صنعت حالِ خوب و فراموشی مسئولیت جمعی:
آیا «حال خوب» محصول جانبی زیست مسئولانه است؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر «حالِ خوب» از یک تجربه انسانی به یک مطالبه دائمی تبدیل شده است؛ گویی مهمترین وظیفه ما تنظیم ذهن، دوری از اخبار تلخ و تمرکز بر احساسات شخصی است. این توصیهها در ظاهر سودمندند، اما پرسش اینجاست: وقتی جامعه با بحران و خشونت روبهروست، بهویژه در روزهای پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دیماه، آیا میتوان رنج جمعی را به مسئلهای صرفاً فردی تقلیل داد؟
در چنین لحظاتی، اندوه و خشم فقط «هیجان منفی» نیستند؛ واکنشهایی اخلاقیاند. سوگ اجتماعی نشانه زنده بودن وجدان عمومی است. اگر به ما گفته شود «برای حفظ حال خوب، فاصله بگیر و درگیر نشو»، خطر آن است که بهتدریج حساسیت اخلاقی و مسئولیت شهروندیمان فرسوده شود.
حتی در روانشناسی مثبتنگر که با نامهایی مانند مارتین سلیگمن شناخته میشود، تأکید بر معنا، ارتباط و مشارکت است؛ نه انکار واقعیت و نه بیاعتنایی به رنج دیگران. حال خوبِ پایدار از دل تجربه معنا و پیوند اجتماعی شکل میگیرد، نه از بریدن خود از جهان مشترک.
مسئولیت اجتماعی لزوماً به معنای فرسودگی یا خشم دائمی نیست. مسئول بودن یعنی آگاه ماندن، همدل بودن با آسیبدیدگان، پرسیدن پرسشهای دشوار و حفظ حافظه جمعی. جامعهای که رنج مشترک را به «انتخاب ذهنی افراد» تقلیل دهد، بهتدریج خشونت را عادی میکند و پیوندهای انسانی را سست میسازد.
«صنعت حالِ خوب» وقتی خطرناک میشود که آرامش فردی را جایگزین مسئولیت جمعی کند. در مقابل، میتوان صورت مسئله را وارونه دید: شاید حال خوب هدف نهایی نباشد، بلکه پیامد زیستِ مسئولانه و معنادار باشد. انسانی که در کنار دیگران میایستد، نسبت به حقیقت بیتفاوت نمیماند و سهم خود را حتی اگر کوچک در حفظ کرامت انسانی ادا میکند، امکان تجربه آرامشی عمیقتر را خواهد داشت.
پرسش اصلی همین است:
آیا میخواهیم صرفاً احساس بهتری داشته باشیم، یا میخواهیم در جهانی بهتر سهیم باشیم؟
#همدلی #سوگ #مسئولیت_اجتماعی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
صنعت حالِ خوب و فراموشی مسئولیت جمعی:
آیا «حال خوب» محصول جانبی زیست مسئولانه است؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر «حالِ خوب» از یک تجربه انسانی به یک مطالبه دائمی تبدیل شده است؛ گویی مهمترین وظیفه ما تنظیم ذهن، دوری از اخبار تلخ و تمرکز بر احساسات شخصی است. این توصیهها در ظاهر سودمندند، اما پرسش اینجاست: وقتی جامعه با بحران و خشونت روبهروست، بهویژه در روزهای پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دیماه، آیا میتوان رنج جمعی را به مسئلهای صرفاً فردی تقلیل داد؟
در چنین لحظاتی، اندوه و خشم فقط «هیجان منفی» نیستند؛ واکنشهایی اخلاقیاند. سوگ اجتماعی نشانه زنده بودن وجدان عمومی است. اگر به ما گفته شود «برای حفظ حال خوب، فاصله بگیر و درگیر نشو»، خطر آن است که بهتدریج حساسیت اخلاقی و مسئولیت شهروندیمان فرسوده شود.
حتی در روانشناسی مثبتنگر که با نامهایی مانند مارتین سلیگمن شناخته میشود، تأکید بر معنا، ارتباط و مشارکت است؛ نه انکار واقعیت و نه بیاعتنایی به رنج دیگران. حال خوبِ پایدار از دل تجربه معنا و پیوند اجتماعی شکل میگیرد، نه از بریدن خود از جهان مشترک.
مسئولیت اجتماعی لزوماً به معنای فرسودگی یا خشم دائمی نیست. مسئول بودن یعنی آگاه ماندن، همدل بودن با آسیبدیدگان، پرسیدن پرسشهای دشوار و حفظ حافظه جمعی. جامعهای که رنج مشترک را به «انتخاب ذهنی افراد» تقلیل دهد، بهتدریج خشونت را عادی میکند و پیوندهای انسانی را سست میسازد.
«صنعت حالِ خوب» وقتی خطرناک میشود که آرامش فردی را جایگزین مسئولیت جمعی کند. در مقابل، میتوان صورت مسئله را وارونه دید: شاید حال خوب هدف نهایی نباشد، بلکه پیامد زیستِ مسئولانه و معنادار باشد. انسانی که در کنار دیگران میایستد، نسبت به حقیقت بیتفاوت نمیماند و سهم خود را حتی اگر کوچک در حفظ کرامت انسانی ادا میکند، امکان تجربه آرامشی عمیقتر را خواهد داشت.
پرسش اصلی همین است:
آیا میخواهیم صرفاً احساس بهتری داشته باشیم، یا میخواهیم در جهانی بهتر سهیم باشیم؟
#همدلی #سوگ #مسئولیت_اجتماعی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15