آموزشکده توانا
51.3K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
آنجا «متروپولیتن» است، این‌جا «تخت‌جمشید»!

هرچند ایرانیان یکی از #افتخارات خود را پیشینه تاریخی سرزمین کهن‌شان می‌دانند، اما متاسفانه برخی از افراد بدون توجه به #هویت تاریخی و باستانی ایران و در تناقضی آشکار با این روحیه، #آثارتاریخی را تخته‌سیاه یادگاری‌نویسی خود می‌بینند و نام، تاریخ حضورشان در مکان و حتی جملاتی که به ذهن‌شان می‌آید را به راحتی و بدون هیچ دغدغه‌ای روی بناهای تاریخی حک می‌کنند.

«تخت‌جمشید»، پایه‌های «سی‌وسه‌پل» و «پل خواجو»،‌ «میدان جهانی نقش جهان»، «چهل‌ستون»، «حمام فین کاشان»، «چهارطاقی نیاسر»، ستون‌های کاخ «آپادانا در شوش»، گنبد «علویان در همدان»،‌ در چوبی «قلعه شوش» و جداره‌های «پیرچک‌چک یزد»،‌ «پل کهنه دزفول» و حتی بدنه‌ی درختان کهنسال و دیواره‌ی غارها از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و هر کدام به نحوی هنوز زخم‌های یادگارنویسانی که خود را برای ثبت و ضبط نام‌شان در آینده آماده کرده‌اند،‌ به دوش می‌کشند.

در موزه‌ی «متروپولیتن» نیویورک، بازدیدکنندگان، از تمام قاره‌ها و فرهنگ‌ها، مستقیما به این آثار دسترسی دارند، اما کسی به آنها دست نمی‌زند. با آن‌ها عکس یادگاری می‌گیرند، اما رویشان یادگاری نمی‌نویسند. این موزه‌ی کهن که در 1872 میلادی درهای خود را به روی بازدیدکنندگانش گشود، آن‌قدر به فرهنگ حفاظت از میراث و تاریخ مخاطبان‌اش اعتماد دارد که برخی از آثار کهن خود مانند «مجسمه سنگ آهکی متعلق به 6 قرن قبل از میلاد» را در دسترس مستقیم بازدیدکنندگانش قرار می‌دهد و آن‌ها هم با شیء ارزشمند عکس یادگاری می‌گیرند، اما نه یادگاری روی آن می‌نویسند، نه اثری مخدوش می‌شود و نه شیءای گم.


«علیرضا کاظم‌لو»، روانشناس پیش از این در بررسی جنبه‌های روانی این پدیده، به ایسنا گفته بود: از بُعد روانکاوی، برخی افراد که توانایی ارضای نیاز به ماندگاری را از طریق روش‌های صحیح ندارند، دست به اعمال #مخرب می‌زنند.

ایرج ابراهیمی، جامعه‌شناس نیز در این رابطه به خبرنگار ایسنا اظهار کرده بود: «میل به #جاودانگی» به‌طور طبیعی در همه افراد وجود دارد و نمی‌توان کسی را یافت که رویای ماندگاری نام خود را در تاریخ نداشته باشد.

(شما چه فکر می‌کنید؟)

بیشتر بخوانید: bit.ly/1mHWt9C

@Tavaana_Tavaanatech
Forwarded from گفت‌وشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی می‌تواند آزادی انسان را محدود کند.

پیام همراهان

میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه می‌شود، به دنبال راه‌هایی برای «ماندن» می‌گردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، می‌تواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش می‌کنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.

راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، می‌توان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مرده‌ایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.

پروژهٔ جاودانگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگان‌بخشانه همه راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم می‌کند.

کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او می‌تواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند:

اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانه‌ای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟

«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم»

#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊10👍3