آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود

باروخ اسپینوزا، صدای مخالف در برابر جزم‌اندیشی

باروخ اسپینوزا، فیلسوف بزرگ هلندی، با نگاهی نقادانه به دین سازمان‌یافته، بر اهمیت عقل و تجربه تاکید کرد.

او معتقد بود که همه چیز از یک منبع واحد نشأت می‌گیرد و همه چیز به هم مرتبط است. این ایده، به نام پانتئیسم شناخته می‌شود.

اسپینوزا با جسارت، باورهای رایج مذهبی را به چالش کشید و بر تفکر انتقادی و آزاداندیشی تاکید کرد.

او نشان داد که می‌توان به جهان و هستی، بدون توسل به باورهای سنتی، نگاهی عقلانی داشت. اسپینوزا با آثارش، راه را برای فلسفه مدرن و عصر روشنگری هموار کرد.

#باروخ_اسپینوزا #فلسفه #نقد_دین #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
15👍3
Forwarded from گفت‌وشنود


توماس نیگل (متولد 1937)، فیلسوف آمریکایی، به دلیل آثار برجسته‌اش در زمینه فلسفه ذهن، اخلاق و معرفت‌شناسی شناخته می‌شود. او یکی از فیلسوفانی است که دیدگاه‌هایش به‌طور غیرمستقیم به نقد دین و خداناباوری پرداخته‌اند.

نیگل در کتاب معروف خود ذهن و جهان و دیگر آثار، مفهوم ذهن و آگاهی را از دریچه‌ای غیرمادی‌گرایانه بررسی می‌کند، اما در عین حال از ایده خدا یا توضیحات دینی فاصله می‌گیرد.

نیگل همچنین در کتاب توهم بزرگ، استدلال می‌کند که علم و دین نباید برای پاسخ به پرسش‌های بنیادین جهان با یکدیگر تلفیق شوند.

او منتقد ایده‌های خداباورانه‌ای است که سعی می‌کنند از شکاف‌های علمی برای اثبات وجود خدا استفاده کنند. با این حال، نیگل رویکردی پیچیده به جهان‌بینی طبیعی دارد و برخی از دیدگاه‌های او چالش‌هایی را برای طبیعت‌گرایی سخت‌گیرانه مطرح می‌کند.

آثار نیگل نشان‌دهنده تلاشی عمیق برای درک ذهن، اخلاق و جهان بدون اتکا به مفاهیم دینی یا ماوراءالطبیعی است.

#توماس_نیگل #تامس_نیگل #فلسفه #خداناباور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12
Forwarded from گفت‌وشنود
سقراط، یکی از بنیان‌گذاران فلسفه غرب، جایگاه برجسته‌ای در تاریخ اندیشه اخلاقی دارد. ویژگی متمایز تفکر او در استفاده از روش گفت‌وگومحور یا دیالکتیک نهفته است؛ روشی که مبتنی بر پرسش‌گری مداوم، جست‌وجوی حقیقت و نقد باورهای سطحی بود. در زمانی که بسیاری از متفکران اخلاق را در قالب توصیه‌های سنتی یا آموزه‌های اسطوره‌ای می‌فهمیدند، سقراط با نپذیرفتن پاسخ‌های آماده، راهی نو در شناخت مفاهیم بنیادین اخلاق گشود.

روش سقراطی که امروزه نیز در آموزش و مباحثه فلسفی کاربرد دارد، بر گفت‌وگوی فعال با دیگران استوار است. او با طرح پرسش‌هایی ظاهراً ساده اما بنیادی، مخاطب را وادار می‌کرد تا به کاوش درونی بپردازد و از پاسخ‌های سطحی عبور کند. در این فرآیند، نه تنها شناخت اخلاقی ژرف‌تری حاصل می‌شد، بلکه نوعی خودشناسی نیز شکل می‌گرفت. از دید سقراط، فضیلت با دانایی پیوند دارد و بی‌اخلاقی نتیجه جهل است؛ بنابراین گفت‌وگو ابزاری برای زدودن جهل و دستیابی به زندگی نیک است.

نگاه سقراط به اخلاق، نه از منظر قوانین بیرونی، بلکه از درون انسان و خرد او برمی‌خاست. او با تأکید بر "زندگی بررسی‌نشده ارزش زیستن ندارد"، نشان داد که اخلاق را باید از مسیر تعامل اندیشمندانه و انتقادی فهمید، نه از طریق اطاعت کورکورانه از سنت‌ها. از این منظر، گفت‌وگو تنها شیوه‌ای برای انتقال مفاهیم نیست، بلکه فرآیندی برای شکل‌گیری فضیلت و ارتقای معنوی انسان است.

اهمیت روش سقراطی در زمان ما نیز پابرجاست، به‌ویژه در عصری که گفت‌وگو اغلب جای خود را به جدال‌های بی‌ثمر داده است. مدل سقراطی ما را به بازاندیشی در باورها، گوش سپردن به دیدگاه دیگران، و پرورش خرد جمعی دعوت می‌کند. این رویکرد نه‌تنها در فلسفه، بلکه در آموزش، سیاست و زندگی روزمره نیز کاربرد دارد، زیرا گفت‌وگو را نه صرفاً یک ابزار، بلکه راهی برای رشد اخلاقی و انسانی می‌داند.

#سقراط #فلسفه #اخلاق #دیالکتیک #گفتگو #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍181
Forwarded from گفت‌وشنود

افلاطون، شاگرد برجسته سقراط، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌ها در تاریخ فلسفه اخلاق است که راه استاد خود را در پیوند زدن اخلاق با گفت‌وگو و تفکر عقلانی ادامه داد. او در آثارش، به‌ویژه در «جمهوری»، اخلاق را نه صرفاً مجموعه‌ای از هنجارهای رفتاری، بلکه بخشی از معماری کلان روح انسان و نظم کیهانی می‌دانست. از نظر افلاطون، عدالت، خیر و فضیلت، مفاهیمی بودند که باید از طریق تأمل عقلانی و تربیت درونی روح کشف و تحقق یابند، نه از راه تقلید یا اطاعت کورکورانه از رسوم جامعه.

نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفت‌وگوهای نمایشی میان شخصیت‌های مختلف، به‌ویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست می‌آید. گفت‌وگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.

در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلت‌ها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه می‌گیرند و وظیفه فیلسوف، به‌ویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل می‌گیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.

در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفت‌وگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایه‌ای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرن‌ها بعد الهام‌بخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظام‌های آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاست‌ورزی اخلاق‌محور، پژواک دارد.

#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #دیالوگ #اخلاق #فلسفه #خیر_مطلق #فقه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍8
Forwarded from گفت‌وشنود
‏‌

ارسطو، شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی، با نظریه اخلاقی‌اش که بر پایه‌ی فضیلت و خرد عملی (فرونسیس) بنا شده، یکی از بنیان‌گذاران اصلی اخلاق هنجاری در سنت فلسفه غرب است. برخلاف افلاطون که اخلاق را به جهان مُثُل پیوند می‌زد، ارسطو رویکردی زمینی‌تر و تجربه‌محور داشت. او در اثر مشهور خود «اخلاق نیکوماخوس»، اخلاق را به‌مثابه هنری برای زیستن خوب تعریف می‌کند؛ هنری که نیازمند پرورش تدریجی فضیلت‌ها در انسان و تصمیم‌گیری خردمندانه در موقعیت‌های گوناگون است.

برای ارسطو، انسان موجودی است اجتماعی و گفت‌وگومحور که شکوفایی‌اش تنها در درون اجتماع ممکن می‌شود. او مفهوم لوگوس (گفتار/عقلانیت) را جوهر انسان می‌دانست و باور داشت که انسان به‌واسطه توانایی‌اش در گفت‌وگو، استدلال و داوری اخلاقی از دیگر موجودات متمایز است. از این رو، پرورش فضیلت‌های اخلاقی نه از راه فرمان و اجبار، بلکه در سایه گفت‌وگو، تربیت مدنی و مشارکت در زندگی جمعی تحقق می‌یابد.

هسته مرکزی اخلاق ارسطویی، ایده «حد وسط» (Golden Mean) است: فضیلت در میانه‌ی افراط و تفریط قرار دارد. مثلاً شجاعت، حد میانه بین ترسویی و بی‌پروایی است. انتخاب این حد میانه، نیازمند خرد عملی است؛ نوعی عقلانیت موقعیت‌مند و منعطف که تنها در طول زمان و از طریق تجربه، گفت‌وگو و تأمل اخلاقی شکل می‌گیرد. این دیدگاه، گفت‌وگو را به یک ابزار عملی برای قضاوت اخلاقی بدل می‌کند؛ نه صرفاً برای کشف حقیقت، بلکه برای انتخابِ بهترین راهِ عمل در زندگی.

ارسطو، اخلاق را نه مجموعه‌ای از قوانین خشک، بلکه فرآیندی زنده برای شکوفایی انسان تعریف می‌کند؛ فرآیندی که از دل زندگی واقعی، تعامل اجتماعی و پرورش فضیلت‌ها برمی‌خیزد. میراث اخلاقی او، با تأکید بر تعادل، خرد و نقش جامعه در شکل‌گیری شخصیت اخلاقی، تا امروز در مباحث فلسفی، روان‌شناسی اخلاق و آموزش مدنی حضور پررنگ دارد. گفت‌وگو، در اندیشه ارسطویی، نه فقط راهی برای اندیشیدن، بلکه روشی برای زیستن است.

#ارسطو #اخلاق #فلسفه #گفتگو #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔15👍31👌1
Forwarded from گفت‌وشنود

ایمانوئل کانت و اخلاق وظیفه‌محور: صداقت به مثابه قانون جهانی

ایمانوئل کانت، یکی از ستون‌های فلسفه مدرن و از تأثیرگذارترین متفکران اخلاق در غرب است که با نظریه اخلاقیِ وظیفه‌محورش (Deontological Ethics)، نگاهی نو به چیستی و بنیادهای اخلاق ارائه داد. برخلاف ارسطو که اخلاق را در پرورش فضیلت و هدف نهایی انسان می‌دید، کانت معتقد بود که اخلاق بر پایه قانونی عقلانی و جهان‌شمول استوار است؛ قانونی که باید بدون توجه به نتیجه عمل، تنها از سر وظیفه و احترام به اصل اخلاقی انجام شود. او عقل را منبع نهایی اخلاق می‌دانست، نه احساس یا پیامد.

در فلسفه اخلاق کانت، اصل بنیادین «امری قطعی» (Categorical Imperative) است. مهم‌ترین صورت این اصل چنین می‌گوید: «چنان رفتار کن که گویی قاعده عملت می‌تواند قانون عام طبیعت شود.» این یعنی فرد باید تنها بر اساس اصولی عمل کند که بتواند آن‌ها را به‌عنوان قوانینی همگانی برای همه انسان‌ها بپذیرد. در این چارچوب، اخلاق از درون عقل عملی انسان برمی‌خیزد و گفت‌وگو درباره آن نیز باید در سطح عقلانی، جهانی و بدون استثناء صورت گیرد.

کانت جایگاه ویژه‌ای برای کرامت انسانی قائل است. در یکی از فرم‌های دیگر اصل اخلاقی‌اش، او می‌گوید: «هرگز با انسان‌ها، چه خودت و چه دیگران، صرفاً به‌عنوان وسیله رفتار نکن، بلکه همواره به‌عنوان هدف نیز رفتار کن.» این دیدگاه، پایه‌ای برای بسیاری از آموزه‌های حقوق بشر مدرن و گفت‌وگوی اخلاقی در دنیای معاصر شده است. گفت‌وگو نزد کانت نه برای سازش یا مصلحت‌اندیشی، بلکه برای کشف اصولی است که عقلِ مشترک انسانی می‌تواند آن‌ها را تأیید کند.

میراث اخلاقی کانت، تأکیدی است بر استقلال انسان، آزادی اراده، و مسئولیت اخلاقی. او اخلاق را همچون قانون‌گذاری خودآیین در درون عقل می‌دید که نیازمند صداقت، قاطعیت و احترام به دیگران است. این نگاه، فضای گفت‌وگوی اخلاقی را از سطح فردی به سطح جهانی ارتقا می‌دهد و هنوز هم الهام‌بخش نظریه‌پردازان عدالت، سیاست‌مداران مسئول و فعالان حقوق بشر در سراسر دنیاست.

#کانت #اخلاق #فلسفه #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍182
Forwarded from گفت‌وشنود

عادل ضاهر، فیلسوف لبنانی-آمریکایی متولد ۱۹۳۹، یکی از چهره‌های برجسته در حوزه فلسفه دین و نقد اندیشه‌های اسلام‌گرایانه است. او تحصیلات خود را در دانشگاه آمریکایی بیروت و دانشگاه فرانکفورت آغاز کرد و در سال ۱۹۶۷ دکترای فلسفه را از دانشگاه نیویورک دریافت کرد. ضاهر بیش از یک دهه در دانشگاه‌های نیویورک تدریس کرد و در نهایت به‌عنوان استاد در دانشگاه پِیس فعالیت داشت. از آثار مهم او می‌توان به «فلسفه و سیاست» (۱۹۹۰)، «مبانی فلسفی سکولاریسم» (۱۹۹۳) و «اولویت عقل: نقد میراث اسلام سیاسی» (۲۰۰۱) اشاره کرد.

کتاب «سنجش فلسفی اسلام‌گرایی» یکی از آثار مهم عادل ضاهر است که در آن به بررسی و نقد سه آموزه کلیدی اسلام‌گرایان می‌پردازد: پیوند ضروری اسلام و سیاست، ضرورت راهنمایی الهی برای اداره امور اجتماعی و سیاسی، و محدودیت شدید اجتهاد در تفسیر قرآن. ضاهر با تحلیل دقیق این آموزه‌ها، نشان می‌دهد که این باورها به تناقضاتی منجر می‌شوند که نمی‌توان به‌راحتی از آن‌ها عبور کرد. او در نهایت نتیجه می‌گیرد که این سه باور را باید از اساس کنار گذاشت. این کتاب با ترجمه فارسی آموزشکده توانا در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

برای دانلود رایگان این کتاب، به لینک زیر مراجعه کنید:
https://tavaana.org/adel-daher-a-philosophical-critique-of-islamism/
☝️ دانلود کتاب «سنجش فلسفی اسلام‌گرایی» از وب‌سایت آموزشکده توانا

#عادل_ضاهر #نقد_دین #اسلام #فلسفه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💯102👍2
Forwarded from گفت‌وشنود

مارتا نوسبام، فیلسوف برجسته آمریکایی، یکی از متفکران معاصر در حوزه اخلاق، فلسفه سیاسی و نظریه عدالت است.

او استاد دانشگاه شیکاگو و نویسنده آثار متعددی است که به موضوعات عدالت، احساسات انسانی، و نقش آموزش در پرورش جوامع دموکراتیک می‌پردازند.
رویکرد او به «قابلیت‌ها» (Capabilities Approach)، که بر ایجاد فرصت‌های برابر برای شکوفایی توانمندی‌های انسانی تأکید دارد، شهرت جهانی دارد.

نوسبام با تلفیق فلسفه کلاسیک، ادبیات، و تحلیل اجتماعی، دیدگاه‌هایی عمیق و انسانی درباره مسائل پیچیده اجتماعی ارائه می‌دهد.

نقل‌قول او درباره ضرورت گفت‌وگوی باز و صادقانه برای دموکراسی، نشان‌دهنده اعتقاد عمیقش به اهمیت تعاملات انسانی و تنوع دیدگاه‌ها در ساختن جامعه‌ای عادلانه است.

کتاب نه برای سود: چرا دموکراسی به علوم انسانی نیاز دارد (Not for Profit: Why Democracy Needs the Humanities) که این نقل‌قول از آن برگرفته شده، استدلالی پرشور در دفاع از نقش علوم انسانی در آموزش است.


#مارتا_نوسبام #اخلاق #فلسفه #دموکراسی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
19
Forwarded from گفت‌وشنود

چارلز تیلور و گفت‌وگوی هویتی: اخلاق، خود و دیگری در جهان مدرن

چارلز تیلور، فیلسوف کانادایی و از متفکران مهم معاصر در حوزه‌های فلسفه اخلاق، هویت، دین و چندفرهنگ‌گرایی، نقش گفت‌وگو را در شکل‌گیری فردیت اخلاقی و درک متقابل میان فرهنگ‌ها بنیادین می‌داند. او در واکنش به فردگرایی لیبرال مدرن، استدلال می‌کند که خود انسانی تنها در بستر روابط اجتماعی و گفت‌وگو با «دیگری» شکل می‌گیرد. در آثار مهمی چون ریشه‌های خود (Sources of the Self) و سکولار شدن و مدرنیته، تیلور تلاش می‌کند نشان دهد که اخلاق، هویت و فهم متقابل، درهم‌تنیده با سنت‌ها، زبان و فضاهای فرهنگی خاص هستند.

از دید تیلور، انسان‌ها در خلأ هویتی زندگی نمی‌کنند. ما همیشه در یک "افق معنایی" (horizon of meaning) قرار داریم؛ یعنی نظامی از ارزش‌ها، باورها و روایت‌هایی که به زندگی ما معنا می‌دهند. این افق از طریق گفت‌وگو و ارتباط با دیگران کشف، تثبیت یا بازنگری می‌شود. بنابراین، اخلاق نه صرفاً مجموعه‌ای از قواعد، بلکه فرآیندی پویا از «به‌رسمیت‌شناسی متقابل» (mutual recognition) است. برای تیلور، عدالت اجتماعی و اخلاقی تنها زمانی ممکن است که ما دیگری را به‌رسمیت بشناسیم و گفت‌وگویی اصیل، آزاد و همدلانه میان فرهنگ‌ها و گروه‌های انسانی برقرار کنیم.

تیلور به‌ویژه در نقد سکولاریسم تنگ‌نظرانه و در دفاع از حضور مشروع و برابر دین در عرصه عمومی، بر گفت‌وگو تأکید دارد. او سکولاریسم را نه حذف دین، بلکه ایجاد چارچوبی عادلانه برای گفت‌وگوی میان دیدگاه‌های دینی و غیردینی می‌داند. از این منظر، دموکراسی نه فقط نظام رأی‌گیری، بلکه فرآیند مداوم گفت‌وگوی اخلاقی است که در آن تفاوت‌ها شنیده، تفسیر و تا حد ممکن درک می‌شوند. این نگاه، راه را برای هم‌زیستی در جوامع چندفرهنگی و چندباور باز می‌کند.

فلسفه تیلور ما را به اخلاقی دعوت می‌کند که بر پایه‌ی درک تاریخی، همدلی فرهنگی و پذیرش تنوع بنا شده است. او یادآوری می‌کند که انسان مدرن، تنها از طریق گفت‌وگو با سنت، دیگری و جامعه، می‌تواند هویت خود را بیابد و به زندگی اخلاقی معنا ببخشد. این فلسفه، به‌ویژه در جهانی پرتنش و چندصدا، ارزشی حیاتی دارد: گفت‌وگو، نه تنها ابزار تفاهم، بلکه راهی برای تحقق عدالت و کرامت انسانی است.

#چارلز_تیلور #فلسفه #اخلاق #گفتگو #سکولاریسم #چند_فرهنگی #دیگری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔93👍2
Forwarded from گفت‌وشنود


برای خوب بودن، همیشه نیازی به ترس از جهنم یا امید به بهشت نیست؛ انسان بودن، خودش دلیل کافی‌ست.
شايد آزمون واقعى انسان بودن، اخلاقى زيستن بدون وعده باشد.

متن و پوسترها بازنشر از صفحه اینستاگرام امیر بصیری


#پرسشگرى #مسئولیت_اخلاقی #اخلاق #فلسفه #فلسفه_اخلاق
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💯211
Forwarded from گفت‌وشنود
جایگاه دین در اندیشهٔ معاصر

✍🏽 بینش نوروزی

در جهان امروز، دین دیگر در مرکز گفت‌وگوهای فلسفی و علمی قرار ندارد، اما سایه‌اش هنوز بر بسیاری از ساختارهای قدرت، هویت و روان انسانی گسترده است. پرسش از جایگاه دین، نه فقط پرسشی درباره خدا، بلکه پرسشی‌ست درباره معنا، آزادی و حقیقت.

از پناه تا ابزار؛ دین چه بوده و چه شده؟

دین برای قرن‌ها پناهی بوده در برابر رنج، جهل و ترس. در دوران پیشامدرن، دین تنها زبان ممکن برای سخن گفتن از اخلاق، هستی و نظم جهان بود. اما از روشنگری به این سو، جایگاه دین تغییر کرد؛ دیگر نه چونان حقیقتی آسمانی، بلکه به‌مثابه پدیده‌ای تاریخی و ذهنی مورد بازنگری قرار گرفت.

کارل مارکس دین را «آه موجود رنج‌کشیده» و در عین حال «افیون توده‌ها» نامید؛ یعنی هم تسکین است، هم فریب.

فروید، آن را نیاز کودک‌وار بشر به پدر آسمانی دانست؛ نه حقیقت، بلکه توهمی که احساس امنیت می‌دهد.

نیچه با جملهٔ «خدا مرده است»، مرگ اقتدار دین را اعلام کرد؛ نه به معنای انکار، بلکه پایان دوران مرجعیت آن.

علم و دین: شکاف پرناشدنی

با ظهور علم مدرن، دین از جایگاه تبیین‌کنندهٔ هستی به حاشیه رانده شد. بسیاری از دانشمندان معاصر، دین را نه‌فقط بی‌نیاز، بلکه مانع رشد علمی و فکری می‌دانند.

استیون هاوکینگ صراحتاً نوشت: «جهان برای آغاز خود نیازی به خدا ندارد.»

ریچارد داوکینز دین را «توهمی موروثی» می‌داند که بیشتر از آنکه آرامش بیاورد، جهل، تعصب و خشونت به بار می‌آورد.

کارل سیگن علم را جایگزین سالم‌تری برای دین می‌دانست؛ چرا که هم شگفتی می‌آفریند، هم انسان را وادار به کاوش می‌کند، نه اطاعت.

اخلاق بدون دین ممکن است؟

یکی از ادعاهای همیشگی نهادهای دینی آن است که بدون دین، اخلاق فرو می‌پاشد. اما تجربهٔ جهان امروز و نظر فیلسوفان معاصر، خلاف این را نشان می‌دهد:

برتراند راسل می‌نویسد که اخلاق انسانی، حاصل همدلی و عقل است، نه ایمان و وحی.

سم هریس در کتاب چشم‌انداز اخلاقی نشان می‌دهد که می‌توان بر پایه‌ی علم و تجربه انسانی، نظامی اخلاقی ساخت بی‌نیاز از دین.

تجربهٔ کشورهای سکولار نشان می‌دهد که بدون دین رسمی، می‌توان به عدالت، رفاه و همبستگی انسانی رسید، بهتر از جوامعی که دین در قانون و دولت دخیل است.

دین، قدرت، و خشونت

دین در بسیاری از جوامع، نه فقط امری شخصی یا اخلاقی، بلکه ابزاری سیاسی برای سرکوب، تبعیض و سلطه بوده است.
در ایران، تجربه‌ی جمهوری اسلامی به‌روشنی نشان می‌دهد چگونه دین رسمی می‌تواند به ابزار سرکوب مردم، توجیه خشونت، سرکوب زنان و جلوگیری از آگاهی بدل شود.
در عربستان سعودی، دین در خدمت پادشاهی مطلقه است.
در اسرائیل، روایت‌های دینی پایه‌ی اشغال و تبعیض‌اند.
و در آمریکا، مسیحیت بنیادگرا با نژادپرستی، سرمایه‌داری بی‌رحم و سیاست جنگ‌طلبانه پیوند خورده است.

فیلسوفان معاصر، به‌ویژه میشل فوکو و اسلاوی ژیژک، دین را جزئی از شبکهٔ قدرت و ایدئولوژی می‌دانند؛ دین نه فقط برای تسکین، بلکه برای فرمانبردار ساختن انسان به کار می‌رود.

نتیجه: بازاندیشی

دین در اندیشهٔ معاصر، نه حقیقتی ازلی‌ست و نه مرجعی اخلاقی؛ بلکه پدیده‌ای‌ست تاریخی که باید آن را فهمید، نقد کرد و از سلطه‌اش رها شد.
دین اگر باقی بماند، فقط در حریم فردی و معنوی‌ست، نه در جایگاه قانون، آموزش، یا قدرت سیاسی.
جامعه‌ای انسانی‌تر، آزادتر و آگاه‌تر، تنها زمانی ممکن است که دین از مسند قدرت و مرجعیت عمومی کنار رود، و گفت‌وگوی عقلانی، علم، و کرامت انسانی جای آن را بگیرد.

دیدگاه نویسنده:

نقد دینداری نباید با خداناباوری تحمیلی یا انکار عظمت هستی یکی انگاشته شود.
پرسش از دین، نفی حقیقت یا زیبایی نیست؛
بلکه کوششی‌ست برای رهایی از واسطه‌های قدرت
و بازگشت به تجربه‌ای زنده، آزاد و صمیمی از معنا، تجربه‌ای که می‌تواند بی‌واسطه از هستی، عشق، و روشنایی سرچشمه بگیرد.

رشد و تعالی انسان و جامعه، دیگر نه در چهارچوب‌ها و قوانین دینی،
بلکه در بالا رفتن آگاهی، تجربه‌زیسته، گفت‌وگو، همدلی و همبستگی‌ست؛
عناصری که در ژرفای خود، از نوری واحد تغذیه می‌کنند.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده
https://t.me/BineshNowruzi

#دین #اخلاق #اندیشه #فلسفه #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
👌154
Forwarded from گفت‌وشنود

اپیکور و اخلاق لذت خردمندانه
گفت‌وگو با خویشتن برای آرامش جان

اپیکور، فیلسوف یونانی و بنیان‌گذار مکتب اپیکوری، از نخستین متفکرانی بود که اخلاق را بر تجربه‌ زیسته‌ی انسان و جست‌وجوی سعادت درونی استوار کرد. او برخلاف برداشت عامیانه از لذت‌گرایی، لذت را نه در افراط و لذت‌های زودگذر جسمانی، بلکه در آرامش ذهن، خِرَد و رهایی از ترس و درد می‌دید. هدف فلسفه نزد او رسیدن به حالتی از آرامش و آزادی درونی بود که آن را آتاراکسیا (Ataraxia) یا سکون روح می‌نامید. اپیکور اخلاق را هنر زیستن دانست، نه مجموعه‌ای از قواعد خشک؛ هنری که با تامل، گفت‌وگو و دوستی پرورش می‌یابد.
در فلسفه‌ او، گفت‌وگو نقشی محوری دارد؛ زیرا انسان تنها از طریق تبادل اندیشه‌ها و تامل مشترک می‌تواند به درکی درست از نیازها و خواسته‌های واقعی خود برسد.
در مدرسه‌اش، معروف به «باغ اپیکور»، گفت‌وگو میان دوستان راهی برای تمرین فلسفه و پالایش ذهن بود. او باور داشت که گفت‌وگو، انسان را از ترس‌های بیهوده—مانند ترس از مرگ یا خشم خدایان—می‌رهاند و به آزادی درونی می‌رساند. در واقع، برای اپیکور، فلسفه نوعی درمان روح است؛ گفت‌وگویی مداوم با خویشتن و با دیگران برای رسیدن به زندگی متعادل و نیک.
اپیکور فضیلت را ابزار رسیدن به لذت حقیقی می‌دانست، نه هدفی جداگانه. او میان لذت‌های طبیعی و ضروری (مثل دوستی، تغذیه سالم و تفکر آرام) و لذت‌های پوچ و پرهزینه تمایز قائل شد و توصیه کرد که انسان خردمند باید خواسته‌های خود را از راه تعقل و گفت‌وگوی درونی بسنجد. در این معنا، گفت‌وگو برای او فقط میان افراد نبود، بلکه درون انسان نیز جریان داشت—میان میل و عقل، میان ترس و شهامت، میان خواستن و فهمیدن.
میراث اپیکور، نوعی اخلاق آرام و انسانی است که در برابر اضطراب، حرص و آشفتگی زندگی مدرن همچنان زنده و الهام‌بخش است. او به ما می‌آموزد که گفت‌وگو، چه با دیگران و چه با خود، راهی است برای بازگشت به تعادل، دوستی، و شادمانی ساده‌ای که ریشه در آگاهی و آرامش دارد. به تعبیر او، «کسی که یاد گرفته است چگونه با خویشتن گفت‌وگو کند، هرگز تنها نیست.»

#اپیکور #لذت_گرایی #فلسفه #گفتگو #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
12
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادگیری مدارا به کمک اندیشه‌ اعتدال ارسطو

ما انسان‌ها همیشه با پرسشی بنیادین روبه‌رو هستیم: چگونه باید زندگی کنیم؟ هر روز در موقعیت‌های کوچک و بزرگ تصمیم می‌گیریم. اما آیا این تصمیم‌ها تنها بر اساس عادت و احساس شکل می‌گیرند، یا می‌توانیم با راهنمایی اندیشه‌ای عمیق‌تر، زیستی اخلاقی‌تر داشته باشیم؟ این‌جاست که لزوم اندیشه‌ورزی به میان می‌آید.
فلسفه، برخلاف تصور رایج، صرفا مجموعه‌ای از بحث‌های انتزاعی نیست. فلسفه ابزاری است برای اندیشه‌ورزی، برای روشن‌کردن مرز درست و نادرست، و برای یافتن چرایی انتخاب‌هایمان. ارسطو از آن دست متفکران بزرگ تاریخ است که نگاه اعتدال‌گرایش می‌تواند در چرایی مدارا و تمرین آن و گسترش آن به کمک ما بیاید.

بیشتر در وبسایت بخوانید

بیشتر در یوتیوب ببینید

#ارسطو #فلسفه #اخلاق #مدارا #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
2👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
گفت‌وگو؛ پلی میان «من» و «هستی» در جهان و اندیشه مارتین بوبر

مارتین بوبر برای «من»، فیلسوفی نیست که در کتابخانه‌های تاریک به دنبال حقیقت گشته باشد؛ او علاوه بر دانشگاه فیلسوف «خیابان» و «مواجهه» است. در جهانی که ما یاد گرفته‌ایم همه‌چیز را به «شیء» تبدیل کنیم تا بهتر مصرفش کنیم، بوبر ایستاده و با صدایی آرام اما قاطع می‌گوید: «در آغاز، رابطه بود.»

او تمام زیست انسانی را در دو کلمه خلاصه می‌کند: «من-آن» و «من-تو». غمنامه زندگی مدرن از نگاه بوبر این است که ما در مرداب «من-آن» غرق شده‌ایم.

در این ساحت، ما با دیگران نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک وسیله، یک آمار یا یک مانع روبرو می‌شویم. وقتی با راننده تاکسی حرف می‌زنیم تا فقط به مقصد برسیم، یا وقتی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال «تایید» هستیم، در حال تقلیل دادن جهان به «آن» (It) هستیم. در این فضا، هیچ‌کس واقعا حضور ندارد؛ ما تنها با سایه‌ها معامله می‌کنیم.

اما بوبر ما را به قلمروی «من-تو» فرا می‌خواند. گفت‌وگو در اندیشه او، فراتر از تبادل کلمات است؛ نوعی «رویداد» است. در گفت‌وگوی حقیقی، من تمام پیش‌فرض‌ها، ابزارها و نقشه‌هایم را زمین می‌گذارم تا با «تو» در «حضور کامل وجود» روبرو شوم. در این لحظه، «تو» دیگر ابزاری برای رسیدن به اهداف من نیستی، بلکه تمام جهان منی و من نیز هم.

بوبر معتقد است در این «میان‌گاه» است که حقیقت متولد می‌شود.

او به زیبایی می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند همیشه در حالت «من-تو» بماند؛ نان روزانه ما در دنیای «من-آن» پخته می‌شود. اما فاجعه آنجاست که انسانیت ما در این دنیای ابزاری گم شود. از نظر او، هر بار که ما صمیمانه و بدون نقاب با انسانی دیگر، با یک اثر هنری یا حتی با طبیعت وارد گفت‌وگو می‌شویم، در واقع در حال لمس کردن «تویِ ازلی» یا همان خداوند هستیم.

در دنیای امروز که لبریز از تک‌گویی‌های بلند در لباس گفت‌وگوست، پیام بوبر حیاتی‌تر از همیشه است: هویت ما در انزوا شکل نمی‌گیرد.
ما تنها زمانی «من» می‌شویم که جرئت کنیم به دیگری بگوییم «تو». گفت‌وگو برای بوبر، تنها راه نجات از تنهایی وجودی و تنها مسیر برای بازگشت به «توی ابدی» است. او به ما می‌آموزد که برای انسان بودن، باید یاد بگیریم که دوباره با جهان «حرف بزنیم»، نه اینکه فقط از آن «استفاده کنیم».

#مارتین_بوبر #فلسفه #گفت_و_گو #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4
Forwarded from گفت‌وشنود
استاد یدالله موقن روز سی‌ام فروردین ماه سال جاری از میان ما رفت، روانش شاد باد.

شاید نخستین آشنائی‌ها با او زمانی بود که نقدی بر ترجمه «افسانه دولت» اثر ارنست کاسیرر به ترجمه شادوران نجف دریابندری در کیهان فرهنگی منتشر کرد، او ترجمه دریابندری را نقد کرد و نوشت ترجمه درست کتاب کاسیرر «اسطوره دولت» است و نه «افسانه دولت»؛ همچنین با انتشار بندهائی از اصل کتاب مزبور و نقل ترجمه روانشاد دریابندری، برگردان ایشان را در مواردی دقیق ندانست.
عنوان انگلیسی کتاب کاسیرر The Myth of the State بود، Myth در لغت همان اسطوره است که موقن توضیح داد مفهوم آن چیست، هرچند دریابندری با استناد به متون فارسی مفهوم «افسانه» را حتی در این مورد خاص توضیح داد و از ترجمه خود دفاع کرد، از جمله نوشت وقتی حافظ سرود «چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»، مرادش از افسانه همان میتوس بوده است در مقابل لوگوس.
به هر روی موقن نسلی از ایرانیان را با فلسفه نوکانتی آشنا کرد، نسلی که پیشتر «چیزهائی» در مورد نوکانتی ها از جمله به روایت شادروان احسان طبری «شنیده بودند»؛ استاد موقن در این راستا ترجمه‌ای دیگر از کتاب «اسطوره دولت» کاسیرر روانه بازار نشر نمود. از این به بعد نام آن فرهیخته ارجمند با معرفی کاسیرر به خواننده ایرانی گره خورد، آنهم نسلی از چپ و راست که گرفتار اندیشه های توتالیتر بودند، اندیشه‌هائی که در دهه شصت شمسی و با تجربه فراز و فرود تکاپوهای گروه‌هائی مختلف از روشنفکران کشور مورد نقد بنیادین قرار گرفت.
در دهه شصت شمسی فقط ترجمه آثار کاسیرر نبود که در نقد نظام‌ها و اندیشه‌های توتالیتر خواننده ایرانی را متوجه دنیائی دیگر کرد، بلکه The Origins of Totalitarianism اثر هانا آرنت که به اختصار با عنوان «توتالیتاریسم» توسط محسن ثلاثی به خواننده ایرانی معرفی شد، با دهها چاپ توجه ویژه جامعه کتابخوان ایرانی را به خود جلب کرد.
کتاب‌های دیگری هم بودند که با نقد نظام‌های توتالیتر اعم از چپ مرسوم یعنی کمونیسم – که لزوماً نباید با سوسیالیسم یکی گرفته شود- و راست یعنی فاشیسم و نازیسم مخاطب‌های فراوان یافتند، اما این تنها استاد یدالله موقن بود که ترجمه و معرفی ارنست کاسیرر را در تاریخ معاصر ایران به نام خود ثبت کرد.
متأسفانه بخت آن نداشتم تا با آن مرحوم از نزدیک وارد گفتگو شوم، اما در ارتباط با اندیشه های شادروان استاد جواد طباطبائی پیام‌هائی رد و بدل شد که امیدوارم بتوانم روزی منتشر کنم.
روانش شاد باد.

برگرفته از صفحه دکتر حسین آبادیان، نویسنده و محقق تاریخ معاصر
https://www.facebook.com/hoabadian

#یدالله_موقن #فلسفه #کاسیر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔42
Forwarded from گفت‌وشنود
راینر فورست و تبارشناسی رواداری
چگونه رواداری را از یک لطف به یک حق ساختاری تبدیل کنیم؟

راینر فورست (Rainer Forst)، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی برجسته آلمانی (متولد ۱۹۶۴)، از کلیدی‌ترین اندیشمندان نسل چهارم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که از شاگردان مستقیم یورگن هابرماس و جان رالز بوده، در حال حاضر به عنوان استاد تئوری سیاسی و فلسفه در دانشگاه گوته فرانکفورت فعالیت می‌کند. فورست به خاطر پژوهش‌های ژرف و منحصربه‌فردش در زمینه مفهوم «رواداری» (Toleration) و «عدالت توجیهی» شهرت جهانی دارد و آثار او از مهم‌ترین منابع معاصر در این حوزه به شمار می‌روند.

نظریه فورست؛ از ساختار رواداری تا حق بنیادین توجیه
از دیدگاه فورست، رواداری مفهومی بسیار پیچیده و تناقض‌آمیز است که اغلب در جوامع مدرن به درستی فهمیده نمی‌شود. او رواداری را از یک ابزار سیاسی مصلحت‌جویانه برای حفظ صلح، به یک فضیلت اخلاقی و اصولی ارتقا می‌دهد. اندیشه او بر سه محور کلیدی استوار است:
۱. مولفه‌های سه‌گانه رواداری: فورست معتقد است رواداری واقعی سه بخش دارد: «مخالفت» (ما باید با عقیده یا رفتار دیگری به طور جدی مخالف باشیم، وگرنه مدارا بی‌معناست)، «پذیرش» (باید دلایلی عقلانی و اخلاقی داشته باشیم که چرا نباید جلوی آن عقیده مخالف را بگیریم) و «محدودیت» (باید مرزهای مشخصی برای آنچه غیرقابل‌تحمل و آسیب‌رسان است، وجود داشته باشد).
۲. الگوی احترام به جای الگوی اجازه: فورست چهار مدل رواداری را در تاریخ شناسایی می‌کند، اما معتقد است جوامع دموکراتیک امروز باید بر «الگوی احترام» (Respect Conception) بنا شوند. در این الگو، رواداری یک رابطه بالا به پایین (که در آن قدرتمندان به اقلیت‌ها «اجازه» بقا می‌دهند) نیست، بلکه شهروندان با وجود اختلافات عمیق مذهبی یا فرهنگی، یکدیگر را به عنوان اعضای برابر و قانونی جامعه می‌پذیرند و به رسمیت می‌شناسند.
۳. حق توجیه (The Right to Justification): مهم‌ترین نوآوری فورست این است که بالاترین حق اخلاقی انسان را «حق توجیه» می‌داند. یعنی هیچ قانون، هنجار یا قدرت سیاسی نباید به شهروندان تحمیل شود، مگر اینکه دلایل آن برای همه افراد متاثر از آن جامعه (حتی مخالفان) به صورت عقلانی قابل توجیه و دفاع باشد. رواداری حقیقی یعنی احترام به دیگری به عنوان یک موجود عاقل که حق دارد برای هر محدودیتی، توجیه منطقی بخواهد.

از منظر فورست، رواداری و پذیرش واقعی، موضعی ترحم‌آمیز یا از روی ناچاری نیست، بلکه عمیقا با عدالت گره خورده است. جامعه روادار جامعه‌ای نیست که تفاوت‌ها را صرفا تحمل کند تا جنگی درنگیرد، بلکه ساختاری است که در آن هنجارهای جمعی بر پایه دلایلی مشترک و قابل‌قبول برای همگان استوار شده‌اند. پذیرش دیگری در نگاه فورست، یعنی پذیرفتن این اصل که هیچ گروهی حق انحصار حقیقت را ندارد.
#راینر_فورست #رواداری #فلسفه #اخلاق #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
Forwarded from گفت‌وشنود
هانس-گئورگ گادامر
تفاهم در افق گفتگوی گشوده

هانس-گئورگ گادامر (۱۹۰۰–۲۰۰۲)، فیلسوف برجسته آلمانی و شاگرد مارتین هایدگر، بنیان‌گذار «هرمنوتیک فلسفی» مدرن است. شاهکار او، کتاب «حقیقت و روش»، نگرش ما به فهم، زبان و تاریخ را دگرگون کرد. گادامر معتقد است که انسان اساسا موجودی «فهمنده» است و این فهم تنها در متن گفتگو و تاریخ ممکن می‌شود. او به جای تأکید بر تحلیل‌های منطقی خشک، بر تجربه زیسته و پیوند میان ذهن‌ها تاکید داشت.

نظریه تفاهم؛ بنیان پذیرش و رواداری
در اندیشه گادامر، رواداری و پذیرش محصول جانبی یک «گفتگوی اصیل» است. او برای این تفاهم، مفاهیم زیر را مطرح می‌کند:

۱. تلفیق افق‌ها (Fusion of Horizons): گادامر معتقد است هر فرد با پیش‌فرض‌ها، تاریخ و فرهنگ خاص خود (افقِ فکری) وارد گفتگو می‌شود. رواداری گادامری یعنی «گشودگی» نسبت به افق دیگری؛ به این معنا که اجازه دهیم دیدگاه طرف مقابل، پیش‌فرض‌های ما را به چالش بکشد. تفاهم زمانی رخ می‌دهد که افق‌های ما با هم یکی شوند و به فهمی جدید برسیم که فراتر از دیدگاه اولیه هر دو طرف است.

۲. آمادگی برای شنیدن (فضیلت رواداری): برای گادامر، رواداری یک تکنیک سیاسی نیست، بلکه یک «فضیلت هرمنوتیک» است. این فضیلت یعنی شخص بپذیرد که «ممکن است دیگری حق داشته باشد». این گشودگی در برابر حقانیت دیگری، جوهره‌ دگرپذیری است؛ چرا که پیش‌فرض نهایی هرگونه گفتگوی واقعی، احترام به جایگاه فکری دیگری است.

۳. تجربه گفتگو به مثابه یک «واقعه»: گادامر معتقد است گفتگو یک بازی ارادی نیست که ما آن را کنترل کنیم؛ بلکه گفتگو «اتفاق می‌افتد». وقتی ما وارد گفتگو می‌شویم، زبان مشترکی می‌سازیم که متعلق به هیچ‌کدام نیست. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی واگذاری بخشی از «من صلب» در برابر جریان زنده و پویای «ما».

از منظر گادامر، پذیرش دیگری به معنای تایید همه‌چیز نیست، بلکه به معنای «به رسمیت شناختن غیریت» در دل زبان است. جامعه‌ای که در آن گفتگو جریان داشته باشد، نیازی به تحمیل عقاید ندارد، زیرا تفاهم در آن به صورت طبیعی از میانِ تفاوت‌ها سر برمی‌آورد. رواداری در نگاه او، یعنی داشتن این شجاعت که در مواجهه با دیگری، خودمان را تغییر دهیم و افقِ فکری‌مان را گسترش دهیم.

#گادامر #هرمنوتیک #فلسفه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
8👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
مارتا نوسبام
تخیل اخلاقی و رواداری مبتنی بر همدلی

مارتا نوسبام (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف برجسته آمریکایی و از پیشگامان فلسفه اخلاق و سیاست در جهان معاصر است. او با تلفیق سنت‌های ارسطویی و اخلاق کانتی، رویکردی انسانی به عدالت ارائه داده که به «رویکرد قابلیت‌ها» (Capabilities Approach) شهرت دارد. نوسبام معتقد است که برای فهمِ پذیرش و رواداری، نباید صرفا به قوانین انتزاعی تکیه کرد؛ بلکه باید از ابزارهای فرهنگی و عاطفی برای درک رنج و منزلت دیگران بهره برد.

نظریه همدلی
پذیرش از طریق تخیل اخلاقی

از دیدگاه نوسبام، رواداری تنها به معنای عدم دخالت در زندگی دیگران نیست، بلکه نوعی «فضیلت فعال» است که نیازمند مهارت‌های انسانی خاصی است:

۱. تخیل اخلاقی (Literary Imagination):
نوسبام معتقد است ادبیات و هنر نقش کلیدی در رواداری دارند. تخیل اخلاقی به ما اجازه می‌دهد خود را در جایگاه دیگری (به‌ویژه اقلیت‌ها و طردشدگان) بگذاریم و زندگی آن‌ها را از درون تجربه کنیم. این توانایی، ترس و بیگانگی نسبت به «غریبه» را کاهش داده و پایه اصلی پذیرش انسان‌های متفاوت است.

۲. رویکرد قابلیت‌ها (پذیرشِ کرامت انسانی):
نوسبام معتقد است جامعه روادار باید بستری فراهم کند که هر فرد بتواند قابلیت‌های انسانی خود را شکوفا کند. رواداری حقیقی یعنی احترام به تنوعِ شیوه‌های زیستن، به گونه‌ای که هیچ فردی به دلیل تفاوت در عقیده یا سبک زندگی، از فرصت‌های بنیادی زندگی (مانند آموزش، سلامتی و مشارکت سیاسی) محروم نشود.

۳. نقد احساسات سمی (ترس و نفرت):
او استدلال می‌کند که ریشه اصلی عدم رواداری، «ترس» و «نفرت فرافکنانه» است؛ جایی که ما برای امنیت هویت خود، دیگری را موجودی پست‌تر یا خطرناک می‌بینیم. نوسبام پیشنهاد می‌دهد که برای رسیدن به پذیرش، باید از احساسات «خودخواهانه» به سمت احساسات «اخلاقی» (مانند شفقت و همدلی) حرکت کنیم که برابری بنیادی انسان‌ها را به رسمیت می‌شناسند.

پذیرش در نگاه نوسبام، یک «عمل شهروندی» است. او رواداری را نه به عنوان یک تحمل سرد و بی‌تفاوت، بلکه به عنوان «کنجکاوی همدلانه» تعریف می‌کند. جامعه‌ای که نوسبام تصویر می‌کند، جامعه‌ای است که در آن شهروندان از طریق آموزش احساسات و پرورش تخیل، می‌آموزند که تفاوت‌های دیگری، نه تهدیدی برای بقای ما، بلکه غنایی برای کلیت تجربه انسانی است.

#مارتا_نوسبام #فلسفه #اخلاق #همدلی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
2💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
ویلیام کینگدم کلیفورد، فیلسوف و ریاضی‌دان قرن نوزدهم، در مقاله‌ای باعنوان “The Ethics of Belief” به بررسی اخلاقی بودن باور بدون شواهد کافی می‌پردازد.

او استدلال می‌کند که باور داشتن به چیزی بدون شواهد کافی غیر اخلاقی است. سه دلیل اصلی او عبارتند از:

▪️اول، باورها تأثیر مستقیم بر رفتارهای ما دارند. باورهای نادرست یا سست می‌توانند به خطرات جدی برای فرد و جامعه منجر شوند، زیرا اعمال ما بر اساس باورهای ما شکل می‌گیرد و خطاهای این باورها می‌تواند به زیان دیگران تمام شود.

▪️دوم، کلیفورد به مذمت خوی زودباوری می‌پردازد و هشدار می‌دهد که پذیرش باورهای نادرست به تدریج می‌تواند ما را به مخاطبانی زودباور و آسیب‌پذیر تبدیل کند. این وضعیت می‌تواند به پذیرش اخبار جعلی و خرافات منجر شود و آسیب‌های جدی به جامعه وارد آورد.

▪️سوم، کلیفورد بر اهمیت محافظت از گنجینه مشترک دانش تاکید می‌کند. باورهای نادرست می‌توانند این گنجینه را آلوده کرده و به تصمیم‌گیری‌های غلط منجر شوند.

در دنیای دیجیتال کنونی، تفکر انتقادی و اجتناب از زودباوری به یک ضرورت اخلاقی بدل شده است.

#فلسفه #اخلاق #کلیفورد #باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍15👌2💯2😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
تمامیت‌خواهی و بنیان‌های فلسفی آن

یادداشت «تمامیت‌خواهی و بنیان‌های فلسفی آن» به واکاوی ریشه‌های فکری و تاریخی نظام‌های تمامیت‌خواه از نیچه و مارکس تا ایدئولوژی‌های معاصر می‌پردازد.

حکومت‌های تمامیت‌خواه برخلاف حکومت‌های مستبد و اقتدارگرا، به دنبال سیاست‌زدایی از جامعه نیستند؛ بلکه تمامی جزئیات حیات اجتماعی، از پوشش و فناوری گرفته تا اندیشه و علم را سیاسی می‌کنند و با خلق دشمنان فرضی، سیاست حذف را پیش می‌برند.

ریشه بسیاری از سیستم‌های تمامیت‌خواه در تقلیل فلسفی «حقیقت» به «مناسبات قدرت» نهفته است؛ تفکری که از نیچه و مارکس آغاز شده و با تبدیل حقیقت به ابزار غرض‌ورزی سیاسی و جعل علوم دست‌ساز (مانند علوم آریایی، مارکسیستی یا اسلامی)، زمینه دخالت حداکثری حکومت در تمام شئون زندگی شهروندان را فراهم می‌کند.

برای مطالعه نسخه کامل یادداشت به وبسایت مراجعه کنید

https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/


#تمامیت_خواهی #فلسفه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9👌21