قمار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بر سر سفره مردم؛
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگافروزی
سیاستهای ستیزهجویانه جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمنتراشیهای بیپایان، بهویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب میشدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.
⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفینها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیکها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمعهای عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نهتنها تأمینکننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.
⚫️فاجعهی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعهای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایههای ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دههها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساختها شده بود، در چشمبرهمزدنی به تلی از آهنپاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمیها متعلق به صندوقهای بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایههای خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پاییندستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین میکرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیرهای کارخانهها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.
آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژیمحور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگطلبی میبینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقهای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برجهای عاج، بلکه مردمی میپردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاستهای بیخردانه شدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگافروزی
سیاستهای ستیزهجویانه جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمنتراشیهای بیپایان، بهویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب میشدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.
⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفینها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیکها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمعهای عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نهتنها تأمینکننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.
⚫️فاجعهی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعهای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایههای ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دههها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساختها شده بود، در چشمبرهمزدنی به تلی از آهنپاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمیها متعلق به صندوقهای بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایههای خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پاییندستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین میکرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیرهای کارخانهها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.
آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژیمحور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگطلبی میبینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقهای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برجهای عاج، بلکه مردمی میپردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاستهای بیخردانه شدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
گلشن فتحی، فعال مدنی، قیمتهایی از زندگی در تهران این روزها (دو روز پیش، شاید تا الان بیشتر شده باشد!) ارائه داده است. او نوشته:
«از فاجعهای که زیرپوست شهر خزنده در جریان است مینویسم…
تورم را با آمارهای رسمی نمیشود فهمید.
یک تصویر حداقلی از تهران برمبنای قیمتهای امروز:
صبحانه فقط نان و پنیر و چای شیرین، حدود ۹۰ هزار تومان در روز.
یک املت ساده با تخممرغ، گوجه، کره و نان، حدود ۲۸۷ هزار تومان برای هر وعده.
دو وعده املت در روز یعنی حدود ۶۰۰ هزار تومان فقط برای غذا با فرض صرفا املت خوردن
به اینها اجاره یک خانه متوسط در تهران را اضافه کنید حدود ۲۲ تا ۲۶ میلیون تومان در ماه.
و رفتوآمد با حملونقل عمومی، حدود ۱ میلیون تومان.
حالا اگر همه چیزهای غیرضروری را هم حذف کنید و گوشت، مرغ، میوه، تفریح، درمان و هزینه های پزشکی، خرید لباس، مهمانی هم نباشد و منهای قبوض آب برق تلفن گاز و اینترنت و در طول ماه یکبار هم رستوران نروید، باز هم عدد نهایی پایین نمیآید.
جمع این زندگی حداقلی، برای فقط زنده ماندن وبدون هیچ آینده یا پس اندازی حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه.
این عدد از بقا حرف میزند.
این واقعیت دردناک امروز ایران است…برای زنده ماندن باید زندگی را حذف کنید!
مرزهای زندگی روزبهروز کوچکتر از بدن انسان میشود و مرگ گلوی زندگی را میفشارد.
یک قالب پنیر معمولی ۱۶۰٬۰۰۰ تومان
یک کیلو شکر ۱۰۰٬۰۰۰ تومان
یک کیلو چای سیاه ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان
نان سنگک ساده ۶۵٬۰۰۰ تومان
تخممرغ هر عدد ۱۶٬۰۰۰ تومان
گوجه یک کیلو ۹۰٬۰۰۰ تومان
کره یک قالب ۲۲۰٬۰۰۰ تومان
دوغ کوچک هرعدد۵۵٬۰۰۰ تومان»
همانطور که میبینید این قیمتها برای یک زندگی ساده و حداقلی و برای بقا است و خیلی از هموطنان از عهده تامین همین هم برنمیآیند.
#تورم #فقر_فساد_گرونی
@Tavaana_TavaanaTech
«از فاجعهای که زیرپوست شهر خزنده در جریان است مینویسم…
تورم را با آمارهای رسمی نمیشود فهمید.
یک تصویر حداقلی از تهران برمبنای قیمتهای امروز:
صبحانه فقط نان و پنیر و چای شیرین، حدود ۹۰ هزار تومان در روز.
یک املت ساده با تخممرغ، گوجه، کره و نان، حدود ۲۸۷ هزار تومان برای هر وعده.
دو وعده املت در روز یعنی حدود ۶۰۰ هزار تومان فقط برای غذا با فرض صرفا املت خوردن
به اینها اجاره یک خانه متوسط در تهران را اضافه کنید حدود ۲۲ تا ۲۶ میلیون تومان در ماه.
و رفتوآمد با حملونقل عمومی، حدود ۱ میلیون تومان.
حالا اگر همه چیزهای غیرضروری را هم حذف کنید و گوشت، مرغ، میوه، تفریح، درمان و هزینه های پزشکی، خرید لباس، مهمانی هم نباشد و منهای قبوض آب برق تلفن گاز و اینترنت و در طول ماه یکبار هم رستوران نروید، باز هم عدد نهایی پایین نمیآید.
جمع این زندگی حداقلی، برای فقط زنده ماندن وبدون هیچ آینده یا پس اندازی حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه.
این عدد از بقا حرف میزند.
این واقعیت دردناک امروز ایران است…برای زنده ماندن باید زندگی را حذف کنید!
مرزهای زندگی روزبهروز کوچکتر از بدن انسان میشود و مرگ گلوی زندگی را میفشارد.
یک قالب پنیر معمولی ۱۶۰٬۰۰۰ تومان
یک کیلو شکر ۱۰۰٬۰۰۰ تومان
یک کیلو چای سیاه ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان
نان سنگک ساده ۶۵٬۰۰۰ تومان
تخممرغ هر عدد ۱۶٬۰۰۰ تومان
گوجه یک کیلو ۹۰٬۰۰۰ تومان
کره یک قالب ۲۲۰٬۰۰۰ تومان
دوغ کوچک هرعدد۵۵٬۰۰۰ تومان»
همانطور که میبینید این قیمتها برای یک زندگی ساده و حداقلی و برای بقا است و خیلی از هموطنان از عهده تامین همین هم برنمیآیند.
#تورم #فقر_فساد_گرونی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11💯7❤3