از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍3