در پشت دیوارهای بلند زندان قزلحصار کرج، انسانهایی نفس میکشند که نمیخواهند در سکوت دفن شوند. زندانیان در بندهای مختلف این زندان، که معروف به کشتارگاه شده است، تجربههای سهمگینی را پشت سر میگذارند. تجربههایی که روان هر انسانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
این بار پیام یک زندانی سیاسی به ما رسیده که نامش را بهخاطر فشارها و محدودیتهایی که بر او تحمیل شده، نمیآوریم اما هویت او توسط آموزشکده توانا تأیید شده است.
او نوشته:
«از روزهایی میگویم که همزمان با آغاز جنگ، خشونت نیز درون زندان شعلهورتر شد. هنگامی که خبر حمله به علی خامنهای و فرماندهان سپاه منتشر شد، خشم در میان سرکوبگران و زندانبانان به اوج رسید. در سایهی قطع اینترنت و تاریکیِ تحمیلی، آنان خود را از هر نظارتی رها دیدند و بیرحمانهتر از همیشه، هر آنچه خواستند بر سر زندانیان آوردند، بدون آنکه به مرجعی پاسخگو باشند یا ترسی از عاقبت اعمالشان نشان دهند.»
او در ادامه میگوید:
«روزی که به بند سیاسی، واحد ۴، یورش آوردند تا شش زندانی محکوم به اعدام را با خود ببرند، تنها آن شش نفر نبودند که به آغوش مرگ سپرده شدند. ما نیز، همانجا، به شکلی دیگر اعدام شدیم. قلبهایمان سنگین و بیرمق میتپید، نفسهایمان به شماره افتاده بود. آنها در لحظهای رفتند، اما ما در مسیری از مرگ تدریجی باقی ماندیم، زیر فشارهای خردکنندهی روانی و عصبی، در فرسایشی خاموش که جسم و جان را آرامآرام میبلعد. زخمی که شاید سالها زمان ببرد تا التیام یابد، و شاید هرگز بهطور کامل درمان نشود.
در این میان، تماسها محدود شدهاند، ملاقاتها به حداقل رسیده یا قطع شدهاند و رفتوآمدها زیر شدیدترین نظارتها قرار گرفتهاند. این انزوا بخشی از سازوکاری هدفمند برای قطع ارتباط، پنهانکردن حقیقت، و خاموش کردن هر صدای اعتراضی است، نمونهای روشن از سانسور و نقض سیستماتیک حقوق بشر.»
او با اشاره به مذاکرات بین ایران و آمریکا به جای خالی حقوق بشر و زندانیان سیاسی در این فرآیند اعتراض میکند و میگوید:
«و در بیرون از این دیوارها، در عرصهی سیاست و مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا، نامی از ما نیست. گویی رنج زندانیان سیاسی، گویی حق آزادی و کرامت انسانی، در معادلات قدرت جایی ندارد. این غیبت، نشانهای آشکار از نادیدهگرفتن انسانیت است.»
او با اشاره به ضرورت توجه به موضوع آزاذی زندانیان سیاسی، میافزاید:
«اما حقیقتی هست که نمیتوان آن را انکار کرد: آزادی زندانیان سیاسی، بخشی جداییناپذیر از آزادی ایران و ایرانی است.
تا زمانی که آنان در بندند، آزادی در بیرون نیز ناقص و ناتمام است.»
در انتها خواسته خود از هموطنان را چنین بیان میکند:
«از همهی ایرانیان در سراسر جهان درخواست میکنم، بهعنوان یک مسئولیت انسانی: صدای ما باشید. صدای زندانیان سیاسی، بهویژه آنان که در خطر اجرای حکم اعداماند یا در بازداشتهای اخیر، در شرایطی غیرانسانی، بدون دسترسی به ابتداییترین حقوق خود، در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند
دست یاری به سوی شما دراز میکنیم.
در هر کجا که هستید، با نام و تصویر این زندانیان، با حضور در فضای عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، صدای آنان را بلند کنید. اجازه ندهید سکوت، پردهای شود بر رنج و حقیقت. سکوت، همانجایی است که ظلم در آن رشد میکند.
ما زیر سنگینترین فشارها، بیرحمیها و بیعدالتیها نفس میکشیم.
اگر فراموش شویم، اگر صدایمان خاموش بماند، این چرخهی خشونت بیوقفه ادامه خواهد یافت.»
و روایت خود را با تاکید بر «امید» پایان میدهد:
«اما هنوز امیدی هست
تا زمانی که حتی یک صدا در جهان، نام یک زندانی سیاسی را فریاد بزند،
تا زمانی که کسی حقیقت را بازگو کند،
و تا زمانی که باور داشته باشیم آزادی، حقی است که باید به دست آید.
ما زندهایم، و امید نیز زنده خواهد ماند.»
#زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
این بار پیام یک زندانی سیاسی به ما رسیده که نامش را بهخاطر فشارها و محدودیتهایی که بر او تحمیل شده، نمیآوریم اما هویت او توسط آموزشکده توانا تأیید شده است.
او نوشته:
«از روزهایی میگویم که همزمان با آغاز جنگ، خشونت نیز درون زندان شعلهورتر شد. هنگامی که خبر حمله به علی خامنهای و فرماندهان سپاه منتشر شد، خشم در میان سرکوبگران و زندانبانان به اوج رسید. در سایهی قطع اینترنت و تاریکیِ تحمیلی، آنان خود را از هر نظارتی رها دیدند و بیرحمانهتر از همیشه، هر آنچه خواستند بر سر زندانیان آوردند، بدون آنکه به مرجعی پاسخگو باشند یا ترسی از عاقبت اعمالشان نشان دهند.»
او در ادامه میگوید:
«روزی که به بند سیاسی، واحد ۴، یورش آوردند تا شش زندانی محکوم به اعدام را با خود ببرند، تنها آن شش نفر نبودند که به آغوش مرگ سپرده شدند. ما نیز، همانجا، به شکلی دیگر اعدام شدیم. قلبهایمان سنگین و بیرمق میتپید، نفسهایمان به شماره افتاده بود. آنها در لحظهای رفتند، اما ما در مسیری از مرگ تدریجی باقی ماندیم، زیر فشارهای خردکنندهی روانی و عصبی، در فرسایشی خاموش که جسم و جان را آرامآرام میبلعد. زخمی که شاید سالها زمان ببرد تا التیام یابد، و شاید هرگز بهطور کامل درمان نشود.
در این میان، تماسها محدود شدهاند، ملاقاتها به حداقل رسیده یا قطع شدهاند و رفتوآمدها زیر شدیدترین نظارتها قرار گرفتهاند. این انزوا بخشی از سازوکاری هدفمند برای قطع ارتباط، پنهانکردن حقیقت، و خاموش کردن هر صدای اعتراضی است، نمونهای روشن از سانسور و نقض سیستماتیک حقوق بشر.»
او با اشاره به مذاکرات بین ایران و آمریکا به جای خالی حقوق بشر و زندانیان سیاسی در این فرآیند اعتراض میکند و میگوید:
«و در بیرون از این دیوارها، در عرصهی سیاست و مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا، نامی از ما نیست. گویی رنج زندانیان سیاسی، گویی حق آزادی و کرامت انسانی، در معادلات قدرت جایی ندارد. این غیبت، نشانهای آشکار از نادیدهگرفتن انسانیت است.»
او با اشاره به ضرورت توجه به موضوع آزاذی زندانیان سیاسی، میافزاید:
«اما حقیقتی هست که نمیتوان آن را انکار کرد: آزادی زندانیان سیاسی، بخشی جداییناپذیر از آزادی ایران و ایرانی است.
تا زمانی که آنان در بندند، آزادی در بیرون نیز ناقص و ناتمام است.»
در انتها خواسته خود از هموطنان را چنین بیان میکند:
«از همهی ایرانیان در سراسر جهان درخواست میکنم، بهعنوان یک مسئولیت انسانی: صدای ما باشید. صدای زندانیان سیاسی، بهویژه آنان که در خطر اجرای حکم اعداماند یا در بازداشتهای اخیر، در شرایطی غیرانسانی، بدون دسترسی به ابتداییترین حقوق خود، در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند
دست یاری به سوی شما دراز میکنیم.
در هر کجا که هستید، با نام و تصویر این زندانیان، با حضور در فضای عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، صدای آنان را بلند کنید. اجازه ندهید سکوت، پردهای شود بر رنج و حقیقت. سکوت، همانجایی است که ظلم در آن رشد میکند.
ما زیر سنگینترین فشارها، بیرحمیها و بیعدالتیها نفس میکشیم.
اگر فراموش شویم، اگر صدایمان خاموش بماند، این چرخهی خشونت بیوقفه ادامه خواهد یافت.»
و روایت خود را با تاکید بر «امید» پایان میدهد:
«اما هنوز امیدی هست
تا زمانی که حتی یک صدا در جهان، نام یک زندانی سیاسی را فریاد بزند،
تا زمانی که کسی حقیقت را بازگو کند،
و تا زمانی که باور داشته باشیم آزادی، حقی است که باید به دست آید.
ما زندهایم، و امید نیز زنده خواهد ماند.»
#زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
💯11❤5💔5🕊1
زادروزی دیگر در زندان؛ نرگس محمدی ۵۴ ساله شد، در صدوسیامین روز بازداشت جدید
اول اردیبهشت، زادروز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی فرا میرسد که او همچنان در زندان بهسر میبرد و ۱۳۰ روز از بازداشت دوبارهاش گذشته است؛ زنی که سالهاست زندگی خود را وقف مبارزه برای دموکراسی، آزادی و حقوق زنان در ایران کرده است.
محمدی امروز ۵۴ ساله میشود؛ چهرهای که در سالهای اخیر به یکی از نمادهای ایستادگی مدنی در ایران بدل شده است. او بارها جمهوری اسلامی را مانع اصلی تحقق مطالبات مردم دانسته و گذار از «حکومت دینیِ استبدادیِ زنستیز» را شرطی ضروری برای پایداری جامعه توصیف کرده است.
این فعالیتها برای او هزینهای سنگین در پی داشته است: ۱۴ بار بازداشت، محاکمه در ۱۰ پرونده قضایی و مجموعاً ۴۴ سال حکم زندان. نرگس محمدی بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و همچنان با سالهای بیشتری از حبس روبهروست. او همچنین دستکم ۱۶۱ روز را در سلول انفرادی و در شرایطی که از سوی نهادهای حقوق بشری «شکنجه سفید» خوانده میشود، سپری کرده است.
او سالهاست از دیدار و در آغوش گرفتن فرزندانش محروم مانده است. آخرین بار در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ بازداشت شد و تاکنون همچنان در زندان بهسر میبرد.
در روز تولدش، شجاعت، ایستادگی و تعهد بیوقفه او به عدالت را گرامی میداریم.
(عکس: آذرماه ۱۴۰۴)
متن از صفحه بنیاد نرگس محمدی، با کمی ویرایش
درباره نرگس محمدی بیشتر بخوانید:
نرگس محمدی؛ برنده جایزه صلح نوبل و مبارز شجاع آزادی
https://tavaana.org/narges_mohamadi/
#نرگس_محمدی #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
اول اردیبهشت، زادروز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی فرا میرسد که او همچنان در زندان بهسر میبرد و ۱۳۰ روز از بازداشت دوبارهاش گذشته است؛ زنی که سالهاست زندگی خود را وقف مبارزه برای دموکراسی، آزادی و حقوق زنان در ایران کرده است.
محمدی امروز ۵۴ ساله میشود؛ چهرهای که در سالهای اخیر به یکی از نمادهای ایستادگی مدنی در ایران بدل شده است. او بارها جمهوری اسلامی را مانع اصلی تحقق مطالبات مردم دانسته و گذار از «حکومت دینیِ استبدادیِ زنستیز» را شرطی ضروری برای پایداری جامعه توصیف کرده است.
این فعالیتها برای او هزینهای سنگین در پی داشته است: ۱۴ بار بازداشت، محاکمه در ۱۰ پرونده قضایی و مجموعاً ۴۴ سال حکم زندان. نرگس محمدی بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و همچنان با سالهای بیشتری از حبس روبهروست. او همچنین دستکم ۱۶۱ روز را در سلول انفرادی و در شرایطی که از سوی نهادهای حقوق بشری «شکنجه سفید» خوانده میشود، سپری کرده است.
او سالهاست از دیدار و در آغوش گرفتن فرزندانش محروم مانده است. آخرین بار در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ بازداشت شد و تاکنون همچنان در زندان بهسر میبرد.
در روز تولدش، شجاعت، ایستادگی و تعهد بیوقفه او به عدالت را گرامی میداریم.
(عکس: آذرماه ۱۴۰۴)
متن از صفحه بنیاد نرگس محمدی، با کمی ویرایش
درباره نرگس محمدی بیشتر بخوانید:
نرگس محمدی؛ برنده جایزه صلح نوبل و مبارز شجاع آزادی
https://tavaana.org/narges_mohamadi/
#نرگس_محمدی #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊4🥰1