Forwarded from گفتوشنود
امام جمعه مشهد: مجتبی خامنهای به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتشبس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمیماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتشبس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتشبس دروغ است و دشمن اهل آتشبس نیست.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که علمالهدی طی چند هفته اخیر دیدگاههای متناقض از تقبیه و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایشگذاشته است.
#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتشبس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمیماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتشبس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتشبس دروغ است و دشمن اهل آتشبس نیست.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که علمالهدی طی چند هفته اخیر دیدگاههای متناقض از تقبیه و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایشگذاشته است.
#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خیابان در اختیار چه کسانی است؟
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر!
پیام همراهان
این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابانها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنههایی آشنا تکرار میشود: گروههای حامی حکومت که با آسودگی خیابانها را میبندند، ترافیک ایجاد میکنند، پردههای بزرگ نصب میکنند، برنامه برگزار میکنند، هزینههای قابلتوجهی صرف میکنند، چای و حتی غذا توزیع میکنند و نمادها را میان رهگذران پخش میکنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آنقدر که بهسادگی میتواند بهعنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده میشود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آنکه آینهی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینهی پایینتر برای حضور برخوردار است، میتواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبتهای واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایباند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه بهدلیل محاسبهی هزینه. وقتی حضور میتواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، پدیدهای شکل میگیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته میشود: هرچه یک صدا بلندتر و بیرقیبتر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده میشوند و سکوت گستردهتر میشود.
پیامد این وضعیت، شکلگیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که بهدلیل تکرار و شدت، بزرگتر از واقعیت به نظر میرسد، و سکوتی که بهاشتباه به معنای همراهی تعبیر میشود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه میمانند. نه فقط بهدلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه بهدلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان بهتدریج از تنوع تهی میشود و به صحنهای با صدای غالب تبدیل میگردد.
برای فهم آنچه میگذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوتهای گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، میتواند بهسادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر!
پیام همراهان
این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابانها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنههایی آشنا تکرار میشود: گروههای حامی حکومت که با آسودگی خیابانها را میبندند، ترافیک ایجاد میکنند، پردههای بزرگ نصب میکنند، برنامه برگزار میکنند، هزینههای قابلتوجهی صرف میکنند، چای و حتی غذا توزیع میکنند و نمادها را میان رهگذران پخش میکنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آنقدر که بهسادگی میتواند بهعنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده میشود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آنکه آینهی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینهی پایینتر برای حضور برخوردار است، میتواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبتهای واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایباند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه بهدلیل محاسبهی هزینه. وقتی حضور میتواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، پدیدهای شکل میگیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته میشود: هرچه یک صدا بلندتر و بیرقیبتر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده میشوند و سکوت گستردهتر میشود.
پیامد این وضعیت، شکلگیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که بهدلیل تکرار و شدت، بزرگتر از واقعیت به نظر میرسد، و سکوتی که بهاشتباه به معنای همراهی تعبیر میشود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه میمانند. نه فقط بهدلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه بهدلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان بهتدریج از تنوع تهی میشود و به صحنهای با صدای غالب تبدیل میگردد.
برای فهم آنچه میگذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوتهای گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، میتواند بهسادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍2