آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.6K photos
40.8K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
قابلیت «Unbounded» در فیلترشکن لنترن؛
برای تقویت دسترسی کاربران مناطق سانسورشده به اینترنت آزاد


ابزار جدید لنترن با نام Unbounded بخش داوطلبانه شبکه‌ لنترن است که به افراد ساکن مناطق با اینترنت آزاد اجازه می‌دهد مقداری از پهنای‌باند و آی‌پی خود را به‌صورت امن در اختیار شبکه بگذارند تا کاربران داخل مناطق سانسور شده بتوانند راحت‌تر به اینترنت آزاد وصل شوند.

وقتی Unbounded را روشن می‌کنید، دستگاه شما مثل یک «پل دیجیتال» عمل می‌کند و به متنوع‌تر شدن و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر شدن آی‌پی‌های شبکه کمک می‌کند. این تنوع، مسدودسازی را سخت‌تر می‌کند.
لنترن توضیح می‌دهد که Unbounded از WebRTC برای عبور از NAT/فایروال‌ها استفاده می‌کند و ترافیک در نهایت از طریق سرورهای لنترن به‌عنوان نقطه خروج عبور می‌کند؛ یعنی آی‌پی داوطلب به محتوای بازدید شده گره نمی‌خورد.
ساده‌ترین راه استفاده، نصب افزونه Unbounded روی مرورگر کروم یا فایرفاکس و روشن کردن آن است. اگر در ایران هستید، لازم نیست کاری کنید؛ فقط لنترن را نصب کنید و برنامه به‌صورت خودکار به بهترین پروکسی‌های موجود (از جمله پروکسی‌های مبتنی بر Unbounded) وصل می‌شود.

◾️راهنمای استفاده از Unbounded

روش 1️⃣: استفاده از وب‌سایت
وارد unbounded.lantern.io شوید و Unbounded را Enable/On کنید.
باید تب/صفحه باز بماند ولی می‌توانید در تب‌های دیگر وب‌گردی کنید.
طبیعتا اگر خاموش کنید، اتصال‌های فعال طبق به‌صورت خودکار به داوطلبان دیگر منتقل می‌شود.

روش2️⃣: افزونه مرورگر (پیشنهادی)

افزونه Unbounded را برای Chrome یا Firefox نصب کنید (مزیتش این است که در پس‌زمینه اجرا می‌شود و لازم نیست صفحه باز بماند).
بعد از نصب، افزونه را روشن نگه دارید و تا حد امکان مرتب اجرا کنید تا شبکه قوی‌تر شود.

⚫️نکات مهم

☑️برای کنترل مصرف، Unbounded تعداد اتصال هم‌زمان را تا ۵ اتصال محدود می‌کند؛ اگر اینترنت حجمی دارید، مصرف را مانیتور کنید.

☑️لنترن می‌گوید برای کاهش ریسک سوءاستفاده، از فهرست سایت‌های مجاز (safelist) استفاده می‌شود و ارتباط‌ها چندلایه رمزگذاری می‌شوند.

☑️آی‌پی شما برای «کاربری که به پل شما وصل می‌شود» قابل مشاهده است، اما وب‌سایت‌های مقصد آی‌پی سرورهای Lantern را می‌بینند، نه شما را.

لینک وب‌سایت و نصب افزونه 📱

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آتش‌زدن پرونده‌های بسیج

گلشهر کرج، ۱۹ دی

با وصل شدن اینترنت، تعداد زیادی ویدیو و خبر برای ما ارسال شده است. از جمله همین ویدیو که نشان می‌دهد در روز ۱۹ دی ماه، جوانان دلاور گلشهر کرج، پایگاه بسیج را تسخیر کرده و پرونده‌ها را به آتش کشیدند.

#کرج #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
18👍8
کانال خبری شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان ایران تا بعدازظهر روز شنبه ۴ بهمن‌ماه، اسامی دست‌کم ۳۲ کودک دانش‌آموز را به‌عنوان بخشی از فهرست دانش‌آموزان جان‌باخته در جریان سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی‌ماه منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، این کودکان در جریان برخورد خشونت‌بار نیروهای حکومتی، عمدتاً با شلیک مستقیم گلوله و استفاده مرگبار از سلاح‌های جنگی، جان خود را از دست داده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان اعلام کرده است که اسامی و تصاویر منتشرشده، بر پایه گزارش‌های منابع معتبر و شبکه‌های خبری قابل اعتماد گردآوری شده و این فهرست همچنان در حال تکمیل است. به گفته این شورا، به دلیل فضای امنیتی، قطع اینترنت و تهدید خانواده‌ها، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار واقعی کودکان کشته‌شده با دشواری‌های جدی روبه‌روست.

پیش‌تر نیز منابع حقوق بشری، از جمله هرانا، گزارش داده بودند که تاکنون موفق به تأیید کشته شدن حدود پنج هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه شده‌اند؛ آماری که شامل دست‌کم ۵۴ کودک زیر ۱۸ سال است. #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔196
حسن یونسی، وکیل دادگستری و فرزند علی یونسی (وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی)، با انتشار یک توییت صریح، یکی از شفاف‌ترین مواضع انتقادی را از درون ساختار سابقا نزدیک به قدرت بیان کرده است. اهمیت این موضع‌گیری نه فقط در لحن تند آن، بلکه در گستره‌ نقدی است که هم‌زمان سه لایه اصلی حاکمیت جمهوری اسلامی را نشانه می‌گیرد: ولایت فقیه، دولت مستقر و جریان موسوم به اصلاح‌طلبی.

او مستقیما «ولایت» را آمر جنایت و قتل‌عام معرفی می‌کند، دولت را شریک این سرکوب می‌داند و اصلاحات را متهم می‌کند که با توجیه‌گری، زمینه‌ساز و همراه این کشتار شده است.
چنین موضعی نشانه‌ای روشن از ریزش عمیق میان چهره‌ها و خانواده‌هایی است که زمانی بخشی از بدنه سیاسی جمهوری اسلامی محسوب می‌شدند. وقتی فرزند یکی از وزرای اطلاعات پیشین، کل منظومه قدرت ـ از رأس ولایت تا دولت و اصلاح‌طلبی ـ را مسئول کشتار مردم می‌داند، این خود گواهی است بر ابعاد گسترده خشونت اعمال‌شده علیه معترضان و فروپاشی مشروعیت درونی نظام.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
2💔2111👍3
خرم‌آباد در آتش و خون؛ روایت شاهد عینی از قتل‌عام ۱۸ و ۱۹ دی و جان‌باختن دست‌کم ۷۰۰ شهروند

یکی از شهروندان خرم‌آباد ضمن ارسال یک ویدیو، در گزارشی که برای ما ارسال کرده، مشاهدات مستقیم خود از اعتراضات و سرکوب خونین مردم در این شهر طی دو شب پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را روایت کرده است. به گفته این شاهد، خرم‌آباد در این دو شب به‌طور کامل به صحنه‌ای آخرالزمانی و یک جهنم واقعی تبدیل شده بود.

او می‌نویسد خرم‌آباد از روزهای ابتدایی اعتراضات، حدود ۹ دی‌ماه، شاهد حضور مردم در خیابان انقلاب و شکل‌گیری تجمعات اعتراضی بود. در شب ۱۲ دی، اعتراضات به‌شدت گسترش یافت و تعداد زیادی از جوانان در محله ناصرخسرو زخمی شدند. با این حال، اوج سرکوب و کشتار در پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی و همزمان با فراخوان شاهزاده رخ داد.

به گفته این شاهد، در این دو شب صدای تیراندازی از چهارگوشه شهر شنیده می‌شد و تقریباً در شش محله خرم‌آباد به‌طور همزمان تجمعات مردمی شکل گرفته بود؛ از خیابان انقلاب و ناصرخسرو گرفته تا ماسور، جهادگران و ۶۰ متری. بیشترین و شدیدترین درگیری‌ها در خیابان انقلاب و خیابان ناصرخسرو رخ داد.

او اشاره می‌کند که در میدان رازی، یکی از جوانان پرچم ملی ایران را در آغوش مجسمه زکریای رازی گذاشت؛ صحنه‌ای که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای داشت.

این شاهد می‌گوید در خیابان انقلاب، مردم به‌طور مستقیم به رگبار بسته شدند. از بالای پشت‌بام‌ها و از داخل کوچه‌ها به سوی مردم شلیک می‌شد. معترضان برای نجات جان خود به کوچه‌ها پناه می‌بردند، اما مأموران از پشت به آن‌ها تیراندازی می‌کردند. او روایت می‌کند که یک جوان در خیابان انقلاب در حال بازداشت بود که از دست مأموران فرار کرد، اما همزمان یک نیروی بسیجی از داخل یک کوچه با کلاشینکف به او شلیک کرد و پیکر او بر زمین افتاد.

بر اساس این گزارش، تنها در روز پنجشنبه، حدود ۲۰۰ نفر در خیابان انقلاب خرم‌آباد کشته شدند. در پی این کشتار، مردم خشمگین مقابل فرمانداری تجمع کردند و ساختمان فرمانداری خرم‌آباد را به آتش کشیدند. از داخل فرمانداری با سلاح سنگین دوشکا به سمت مردم شلیک شد و شمار زیادی دیگر کشته شدند.

در خیابان ناصرخسرو، مردم یک فروشگاه زنجیره‌ای «افق کوروش» را به آتش کشیدند، اما به گفته این شاهد، هیچ‌یک از مواد غذایی را سرقت نکردند. نوشابه‌ها، دلسترها و کیسه‌های برنج روی زمین ریخته شد و مردم از یخچال‌های فروشگاه به‌عنوان سنگر برای محافظت در برابر گلوله‌های نیروهای سرکوب استفاده می‌کردند.

این شاهد تأکید می‌کند که تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها به‌شدت هولناک بود و بیمارستان عشایر خرم‌آباد مملو از مجروحان و پیکرهای جان‌باختگان شده بود. او می‌نویسد پنجشنبه شب حوالی ساعت ۱ بامداد، نیروهای امنیتی به بیمارستان عشایر یورش بردند و به‌زور کیسه‌های انتقال خون را از بدن معترضان جدا کردند و می‌گفتند:
«این‌ها ضدانقلاب و اغتشاشگرند و باید بمیرند.»

به گفته او، در حیاط بیمارستان عشایر تپه‌هایی از جنازه شکل گرفته بود.

در روز جمعه ۱۹ دی، جمعیت معترضان نسبت به پنجشنبه دو برابر شد. از پیر تا جوان، در تمامی محله‌های شهر دوباره به خیابان‌ها آمدند. در محله ماسور که منطقه‌ای کوچک است، تنها در همان شب حدود ۴۰ نفر کشته شدند که در میان آن‌ها یک پسربچه ۱۵ ساله نیز وجود داشت.

بر اساس این شهادت، خرم‌آباد در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه دست‌کم ۷۰۰ کشته داده است و آنچه در این شهر رخ داد، مصداق یک قتل‌عام واقعی بوده است.

این شاهد در پایان تأکید می‌کند که وضعیت شهر به‌شدت ترسناک است و فضای عمومی خرم‌آباد در سوگ و عزای جمعی فرو رفته است.

#خرم‌آباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔272
مشهد
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴
محله احمدآباد

صبح که به خیابان آمدیم، شهر غیرعادی خلوت بود. همه بقایای خرابی‌های شب قبل را جمع کرده بودند، اما ساختمان‌ها و پل‌های سوخته را نتوانسته بودند کاری کنند؛ زخم‌ها هنوز پیداست.

مسجدی که در حاشیه احمدآباد قرار دارد و شب قبل مردم آن را تخریب کرده بودند و وسایلش به بیرون ریخته شده بود، ظهر جمعه صحنه‌ای شبیه فیلم‌های حکومت نظامی داشت. حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نیروی مسلح، با موتور، ماشین و پیاده، مقابل مسجد مستقر بودند.

حدود ساعت ۸ شب از خانه بیرون آمدیم. بلوار رضا که به بلوار احمدآباد می‌رسد، خلوت بود. اما سر کوچه‌های بلوار رضا، لباس‌شخصی‌ها ایستاده بودند؛ واقعاً سر هر کوچه یکی دو نفر حضور داشتند.

به سمت بلوار ملاصدرا، که آن هم به احمدآباد منتهی می‌شود، حرکت کردیم. جمعیتی کمتر از ۱۰۰ نفر از مردم از روبه‌رو به سمت ما می‌آمدند. به آن‌ها ملحق شدیم و همان مسیر شب قبل را به سمت احمدآباد رفتیم. آن شب، برخلاف شب قبل، تعدادمان کم بود، اما ترکیب جمعیت عجیب بود؛ انگار هیچ محدودیت سنی وجود نداشت، همه بودند.

در میان جمع، چند نفر مدام حرکت را متوقف می‌کردند و می‌گفتند صبر کنید تا بقیه برسند. لباس آبی یا کفش سفید داشتند؛ کفش‌های سفیدشان خیلی توی چشم بود. یکی از آن‌ها با موتور آمد، پیاده شد و گفت پشت سرمان جمعیت زیادی است و بهتر است صبر کنیم، اما کسی دیده نمی‌شد.

وقتی به احمدآباد رسیدیم، دقیقاً سر چهارراه احمدآباد و ملاصدرا، کنار ایستگاه‌های مترو، یکی از همان افراد گفت همین‌جا بایستید تا برود ببیند «آن جمعیت زیاد آن‌طرف خیابان» چه برنامه‌ای دارد. رفت و همان لحظه یک پسر به سمت ما دوید و فریاد زد بدوید، موتوریا دارن میان. هم‌زمان یک ماشین از انتهای ملاصدرا رسید و همان هشدار را داد.

چراغ موتورهای نیروهای سرکوب را دیدیم. همه به هر سمتی که می‌توانستند فرار کردند. من و دوستم به ورودی ایستگاه مترو پناه بردیم، اما مترو بسته بود و نمی‌شد وارد شد.

صدای شلیک‌ها و فریادهای وحشتناک‌شان آدم را فلج می‌کرد. می‌دیدیم که از فاصله کمتر از ۵۰ متر به سمت صورت‌ها شلیک می‌کنند. ناگهان صدای یکی‌شان را شنیدم که فریاد زد: «برین اینجا وایستین!»
از یک فضای خالی پریدیم روی پیاده‌رو و به سمتی دویدیم که مأموری نبود.
گاز زدند، اما انگار اشک‌آور نبود. چشم‌ها اشک نمی‌ریخت، اما نفس بند می‌آمد، قفسه سینه درد می‌گرفت و بدن از واکنش فیزیکی می‌افتاد. در حدی بود که اگر کسی زخمی می‌شد، با استشمام آن گاز قطعاً همان‌جا زمین می‌افتاد. هنوز نمی‌دانم دقیقاً چه گازی بود.

فرار کردیم و کمی که فاصله گرفتیم فهمیدیم یکی از ما تیر ساچمه‌ای خورده. از فاصله خیلی نزدیک به صورتش شلیک کرده بودند، اما سرش را برگردانده بود و ساچمه‌ها به پشت سر، شانه و کمرش خورده بود. فاصله آن‌قدر کم بود که قلاف ساچمه‌ها روی بدنش افتاده و کاپشنش را سوزانده بود.

بیشترشان کلاش داشتند و فقط شلیک می‌کردند.

در آن وضعیت، جمع‌مان کاملاً از هم پاشیده بود. با هزار امید خودمان را به خانه رساندیم، اما دیدیم حال کسانی که رسیده‌اند، وحشتناک است.
یک زن حدود ۶۰ ساله، ۱۵ تا ۱۶ ساچمه به سر، بازو و پایش خورده بود.
یک پسر ۲۵ ساله، تمام پشت، کمر، سر، دست‌ها و پاهایش از پشت پر از ساچمه و خون بود؛ از پشت به رگبار بسته بودندش، نزدیک به ۱۰۰ ساچمه در بدنش بود.
یک مرد ۴۰ ساله حدود ۲۰ ساچمه در سراسر بدنش داشت.
حتی به بچه‌ها هم رحم نکرده بودند.

جلوی داروخانه‌ها لباس‌شخصی‌ها و مأموران سرکوب ایستاده بودند تا اگر مجروحی بیاید یا کسی برای خرید وسایل پانسمان مراجعه کند، او را بازداشت کنند. با هزار مشقت توانستیم وسایل بانداژ و ضدعفونی پیدا کنیم.

با این حال، مردم هنوز هوای همدیگر را داشتند. همسایه‌ها به هم کمک می‌کردند، ساچمه‌ها را در می‌آوردند. بعضی داروخانه‌ها پک‌های کمک‌های اولیه آماده کرده بودند و سریع به مردم می‌دادند تا معطل نشوند.

اما آن شب، کشته‌های زیادی دادیم، زخمی‌های بسیار، و تعداد زیادی بازداشت شدند؛ در امامت، هفت‌تیر، صیاد، احمدآباد، عبدالمطلب، جاده سیمان، گاز، طبرسی و نقاط دیگر شهر.

یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی را هم در هفت‌تیر کشتند؛ رشته‌اش برق بود. نامش را نمی‌دانم، اما اطلاعاتش در سایت هنگاو منتشر شده است.

آن شب، نهایت وحشی‌گری را دیدیم. ما بازماندگان آن شب هستیم؛ تا مرگ فقط نیم متر فاصله داشتیم.
و هیچ‌کدام‌مان دیگر به آدم‌هایی که قبل از آن شب بودیم، برنمی‌گردیم.

پاینده ایران
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
26💔12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از مراسم یادبود سینا حق‌شناس در گرگان منتشر شده است که در آن خانواده و دوستانش به شکلی متفاوت، با رقص و همراهی با یک ترانه محلی، یاد او را زنده نگه می‌دارند. این مراسم در واقع تجلیل از زندگی، آزادی و شجاعت جوانی است که جانش را در راه اعتراض به ظلم از دست داد. بسیاری از کاربران این صحنه را یادآور وصیت مجیدرضا رهنورد دانسته‌اند؛ آنجا که گفته بود: «برای من عزاداری نکنید، قرآن نخوانید، شادی کنید و برقصید.» گویی این رقص، ادامه همان وصیت نانوشته نسل جان‌باختگانی است که مرگ را نه پایان، که آغاز فریاد زندگی می‌دانستند.

سینا حق‌شناس، جوان ۲۵ ساله و گل‌فروش، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی در شهر گرگان کشته شد؛ جوانی که خود نماد زندگی بود و حالا یادش با رقص، موسیقی و امید زنده نگه داشته می‌شود، نه با سکوت و اندوه تحمیلی.

#سینا_حق‌شناس #جنایت_علیه_بشریت #گرگان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
123💔19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و
جاویدنام معصومه حافظی با شلیک گلوله جنگی در محمدیه قزوین توسط نیروهای حکومتی کشته شد

جاویدنام معصومه حافظی، ۴۸ ساله، زن سرپرست خانواده، مادر دو فرزند و پرستار پدر و مادر سالمند خود، روز ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر محمدیه (زیباشهر) قزوین با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه کبد جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، پس از کشته شدن او، فشارهای شدیدی بر خانواده وارد شده تا به‌عنوان «شهید» اعلام شود و روایت رسمی حکومت را بپذیرند. این فشارها بخشی از روند همیشگی تحریف حقیقت و پنهان‌سازی ماهیت واقعی کشتار شهروندان معترض است.

پیکر معصومه حافظی برای دفن به شمال کشور منتقل شد و مراسم خاکسپاری او تحت فشار شدید امنیتی و با تعداد بسیار محدودی از افراد برگزار شد. حتی اجازه داده نشد درب مسجد برای مراسم او باز شود؛ این در حالی است که مادر این خانواده در گذشته کمک‌های مالی گسترده‌ای به همان مسجد کرده بود.

گزارش‌ها همچنین حاکی از وضعیت بسیار مشکوک پیکر اوست. شکم معصومه حافظی به‌طور کامل شکافته و بخیه شده بود، اما در محل اصابت گلوله هیچ نشانی از بخیه یا ترمیم دیده نمی‌شد. این موضوع تردیدهای جدی درباره احتمال برداشت اعضای بدن او بدون رضایت خانواده ایجاد کرده است.

شلیک مستقیم گلوله جنگی به یک زن ۴۸ ساله، سرپرست خانواده و مراقب والدین سالمند، سپس اعمال فشار برای تحریف علت مرگ، محدود کردن مراسم خاکسپاری، جلوگیری از برگزاری مراسم مذهبی، و وجود نشانه‌های مشکوک بر روی پیکر، مجموعه‌ای از نقض‌های آشکار حقوق انسانی و کرامت انسانی را نشان می‌دهد.

#معصومه_حافظی #قزوین #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
1💔242🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
خانواده امیر بشیری، جوان ۱۹ ساله‌ای که با گلوله جنگی به قتل زسید، بر سر مزارش به طور نمادین جشن می‌گیرند

جاویدنام امیر بشیری، ۱۹ ساله، با شلیک گلوله نیروهای جمهوری اسلامی در رشت کشته شد

امیر بشیری، ۱۹ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ نزدیک مقبره دانای علی در رشت با اصابت گلوله به دهانش مورد هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات موجود، علت مرگ او «اصابت گلوله» اعلام شده و این موضوع صراحتا در جوار دفن او نیز ثبت شده است؛ امری که به‌روشنی نشان می‌دهد کشته شدن او نتیجه شلیک مستقیم بوده است.

کشته شدن یک نوجوان ۱۹ ساله با گلوله در خیابان، نمونه دیگری از استفاده مرگبار از سلاح گرم علیه شهروندان غیرمسلح و ادامه سیاست سرکوب خشونت‌بار جمهوری اسلامی در مواجهه با معترضان است. نام امیر بشیری در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان یکی از قربانیان سرکوب خونین مردم ایران ثبت خواهد شد.



#امیر_بشیری #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔304
‌جاویدنام حسین هویدا، جوان ۲۶ ساله‌ای که با شلیک مستقیم توسط نیروهای حکومتی در تهران کشته شد

حسین هویدا، ۲۶ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات در محله افسریه تهران با اصابت گلوله جنگی از ناحیه زیر چشم چپ به شدت مجروح شد. بر اساس اطلاعات رسیده، دوستان او بلافاصله وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند. هم‌زمان یکی از همراهان برای اطلاع دادن به خانواده، نزد مادر حسین رفت تا موضوع را به اطلاع خاله خورشید برساند.

اما زمانی که خانواده و همراهان به بیمارستان بازگشتند، حسین هویدا دیگر در آنجا حضور نداشت و هیچ توضیح شفافی درباره وضعیت یا محل انتقال او به خانواده ارائه نشد. از همان لحظه، سرنوشت این جوان در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت.

دو روز بعد، خانواده حسین هویدا پیکر او را در کهریزک و در میان هزاران جسد دیگر شناسایی کردند. این در حالی است که تصویری از حسین هویدا در حالی که در بیمارستان بستری بوده، توسط کادر درمان گرفته شده و به طور گسترده منتشر شده است؛ تصویری که نشان می‌دهد او زنده به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت پزشکی قرار داشته است.

این پرونده بار دیگر پرسش‌های جدی درباره سرنوشت مجروحان اعتراضات، نحوه برخورد با آنان پس از انتقال به مراکز درمانی، ناپدیدسازی و انتقال اجساد به کهریزک مطرح می‌کند. جان‌باختن حسین هویدا نمونه‌ای دیگر از مواردی است که ابهام، عدم پاسخگویی و نبود شفافیت در روند رسیدگی به وضعیت مجروحان و کشته‌شدگان را برجسته می‌سازد.

#حسین_هویدا #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
1💔223

جاویدنام علی ایازی، ۲۱ ساله و بازیکن تیم جوانان سپاهان، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی در اصفهان جان‌باخت

علی ایازی، ۲۱ ساله، بازیکن تیم فوتبال جوانان سپاهان اصفهان، روز ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان با اصابت گلوله‌های جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.

بر اساس گزارش‌های رسیده، او در حالی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت که غیرمسلح بوده و هیچ تهدیدی متوجه نیروهای امنیتی نمی‌کرد. کشته‌شدن این ورزشکار جوان، بار دیگر استفاده از سلاح‌های جنگی علیه شهروندان غیرنظامی و معترضان را برجسته می‌کند.

علی ایازی یکی از استعدادهای فوتبال اصفهان بود که آینده ورزشی روشنی در پیش داشت، اما زندگی و آرزوهایش در نتیجه سرکوب خونین اعتراضات مردمی به شکلی خشونت‌آمیز پایان یافت.

در جریان قتل‌عام مردم ایران، تا کنون عده زیادی از اعضای جامعه ورزش ایران، توسط جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. آن‌ها نه تروریست بودند و نه عامل دستگاه اطلاعاتی کشورهای دیگر. آن‌ها معترضانی بودند که بقای جمهوری اسلامی را موجب گسترش بیشتر فقر و فلاکت و سرکوب در ایران می‌دیدند.

#علی_ایازی #اصفهان #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

جاویدنام علی مهری، ۱۶ ساله، در زرین‌شهر اصفهان، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد

جاویدنام علی مهری، ۱۶ ساله، متولد ۱۳۸۸، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در زرین‌شهر اصفهان با اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی به ناحیه گردن جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش‌های رسیده، این نوجوان در جریان سرکوب اعتراضات مردمی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و به شدت مجروح شد. شدت جراحت ناشی از گلوله جنگی منجر به جان‌باختن او شد و نامش به فهرست کودکان و نوجوانان قربانی سرکوب‌های خونین جمهوری اسلامی افزوده شد.

علی مهری نوجوانی بود با آرزوهای بسیار و نگاهی پرامید به آینده. چند ماه پیش از جان‌باختنش، او تصویری از خود همراه با ترانه «منو نمیشه کشت» از هیچکس را در استوری اینستاگرام منتشر کرده بود؛ ترانه‌ای که امروز، به شکلی تلخ، به بازتابی از روحیه مقاومت و زندگی‌خواهی او تبدیل شده است:
«منو نمی‌شه کشت
منم و راه، منم و مقصد
منم و باد، منم و مشعل
منم و خاک، منم و نبضم
ولی من اگه تو نباشی
منم و سنگر»

جان‌باختن علی مهری نمونه‌ای دیگر از به‌کارگیری مرگبار سلاح‌های جنگی علیه کودکان و نوجوانان در ایران است؛ اقدامی که مصداق آشکار نقض فاحش حقوق بشر و جنایت علیه شهروندان غیرنظامی به‌شمار می‌رود.

#علی_مهری #زرین_شهر #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
1💔241
جاویدنام علیرضا احمدی ترکمانی، پدر دو فرزند، با شلیک گلوله ساچمه‌ای ماموران حکومت در فردیس کرج کشته شد

علیرضا احمدی ترکمانی، شامگاه ۱۸ دی‌ماه حوالی ساعت ۱۹:۳۰ در منطقه فردیس کرج، از ناحیه سینه هدف شلیک گلوله ساچمه‌ای نیروهای سرکوب قرار گرفت و جان خود را از دست داد. بر اساس اطلاعات رسیده، پس از کشته‌شدن، پیکر او به کهریزک منتقل شده است.

علیرضا احمدی ترکمانی پدر دو فرزند و از کاسبان خوشنام و شناخته‌شده فردیس بود. او علاوه بر تأمین خانواده خود، از پدر و مادر سالمندش نیز نگهداری می‌کرد و در میان اهالی محل به خوش‌رفتاری و مسئولیت‌پذیری شناخته می‌شد.

گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که در روز جمعه ۱۹ دی‌ماه، خودروهای بدون پلاک در کوچه‌های فرعی فردیس تردد می‌کردند و اقدام به رها کردن پیکر جان‌باختگان در معابر می‌نمودند؛ اقدامی که با هدف ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از حضور مردم در خیابان‌ها صورت گرفته است. هم‌زمان، فضای فردیس به‌شدت امنیتی گزارش شده و شاهدان محلی از وقوع کشتاری گسترده در این منطقه خبر می‌دهند که بخش بسیار کوچکی از آن در رسانه‌ها بازتاب یافته است.

در همین حال، تصویری منتشر شده که جاویدنام علیرضا احمدی ترکمانی را بر سر مزار جاویدنام پویا بختیاری، از جان‌باختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، نشان می‌دهد. این تصویر گویای آن است که او از معترضان و از دادخواهان جان‌باختگان راه آزادی بوده و پیش از کشته‌شدن خود، داغدار جوانانی بود که در مسیر اعتراض به سرکوب و بی‌عدالتی جان باختند.

#علیرضا_احمدی_ترکمانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
1💔192
کشته‌شدن جاویدنام آرمان پوردلجو، ۲۲ ساله، پس از مجروحیت با گلوله جنگی نیروهای حکومتی در میدان کرج

آرمان پوردلجو، ۲۲ ساله، روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، در میدان کرج با اصابت گلوله جنگی به شدت مجروح شد و همان لحظه توسط نیروهای سرکوب بازداشت گردید. بر اساس اطلاعات رسیده، پیکر او چند روز بعد به خانواده تحویل داده شد و آثار دو گلوله بر بدنش مشاهده شده است.

به گفته نزدیکان، آرمان مجرد بوده، فرزندی نداشته و از بازاریان شاغل در تهران به شمار می‌رفته است. با وجود مجروح شدن در محل، او بازداشت شد و سرنوشتش تا زمان تحویل پیکر در ابهام باقی ماند. پیکر این جوان در نهایت پس از سه روز به خانواده تحویل داده شد و برای دفن به بهشت سکینه منتقل گردید.

منابع محلی از حجم بسیار بالای جان‌باختگان در کرج و مناطق اطراف خبر می‌دهند و می‌گویند شمار اجساد به حدی بوده که روند تحویل پیکرها با تأخیر و تحت فشار انجام می‌شده است. شاهدان عینی تأکید دارند که در بسیاری از کوچه‌ها و محله‌ها، یک یا دو نفر جان خود را از دست داده‌اند و ابعاد واقعی کشتار بسیار فراتر از آن چیزی است که در رسانه‌ها بازتاب یافته است.

#آرمان_پوردلجو #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
1💔21🕊41

جاویدنام عرشیا براری، دانشجو و قهرمان ورزشی، با شلیک گلوله جنگی توسط نیروهای سرکوبگر در زنجان کشته شد

جاویدنام عرشیا براری، دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی، قهرمان مسابقات کشوری فیتنس، قهرمان بین‌المللی کیوکوشین و مربی رسمی فدراسیون جهانی سگ، روز ۱۸ دی‌ماه در شهر زنجان با اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به ناحیه کلیه جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، او در جریان سرکوب اعتراضات مردمی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و به شدت مجروح شد. شدت جراحت ناشی از تیر جنگی منجر به جان‌باختن این ورزشکار و دانشجوی جوان شد؛ چهره‌ای که در کنار فعالیت‌های علمی و ورزشی، نماد تلاش، انگیزه و آینده‌ای روشن برای نسل جوان ایران بود.

عرشیا براری از قهرمانان شناخته‌شده در حوزه فیتنس و کیوکوشین بود و به عنوان مربی رسمی فدراسیون جهانی سگ فعالیت داشت. کشته‌شدن او بار دیگر نشان‌دهنده استفاده از سلاح‌های جنگی علیه شهروندان غیرنظامی و معترضان است؛ اقدامی که مصداق آشکار نقض حقوق بشر و جنایت علیه مردم ایران به شمار می‌رود.

بر سنگ مزار جاویدنام عرشیا براری چنین نوشته شده است:
«عشق پیشکش خداوند است
و من عاشق وطنم، ایران.
پیکرم را به خاک بسپارید
تا ذره‌ذره‌اش در دل آلاله‌ها رخنه کند.
و هر بهار
با عطر گل‌ها
روح عاشقم پیام عشق را
در سراسر وطن پراکند.»

این جملات، تصویری روشن از پیوند عمیق او با ایران و عشق به میهن را بازتاب می‌دهد؛ عشقی که با جان‌باختنش خاموش نشد و در حافظه جمعی مردم باقی خواهد ماند.

#عرشیا_براری #زنجان #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔73

جاویدنام امیررضا رستمی، جوان ۲۲ ساله، با شلیک گلوله نیروهای حکومتی به قلب و کتف در یافت‌آباد تهران کشته شد

امیررضا رستمی، ۲۲ ساله، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در منطقه یافت‌آباد تهران با اصابت دو گلوله جنگی به ناحیه قلب و کتف جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت. گفته می‌شود امیررضا در لحظه اصابت گلوله در حال بازگرداندن گاز اشک‌آور پرتاب‌شده از سوی نیروهای امنیتی به سمت خودشان بوده است که هدف تیراندازی قرار می‌گیرد.
امیررضا رستمی مجرد بود و تنها دو ماه تا پایان خدمت سربازی‌اش باقی مانده بود. او در زمان مرخصی به سر می‌برد و همراه با دوستانش در اعتراضات شرکت کرده بود.
پس از کشته‌شدن این جوان، پیکر او تحت شرایط امنیتی و در سکوت کامل به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری در آرامگاه دارالسلام اسلامشهر برگزار شد و به خانواده اجازه ثبت عکس و فیلم داده نشد. همچنین، به دلیل فشارهای امنیتی، امکان برگزاری مراسم سوم و هفتم بر سر مزار او نیز فراهم نشد.

#امیررضا_رستمی #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔203
جان‌باختن بنیامین اقدامی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس کرج؛ نگهداری پیکر در کهریزک و تحویل با فشار و شروط امنیتی

بنیامین اقدامی، نوجوان ۱۷ ساله و اهل فردیس کرج، پس از مجروح شدن در جریان سرکوب اعتراضات مردمی، توسط نیروهای حکومتی به زندان کچویی منتقل شد و بنا بر گزارش‌های رسیده، تا صبح همان شب جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات موجود، پیکر بنیامین به مدت پنج روز به خانواده تحویل داده نشد و در تمام این مدت، جسد او در کهریزک نگهداری شده بود. این تأخیر طولانی در تحویل پیکر، خانواده را در بی‌خبری و اضطراب مطلق قرار داد.

منابع نزدیک به خانواده می‌گویند برای تحویل پیکر، از آنان مبلغی معادل ۷۰۰ میلیون تومان تحت عنوان «هزینه گلوله» مطالبه شده و علاوه بر آن، با اعمال فشار و گرفتن تعهدهای سنگین و تنها با دخالت و «پارتی‌بازی» فراوان، اجازه دفن صادر شده است. حتی محل دفن نیز به‌شدت محدود شده و خانواده فقط اجازه داشته‌اند در یکی از روستاهای اطراف هشتگرد پیکر فرزندشان را به خاک بسپارند.

پرونده بنیامین اقدامی نمونه‌ای تکان‌دهنده از برخورد غیرانسانی با مجروحان و جان‌باختگان اعتراضات است؛ از انتقال یک نوجوان زخمی به بازداشتگاه، تا جان‌باختن در بازداشت، نگهداری چندروزه پیکر در کهریزک، و تحویل آن تنها پس از اخذ پول، تعهد و اعمال فشار امنیتی بر خانواده.

این روایت بار دیگر ابعاد گسترده نقض حقوق کودکان و نوجوانان، بی‌حرمتی به پیکر جان‌باختگان، و استفاده سیستماتیک از ارعاب و باج‌گیری از خانواده‌ها را در جریان سرکوب اعتراضات مردمی برجسته می‌کند.

#بنیامین_اقدامی #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔19
مجله «تایم» در گزارشی تکان‌دهنده فاش کرده است که بر اساس گفته‌های دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران، تنها در دو روز ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی)، ممکن است تا ۳۰ هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات سراسری در ایران کشته شده باشند؛ آماری که در صورت صحت، ایران را با یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای جمعی در تاریخ معاصر روبه‌رو می‌کند.

به گزارش مجله تایم، دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران در گفت‌وگو با این نشریه اعلام کرده‌اند که شمار جان‌باختگان اعتراضات سراسری ممکن است تنها در فاصله ۴۸ ساعت، یعنی روزهای ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی)، به حدود ۳۰ هزار نفر رسیده باشد. این رقم به‌مراتب بالاتر از آمار رسمی اعلام‌شده از سوی حکومت ایران است و ابعاد واقعی سرکوب را در سطحی بی‌سابقه نشان می‌دهد.
تایم می‌نویسد این برآورد بر اساس داده‌هایی است که از درون سیستم بهداشت و درمان ایران به دست آمده و نشان می‌دهد حجم اجساد به حدی بوده که ظرفیت عادی انتقال، ثبت و دفن پیکرها کاملاً از کار افتاده است. به گفته منابع، کیسه‌های مخصوص حمل جسد تمام شده و حتی در مواردی از کامیون‌های سنگین به‌جای آمبولانس برای جابه‌جایی پیکرها استفاده شده است.
این آمار در تضاد کامل با رقم رسمی ۳٬۱۱۷ نفر است که پیش‌تر توسط نهادهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی اعلام شده بود. همچنین این عدد بسیار فراتر از آمار ثبت‌شده توسط نهادهای مستقل است. به‌عنوان نمونه، خبرگزاری فعالان حقوق بشر ایران (HRANA) تاکنون بیش از ۵٬۴۵۹ کشته تأییدشده و بیش از ۱۷ هزار مورد در حال بررسی را گزارش کرده است.
در این گزارش، تایم به داده‌هایی اشاره می‌کند که توسط کادر درمان و پزشکان جمع‌آوری شده است. از جمله افرادی که در تهیه این آمار نقش داشته، دکتر امیر پرستا، چشم‌پزشک آلمانی–ایرانی است که تأکید کرده حتی این ارقام نیز احتمالاً کمتر از واقعیت‌اند، زیرا بسیاری از اجساد هرگز وارد چرخه رسمی بیمارستانی نشده یا در مراکز نظامی و امنیتی نگهداری شده‌اند.

تایم با بررسی پایگاه‌های داده تاریخی مربوط به کشتارهای جمعی می‌نویسد که تقریباً هیچ نمونه‌ای وجود ندارد که از نظر تعداد قربانیان در یک بازه زمانی ۴۸ ساعته با این آمار قابل مقایسه باشد. تنها موردی که از نظر ابعاد به آن نزدیک است، به هولوکاست بازمی‌گردد.
در گزارش به واقعه «بابی‌یار» اشاره شده است؛ جایی که در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱، جوخه‌های مرگ نازی در حاشیه شهر کی‌یف، حدود ۳۳ هزار یهودی اوکراینی را با شلیک گلوله در یک دره به‌طور دسته‌جمعی قتل‌عام کردند. تایم تأکید می‌کند که اگر آمار مطرح‌شده درباره ایران درست باشد، چنین سطحی از کشتار معمولاً فقط در شرایط نسل‌کشی یا جنگ‌های تمام‌عیار دیده می‌شود، نه در سرکوب اعتراضات مدنی.

مجله تایم می‌نویسد مقایسه با هولوکاست نه برای یکسان‌سازی تاریخی، بلکه برای نشان دادن شدت، سرعت و وسعت فاجعه انسانی است که در خیابان‌های ایران رخ داده است. به باور نویسندگان گزارش، این داده‌ها نشان می‌دهد آنچه در ایران اتفاق افتاده، می‌تواند در ردیف تاریک‌ترین و هولناک‌ترین کشتارهای ثبت‌شده در تاریخ معاصر قرار گیرد.

لینک مقاله:
https://time.com/nextgen-preview/7228edd7c55f97e885492382190da5ed793b2bc4232f62e28dc1fe33fca070ed/article/7357635/

#IranMassacre #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔224