Forwarded from گفتوشنود
مظلومگرایی و مظلومنمایی دائمی
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22❤4