- افزایش جمعیت در بستر فقر و خشکیدگی و کمبود آب
وقتی آیت الله خامنه ای در مهر ۹۱ در جمع مردم بجنورد به خاطر سیاست های کنترل جمعیت در کشور از «خدا و تاریخ» عذرخواهی کرد معلوم شد که کشتیبان را سیاستی دگر آمد و قرار است سیاست موفق کنترل جمعیت در ایران به فراموشی سپرده شود و بلکه بر خلاف آن عمل شود.
خامنه ای بعدا نیز به صراحت گفت:« بلاشک از نظر سیاست کلی کشور, کشور باید برود به سمت افزایش جمعیت». این حرف از این جهت مهم است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی, رهبری نظام تعیین کننده ی سیاست های کلی نظام است. خامنه ای گفت ایران «دست کم» ظرفیت ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد.
بعد از این بود که آیت الله مکارم شیرازی نیز بر سیاست افزایش جمعیت انگشت تاکید گذاشت و به عنوان یکی از مراجع تقلید گفت:« مساله افزایش جمعیت تنها کار وزارت بهداشت نیست. هنوز در گوشه و کنار جلوگیری می شود و در شرایط فعلی باید عمل های جلوگیری از بارداری جرم شناخته بشود و قابل تعقیب بشود.»
این ها همه در حالی ست که ایران امروز از بحران های محیط زیستی جدی و کمبود آب رنج می برد. فقر گسترده مردم و حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ نیز از جمله مسائلی هستند که می توانند یک کودکی تلخ برای فرزندانی که قرار است به دنیا بیایند رقم بزنند. بنا به آمارهای دولتی ایران نزدیک به ۱۲ میلیون گرسنه دارد و بیش از ۱۵ میلیون حاشیه نشین. با این اوصاف، به راستی سیاست افزایش جمعیت، خیانتی به کودکان فردا نخواهد بود؟
goo.gl/xP2Y1c
مطالب مرتبط؛
وبینار حقوق کودک:
http://bit.ly/1ltw9sc
وبینار بحران های محیط زیستی ایران:
http://bit.ly/2ah8zp5
- تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتاب های الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاس ها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی آیت الله خامنه ای در مهر ۹۱ در جمع مردم بجنورد به خاطر سیاست های کنترل جمعیت در کشور از «خدا و تاریخ» عذرخواهی کرد معلوم شد که کشتیبان را سیاستی دگر آمد و قرار است سیاست موفق کنترل جمعیت در ایران به فراموشی سپرده شود و بلکه بر خلاف آن عمل شود.
خامنه ای بعدا نیز به صراحت گفت:« بلاشک از نظر سیاست کلی کشور, کشور باید برود به سمت افزایش جمعیت». این حرف از این جهت مهم است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی, رهبری نظام تعیین کننده ی سیاست های کلی نظام است. خامنه ای گفت ایران «دست کم» ظرفیت ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد.
بعد از این بود که آیت الله مکارم شیرازی نیز بر سیاست افزایش جمعیت انگشت تاکید گذاشت و به عنوان یکی از مراجع تقلید گفت:« مساله افزایش جمعیت تنها کار وزارت بهداشت نیست. هنوز در گوشه و کنار جلوگیری می شود و در شرایط فعلی باید عمل های جلوگیری از بارداری جرم شناخته بشود و قابل تعقیب بشود.»
این ها همه در حالی ست که ایران امروز از بحران های محیط زیستی جدی و کمبود آب رنج می برد. فقر گسترده مردم و حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ نیز از جمله مسائلی هستند که می توانند یک کودکی تلخ برای فرزندانی که قرار است به دنیا بیایند رقم بزنند. بنا به آمارهای دولتی ایران نزدیک به ۱۲ میلیون گرسنه دارد و بیش از ۱۵ میلیون حاشیه نشین. با این اوصاف، به راستی سیاست افزایش جمعیت، خیانتی به کودکان فردا نخواهد بود؟
goo.gl/xP2Y1c
مطالب مرتبط؛
وبینار حقوق کودک:
http://bit.ly/1ltw9sc
وبینار بحران های محیط زیستی ایران:
http://bit.ly/2ah8zp5
- تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتاب های الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاس ها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - افزایش جمعیت در بستر فقر و خشکیدگی و کمبود آب . وقتی آیت الله خامنه ای در مهر ۹۱ در جمع مردم بجنورد به خاطر سیاست های کنترل جمعیت در کشور از «خدا و تاریخ» عذرخواهی کرد معلوم شد که کشتیبان را سیاستی دگر آمد و قرار است سیاست موفق #کنترل_جمعیت در ایران به…
وازکتومی به مثابه اقدام علیه امنیت ملی!
مدیر دفتر جمعیت و خانواده وزارت بهداشت اعلام کرد: «بر اساس سیاستهای جمعیتی، انجام وازکتومی (بستن لوله باروری مردان) در کشور ممنوع است و در صورت گزارش چنین موردی حتما با متخلفان برخورد میشود»
.
به گفته او از سال ۹۳ وازکتومی در مجموعههای دولتی انجام نمیشود.
لازم به ذکر است آیتالله خامنهای به شدت به دنبال افزایش جمعیت کشور است. او پیش از این بابت سیاست کنترل جمعیت از خداوند عذرخواهی کرده بود و آن را سیاستی غلط دانسته بود.
بر اساس هواداران دیدگاه افزایش جمعیت در ایران، ایران میتواند تا ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد.
شما در این باره چه میاندیشید؟ آیا ایران توانایی تطبیقپذیری با این حجم از جمعیت را دارد؟
کارتون؛ جدیدترین اقدام علیه امنیت ملی
طرح از مانا نیستانی
https://bit.ly/1lN3SQy
#وازکتومی #فرزندآوری #کنترل_جمعیت #افزایش_جمعیت
@Tavaana_TavaanaTech
مدیر دفتر جمعیت و خانواده وزارت بهداشت اعلام کرد: «بر اساس سیاستهای جمعیتی، انجام وازکتومی (بستن لوله باروری مردان) در کشور ممنوع است و در صورت گزارش چنین موردی حتما با متخلفان برخورد میشود»
.
به گفته او از سال ۹۳ وازکتومی در مجموعههای دولتی انجام نمیشود.
لازم به ذکر است آیتالله خامنهای به شدت به دنبال افزایش جمعیت کشور است. او پیش از این بابت سیاست کنترل جمعیت از خداوند عذرخواهی کرده بود و آن را سیاستی غلط دانسته بود.
بر اساس هواداران دیدگاه افزایش جمعیت در ایران، ایران میتواند تا ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد.
شما در این باره چه میاندیشید؟ آیا ایران توانایی تطبیقپذیری با این حجم از جمعیت را دارد؟
کارتون؛ جدیدترین اقدام علیه امنیت ملی
طرح از مانا نیستانی
https://bit.ly/1lN3SQy
#وازکتومی #فرزندآوری #کنترل_جمعیت #افزایش_جمعیت
@Tavaana_TavaanaTech
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊3👍2