روایتی هولناک از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد
هشدار: این گزارش حاوی توصیفهای شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحتکننده باشد.
روایتی هولناک از شکنجه وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آنها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.
بخوانید:
«شبی که منو شکنجه میکردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباسهای بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین میزدند من را از زیر برق میگرفت به کلیهها و بیضهها و به دهانم شوکر میزدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میلهای آوردن میخواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوبباتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچهی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشمبند یک آن از چشمهای من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»
#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
هشدار: این گزارش حاوی توصیفهای شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحتکننده باشد.
روایتی هولناک از شکنجه وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آنها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.
بخوانید:
«شبی که منو شکنجه میکردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباسهای بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین میزدند من را از زیر برق میگرفت به کلیهها و بیضهها و به دهانم شوکر میزدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میلهای آوردن میخواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوبباتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچهی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشمبند یک آن از چشمهای من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»
#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔53🕊6❤3