و مصوبکننده این پولها هستیم از اقدامات آن اطلاعی نداریم!»
از قرار شهرداری تهران در قالب طرحی به نام «شهید آرمان علیوردی» ۴۰۰ میلیارد تومان پول خواسته و در متمم بودجه هم خواهان افزایش ۱۷۰ میلیارد تومانی شده که به گفته امانی ۱۵۰ میلیارد تومان آن مورد موافقت قرار گرفته است. آرمان علیوردی که از نیروهای سرکوب آزادیخواهان و وطندوستان در جریان خیزش بزرگ مهسا بود، بنا به ادعای حکومت اسلامی توسط مردم کشته شده است و اکنون زاکانی به نام او بودجههای کلانی درخواست میکند که برای تصویبکنندگان محل مصرف آنها و شیوه آن معلوم نیست.
امانی میگوید که سقف یک مدرسه در جنوب تهران در حال ریزش بود، زمیناش این قدر چاله داشت که بچهها مکرر زمین میخوردند و مدرسه دستشویی نداشت و فاقد امکانات ورزشی بود. او میپرسد: «اگر چیزی که آنها در این طرح میگویند درست است، چرا سقف مدرسه ما در حال ریزش است؟»
گفتنیست که علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از عناصر تندروی حکومت اسلامی، با سوابق عضویت در سپاه و بسیج است. آفتاب یزد گزارش کرده بود که مانند اغلب مقامات حکومت اسلامی، فرزند خود را به اروپا فرستاده است. دختر زاکانی دانشجوی دانشگاه اکول پلیتکنیک فدرال لوزان در سوییس بوده و دخترش (نوه زاکانی) را هم در سوییس به دنیا آورده است.
#حکومت_دینی #اسلام_گرایی #نقد_دین #گفتگو #زاکانی
@dialogue1402
💔17👍5❤1
علیاصغر حکمت، از دستاندرکاران تاسیس دانشگاه تهران بود.
تاسیس یک بنای مستقل برای دانشگاه تهران در بهمن ۱۳۱۲ در جلسه هیئت وزیران به رضاشاه پیشنهاد داده شد. رضا شاه از این طرح استقبال کرد و در نهایت زمینهای جلالیه برای تاسیس دانشگاه تهران انتخاب شد.
ورزشگاه امجدیه نیز اساسا نتیجه تلاشهای علیاصغر حکمت است. تلاش او در این حوزه چنان چشمگیر بود که سالها بعد محمدرضاشاه به او نشانی ویژه در حوزه ورزش اعطا کرد.
اما حال و روز هماکنون دانشگاه تهران پس از بیش از ۹۰ سال چگونه است؟
تحقیر و توهین به دانشجو از درب ورودی توسط حراست تا رئیس دانشگاه!
اخراج اساتید برجسته!
استخدام مداح وابسته به حکومت به جای اساتید مجرب!
تدریس اجباری دروس غیرمرتبط با رشته دانشجویان
از یاد نبریم پیشتر رئیس دانشگاه تهران گفته بود:
«برنامه داریم دفتر مراجع تقلید را در دانشگاه راهاندازی کنیم. معنویت باید در علوم ما رسوخ کند.»
بعد از پیروزی انقلاباسلامی دانشگاهها را تعطیل کردند تا آنها را اسلامی کرده و اساتید غیرخودی را اخراج کنند. همچنین محتوای درسها و سرفصلهای رشتههای دانشگاهی را تغییر دادند.
تاسیس رشتههای عجیبی مانند مداحی و امربهمعروف در دانشگاهها و اختصاص سهمیه برای خانوادههای وفادار به حکومت و بسیحیها نیز از دیگر اقدامات جمهوریاسلامی برای خالیکردن دانشگاه از محتوای اصلی بودهاست.
قبل از انقلاب با وجود نوپابودن نهاد دانشگاه در ایران، شاهد ظهور و حضور چهرههای علمی، ادبی و هنری متعددی در دانشگاهها بودیم و اهمیت این نهاد برای ایجاد تحول در کشور بر کسی پوشیده نبود.
اما ضربههای پیاپی حکومت دینی بر پیکر نوپای دانشگاه باعث شد تا عرصه علم و هنر و ادب در ایران از عبدالحسین زرینکوب، علیاکبرسیاسی، ذبیحالله صفا و دیگر بزرگان خالی شود و به تعبیری، دانشگاه به شعبهای از حوزهعلمیه قم تبدیل شود.
درباره علی اصغر حکمت بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Ali_Asghar_Hekmat
#علی_اصغر_حکمت #دانشگاه_تهران
#دانشگاه #نهاد_دانشگاه #حکومت_دینی #حوزه_علمیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تاسیس یک بنای مستقل برای دانشگاه تهران در بهمن ۱۳۱۲ در جلسه هیئت وزیران به رضاشاه پیشنهاد داده شد. رضا شاه از این طرح استقبال کرد و در نهایت زمینهای جلالیه برای تاسیس دانشگاه تهران انتخاب شد.
ورزشگاه امجدیه نیز اساسا نتیجه تلاشهای علیاصغر حکمت است. تلاش او در این حوزه چنان چشمگیر بود که سالها بعد محمدرضاشاه به او نشانی ویژه در حوزه ورزش اعطا کرد.
اما حال و روز هماکنون دانشگاه تهران پس از بیش از ۹۰ سال چگونه است؟
تحقیر و توهین به دانشجو از درب ورودی توسط حراست تا رئیس دانشگاه!
اخراج اساتید برجسته!
استخدام مداح وابسته به حکومت به جای اساتید مجرب!
تدریس اجباری دروس غیرمرتبط با رشته دانشجویان
از یاد نبریم پیشتر رئیس دانشگاه تهران گفته بود:
«برنامه داریم دفتر مراجع تقلید را در دانشگاه راهاندازی کنیم. معنویت باید در علوم ما رسوخ کند.»
بعد از پیروزی انقلاباسلامی دانشگاهها را تعطیل کردند تا آنها را اسلامی کرده و اساتید غیرخودی را اخراج کنند. همچنین محتوای درسها و سرفصلهای رشتههای دانشگاهی را تغییر دادند.
تاسیس رشتههای عجیبی مانند مداحی و امربهمعروف در دانشگاهها و اختصاص سهمیه برای خانوادههای وفادار به حکومت و بسیحیها نیز از دیگر اقدامات جمهوریاسلامی برای خالیکردن دانشگاه از محتوای اصلی بودهاست.
قبل از انقلاب با وجود نوپابودن نهاد دانشگاه در ایران، شاهد ظهور و حضور چهرههای علمی، ادبی و هنری متعددی در دانشگاهها بودیم و اهمیت این نهاد برای ایجاد تحول در کشور بر کسی پوشیده نبود.
اما ضربههای پیاپی حکومت دینی بر پیکر نوپای دانشگاه باعث شد تا عرصه علم و هنر و ادب در ایران از عبدالحسین زرینکوب، علیاکبرسیاسی، ذبیحالله صفا و دیگر بزرگان خالی شود و به تعبیری، دانشگاه به شعبهای از حوزهعلمیه قم تبدیل شود.
درباره علی اصغر حکمت بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Ali_Asghar_Hekmat
#علی_اصغر_حکمت #دانشگاه_تهران
#دانشگاه #نهاد_دانشگاه #حکومت_دینی #حوزه_علمیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20💔8❤1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولوی یحیا عنابی روحانی طرفدار طالبان:
آدم کشتن صفت یک مسلمان است
این روحانی تندرو می افزاید: مسلمانی که توان آدم کشتن ندارد، از او کاری ساخته نیست!
- متاسفانه اغلب کسانی که از «اسلام رحمانی» دفاع می کنند، در برابر چنین برداشتهایی از اسلام هم سکوت می کنند و این در حالی است که وظیفه آنها به عنوان باورمندان به این دین، به حاشیه بردن این افراطی هاست. اگر چه معدود روحانیان مسلمانی هم هستند که با طالبان و ولایت فقیه و دیگر تندروهای مسلمان مخالفند اما متاسفانه اکثریت معمم های سنی و شیعه ترجیح داده اند در این باره سکوت کنند.
نظر شما چیست و دلیل این اوضاع را چه می دانید؟
#گفتگو_توانا #حکومت_دینی #روحانیت_شیعه
@Dialogue1402
مولوی یحیا عنابی روحانی طرفدار طالبان:
آدم کشتن صفت یک مسلمان است
این روحانی تندرو می افزاید: مسلمانی که توان آدم کشتن ندارد، از او کاری ساخته نیست!
- متاسفانه اغلب کسانی که از «اسلام رحمانی» دفاع می کنند، در برابر چنین برداشتهایی از اسلام هم سکوت می کنند و این در حالی است که وظیفه آنها به عنوان باورمندان به این دین، به حاشیه بردن این افراطی هاست. اگر چه معدود روحانیان مسلمانی هم هستند که با طالبان و ولایت فقیه و دیگر تندروهای مسلمان مخالفند اما متاسفانه اکثریت معمم های سنی و شیعه ترجیح داده اند در این باره سکوت کنند.
نظر شما چیست و دلیل این اوضاع را چه می دانید؟
#گفتگو_توانا #حکومت_دینی #روحانیت_شیعه
@Dialogue1402
💔11👍3💯2🕊1
دکتر علیمراد داوودی در سال ۱۳۰۰ در خانوادهای بهایی در خلخال متولد شد. از دانشگاه تهران در رشته فلسفه دکترا گرفت و در همان دانشگاه به تدریس این رشته نیز مشغول شد. علی مراد داوودی در دانشگاه تهران استادی ممتاز و محبوب محسوب میشد. او در حوزه فلسفه چندین اثر را تالیف و ترجمه کرده بود.
دکتر داوودی در سال ۱۳۵۴ به عضویت محفل ملی بهائیان ایران برگزیده شد. با رویکارآمدن جمهوری اسلامی، خمینی که بهاییان را در فتوایی «کافر و نجس» نامیده بود، دستور به محدودیت و آزار آنان داد.
او در آبان ۱۳۵۸ در تهران ربوده شد و به قتل رسید. مرجان داوودی فرزند او درباره ناپدیدشدن و سپس قتل پدرش میگوید:
«با تعدادی از دوستان ایشان به پارک رفتیم تا تحقیق کنیم و ببینیم کجا هستند. نگهبان پارک توضیح داد که یک جیپ آمده و او را به زور داخل ماشین کرده است. ما حدس زدیم که این جیپ باید دولتی باشد، زیرا هر ماشینی اجازه ورود به پارک را نداشت. وقتی چند ساعت بعد دوستانش دوباره سراغ نگهبان پارک رفتند او همه چیز را تکذیب کرد».
محققان او را از نخستین قربانیان قتلهای زنجیرهای در ایران میدانند. نکته جالبتوجه درباره علیمراد داوودی آن است که علیرغم باورمندی عمیق به آیین بهایی، عمیقا باورمند به آزادی مذاهب بود و اجازه نمیداد باورمندی شخصی او در حوزه پژوهشی، اثرگذار باشد. دکتر بهروز ثابت، محقق علوم اجتماعی درباره مشی آزادمنشانهی دکتر علیمراد داوودی میگوید:
«استاد داودی تعلقی عمیق و ایمانی محکم به آئین بهائی داشت. در عین حال ایشان به همان شدت معتقد بود و تعهد داشت که نگذارد آراء شخصیاش وارد حوزه پژوهشهای آکادمیک فلسفی شود و یا کلاس درسش تحت تاثیر باورهای خصوصی او قرار گیرد».
درواقع علیمراد داوودی جدای از آنکه استادی برجسته در حوزه فلسفه بود، به همان اندازه میتواند الگویی برای زیست صحیح آکادمیک نیز باشد. تلاش برای تفکیک باورهای مذهبی شخصی از مباحثی که در کلاسهای درس در میگیرند، نکتهای است که در جمهوری اسلامی نه تنها غایب است بلکه برعکس عمل میشود.
@Dialogue1402
لینک یوتیوب
https://youtu.be/zleGURusSEQ
لینک وبسایت
https://dialog.tavaana.org/dr_alimorad_davoodi-2/
#علی_مراد_داوودی #گفتگو_توانا #حکومت_دینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#داستان_ما_یکیست
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر داوودی در سال ۱۳۵۴ به عضویت محفل ملی بهائیان ایران برگزیده شد. با رویکارآمدن جمهوری اسلامی، خمینی که بهاییان را در فتوایی «کافر و نجس» نامیده بود، دستور به محدودیت و آزار آنان داد.
او در آبان ۱۳۵۸ در تهران ربوده شد و به قتل رسید. مرجان داوودی فرزند او درباره ناپدیدشدن و سپس قتل پدرش میگوید:
«با تعدادی از دوستان ایشان به پارک رفتیم تا تحقیق کنیم و ببینیم کجا هستند. نگهبان پارک توضیح داد که یک جیپ آمده و او را به زور داخل ماشین کرده است. ما حدس زدیم که این جیپ باید دولتی باشد، زیرا هر ماشینی اجازه ورود به پارک را نداشت. وقتی چند ساعت بعد دوستانش دوباره سراغ نگهبان پارک رفتند او همه چیز را تکذیب کرد».
محققان او را از نخستین قربانیان قتلهای زنجیرهای در ایران میدانند. نکته جالبتوجه درباره علیمراد داوودی آن است که علیرغم باورمندی عمیق به آیین بهایی، عمیقا باورمند به آزادی مذاهب بود و اجازه نمیداد باورمندی شخصی او در حوزه پژوهشی، اثرگذار باشد. دکتر بهروز ثابت، محقق علوم اجتماعی درباره مشی آزادمنشانهی دکتر علیمراد داوودی میگوید:
«استاد داودی تعلقی عمیق و ایمانی محکم به آئین بهائی داشت. در عین حال ایشان به همان شدت معتقد بود و تعهد داشت که نگذارد آراء شخصیاش وارد حوزه پژوهشهای آکادمیک فلسفی شود و یا کلاس درسش تحت تاثیر باورهای خصوصی او قرار گیرد».
درواقع علیمراد داوودی جدای از آنکه استادی برجسته در حوزه فلسفه بود، به همان اندازه میتواند الگویی برای زیست صحیح آکادمیک نیز باشد. تلاش برای تفکیک باورهای مذهبی شخصی از مباحثی که در کلاسهای درس در میگیرند، نکتهای است که در جمهوری اسلامی نه تنها غایب است بلکه برعکس عمل میشود.
@Dialogue1402
لینک یوتیوب
https://youtu.be/zleGURusSEQ
لینک وبسایت
https://dialog.tavaana.org/dr_alimorad_davoodi-2/
#علی_مراد_داوودی #گفتگو_توانا #حکومت_دینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#داستان_ما_یکیست
@Tavaana_TavaanaTech
👍16💔7❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکومتهای استبدادی، دشمن طبیعی جامعه مدنیاند
دکتر حسن باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری و تحلیلگر اجتماعی، در این ویدیو میگوید:
جمهوری اسلامی از ابتدا با جامعه مدنی سر سازگاری نداشته است.
جامعه مدنی یعنی جاییکه مردم، نه دولت، در قالب انجمنها و تشکلهای غیردولتی به مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میپردازند.
هرچند در دورهای، رئیس دولت اصلاحات از جامعه مدنی گفت، اما خیلی زود عقب نشست و آن را به «مدینةالنبی» تقلیل داد؛ در حالیکه جامعه مدنیِ مدرن با جامعه دینی تفاوتهای بنیادین دارد.
در حکومتهای استبدادی-مذهبی، نهادها مأمور بازتولید ارزشهای سنتیاند، اما در جامعه مدنی، نهادها میتوانند ارزشها را بازتعریف کنند.
یکی بر تکلیفمحوری استوار است، دیگری بر حقمحوری.
در جامعه مذهبی، انسان خوب کسیست که در مناسک دینی فعال باشد.
اما در جامعه مدنی، انسان ایدهآل کسیست که مستقل فکر میکند، ارزشهای انسانی را خود میسازد و فعالانه مشارکت میکند.
در جامعه مدنی، اخلاق جهانشمول اهمیت دارد، فردیت حفظ میشود، نقد ارزش است و مشارکت جای تبعیت را میگیرد.
دکتر باقرینیا در پایان میگوید:
اگر روزی از کنار زندان وکیلآباد مشهد گذشتید، یادتان باشد به جای زیارت صرف، به فاطمه سپهری، کمال جعفری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی و دیگر زندانیان آزادیخواه درود بفرستید.
این الگوها، قدیس نیستند، اما نمونههای زندهی شهروندی فعالاند.
مرتبط
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن؛ اثر جان ارنبرگ» را بخوانید:
https://tavaana.org/history_idea/
#جامعه_مدنی #حقوق_شهروندی #زندانیان_سیاسی #فاطمه_سپهری
#باقری_نیا #استبداد #ایران #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری و تحلیلگر اجتماعی، در این ویدیو میگوید:
جمهوری اسلامی از ابتدا با جامعه مدنی سر سازگاری نداشته است.
جامعه مدنی یعنی جاییکه مردم، نه دولت، در قالب انجمنها و تشکلهای غیردولتی به مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میپردازند.
هرچند در دورهای، رئیس دولت اصلاحات از جامعه مدنی گفت، اما خیلی زود عقب نشست و آن را به «مدینةالنبی» تقلیل داد؛ در حالیکه جامعه مدنیِ مدرن با جامعه دینی تفاوتهای بنیادین دارد.
در حکومتهای استبدادی-مذهبی، نهادها مأمور بازتولید ارزشهای سنتیاند، اما در جامعه مدنی، نهادها میتوانند ارزشها را بازتعریف کنند.
یکی بر تکلیفمحوری استوار است، دیگری بر حقمحوری.
در جامعه مذهبی، انسان خوب کسیست که در مناسک دینی فعال باشد.
اما در جامعه مدنی، انسان ایدهآل کسیست که مستقل فکر میکند، ارزشهای انسانی را خود میسازد و فعالانه مشارکت میکند.
در جامعه مدنی، اخلاق جهانشمول اهمیت دارد، فردیت حفظ میشود، نقد ارزش است و مشارکت جای تبعیت را میگیرد.
دکتر باقرینیا در پایان میگوید:
اگر روزی از کنار زندان وکیلآباد مشهد گذشتید، یادتان باشد به جای زیارت صرف، به فاطمه سپهری، کمال جعفری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی و دیگر زندانیان آزادیخواه درود بفرستید.
این الگوها، قدیس نیستند، اما نمونههای زندهی شهروندی فعالاند.
مرتبط
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن؛ اثر جان ارنبرگ» را بخوانید:
https://tavaana.org/history_idea/
#جامعه_مدنی #حقوق_شهروندی #زندانیان_سیاسی #فاطمه_سپهری
#باقری_نیا #استبداد #ایران #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍38
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، تحلیلگر اجتماعی، در این ویدیو در واکنش به اعدامهای روز گذشته پنج تن از زندانیان عقیدتی سیاسی زندان وکیلآباد مشهد میگوید:
«ماشین کشتار جمهوری اسلامی این بار نیز جان هموطنانی را در زندان وکیلآباد مشهد گرفت؛ با استناد به اتهامی واهی به نام «بغی».
اما بغی یعنی چه؟ یعنی خروج علیه امام معصوم. و در قاموس جمهوری اسلامی، یعنی نپذیرفتن حکومت اسلامی و تلاش برای سرنگونی آن؛ یعنی مخالفت با حاکمیت، حتی اگر این مخالفت از روی اندیشه، حقطلبی، و خواست مردم باشد.
در جهانی که حق مخالفت و حتی براندازی، در قالب کنشهای مدنی و مقاومت، به رسمیت شناخته شده، بسیار تأسفبار است که در کشوری با نام اسلام، جان انسانها با چنین اتهاماتی ستانده میشود.
جمهوری اسلامی خود را در جایگاه امام معصوم نشانده، و هر مخالفتی را، نه تنها مخالفت با نظام، بلکه مخالفت با خدا، پیامبر و اهلبیت تعبیر میکند.
این در حالیست که حکومت اسلامی، یک طرح انسانی و یک ایدهی بشریست، نه حقیقتی مقدس یا تغییرناپذیر.
چرا باید خود را مقدس بداند و سپس مخالفانش را اینچنین بیرحمانه از میان بردارد؟
مجازات اعدام، در ذات خود، نقض صریح حق حیات است و آثار اجتماعی و روانی ویرانگری بر جامعه میگذارد.
فراموش نکنیم که هموطنان دیگری چون پخشان عزیزی، ریشه مرادی و شریفه محمد، نیز در معرض اتهام «بغی» و خطر اعدام قرار دارند.
ایران پس از جمهوری اسلامی، کشوری دموکراتیک خواهد بود؛ نظامی انسانی، که اگر هم مجازاتی در آن تعریف شود، برای اصلاح جامعه است، نه انتقامگیری از شهروندان؛ نه سلب آزادی، نه گرفتن جان.»
#نه_به_اعدام #بغی #قتل_حکومتی #حسن_باقری_نیا #زندان_وکیل_آباد_مشهد #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ماشین کشتار جمهوری اسلامی این بار نیز جان هموطنانی را در زندان وکیلآباد مشهد گرفت؛ با استناد به اتهامی واهی به نام «بغی».
اما بغی یعنی چه؟ یعنی خروج علیه امام معصوم. و در قاموس جمهوری اسلامی، یعنی نپذیرفتن حکومت اسلامی و تلاش برای سرنگونی آن؛ یعنی مخالفت با حاکمیت، حتی اگر این مخالفت از روی اندیشه، حقطلبی، و خواست مردم باشد.
در جهانی که حق مخالفت و حتی براندازی، در قالب کنشهای مدنی و مقاومت، به رسمیت شناخته شده، بسیار تأسفبار است که در کشوری با نام اسلام، جان انسانها با چنین اتهاماتی ستانده میشود.
جمهوری اسلامی خود را در جایگاه امام معصوم نشانده، و هر مخالفتی را، نه تنها مخالفت با نظام، بلکه مخالفت با خدا، پیامبر و اهلبیت تعبیر میکند.
این در حالیست که حکومت اسلامی، یک طرح انسانی و یک ایدهی بشریست، نه حقیقتی مقدس یا تغییرناپذیر.
چرا باید خود را مقدس بداند و سپس مخالفانش را اینچنین بیرحمانه از میان بردارد؟
مجازات اعدام، در ذات خود، نقض صریح حق حیات است و آثار اجتماعی و روانی ویرانگری بر جامعه میگذارد.
فراموش نکنیم که هموطنان دیگری چون پخشان عزیزی، ریشه مرادی و شریفه محمد، نیز در معرض اتهام «بغی» و خطر اعدام قرار دارند.
ایران پس از جمهوری اسلامی، کشوری دموکراتیک خواهد بود؛ نظامی انسانی، که اگر هم مجازاتی در آن تعریف شود، برای اصلاح جامعه است، نه انتقامگیری از شهروندان؛ نه سلب آزادی، نه گرفتن جان.»
#نه_به_اعدام #بغی #قتل_حکومتی #حسن_باقری_نیا #زندان_وکیل_آباد_مشهد #حکومت_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤28💔13👍4
Forwarded from گفتوشنود
محمدعلی سوادی، عضو مجمع عالی حکمت اسلامی گفت: «جامعه گرفتار سکولاریسم شده و هزاران اتاق فکر دشمن کار میکند ولی ما مشغول کتاب نوشتن و تولید مقاله هستیم.»
او ادامه داد: «جهاد تبیین فقط سخنرانی و جلسه نیست بلکه رسالت ما اقامه معروف و نهی از منکر در سراسر عالم است.»
🔹️همراهان:
آقای سوادی، مشکل جامعه سکولاریسم نیست، مشکل شمایید که با سوءاستفاده از دین، سالها ظلم کردید و حالا که مردم آگاه شدن و حقیقتها رو میفهمن، فریاد «اتاق فکر دشمن» سر میدین.
دسترسی آزاد به اطلاعات و تجربهی تلخ مردم از حکومت دینی، باعث بیداری شده، نه برنامههای خیالی دشمن.
بیخود دستوپا نزنید، این آگاهی نتیجهی فهم و شعور مردم خودمونه، نه توطئهی خارجی.
شما هنوز توهم دارید و نمیخواید قبول کنید که این وضعیت، نتیجهی عملکرد خودتونه، نه کار دشمن فرضی.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #شیعه_گری #آگاهی #دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
محمدعلی سوادی، عضو مجمع عالی حکمت اسلامی گفت: «جامعه گرفتار سکولاریسم شده و هزاران اتاق فکر دشمن کار میکند ولی ما مشغول کتاب نوشتن و تولید مقاله هستیم.»
او ادامه داد: «جهاد تبیین فقط سخنرانی و جلسه نیست بلکه رسالت ما اقامه معروف و نهی از منکر در سراسر عالم است.»
🔹️همراهان:
آقای سوادی، مشکل جامعه سکولاریسم نیست، مشکل شمایید که با سوءاستفاده از دین، سالها ظلم کردید و حالا که مردم آگاه شدن و حقیقتها رو میفهمن، فریاد «اتاق فکر دشمن» سر میدین.
دسترسی آزاد به اطلاعات و تجربهی تلخ مردم از حکومت دینی، باعث بیداری شده، نه برنامههای خیالی دشمن.
بیخود دستوپا نزنید، این آگاهی نتیجهی فهم و شعور مردم خودمونه، نه توطئهی خارجی.
شما هنوز توهم دارید و نمیخواید قبول کنید که این وضعیت، نتیجهی عملکرد خودتونه، نه کار دشمن فرضی.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #شیعه_گری #آگاهی #دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از انتشار ویدیویی از رقص یک زن بدون حجاب مورد قبول جمهوری اسلامی ولایی، همراه کودکان در باغ جنت شیراز، یکی از اعضای مجلس خبرگان با ارسال نامهای به دادستان این شهر، خواستار برخورد فوری قضایی شد.
این خبر بار دیگر نشان میدهد که در نظام ولایت فقیه، اولویتها نه بر پایهٔ نیازهای واقعی و فوری مردم، بلکه بر اساس کنترل سبک زندگی و تحمیل یک قرائت خاص از دین تعریف میشود.
در حالیکه جامعه ایران با بحرانی عمیق در عرصههای اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند—از بیکاری گسترده و فقر ساختاری گرفته تا بحران بیآبی، قطعیهای مکرر برق و تورم افسارگسیخته—نمایندهای از مجلس خبرگان وظیفه خود را نه رسیدگی به این مشکلات، بلکه صدور نامه برای برخورد قضایی با رقص یک زن در باغ جنت شیراز میداند.
این واکنش نشان میدهد که در نگاه حاکمان، شادی و زندگی نرمال مردم خطری بزرگتر از بحرانهای ویرانگر اقتصادی و اجتماعی است. در حالی که در اکثر کشورهای دنیا، رقص امری عادی و روزمره است، در ایرانِ تحت حاکمیت ولایت فقیه، بهعنوان جرم و تهدید معرفی میشود.
اصولاً مجلس خبرگان نهادی است که قرار است مثلا بر عملکرد رهبر جمهوری اسلامی نظارت داشته باشد. اما در عمل این نهاد به جای پرسشگری از رهبری درباره ناتوانی در حل بحرانهای اساسی کشور، یا درباره ناکامی در سیاست داخلی و خارجی، به امور روزمره و جزئیترین ابعاد زندگی مردم دخالت میکند. این انحراف وظیفهای است که خود نشاندهنده ضعف ساختاری و ماهیت نمایشی این نهاد است.
نظام ولایی با چنین رویکردی، زندگی عادی را برای مردم به کابوسی طاقتفرسا تبدیل کرده است. از نوع پوشش گرفته تا شادیهای جمعی، از موسیقی تا رقص، همه چیز تحت کنترل ایدئولوژیک درآمده و به مردم تحمیل شده است. این همان استبداد دینی است که نه تنها آزادی سیاسی را از بین برده، بلکه حتی کوچکترین شادی و حق زندگی روزمره را نیز بر مردم حرام کرده است.
در نهایت، نامه نماینده خبرگان برای برخورد قضایی با یک رقص ساده، نمادی آشکار از نظامی است که اولویتهایش وارونه است: برایش رقص و شادی جرم است، اما بیکاری، فقر، بحران مسکن و سقوط معیشت مردم هیچ اهمیتی ندارد.
#رقص #پارک_جنت_شیراز #خبرگان #حکومت_دینی #استبداد_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این خبر بار دیگر نشان میدهد که در نظام ولایت فقیه، اولویتها نه بر پایهٔ نیازهای واقعی و فوری مردم، بلکه بر اساس کنترل سبک زندگی و تحمیل یک قرائت خاص از دین تعریف میشود.
در حالیکه جامعه ایران با بحرانی عمیق در عرصههای اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند—از بیکاری گسترده و فقر ساختاری گرفته تا بحران بیآبی، قطعیهای مکرر برق و تورم افسارگسیخته—نمایندهای از مجلس خبرگان وظیفه خود را نه رسیدگی به این مشکلات، بلکه صدور نامه برای برخورد قضایی با رقص یک زن در باغ جنت شیراز میداند.
این واکنش نشان میدهد که در نگاه حاکمان، شادی و زندگی نرمال مردم خطری بزرگتر از بحرانهای ویرانگر اقتصادی و اجتماعی است. در حالی که در اکثر کشورهای دنیا، رقص امری عادی و روزمره است، در ایرانِ تحت حاکمیت ولایت فقیه، بهعنوان جرم و تهدید معرفی میشود.
اصولاً مجلس خبرگان نهادی است که قرار است مثلا بر عملکرد رهبر جمهوری اسلامی نظارت داشته باشد. اما در عمل این نهاد به جای پرسشگری از رهبری درباره ناتوانی در حل بحرانهای اساسی کشور، یا درباره ناکامی در سیاست داخلی و خارجی، به امور روزمره و جزئیترین ابعاد زندگی مردم دخالت میکند. این انحراف وظیفهای است که خود نشاندهنده ضعف ساختاری و ماهیت نمایشی این نهاد است.
نظام ولایی با چنین رویکردی، زندگی عادی را برای مردم به کابوسی طاقتفرسا تبدیل کرده است. از نوع پوشش گرفته تا شادیهای جمعی، از موسیقی تا رقص، همه چیز تحت کنترل ایدئولوژیک درآمده و به مردم تحمیل شده است. این همان استبداد دینی است که نه تنها آزادی سیاسی را از بین برده، بلکه حتی کوچکترین شادی و حق زندگی روزمره را نیز بر مردم حرام کرده است.
در نهایت، نامه نماینده خبرگان برای برخورد قضایی با یک رقص ساده، نمادی آشکار از نظامی است که اولویتهایش وارونه است: برایش رقص و شادی جرم است، اما بیکاری، فقر، بحران مسکن و سقوط معیشت مردم هیچ اهمیتی ندارد.
#رقص #پارک_جنت_شیراز #خبرگان #حکومت_دینی #استبداد_دینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤1👎1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشر از شبکههای اجتماعی
ویدئویی از یک شهروند محجبه در شبکههای اجتماعی منتشر و پر بازدید شده که در آن ویدئو این فرد با معرفی خود بعنوان یک ایرانی مسلمان و معتقد وفادار به اسلام و ائمه، رهبر جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و میگويد:
شما میخواستید اسلام را برای مردم ایران بیاورید، اما ما پیش از شما هم مسلمان بودیم .
شما تنها کاری که توانستید بکنید رسیدگی به مردم لبنان و عراق و فلسطین و از بین بردن دین و دنیای مردم ایران بود، شهامت داشته باشید و بپذيريد که در این راه شکست خوردید.
#اسلام #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بازنشر از شبکههای اجتماعی
ویدئویی از یک شهروند محجبه در شبکههای اجتماعی منتشر و پر بازدید شده که در آن ویدئو این فرد با معرفی خود بعنوان یک ایرانی مسلمان و معتقد وفادار به اسلام و ائمه، رهبر جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و میگويد:
شما میخواستید اسلام را برای مردم ایران بیاورید، اما ما پیش از شما هم مسلمان بودیم .
شما تنها کاری که توانستید بکنید رسیدگی به مردم لبنان و عراق و فلسطین و از بین بردن دین و دنیای مردم ایران بود، شهامت داشته باشید و بپذيريد که در این راه شکست خوردید.
#اسلام #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍42🕊6👌3
Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمد خاتمی، رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحرانها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».
خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبهروست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.
او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سالها میتواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن میرود یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»
خاتمی «تنها و کم هزینهترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزونخواهی بیگانه» خواند.
تاکید خاتمی بر «اصلاحپذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان در سالهای گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کردهاند.
✍️مخاطبی برای ما نوشته:
از نگاه بسیاری از مردم، سخنان محمد خاتمی دیگر کمترین نسبتی با واقعیت جامعه ندارد؛ مردمی که سالهاست در خیابانها با شعار روشن «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مرزبندی خود را با هر دو جناح رسمی اعلام کردهاند.
در حالی که خاتمی همچنان از «اصلاحپذیری» یک حکومت ایدئولوژیک دینی سخن میگوید، جامعه معترض تاکید میکنند که مردم از این شکل حکمرانی عبور کردهاند: حکومتی که تمام ساختارهایش بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی دینی بنا شده، در برابر تغییر واقعی مقاومت میکند و مسئولیتپذیر نیست.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تغییر رویکرد یا تجدیدنظر در «خط قرمزها» نه تنها پاسخی به بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه تکرار همان نسخههایی است که سالهاست کارآیی خود را از دست دادهاند؛ جامعه دیگر به وعده اصلاح در چهارچوب یک نظام دینی باور ندارد، زیرا خود را بیرون از این چهارچوب تعریف کرده است.
بله مردم سالهاست که از حکومت دینی به هر شکل گذر کردهاند.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمد خاتمی، رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحرانها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».
خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبهروست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.
او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سالها میتواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن میرود یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»
خاتمی «تنها و کم هزینهترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزونخواهی بیگانه» خواند.
تاکید خاتمی بر «اصلاحپذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان در سالهای گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کردهاند.
✍️مخاطبی برای ما نوشته:
از نگاه بسیاری از مردم، سخنان محمد خاتمی دیگر کمترین نسبتی با واقعیت جامعه ندارد؛ مردمی که سالهاست در خیابانها با شعار روشن «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مرزبندی خود را با هر دو جناح رسمی اعلام کردهاند.
در حالی که خاتمی همچنان از «اصلاحپذیری» یک حکومت ایدئولوژیک دینی سخن میگوید، جامعه معترض تاکید میکنند که مردم از این شکل حکمرانی عبور کردهاند: حکومتی که تمام ساختارهایش بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی دینی بنا شده، در برابر تغییر واقعی مقاومت میکند و مسئولیتپذیر نیست.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تغییر رویکرد یا تجدیدنظر در «خط قرمزها» نه تنها پاسخی به بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه تکرار همان نسخههایی است که سالهاست کارآیی خود را از دست دادهاند؛ جامعه دیگر به وعده اصلاح در چهارچوب یک نظام دینی باور ندارد، زیرا خود را بیرون از این چهارچوب تعریف کرده است.
بله مردم سالهاست که از حکومت دینی به هر شکل گذر کردهاند.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17👎4
Forwarded from گفتوشنود
🔹️زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده ریاست دولت ایران، میگوید که لایحه صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان مستلزم بررسی ملاحظاتی است.
بهروزآذر روز چهارشنبه ۲۸ آبان در پاسخ به سوالی در این باره گفته بود: «هیچ منع قانونی برای صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان وجود ندارد اما برای تصویب آن باید ملاحظاتی را بررسی کنیم.»
معاون مسعود پزشکیان این ملاحظات را مواردی نظیر «تعلیم مربی زن»، «تاسیس آموزشگاههای تخصصی» و بررسی «نحوه برگزاری آزمون» عنوان کرد.
بهروزآذر تاکید کرد که تحقق این امر منوط به هماهنگی بین دستگاههای دولتی است.
در ایران روند آزمون گواهینامه رانندگی خودرو بر مبنای جنسیت متقاضی نیست و الزامی برای استفاده از مربی یا ممتحن همجنس متقاضی وجود ندارد.
❗️در حالی که هیچ منع قانونی برای صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان وجود ندارد و شرایط این آزمون دقیقاً مانند دیگر فرآیندهای رانندگی است ــ بدون نیاز به هیچگونه تماس بدنی یا الزامی برای مربی همجنس ــ تصمیمگیران همچنان پشت «ملاحظات» مبهم و ترس از واکنش مراجع پنهان شدهاند.
طرح مسئلههایی چون «تعلیم مربی زن» یا «آموزشگاه تخصصی» تنها توجیهاتی صوری است تا از پذیرش یک تصمیم ساده، عادلانه و بدیهی برای نیمی از جمعیت کشور شانه خالی کنند.
واقعیت این است که این تعلل نه ناشی از پیچیدگی اجرایی، بلکه حاصل سلطه ایدئولوژی و قرائتهای محدودکننده دینی بر سازوکار سیاستگذاری است؛ قرائتهایی که حتی جایی که قانون مانعی نگذاشته، همچنان جرات اعلام حقوق زنان را گرفته است.
#موتورسواری_زنان #برابری_جنسیتی #حقوق_بشر #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده ریاست دولت ایران، میگوید که لایحه صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان مستلزم بررسی ملاحظاتی است.
بهروزآذر روز چهارشنبه ۲۸ آبان در پاسخ به سوالی در این باره گفته بود: «هیچ منع قانونی برای صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان وجود ندارد اما برای تصویب آن باید ملاحظاتی را بررسی کنیم.»
معاون مسعود پزشکیان این ملاحظات را مواردی نظیر «تعلیم مربی زن»، «تاسیس آموزشگاههای تخصصی» و بررسی «نحوه برگزاری آزمون» عنوان کرد.
بهروزآذر تاکید کرد که تحقق این امر منوط به هماهنگی بین دستگاههای دولتی است.
در ایران روند آزمون گواهینامه رانندگی خودرو بر مبنای جنسیت متقاضی نیست و الزامی برای استفاده از مربی یا ممتحن همجنس متقاضی وجود ندارد.
❗️در حالی که هیچ منع قانونی برای صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان وجود ندارد و شرایط این آزمون دقیقاً مانند دیگر فرآیندهای رانندگی است ــ بدون نیاز به هیچگونه تماس بدنی یا الزامی برای مربی همجنس ــ تصمیمگیران همچنان پشت «ملاحظات» مبهم و ترس از واکنش مراجع پنهان شدهاند.
طرح مسئلههایی چون «تعلیم مربی زن» یا «آموزشگاه تخصصی» تنها توجیهاتی صوری است تا از پذیرش یک تصمیم ساده، عادلانه و بدیهی برای نیمی از جمعیت کشور شانه خالی کنند.
واقعیت این است که این تعلل نه ناشی از پیچیدگی اجرایی، بلکه حاصل سلطه ایدئولوژی و قرائتهای محدودکننده دینی بر سازوکار سیاستگذاری است؛ قرائتهایی که حتی جایی که قانون مانعی نگذاشته، همچنان جرات اعلام حقوق زنان را گرفته است.
#موتورسواری_زنان #برابری_جنسیتی #حقوق_بشر #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5👍4
Forwarded from گفتوشنود
جغرافیای اندوه:
چرا غم به عنصر ثابت حکمرانی تبدیل شده است؟
در حالی که خبرها از تشییع ۳۰۰ شهید گمنام در آستانه سالگرد وفات فاطمه زهرا حکایت دارد، پرسش اصلی دوباره زنده میشود: جایگاه سوگواری در ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چیست؟
تقویم رسمی جمهوری اسلامی یکی از پرتراکمترین تقویمهای سوگ در جهان اسلام است. حدود یکسوم تعطیلات رسمی به سالروز درگذشت و شهادت شخصیتهای مذهبی اختصاص دارد، در حالی که جشنها همواره کمهزینهتر و کمرنگتر برگزار میشوند. این ترجیح نشان میدهد که مناسک سوگ تنها بخشی از سنت مذهبی نیستند، بلکه بهتدریج به ستون نمادین حکمرانی تبدیل شدهاند.
بزرگنمایی مناسبتهایی چون فاطمیه—از اشباع شهری با بنرها تا انتقال مراسم به پارکها—نوعی «مدیریت احساسات جمعی» است. تأکید بر روایت «شهادت» فاطمه، در حالی که همهٔ مسلمانان چنین برداشتی ندارند، بیش از آنکه اختلافی کلامی باشد، ابزاری برای تثبیت هویت شیعهمحور حکومتی و خلق همذاتپنداری عاطفی با روایت «مظلومیت» است. این همان چیزی است که پژوهشگران علوم سیاسی آن را emotional governance یا «حکمرانی عاطفی» مینامند: تلاش قدرت سیاسی برای شکلدادن و هدایت احساسات عمومی.
تداوم تشییع «شهدای گمنام»، دههها پس از پایان جنگ، نیز در همین چارچوب قابل فهم است. شهید بینام نمادی انعطافپذیر است؛ هر معنایی—از تهدید خارجی تا ضرورت فداکاری—میتواند بر آن سوار شود. جامعهای که دائماً در مواجهه با نمادهای جنگ و فقدان قرار میگیرد، طبق نظریهٔ «بسیج عاطفی»، بیشتر در حالت روانی «آمادگی برای بحران» باقی میماند؛ حالتی که میزان پرسشگری و مشارکت انتقادی را کاهش میدهد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این مناسک ریشه در فرهنگ مذهبی جامعه دارد؛ اما آنچه در جمهوری اسلامی برجسته میشود، افراط در سوگسازی و کمسازی از شادی است. غممحوریِ دائمی میتواند به نوعی «ناتوانی آموختهشدهٔ جمعی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مردم انرژی روانی کمتری برای مطالبهگری و تغییر دارند.
در نهایت، جغرافیای اندوه تنها مجموعهای از آیینهای مذهبی نیست؛ شبکهای از نمادها، مناسک و احساسات است که بازتولید غم را در خدمت بازتولید قدرت قرار میدهد.
#غم #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جغرافیای اندوه:
چرا غم به عنصر ثابت حکمرانی تبدیل شده است؟
در حالی که خبرها از تشییع ۳۰۰ شهید گمنام در آستانه سالگرد وفات فاطمه زهرا حکایت دارد، پرسش اصلی دوباره زنده میشود: جایگاه سوگواری در ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چیست؟
تقویم رسمی جمهوری اسلامی یکی از پرتراکمترین تقویمهای سوگ در جهان اسلام است. حدود یکسوم تعطیلات رسمی به سالروز درگذشت و شهادت شخصیتهای مذهبی اختصاص دارد، در حالی که جشنها همواره کمهزینهتر و کمرنگتر برگزار میشوند. این ترجیح نشان میدهد که مناسک سوگ تنها بخشی از سنت مذهبی نیستند، بلکه بهتدریج به ستون نمادین حکمرانی تبدیل شدهاند.
بزرگنمایی مناسبتهایی چون فاطمیه—از اشباع شهری با بنرها تا انتقال مراسم به پارکها—نوعی «مدیریت احساسات جمعی» است. تأکید بر روایت «شهادت» فاطمه، در حالی که همهٔ مسلمانان چنین برداشتی ندارند، بیش از آنکه اختلافی کلامی باشد، ابزاری برای تثبیت هویت شیعهمحور حکومتی و خلق همذاتپنداری عاطفی با روایت «مظلومیت» است. این همان چیزی است که پژوهشگران علوم سیاسی آن را emotional governance یا «حکمرانی عاطفی» مینامند: تلاش قدرت سیاسی برای شکلدادن و هدایت احساسات عمومی.
تداوم تشییع «شهدای گمنام»، دههها پس از پایان جنگ، نیز در همین چارچوب قابل فهم است. شهید بینام نمادی انعطافپذیر است؛ هر معنایی—از تهدید خارجی تا ضرورت فداکاری—میتواند بر آن سوار شود. جامعهای که دائماً در مواجهه با نمادهای جنگ و فقدان قرار میگیرد، طبق نظریهٔ «بسیج عاطفی»، بیشتر در حالت روانی «آمادگی برای بحران» باقی میماند؛ حالتی که میزان پرسشگری و مشارکت انتقادی را کاهش میدهد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این مناسک ریشه در فرهنگ مذهبی جامعه دارد؛ اما آنچه در جمهوری اسلامی برجسته میشود، افراط در سوگسازی و کمسازی از شادی است. غممحوریِ دائمی میتواند به نوعی «ناتوانی آموختهشدهٔ جمعی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مردم انرژی روانی کمتری برای مطالبهگری و تغییر دارند.
در نهایت، جغرافیای اندوه تنها مجموعهای از آیینهای مذهبی نیست؛ شبکهای از نمادها، مناسک و احساسات است که بازتولید غم را در خدمت بازتولید قدرت قرار میدهد.
#غم #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14❤3👍1
Forwarded from گفتوشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6
Forwarded from گفتوشنود
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3
Forwarded from گفتوشنود
“دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست”
کهنالگوی پدر مقتدر و مقدس در جمهوری اسلامی
پیام همراهان
کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، مفهوم ناخودآگاه جمعی را معرفی کرد: بخشی از روان که فراتر از تجربه فردی است و شامل الگوها و تصاویر مشترک انسانی میشود، مانند پدر، قهرمان، سایه یا منجی. این الگوها، رفتارها و واکنشهای جمعی را شکل میدهند و میتوانند حتی بدون آگاهی ما، باورها و تصمیمهای سیاسی و اجتماعی را هدایت کنند.
شعارهای از قبیل «دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست» نمونهای بارز از فعال شدن کهنالگوی پدر مقتدر در جمهوری اسلامی است. رهبر در این شعار نه فقط یک سیاستمدار، بلکه نمادی از پدر فراگیر معرفی میشود؛ پدری که امنیت، نظم و بقای جمع را تضمین میکند و اطاعت را بر اختیار فردی ارجح میداند. نتیجه آن، وابستگی روانی و پذیرش بیچونوچرای قدرت است.
عبارت «دست خدا بر سر ماست» نیز کهنالگوی قدرت الهی و منجی را فعال میکند. پیام ناخودآگاه آن این است که مخالفت با رهبر، مخالفت با نظم آسمانی و حتی بقای جامعه است. چنین ترکیبی نقد و پرسشگری را محدود کرده و وابستگی جمعی را تقویت میکند.
در عمل، این شعار و کهنالگوها باعث میشوند جامعه در حالت بقا و اضطراب دائمی قرار گیرد. ترس از تهدیدها یا خطرهای فرضی باعث میشود مردم حتی پس از مرگ رهبر یا تغییر شرایط سیاسی، همچنان چرخه اطاعت و استبداد را بازتولید کنند. نمونههای تاریخی از دهههای اخیر نشان میدهند که شعارها و نمادها میتوانند رفتار و تصمیمات جمعی را بدون منطق یا دلیل روشن هدایت کنند.
شناخت این کهنالگوها اولین گام برای ایجاد آگاهی جمعی و تفکر مستقل است. تا زمانی که جامعه به نقشهای «پدر مقتدر» و «منجی نجاتدهنده» وابسته باشد، تغییر واقعی در ساختار قدرت دشوار خواهد بود. اما اگر بتوانیم این الگوها را تحلیل و نقد کنیم، فرصت ایجاد نهادسازی، مسئولیتپذیری جمعی و گریز از اطاعت کورکورانه فراهم میشود.
در نهایت، این یادداشت دعوتی است به نگاهی آگاهانه و انتقادی به شعارها و نمادهایی که روان جمعی را شکل میدهند؛ فهم اینکه قدرت چگونه با ناخودآگاه ما بازی میکند، نخستین قدم برای تغییر و رشد جامعه است.
#کهن_الگو #یونگ #قدسی_سازی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
“دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست”
کهنالگوی پدر مقتدر و مقدس در جمهوری اسلامی
پیام همراهان
کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، مفهوم ناخودآگاه جمعی را معرفی کرد: بخشی از روان که فراتر از تجربه فردی است و شامل الگوها و تصاویر مشترک انسانی میشود، مانند پدر، قهرمان، سایه یا منجی. این الگوها، رفتارها و واکنشهای جمعی را شکل میدهند و میتوانند حتی بدون آگاهی ما، باورها و تصمیمهای سیاسی و اجتماعی را هدایت کنند.
شعارهای از قبیل «دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست» نمونهای بارز از فعال شدن کهنالگوی پدر مقتدر در جمهوری اسلامی است. رهبر در این شعار نه فقط یک سیاستمدار، بلکه نمادی از پدر فراگیر معرفی میشود؛ پدری که امنیت، نظم و بقای جمع را تضمین میکند و اطاعت را بر اختیار فردی ارجح میداند. نتیجه آن، وابستگی روانی و پذیرش بیچونوچرای قدرت است.
عبارت «دست خدا بر سر ماست» نیز کهنالگوی قدرت الهی و منجی را فعال میکند. پیام ناخودآگاه آن این است که مخالفت با رهبر، مخالفت با نظم آسمانی و حتی بقای جامعه است. چنین ترکیبی نقد و پرسشگری را محدود کرده و وابستگی جمعی را تقویت میکند.
در عمل، این شعار و کهنالگوها باعث میشوند جامعه در حالت بقا و اضطراب دائمی قرار گیرد. ترس از تهدیدها یا خطرهای فرضی باعث میشود مردم حتی پس از مرگ رهبر یا تغییر شرایط سیاسی، همچنان چرخه اطاعت و استبداد را بازتولید کنند. نمونههای تاریخی از دهههای اخیر نشان میدهند که شعارها و نمادها میتوانند رفتار و تصمیمات جمعی را بدون منطق یا دلیل روشن هدایت کنند.
شناخت این کهنالگوها اولین گام برای ایجاد آگاهی جمعی و تفکر مستقل است. تا زمانی که جامعه به نقشهای «پدر مقتدر» و «منجی نجاتدهنده» وابسته باشد، تغییر واقعی در ساختار قدرت دشوار خواهد بود. اما اگر بتوانیم این الگوها را تحلیل و نقد کنیم، فرصت ایجاد نهادسازی، مسئولیتپذیری جمعی و گریز از اطاعت کورکورانه فراهم میشود.
در نهایت، این یادداشت دعوتی است به نگاهی آگاهانه و انتقادی به شعارها و نمادهایی که روان جمعی را شکل میدهند؛ فهم اینکه قدرت چگونه با ناخودآگاه ما بازی میکند، نخستین قدم برای تغییر و رشد جامعه است.
#کهن_الگو #یونگ #قدسی_سازی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤9🕊4
Forwarded from گفتوشنود
🔴 بودجه اعلامی برخی از نهادهای مذهبی
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔22❤4
Forwarded from گفتوشنود
وعده بهشت و جهنمی که جمهوری اسلامی ساخت
پیام همراهان
جمهوری اسلامی با وعده «بهشت» بر زمین قدرت رسید. وعدههایی که قرار بود عدالت، کرامت انسانی و رهایی از ظلم به همراه بیاورد، اما در عمل به سازوکاری برای توجیه قدرت، حذف منتقد و کنترل زندگی مردم تبدیل شد. بهشت موعود هرگز نیامد، اما جهنمی زمینی بهتدریج ساخته شد؛ جهنمی از فقر، ترس و بیافقی.
فساد ساختاری، که با پوشش دین تقدیس شد، اعتماد عمومی را نابود کرد. رانت، تبعیض و مصونیت صاحبان قدرت در برابر قانون، نشان داد که «تقوا» نه معیار حکومت، بلکه ابزار تقسیم قدرت است. در این نظم، شهروندان برابر نیستند؛ وفاداران سهم دارند و منتقدان سهمشان سرکوب است.
آزادیها از بیان و اندیشه تا سبک زندگی به نام حفظ ایمان محدود شد. دین که مدعی اخلاق بود، به ابزار نظارت و مجازات بدل گشت. نتیجه، جامعهای خسته و خاموش است که در آن خلاقیت، امید و اعتماد فرسوده شدهاند.
فقر عمومی، پیامد طبیعی حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک است؛ اقتصادی که به جای شایستگی، بر وفاداری میچرخد، آیندهای روشن نمیسازد. چشمانداز کشور تیره است و امید جمعی به حداقل رسیده؛ نسلی که وعدهها را شنید، اما جز هزینه نپرداخت.
وعدههای حکومت دینی، اگر به پاسخگویی و حقوق شهروندی گره نخورد، نه بهشت میسازد و نه اخلاق. آنچه باقی میماند، جامعهای است که از وعدهها عبور کرده و به حقیقت زندگی روزمره خیره شده است.
#حکومت_مذهبی #حکومت_دینی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
جمهوری اسلامی با وعده «بهشت» بر زمین قدرت رسید. وعدههایی که قرار بود عدالت، کرامت انسانی و رهایی از ظلم به همراه بیاورد، اما در عمل به سازوکاری برای توجیه قدرت، حذف منتقد و کنترل زندگی مردم تبدیل شد. بهشت موعود هرگز نیامد، اما جهنمی زمینی بهتدریج ساخته شد؛ جهنمی از فقر، ترس و بیافقی.
فساد ساختاری، که با پوشش دین تقدیس شد، اعتماد عمومی را نابود کرد. رانت، تبعیض و مصونیت صاحبان قدرت در برابر قانون، نشان داد که «تقوا» نه معیار حکومت، بلکه ابزار تقسیم قدرت است. در این نظم، شهروندان برابر نیستند؛ وفاداران سهم دارند و منتقدان سهمشان سرکوب است.
آزادیها از بیان و اندیشه تا سبک زندگی به نام حفظ ایمان محدود شد. دین که مدعی اخلاق بود، به ابزار نظارت و مجازات بدل گشت. نتیجه، جامعهای خسته و خاموش است که در آن خلاقیت، امید و اعتماد فرسوده شدهاند.
فقر عمومی، پیامد طبیعی حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک است؛ اقتصادی که به جای شایستگی، بر وفاداری میچرخد، آیندهای روشن نمیسازد. چشمانداز کشور تیره است و امید جمعی به حداقل رسیده؛ نسلی که وعدهها را شنید، اما جز هزینه نپرداخت.
وعدههای حکومت دینی، اگر به پاسخگویی و حقوق شهروندی گره نخورد، نه بهشت میسازد و نه اخلاق. آنچه باقی میماند، جامعهای است که از وعدهها عبور کرده و به حقیقت زندگی روزمره خیره شده است.
#حکومت_مذهبی #حکومت_دینی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20💯5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
چرا مردم باید از حکومت دینی ناراضی باشند و چرا حق دارند اعتراض کنند؟
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤20
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوختن «امامزاده سبز قبا»
دزفول ١٩ دی ١۴٠۴
تصاویر منتشر شده از بنا و مقبره
سوخته «امامزاده سبز قبا»
دزفول ١٩ دی ١۴٠۴
برخی جامعهشناسان ایران را در وضعیت «رنسانس عقیدتی» ناشی از فشارهای ایدئولوژیک حکومت دیکتاتوری دینی ارزیابی میکنند.
#اعتراضات_سراسری #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دزفول ١٩ دی ١۴٠۴
تصاویر منتشر شده از بنا و مقبره
سوخته «امامزاده سبز قبا»
دزفول ١٩ دی ١۴٠۴
برخی جامعهشناسان ایران را در وضعیت «رنسانس عقیدتی» ناشی از فشارهای ایدئولوژیک حکومت دیکتاتوری دینی ارزیابی میکنند.
#اعتراضات_سراسری #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌9💯3