آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
لطفاً حجاب اسلامی را رعایت کنید!

تابلوهای اجبار؛ رفتار انسانی در حاشیه، حجاب در متن

پیام همراهان

پس از خیزش «مهسا»، جسارت زنان در برابر اجبار حکومتی آشکارتر شد. بسیاری دیگر بی‌اعتنا به امر و نهی رسمی، پوشش را انتخاب شخصی می‌دانند. این تغییر، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ اجتماعی و مقاومت مدنی در برابر استبداد دینی است. با این‌حال، صاحبان کسب‌وکار برای در امان ماندن از تهدید، جریمه و حتی پلمب مغازه، ناچارند تابلوهایی نصب کنند با این مضمون: «لطفاً حجاب اسلامی را رعایت کنید». این تابلوها نه بیانگر باور، بلکه سندی از اجبار و ریاکاری نهادی‌شده‌اند.

این وضعیت نشان‌دهنده‌ی وارونگی اولویت‌ها در استبداد دینی است. جایی که باید صداقت، عدالت و کرامت انسانی محور باشد، ظواهر تحمیلی جایگزین می‌شود. روسری و میزان پوشاندن مو به معیار ارزش‌گذاری بدل شده است، در حالی‌که فساد، تبعیض و دروغ بی‌اهمیت جلوه می‌کنند. حجاب اجباری در حقیقت دغدغه‌ای دینی نیست؛ ابزاری است برای نمایش قدرت و کنترل اجتماعی.

اما چرا اخلاق واقعی تبلیغ نمی‌شود؟ زیرا اخلاق مستقل ذاتاً قدرت را به پرسش می‌گیرد. جامعه‌ای که بر انصاف، احترام و آزادی استوار باشد، ظلم و فساد را تاب نمی‌آورد. چنین جامعه‌ای برای استبداد تهدیدآمیز است. به همین دلیل اخلاق رسمی حکومتی چیزی جز ظواهر اجباری برای تضمین اطاعت نیست. استبداد دینی از عدالت و انسانیت غفلت می‌کند و همه تمرکز خود را بر پوشش زنان می‌گذارد، چراکه کنترل بدن زن برای آن معادل کنترل کل جامعه است.

امروز این تابلوها بر بسیاری از نقاط شهر و کسب و کارها دیده می‌شوند، اما مردم بی‌اعتنا از کنارشان می‌گذرند. همه می‌دانند که این نوشته‌ها از باور برنخاسته، بلکه نتیجه‌ی تهدید است. تناقض تلخی شکل گرفته است: شهروندان در زندگی روزمره آزادی را تمرین می‌کنند، اما فضاهای عمومی همچنان با نشانه‌های اجبار تزئین می‌شوند.

پیامد چنین سیاستی روشن است: گسترش ریا، دوگانگی و بی‌اعتمادی. جامعه‌ای که می‌توانست بر رفتار انسانی ــ یعنی کرامت، آزادی و عدالت ــ استوار شود، به ظاهرسازی و بی‌اخلاقی رانده شده است. استبداد دینی اخلاق را قربانی کرد تا ظواهر را زنده نگه دارد؛ اما آنچه برجای مانده ریاکاری ساختاری و فروپاشی اعتماد اجتماعی است.

#ریاکاری #اعتماد #استبداد_دینی #عرصه_عمومی #نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊13👍31
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی

پیام همراهان


فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونت‌بار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارش‌ها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیط‌های آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پرونده‌های امنیتی و اتهام‌زنی‌های سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی می‌پردازند.
در دانشگاه‌ها و به‌خصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست‌، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیم‌هایی تشکیل داده‌اند و با تشکیل پرونده‌، اخراج اساتید را از سر گرفته‌اند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیل‌های سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریه‌های قدرت، نظارت و میدان‌های نبرد نمادین بررسی کرد.

در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادی‌شده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و
عرصه هنر، به عنوان کانون‌های تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیت‌بخشی به گفتمان‌ها و شکل‌دهی به ذهنیت‌ها، همواره در کانون توجه نظام‌های سیاسی اقتدارگرا بوده‌اند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالش‌های فکری و ایدئولوژیک روبرو می‌شود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمان‌های رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.

از منظر نظریه «زیست‌قدرت» فوکو، این رویدادها را می‌توان نمونه‌ای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومت‌های مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمی‌کنند، بلکه می‌کوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیط‌های هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل می‌گیرند. حمله نظام‌مند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژه‌های مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیین‌شده از سوی قدرت همسو هستند. اتهام‌های «اعتقادی- فکری» نشان می‌دهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو
عمومی خود می‌داند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ می‌دارد.

این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت می‌کوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانع‌کردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه می‌شوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان می‌آیند. اخراج استادان و سکوت تحمیل‌شده بر هنرمندان، نشانه‌ای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت می‌تواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.

پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشه‎ها» دامن می‌زند. با بسته شدن فضای نقد و گفت‌وگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک می‌کنند یا به سکوت و انزواء روی می‌آورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریان‌های جهانی فکر می‌شود. ثانیاً، فضای بی‌اعتمادی و ترس در دانشگاه‌ها نهادینه می‌شود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری،  همشکلی و تقلید ترویج می‌شود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل می‌شود.

در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانه‌ای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفت‌وگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست می‌دهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف می‌بیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسل‌های اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل می‌کند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمی‌کند، بلکه تنها آن را به کوره‌های زیرزمینی می‌برد تا روزی با شدتی بیشتر شعله‌ور شود.


#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
12🕊3👍2