«به نظرم رسانهها و شبکههای اجتماعی، هم فرصتاند هم تهدید. فرصت از این نظر که دیگه صداها محدود به چهار تا تریبون رسمی نیست؛ هرکسی میتونه روایت خودش از ظلم، از مقاومت، از امید رو پخش کنه. ولی تهدید از این نظر که اگه بدون دقت و مسئولیت استفاده بشن، میشن ابزار دست همونهایی که نمیخوان ما متحد بشیم.
این روزها، پر شده از کلیپهای تقطیعشده، روایتهای ناقص، فورواردهای بیمنبع. گاهی یه توییتِ پر از دروغ، یا یه استوریِ جهتدار، بیشتر از هزار باتوم آسیب میزنه. چون اعتماد رو میکشه. چون باعث میشه ما بهجای اینکه کنار هم بایستیم، روبهروی هم قرار بگیریم.
از طرف دیگه، سایبریها با حسابهای قلابی، میان فحاشی میکنن، شک میندازن، ناامیدی پخش میکنن. یا میان آدمها رو به جون هم میندازن. اگه بلد نباشیم چطور با این حملهها مواجه بشیم، بازی رو بهشون واگذار کردیم.
ما باید یاد بگیریم که: دروغ رو نشر ندیم،
ویدیوهای نصفهنیمه رو بیمنبع بازنشر نکنیم،
در برابر فحش و تخریب، مرعوب یا تحریک نشیم،
و هر چی میشنویم، رو با دقت و انصاف بررسی کنیم.
همبستگی با صداقت ساخته میشه، نه با هیجانزدگی و شتاب.»
ـ به نظر شما، چطور میتوان شبکههای اجتماعی را به نفع اتحاد و آزادی بهکار گرفت؟
نظراتتان را برای ما بفرستید.
#سواد_رسانه_ای
#نه_به_دروغ
#تفکر_انتقادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این روزها، پر شده از کلیپهای تقطیعشده، روایتهای ناقص، فورواردهای بیمنبع. گاهی یه توییتِ پر از دروغ، یا یه استوریِ جهتدار، بیشتر از هزار باتوم آسیب میزنه. چون اعتماد رو میکشه. چون باعث میشه ما بهجای اینکه کنار هم بایستیم، روبهروی هم قرار بگیریم.
از طرف دیگه، سایبریها با حسابهای قلابی، میان فحاشی میکنن، شک میندازن، ناامیدی پخش میکنن. یا میان آدمها رو به جون هم میندازن. اگه بلد نباشیم چطور با این حملهها مواجه بشیم، بازی رو بهشون واگذار کردیم.
ما باید یاد بگیریم که: دروغ رو نشر ندیم،
ویدیوهای نصفهنیمه رو بیمنبع بازنشر نکنیم،
در برابر فحش و تخریب، مرعوب یا تحریک نشیم،
و هر چی میشنویم، رو با دقت و انصاف بررسی کنیم.
همبستگی با صداقت ساخته میشه، نه با هیجانزدگی و شتاب.»
ـ به نظر شما، چطور میتوان شبکههای اجتماعی را به نفع اتحاد و آزادی بهکار گرفت؟
نظراتتان را برای ما بفرستید.
#سواد_رسانه_ای
#نه_به_دروغ
#تفکر_انتقادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، تحلیلگر اجتماعی و استاد دانشگاه اخراجشده، در این ویدیو با معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی میپردازد.
او میگوید: «اگر شما هم مثل من در یک نظام آموزشی استبدادی درس خوانده باشید، با جملاتی مثل "دستبهسینه بنشینید، بدون اجازه حرف نزنید، معلم را با اسم کوچک صدا نزنید" بیگانه نیستید.»
او اضافه میکند: «در این فیلم، معلمی برای اثبات اینکه جامعه همیشه مستعد بازگشت به دیکتاتوریست، یک آزمایش یکهفتهای روی دانشآموزان انجام میدهد. ابتدا با انضباط سخت شروع میکند، سپس با ایجاد هویت گروهی، تعصب، دشمنسازی و سرکوب فردیت، کلاس را به یک پادگان ایدئولوژیک تبدیل میکند.»
در انتها، دکتر باقرینیا تأکید میکند که پایان فیلم، تلخ و هشداردهنده است: «قرار بود این فقط یک تمرین درسی باشد، اما دانشآموزان دیگر نمیتوانند از نقش خود بیرون بیایند. ما هم در زندگی واقعی، چنین تجربههایی را از سر گذراندهایم؛ از صبحگاههای اجباری تا شعارهای تکراری…»
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
دکتر باقرینیا به زودی در صفحه اینستاگرام زیر درباره این فیلم با دکتر واعظ برنامه لایو خواهند داشت:
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید: «اگر شما هم مثل من در یک نظام آموزشی استبدادی درس خوانده باشید، با جملاتی مثل "دستبهسینه بنشینید، بدون اجازه حرف نزنید، معلم را با اسم کوچک صدا نزنید" بیگانه نیستید.»
او اضافه میکند: «در این فیلم، معلمی برای اثبات اینکه جامعه همیشه مستعد بازگشت به دیکتاتوریست، یک آزمایش یکهفتهای روی دانشآموزان انجام میدهد. ابتدا با انضباط سخت شروع میکند، سپس با ایجاد هویت گروهی، تعصب، دشمنسازی و سرکوب فردیت، کلاس را به یک پادگان ایدئولوژیک تبدیل میکند.»
در انتها، دکتر باقرینیا تأکید میکند که پایان فیلم، تلخ و هشداردهنده است: «قرار بود این فقط یک تمرین درسی باشد، اما دانشآموزان دیگر نمیتوانند از نقش خود بیرون بیایند. ما هم در زندگی واقعی، چنین تجربههایی را از سر گذراندهایم؛ از صبحگاههای اجباری تا شعارهای تکراری…»
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
دکتر باقرینیا به زودی در صفحه اینستاگرام زیر درباره این فیلم با دکتر واعظ برنامه لایو خواهند داشت:
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23💯5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم معرفی فیلم موج از زاویه تحلیل روانی
کیش شخصیت چگونه به وجود میآید؟
در ناخودآگاه جمعی برخی از جوامع تمایلی به کیش شخصیت وجود دارد، همچنین انسانها گاهی برای غلبه بر ترس و اضطراب با تکیه بر مکانیزمهای دفاع روانی به کیش شخصیت متمایل میشوند رهبران نیز در این میان با دشمن سازی به کیش شخصیت دامن میزنند. ویژگیهای معلم و دانش آموز نیز در قوت گرفتن کیش شخصیت نقش دارد؛ معلمانی که نیاز به تایید دارند و دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایین برخورد دارند باعث پدیدآیی کیش شخصیت میشوند و بالاخره اینکه کیش شخصیت در حالات والد سرزنشگر و بالغ آلوده به والد بیشتر دیده میشود.
دکتر حسن باقرینیا، پیشتر در ویدیویی در معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی پرداخته بود.
آن ویدیو را اینجا ببینید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/91342
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کیش شخصیت چگونه به وجود میآید؟
در ناخودآگاه جمعی برخی از جوامع تمایلی به کیش شخصیت وجود دارد، همچنین انسانها گاهی برای غلبه بر ترس و اضطراب با تکیه بر مکانیزمهای دفاع روانی به کیش شخصیت متمایل میشوند رهبران نیز در این میان با دشمن سازی به کیش شخصیت دامن میزنند. ویژگیهای معلم و دانش آموز نیز در قوت گرفتن کیش شخصیت نقش دارد؛ معلمانی که نیاز به تایید دارند و دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایین برخورد دارند باعث پدیدآیی کیش شخصیت میشوند و بالاخره اینکه کیش شخصیت در حالات والد سرزنشگر و بالغ آلوده به والد بیشتر دیده میشود.
دکتر حسن باقرینیا، پیشتر در ویدیویی در معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی پرداخته بود.
آن ویدیو را اینجا ببینید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/91342
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍14
Forwarded from گفتوشنود
باروخ اسپینوزا، صدای مخالف در برابر جزماندیشی
باروخ اسپینوزا، فیلسوف بزرگ هلندی، با نگاهی نقادانه به دین سازمانیافته، بر اهمیت عقل و تجربه تاکید کرد.
او معتقد بود که همه چیز از یک منبع واحد نشأت میگیرد و همه چیز به هم مرتبط است. این ایده، به نام پانتئیسم شناخته میشود.
اسپینوزا با جسارت، باورهای رایج مذهبی را به چالش کشید و بر تفکر انتقادی و آزاداندیشی تاکید کرد.
او نشان داد که میتوان به جهان و هستی، بدون توسل به باورهای سنتی، نگاهی عقلانی داشت. اسپینوزا با آثارش، راه را برای فلسفه مدرن و عصر روشنگری هموار کرد.
#باروخ_اسپینوزا #فلسفه #نقد_دین #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
باروخ اسپینوزا، صدای مخالف در برابر جزماندیشی
باروخ اسپینوزا، فیلسوف بزرگ هلندی، با نگاهی نقادانه به دین سازمانیافته، بر اهمیت عقل و تجربه تاکید کرد.
او معتقد بود که همه چیز از یک منبع واحد نشأت میگیرد و همه چیز به هم مرتبط است. این ایده، به نام پانتئیسم شناخته میشود.
اسپینوزا با جسارت، باورهای رایج مذهبی را به چالش کشید و بر تفکر انتقادی و آزاداندیشی تاکید کرد.
او نشان داد که میتوان به جهان و هستی، بدون توسل به باورهای سنتی، نگاهی عقلانی داشت. اسپینوزا با آثارش، راه را برای فلسفه مدرن و عصر روشنگری هموار کرد.
#باروخ_اسپینوزا #فلسفه #نقد_دین #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍3
Forwarded from گفتوشنود
کارل ساگان (Carl Sagan)، اخترشناس، کیهانشناس و نویسندهی علمی برجسته، با نگاهی علمی، شکگرایانه و در عین حال شاعرانه به جهان هستی مینگریست. او یکی از مدافعان سرسخت روش علمی و تفکر نقادانه بود و باور داشت که حقیقت باید از مسیر تجربه، شواهد و آزمایش عبور کند، نه از ایمان یا سنت. ساگان به جای آنکه مستقیماً دین را دشمن علم بداند، بیشتر نگران آن بود که باورهای دینی غیرقابل اثبات، مانع کنجکاوی علمی و درک واقعگرایانه از کیهان شوند.
در آثارش، از جمله کتاب معروف «جهانی آکنده از شیاطین» (The Demon-Haunted World)، ساگان به نقد باورهای خرافی، ادعاهای ماوراءالطبیعه و روایتهای غیرعلمی از خدا و دین میپردازد. او مینویسد که بسیاری از این روایتها، پاسخهای سادهانگارانه به پرسشهای عمیق انسان دربارهی هستیاند، در حالی که علم، هرچند دشوارتر، اما راهی قابل اعتمادتر برای رسیدن به حقیقت ارائه میدهد. ساگان دین را به عنوان پدیدهای فرهنگی و روانی میفهمید که میتواند هم نیرویی برای تسلیبخشی باشد و هم ابزاری برای کنترل.
با این حال، ساگان برخوردی خصمانه با دین نداشت؛ او حتی در آثارش، جنبههایی از حس شگفتی و احترام نسبت به رمز و رازهای کیهان را به نمایش میگذارد که شباهتهایی با حس دینی دارد. به باور او، علم نه تنها با دین در تضاد نیست، بلکه میتواند جایگزینی خردمندانه و فروتنانه برای روایتهای دینی باشد؛ روایتی که به جای «پاسخهای قطعی»، با «پرسشهای بیپایان» زنده است. نگاه ساگان به خدا، بیشتر یک پرسش باز و یک استعارهی شاعرانه بود تا یک واقعیت اثباتپذیر.
#کارل_ساگان #تفکر_انتقادی #شک_گرایی #نقد_دین #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در آثارش، از جمله کتاب معروف «جهانی آکنده از شیاطین» (The Demon-Haunted World)، ساگان به نقد باورهای خرافی، ادعاهای ماوراءالطبیعه و روایتهای غیرعلمی از خدا و دین میپردازد. او مینویسد که بسیاری از این روایتها، پاسخهای سادهانگارانه به پرسشهای عمیق انسان دربارهی هستیاند، در حالی که علم، هرچند دشوارتر، اما راهی قابل اعتمادتر برای رسیدن به حقیقت ارائه میدهد. ساگان دین را به عنوان پدیدهای فرهنگی و روانی میفهمید که میتواند هم نیرویی برای تسلیبخشی باشد و هم ابزاری برای کنترل.
با این حال، ساگان برخوردی خصمانه با دین نداشت؛ او حتی در آثارش، جنبههایی از حس شگفتی و احترام نسبت به رمز و رازهای کیهان را به نمایش میگذارد که شباهتهایی با حس دینی دارد. به باور او، علم نه تنها با دین در تضاد نیست، بلکه میتواند جایگزینی خردمندانه و فروتنانه برای روایتهای دینی باشد؛ روایتی که به جای «پاسخهای قطعی»، با «پرسشهای بیپایان» زنده است. نگاه ساگان به خدا، بیشتر یک پرسش باز و یک استعارهی شاعرانه بود تا یک واقعیت اثباتپذیر.
#کارل_ساگان #تفکر_انتقادی #شک_گرایی #نقد_دین #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤22👍6
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قربانیان آموزش ایدئولوژیک
«آموزش مذهبی و ترسوندن بچهها از شش-هفت سالگی از “آتیش جهنم” و “خشم خدا” و “اجبار به حجاب” و “چادر” و “انجام امور دینی” – مخصوصا در مدارس دخترانه – مصداق بارز کودکآزاریست. به عنوان یک دهههفتادی عرض میکنم که واقعا روح و روانم از این آموزشها آسیب دیده بود. »
این روایتی است که یکی از مخاطبان آموزشکده توانا چندی پیش در صفحه اینستاگرام این آموزشکده بیان کرده بود و در گزارشی با عنوان «خشم خدا در مدارس ایران» در این آموزشکده بازتاب یافت.
اما این محدود به یک روایت یا دو روایت خاص نیست یا محدود به دانشآموزان نیست. چنانکه چندی پیش در صفحه اینستاگرام «گفتوشنود»، روایتی بسیار کوتاه از یک آموزگار آزاداندیش بازتاب یافت که برای گردانندگان این صفحه نوشته بود:
«به دلیل باور متفاوت و تشویق دانشآموزان به مطالعه، اخراج و تهدید به برخورد قضایی شدم.»
فرض بگیریم که حتی این نوع سیاستگذاری موفق به تاثیرگذاری بر این کودکان شود. آیا آنان افرادی اهل مفاهمه بار میآیند؟
متن کامل را میتوانید در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/victims-of-ideology-education-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/mtZ-pk9GF30
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/QW2Z6ShFCRMuQ6ug6
#گفتگو_توانا #قربانیان_آموزش #آموزش_ایدئولوژیک #حقوق_بشر #تفکر_انتقادی
@dialogue1402
«آموزش مذهبی و ترسوندن بچهها از شش-هفت سالگی از “آتیش جهنم” و “خشم خدا” و “اجبار به حجاب” و “چادر” و “انجام امور دینی” – مخصوصا در مدارس دخترانه – مصداق بارز کودکآزاریست. به عنوان یک دهههفتادی عرض میکنم که واقعا روح و روانم از این آموزشها آسیب دیده بود. »
این روایتی است که یکی از مخاطبان آموزشکده توانا چندی پیش در صفحه اینستاگرام این آموزشکده بیان کرده بود و در گزارشی با عنوان «خشم خدا در مدارس ایران» در این آموزشکده بازتاب یافت.
اما این محدود به یک روایت یا دو روایت خاص نیست یا محدود به دانشآموزان نیست. چنانکه چندی پیش در صفحه اینستاگرام «گفتوشنود»، روایتی بسیار کوتاه از یک آموزگار آزاداندیش بازتاب یافت که برای گردانندگان این صفحه نوشته بود:
«به دلیل باور متفاوت و تشویق دانشآموزان به مطالعه، اخراج و تهدید به برخورد قضایی شدم.»
فرض بگیریم که حتی این نوع سیاستگذاری موفق به تاثیرگذاری بر این کودکان شود. آیا آنان افرادی اهل مفاهمه بار میآیند؟
متن کامل را میتوانید در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/victims-of-ideology-education-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/mtZ-pk9GF30
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/QW2Z6ShFCRMuQ6ug6
#گفتگو_توانا #قربانیان_آموزش #آموزش_ایدئولوژیک #حقوق_بشر #تفکر_انتقادی
@dialogue1402
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«عبد صالح یا انسان آزاد؟»
در این ویدیو دکتر باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج.شده، با نگاهی انتقادی به نظام آموزشوپرورش جمهوری اسلامی، سند «تحول بنیادین آموزشوپرورش» را محور بررسی خود قرار داده و پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا هدف این نظام، پرورش انسان آزاد، خلاق و اندیشمند است یا ساختن شهروندی مطیع و وفادار به یک ایدئولوژی خاص؟
او با اشاره به تکرار عبارت «حیات طیبه» در سند مذکور، توضیح میدهد که هدف نهایی آموزش در این الگو، رساندن دانشآموز به سبک زندگی دینی و آرمانی مورد نظر نظام جمهوری اسلامی است؛ جایی که دانشآموز تراز، «عبد صالح، مؤمن، انقلابی و ولایتمدار» تعریف میشود.
باقرینیا با استناد به سخنان علی خامنهای در اردیبهشت ۱۴۰۲ که گفته بود باید «نسلی مؤمن، انقلابی، جهادگر و اهل عمل» تربیت کرد، تأکید میکند که آموزش رسمی کشور نه تنها به دنبال آموزش مهارتهای زندگی یا تربیت شهروندانی مسئول و مستقل نیست، بلکه آشکارا در خدمت بازتولید سیاسی نظام حاکم قرار گرفته است.
او در ادامه با ارجاعی فلسفی، این نگاه را با نظریه «تبارشناسی اخلاق» نیچه پیوند میزند و میگوید آنچه در مدارس ایران پرورش مییابد، نه اخلاق اربابان که اخلاق بردگان است: انسانهایی فاقد اراده مستقل، که بهجای انتخاب آگاهانه، صرفاً مطیع و تابعاند.
به گفته او، تفکر انتقادی، آموزش برای همزیستی در جامعه متنوع، شناخت حقوق فردی و آمادگی برای مشارکت اجتماعی، جایی در این سند ندارند. در مقابل، مفاهیمی چون اطاعت، جهاد و شهادت برجسته شدهاند.
باقرینیا در پایان، سند تحول جمهوری اسلامی را در تضاد آشکار با اسناد بینالمللی آموزش مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو میداند؛ جایی که هدف آموزش، تربیت انسانهای آزاد، مشارکتجو و عدالتخواه است، نه سربازان ایدئولوژیک برای تحقق تمدن خاص اسلامی.
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این ویدیو دکتر باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج.شده، با نگاهی انتقادی به نظام آموزشوپرورش جمهوری اسلامی، سند «تحول بنیادین آموزشوپرورش» را محور بررسی خود قرار داده و پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا هدف این نظام، پرورش انسان آزاد، خلاق و اندیشمند است یا ساختن شهروندی مطیع و وفادار به یک ایدئولوژی خاص؟
او با اشاره به تکرار عبارت «حیات طیبه» در سند مذکور، توضیح میدهد که هدف نهایی آموزش در این الگو، رساندن دانشآموز به سبک زندگی دینی و آرمانی مورد نظر نظام جمهوری اسلامی است؛ جایی که دانشآموز تراز، «عبد صالح، مؤمن، انقلابی و ولایتمدار» تعریف میشود.
باقرینیا با استناد به سخنان علی خامنهای در اردیبهشت ۱۴۰۲ که گفته بود باید «نسلی مؤمن، انقلابی، جهادگر و اهل عمل» تربیت کرد، تأکید میکند که آموزش رسمی کشور نه تنها به دنبال آموزش مهارتهای زندگی یا تربیت شهروندانی مسئول و مستقل نیست، بلکه آشکارا در خدمت بازتولید سیاسی نظام حاکم قرار گرفته است.
او در ادامه با ارجاعی فلسفی، این نگاه را با نظریه «تبارشناسی اخلاق» نیچه پیوند میزند و میگوید آنچه در مدارس ایران پرورش مییابد، نه اخلاق اربابان که اخلاق بردگان است: انسانهایی فاقد اراده مستقل، که بهجای انتخاب آگاهانه، صرفاً مطیع و تابعاند.
به گفته او، تفکر انتقادی، آموزش برای همزیستی در جامعه متنوع، شناخت حقوق فردی و آمادگی برای مشارکت اجتماعی، جایی در این سند ندارند. در مقابل، مفاهیمی چون اطاعت، جهاد و شهادت برجسته شدهاند.
باقرینیا در پایان، سند تحول جمهوری اسلامی را در تضاد آشکار با اسناد بینالمللی آموزش مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو میداند؛ جایی که هدف آموزش، تربیت انسانهای آزاد، مشارکتجو و عدالتخواه است، نه سربازان ایدئولوژیک برای تحقق تمدن خاص اسلامی.
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯20❤4👍2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میراث سقراط، کابوس حکومتهای ایدئولوژیک
دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در این ویدئو با اشاره به میراث فکری سقراط، به نقد آموزش اخلاق در نظامهای استبدادی پرداخته است. او تأکید میکند که سقراط معتقد بود زندگی بدون بررسی و تأمل، ارزش زیستن ندارد و اخلاق را باید از طریق پرسش، اندیشیدن و شک کردن کشف کرد، نه از طریق تحمیل و تلقین.
دکتر باقرینیا روش سقراط را «دیالکتیک» یا گفتوگوی انتقادی توصیف میکند؛ گفتوگویی دوسویه و مبتنی بر پرسش، با هدف رسیدن به درکی عمیقتر، نه برای غلبه بر طرف مقابل. او این روش را در تضاد کامل با ساختارهای استبدادی میداند که اخلاق را ابزاری برای کنترل میبینند و نه بستر رشد انسانی.
وی خاطرنشان میکند که در نظامهای استبدادی، اخلاق از طریق تلقین، احساسات، تبلیغات یکسویه و تحمیل دینی آموزش داده میشود. در این فضا، شک کردن بیادبی تلقی میشود و پرسیدن نشانه گمراهی. نتیجه، شکلگیری جامعهای مطیع، بیسؤال و بیتفکر است.
دکتر باقرینیا در پایان تأکید میکند که امروز بیش از همیشه به روش سقراط نیاز داریم؛ نه فقط در کلاسهای فلسفه، بلکه در خانهها، روابط و حتی در نقد قدرت. گفتوگو، شک و شنیدن نظر مخالف ابزار رشد ما هستند، نه تهدید.
#حسن_باقری_نیا #استبداد_دینی #تفکر_انتقادی #تفکر #گفتگو #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در این ویدئو با اشاره به میراث فکری سقراط، به نقد آموزش اخلاق در نظامهای استبدادی پرداخته است. او تأکید میکند که سقراط معتقد بود زندگی بدون بررسی و تأمل، ارزش زیستن ندارد و اخلاق را باید از طریق پرسش، اندیشیدن و شک کردن کشف کرد، نه از طریق تحمیل و تلقین.
دکتر باقرینیا روش سقراط را «دیالکتیک» یا گفتوگوی انتقادی توصیف میکند؛ گفتوگویی دوسویه و مبتنی بر پرسش، با هدف رسیدن به درکی عمیقتر، نه برای غلبه بر طرف مقابل. او این روش را در تضاد کامل با ساختارهای استبدادی میداند که اخلاق را ابزاری برای کنترل میبینند و نه بستر رشد انسانی.
وی خاطرنشان میکند که در نظامهای استبدادی، اخلاق از طریق تلقین، احساسات، تبلیغات یکسویه و تحمیل دینی آموزش داده میشود. در این فضا، شک کردن بیادبی تلقی میشود و پرسیدن نشانه گمراهی. نتیجه، شکلگیری جامعهای مطیع، بیسؤال و بیتفکر است.
دکتر باقرینیا در پایان تأکید میکند که امروز بیش از همیشه به روش سقراط نیاز داریم؛ نه فقط در کلاسهای فلسفه، بلکه در خانهها، روابط و حتی در نقد قدرت. گفتوگو، شک و شنیدن نظر مخالف ابزار رشد ما هستند، نه تهدید.
#حسن_باقری_نیا #استبداد_دینی #تفکر_انتقادی #تفکر #گفتگو #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍26
Forwarded from گفتوشنود
«سوگیری اقتدار» و سلطه باورهای رسمی
در حکومتهای مذهبی
سوگیری اقتدار (Authority Bias) یکی از خطاهای شناختی مهم است که بر پایه گرایش ذهن انسان به اعتماد بیشازحد به گفتهها یا دستورات افراد صاحب قدرت یا جایگاه شکل میگیرد. در این خطا، فرد نه بر اساس شواهد و استدلال منطقی، بلکه صرفاً به دلیل موقعیت و نفوذ گوینده، به یک ادعا یا دستور تن میدهد. این مکانیسم روانی در بسیاری از شرایط اجتماعی و سیاسی بهکار گرفته میشود و میتواند بستر پذیرش بیچونوچرای ایدهها و تصمیمات نادرست را فراهم کند.
در حکومتهای مذهبی، سوگیری اقتدار نقشی پررنگ و چندلایه دارد. وقتی رهبران دینی یا سیاسی در جایگاه «نمایندگان خدا» یا «مفسران حقیقت مطلق» معرفی میشوند، هرگونه سخن یا فرمان آنها فراتر از نقد و پرسش قرار میگیرد. در چنین نظامهایی، مردم از کودکی آموزش میبینند که سخن روحانیون یا صاحبان قدرت مذهبی را نه بهعنوان نظر شخصی، بلکه بهمثابه کلامی مقدس یا قطعی بپذیرند. این وضعیت باعث میشود حتی ادعاهایی غیرعقلانی یا ضدعلمی، تنها به دلیل نسبتدادن به اقتدار دینی، گسترده پذیرفته شوند.
یکی از پیامدهای مستقیم سوگیری اقتدار در حکومتهای مذهبی، سلب توانایی تفکر انتقادی از شهروندان است. برای مثال، اگر یک مرجع دینی حکم به حرام یا حلال بودن یک رفتار اجتماعی بدهد، بسیاری از پیروان بدون بررسی منطقی، آن را اجرا میکنند. در تاریخ معاصر، نمونههای متعددی از فتاوای مذهبی یا احکام حکومتی وجود دارد که موجب محدودسازی آزادیهای فردی و اجتماعی شدهاند، اما جامعه به دلیل سوگیری اقتدار، کمتر جرئت پرسشگری در برابر آنها را داشته است.
این سوگیری همچنین ابزار قدرتمندی برای سرکوب دگراندیشی در اختیار حکومتهای مذهبی قرار میدهد. هر صدای مخالف، بهسادگی بهعنوان «مخالفت با اقتدار» یا حتی «مخالفت با خدا» معرفی میشود و مشروعیت خود را از دست میدهد. بدینترتیب، سوگیری اقتدار بهطور همزمان هم در خدمت اطاعت کورکورانه از رهبران است و هم به حذف صدای مخالفان کمک میکند. این وضعیت، جامعه را در چرخهای از تکرار و تثبیت اقتدار نگه میدارد که گسستن از آن دشوار است.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری اقتدار، آگاهیبخشی و تقویت فرهنگ پرسشگری ضروری است. جوامعی که یاد میگیرند اقتدار را نسبی ببینند و آن را به محک عقل، علم و اخلاق بسنجند، کمتر در دام این خطا گرفتار میشوند.
#خطای_شناختی
#سوگیری_اقتدار
#تفکر_انتقادی
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«سوگیری اقتدار» و سلطه باورهای رسمی
در حکومتهای مذهبی
سوگیری اقتدار (Authority Bias) یکی از خطاهای شناختی مهم است که بر پایه گرایش ذهن انسان به اعتماد بیشازحد به گفتهها یا دستورات افراد صاحب قدرت یا جایگاه شکل میگیرد. در این خطا، فرد نه بر اساس شواهد و استدلال منطقی، بلکه صرفاً به دلیل موقعیت و نفوذ گوینده، به یک ادعا یا دستور تن میدهد. این مکانیسم روانی در بسیاری از شرایط اجتماعی و سیاسی بهکار گرفته میشود و میتواند بستر پذیرش بیچونوچرای ایدهها و تصمیمات نادرست را فراهم کند.
در حکومتهای مذهبی، سوگیری اقتدار نقشی پررنگ و چندلایه دارد. وقتی رهبران دینی یا سیاسی در جایگاه «نمایندگان خدا» یا «مفسران حقیقت مطلق» معرفی میشوند، هرگونه سخن یا فرمان آنها فراتر از نقد و پرسش قرار میگیرد. در چنین نظامهایی، مردم از کودکی آموزش میبینند که سخن روحانیون یا صاحبان قدرت مذهبی را نه بهعنوان نظر شخصی، بلکه بهمثابه کلامی مقدس یا قطعی بپذیرند. این وضعیت باعث میشود حتی ادعاهایی غیرعقلانی یا ضدعلمی، تنها به دلیل نسبتدادن به اقتدار دینی، گسترده پذیرفته شوند.
یکی از پیامدهای مستقیم سوگیری اقتدار در حکومتهای مذهبی، سلب توانایی تفکر انتقادی از شهروندان است. برای مثال، اگر یک مرجع دینی حکم به حرام یا حلال بودن یک رفتار اجتماعی بدهد، بسیاری از پیروان بدون بررسی منطقی، آن را اجرا میکنند. در تاریخ معاصر، نمونههای متعددی از فتاوای مذهبی یا احکام حکومتی وجود دارد که موجب محدودسازی آزادیهای فردی و اجتماعی شدهاند، اما جامعه به دلیل سوگیری اقتدار، کمتر جرئت پرسشگری در برابر آنها را داشته است.
این سوگیری همچنین ابزار قدرتمندی برای سرکوب دگراندیشی در اختیار حکومتهای مذهبی قرار میدهد. هر صدای مخالف، بهسادگی بهعنوان «مخالفت با اقتدار» یا حتی «مخالفت با خدا» معرفی میشود و مشروعیت خود را از دست میدهد. بدینترتیب، سوگیری اقتدار بهطور همزمان هم در خدمت اطاعت کورکورانه از رهبران است و هم به حذف صدای مخالفان کمک میکند. این وضعیت، جامعه را در چرخهای از تکرار و تثبیت اقتدار نگه میدارد که گسستن از آن دشوار است.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری اقتدار، آگاهیبخشی و تقویت فرهنگ پرسشگری ضروری است. جوامعی که یاد میگیرند اقتدار را نسبی ببینند و آن را به محک عقل، علم و اخلاق بسنجند، کمتر در دام این خطا گرفتار میشوند.
#خطای_شناختی
#سوگیری_اقتدار
#تفکر_انتقادی
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤2
Forwarded from گفتوشنود
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#شستشوی_مغزی #دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#شستشوی_مغزی #دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
👍22❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جمهوری اسلامی، بهرهگیری از روایتهای ماورایی و نسبت دادن قدرتهای مافوق بشری به روحانیون یا چهرههای مذهبی، به ابزاری کارآمد برای تثبیت اقتدار دینی و سیاسی تبدیل شده است.
این روایتها ــ که اغلب بر پایه داستانهای تخیلی، کرامات غیرقابلباور و معجزات ساختگی بنا میشوند ــ نه تنها عقلانیت و نقدپذیری را تضعیف میکنند، بلکه با ایجاد نوعی هاله قدسی پیرامون افراد، آنها را از دایره پرسش و پاسخگویی خارج میسازند.
چنین رویکردی، در عمل نوعی مهندسی ذهنی جامعه است؛ زیرا بهجای دعوت مردم به تفکر، بر ترس، تسلیم و ایمان کور تکیه دارد.
این سازوکار قدسیسازی، نه دین را تقویت میکند و نه معنویت میسازد، بلکه اعتماد عمومی را از میان میبرد و زمینه را برای تداوم استبداد فکری و سیاسی هموار میسازد.
#قدسی_سازی #جعل_روایت #خرافه #کرامات #معجزه #خردگرایی #جزم_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، بهرهگیری از روایتهای ماورایی و نسبت دادن قدرتهای مافوق بشری به روحانیون یا چهرههای مذهبی، به ابزاری کارآمد برای تثبیت اقتدار دینی و سیاسی تبدیل شده است.
این روایتها ــ که اغلب بر پایه داستانهای تخیلی، کرامات غیرقابلباور و معجزات ساختگی بنا میشوند ــ نه تنها عقلانیت و نقدپذیری را تضعیف میکنند، بلکه با ایجاد نوعی هاله قدسی پیرامون افراد، آنها را از دایره پرسش و پاسخگویی خارج میسازند.
چنین رویکردی، در عمل نوعی مهندسی ذهنی جامعه است؛ زیرا بهجای دعوت مردم به تفکر، بر ترس، تسلیم و ایمان کور تکیه دارد.
این سازوکار قدسیسازی، نه دین را تقویت میکند و نه معنویت میسازد، بلکه اعتماد عمومی را از میان میبرد و زمینه را برای تداوم استبداد فکری و سیاسی هموار میسازد.
#قدسی_سازی #جعل_روایت #خرافه #کرامات #معجزه #خردگرایی #جزم_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍3👌1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤28👎7👍1
Forwarded from گفتوشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتابهای غبارگرفته نیست، او یک «شورشیِ آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزماندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود میپنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری میپردازدیم.
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌3👍1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
👍17❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتابهای غبارگرفته نیست، او یک «شورشی آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزماندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود میپنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری میپردازدیم.
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤6👌1
Forwarded from گفتوشنود
خودآیینی فکری در عصر الگوریتمها
چگونه در میان حجم انبوه جهتدهیها، خودمختار بمانیم؟
انسان امروز در هزارتوئی از جریانهای نامرئی دستوپا میزند که در آنها، ماشینها و الگوریتمها پیش از آنکه خود فرد اراده کند، مسیر خواستن، پسندیدن و اندیشیدن را ترسیم کردهاند.
این مهار نامحسوس در بستر جوامعی که زیر سایه یک ساختار ایدئولوژیک مذهبی تمامعیار زیست میکنند، ابعادی بهمراتب پیچیدهتر و فرسایندهتر به خود میگیرد. در چنین ساختاری، ماشین کنترل اجتماعی از روز اول تولد، مسئولیت مهندسی میل، تعریف ارزشها و جهتدهی به جریان آگاهی را انحصاری کرده است.
رسانهها، تریبونها و نهادهای رسمی، روزانه خوراک فکری ازپیشجویدهای را به خورد جان جمعی میدهند که هدف نهاییاش، تولید انسانهایی همشکل و تابع است.
در دل این میدان فشار، مرز میان خواست درونی و بازتاب اراده قدرت حاکم بهتدریج رنگ میبازد. الگوریتمهای دیجیتال در بیرون و سیستمهای عقیدتی ایدئولوژیک در درون، دستبهدست هم میدهند تا فضایی برای نفس کشیدن تردید باقی نگذارند. پرسشگری به جرمی پنهان تبدیل میشود و تفکر انتقادی زیر وزن بارهای سنگین باورهای رسمی، سر خم میکند.
خودآیینی فکری در چنین منظومهای، بیش از آنکه یک انتخاب ساده باشد، تقلاییست مداوم برای حفظ مرزهای باریک «منِ مستقل» در برابر هجوم بیرحم ماشینهای کلانپیکر جهتدهی، ماشینی که تلاش میکند حتی خلوتترین زاویههای ذهن را نیز با فرمولهای مذهبی و سیاسی خود تسخیر کند.
با این همه، انسان در این تقابل، تابآورتر از آن است که به تمامی در قالبهای دیکتهشده ذوب شود. هرچند نظارت حداکثری، دامنه انتخاب را تنگ میکند، اما هر تردید آرام در ذهن، هر نگاه مورب به شعارهای رسمی و هر وقفه کوتاه پیش از پذیرش باورهای تحمیلی، نشانهای از حیات سرسختانه خودآیینی است.
خودآیینی فکری در این اقلیم، نه یک پیروزی پرهیاهو، که عادتی برای پسگرفتن حقِ مالکیت بر تن و اندیشه است، تلاشی برای اینکه در میان هیاهوی مداوم آیینها و الگوریتمها، صدای درون خویش گم نشود.
#خودآیینی #آزاداندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه در میان حجم انبوه جهتدهیها، خودمختار بمانیم؟
انسان امروز در هزارتوئی از جریانهای نامرئی دستوپا میزند که در آنها، ماشینها و الگوریتمها پیش از آنکه خود فرد اراده کند، مسیر خواستن، پسندیدن و اندیشیدن را ترسیم کردهاند.
این مهار نامحسوس در بستر جوامعی که زیر سایه یک ساختار ایدئولوژیک مذهبی تمامعیار زیست میکنند، ابعادی بهمراتب پیچیدهتر و فرسایندهتر به خود میگیرد. در چنین ساختاری، ماشین کنترل اجتماعی از روز اول تولد، مسئولیت مهندسی میل، تعریف ارزشها و جهتدهی به جریان آگاهی را انحصاری کرده است.
رسانهها، تریبونها و نهادهای رسمی، روزانه خوراک فکری ازپیشجویدهای را به خورد جان جمعی میدهند که هدف نهاییاش، تولید انسانهایی همشکل و تابع است.
در دل این میدان فشار، مرز میان خواست درونی و بازتاب اراده قدرت حاکم بهتدریج رنگ میبازد. الگوریتمهای دیجیتال در بیرون و سیستمهای عقیدتی ایدئولوژیک در درون، دستبهدست هم میدهند تا فضایی برای نفس کشیدن تردید باقی نگذارند. پرسشگری به جرمی پنهان تبدیل میشود و تفکر انتقادی زیر وزن بارهای سنگین باورهای رسمی، سر خم میکند.
خودآیینی فکری در چنین منظومهای، بیش از آنکه یک انتخاب ساده باشد، تقلاییست مداوم برای حفظ مرزهای باریک «منِ مستقل» در برابر هجوم بیرحم ماشینهای کلانپیکر جهتدهی، ماشینی که تلاش میکند حتی خلوتترین زاویههای ذهن را نیز با فرمولهای مذهبی و سیاسی خود تسخیر کند.
با این همه، انسان در این تقابل، تابآورتر از آن است که به تمامی در قالبهای دیکتهشده ذوب شود. هرچند نظارت حداکثری، دامنه انتخاب را تنگ میکند، اما هر تردید آرام در ذهن، هر نگاه مورب به شعارهای رسمی و هر وقفه کوتاه پیش از پذیرش باورهای تحمیلی، نشانهای از حیات سرسختانه خودآیینی است.
خودآیینی فکری در این اقلیم، نه یک پیروزی پرهیاهو، که عادتی برای پسگرفتن حقِ مالکیت بر تن و اندیشه است، تلاشی برای اینکه در میان هیاهوی مداوم آیینها و الگوریتمها، صدای درون خویش گم نشود.
#خودآیینی #آزاداندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤1👌1
جداسازی اندیشه از هویت
چرا نقد اندیشه، حمله به هویت تعبیر میشود؟
در فضای فکری برخی از ما، مرز میان باور و وجود به شدت مخدوش است و اندیشه انسانها نه به عنوان ابزاری سیال برای شناخت جهان، بلکه به مثابه پوستهای دفاعی و چسبیده به هویت فردی شناخته میشود.
در این ساختار سنتی و ریشهدار، وقتی ایدهای به چالش کشیده میشود یا زیر تیغ نقد میرود، صاحب آن ایده بلافاصله احساس میکند که کل وجود، اصالت و شرافتش هدف هجوم قرار گرفته است.
ذهن جمعی عادت کرده است عقاید را با ریشههای خونی و حیثیتی گره بزند و به جای برخورد با استدلال، به دفاع از سنگر شخص بلند شود.
این همانی میان فکر و هویت، ریشه در جوامعی دارد که در آنها استقلال فردی و تفکر انتقادی به رسمیت شناخته نشده است. وقتی فرد در بستری رشد میکند که اعتبارش نه بر پایه انتخابهای آگاهانه، بلکه بر اساس وابستگی به مجموعهای از باورهای از پیش تعیین شده سنجیده میشود، نقد آن باور به معنای خلع سلاح کردن و فروپاشی شخصیتی اوست.
در چنین فضایی، اندیشه لباس حریم خصوصی میپوشد و هر پرسشی پیرامون اعتبار یک گزاره، به خصومت شخصی تعبیر میشود. گفتگو جای خود را به میدان جنگ میدهد و افراد به جای تحلیل گزارهها، سنگر میگیرند تا از آبرو و اعتبار فردی خود دفاع کنند.
نتیجه این در هم تنیدگی، فلج شدن جریان زنده اندیشه و شکلگیری فرهنگ سکوت یا تملق است. کسی جرات نمیکند خطایی را در ساختار یک تفکر نمایان کند، زیرا هزینه اجتماعی این جراتورزی، ترور شخصیت و طرد شدن از دایره امن گروه است.
از اینروی تا زمانی که نتوان میان آنچه انسان میاندیشد و آنچه انسان هست فاصلهای امن ایجاد کرد، هر نقد علمی یا اجتماعی به خصومتی شخصی تبدیل میشود.
بقای این فرهنگ بسته در گرو همین عدم تفکیک است؛ فضایی که در آن اندیشهها مصون از پرسش میمانند، چون حاملان آنها اجازه نمیدهند کسی به حریم هویتشان نزدیک شود.
#تفکر_انتقادی #آزاداندیشی #باور #هویت #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا نقد اندیشه، حمله به هویت تعبیر میشود؟
در فضای فکری برخی از ما، مرز میان باور و وجود به شدت مخدوش است و اندیشه انسانها نه به عنوان ابزاری سیال برای شناخت جهان، بلکه به مثابه پوستهای دفاعی و چسبیده به هویت فردی شناخته میشود.
در این ساختار سنتی و ریشهدار، وقتی ایدهای به چالش کشیده میشود یا زیر تیغ نقد میرود، صاحب آن ایده بلافاصله احساس میکند که کل وجود، اصالت و شرافتش هدف هجوم قرار گرفته است.
ذهن جمعی عادت کرده است عقاید را با ریشههای خونی و حیثیتی گره بزند و به جای برخورد با استدلال، به دفاع از سنگر شخص بلند شود.
این همانی میان فکر و هویت، ریشه در جوامعی دارد که در آنها استقلال فردی و تفکر انتقادی به رسمیت شناخته نشده است. وقتی فرد در بستری رشد میکند که اعتبارش نه بر پایه انتخابهای آگاهانه، بلکه بر اساس وابستگی به مجموعهای از باورهای از پیش تعیین شده سنجیده میشود، نقد آن باور به معنای خلع سلاح کردن و فروپاشی شخصیتی اوست.
در چنین فضایی، اندیشه لباس حریم خصوصی میپوشد و هر پرسشی پیرامون اعتبار یک گزاره، به خصومت شخصی تعبیر میشود. گفتگو جای خود را به میدان جنگ میدهد و افراد به جای تحلیل گزارهها، سنگر میگیرند تا از آبرو و اعتبار فردی خود دفاع کنند.
نتیجه این در هم تنیدگی، فلج شدن جریان زنده اندیشه و شکلگیری فرهنگ سکوت یا تملق است. کسی جرات نمیکند خطایی را در ساختار یک تفکر نمایان کند، زیرا هزینه اجتماعی این جراتورزی، ترور شخصیت و طرد شدن از دایره امن گروه است.
از اینروی تا زمانی که نتوان میان آنچه انسان میاندیشد و آنچه انسان هست فاصلهای امن ایجاد کرد، هر نقد علمی یا اجتماعی به خصومتی شخصی تبدیل میشود.
بقای این فرهنگ بسته در گرو همین عدم تفکیک است؛ فضایی که در آن اندیشهها مصون از پرسش میمانند، چون حاملان آنها اجازه نمیدهند کسی به حریم هویتشان نزدیک شود.
#تفکر_انتقادی #آزاداندیشی #باور #هویت #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌3
Forwarded from گفتوشنود
اصلاحات در کتابهای درسی عربستان با تمرکز بر مدارا و همزیستی
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌17💯1
Forwarded from گفتوشنود
مصلحان فکری و هزینه گفتن حرف تازه
تاریخ چگونه با کسانی که زودتر از زمانهشان فکر کردند تسویهحساب کرد؟
سقراط، فیلسوف آتنی، در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام «فاسد کردن جوانان» و «انکار خدایان شهر» محاکمه و به مرگ محکوم شد. آنچه امروز از محاکمهی او میدانیم، عمدتا از طریق نوشتههای شاگردش افلاطون در «دفاعیهی سقراط» به دست ما رسیده؛ روایتی که نشان میدهد اتهام اصلی سقراط نه خشونت یا فساد مالی، بلکه عادتش به پرسیدن سوالهایی بود که قطعیتهای پذیرفتهشدهی شهروندان آتنی را متزلزل میکرد.
جوردانو برونو، راهب و فیلسوف ایتالیایی قرن شانزدهم، به دلیل دفاع از این ایده که جهان بینهایت و خورشید تنها یکی از بیشمار ستارگان است نه مرکز واحد کیهان توسط دیوان تفتیش عقاید رومی محاکمه و در سال ۱۶۰۰ در میدان کامپو دِ فیوری رم سوزانده شد.
اسناد محاکمه او که مورخانی چون لوئیجی فیرپو در دهههای اخیر بازخوانی کردهاند، نشان میدهد اتهامات او بیشتر ماهیت الهیاتی داشت تا صرفا علمی، اما نقطه مشترک با پرونده سقراط، مجازات به دلیل عدم تمکین از چارچوب فکری مسلط بود.
بارینگتون مور جونیور، جامعهشناس تاریخی آمریکایی، در «ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» (۱۹۶۶) با مطالعه تطبیقی چند جامعه نشان داد مقاومت نهادهای قدرتمند در برابر تغییر فکری، الگویی تکرارشونده در طول تاریخ است؛ نهادهایی که منافعشان به حفظ یک روایت یا نظم خاص گره خورده، معمولاً پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهند، به سرکوب حامل آن ایده متوسل میشوند.
نمونهای نزدیکتر به زمان ما، سرگذشت گالیله است؛ او در سال ۱۶۳۳ توسط دیوان تفتیش عقاید کلیسا به دلیل دفاع از نظریه خورشیدمرکزی مجبور به انکار رسمی دیدگاه علمیاش شد و باقی عمر را در حصر خانگی گذراند.
آنچه این پرونده را از پروندهی برونو متمایز میکند، سرنوشت پس از مرگ اوست: کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۹۲، رسما و پس از نزدیک به ۳۶۰ سال، محکومیت گالیله را نادرست اعلام کرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پروندههای تاریخی برمیآید، الگویی است که در آن، هزینه بهچالشکشیدن یک باور مسلط، اغلب بلافاصله و توسط کسی پرداخت میشود که آن را مطرح کرده، در حالیکه پذیرش عمومی درستی آن ایده، ممکن است نسلها به تاخیر بیفتد.
#تفکر_انتقادی #نقد_دین #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ چگونه با کسانی که زودتر از زمانهشان فکر کردند تسویهحساب کرد؟
سقراط، فیلسوف آتنی، در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام «فاسد کردن جوانان» و «انکار خدایان شهر» محاکمه و به مرگ محکوم شد. آنچه امروز از محاکمهی او میدانیم، عمدتا از طریق نوشتههای شاگردش افلاطون در «دفاعیهی سقراط» به دست ما رسیده؛ روایتی که نشان میدهد اتهام اصلی سقراط نه خشونت یا فساد مالی، بلکه عادتش به پرسیدن سوالهایی بود که قطعیتهای پذیرفتهشدهی شهروندان آتنی را متزلزل میکرد.
جوردانو برونو، راهب و فیلسوف ایتالیایی قرن شانزدهم، به دلیل دفاع از این ایده که جهان بینهایت و خورشید تنها یکی از بیشمار ستارگان است نه مرکز واحد کیهان توسط دیوان تفتیش عقاید رومی محاکمه و در سال ۱۶۰۰ در میدان کامپو دِ فیوری رم سوزانده شد.
اسناد محاکمه او که مورخانی چون لوئیجی فیرپو در دهههای اخیر بازخوانی کردهاند، نشان میدهد اتهامات او بیشتر ماهیت الهیاتی داشت تا صرفا علمی، اما نقطه مشترک با پرونده سقراط، مجازات به دلیل عدم تمکین از چارچوب فکری مسلط بود.
بارینگتون مور جونیور، جامعهشناس تاریخی آمریکایی، در «ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» (۱۹۶۶) با مطالعه تطبیقی چند جامعه نشان داد مقاومت نهادهای قدرتمند در برابر تغییر فکری، الگویی تکرارشونده در طول تاریخ است؛ نهادهایی که منافعشان به حفظ یک روایت یا نظم خاص گره خورده، معمولاً پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهند، به سرکوب حامل آن ایده متوسل میشوند.
نمونهای نزدیکتر به زمان ما، سرگذشت گالیله است؛ او در سال ۱۶۳۳ توسط دیوان تفتیش عقاید کلیسا به دلیل دفاع از نظریه خورشیدمرکزی مجبور به انکار رسمی دیدگاه علمیاش شد و باقی عمر را در حصر خانگی گذراند.
آنچه این پرونده را از پروندهی برونو متمایز میکند، سرنوشت پس از مرگ اوست: کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۹۲، رسما و پس از نزدیک به ۳۶۰ سال، محکومیت گالیله را نادرست اعلام کرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پروندههای تاریخی برمیآید، الگویی است که در آن، هزینه بهچالشکشیدن یک باور مسلط، اغلب بلافاصله و توسط کسی پرداخت میشود که آن را مطرح کرده، در حالیکه پذیرش عمومی درستی آن ایده، ممکن است نسلها به تاخیر بیفتد.
#تفکر_انتقادی #نقد_دین #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3🕊2💯2
Forwarded from گفتوشنود
پیتر بوقوسیان
چگونه بدون جدل، کسی را به تردید در باورش واداریم؟
پیتر بوقوسیان، فیلسوف آمریکایی و مدرس سابق دانشگاه ایالتی پورتلند، برخلاف بسیاری از منتقدان دین، علاقهای به مناظرههای داغ و اثبات نادرستی خدا نداشت. حوزه تخصصی او فلسفه تعلیم و تربیت و معرفتشناسی بود؛ و همین زمینه، او را به پرسشی متفاوت رساند: بهجای بحث درباره «آیا خدا وجود دارد؟»، چرا از خود فرایند باورکردن نپرسیم؟
سال ۲۰۱۳، بوقوسیان کتاب A Manual for Creating Atheists را منتشر کرد؛ عنوانی که در فارسی میتوان آن را «راهنمای خداناباورشدن» ترجمه کرد. ایده مرکزی کتاب این بود: بهجای حمله به باور دینی، باید از باورمند پرسید «چگونه به این باور رسیدی؟» و «چه شواهدی میتواند نظرت را تغییر دهد؟»
او این روش را «استخراج معرفتشناختی» نامید؛ گفتوگویی سقراطی که هدفش شکستدادن طرف مقابل نیست، بلکه واداشتن او به بازبینی خود فرایند فکریاش است. به باور بوقوسیان، مشکل اصلی «ایمان» نه محتوای آن، بلکه پذیرش باور بدون نیاز به شواهد کافی است؛ او این الگو را نوعی «ویروس معرفتی» توصیف کرد که فراتر از دین، در باورهای شبهعلمی و سیاسی نیز دیده میشود.
این رویکرد، بوقوسیان را بعدها به بنیانگذاری جنبش «معرفتشناسی خیابانی» (Street Epistemology) سوق داد؛ روشی که در آن، گفتوگوهای مستندشده با افراد عادی درباره باورهایشان، بدون قصد اثبات درست یا غلطبودن، در فضای مجازی منتشر میشد.
نگاه او امروز در آموزش تفکر انتقادی و روشهای گفتوگوی بدون خصومت درباره باور، همچنان الهامبخش است.
#پرسشگری #تفکر_انتقادی #باور #ایمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه بدون جدل، کسی را به تردید در باورش واداریم؟
پیتر بوقوسیان، فیلسوف آمریکایی و مدرس سابق دانشگاه ایالتی پورتلند، برخلاف بسیاری از منتقدان دین، علاقهای به مناظرههای داغ و اثبات نادرستی خدا نداشت. حوزه تخصصی او فلسفه تعلیم و تربیت و معرفتشناسی بود؛ و همین زمینه، او را به پرسشی متفاوت رساند: بهجای بحث درباره «آیا خدا وجود دارد؟»، چرا از خود فرایند باورکردن نپرسیم؟
سال ۲۰۱۳، بوقوسیان کتاب A Manual for Creating Atheists را منتشر کرد؛ عنوانی که در فارسی میتوان آن را «راهنمای خداناباورشدن» ترجمه کرد. ایده مرکزی کتاب این بود: بهجای حمله به باور دینی، باید از باورمند پرسید «چگونه به این باور رسیدی؟» و «چه شواهدی میتواند نظرت را تغییر دهد؟»
او این روش را «استخراج معرفتشناختی» نامید؛ گفتوگویی سقراطی که هدفش شکستدادن طرف مقابل نیست، بلکه واداشتن او به بازبینی خود فرایند فکریاش است. به باور بوقوسیان، مشکل اصلی «ایمان» نه محتوای آن، بلکه پذیرش باور بدون نیاز به شواهد کافی است؛ او این الگو را نوعی «ویروس معرفتی» توصیف کرد که فراتر از دین، در باورهای شبهعلمی و سیاسی نیز دیده میشود.
این رویکرد، بوقوسیان را بعدها به بنیانگذاری جنبش «معرفتشناسی خیابانی» (Street Epistemology) سوق داد؛ روشی که در آن، گفتوگوهای مستندشده با افراد عادی درباره باورهایشان، بدون قصد اثبات درست یا غلطبودن، در فضای مجازی منتشر میشد.
نگاه او امروز در آموزش تفکر انتقادی و روشهای گفتوگوی بدون خصومت درباره باور، همچنان الهامبخش است.
#پرسشگری #تفکر_انتقادی #باور #ایمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👍4👌1