آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی در ذات خود ناقض حقوق‌ بشر است

«همان اصل چهار قانون اساسی به‌تنهایی کافی ست تا ما عدم مشروعیت کل سیستم جمهوری اسلامی و نابرابری نهاینه‌شدن در آن را به اثبات برسانیم. تجربه ۴۶ ساله جمهوری اسلامی هم نشان داده که این حکومت در ذات خود نابرابر است و حقوق شهروندان را نقض می‌کند. این موضوع به عملکرد مجریان قانون ربطی ندارد و نتیجه مستقیم اجرای قانون اساسی است. هر کسی که باور متفاوتی با باور شیعی حاکم داشته باشد، در وضعیت نامناسبی قرار خواهد گرفت.»

شاهین ‌میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق‌بشر، در برنامه بگو_بشنو ۶۷ با موضوع «آیا قانون اساسی ولایت فقیه ناقض حقوق‌بشر است؟» می‌گوید: «جمهوری اسلامی در ذات خود ناقض حقوق‌بشر است.»

این برنامه ۳ مرداد ۱۴۰۳ با نیره انصاری، حقوق‌دان، شاهین صادق‌زاده‌میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق‌بشر ایران، میرزامحمد مهرابی، منتقد مذهبی و شماری از صاحب‌نظران و کنشگران در اتاق کلاب‌هاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.

لینک کامل بگو-بشنو، ۶۷: آیا قانون اساسی «ولایت فقیه» ناقض حقوق بشر است؟

لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/ir-violator-human-rights/

لینک یوتیوب:
https://youtu.be/_k7mc44BjLM

لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/3DYr3BKTmWAF9keY8

#گفتگو_توانا #حقوق_بشر #ولایت_فقیه #قانون_اساسی
👍20💯31👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

ستبرترین وضعیت استبدادی، امر ولائی است

حاتم قادری در گفتگو با حسین رزاق.

گفت‌وشنود- در نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت مطلقه فقیه به‌عنوان بالاترین و غیرقابل‌چالش‌ترین مرجع قدرت، تجلی عینی استبدادی‌ترین شکل حکمرانی است.

این نظام، با اتکا بر امر ولائی، ساختاری را بنا کرده که در آن اراده‌ی فردی ولی‌فقیه بر تمامی نهادهای سیاسی، اجتماعی و حتی شخصی افراد سایه افکنده است.

ولایت مطلقه نه‌تنها هرگونه تفکیک قوا را از معنا تهی می‌کند، بلکه امکان هر نوع نظارت و محدودسازی قدرت را نیز از بین می‌برد.

در چنین سیستمی، قانون نه محصول اراده‌ی عمومی بلکه ابزاری در خدمت توجیه و تحکیم قدرت ولی‌فقیه است و هرگونه مخالفت یا نقد، نه به‌عنوان کنشی سیاسی، بلکه به‌عنوان مقابله با اراده‌ی الهی سرکوب می‌شود.

@studio_patt

#استبداد #ولایت_فقیه #شیعه_گری #اسلامگرایی #دموکراسی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍234
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومت مبتنی بر قانون اساسی، لزوما دموکراتیک نیست

یکی از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، «ولایت فقیه» است؛ اصلی که به تنهایی ناقض بسیاری از حقوق ابتدایی ایرانیان است. وجود این اصل، یکی از دلایلی است که گواهی می‌دهد صرف داشتن قانون اساسی به معنی برقراری دموکراسی در یک کشور نیست.

https://www.youtube.com/watch?v=-YV_CQcKnd4

#پادکست #قانون_اساسی #درس_گفتارهای_مدنی #ولایت_فقیه #دموکراسی #دیکتاتوری
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قانون اساسی جمهوری اسلامی باعث آپارتاید دینی و مذهبی است

«قانون اساسی از یک طرف مدعی به‌رسمیت‌شناختن قدرت مردم است، از طرف دیگر با سپردن قدرت مطلقه به ولایت فقیه، یک سد را در برابر حاکمیت مردم قرار می‌دهد. استبداد دینی بحران بنیادین جامعه ایران محسوب می‌شود. واقعیت این است این بحران، تفویض قدرت به ولی مطلقه‌شیعه، نتیجه مستقیم تحقق اراده و آرزوی برتری‌جویانه دینی اکثریت شیعه در ایران بوده است.»

نیره انصاری، حقوق‌دان، در برنامه بگو_بشنو ۶۷ با موضوع «آیا قانون اساسی ولایت فقیه ناقض حقوق‌بشر است؟» می‌گوید: «قانون اساسی جمهوری اسلامی باعث آپارتاید دینی و مذهبی است.»

این برنامه ۳ مرداد ۱۴۰۳ با نیره انصاری، حقوق‌دان، شاهین صادق‌زاده‌میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق‌بشر ایران، میرزامحمد مهرابی، منتقد مذهبی، و شماری از صاحب‌نظران و کنشگران در اتاق کلاب‌هاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.

لینک برنامه کامل بگو-بشنو، ۶۷: آیا قانون اساسی «ولایت فقیه» ناقض حقوق بشر است؟

لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/ir-creator-religious-appadition/

لینک یوتیوب:
https://youtu.be/l1gnTLQfySo

لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/bTjSzNh1sSaEAqr47

#گفتگو_توانا #دین_اسلام #ولایت_فقیه #قانون_اساسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍17
Forwarded from گفت‌وشنود

اول:
ولایت فقیه مفهومی است که حتی در میان فقهای بزرگ شیعه نیز با مخالفت‌های جدی مواجه شده است. بسیاری از فقهای برجسته مانند منتظری، شریعتمداری، و سیستانی این نظریه را یا رد کرده‌اند یا به شدت محدودش کرده‌اند.
مبنای رد آن روشن است: در فقه شیعه، ولایت به معنای اداره‌ مطلق امور مردم بدون رضایت عمومی و بدون نظارت، نه مشروع است و نه مقبول. فقیه، حتی اگر عادل باشد، حق ندارد خود را جایگزین رأی مردم کند یا بی‌واسطه بر آنان حکومت کند، به‌ویژه در زمان غیبت امام معصوم. از دیدگاه منتقدان، ولایت فقیه با اصل «شور» در اسلام و با دموکراسی و حقوق بشر در تضاد کامل است.

دوم:
ادعای اولیه‌ روح‌الله خمینی مبنی بر این‌که «ولایت فقیه برای جلوگیری از دیکتاتوری است» به‌وضوح در عمل نقض شد. آنچه پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران شکل گرفت، یک دیکتاتوری دینی بود که نه تنها از اراده مردم فاصله گرفت، بلکه با سرکوب، حذف مخالفان، و تمرکز شدید قدرت در دست رهبر، عملاً بنیان‌گذار نوعی حکومت استبدادی تمام‌عیار شد. خامنه‌ای این ساختار را توسعه داد و آن را به شکل یک ماشین سرکوب کامل درآورد؛ با تسلط بر قوه‌های سه‌گانه، رسانه‌ها، نیروهای نظامی و امنیتی، و نهادهای اقتصادی. آنچه امروز در جمهوری اسلامی دیده می‌شود نه «ولایت فقیه» به معنای نظارت معنوی، بلکه دیکتاتوری مطلق یک فرد است که با تکیه بر قدرت فقهی، مشروعیت‌سازی دروغین کرده است.

شما چه فکر می‌کنید؟
آیا ولایت فقیه برای جلوگیری از دیکتاتوری بود یا زمینه‌ساز آن شد؟

#ولایت_فقیه #دیکتاتوری_مذهبی #حکومت_اسلامی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍30
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت مرگ (عوامل جنایت قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷)

بی‌بی‌سی فارسی به یک فایل صوتی دست یافته است که در آن آیت‌الله حسینعلی منتظری برای دومین بار با سه عضو اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ ملقب به «هیئت مرگ» صحبت می‌کند.
این نخستین بار است که این فایل و محتوای آن فاش می‌شود. در این فایل قائم مقام وقت رهبری ایران در جلسه‎‌ای سه ماه پیش از برکناری‌اش، با انتقاد شدید از اعدام زندانیان سیاسی می‌گوید که ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است.
در فایل صوتی جدید جزئیاتی از اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ مطرح می‌شود که در ۳۶ سال گذشته در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.
این جلسه ۹ دی ماه ۱۳۶۷ در بیت‌ آیت‌الله منتظری در قم برگزار شد.
علاوه بر آیت‌الله منتظری، دیگر حاضران این جلسه مسئولان قضائی وقت هستند: حسینعلی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و ابراهیم رئیسی (معاون گروهکی دادستان). جان‌به‌دربردگان و خانواده زندانیان سیاسی دهه شصت از این افراد با عنوان «هیئت مرگ» یاد می‌کنند.
در جریان جلسه، نام مسئولان ارشد حکومت و همچنین نقش و موضع آنها درباره اعدام‌های تابستان در سال ۱۳۶۷ مطرح می‌شود: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، احمد خمینی، مسئول بیت رهبر وقت و عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضائی.

منبع:
@bbcpersian

#ولایت_فقیه #نه_به_اعدام #دهه_شصت #تابستان۶۷ #منتظری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍335🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود

اصولا شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه چه معنی دارد؟

آيا هرکس که با اين نظريه مخالف است مستحق مرگ است؟

اساسا چند نفر از جمعیت ایران ضد ولایتفقیه هستند و این شعار که در ادبیات سیاسی نظام و طرفدارانش جایگاه ویژه دارد، خواستار مرگ آنهاست؟

چرا حاکميت به اين شعار که مخالف صريح اصل ۲۳ قانون اساسی است دامن ميزند؟

اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
«تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»

شعاری که برآمده از یک نظریه فقهی و قرائت خاص شیعی است که بسیاری از فقهای و مراجع شیعه هم با آن مخالفند.
شعار و دیدگاهی که بواسطه آن بسیاری از ایرانیان از حقوقی چون آزادی عقیده و بیان محروم شده‌اند.

شما چطور فکر می‌کنید؟

#حکومت_فقهی #شیعه_گری #حکومت_ایدئولوژیک #ولایت_فقیه #گفتگو_توانا
👍132
Forwarded from گفت‌وشنود

از جمهوریت تا عبودیت؛
حقیقت تلخ رابطه مردم و حاکمان در جمهوری اسلامی

اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بزرگ‌ترین دروغ جمهوری اسلامی همان واژه «جمهوری» در نام آن است. در یک جمهوری واقعی، رابطه میان مردم و حاکمان بر اساس اصل وکیل و موکل شکل می‌گیرد. مردم، صاحبان قدرت‌اند و حاکمان تنها وکلای موقت آنان؛ و همان‌طور که هر موکلی حق دارد وکیل خود را عزل کند، مردم هم حق دارند حاکمانشان را برکنار کنند. این اصل، شالوده دموکراسی و اساس مسئولیت‌پذیری قدرت است.

اما در جمهوری اسلامی، رابطه‌ای کاملاً متفاوت حاکم است؛ رابطه‌ای که بیشتر از جنس عبد و مولا است تا موکل و وکیل. ولی فقیه در این نظام جایگاهی دارد که نه انتخاب مردم او را تعیین می‌کند و نه اراده مردم توان عزل او را دارد. او عملاً «مولا»یی است که بر سرنوشت «عباد» حکومت می‌کند. مردم در بهترین حالت، مجازند در انتخابات‌هایی شرکت کنند که پیشاپیش فیلتر شورای نگهبان دایره‌ی انتخاب‌شان را محدود کرده است. یعنی حق انتخاب واقعی وجود ندارد، بلکه فقط حق رأی دادن میان گزینه‌های گزینش‌شده باقی می‌ماند.

مصادیق این رابطه عمودی فراوان است:

اصل ۱۱۰ قانون اساسی اختیاراتی شبیه به یک سلطان مطلقه به ولی فقیه داده است.

شورای نگهبان، منصوب رهبر، هر صدایی را که خلاف میل قدرت باشد حذف می‌کند.

در اعتراضات مردمی، به جای پاسخگویی، حکومت مردم را «اغتشاشگر» و «فتنه‌گر» می‌نامد؛ همانند عبیدی که حق مطالبه از مولای خود ندارند.

حتی رسانه ملی، که قرار است صدای ملت باشد، عملاً «رسانه ولی فقیه» است و رئیس آن مستقیماً از سوی او منصوب می‌شود.

اینها همه نشان می‌دهد که در جمهوری اسلامی، مردم نه «شریک قدرت» بلکه «مطیع قدرت» هستند. ظواهر انتخاباتی تنها پوششی است برای مشروعیت‌بخشی به یک نظام ولایی که ماهیتاً غیردموکراتیک است.

نتیجه روشن است: رابطه‌ای که بر اساس عبد و مولا تعریف شود، نه اصلاح‌پذیر است و نه با اصل جمهوریت سازگار. چنین رابطه‌ای دیر یا زود شکاف میان مردم و حاکمان را عمیق‌تر می‌کند و جامعه را به سمت بی‌اعتمادی، اعتراض و حتی گسست سیاسی می‌برد. اگر جمهوری اسلامی واقعاً به جمهوریت خود وفادار بود، باید نخستین گام را بر می‌داشت: پذیرش حق مردم برای عزل حاکمان، حتی در بالاترین سطح قدرت. چیزی که امروز در عمل محال است.

#جمهوری_اسلامی #ولایت_فقیه #دموکراسی #مردم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💯177👍1👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


عین‌الله رضازاده جویباری، روحانی مخالف استبداد دینی، در یک پیام صوتی از زندان اوین با لحنی تند و انتقادی وضعیت حاکم بر ایران را تشریح کرده است. او سخنان خود را با تأکید بر حقوق بشر، آزادی عقیده، مبارزه با تبعیض و مخالفت با شکنجه آغاز می‌کند و سپس به «قصاب ایران» لقب دادن رهبر جمهوری اسلامی می‌پردازد که به گفته او با سرکوب منتقدان و مخالفان و بستن فضای سیاسی کشور، مشروعیت خود را از دست داده است.

رضازاده جویباری تأکید می‌کند که ساختار ولایت فقیه، کشور را به ناکارآمدی، فساد و بحران کشانده و با حذف اصلاح‌طلبی، جامعه را به سمت براندازی سوق داده است. او در این پیام، چهل‌وهفت سال پس از انقلاب ۱۳۵۷ را «سیاه‌ترین و تاریک‌ترین دوره تاریخ ایران» می‌نامد و از فروپاشی اقتصادی، تورم بالای ۸۰ درصدی، سقوط ارزش پول ملی و فروپاشی اخلاقی در جامعه سخن می‌گوید.

او در ادامه به بحران مشروعیت رژیم اشاره کرده و می‌گوید حتی نمایش انتخابات ۱۴۰۳ نتوانسته این بحران را برطرف کند. وی معتقد است جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده و با سیاست‌های جنگ‌طلبانه، ایران را در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخی خود قرار داده و بر طبل جنگ می‌کوبد، در حالی که ملت ایران دیگر تحمل جنگ جدیدی را ندارند.

رضازاده جویباری همچنین به نقض گسترده حقوق بشر اشاره می‌کند؛ از جمله شکنجه زندانیان سیاسی، مرگ‌های مشکوک، اعدام‌ها، شلاق، سرکوب زنان، ممنوعیت فعالیت احزاب و اتحادیه‌ها و سانسور شدید رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی. او می‌گوید این رژیم به دلیل کشتارها و شرارت‌های خود «خودبه‌خود منعزل است» و باید محاکمه شود.

او در پایان خطاب به مردم ایران تأکید می‌کند که «هیچ ملتی نمی‌تواند گذشته تازه‌ای برای خود بسازد، اما می‌تواند آینده‌اش را تغییر دهد». وی خواستار رفراندوم به‌عنوان مسالمت‌آمیزترین راه برای تعیین اراده ملت شده و پرسش اصلی خود را چنین مطرح می‌کند: «با این رژیم سرکش و کودک‌کش چه باید کرد؟ و چه باید کرد که دیکتاتوری دوباره بازتولید نشود؟»

📍 زندان اوین – پنج‌شنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۴

#حقوق_بشر #آزادی_عقیده #زندانی_عقیدتی #روحانیت_شیعه #ولایت_فقیه #بیانیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
13👌6
Forwarded from گفت‌وشنود

عرفان و استبداد؛
از مراد و مرید تا ولایت مطلقه فقیه!
بازخوانی انتقادی اندیشه مولوی

ما ایرانیان به جلال‌الدین مولوی افتخار می‌کنیم. او شاعر عشق، عرفان و معنویت است و آثارش تا امروز الهام‌بخش میلیون‌ها انسان بوده است. اما پرسش اساسی این است: آیا اندیشه‌های او می‌توانند بدون نقد، پاسخگوی نیاز ما در جهان امروز باشد؟

مولوی بر «انسان کامل» تأکید می‌کند؛ انسانی که حقیقت را در اختیار دارد و دیگران باید مطیع او باشند. در سنت عرفانی او، مرید باید در برابر مراد تسلیم باشد؛ چنان‌که «مرده در دست غسّال» است. این الگو در جهان پیشامدرن معنایی معنوی و فردی داشت، اما وقتی به عرصه‌ی اجتماعی و سیاسی تعمیم داده شود، به‌روشنی با برابری، آزادی و دموکراسی ناسازگار است.

دموکراسی بر عقل جمعی و نقد قدرت بنا شده است. هیچ‌کس در آن حق ندارد حقیقت را در انحصار بگیرد یا مطاع مطلق باشد. اما در الگوی مولوی، حقیقت نزد مراد یا ولی قرار دارد و دیگران تنها مریدان او هستند. همین منطق، اگر بدون نقد به امروز منتقل شود، می‌تواند پایه‌گذار یا توجیه‌گر استبداد دینی باشد.

جمهوری اسلامی با نظریه‌ی ولایت فقیه همین الگو را بازتولید کرده است: یک فرد در مقام «ولی مطلق» نشسته و مردم به توده‌ی مطیع فروکاسته شده‌اند. این‌جا دیگر با عرفان شخصی روبه‌رو نیستیم، بلکه با سیستمی مواجهیم که اطاعت را به قانون سیاسی تبدیل کرده و استبداد را در پوشش دین تحمیل می‌کند.

البته نباید فراموش کنیم که مولوی وجوه رهایی‌بخش نیز دارد: عشق به انسان، نفی تعصب و نگاه جهانی. اما درست به همین دلیل است که باید اندیشه او را با نگاه انتقادی بخوانیم: تا آن‌چه به آزادی و عشق یاری می‌رساند را پاس بداریم و آن‌چه به اطاعت کور و سلطه مشروعیت می‌دهد، کنار بگذاریم.

امروز رسالت ما روشن است:

میراث فرهنگی‌مان را پاس بداریم، اما آن را بی‌چون‌وچرا نپذیریم.

هر اندیشه‌ای حتی اندیشه بزرگی چون مولوی را نقد کنیم.

میان عرفان فردی و سیاست جمعی مرز بگذاریم.

به جای اطاعت کور، به دموکراسی، برابری و آزادی تکیه کنیم.


استبداد دینی نه از آسمان نازل شده و نه فقط محصول فقه سیاسی است؛ بخشی از آن از فرهنگی برآمده که اطاعت را فضیلت می‌دانست. امروز ما می‌توانیم این چرخه را بشکنیم: با نقد میراث گذشته، با بازاندیشی در بنیادهای فکری، و با ساختن آینده‌ای بر پایه آزادی و برابری.

آینده ما را نقد می‌سازد، نه تقدیس.

#عرفان #مرید #مراد #ولایت_فقیه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌25👍31
Forwarded from گفت‌وشنود

چرا خامنه‌ای و حکومت ولایت فقیه با پافشاری بر سیاست‌های ماجراجویانه و دیگرستیزانه در منطقه، بهای سنگین تحریم‌های فلج‌کننده را بر دوش مردم ایران انداخته‌اند؟

در حالی‌که بسیاری از کشورهای منطقه راه گفت‌وگو، صلح و تعامل سازنده را برای پیشرفت و توسعه برگزیده‌اند، ایران به‌دلیل انزواطلبی و دشمن‌تراشی‌های مستمر از مناسبات سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی کنار گذاشته شده است.

نتیجه‌ی این سیاست‌های فاجعه‌بار چیزی جز تورم افسارگسیخته، بیکاری، فقر، و فروپاشی امید در میان مردم نبوده است.

اکنون پرسش این است که در برابر این شرایط ظالمانه و نابخردانه، چه اقدام‌های مدنی و جمعی می‌توان انجام داد تا صدای مردم خسته از تحریم، فساد و سرکوب، جایگزین صدای حکومتی شود که منافع ملت را قربانی جاه‌طلبی و ایدئولوژی کرده است؟

#دیگری_ستیزی #جنگ_طلبی #ولایت_فقیه #انزوا #تحریم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
11👍6
Forwarded from گفت‌وشنود

چرا خامنه‌ای و حکومت ولایت فقیه با پافشاری بر سیاست‌های ماجراجویانه و دیگرستیزانه در منطقه، بهای سنگین تحریم‌های فلج‌کننده را بر دوش مردم ایران انداخته‌اند؟

در حالی‌که بسیاری از کشورهای منطقه راه گفت‌وگو، صلح و تعامل سازنده را برای پیشرفت و توسعه برگزیده‌اند، ایران به‌دلیل انزواطلبی و دشمن‌تراشی‌های مستمر از مناسبات سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی کنار گذاشته شده است.

نتیجه‌ی این سیاست‌های فاجعه‌بار چیزی جز تورم افسارگسیخته، بیکاری، فقر، و فروپاشی امید در میان مردم نبوده است.

اکنون پرسش این است که در برابر این شرایط ظالمانه و نابخردانه، چه اقدام‌های مدنی و جمعی می‌توان انجام داد تا صدای مردم خسته از تحریم، فساد و سرکوب، جایگزین صدای حکومتی شود که منافع ملت را قربانی جاه‌طلبی و ایدئولوژی کرده است؟

#دیگری_ستیزی #جنگ_طلبی #ولایت_فقیه #انزوا #تحریم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍81
او در مخفیگاه بود...

وقتی قدرت به کام دیکتاتور زهر می‌شود!

پیام همراهان

در روزهایی که جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شعله می‌کشید،
رهبر جمهوری اسلامی برای مدتی از انظار ناپدید شد.
چند روز هیچ خبری از او نبود.
این سکوت نشان داد که قدرت ظاهری، گاهی فقط پوششی برای ترس و اضطراب است.

قدرت مطلق، نه فقط مردم را در فشار و ناامنی فرو می‌برد،
بلکه خود حاکم را هم اسیر اضطراب، بی‌اعتمادی و فشار همیشگی می‌کند.
تاریخ معاصر پر است از نمونه‌ها:
نادرشاه افشار در اوج سلطه، قربانی سوءظن نزدیکان شد.
استالین، دوستان و متحدانش را از بیم توطئه کشت و سال‌ها در وحشت زندگی کرد.
صدام و قذافی، حتی در کاخ‌هایشان، هر لحظه زیر سایه‌ی تهدید و ترور بودند.

این تصویر نشان می‌دهد که ترس و اقتدار غیرمشروع، نه فقط مردم، بلکه خود حاکم را نیز گرفتار می‌کند.
قدرتی که با ترس ساخته شود، دوام نمی‌آورد و زهر خود را می‌چشد.

در جامعه‌ای آزاد، مردم امنیت و آرامش دارند،
و حاکمان نیز از مشروعیت و آرامش روانی برخوردارند.
قدرت تقسیم می‌شود، خشونت و سوءظن کاهش می‌یابد،
و انرژی جامعه صرف رشد و پیشرفت می‌شود.

دیکتاتوری ممکن است مدتی اقتدار نشان دهد،
اما در پایان، زهر قدرت را خود حاکم نیز می‌چشد.


#دیکناتور #خامنه‌ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد_دینی #ولایت_فقیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍2812👌2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«امروز در کشور ما آزادی بیان به طور کامل وجود دارد. کسانی هستند نظام را هم قبول ندارند. نه نظام را قبول دارند، نه دولت را قبول دارند، نه رهبری را قبول دارند. حرف می‌زنند، صحبت می‌کنند، نظراتشان را می‌گویند. کسی هم به کار آنها کاری ندارد. هیچ کس امروز به خاطر این که بر طبق عقیده خود حرف زده است مورد موآخذه دستگاه نیست.»

این سخنان خامنه‌ای بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی در حال انتشار است.
تصاویر برخی زندانیان سیاسی را که تنها به خاطر بیان عقیده و نظرشان زندانی شده‌اند را هم به عنوان شاهد «صداقت» خامنه‌ای گذاشتیم.

اگر می‌خواستیم تصاویر همه کسانی که تنها به خاطر بیان و ابراز عقیده و تظر بازداشت، موآخذه، احضار، تهدید، شکنجه و حتی اعدام قرار گرفتند را بگذاریم ویدیو احتمالا ساعت‌ها ادامه می‌یافت!

#ولایت_فقیه #استبداد_دینی #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
👍226
بیانیه تحلیلی مصطفی تاج‌زاده از زندان اوین:

متن بیانیه به شرح زیر است:

بن‌بست ولایت فقیه

شکست همه‌جانبه‌ی نظام ولایت فقیه، ایران را آبستن تحولاتی گسترده، ژرف و اجتناب‌ناپذیر کرده است. همه منتظر تحول‌اند، اما کسی نمی‌داند تغییرات مزبور کی و چگونه رخ خواهد داد، چه روندی را طی می‌کند و فرجام آن چیست. آیا به دمکراسی گذر خواهیم کرد یا شاهد بی‌دولتی، هرج‌ومرج و سپس استبداد جدیدی خواهیم بود؟ درهرحال مسالمت‌آمیز بودنِ تحولات بستگی تام به عملکرد ذینفعان و صاحبان نقش از حاکمیت و مخالفانش تا عموم شهروندان دارد. به نظر من رهبر نمی‌تواند مانع وقوع تغییرات شود، ولی می‌تواند آن‌را بسیار پرهزینه کند و آینده‌ای تیره‌وتار و آکنده از خشونت را برای ملت رقم بزند. به بیان واضح، همراهی نکردن آقای خامنه‌ای با تحولات، مردم را از تحقق آن‌ها منصرف نخواهد کرد؛ اما تقابل او با خواسته‌های ملت پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر و به‌شدت مخاطره‌آمیز دارد، تاآنجاکه ممکن است راهی برای جبران خسارت‌های این لجاجت، دستِ‌کم در کوتاه‌مدت باقی نگذارد.

نه می‌تواند، نه می‌گذارد

استراتژی غلط رهبر، به‌ویژه در دو دهه گذشته، بیش‌وپیش از هرکس، خود او را سرگردان کرده است. اداره کشور به روش آمرانه و فردی و با سیاست‌هایی که ایران را به این روز اسف‌بار کشانده، ناممکن شده است و میهن را گرفتار تلاطم‌های بنیان‌برافکن می‌کند. تن دادن به تغییرات اساسی و ضروری برای عبور از بحران‌های درهم‌تنیده‌ی کنونی نیز مستلزم ترک تک‌صدایی و بازگشت حاکمیت به مردم است.
درحال‌حاضر رهبر نه می‌تواند با روش «النصر بالرعب» حکم براند و با بگیروببند، احکام اعدام و حبس و حصر بیشتر در دل‌ها وحشت بیفکند؛ نه زیر بار تغییرات عمیق و وسیع می‌رود که جلب اعتماد، رضایت و مشارکت ملت منوط به آن است.
نه تمهید و اجرای برنامه‌های درازمدت باوجود تحریم‌ها ممکن است، نه چاره‌جویی‌های موقت جوابگوی بحران‌های هم‌افزای کنونی است.
نه جنگ جدید می‌تواند گره معضلات را بگشاید، نه صلح جامع و عادلانه با آمریکا در دسترس است.
نه می‌تواند هم‌چون گذشته اولویت را به تقویت «محور مقاومت» بدهد، نه مهار گرانی، تورم، رکود و بیکاری بدون لغو تحریم‌ها امکان‌پذیر است.
نه قدرت تحمیل حجاب به زنان را دارد، نه ظرفیت تحمل آزادی حجاب آنان را.
نه می‌تواند پروژه نظامی‌سازی حکومت و پادگانی‌کردن جامعه را ادامه‌دهد، نه مدیریت میهن را به غیرنظامیان وا می‌گذارد.
نه می‌تواند بیش‌ازاین با حربه نظارت استصوابی به حذف منتقدان بپردازد، نه به انتخابات آزاد و عادلانه روی خوش نشان می‌دهد.
نه می‌تواند نظرها و مطالبات اکثریت را نادیده بگیرد، نه به استقبال گفت‌وگوی ملی، تفاهم و آشتی ملی می‌رود.
نه می‌تواند همچنان از موضع دانای کل و طلبکارانه سخن بگوید، نه با پذیرش چندصدایی قدرت را تسلیم مردم می‌کند.
نه جانشینی می‌یابد که بتواند اختیارات عالم و آدم را به او واگذارد، نه تن به اصلاح/تغییر قانون اساسی می‌دهد.
نه می‌تواند عصر یخبندان سیاسی را استمرار بخشد، نه کاری برای آب‌کردن یخ‌های بین حاکمیت و ملت می‌کند.
نه شجاعت سرکشیدن جام زهر را دارد، نه شهامت استعفادادن را.
رهبر که نمی‌تواند با مدیران کارنابلد و بی‌تجربه، آن‌هم در حساس‌ترین و پیچیده‌ترین شرایط، کشتی کشور را از طوفان‌ها به‌سلامت عبور دهد، هنوز تغییرات اساسی را نپذیرفته و حاضر نیست هدایت سکان را به چهره‌های توانا، مجرّب و کارآمد بسپارد، درنتیجه دیریازود کشتی را به صخره خواهد کوبید، یا به گِل خواهد نشاند. این درحالی‌ست‌که کشور راه نجات دارد، اما رهبر تن به آن نمی‌دهد. آنچه ولی‌فقیه می‌خواهد اکثریت ملت نمی‌خواهد و برعکس. بن‌بست همه‌گیر برآمده از این تضاد، سرنوشت‌ساز است. خوشبختانه گذر زمان به زیان نظام ولایت فقیه است‌، اما شوربختانه معلوم نیست که به ساحل نجات برسیم.

کوتاه آنکه اسلام حکومتی به‌معنای «اسلام آمرانه و زوری» جاذبه و قدرت بسیج‌کنندگی خود را ازدست داده است. باوجوداین رهبر مصرّ است که آن را زنده نگه دارد و بر آن اساس حکم براند، آن‌هم در شرایطی که جنبش مهسا (ژینا) پلیسی و امنیتی‌کردن کامل فضا را ناممکن کرده است، زیرا عکس‌العمل اعتراضی مردم به‌ویژه جوانان، هم جدی است و هم برای حکومت ویرانگر؛ و رهبر از این حقیقت آگاه است.

لکنت زبان رهبر

هرکه در چنین بن‌بست و برزخی گرفتار آید، سخن گفتن و اخذ تصمیم‌های راهبردی برایش بسیار دشوار می‌شود، اگر ناممکن نشود. به‌همین‌دلیل رهبر نمی‌تواند بدون لکنت زبان به نقد رژیم پیشین بنشیند، چراکه در بسیاری از عرصه‌ها، اوضاع در زمان شاه اگر بهتر نبود، بدتر هم نبود. او همچنین نمی‌تواند به تبیین شکست‌ها و آسیب‌شناسی نظام حکمرانی بپردازد...

🔗ادامه
tinyurl.com/ys6cfhrw


#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد_دینی #ولایت_فقیه #مصطفی_تاجزاده #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
11👍9👎4👌1💯1
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی

پیام همراهان


فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونت‌بار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارش‌ها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیط‌های آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پرونده‌های امنیتی و اتهام‌زنی‌های سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی می‌پردازند.
در دانشگاه‌ها و به‌خصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست‌، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیم‌هایی تشکیل داده‌اند و با تشکیل پرونده‌، اخراج اساتید را از سر گرفته‌اند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیل‌های سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریه‌های قدرت، نظارت و میدان‌های نبرد نمادین بررسی کرد.

در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادی‌شده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانون‌های تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیت‌بخشی به گفتمان‌ها و شکل‌دهی به ذهنیت‌ها، همواره در کانون توجه نظام‌های سیاسی اقتدارگرا بوده‌اند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالش‌های فکری و ایدئولوژیک روبرو می‌شود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمان‌های رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.

از منظر نظریه «زیست‌قدرت» فوکو، این رویدادها را می‌توان نمونه‌ای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومت‌های مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمی‌کنند، بلکه می‌کوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیط‌های هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل می‌گیرند. حمله نظام‌مند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژه‌های مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیین‌شده از سوی قدرت همسو هستند. اتهام‌های «اعتقادی- فکری» نشان می‌دهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود می‌داند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ می‌دارد.

این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت می‌کوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانع‌کردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه می‌شوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان می‌آیند. اخراج استادان و سکوت تحمیل‌شده بر هنرمندان، نشانه‌ای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت می‌تواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.

پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشه‎ها» دامن می‌زند. با بسته شدن فضای نقد و گفت‌وگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک می‌کنند یا به سکوت و انزواء روی می‌آورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریان‌های جهانی فکر می‌شود. ثانیاً، فضای بی‌اعتمادی و ترس در دانشگاه‌ها نهادینه می‌شود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری،  همشکلی و تقلید ترویج می‌شود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل می‌شود.

در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانه‌ای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفت‌وگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست می‌دهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف می‌بیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسل‌های اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل می‌کند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمی‌کند، بلکه تنها آن را به کوره‌های زیرزمینی می‌برد تا روزی با شدتی بیشتر شعله‌ور شود.


#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
12🕊3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

هاشم آقاجری: ساختار ولایت فقیه عامل بحران‌های امروز ایران است

هاشم آقاجری، زندانی سیاسی سابق، در مناظره‌ای با یک چهره اصولگرا، با انتقادی صریح از ساختار جمهوری اسلامی، ریشه بخش عمده بحران‌های کنونی کشور را در تمرکز قدرت در نهاد ولایت فقیه و نبود پاسخگویی دانست.

او تأکید کرد که «یک نفر و نهادهای منتسب به او، برای بیش از ۸۵ میلیون نفر تصمیم می‌گیرند» بدون آن‌که در برابر مردم یا نمایندگان واقعی آنان پاسخگو باشند؛ ساختاری که به گفته او طی دهه‌ها کشور را به «لبه پرتگاه» رسانده و بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کنونی محصول مستقیم آن است.

آقاجری با اشاره به تناقض در سیاست خارجی گفت: «وقتی مذاکره با آمریکا یک هفته بی‌شرافتی خوانده می‌شود و هفته بعد انجام می‌گیرد، این نشانه تصمیم‌گیری‌های شخصی و غیرپاسخگوست.» او افزود اگر نهاد رهبری در برابر مجلس خبرگان یا افکار عمومی مسئول بود، «۳۷ سال سیاست‌های مخرب، ایران را به این نقطه نمی‌رساند.»

این زندانی سیاسی سابق همچنین از نقش اقتصادی نهادهای وابسته به رهبری، از جمله بنیادها و آستان قدس رضوی، انتقاد کرد و گفت این مجموعه‌ها سهم بزرگی از اقتصاد کشور را در اختیار دارند اما از هرگونه نظارت پارلمانی مصون‌اند. به گفته او، تلاش‌ها برای ایجاد نظارت مجلس بر این نهادها با مخالفت مستقیم رهبری متوقف شده است.

آقاجری تصریح کرد که ولی فقیه بر اساس قانون اساسی اختیارات گسترده دارد اما «به هیچ مرجعی پاسخگو نیست» و قوه قضاییه نیز استقلال واقعی ندارد. او حصر طولانی‌مدت میرحسین موسوی را نمونه‌ای از تصمیم‌گیری خارج از روند قضایی و مبتنی بر اراده نهادهای تحت نظر رهبری دانست.

او در پایان، راه برون‌رفت از بحران را برگزاری همه‌پرسی، انتخابات آزاد و تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی متناسب با نسل امروز خواند و گفت حاکمیت از این مسیر پرهیز می‌کند، زیرا می‌داند اکثریت مردم دیگر نظام ولایت فقیه را انتخاب نخواهند کرد.

#نه_به_جمهورى_اسلامى #ولایت_فقیه #استبداد_دینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍31💯86
Forwarded from گفت‌وشنود



اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بزرگ‌ترین دروغ جمهوری اسلامی همان واژه «جمهوری» در نام آن است.

در یک جمهوری واقعی، رابطه میان مردم و حاکمان بر اساس اصل وکیل و موکل شکل می‌گیرد. مردم، صاحبان قدرت‌اند و حاکمان تنها وکلای موقت آنان؛ و همان‌طور که هر موکلی حق دارد وکیل خود را عزل کند، مردم هم حق دارند حاکمانشان را برکنار کنند.
این اصل، شالوده دموکراسی و اساس مسئولیت‌پذیری قدرت است.

اما در جمهوری اسلامی، رابطه‌ای کاملا متفاوت حاکم است؛ رابطه‌ای که بیشتر از جنس عبد و مولا است تا موکل و وکیل. ولی فقیه در این نظام جایگاهی دارد که نه انتخاب مردم او را تعیین می‌کند و نه اراده مردم توان عزل او را دارد. او عملا «مولا»یی است که بر سرنوشت «عباد» حکومت می‌کند.

مردم در بهترین حالت، مجازند در انتخابات‌هایی شرکت کنند که پیشاپیش فیلتر شورای نگهبان دایره‌ انتخاب‌شان را محدود کرده است. یعنی حق انتخاب واقعی وجود ندارد، بلکه فقط حق رأی دادن میان گزینه‌های گزینش‌شده باقی می‌ماند.

مصادیق این رابطه عمودی فراوان است:

اصل ۱۱۰ قانون اساسی اختیاراتی شبیه به یک سلطان مطلقه به ولی فقیه داده است.

شورای نگهبان، منصوب رهبر، هر صدایی را که خلاف میل قدرت باشد حذف می‌کند.

در اعتراضات مردمی، به جای پاسخگویی، حکومت مردم را «اغتشاشگر» و «فتنه‌گر» می‌نامد؛ همانند عبیدی که حق مطالبه از مولای خود ندارند.

حتی رسانه ملی، که قرار است صدای ملت باشد، عملاً «رسانه ولی فقیه» است و رئیس آن مستقیما از سوی او منصوب می‌شود.

اینها همه نشان می‌دهد که در جمهوری اسلامی، مردم نه «شریک قدرت» بلکه «مطیع قدرت» هستند.
ظواهر انتخاباتی تنها پوششی است برای مشروعیت‌بخشی به یک نظام ولایی که ماهیتاً غیردموکراتیک است.

نتیجه روشن است: رابطه‌ای که بر اساس عبد و مولا تعریف شود، نه اصلاح‌پذیر است و نه با اصل جمهوریت سازگار.

چنین رابطه‌ای دیر یا زود شکاف میان مردم و حاکمان را عمیق‌تر می‌کند و جامعه را به سمت بی‌اعتمادی، اعتراض و حتی گسست سیاسی می‌برد. اگر جمهوری اسلامی واقعا به جمهوریت خود وفادار بود، باید نخستین گام را بر می‌داشت: پذیرش حق مردم برای عزل حاکمان، حتی در بالاترین سطح قدرت.
چیزی که امروز در عمل محال است.

#جمهوری_اسلامی #ولایت_فقیه #دموکراسی #مردم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍11😍1💯1

روان‌شناسی قدرت در جمهوری اسلامی؛
ترس، تقدس، خشونت و انکار!

پیام همراهان

قدرت در جمهوری اسلامی را اگر صرفاً با مفاهیم حقوقی یا سیاسی بسنجیم، بسیاری از رفتارهایش «غیرمنطقی» به‌نظر می‌رسد. اما وقتی به آن از زاویه روان‌شناسی نگاه کنیم، الگویی نسبتاً منسجم آشکار می‌شود: قدرتی که بر ترس بنا شده، با تقدس مشروعیت می‌گیرد، با خشونت خود را تثبیت می‌کند و با انکار، از فروپاشی روانی می‌گریزد.
در لایه نخست، ترس قرار دارد؛ ترسی مزمن و ساختاری. این قدرت خود را همواره در محاصره دشمن می‌بیند: دشمن خارجی، دشمن داخلی، حتی دشمن بالقوه. چنین ذهنیتی، هر اعتراض را نه مطالبه، بلکه تهدید وجودی تلقی می‌کند. در این فضا، گفت‌وگو ضعف است و مدارا خطر.
برای مهار این ترس، قدرت به تقدس پناه می‌برد. پیوند زدن بقا به دین، انقلاب یا امر قدسی، کارکردی روانی دارد: تعلیق وجدان. وقتی اطاعت «واجب» شد، خشونت نه فقط مجاز، که فضیلت جلوه می‌کند. تقدس، بار اخلاقی تصمیم‌ها را از دوش قدرت برمی‌دارد.
اما تقدس به‌تنهایی کافی نیست؛ اینجاست که خشونت وارد می‌شود. خشونت در این نظام فقط ابزار سرکوب دیگری نیست، راهی‌ست برای آرام‌کردن اضطراب خود قدرت. نمایش قهر، شلیک، بازداشت و ارعاب، نوعی خوداطمینان‌بخشی است؛ اثبات این‌که «هنوز کنترل داریم».
پس از خشونت، نوبت انکار است. انکار واقعیت، انکار رنج، انکار مسئولیت. این مکانیسم دفاعی اجازه می‌دهد ساختار قدرت بدون مواجهه با حقیقتِ اعمالش ادامه حیات دهد. قربانی مقصر می‌شود و حقیقت، «دروغ دشمن».
در مجموع، با قدرتی مواجه‌ایم که می‌ترسد، مقدس می‌شود، می‌کُشد و انکار می‌کند؛ چرخه‌ای که نه تصادفی، بلکه بازتولیدشونده است. فهم این روان‌شناسی، شرط دیدن واقعیت است؛ واقعیتی که تا زمانی که به پرسش کشیده نشود، تکرار خواهد شد

#استبداد_دینی #ولایت_فقیه #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
8👍6💯6