گزارش جعلی صداوسیمای جمهوری اسلامی از زندان قزلحصار؛ روایت رسمی در تضاد با مشاهدات زندانیان
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
❤4💔3
Forwarded from دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران
آنچه در زندان دولتآباد اصفهان میگذرد:
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از حق مرخصی
بر اساس گزارشی که به دست دادبان رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، برخلاف زنان بهائی، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
منظر حقوقی، محروم کردن زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب، نقض آشکار حق بر سلامت و تعهدات قانونی حکومت در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مقامات زندان و نهادهای مسئول موظفاند امکان دسترسی فوری و موثر زندانیان به مراقبتهای پزشکی را فراهم کنند و خودداری از ارائه درمان، بهویژه در موارد بیماریهای جدی، مصداق رفتار غیرانسانی و تهدید مستقیم حق حیات زندانیان است.
سایت دادبان:
https://dadban.info/report-isfahan-prison/
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#دادبان #زندان_اصفهان #نقض_حقوق_زندانیان
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از حق مرخصی
بر اساس گزارشی که به دست دادبان رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، برخلاف زنان بهائی، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
منظر حقوقی، محروم کردن زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب، نقض آشکار حق بر سلامت و تعهدات قانونی حکومت در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مقامات زندان و نهادهای مسئول موظفاند امکان دسترسی فوری و موثر زندانیان به مراقبتهای پزشکی را فراهم کنند و خودداری از ارائه درمان، بهویژه در موارد بیماریهای جدی، مصداق رفتار غیرانسانی و تهدید مستقیم حق حیات زندانیان است.
سایت دادبان:
https://dadban.info/report-isfahan-prison/
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#دادبان #زندان_اصفهان #نقض_حقوق_زندانیان
❤2
مریم ابراهیموند: کودکان در زندان به ابزار فشار و کنترل مادران تبدیل شدهاند
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤1
هومان شایانی در اعتراض به بلاتکلیفی و اتهام محاربه دست به اعتصاب غذا زد
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤4🕊2
♦️مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی
جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری میشد.
بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.
مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح میکند. فعالان حقوق بشر سالهاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار دادهاند.
طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست دادهاند.
#جبار_مصطفی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری میشد.
بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.
مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح میکند. فعالان حقوق بشر سالهاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار دادهاند.
طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست دادهاند.
#جبار_مصطفی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«از عطر مشهدی تا ادکلن فرانسوی؛ از حاکم فقیه تا شهریار فهیم»
این عنوان سخنان تازه رسول آزادی (عبدالرسول مرتضوی)، زندانی سیاسی و جانباز جنگ، از درون زندان اصفهان است؛ روایتی که بر پایه خاطرات و تجربههای زیسته شکل گرفته است.
او در این فایل صوتی با مرور سه خاطره از تغییر نامها، تغییر سبک زندگی و تغییر مناسک مذهبی در جامعه ایران، از دگرگونی عمیقی سخن میگوید که طی دهههای گذشته در ارزشها، سلیقهها و نگاه نسلهای جدید رخ داده است.
رسول آزادی معتقد است جامعه ایران امروز با جامعهای که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد تفاوتی بنیادین دارد؛ جامعهای که به گفته او بیش از گذشته به آگاهی، ارتباطات جهانی، پرسشگری و انتخابهای فردی گرایش پیدا کرده است. او همچنین با اشاره به کاهش نفوذ نهادهای سنتی مذهبی و تغییر الگوهای فرهنگی، این پرسش را مطرح میکند که آیا حاکمیت تاکنون این تحولات اجتماعی را دیده و پیام آن را دریافت کرده است؟
این زندانی سیاسی که سالها از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، در بخش پایانی سخنانش از شکاف میان ارزشهای رسمی حکومت و گرایشهای واقعی جامعه سخن میگوید و معتقد است هیچ نظام سیاسی نمیتواند بدون همراهی اکثریت مردم و بدون انطباق با تحولات زمانه، پایدار بماند.
#رسول_آزادی
#عبدالرسول_مرتضوی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اصفهان
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
«از عطر مشهدی تا ادکلن فرانسوی؛ از حاکم فقیه تا شهریار فهیم»
این عنوان سخنان تازه رسول آزادی (عبدالرسول مرتضوی)، زندانی سیاسی و جانباز جنگ، از درون زندان اصفهان است؛ روایتی که بر پایه خاطرات و تجربههای زیسته شکل گرفته است.
او در این فایل صوتی با مرور سه خاطره از تغییر نامها، تغییر سبک زندگی و تغییر مناسک مذهبی در جامعه ایران، از دگرگونی عمیقی سخن میگوید که طی دهههای گذشته در ارزشها، سلیقهها و نگاه نسلهای جدید رخ داده است.
رسول آزادی معتقد است جامعه ایران امروز با جامعهای که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد تفاوتی بنیادین دارد؛ جامعهای که به گفته او بیش از گذشته به آگاهی، ارتباطات جهانی، پرسشگری و انتخابهای فردی گرایش پیدا کرده است. او همچنین با اشاره به کاهش نفوذ نهادهای سنتی مذهبی و تغییر الگوهای فرهنگی، این پرسش را مطرح میکند که آیا حاکمیت تاکنون این تحولات اجتماعی را دیده و پیام آن را دریافت کرده است؟
این زندانی سیاسی که سالها از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، در بخش پایانی سخنانش از شکاف میان ارزشهای رسمی حکومت و گرایشهای واقعی جامعه سخن میگوید و معتقد است هیچ نظام سیاسی نمیتواند بدون همراهی اکثریت مردم و بدون انطباق با تحولات زمانه، پایدار بماند.
#رسول_آزادی
#عبدالرسول_مرتضوی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اصفهان
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👌20❤8👍2💯2
امروز، ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه با شکنجه است، شکنجه، در هر شکل و با هر توجیهی، نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق بنیادین انسانهاست.
در جمهوری اسلامی شکنجه و فشارهای جسمی و روانی همچنان یکی از ابزارهای سرکوب به شمار میرود؛ از اعترافات اجباری و سلول انفرادی گرفته تا محرومیت از درمان، تهدید خانوادهها و آزار زندانیان. یادآوری رنج قربانیان شکنجه، همزمان یادآوری مسئولیت ما در دفاع از کرامت انسانی، عدالت و پایان دادن به مصونیت عاملان این نقضهاست.
امروز در کنار بازماندگان و قربانیان شکنجه میایستیم و بر حق هر انسان برای زندگی بدون ترس، خشونت و تحقیر تأکید میکنیم.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه
#زندان
#نه_به_شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
در جمهوری اسلامی شکنجه و فشارهای جسمی و روانی همچنان یکی از ابزارهای سرکوب به شمار میرود؛ از اعترافات اجباری و سلول انفرادی گرفته تا محرومیت از درمان، تهدید خانوادهها و آزار زندانیان. یادآوری رنج قربانیان شکنجه، همزمان یادآوری مسئولیت ما در دفاع از کرامت انسانی، عدالت و پایان دادن به مصونیت عاملان این نقضهاست.
امروز در کنار بازماندگان و قربانیان شکنجه میایستیم و بر حق هر انسان برای زندگی بدون ترس، خشونت و تحقیر تأکید میکنیم.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه
#زندان
#نه_به_شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16❤4💔2
اعتصاب غذای حدود ۳۵۰ زندانی در زندان وکیلآباد مشهد در اعتراض به ضربوشتم یک زندانی سیاسی
بنا بر گزارشهای دریافتی از برخی زندانیان در سالن یک بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد، روز گذشته مأموران امنیتی و وکیلبندهای این زندان، یکی از زندانیان سیاسی را به اتهام «بیاحترامی به مأموران» به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.
به گفته شاهدان عینی، شدت خشونت به حدی بوده که این زندانی دچار بیاختیاری در کنترل ادرار و مدفوع شده است.
در اعتراض به این رفتار، حدود ۳۵۰ نفر از زندانیان این بند، امروز دهم تیرماه ۱۴۰۵، با خودداری از صرف وعده ناهار دست به اعتصاب غذا زدهاند.
بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد از سوی زندانیان، یکی از نامناسبترین بخشهای این زندان برای نگهداری زندانیان سیاسی توصیف میشود. تهویه نامناسب، آلودگی صوتی شبانهروزی، بوی نامطبوع سرویسهای بهداشتی، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، و همچنین حضور مأموران و وکیلبندهایی که بنا بر این گزارشها برخی از آنان از میان محکومان جرائم خشن انتخاب شدهاند، از جمله شرایطی است که زندانیان آن را مصداق رفتارهای غیرانسانی و شکنجهآمیز میدانند.
جمعی از زندانیان سیاسی که در تماسهای تلفنی کوتاه و محدود با خانوادههای خود موفق به اطلاعرسانی شدهاند، خواستار توجه و نظارت نهادهای بینالمللی بر وضعیت بحرانی بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد شدهاند.
#زندان_وکیل_آباد #مشهد
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر گزارشهای دریافتی از برخی زندانیان در سالن یک بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد، روز گذشته مأموران امنیتی و وکیلبندهای این زندان، یکی از زندانیان سیاسی را به اتهام «بیاحترامی به مأموران» به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.
به گفته شاهدان عینی، شدت خشونت به حدی بوده که این زندانی دچار بیاختیاری در کنترل ادرار و مدفوع شده است.
در اعتراض به این رفتار، حدود ۳۵۰ نفر از زندانیان این بند، امروز دهم تیرماه ۱۴۰۵، با خودداری از صرف وعده ناهار دست به اعتصاب غذا زدهاند.
بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد از سوی زندانیان، یکی از نامناسبترین بخشهای این زندان برای نگهداری زندانیان سیاسی توصیف میشود. تهویه نامناسب، آلودگی صوتی شبانهروزی، بوی نامطبوع سرویسهای بهداشتی، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، و همچنین حضور مأموران و وکیلبندهایی که بنا بر این گزارشها برخی از آنان از میان محکومان جرائم خشن انتخاب شدهاند، از جمله شرایطی است که زندانیان آن را مصداق رفتارهای غیرانسانی و شکنجهآمیز میدانند.
جمعی از زندانیان سیاسی که در تماسهای تلفنی کوتاه و محدود با خانوادههای خود موفق به اطلاعرسانی شدهاند، خواستار توجه و نظارت نهادهای بینالمللی بر وضعیت بحرانی بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد شدهاند.
#زندان_وکیل_آباد #مشهد
@Tavaana_TavaanaTech
👍13💔8🕊5❤2
یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام شدید، شیوع بیماریهای عفونی، حضور گسترده اراذل و اوباش، دسترسی آسان به مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت و محرومیت زندانیان از حداقل امکانات سخن گفته است. آنچه در ادامه میآید، روایت او از شرایطی است که به گفته وی، فراتر از حبس، به فرسایش تدریجی جسم و روان زندانیان میانجامد.
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔60❤4👌1🕊1
مسعود وظیفه در زندان تهران بزرگ از رسیدگی پزشکی محروم مانده است
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔11❤3
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم نگار جهانتاب، در تهران پلاکاردهایی در دست گرفته و نسبت به حکم اعدام اعتراض میکند و از جامعه میخواهد که با همبستگی علیه حکم اعدام یک صدا شوند.
او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:
«بچههارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچهها میذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیهای داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکهی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانهای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک میکنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمیشدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. میخوابم کابوس میبینم، غذا میخورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس میکشم چندتا از بچهها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت توجرمی نداری فقط حقیقتوفریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمتآمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندانها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض میکنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»
#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:
«بچههارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچهها میذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیهای داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکهی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانهای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک میکنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمیشدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. میخوابم کابوس میبینم، غذا میخورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس میکشم چندتا از بچهها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت توجرمی نداری فقط حقیقتوفریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمتآمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندانها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض میکنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»
#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤39👍5👌2
یادداشتی از سوی #عباس_واحدیان_شاهرودی
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
❤39🕊9💔4👍2
تجمع اعتراضی مقابل زندان لاکان رشت
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤33🕊6👍1💯1
تداوم بازداشت حمید قائنینژاد در زندان وکیلآباد مشهد با وجود بیماریهای متعدد
حمید قائنینژاد، زندانی سیاسی پیشین، با گذشت حدود شش ماه از بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. این در حالی است که بنا بر اطلاعات رسیده، پزشکی قانونی پیشتر عدم تحمل حبس او را تأیید کرده است.
بر اساس اطلاعات موجود، برای آقای قائنینژاد اخیراً قرار وثیقه یک میلیارد تومانی صادر شده است، اما به دلیل ناتوانی در تأمین این مبلغ، او همچنان در زندان به سر میبرد.
حمید قائنینژاد با بیماریها و مشکلات جسمانی متعددی از جمله عوارض ناشی از سکته مغزی، ناتوانی در تکلم و حرکت و اختلالات شناختی مواجه است. همچنین گفته شده است که او روزانه حدود ۱۵ قلم دارو برای کنترل بیماریها و مشکلات جسمانی خود مصرف میکند.
آقای قائنینژاد پیشتر نیز در دهه ۱۳۹۰ چندین سال زندانی بوده و در پی بروز عارضه مغزی و تشدید مشکلات جسمانی از زندان آزاد شده بود.
او بار دیگر در فروردین ۱۴۰۵ در مقابل زندان وکیلآباد مشهد بازداشت و به قرنطینه این زندان منتقل شد.
با وجود وضعیت نامناسب جسمانی، گذشت حدود شش ماه از زمان بازداشت و صدور گواهی پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل حبس، حمید قائنینژاد همچنان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
#حمید_قائنی_نژاد #زندان_وکیل_آباد_مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم بازداشت حمید قائنینژاد در زندان وکیلآباد مشهد با وجود بیماریهای متعدد
حمید قائنینژاد، زندانی سیاسی پیشین، با گذشت حدود شش ماه از بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. این در حالی است که بنا بر اطلاعات رسیده، پزشکی قانونی پیشتر عدم تحمل حبس او را تأیید کرده است.
بر اساس اطلاعات موجود، برای آقای قائنینژاد اخیراً قرار وثیقه یک میلیارد تومانی صادر شده است، اما به دلیل ناتوانی در تأمین این مبلغ، او همچنان در زندان به سر میبرد.
حمید قائنینژاد با بیماریها و مشکلات جسمانی متعددی از جمله عوارض ناشی از سکته مغزی، ناتوانی در تکلم و حرکت و اختلالات شناختی مواجه است. همچنین گفته شده است که او روزانه حدود ۱۵ قلم دارو برای کنترل بیماریها و مشکلات جسمانی خود مصرف میکند.
آقای قائنینژاد پیشتر نیز در دهه ۱۳۹۰ چندین سال زندانی بوده و در پی بروز عارضه مغزی و تشدید مشکلات جسمانی از زندان آزاد شده بود.
او بار دیگر در فروردین ۱۴۰۵ در مقابل زندان وکیلآباد مشهد بازداشت و به قرنطینه این زندان منتقل شد.
با وجود وضعیت نامناسب جسمانی، گذشت حدود شش ماه از زمان بازداشت و صدور گواهی پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل حبس، حمید قائنینژاد همچنان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
#حمید_قائنی_نژاد #زندان_وکیل_آباد_مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊2
تداوم بلاتکلیفی هومان شایانی پس از نزدیک به ۱۰ ماه بازداشت در زندان نورآباد ممسنی
هومان شایانی، کارگر و زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی در استان فارس، با گذشت نزدیک به ۱۰ ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
آقای شایانی اوایل دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان نورآباد ممسنی نگهداری میشود. بر اساس اطلاعات رسیده، برای او علاوه بر پروندهای در نورآباد ممسنی، پرونده دیگری نیز در شهرستان گتوند تشکیل شده است.
از جمله اتهامات مطرحشده علیه هومان شایانی «محاربه» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده و اتهامات دیگری نیز در پرونده او مطرح شده است.
نزدیکان آقای شایانی اتهامات مطرحشده علیه او را رد کرده و میگویند فعالیتهای وی در حد اعتراض به وضعیت موجود بوده و اقدامی علیه امنیت کشور انجام نداده است.
بر اساس اطلاعات موجود، مادر سالخورده هومان شایانی امکان پیگیری مستمر وضعیت فرزندش را ندارد و این خانواده با مشکلات مالی برای تأمین هزینه وکیل نیز مواجه است.
با گذشت نزدیک به ۱۰ ماه از بازداشت هومان شایانی، وضعیت نهایی پرونده و زمان رسیدگی و تعیین تکلیف قضایی او همچنان مشخص نیست.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی
#زندان_نورآباد_ممسنی
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم بلاتکلیفی هومان شایانی پس از نزدیک به ۱۰ ماه بازداشت در زندان نورآباد ممسنی
هومان شایانی، کارگر و زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی در استان فارس، با گذشت نزدیک به ۱۰ ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
آقای شایانی اوایل دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان نورآباد ممسنی نگهداری میشود. بر اساس اطلاعات رسیده، برای او علاوه بر پروندهای در نورآباد ممسنی، پرونده دیگری نیز در شهرستان گتوند تشکیل شده است.
از جمله اتهامات مطرحشده علیه هومان شایانی «محاربه» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده و اتهامات دیگری نیز در پرونده او مطرح شده است.
نزدیکان آقای شایانی اتهامات مطرحشده علیه او را رد کرده و میگویند فعالیتهای وی در حد اعتراض به وضعیت موجود بوده و اقدامی علیه امنیت کشور انجام نداده است.
بر اساس اطلاعات موجود، مادر سالخورده هومان شایانی امکان پیگیری مستمر وضعیت فرزندش را ندارد و این خانواده با مشکلات مالی برای تأمین هزینه وکیل نیز مواجه است.
با گذشت نزدیک به ۱۰ ماه از بازداشت هومان شایانی، وضعیت نهایی پرونده و زمان رسیدگی و تعیین تکلیف قضایی او همچنان مشخص نیست.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی
#زندان_نورآباد_ممسنی
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔2
گزارشی تازه از شرایط غیرانسانی زندان قرچک؛ بیماران، حتی زنان تحت شیمیدرمانی، از عدم تحمل حبس محروماند
پیامی که امروز از زندان قرچک رسیده است:
«شرایط قرچک خیلی سختتر شده، بهداشتِ زندان به شدت پایینه، از سقف و دیوار نشتیِ آبِ زرد داریم، خیلی از خانمها درگیرِ بیماریهای سختی هستن اما بهشون “عدم تحمل حبس” داده نمیشه، حتی کسایی که شیمیدرمانی میشن.
احکام سنگینتر شده، برای گرفتن دارو، خانمها تحت فشارِ حجاب اجباری قرار میگیرن، اینجا شکنجهگاهه نه زندان، صدای ما باشید.»
این پیام از تشدید محرومیتهای بهداشتی و درمانی در زندان قرچک حکایت دارد؛ زندانیانی که بیمارند، از نشتی آب زردرنگ در سقف و دیوارها میگویند و بنا بر این گزارش، حتی زنانی که شیمیدرمانی میشوند نیز از «عدم تحمل حبس» برخوردار نشدهاند. فرستنده پیام همچنین میگوید دسترسی زنان به دارو با فشار برای رعایت حجاب اجباری همراه است.
این وضعیت یادآور نامهای است که گلرخ ایرایی، ریحانه انصارینژاد و وریشه مرادی در تیر ۱۴۰۴ از قرچک نوشتند. آنها از زنانی گفتند که در «تختهای کوتاه به ابعاد قبر» زندگی میکنند و از حداقل امکانات بهداشتی محروماند. در نامه همچنین به کار بیمزد زنان زندانی و استثمار آنان برای تأمین نیازهای اولیه اشاره شده بود.
در نامه دیگری، شماری از زندانیان سیاسی زن قرچک در ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ خطاب به رئیس قوه قضاییه، از محرومیت از آب آشامیدنی، برق و گاه غذا نوشتند و این وضعیت را «ستم سیستماتیک» خواندند. آنها همچنین تأکید کردند که بهدلیل تفاوت در دیدگاه سیاسی، حقوق انسانی و شهروندیشان پایمال شده است.
نرگس محمدی و عالیه مطلبزاده نیز در نامه مشترک خود در مرداد ۱۴۰۱، از آب آلوده و غیرقابلشرب، هوای نامناسب، ساختمان فاقد نور و جریان هوا و زیرساختهای فرسوده قرچک نوشتند و اعلام کردند: «زندان زنان قرچک ورامین باید تعطیل شود.»
با گذشت سالها از این هشدارها، پیام تازه از قرچک نشان میدهد که نگرانی درباره سلامت و کرامت زنان زندانی همچنان پابرجاست. صدای زنان زندانی قرچک باشیم.
#زندان_قرچک #حقوق_زندانیان #زنان_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
پیامی که امروز از زندان قرچک رسیده است:
«شرایط قرچک خیلی سختتر شده، بهداشتِ زندان به شدت پایینه، از سقف و دیوار نشتیِ آبِ زرد داریم، خیلی از خانمها درگیرِ بیماریهای سختی هستن اما بهشون “عدم تحمل حبس” داده نمیشه، حتی کسایی که شیمیدرمانی میشن.
احکام سنگینتر شده، برای گرفتن دارو، خانمها تحت فشارِ حجاب اجباری قرار میگیرن، اینجا شکنجهگاهه نه زندان، صدای ما باشید.»
این پیام از تشدید محرومیتهای بهداشتی و درمانی در زندان قرچک حکایت دارد؛ زندانیانی که بیمارند، از نشتی آب زردرنگ در سقف و دیوارها میگویند و بنا بر این گزارش، حتی زنانی که شیمیدرمانی میشوند نیز از «عدم تحمل حبس» برخوردار نشدهاند. فرستنده پیام همچنین میگوید دسترسی زنان به دارو با فشار برای رعایت حجاب اجباری همراه است.
این وضعیت یادآور نامهای است که گلرخ ایرایی، ریحانه انصارینژاد و وریشه مرادی در تیر ۱۴۰۴ از قرچک نوشتند. آنها از زنانی گفتند که در «تختهای کوتاه به ابعاد قبر» زندگی میکنند و از حداقل امکانات بهداشتی محروماند. در نامه همچنین به کار بیمزد زنان زندانی و استثمار آنان برای تأمین نیازهای اولیه اشاره شده بود.
در نامه دیگری، شماری از زندانیان سیاسی زن قرچک در ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ خطاب به رئیس قوه قضاییه، از محرومیت از آب آشامیدنی، برق و گاه غذا نوشتند و این وضعیت را «ستم سیستماتیک» خواندند. آنها همچنین تأکید کردند که بهدلیل تفاوت در دیدگاه سیاسی، حقوق انسانی و شهروندیشان پایمال شده است.
نرگس محمدی و عالیه مطلبزاده نیز در نامه مشترک خود در مرداد ۱۴۰۱، از آب آلوده و غیرقابلشرب، هوای نامناسب، ساختمان فاقد نور و جریان هوا و زیرساختهای فرسوده قرچک نوشتند و اعلام کردند: «زندان زنان قرچک ورامین باید تعطیل شود.»
با گذشت سالها از این هشدارها، پیام تازه از قرچک نشان میدهد که نگرانی درباره سلامت و کرامت زنان زندانی همچنان پابرجاست. صدای زنان زندانی قرچک باشیم.
#زندان_قرچک #حقوق_زندانیان #زنان_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊5
محرومیت دستکم ۲۳ زن زندانی در بند زنان اوین از ملاقاتهای خانوادگی در پی اعتراض به شرایط بند
دستکم ۲۳ تن از زنان زندانی محبوس در بند زنان زندان اوین، در پی اعتراض به شرایط نگهداری و رفتار مأموران، با احکام تنبیهی و محرومیت از ملاقاتهای خانوادگی از سه تا ۹ هفته مواجه شدهاند.
در میان این زندانیان سیاسی و عقیدتی، گلرخ ایرایی و سکینه پروانه هر یک به ۹ هفته، غزل مرزبان به هفت هفته و نسیم سیمیاری به شش هفته محرومیت از ملاقات محکوم شدهاند؛ همچنین شمار دیگری از این زندانیان با محرومیتهای سههفتهای از دیدار با خانوادههای خود روبهرو شدهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اعتراض زندانیان به مواردی همچون کاهش زمان ملاقات، بدرفتاری مأموران هنگام اعزام به مراکز درمانی و قضایی، ورود پرسنل حفاظت و اطلاعات به داخل بند، اعمال تذکرهای سختگیرانه پیرامون پوشش و همچنین جنجالهای ناشی از نصب دوربین در فضای سرویسهای بهداشتی، از جمله دلایل واکنش و اعتراض این زندانیان بوده است. علاوه بر این، برگزاری آیینها و مراسم مختلف در مناسبتهای سیاسی نیز بهانهای برای اعمال این محدودیتها قرار گرفته است.
اعمال این محدودیتها نشان میدهد که نهادهای امنیتی و مدیریت زندان اوین بار دیگر از سلب حق ملاقات خانوادگی بهعنوان ابزاری تنبیهی برای سرکوب اعتصابها و اعتراضات مدنی زندانیان در بند استفاده میکنند.
#زندان_اوین #زنان_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
دستکم ۲۳ تن از زنان زندانی محبوس در بند زنان زندان اوین، در پی اعتراض به شرایط نگهداری و رفتار مأموران، با احکام تنبیهی و محرومیت از ملاقاتهای خانوادگی از سه تا ۹ هفته مواجه شدهاند.
در میان این زندانیان سیاسی و عقیدتی، گلرخ ایرایی و سکینه پروانه هر یک به ۹ هفته، غزل مرزبان به هفت هفته و نسیم سیمیاری به شش هفته محرومیت از ملاقات محکوم شدهاند؛ همچنین شمار دیگری از این زندانیان با محرومیتهای سههفتهای از دیدار با خانوادههای خود روبهرو شدهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اعتراض زندانیان به مواردی همچون کاهش زمان ملاقات، بدرفتاری مأموران هنگام اعزام به مراکز درمانی و قضایی، ورود پرسنل حفاظت و اطلاعات به داخل بند، اعمال تذکرهای سختگیرانه پیرامون پوشش و همچنین جنجالهای ناشی از نصب دوربین در فضای سرویسهای بهداشتی، از جمله دلایل واکنش و اعتراض این زندانیان بوده است. علاوه بر این، برگزاری آیینها و مراسم مختلف در مناسبتهای سیاسی نیز بهانهای برای اعمال این محدودیتها قرار گرفته است.
اعمال این محدودیتها نشان میدهد که نهادهای امنیتی و مدیریت زندان اوین بار دیگر از سلب حق ملاقات خانوادگی بهعنوان ابزاری تنبیهی برای سرکوب اعتصابها و اعتراضات مدنی زندانیان در بند استفاده میکنند.
#زندان_اوین #زنان_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔5
ممانعت از اعزام یاشار تبریزی به بیمارستان؛ هشدار درباره وضعیت قلبی این زندانی
بر اساس گزارش رسیده، با وجود تأکید پزشک متخصص قلب زندان مرکزی تبریز بر ضرورت انتقال یاشار تبریزی به بیمارستان، تاکنون از اعزام این زندانی برای انجام آنژیوگرافی و رسیدگی تخصصی به وضعیت قلبی او جلوگیری شده است.
طبق این گزارش، یاشار تبریزی به بیماریها و مشکلات جسمانی متعددی از جمله فشار خون و چربی خون مبتلاست و دو رگ کرونری قلب او نیز دچار گرفتگی شده است؛ وضعیتی که بنا بر تشخیص پزشک متخصص قلب، نیازمند رسیدگی فوری پزشکی و انجام آنژیوگرافی در بیمارستان است.
برای انتقال آقای تبریزی به بیمارستان تاکنون در دو نوبت وقت تعیین شده، اما هر دو بار اعزام او انجام نشده است. گزارش رسیده، سازمان اطلاعات سپاه را مسئول ممانعت از انتقال او به بیمارستان معرفی میکند.
تداوم جلوگیری از دسترسی یک زندانی به خدمات تخصصی پزشکی، بهویژه در شرایطی که پزشک بر ضرورت و فوریت درمان تأکید کرده است، میتواند سلامت و جان او را با خطر جدی مواجه کند.
مسئولیت تأمین سلامت و دسترسی زندانیان به خدمات ضروری پزشکی بر عهده سازمان زندانها و مقامهای مسئول است و در صورت بروز عوارض ناشی از تأخیر در درمان، مسئولان مربوطه باید پاسخگوی پیامدهای آن باشند.
#یاشار_تبریزی
#زندان_مرکزی_تبریز
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش رسیده، با وجود تأکید پزشک متخصص قلب زندان مرکزی تبریز بر ضرورت انتقال یاشار تبریزی به بیمارستان، تاکنون از اعزام این زندانی برای انجام آنژیوگرافی و رسیدگی تخصصی به وضعیت قلبی او جلوگیری شده است.
طبق این گزارش، یاشار تبریزی به بیماریها و مشکلات جسمانی متعددی از جمله فشار خون و چربی خون مبتلاست و دو رگ کرونری قلب او نیز دچار گرفتگی شده است؛ وضعیتی که بنا بر تشخیص پزشک متخصص قلب، نیازمند رسیدگی فوری پزشکی و انجام آنژیوگرافی در بیمارستان است.
برای انتقال آقای تبریزی به بیمارستان تاکنون در دو نوبت وقت تعیین شده، اما هر دو بار اعزام او انجام نشده است. گزارش رسیده، سازمان اطلاعات سپاه را مسئول ممانعت از انتقال او به بیمارستان معرفی میکند.
تداوم جلوگیری از دسترسی یک زندانی به خدمات تخصصی پزشکی، بهویژه در شرایطی که پزشک بر ضرورت و فوریت درمان تأکید کرده است، میتواند سلامت و جان او را با خطر جدی مواجه کند.
مسئولیت تأمین سلامت و دسترسی زندانیان به خدمات ضروری پزشکی بر عهده سازمان زندانها و مقامهای مسئول است و در صورت بروز عوارض ناشی از تأخیر در درمان، مسئولان مربوطه باید پاسخگوی پیامدهای آن باشند.
#یاشار_تبریزی
#زندان_مرکزی_تبریز
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔10
بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ خسرو محمدینیا، مسعود توشمالانی و سیروان شعبانی با اتهام «محاربه» توسط دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند
با حکم شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به نامهای خسرو محمدینیا، مسعود توشمالانی و سیروان شعبانی، در پروندهای مشترک به اعدام محکوم شدند.
بر اساس گزارش هرانا، این شهروندان اهل کرمانشاه که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اسلامشهر بازداشت شده و هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس هستند، با اتهامات ساختگی و امنیتی همچون «محاربه»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم» از سوی قاضی کریمی و قاضی تقیزاده به اعدام محکوم شدهاند.
این سه شهروند اهل کرمانشاه در دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری، توسط نیروهای امنیتی در یکی از خیابانهای اسلامشهر بازداشت شدند.
در همین پرونده، یک زن نیز به پنج سال حبس محکوم شده که بررسی هویت او همچنان ادامه دارد.
سیروان شعبانی تنها ۲۲ سال دارد و خسرو محمدینیا و مسعود توشمالانی در محدوده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال هستند؛ جوانانی که آماج انتقامجویی ساختار استبدادی قرار گرفتهاند.
#نه_به_اعدام #خسرو_محمدینیا #مسعود_توشمالانی #سیروان_شعبانی #زندان_قزلحصار اعتراضات_دی۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
با حکم شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به نامهای خسرو محمدینیا، مسعود توشمالانی و سیروان شعبانی، در پروندهای مشترک به اعدام محکوم شدند.
بر اساس گزارش هرانا، این شهروندان اهل کرمانشاه که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اسلامشهر بازداشت شده و هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس هستند، با اتهامات ساختگی و امنیتی همچون «محاربه»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم» از سوی قاضی کریمی و قاضی تقیزاده به اعدام محکوم شدهاند.
این سه شهروند اهل کرمانشاه در دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری، توسط نیروهای امنیتی در یکی از خیابانهای اسلامشهر بازداشت شدند.
در همین پرونده، یک زن نیز به پنج سال حبس محکوم شده که بررسی هویت او همچنان ادامه دارد.
سیروان شعبانی تنها ۲۲ سال دارد و خسرو محمدینیا و مسعود توشمالانی در محدوده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال هستند؛ جوانانی که آماج انتقامجویی ساختار استبدادی قرار گرفتهاند.
#نه_به_اعدام #خسرو_محمدینیا #مسعود_توشمالانی #سیروان_شعبانی #زندان_قزلحصار اعتراضات_دی۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊5👍1