Forwarded from گفتوشنود
جمهوری اسلامی در تلاش است تا خداناباوری و دینناباوری را نه تنها به عنوان یک عقیده شخصی بلکه به عنوان تهدیدی سیاسی و اجتماعی جلوه دهد.
این رویکرد، به ویژه در رسانههای رسمی نظام و از سوی مقامات بالای جمهوری اسلامی، به چشم میخورد که از این ابزار برای ترویج نفرت و ایجاد نگرانی در میان مردم استفاده میکنند.
این سیاست در کنار محدودیتهای دیگر علیه آزادی بیان و اندیشه، نشان از نوعی تلاش هدفمند برای سرکوب صدای مخالفان و ایجاد پیوندی تصنعی بین دینناباوری و رسانههای خارجی دارد.
جمهوری اسلامی در بالاترین سطوح نیز تلاش میکند نفرتپراکنی علیه خداناباوران را پیش ببرد و حتی آنان را به اتهامات سیاسی متهم کند. به عنوان نمونه میتوان به وبسایت رسمی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
لینک ویدئو در وبسایت گفتوشنود:
https://dialog.tavaana.org/hate-speech-agains-unbelievers/
#جمهوری_اسلامی #نفرت_پراکنی #خداناباوری #آزادی_بیان #خامنه_ای #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این رویکرد، به ویژه در رسانههای رسمی نظام و از سوی مقامات بالای جمهوری اسلامی، به چشم میخورد که از این ابزار برای ترویج نفرت و ایجاد نگرانی در میان مردم استفاده میکنند.
این سیاست در کنار محدودیتهای دیگر علیه آزادی بیان و اندیشه، نشان از نوعی تلاش هدفمند برای سرکوب صدای مخالفان و ایجاد پیوندی تصنعی بین دینناباوری و رسانههای خارجی دارد.
جمهوری اسلامی در بالاترین سطوح نیز تلاش میکند نفرتپراکنی علیه خداناباوران را پیش ببرد و حتی آنان را به اتهامات سیاسی متهم کند. به عنوان نمونه میتوان به وبسایت رسمی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
لینک ویدئو در وبسایت گفتوشنود:
https://dialog.tavaana.org/hate-speech-agains-unbelievers/
#جمهوری_اسلامی #نفرت_پراکنی #خداناباوری #آزادی_بیان #خامنه_ای #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11🕊1
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
انجیل یهودا: روایت خائن!
برگرفته از کتاب «پشت سر نهادن خدا» اثر دوکینز
داوکینز در بخشی از کتاب خود گزارش میکند که انجیلی منسوب به «یهودا» کاراکتر مشهور داستانهای انجیلهای چهارگانه در قرن بیستم به دست آمد که تمامی ماجرای عیسی مسیح را از دید «یهودا» روایت میکند. یهودا کسیست که مطابق با روایت انجیلهای رسمی، به عیسی مسیح خیانت کرد و در قبال دریافت پولی، عیسی را به ماموران فروخت.
داوکینز میگوید که این انجیل از دست رفته بود؛ اما پدران کلیسای صدر مسیحیت، چنین اثری را نکوهش کرده بودند و بنابراین از وجود چنین اثری اطلاع داشتیم تا اینکه اصل سند به زبان قبطی به دست آمد.
شورای نیقیه، شورای بزرگی از علمای مسیحی در ابتدای قرون مسیحیت بوده است که به تعیین آموزههای معتبر مسیحیت پرداخت و انجیلهای معتبر از نامعتبر را متمایز کرد. روایت یهودا در انجیل یهودا میگوید که سوءنیتی در کار نبوده است. یهودا چون دانست که مطابق با طرح الهی، عیسی مسیح باید مصلوب شود تا گناهان انسان آمرزیده گردد، بنابراین با لو دادن او، در واقع به تحقق نقشه الهی کمک کرد!
منازعاتی از این دست در تاریخ ادیان سابقه دارد. به عنوان یک نمونه مشهور، تفسیر صالحی نجفآبادی از قیام حسینبن علی در کتاب «شهید جاوید» معطوف به تقویت روایتی بود که میگوید امام سوم شیعیان بدون علم غیب، و بدون اطلاع از سرنوشت خود قدم به صحرای کربلا گذاشت. اهمیت تقویت این روایت در دوران شاه، سیاسی بوده و برای انگیزهبخشی به انقلابیون تدارک میشد. قابل درک است که تفاسیر مبتنی بر جبرانگاری به بعد تاریخی و سیاسی آموزههای دینی صدمه میزند.
برای مطالعه پروندهای در مورد صالحی نجفآبادی به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/nematollah-salehi-najafabadi/
#رواداری #گفتگو #دین #نقد_دین #خداناباوری #جبرانگاری
@dialogue1402
انجیل یهودا: روایت خائن!
برگرفته از کتاب «پشت سر نهادن خدا» اثر دوکینز
داوکینز در بخشی از کتاب خود گزارش میکند که انجیلی منسوب به «یهودا» کاراکتر مشهور داستانهای انجیلهای چهارگانه در قرن بیستم به دست آمد که تمامی ماجرای عیسی مسیح را از دید «یهودا» روایت میکند. یهودا کسیست که مطابق با روایت انجیلهای رسمی، به عیسی مسیح خیانت کرد و در قبال دریافت پولی، عیسی را به ماموران فروخت.
داوکینز میگوید که این انجیل از دست رفته بود؛ اما پدران کلیسای صدر مسیحیت، چنین اثری را نکوهش کرده بودند و بنابراین از وجود چنین اثری اطلاع داشتیم تا اینکه اصل سند به زبان قبطی به دست آمد.
شورای نیقیه، شورای بزرگی از علمای مسیحی در ابتدای قرون مسیحیت بوده است که به تعیین آموزههای معتبر مسیحیت پرداخت و انجیلهای معتبر از نامعتبر را متمایز کرد. روایت یهودا در انجیل یهودا میگوید که سوءنیتی در کار نبوده است. یهودا چون دانست که مطابق با طرح الهی، عیسی مسیح باید مصلوب شود تا گناهان انسان آمرزیده گردد، بنابراین با لو دادن او، در واقع به تحقق نقشه الهی کمک کرد!
منازعاتی از این دست در تاریخ ادیان سابقه دارد. به عنوان یک نمونه مشهور، تفسیر صالحی نجفآبادی از قیام حسینبن علی در کتاب «شهید جاوید» معطوف به تقویت روایتی بود که میگوید امام سوم شیعیان بدون علم غیب، و بدون اطلاع از سرنوشت خود قدم به صحرای کربلا گذاشت. اهمیت تقویت این روایت در دوران شاه، سیاسی بوده و برای انگیزهبخشی به انقلابیون تدارک میشد. قابل درک است که تفاسیر مبتنی بر جبرانگاری به بعد تاریخی و سیاسی آموزههای دینی صدمه میزند.
برای مطالعه پروندهای در مورد صالحی نجفآبادی به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/nematollah-salehi-najafabadi/
#رواداری #گفتگو #دین #نقد_دین #خداناباوری #جبرانگاری
@dialogue1402
👍8
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
بر مزار او کسی دعا نخواند. چون پیش از آنکه به قتل برسد، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که مایل است بر سنگ قبرش فقط سه کلمه بنویسند: «یک زن»، «یک مادر» و «یک مادر بزرگ»! او همین را برای معرفی خود کافی میدانست و به هیچ خدایی باور نداشت.
مادلین ماری اوهیر (Madelyn Murray O’Hair) یکی از شناختهشدهترین فعالان خداناباور آمریکایی بود. او در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و نقشی اساسی در جنبش خداناباوری و جدایی دین از دولت در ایالات متحده ایفا کرد. اوهیر در دانشگاه تولین تحصیل کرد و مدرک حقوق گرفت، هرچند که وکالت را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. او همچنین در دانشگاه هوارد حضور یافت و ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک افسر ارتش در بخش زنان خدمت کرد.
مادلین اوهیر بیش از همه به خاطر نقش خود در پرونده تاریخی ماری علیه کرلت (Murray v. Curlett) در سال ۱۹۶۳ شناخته میشود؛ جایی که او شکایتی برای حذف نیایشهای مذهبی از مدارس عمومی آمریکا ثبت کرد. شاید برای ما باورپذیر نباشد که خوانش سطرهایی از انجیل، به عنوان برنامه صبحگاهی در مدارس، در ایالات متحده آمریکا در دهه شصت میلادی اجباری بوده است. مادلین که خود را بیاعتقاد به مسیحیت و ناباور به وجود خداوند معرفی میکرد، تصمیم گرفت به این نوع اجبار اعتراض کند. اولین بار در مجادلهای با معلم جوان مدرسهای در بالتیمور که فرزندش را به آنجا میفرستاد، توضیح داد که اجبار برنامههای دینی به دانشآموزان، خلاف قانون اساسیست؛ وقتی معلم در پاسخ گفت که اگر حق با شماست، پس چرا اولیاء مدرسه را تحت تعقیب قانونی قرار نمیدهید، مادلین کار خود را دلیرانه شروع کرد.
این پرونده در نهایت به دیوان عالی ایالات متحده رفت و منجر به صدور حکمی شد که نیایش اجباری در مدارس عمومی را نقض حقوق متمم اول قانون اساسی دانست. در میان پیامهای تهدیدآمیز و حتی تهدید به قتل، نگاههای عصبانی همسایگان و فشارهایی که برخی از اعضای خانواده خود او بر او میآوردند، اوهیر تسلیم نشد. او که به حکم مطالعات دانشگاهی خود از قانون اساسی کشورش مطلع بود، با اطمینان میگفت که اولین قانون از متمم قانون اساسی ایالات متحده، آزادی ادیان را تضمین میکند و این آزادی شامل بر عدم باور به ادیان هم هست. مادلین تاکید داشت که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/madalyn-murray-o-hair/
#رواداری #گفتگو #خداناباوری #خداباوری #نقد_دین #سکولاریسم
@dialogue1402
بر مزار او کسی دعا نخواند. چون پیش از آنکه به قتل برسد، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که مایل است بر سنگ قبرش فقط سه کلمه بنویسند: «یک زن»، «یک مادر» و «یک مادر بزرگ»! او همین را برای معرفی خود کافی میدانست و به هیچ خدایی باور نداشت.
مادلین ماری اوهیر (Madelyn Murray O’Hair) یکی از شناختهشدهترین فعالان خداناباور آمریکایی بود. او در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و نقشی اساسی در جنبش خداناباوری و جدایی دین از دولت در ایالات متحده ایفا کرد. اوهیر در دانشگاه تولین تحصیل کرد و مدرک حقوق گرفت، هرچند که وکالت را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. او همچنین در دانشگاه هوارد حضور یافت و ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک افسر ارتش در بخش زنان خدمت کرد.
مادلین اوهیر بیش از همه به خاطر نقش خود در پرونده تاریخی ماری علیه کرلت (Murray v. Curlett) در سال ۱۹۶۳ شناخته میشود؛ جایی که او شکایتی برای حذف نیایشهای مذهبی از مدارس عمومی آمریکا ثبت کرد. شاید برای ما باورپذیر نباشد که خوانش سطرهایی از انجیل، به عنوان برنامه صبحگاهی در مدارس، در ایالات متحده آمریکا در دهه شصت میلادی اجباری بوده است. مادلین که خود را بیاعتقاد به مسیحیت و ناباور به وجود خداوند معرفی میکرد، تصمیم گرفت به این نوع اجبار اعتراض کند. اولین بار در مجادلهای با معلم جوان مدرسهای در بالتیمور که فرزندش را به آنجا میفرستاد، توضیح داد که اجبار برنامههای دینی به دانشآموزان، خلاف قانون اساسیست؛ وقتی معلم در پاسخ گفت که اگر حق با شماست، پس چرا اولیاء مدرسه را تحت تعقیب قانونی قرار نمیدهید، مادلین کار خود را دلیرانه شروع کرد.
این پرونده در نهایت به دیوان عالی ایالات متحده رفت و منجر به صدور حکمی شد که نیایش اجباری در مدارس عمومی را نقض حقوق متمم اول قانون اساسی دانست. در میان پیامهای تهدیدآمیز و حتی تهدید به قتل، نگاههای عصبانی همسایگان و فشارهایی که برخی از اعضای خانواده خود او بر او میآوردند، اوهیر تسلیم نشد. او که به حکم مطالعات دانشگاهی خود از قانون اساسی کشورش مطلع بود، با اطمینان میگفت که اولین قانون از متمم قانون اساسی ایالات متحده، آزادی ادیان را تضمین میکند و این آزادی شامل بر عدم باور به ادیان هم هست. مادلین تاکید داشت که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/madalyn-murray-o-hair/
#رواداری #گفتگو #خداناباوری #خداباوری #نقد_دین #سکولاریسم
@dialogue1402
🕊27👍10❤8👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
رشد عدم اعتقاد به باورهای ایمانی در جامعه ایران
ایران به عنوان یک کشور با سابقهای طولانی در اعتقادات دینی و مذهبی، همواره محل مباحث و بحثهای گستردهای پیرامون دین و ایمان بوده است. با این حال، در سالهای اخیر نشانههایی از تغییر در رویکردها و باورهای دینی در جامعه به چشم میخورد. موسسه گمان در سال ۱۳۹۹، آماری را ارائه کرده که تغییراتی قابل توجه را در زمینهی باورهای دینی و اعتقادی میان ایرانیان نشان میدهد.
طبق نظرسنجی موسسه گمان در سال ۱۳۹۹، حدود ۲۲ درصد جمعیت ایران خود را متعلق به هیچ دینی نمیدانند. بیش از ۸ درصد خداناباور و حدود ۶ درصد ندانمگرا محسوب میشوند که به طور کلی ۳۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند. جالب توجه اینکه ۶ درصد این افراد در خانوادههای خداباور مذهبی، ۳۲ درصد در خانوادههای خداباور غیرمذهبی و ۳ درصد در خانوادههای خداناباور و یا ضدمذهبی رشد کردهاند؛ این موارد به نوعی از رشد نرخ عدم اعتقاد به باورهای ایمانی در جامعه حکایت دارد.
نظر شما چیست؟ آیا مشاهدات شما نیز حاکی از رشد بیباوری به ادیان است؟
در وبسایت گفتوشنود بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/nonbelieving/
#خداناباوری #حقوق_خداناباوران #اسلام #گفتگو_توانا
@dialogue1402
ایران به عنوان یک کشور با سابقهای طولانی در اعتقادات دینی و مذهبی، همواره محل مباحث و بحثهای گستردهای پیرامون دین و ایمان بوده است. با این حال، در سالهای اخیر نشانههایی از تغییر در رویکردها و باورهای دینی در جامعه به چشم میخورد. موسسه گمان در سال ۱۳۹۹، آماری را ارائه کرده که تغییراتی قابل توجه را در زمینهی باورهای دینی و اعتقادی میان ایرانیان نشان میدهد.
طبق نظرسنجی موسسه گمان در سال ۱۳۹۹، حدود ۲۲ درصد جمعیت ایران خود را متعلق به هیچ دینی نمیدانند. بیش از ۸ درصد خداناباور و حدود ۶ درصد ندانمگرا محسوب میشوند که به طور کلی ۳۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند. جالب توجه اینکه ۶ درصد این افراد در خانوادههای خداباور مذهبی، ۳۲ درصد در خانوادههای خداباور غیرمذهبی و ۳ درصد در خانوادههای خداناباور و یا ضدمذهبی رشد کردهاند؛ این موارد به نوعی از رشد نرخ عدم اعتقاد به باورهای ایمانی در جامعه حکایت دارد.
نظر شما چیست؟ آیا مشاهدات شما نیز حاکی از رشد بیباوری به ادیان است؟
در وبسایت گفتوشنود بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/nonbelieving/
#خداناباوری #حقوق_خداناباوران #اسلام #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍32❤2
Forwarded from گفتوشنود
جی. ال. مکی (J. L. Mackie)، فیلسوف استرالیایی قرن بیستم، بهویژه به خاطر استدلالهایش علیه وجود خداوند در زمینه فلسفه دین شهرت دارد. مکی با بهرهگیری از «مساله شر» استدلال کرد که وجود شر در جهان با وجود خدایی که خیرخواهی و قدرت مطلق دارد، ناسازگار است. او در کتاب خود، «معجزه خداباوری: استدلال علیه وجود خداوند» مسئله شر را به عنوان دلیلی برای تناقض ذاتی در باور به خداوند مطرح میکند. صورت کلی استدلال مکی را میتوان به این شکل خلاصه کرد:
۱. اگر خداوند قادر مطلق، دانای مطلق و خیرخواه مطلق است، باید هم بخواهد و هم بتواند که از وقوع هرگونه شر در جهان جلوگیری کند.
۲. با این حال، شر به وضوح در جهان وجود دارد.
۳. بنابراین، یا خداوند نمیخواهد از شر جلوگیری کند (که با خیرخواهی او ناسازگار است)، یا نمیتواند (که با قدرت مطلق او در تناقض است)، و یا ممکن است از وقوع آن ناآگاه باشد (که با دانایی مطلق او ناسازگار است).
برتراند راسل هم در آثار خود از جمله «چرا مسیحی نیستم؟» همین خط استدلال را تعقیب میکند: وجود شر در جهان با فرض یک خداوند خیرخواه و قادر مطلق ناسازگار است. اگر خداوند هم قدرت مطلق دارد و هم خیر مطلق است، چرا باید شر و رنج در جهان وجود داشته باشد؟
راسل میداند که خداباوران میتوانند به شیوههای مختلف به این اشکال پاسخ دهند؛ مثلا اینکه زندگی انسان، نوعی امتحان الهی یا آزمایش است و خداوند علیرغم توانایی یا دانایی خود عمل میکند چون میخواهد به انسان فرصت دهد. اما راسل میگوید که توضیحاتی اینچنینی تنها موضوع خداوند را پیچیدهتر میکند و مسائل تازهای به مسائل قبلی میافزاید.
او در بحثهای فلسفیاش به این نکته اشاره میکند که فرض «طراح هوشمند» یا همان خداوند برای توضیح نظم جهان نیز به چرخهای بیپایان از توجیهها منجر میشود.
در میان الهیدانان و متکلمان دوره اسلامی مسالهای طرح شده بود که میان دو جریان کلامی، یعنی معتزلی و اشاعره اختلاف جدی ایجاد کرده بود. به طور مختصر سوال این بود که آیا فعل خداوند معیار تشخیص عدل از ظلم است در این معنا که خداوند هر چه بکند، عین عدالت است، و یا خداوند همواره منطبق با معیارهای عقلانی عدالت رفتار خواهد کرد؟ در این حالت دوم، قدرت خداوند محدود به عقل و معیارهای عقلانیست و مانند این میماند که دست و پای یک فرمانروای قدرقدرت را با زنجیرهای عقلانی بسته باشند! در حالت اول، هم تناقضهای دیگری پیش میآید؛ مثلا آیا انسانهایی که با نقصهای مادرزادی به دنیا میآیند، و یا آنها که محکوماند که رنج بکشند، حق ندارند وضع خود را ناعادلانه قلمداد کنند چون خداوند چنین خواسته است؟!
شما چه فکر میکنید؟
اگر خداباورید بگویید چگونه میتوان به رویکردی که مدعی تناقض در ایده خداوند است پاسخ داد و در معرض اشکالات بعدی قرار نگرفت؟
همکاران ما در گفتوشنود بهترین و موجزترین پاسخهای خداباورانه را بازتاب خواهند داد.
#گفتگو #رواداری #خداباوری #خداناباوری #دین #نقد_دین
@dialogue1402
۱. اگر خداوند قادر مطلق، دانای مطلق و خیرخواه مطلق است، باید هم بخواهد و هم بتواند که از وقوع هرگونه شر در جهان جلوگیری کند.
۲. با این حال، شر به وضوح در جهان وجود دارد.
۳. بنابراین، یا خداوند نمیخواهد از شر جلوگیری کند (که با خیرخواهی او ناسازگار است)، یا نمیتواند (که با قدرت مطلق او در تناقض است)، و یا ممکن است از وقوع آن ناآگاه باشد (که با دانایی مطلق او ناسازگار است).
برتراند راسل هم در آثار خود از جمله «چرا مسیحی نیستم؟» همین خط استدلال را تعقیب میکند: وجود شر در جهان با فرض یک خداوند خیرخواه و قادر مطلق ناسازگار است. اگر خداوند هم قدرت مطلق دارد و هم خیر مطلق است، چرا باید شر و رنج در جهان وجود داشته باشد؟
راسل میداند که خداباوران میتوانند به شیوههای مختلف به این اشکال پاسخ دهند؛ مثلا اینکه زندگی انسان، نوعی امتحان الهی یا آزمایش است و خداوند علیرغم توانایی یا دانایی خود عمل میکند چون میخواهد به انسان فرصت دهد. اما راسل میگوید که توضیحاتی اینچنینی تنها موضوع خداوند را پیچیدهتر میکند و مسائل تازهای به مسائل قبلی میافزاید.
او در بحثهای فلسفیاش به این نکته اشاره میکند که فرض «طراح هوشمند» یا همان خداوند برای توضیح نظم جهان نیز به چرخهای بیپایان از توجیهها منجر میشود.
در میان الهیدانان و متکلمان دوره اسلامی مسالهای طرح شده بود که میان دو جریان کلامی، یعنی معتزلی و اشاعره اختلاف جدی ایجاد کرده بود. به طور مختصر سوال این بود که آیا فعل خداوند معیار تشخیص عدل از ظلم است در این معنا که خداوند هر چه بکند، عین عدالت است، و یا خداوند همواره منطبق با معیارهای عقلانی عدالت رفتار خواهد کرد؟ در این حالت دوم، قدرت خداوند محدود به عقل و معیارهای عقلانیست و مانند این میماند که دست و پای یک فرمانروای قدرقدرت را با زنجیرهای عقلانی بسته باشند! در حالت اول، هم تناقضهای دیگری پیش میآید؛ مثلا آیا انسانهایی که با نقصهای مادرزادی به دنیا میآیند، و یا آنها که محکوماند که رنج بکشند، حق ندارند وضع خود را ناعادلانه قلمداد کنند چون خداوند چنین خواسته است؟!
شما چه فکر میکنید؟
اگر خداباورید بگویید چگونه میتوان به رویکردی که مدعی تناقض در ایده خداوند است پاسخ داد و در معرض اشکالات بعدی قرار نگرفت؟
همکاران ما در گفتوشنود بهترین و موجزترین پاسخهای خداباورانه را بازتاب خواهند داد.
#گفتگو #رواداری #خداباوری #خداناباوری #دین #نقد_دین
@dialogue1402
👍13❤1
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
داستان مشهوری در مورد نیوتن و دوست خداناباورش وجود دارد با این مضمون که نیوتن باورمند، دوستش را قانع کرده که جهان نمیتواند بدون یک خداوند توضیح داده شود:
نیوتن مدل سادهای از منظومه شمسی میسازد و وقتی رفیقش با آن برخورد میکند، مصرانه میپرسد که سازنده این مدل شگفتانگیز کیست!؟ نیوتن هر بار پاسخ میدهد که هیچکس! اما وقتی با اعتراض دوستش مواجه میشود که میگوید تو من را احمق فرض کردهای، قبول میکند که پاسخش واقعا نامعقول بوده است و چنین دستگاه فیزیکی سادهای باید حتما سازنده داشته باشد؛ اما این موضعیست که دوستش در مورد دستگاه پیچیدهتر و بزرگتری که در کیهان وجود دارد، نمیپذیرد!
سندیت این روایت را پژوهشگران تایید نمیکنند. اما این واقعیت دارد که بسیاری از اهالی علم (scientists) ادعا میکنند که میتوان کیهان در ابعاد وسیع، و حیات روی زمین را بدون توسل به ایده وجود یک خداوند توضیح داد. در داستانی که از یک منبع دینی نقل کردیم، نیوتن به عنوان یکی از پیشگامان علم در معنای جدید کلمه، در جای دفاع از ایده خدا نشسته است. منابع عموما گزارش میکنند که نیوتن واقعا خداباور بوده است!
در واقع یک دسته استدلال خداناباورانه داریم که تاکید میکند برای فهم و تبیین پدیدهها احتیاجی به فرض یک «صانع» نیست؛ به عنوان نمونه آزمایشهایی که زیر عنوان Abiogenesis (پیدایش حیات از مواد غیرزنده) انجام میشود معطوف به تحقیق همین امر است: یکی از معروفترین این آزمایشها آزمایش میلر یوریست که در دهه ۱۹۵۰ انجام شد. در این آزمایش شیمیدانها شرایط فرضی جو اولیه زمین را شبیهسازی کردند و توانستند برخی از امینواسیدهای پایه که بلوکهای سازنده حیات هستند را تولید کنند.
البته شبیهسازی شرایط دقیق لازم برای تولید یک سلول زنده در آزمایشگاه هنوز محقق نشده است. پژوهشگران معتقدند که این روند با پیشرفتهای بیشتر در شیمی و زیستشناسی قابل دسترس خواهد بود.
شما چه فکر میکنید؟
آیا برمبنای مطالعاتی که داشتهاید موضع نیوتن و خداباوران را محکمتر تلقی میکنید یا خیر؟
#گفتگو #رواداری #خداباوری #خداناباوری #ایمان #نقد_دینی
@dialogue1402
داستان مشهوری در مورد نیوتن و دوست خداناباورش وجود دارد با این مضمون که نیوتن باورمند، دوستش را قانع کرده که جهان نمیتواند بدون یک خداوند توضیح داده شود:
نیوتن مدل سادهای از منظومه شمسی میسازد و وقتی رفیقش با آن برخورد میکند، مصرانه میپرسد که سازنده این مدل شگفتانگیز کیست!؟ نیوتن هر بار پاسخ میدهد که هیچکس! اما وقتی با اعتراض دوستش مواجه میشود که میگوید تو من را احمق فرض کردهای، قبول میکند که پاسخش واقعا نامعقول بوده است و چنین دستگاه فیزیکی سادهای باید حتما سازنده داشته باشد؛ اما این موضعیست که دوستش در مورد دستگاه پیچیدهتر و بزرگتری که در کیهان وجود دارد، نمیپذیرد!
سندیت این روایت را پژوهشگران تایید نمیکنند. اما این واقعیت دارد که بسیاری از اهالی علم (scientists) ادعا میکنند که میتوان کیهان در ابعاد وسیع، و حیات روی زمین را بدون توسل به ایده وجود یک خداوند توضیح داد. در داستانی که از یک منبع دینی نقل کردیم، نیوتن به عنوان یکی از پیشگامان علم در معنای جدید کلمه، در جای دفاع از ایده خدا نشسته است. منابع عموما گزارش میکنند که نیوتن واقعا خداباور بوده است!
در واقع یک دسته استدلال خداناباورانه داریم که تاکید میکند برای فهم و تبیین پدیدهها احتیاجی به فرض یک «صانع» نیست؛ به عنوان نمونه آزمایشهایی که زیر عنوان Abiogenesis (پیدایش حیات از مواد غیرزنده) انجام میشود معطوف به تحقیق همین امر است: یکی از معروفترین این آزمایشها آزمایش میلر یوریست که در دهه ۱۹۵۰ انجام شد. در این آزمایش شیمیدانها شرایط فرضی جو اولیه زمین را شبیهسازی کردند و توانستند برخی از امینواسیدهای پایه که بلوکهای سازنده حیات هستند را تولید کنند.
البته شبیهسازی شرایط دقیق لازم برای تولید یک سلول زنده در آزمایشگاه هنوز محقق نشده است. پژوهشگران معتقدند که این روند با پیشرفتهای بیشتر در شیمی و زیستشناسی قابل دسترس خواهد بود.
شما چه فکر میکنید؟
آیا برمبنای مطالعاتی که داشتهاید موضع نیوتن و خداباوران را محکمتر تلقی میکنید یا خیر؟
#گفتگو #رواداری #خداباوری #خداناباوری #ایمان #نقد_دینی
@dialogue1402
👍11❤1
Forwarded from گفتوشنود
چرا یک عمل، صرفاً به دلیل زبانی که در آن انجام میشود، ارزشی متفاوت مییابد؟
اگر نماز خواندن به فارسی قبول نیست، پس چرا توهین به مقدسات و نقد آنها به فارسی گناه است؟
آیا این تناقض آشکار، به ما نمیگوید که باورهایمان را باید زیر سوال ببریم؟
چرا زبان، ملاک پذیرش یا رد یک عمل میشود؟
آیا این سوال، سؤالی نیست که باید در مورد تمام باورهایمان از خود بپرسیم؟
دعوت میکنیم تا در این باره با هم گفتگو کنیم.
#خداناباوری #نقد_دین #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اگر نماز خواندن به فارسی قبول نیست، پس چرا توهین به مقدسات و نقد آنها به فارسی گناه است؟
آیا این تناقض آشکار، به ما نمیگوید که باورهایمان را باید زیر سوال ببریم؟
چرا زبان، ملاک پذیرش یا رد یک عمل میشود؟
آیا این سوال، سؤالی نیست که باید در مورد تمام باورهایمان از خود بپرسیم؟
دعوت میکنیم تا در این باره با هم گفتگو کنیم.
#خداناباوری #نقد_دین #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯25👍7👌1
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
بر مزار او کسی دعا نخواند. چون پیش از آنکه به قتل برسد، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که مایل است بر سنگ قبرش فقط سه کلمه بنویسند: «یک زن»، «یک مادر» و «یک مادر بزرگ»! او همین را برای معرفی خود کافی میدانست و به هیچ خدایی باور نداشت.
مادلین ماری اوهیر (Madelyn Murray O’Hair) یکی از شناختهشدهترین فعالان خداناباور آمریکایی بود. او در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و نقشی اساسی در جنبش خداناباوری و جدایی دین از دولت در ایالات متحده ایفا کرد. اوهیر در دانشگاه تولین تحصیل کرد و مدرک حقوق گرفت، هرچند که وکالت را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. او همچنین در دانشگاه هوارد حضور یافت و ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک افسر ارتش در بخش زنان خدمت کرد.
مادلین اوهیر بیش از همه به خاطر نقش خود در پرونده تاریخی ماری علیه کرلت (Murray v. Curlett) در سال ۱۹۶۳ شناخته میشود؛ جایی که او شکایتی برای حذف نیایشهای مذهبی از مدارس عمومی آمریکا ثبت کرد. شاید برای ما باورپذیر نباشد که خوانش سطرهایی از انجیل، به عنوان برنامه صبحگاهی در مدارس، در ایالات متحده آمریکا در دهه شصت میلادی اجباری بوده است. مادلین که خود را بیاعتقاد به مسیحیت و ناباور به وجود خداوند معرفی میکرد، تصمیم گرفت به این نوع اجبار اعتراض کند. اولین بار در مجادلهای با معلم جوان مدرسهای در بالتیمور که فرزندش را به آنجا میفرستاد، توضیح داد که اجبار برنامههای دینی به دانشآموزان، خلاف قانون اساسیست؛ وقتی معلم در پاسخ گفت که اگر حق با شماست، پس چرا اولیاء مدرسه را تحت تعقیب قانونی قرار نمیدهید، مادلین کار خود را دلیرانه شروع کرد.
این پرونده در نهایت به دیوان عالی ایالات متحده رفت و منجر به صدور حکمی شد که نیایش اجباری در مدارس عمومی را نقض حقوق متمم اول قانون اساسی دانست. در میان پیامهای تهدیدآمیز و حتی تهدید به قتل، نگاههای عصبانی همسایگان و فشارهایی که برخی از اعضای خانواده خود او بر او میآوردند، اوهیر تسلیم نشد. او که به حکم مطالعات دانشگاهی خود از قانون اساسی کشورش مطلع بود، با اطمینان میگفت که اولین قانون از متمم قانون اساسی ایالات متحده، آزادی ادیان را تضمین میکند و این آزادی شامل بر عدم باور به ادیان هم هست. مادلین تاکید داشت که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/madalyn-murray-o-hair/
#رواداری #گفتگو #خداناباوری #خداباوری #نقد_دین #سکولاریسم
@dialogue1402
بر مزار او کسی دعا نخواند. چون پیش از آنکه به قتل برسد، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که مایل است بر سنگ قبرش فقط سه کلمه بنویسند: «یک زن»، «یک مادر» و «یک مادر بزرگ»! او همین را برای معرفی خود کافی میدانست و به هیچ خدایی باور نداشت.
مادلین ماری اوهیر (Madelyn Murray O’Hair) یکی از شناختهشدهترین فعالان خداناباور آمریکایی بود. او در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و نقشی اساسی در جنبش خداناباوری و جدایی دین از دولت در ایالات متحده ایفا کرد. اوهیر در دانشگاه تولین تحصیل کرد و مدرک حقوق گرفت، هرچند که وکالت را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. او همچنین در دانشگاه هوارد حضور یافت و ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک افسر ارتش در بخش زنان خدمت کرد.
مادلین اوهیر بیش از همه به خاطر نقش خود در پرونده تاریخی ماری علیه کرلت (Murray v. Curlett) در سال ۱۹۶۳ شناخته میشود؛ جایی که او شکایتی برای حذف نیایشهای مذهبی از مدارس عمومی آمریکا ثبت کرد. شاید برای ما باورپذیر نباشد که خوانش سطرهایی از انجیل، به عنوان برنامه صبحگاهی در مدارس، در ایالات متحده آمریکا در دهه شصت میلادی اجباری بوده است. مادلین که خود را بیاعتقاد به مسیحیت و ناباور به وجود خداوند معرفی میکرد، تصمیم گرفت به این نوع اجبار اعتراض کند. اولین بار در مجادلهای با معلم جوان مدرسهای در بالتیمور که فرزندش را به آنجا میفرستاد، توضیح داد که اجبار برنامههای دینی به دانشآموزان، خلاف قانون اساسیست؛ وقتی معلم در پاسخ گفت که اگر حق با شماست، پس چرا اولیاء مدرسه را تحت تعقیب قانونی قرار نمیدهید، مادلین کار خود را دلیرانه شروع کرد.
این پرونده در نهایت به دیوان عالی ایالات متحده رفت و منجر به صدور حکمی شد که نیایش اجباری در مدارس عمومی را نقض حقوق متمم اول قانون اساسی دانست. در میان پیامهای تهدیدآمیز و حتی تهدید به قتل، نگاههای عصبانی همسایگان و فشارهایی که برخی از اعضای خانواده خود او بر او میآوردند، اوهیر تسلیم نشد. او که به حکم مطالعات دانشگاهی خود از قانون اساسی کشورش مطلع بود، با اطمینان میگفت که اولین قانون از متمم قانون اساسی ایالات متحده، آزادی ادیان را تضمین میکند و این آزادی شامل بر عدم باور به ادیان هم هست. مادلین تاکید داشت که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/madalyn-murray-o-hair/
#رواداری #گفتگو #خداناباوری #خداباوری #نقد_دین #سکولاریسم
@dialogue1402
👌19👍7❤3
Forwarded from گفتوشنود
پدیده دینگریزی در ایران را میتوان به عوامل گوناگونی نسبت داد که بخشی از آن به نحوه تبلیغ و ترویج دین بازمیگردد. هزینههای کلان و تبلیغات گسترده مذهبی، وقتی با اعمال فشارهای اجتماعی، محدودیتهای فردی، و رفتارهای متناقض برخی از مدعیان دین همراه شود، میتواند تأثیر معکوس داشته باشد. این امر به ویژه زمانی رخ میدهد که میان شعارها و عملکرد واقعی فاصلهای آشکار وجود دارد. نسلهای جوانتر، که به دنبال آزادی بیان، تنوع فکری و معنویت شخصی هستند، ممکن است نسبت به دین سنتی احساس بیگانگی کنند. در نتیجه، دینگریزی به عنوان واکنشی به فشارهای ساختاری و فرهنگی گسترش یافته و نوعی جستجوی جایگزین برای معنای زندگی را نمایان میسازد.
چرا با این حجم وسیع از هزینه و تبلیغات مذهبی، دینگریزی در ایران افزايش يافته است؟
پاسخ برخی مخاطبان را در تصویر میخوانید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#دینناباوری #ناباورمندی #خداناباوری #آتئیست #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پدیده دینگریزی در ایران را میتوان به عوامل گوناگونی نسبت داد که بخشی از آن به نحوه تبلیغ و ترویج دین بازمیگردد. هزینههای کلان و تبلیغات گسترده مذهبی، وقتی با اعمال فشارهای اجتماعی، محدودیتهای فردی، و رفتارهای متناقض برخی از مدعیان دین همراه شود، میتواند تأثیر معکوس داشته باشد. این امر به ویژه زمانی رخ میدهد که میان شعارها و عملکرد واقعی فاصلهای آشکار وجود دارد. نسلهای جوانتر، که به دنبال آزادی بیان، تنوع فکری و معنویت شخصی هستند، ممکن است نسبت به دین سنتی احساس بیگانگی کنند. در نتیجه، دینگریزی به عنوان واکنشی به فشارهای ساختاری و فرهنگی گسترش یافته و نوعی جستجوی جایگزین برای معنای زندگی را نمایان میسازد.
چرا با این حجم وسیع از هزینه و تبلیغات مذهبی، دینگریزی در ایران افزايش يافته است؟
پاسخ برخی مخاطبان را در تصویر میخوانید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#دینناباوری #ناباورمندی #خداناباوری #آتئیست #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16
Forwarded from گفتوشنود
پدیده دینگریزی در ایران را میتوان به عوامل گوناگونی نسبت داد که بخشی از آن به نحوه تبلیغ و ترویج دین بازمیگردد.
هزینههای کلان و تبلیغات گسترده مذهبی، وقتی با اعمال فشارهای اجتماعی، محدودیتهای فردی، و رفتارهای متناقض برخی از مدعیان دین همراه شود، میتواند تأثیر معکوس داشته باشد.
این امر به ویژه زمانی رخ میدهد که میان شعارها و عملکرد واقعی فاصلهای آشکار وجود دارد.
نسلهای جوانتر، که به دنبال آزادی بیان، تنوع فکری و معنویت شخصی هستند، ممکن است نسبت به دین سنتی احساس بیگانگی کنند.
در نتیجه، دینگریزی به عنوان واکنشی به فشارهای ساختاری و فرهنگی گسترش یافته و نوعی جستجوی جایگزین برای معنای زندگی را نمایان میسازد.
چرا با این حجم وسیع از هزینه و تبلیغات مذهبی، دینگریزی در ایران افزايش يافته است؟
پاسخ برخی مخاطبان را در تصویر میخوانید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#دینناباوری #ناباورمندی #خداناباوری #آتئیست #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پدیده دینگریزی در ایران را میتوان به عوامل گوناگونی نسبت داد که بخشی از آن به نحوه تبلیغ و ترویج دین بازمیگردد.
هزینههای کلان و تبلیغات گسترده مذهبی، وقتی با اعمال فشارهای اجتماعی، محدودیتهای فردی، و رفتارهای متناقض برخی از مدعیان دین همراه شود، میتواند تأثیر معکوس داشته باشد.
این امر به ویژه زمانی رخ میدهد که میان شعارها و عملکرد واقعی فاصلهای آشکار وجود دارد.
نسلهای جوانتر، که به دنبال آزادی بیان، تنوع فکری و معنویت شخصی هستند، ممکن است نسبت به دین سنتی احساس بیگانگی کنند.
در نتیجه، دینگریزی به عنوان واکنشی به فشارهای ساختاری و فرهنگی گسترش یافته و نوعی جستجوی جایگزین برای معنای زندگی را نمایان میسازد.
چرا با این حجم وسیع از هزینه و تبلیغات مذهبی، دینگریزی در ایران افزايش يافته است؟
پاسخ برخی مخاطبان را در تصویر میخوانید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#دینناباوری #ناباورمندی #خداناباوری #آتئیست #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌13💯3
Forwarded from گفتوشنود
در واکنش به ویدئویی که از نوح هراری چندی پیش منتشر کرده بودیم و زیر پست مربوط به آن، گفتگوهای جالبی میان هموطنان رخ داد که تصویر آنها را بازتاب میدهیم. این گفتگوها نمونه سالمی از گفتگو در مورد بنیادیترین مسائل فلسفی و هستیشناختی، یعنی وجود یا عدم وجود خداست. شهروندان بدون آنکه به یکدیگر پرخاش و یا به طور صریح یا ضمنی بیادبی بکنند، با یکدیگر وجوه نظری و فلسفی مدعیات نوح هراری را سنجیدهاند و از هر دو سو، یعنی له خداباوری و علیه آن، استدلالهای خوبی طرح کردهاند.
گفتوشنود بسیار مایل است که سکویی برای بازتاب این گونه گفتگوهای سالم، سازنده و نقادانه در مورد پرسشهای بنیادین باشد. نظرات خود را همواره با ما در میان بگذارید.
#گفتگو #رواداری #نقادی #نقد_دین #خداباوری #خداناباوری #آتئیسم
@dialogue1402
گفتوشنود بسیار مایل است که سکویی برای بازتاب این گونه گفتگوهای سالم، سازنده و نقادانه در مورد پرسشهای بنیادین باشد. نظرات خود را همواره با ما در میان بگذارید.
#گفتگو #رواداری #نقادی #نقد_دین #خداباوری #خداناباوری #آتئیسم
@dialogue1402
👍16
Forwarded from گفتوشنود
ژاک دریدا (1930–2004)، فیلسوف فرانسوی و بنیانگذار مکتب شالودهشکنی، از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم بود.
او با رویکردی انتقادی به متون فلسفی، دینی و ادبی، مفاهیمی مانند حقیقت، معنا و خدا را به چالش کشید.
هرچند دریدا به صراحت خود را خداناباور ننامید، اما آثار او اغلب بهعنوان نقدی بر متافیزیک سنتی و باورهای دینی تفسیر شدهاند.
دریدا در فلسفه خود به تحلیل و نقد ساختارهای فکریای میپردازد که به تثبیت ایده خدا یا مفاهیم مطلق کمک کردهاند.
او با استفاده از شالودهشکنی، نشان داد که این مفاهیم اغلب ناپایدار و وابسته به زبان و فرهنگ هستند.
این نگاه بهطور غیرمستقیم زمینهساز خداناباوری فلسفی است، زیرا ادعای وجود مطلق یا نهایی را زیر سؤال میبرد.
آثار دریدا، مانند نوشتار و تفاوت، تأثیری عمیق بر فلسفه، نظریه ادبی و نقد دینی گذاشت و او را به یکی از متفکرانی تبدیل کرد که به بررسی فلسفی خداناباوری و نقد دین پرداختهاند.
#ژاک_دریدا #دریدا #فلسفه #خداناباوری #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ژاک دریدا (1930–2004)، فیلسوف فرانسوی و بنیانگذار مکتب شالودهشکنی، از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم بود.
او با رویکردی انتقادی به متون فلسفی، دینی و ادبی، مفاهیمی مانند حقیقت، معنا و خدا را به چالش کشید.
هرچند دریدا به صراحت خود را خداناباور ننامید، اما آثار او اغلب بهعنوان نقدی بر متافیزیک سنتی و باورهای دینی تفسیر شدهاند.
دریدا در فلسفه خود به تحلیل و نقد ساختارهای فکریای میپردازد که به تثبیت ایده خدا یا مفاهیم مطلق کمک کردهاند.
او با استفاده از شالودهشکنی، نشان داد که این مفاهیم اغلب ناپایدار و وابسته به زبان و فرهنگ هستند.
این نگاه بهطور غیرمستقیم زمینهساز خداناباوری فلسفی است، زیرا ادعای وجود مطلق یا نهایی را زیر سؤال میبرد.
آثار دریدا، مانند نوشتار و تفاوت، تأثیری عمیق بر فلسفه، نظریه ادبی و نقد دینی گذاشت و او را به یکی از متفکرانی تبدیل کرد که به بررسی فلسفی خداناباوری و نقد دین پرداختهاند.
#ژاک_دریدا #دریدا #فلسفه #خداناباوری #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15
Forwarded from گفتوشنود
ریکی جرویز (Ricky Gervais) کمدین، نویسنده، بازیگر، و کارگردان انگلیسی است که به خاطر دیدگاههای صریح و طنزهای تیزش، بهویژه درباره مذهب و خداناباوری، شهرت دارد. او بهصراحت اعلام کرده که خداناباور است و اغلب درباره موضوعات فلسفی، اخلاقی، و اجتماعی از زاویه دید خداناباورانه و با چاشنی طنز صحبت میکند.
یکی از جملات مشهور او این است:
«۲۷۰۰ خدا در دنیا وجود دارند و شما [خداباوران] ۲۶۹۹ تای آنها را انکار میکنید؛ من همه آنها را انکار میکنم. بنابراین شما هم تقریبا مثل من خداناباورید!»
یادآوری این واقعیت که در تاریخ سیاره و در فرهنگهای مختلف، خدایان متعددی وجود داشتهاند مستند خداناباورانی مانند داوکینز هم قرار گرفته است تا بگویند خداباوری نه فقط وجود یک موجود برتر، بلکه وجود این خدای بخصوصی را که به آن اعتقاد دارند باید ثابت کنند! چون آنها منکر وجود بسیاری از خدایان دیگر هم هستند!
داوکینز این دیدگاه را در کتاب «پشت سرنهادن خدا» مطرح کرده است. برای مطالعه یک معرفی از این کتاب از لینک زیر استفاده کنید:
https://dialog.tavaana.org/outgrowing-god/
#خداناباوری #خداباوری #رواداری #گفتگو #ریکی_جرویز #داوکینز
@dialogue1402
یکی از جملات مشهور او این است:
«۲۷۰۰ خدا در دنیا وجود دارند و شما [خداباوران] ۲۶۹۹ تای آنها را انکار میکنید؛ من همه آنها را انکار میکنم. بنابراین شما هم تقریبا مثل من خداناباورید!»
یادآوری این واقعیت که در تاریخ سیاره و در فرهنگهای مختلف، خدایان متعددی وجود داشتهاند مستند خداناباورانی مانند داوکینز هم قرار گرفته است تا بگویند خداباوری نه فقط وجود یک موجود برتر، بلکه وجود این خدای بخصوصی را که به آن اعتقاد دارند باید ثابت کنند! چون آنها منکر وجود بسیاری از خدایان دیگر هم هستند!
داوکینز این دیدگاه را در کتاب «پشت سرنهادن خدا» مطرح کرده است. برای مطالعه یک معرفی از این کتاب از لینک زیر استفاده کنید:
https://dialog.tavaana.org/outgrowing-god/
#خداناباوری #خداباوری #رواداری #گفتگو #ریکی_جرویز #داوکینز
@dialogue1402
👍11👌5
Forwarded from گفتوشنود
اخلاق بدون خدا؛
آیا دین تنها مبنای ارزشهاست؟
اخلاق در جوامع خداناباور موضوعی پیچیده و چندوجهی است که پژوهشهای متعددی به بررسی آن پرداختهاند. سم هریس، از چهرههای برجسته خداناباوری جدید، معتقد است که دین نه تنها مبنای اخلاق نیست، بلکه میتواند به تضعیف آن منجر شود. او با استناد به آمارهای میدانی، ادعا میکند که در کشورهای با جمعیت خداناباور، شاخصهای اخلاقی مانند رفاه مادی، حقوق زنان و رعایت حقوق بشر در وضعیت بهتری نسبت به کشورهای مذهبی قرار دارند.
برخی پژوهشگران استدلال میکنند که اخلاق انسانی میتواند مستقل از دین وجود داشته باشد و ارزشهای اخلاقی در جوامع خداناباور نیز مشاهده میشود. به عنوان مثال، برخی بررسیها نشان داده است که افراد خداناباور در رفتارهای نوعدوستانه و جامعهگرا تفاوت معناداری با افراد مذهبی ندارند.
از نگاه فلسفی، بسیاری از فلاسفه معاصر مانند ریچارد داوکینز و سم هریس بر این باورند که اخلاق بر مبنای خرد و علم میتواند بنیانی محکمتر و جهانیتر داشته باشد.
به عنوان مثال، مفهوم "طلایی اخلاقی" یا "قاعده زرین" که به دیگرخواهی و عدالت اشاره دارد، نه از دین بلکه از طبیعت اجتماعی انسان نشأت گرفته است. .
در مجموع، به نظر میرسد که اخلاق میتواند در جوامع خداناباور نیز پایدار باشد و ارزشهای انسانی مانند همدلی، عدالت و نوعدوستی، مستقل از باورهای دینی، در چنین جوامعی ترویج و تقویت میشوند.
#اخلاق #دین #سم_هریس #ریچارد_داوکینز #خداناباوری #ناباورمندی #قاعده_زرین #قانون_طلایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا دین تنها مبنای ارزشهاست؟
اخلاق در جوامع خداناباور موضوعی پیچیده و چندوجهی است که پژوهشهای متعددی به بررسی آن پرداختهاند. سم هریس، از چهرههای برجسته خداناباوری جدید، معتقد است که دین نه تنها مبنای اخلاق نیست، بلکه میتواند به تضعیف آن منجر شود. او با استناد به آمارهای میدانی، ادعا میکند که در کشورهای با جمعیت خداناباور، شاخصهای اخلاقی مانند رفاه مادی، حقوق زنان و رعایت حقوق بشر در وضعیت بهتری نسبت به کشورهای مذهبی قرار دارند.
برخی پژوهشگران استدلال میکنند که اخلاق انسانی میتواند مستقل از دین وجود داشته باشد و ارزشهای اخلاقی در جوامع خداناباور نیز مشاهده میشود. به عنوان مثال، برخی بررسیها نشان داده است که افراد خداناباور در رفتارهای نوعدوستانه و جامعهگرا تفاوت معناداری با افراد مذهبی ندارند.
از نگاه فلسفی، بسیاری از فلاسفه معاصر مانند ریچارد داوکینز و سم هریس بر این باورند که اخلاق بر مبنای خرد و علم میتواند بنیانی محکمتر و جهانیتر داشته باشد.
به عنوان مثال، مفهوم "طلایی اخلاقی" یا "قاعده زرین" که به دیگرخواهی و عدالت اشاره دارد، نه از دین بلکه از طبیعت اجتماعی انسان نشأت گرفته است. .
در مجموع، به نظر میرسد که اخلاق میتواند در جوامع خداناباور نیز پایدار باشد و ارزشهای انسانی مانند همدلی، عدالت و نوعدوستی، مستقل از باورهای دینی، در چنین جوامعی ترویج و تقویت میشوند.
#اخلاق #دین #سم_هریس #ریچارد_داوکینز #خداناباوری #ناباورمندی #قاعده_زرین #قانون_طلایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15👌2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراف وابستگان جمهوری اسلامی به همهگیری خداناباوری در ایران
در تیرماه ۱۴۰۲ بود که سعید حجاریان، از اصلاحطلبان جمهوری اسلامی و از بنیانگذاران نهادهای اطلاعاتی این نظام، به همهگیرشدن خداناباوری در ایران اذعان کرد و گفت:
«میبینیم خداناباوری دارد پروژهای همهگیر میشود. یعنی الیت و توده همداستان شدهاند… . این مسئله بهدلیل ایدئولوژیکشدن دین از سوی حاکمیت از یکسو و تحولات جامعه از سوی دیگر است. حالا خروجی این وضع ممکن است “ندانمانگاری” باشد یا “خداناباوری”. یعنی برخلاف روشنفکری دینی که از مجرای یک محفل و الیت به جامعه وارد شد، پروژه خداناباوری از توده مردم برخاسته است.»
نکته جالبتوجه اما اینجاست که سعید حجاریان اذعان میکند یکی از دلایل اصلی این مسئله «ایدئولوژیکشدن دین از سوی جمهوری اسلامی» است. تشخیص این نکته البته دشوار نیست که وقتی دین به ابزار سیاست و ایدئولوژی تبدیل میشود، بسیاری از افراد از دین فاصله میگیرند یا دستکم به آن با شک و تردید نگاه میکنند.
اعتراف به این مسئله نکتهای است که حتی در وبسایت رهبری جمهوری اسلامی نیز به صورت تلویحی بازتاب یافته است. در گفتوگویی که در تابستان ۱۴۰۴ وبسایت علی خامنهای با محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، صورت داد، او اذعان کرد:
«امروزه، مسئله خداناباوری، نسبیگرایی اخلاقی و نقد احکام اسلامی وجود دارد. ما باید فاصلهمان را با جوانان کم کنیم و حوزه بتواند در دل جامعه حضور داشته باشد و با دانشگاهیان و جوانان ارتباط برقرار کند و بر آنها تأثیر بگذارد.»
شاید دیندارانی که به گسترش باورهای خویش علاقهمند هستند از این مسئله نگران و ناخرسند باشند و در عوض خداناباوران به این اعتراف سعید حجاریان و نگرانی دکانداران حوزه قم با خرسندی بنگرند اما برای کسانی که در پی یک ایرانِ آزاد هستند، یک نکته کلیدی وجود دارد: نه لازم است از این وضعیت نگران بود و نه لزوما خوشحال. چیزی که واقعا اهمیت دارد، لزوم مدارا بین خداناباوران و خداباوران در ایران آزاد فرداست.
لزوم همزیستی و جلوگیری از درگیری ایدئولوژیک بیثمر، آن چیزی است که بایستی از سوی یک نیروی آزادیخواه و ایراندوست در چنین فضایی نشر و ترویج شود. مهمترین دلیل برای ترجیح این روش، توجه به یک واقعیت درسآموز است: در نزاع با جمهوری اسلامی به مثابهی یک حکومت مداراستیز، از مذهبی تا غیرمذهبی حضور دارند.
همین نکته کفایت میکند در صف آزادیخواهی، تفتیش عقاید راه نیندازیم!
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/atheism-in-iran/
ویدیوهای بیشتر در یوتیوب
https://youtu.be/8KStds8Rp8E
#خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در تیرماه ۱۴۰۲ بود که سعید حجاریان، از اصلاحطلبان جمهوری اسلامی و از بنیانگذاران نهادهای اطلاعاتی این نظام، به همهگیرشدن خداناباوری در ایران اذعان کرد و گفت:
«میبینیم خداناباوری دارد پروژهای همهگیر میشود. یعنی الیت و توده همداستان شدهاند… . این مسئله بهدلیل ایدئولوژیکشدن دین از سوی حاکمیت از یکسو و تحولات جامعه از سوی دیگر است. حالا خروجی این وضع ممکن است “ندانمانگاری” باشد یا “خداناباوری”. یعنی برخلاف روشنفکری دینی که از مجرای یک محفل و الیت به جامعه وارد شد، پروژه خداناباوری از توده مردم برخاسته است.»
نکته جالبتوجه اما اینجاست که سعید حجاریان اذعان میکند یکی از دلایل اصلی این مسئله «ایدئولوژیکشدن دین از سوی جمهوری اسلامی» است. تشخیص این نکته البته دشوار نیست که وقتی دین به ابزار سیاست و ایدئولوژی تبدیل میشود، بسیاری از افراد از دین فاصله میگیرند یا دستکم به آن با شک و تردید نگاه میکنند.
اعتراف به این مسئله نکتهای است که حتی در وبسایت رهبری جمهوری اسلامی نیز به صورت تلویحی بازتاب یافته است. در گفتوگویی که در تابستان ۱۴۰۴ وبسایت علی خامنهای با محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، صورت داد، او اذعان کرد:
«امروزه، مسئله خداناباوری، نسبیگرایی اخلاقی و نقد احکام اسلامی وجود دارد. ما باید فاصلهمان را با جوانان کم کنیم و حوزه بتواند در دل جامعه حضور داشته باشد و با دانشگاهیان و جوانان ارتباط برقرار کند و بر آنها تأثیر بگذارد.»
شاید دیندارانی که به گسترش باورهای خویش علاقهمند هستند از این مسئله نگران و ناخرسند باشند و در عوض خداناباوران به این اعتراف سعید حجاریان و نگرانی دکانداران حوزه قم با خرسندی بنگرند اما برای کسانی که در پی یک ایرانِ آزاد هستند، یک نکته کلیدی وجود دارد: نه لازم است از این وضعیت نگران بود و نه لزوما خوشحال. چیزی که واقعا اهمیت دارد، لزوم مدارا بین خداناباوران و خداباوران در ایران آزاد فرداست.
لزوم همزیستی و جلوگیری از درگیری ایدئولوژیک بیثمر، آن چیزی است که بایستی از سوی یک نیروی آزادیخواه و ایراندوست در چنین فضایی نشر و ترویج شود. مهمترین دلیل برای ترجیح این روش، توجه به یک واقعیت درسآموز است: در نزاع با جمهوری اسلامی به مثابهی یک حکومت مداراستیز، از مذهبی تا غیرمذهبی حضور دارند.
همین نکته کفایت میکند در صف آزادیخواهی، تفتیش عقاید راه نیندازیم!
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/atheism-in-iran/
ویدیوهای بیشتر در یوتیوب
https://youtu.be/8KStds8Rp8E
#خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯2
Forwarded from گفتوشنود
زندگی در جهان بیخدا
دوره آموزشی «خداناباوری و انسانگرایی در عمل» در پاییز ۱۴۰۴ در آموزشکده توانا برگزار شد و اکنون درسنامه آن – شامل متن کامل آموزشی – ارائه میشود. این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم خداناباوری (Atheism)، ندانمگرایی (Agnosticism) و انسانگرایی (Humanism) تدوین شده است. مدرس این دوره وریا امیری، پژوهشگر فلسفه، است.
در این درسگفتار پیچیدگیهایی که در باب معنی و کاربرد این مفاهیم در کلام روزمره وجود دارد، بررسی میشود و سعی خواهد شد که با توضیحات ساده باورها و جهانبینی آتئسیتها، اگنوستیکها و انسانگراها توضیح داده شود.
این درسنامه در وبسایت گفتوشنود توانا برای دانلود رایگان در دسترس است
https://dialog.tavaana.org/atheism-textbook/
#انسانگرایی #آتئیسم #خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دوره آموزشی «خداناباوری و انسانگرایی در عمل» در پاییز ۱۴۰۴ در آموزشکده توانا برگزار شد و اکنون درسنامه آن – شامل متن کامل آموزشی – ارائه میشود. این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم خداناباوری (Atheism)، ندانمگرایی (Agnosticism) و انسانگرایی (Humanism) تدوین شده است. مدرس این دوره وریا امیری، پژوهشگر فلسفه، است.
در این درسگفتار پیچیدگیهایی که در باب معنی و کاربرد این مفاهیم در کلام روزمره وجود دارد، بررسی میشود و سعی خواهد شد که با توضیحات ساده باورها و جهانبینی آتئسیتها، اگنوستیکها و انسانگراها توضیح داده شود.
این درسنامه در وبسایت گفتوشنود توانا برای دانلود رایگان در دسترس است
https://dialog.tavaana.org/atheism-textbook/
#انسانگرایی #آتئیسم #خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
مبارک بالا
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌4
Forwarded from گفتوشنود
آگاهی بدون اتکا به خدا
نگاهی فلسفی به اندیشه توماس نیگل
توماس نیگل، یکی از فیلسوفان معاصر و آشکارا خداناباور، در تقاطع میان دفاع از اصالت ذهن و رد تبیینهای ماوراءالطبیعی ایستاده است.
اندیشه او روایتی منحصربهفرد از تلاش برای تبیین ابعاد بنیادین هستی، بهویژه پدیده آگاهی و اخلاق، بدون توسل به فرضیات دینی است.
نقد ماتریالیسم و دفاع از واقعگرایی ذهنی
نیگل در آثار کلیدی خود، از جمله «دیدگاهی از هیچکجا» و مقاله مشهور «خفاش بودن چه شکلی است؟»، چالشهای جدی پیش روی ماتریالیسم تقلیلگرا میگذارد.
او استدلال میکند که حالتهای ذهنی و تجربیات سوبژکتیو (درونی) دارای کیفیتی هستند که با توصیفهای فیزیکی و عصبشناختی کاملاً قابلتبیین نیستند.
آگاهی، واقعیتی بنیادین در جهان است و نمیتوان آن را به توهمی برخاسته از ماده فروکاست. با این حال، پذیرش اصالت ذهن هرگز نیگل را به سوی الهیات یا پذیرش وجود خداوند سوق نداده است.
مرزبندی میان علم، دین و طبیعتگرایی
در کتاب «توهم بزرگ»، نیگل به صراحت به نقد تلاشهایی میپردازد که درصدد آشتی دادن دین و علم یا استفاده از شکافهای علمی برای اثبات وجود صانعاند.
او بر این باور است که علم مدرن توانایی پاسخگویی به پرسشهای غایی درباره معنای هستی را ندارد، اما این ضعف به معنای اعتباربخشیدن به توضیحات دینی نیست.
نیگل از یک سو منتقد خداناباوری ستیزهجو است و از سوی دیگر، طبیعتگرایی سنتی و مکانیکی را برای توضیح پیدایش آگاهی نابسنده میداند. از نگاه او، نظم جهان مستلزم یک غایتمندی درونی است، اما این غایتمندی لزوماً به معنای وجود خدایی شخصی یا خالقی ماوراءالطبیعی نخواهد بود.
پروژه فلسفی توماس نیگل گواهی بر این است که میتوان در برابر تقلیلگرایی علمی ایستاد، به واقعیت عینی ارزشها و آگاهی تن داد و در عین حال، مسیری کاملاً غیردنیوی و سکولار را برای فهم جهان برگزید.
تفکر او دعوتی است به خردورزی مستقلی که نه در دام جزماندیشی دینی میافتد و نه تسلیم سادهسازیهای مادیگرایانه میشود.
#خداناباوری #باورمندی #خرد_گرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نگاهی فلسفی به اندیشه توماس نیگل
توماس نیگل، یکی از فیلسوفان معاصر و آشکارا خداناباور، در تقاطع میان دفاع از اصالت ذهن و رد تبیینهای ماوراءالطبیعی ایستاده است.
اندیشه او روایتی منحصربهفرد از تلاش برای تبیین ابعاد بنیادین هستی، بهویژه پدیده آگاهی و اخلاق، بدون توسل به فرضیات دینی است.
نقد ماتریالیسم و دفاع از واقعگرایی ذهنی
نیگل در آثار کلیدی خود، از جمله «دیدگاهی از هیچکجا» و مقاله مشهور «خفاش بودن چه شکلی است؟»، چالشهای جدی پیش روی ماتریالیسم تقلیلگرا میگذارد.
او استدلال میکند که حالتهای ذهنی و تجربیات سوبژکتیو (درونی) دارای کیفیتی هستند که با توصیفهای فیزیکی و عصبشناختی کاملاً قابلتبیین نیستند.
آگاهی، واقعیتی بنیادین در جهان است و نمیتوان آن را به توهمی برخاسته از ماده فروکاست. با این حال، پذیرش اصالت ذهن هرگز نیگل را به سوی الهیات یا پذیرش وجود خداوند سوق نداده است.
مرزبندی میان علم، دین و طبیعتگرایی
در کتاب «توهم بزرگ»، نیگل به صراحت به نقد تلاشهایی میپردازد که درصدد آشتی دادن دین و علم یا استفاده از شکافهای علمی برای اثبات وجود صانعاند.
او بر این باور است که علم مدرن توانایی پاسخگویی به پرسشهای غایی درباره معنای هستی را ندارد، اما این ضعف به معنای اعتباربخشیدن به توضیحات دینی نیست.
نیگل از یک سو منتقد خداناباوری ستیزهجو است و از سوی دیگر، طبیعتگرایی سنتی و مکانیکی را برای توضیح پیدایش آگاهی نابسنده میداند. از نگاه او، نظم جهان مستلزم یک غایتمندی درونی است، اما این غایتمندی لزوماً به معنای وجود خدایی شخصی یا خالقی ماوراءالطبیعی نخواهد بود.
پروژه فلسفی توماس نیگل گواهی بر این است که میتوان در برابر تقلیلگرایی علمی ایستاد، به واقعیت عینی ارزشها و آگاهی تن داد و در عین حال، مسیری کاملاً غیردنیوی و سکولار را برای فهم جهان برگزید.
تفکر او دعوتی است به خردورزی مستقلی که نه در دام جزماندیشی دینی میافتد و نه تسلیم سادهسازیهای مادیگرایانه میشود.
#خداناباوری #باورمندی #خرد_گرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
برتراند راسل
فیلسوفی که گفت:
هیچ دلیلی برای باور به خدا کافی نیست
سال ۱۹۲۷، برتراند راسل در برابر جمعیتی در لندن سخنرانی کرد با عنوانی که خودش هم میدانست جنجالبرانگیز است: «چرا من مسیحی نیستم».
او فیلسوف، ریاضیدان و برنده نوبل ادبیات بود، نه یک ملحد خشمگین؛ اما تصمیم گرفت با آرامش کامل، ستونهای ایمان را یکییکی زیر سؤال ببرد.
راسل نخست به دلایل کلاسیک وجود خدا حمله کرد؛ دلیل علّی، دلیل نظم، دلیل اخلاقی.
او پرسید اگر هر چیزی علتی میخواهد، پس علت خدا چیست؟ و اگر خدا نیازی به علت ندارد، چرا جهان نیاز داشته باشد؟ استدلالی ساده که ستونهای الهیات سنتی را میلرزاند.
جملهای از او که هنوز نقل میشود این است: «به گمان من، دین اساسا و در وهله نخست، بر ترس بنا شده است.»
او دین را نه محصول حقیقت، بلکه محصول ترس از ناشناخته و نیاز به حامی میدانست.
راسل کلیسا را نه فقط نهادی معنوی، بلکه نیرویی بازدارنده در برابر پیشرفت اخلاقی میدید؛ او نوشت مسیحیت در طول تاریخ «مخالف هر پیشرفت اخلاقی» بوده، از الغای بردهداری تا حقوق زنان.
برخلاف بسیاری منتقدان دین، راسل بر اخلاق سکولار مستقل تاکید داشت: انسان میتواند بدون ترس از دوزخ، نیک باشد؛ عشق و دانش، به گفته او، دو ستون یک زندگی خوباند.
این رساله (سخنرانی چرا مسیحی نیستم، بعدها با همین عنوان به کتاب تبدیل شد) بعدها الهامبخش نسل ملحدان نو شد، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز صراحتا از راسل بهعنوان پیشگام یاد کردهاند.
میراث راسل امروز در هر بحثی درباره جدایی دین از اخلاق و آموزش، زنده است.
#برتراند_راسل #خداناباوری #آتئیست #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فیلسوفی که گفت:
هیچ دلیلی برای باور به خدا کافی نیست
سال ۱۹۲۷، برتراند راسل در برابر جمعیتی در لندن سخنرانی کرد با عنوانی که خودش هم میدانست جنجالبرانگیز است: «چرا من مسیحی نیستم».
او فیلسوف، ریاضیدان و برنده نوبل ادبیات بود، نه یک ملحد خشمگین؛ اما تصمیم گرفت با آرامش کامل، ستونهای ایمان را یکییکی زیر سؤال ببرد.
راسل نخست به دلایل کلاسیک وجود خدا حمله کرد؛ دلیل علّی، دلیل نظم، دلیل اخلاقی.
او پرسید اگر هر چیزی علتی میخواهد، پس علت خدا چیست؟ و اگر خدا نیازی به علت ندارد، چرا جهان نیاز داشته باشد؟ استدلالی ساده که ستونهای الهیات سنتی را میلرزاند.
جملهای از او که هنوز نقل میشود این است: «به گمان من، دین اساسا و در وهله نخست، بر ترس بنا شده است.»
او دین را نه محصول حقیقت، بلکه محصول ترس از ناشناخته و نیاز به حامی میدانست.
راسل کلیسا را نه فقط نهادی معنوی، بلکه نیرویی بازدارنده در برابر پیشرفت اخلاقی میدید؛ او نوشت مسیحیت در طول تاریخ «مخالف هر پیشرفت اخلاقی» بوده، از الغای بردهداری تا حقوق زنان.
برخلاف بسیاری منتقدان دین، راسل بر اخلاق سکولار مستقل تاکید داشت: انسان میتواند بدون ترس از دوزخ، نیک باشد؛ عشق و دانش، به گفته او، دو ستون یک زندگی خوباند.
این رساله (سخنرانی چرا مسیحی نیستم، بعدها با همین عنوان به کتاب تبدیل شد) بعدها الهامبخش نسل ملحدان نو شد، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز صراحتا از راسل بهعنوان پیشگام یاد کردهاند.
میراث راسل امروز در هر بحثی درباره جدایی دین از اخلاق و آموزش، زنده است.
#برتراند_راسل #خداناباوری #آتئیست #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤30👌8💯2😍1