آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.1K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
زنان در زندان
نیروانا تربتی‌نژاد

روایت زنانی که پیش از «مجرم» شدن، قربانی خشونت، فقر و بی‌پناهی بودند

نیروانا تربتی‌نژاد در یادداشتی با عنوان «زنان در زندان» از تجربه حضور در بند نسوان زندان امیرآباد گرگان نوشته و با روایت زندگی شماری از زندانیان زن، تصویری از تأثیر فقر، کودک‌همسری، خشونت خانگی، محرومیت از آموزش و تبعیض ساختاری بر سرنوشت آنان ارائه کرده است. او در این روایت تأکید می‌کند که بسیاری از این زنان، پیش از آنکه به عنوان «مجرم» شناخته شوند، سال‌ها قربانی خشونت، تحقیر، بی‌پناهی و محرومیت بوده‌اند.


نیروانا تربتی‌نژاد، شهروند ۲۰ ساله اهل گرگان، به همراه مادرش سایه امیرخانی در مراسم چهلم جاویدنام حسین سلیمانی در ۳ اسفند ۴۱۴۰، از جان‌باختگان خیزش دی‌ماه بازداشت شدند. مادرش شب دوم و نیروانا ۱۵ روز بعد با وثیقه آزاد شد.

نیروانا تربتی‌نژاد، طی دو سال گذشته تحت فشارهای مداوم امنیتی و قضایی بوده و اخیراً در یکی از پرونده‌های خود به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش منابع و سازمان‌های حقوق بشری، برخورد با او از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و تاکنون شامل احضارهای متعدد، بازجویی‌های طولانی، تفتیش منزل، بازداشت شبانه و تشکیل چندین پرونده قضایی علیه وی بوده است.

در میان روایت‌های تکان‌دهنده «زنان در زندان»، شاید دردناک‌ترین بخش این باشد که بسیاری از زنان زندانی، پیش از آنکه «مجرم» باشند، قربانی خشونت، فقر و بی‌پناهی بوده‌اند.

دختری ۲۲ ساله که پس از سال‌ها آزار جنسی از سوی پدرش و تولد فرزندی معلول، به اتهام قتل همسر ۶۰ ساله‌اش در زندان است. دختری دیگر که پس از سال‌ها حبس خانگی، محرومیت از تحصیل و اجبار به ازدواج با مردی ۵۰ ساله، پدرش را به قتل رساند. و دختری که در ۸ سالگی به عقد مردی ۳۰ ساله درآمد، سال‌ها خشونت همسر و مادرشوهر را تحمل کرد و در ۱۸ سالگی با بدنی سوخته در زندان به سر می‌برد.

در این روایت‌ها زنانی دیده می‌شوند که برای فرار از گرسنگی و بی‌خانمانی عمداً دست به دزدی می‌زدند تا بازداشت شوند؛ زیرا زندان، با وجود همه سختی‌ها، برایشان امن‌تر از خیابان و خانه بود. زنانی که هنگام آزادی گریه می‌کردند، چون می‌دانستند بیرون از زندان نه خانه‌ای امن دارند، نه شغلی، نه خانواده‌ای حامی و نه آینده‌ای روشن.

این گزارش یادآور این پرسش تلخ است: چند نفر از این زنان، اگر از حق تحصیل، امنیت، حمایت و انتخاب برخوردار بودند، هرگز سر از زندان در نمی‌آوردند؟

روایت نیروانا را در لینک زیر یا در اسلایدها بخوانید.

https://tavaana.org/women-in-prison/

#نیروانا_تربتی_نژاد

@Tavaana_TavaanaTech
💔206
تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سنگ مزار جاوید نام مونا اسمی از جانباختگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ در شهر رشت، شکسته شده است.
با توجه به تصاویر به نظر می‌رسد که این کار در ایام نوروز انجام شده است.

جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز از مردم ایران می‌ترسد و از یاد و نام انباختگان راه آزادی که می‌توانند، دادخواهی را ه زمینه‌ای برای همبستگی ملی تبدیل کنند، هراس دارد.

#مونا_اسمی

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊1
حمیدرضا ریزانه، متولد دی ماه ۱۳۸۶ و دانیال امینی، متولد فروردین ۱۳۸۷، دو جوانی هستند که در پی اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شده‌اند. با گذشت ۱۴۵ روز از زمان دستگیری، این دو هنوز در وضعیت بلاتکلیفی قضایی به‌سر می‌برند و به ترتیب در کانون اصلاح و تربیت و زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شوند.

این دو جوان در تاریخ ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ به علت شرکت در اعتراضات با ضرب و شتم و بازداشت مواجه شدند. ویدیوهایی از اعترافات اجباری آنان به استفاده از میله و حمله به یک مأمور نیز در رسانه‌های حکومتی منتشر شده است.
تصاویری محو و تار از ویدیوی منسوب به حضور آن‌ها در صحنه درگیری منتشر شده که چهره‌ای قابل تشخیص نیست.

طبعا اعتراف اجباری به خاطر وجود عنصر اجبار و فشار و شکنجه در خلال بازجویی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.

خانواده‌های حمیدرضا و دانیال در زمان جنگ، با امید به آزادی موقت آن‌ها به مراجع قضایی مراجعه کردند و وعده آزادی موقت به آن‌ها داده شد، اما این وعده به بهانه‌های تعطیلی و مرخصی کارمندان قضایی هرگز عملی نشد. منبعی معتبر اعلام کرده که وضعیت نامشخص پرونده و اعترافات اجباری و ساختگی، نگرانی‌ها را افزایش داده است. دانیال امینی اکنون به سن ۱۸ سالگی رسیده و قرار است به زودی به زندان دستگرد منتقل شود.

#حمیدرضا_ریزانه #دانیال_امینی #اصفهان #اعترافات_اجباری

@Tavaana_TavaanaTech
💔215🕊3

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سنگ مزار بنیامین علیزاده را در رشت شکسته‌اند، به نظر می‌رسد که این اتفاق در ایام نوروز ۱۴۰۵ افتاده باشد.

بنیامین علیزاده، متولد ۱۳۸۹، در دی ماه خونین ۱۴۰۴ در خیابان باهنر رشت پس از اصابت گلوله به پا، با تاخیر به بیمارستان رسول منتقل و در اثر شدت خونریزی جان باخت.
‏وضعیت بیمارستان به‌گونه‌ای بود که او‌ را چند ساعت روی یک برانکارد رها کرده بودند.
‏خانواده بنیامین ساکن سنگر در نزدیک رشت هستند. مراسم خاکسپاری او در سنگر رود برگزار شد. نیروهای امنیتی اجازه برگزاری مراسم سوم و هفتم را به خانواده ندادند.
‏خانواده او مدت.ها تحت فشار قرار گرفتند.

#بنیامین_علیزاده #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔203
Forwarded from گفت‌وشنود
مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی
آیا شکست دیگری این بار در ام‌القرای اسلامی در پیش است!؟

«آیت‌الله وحید خراسانی سال‌ها پیش در جریان جلسه درس خود ناگهان از کوره در رفته و به مسیحیت تاخته بود! او به طور مشخص از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که “بساط تبلیغ مسیحیت از کشور برچیده شود”.»

این جمله، تنها یک واکنش احساسی یا مذهبی نیست؛ بلکه بازتاب نگاه رسمی و امنیتی جمهوری اسلامی به موضوع تغییر دین و گرایش به مسیحیت است.
نوشتار «مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی» به وضعیت کسانی می‌پردازد که با وجود فشارهای حکومتی، محدودیت‌های قانونی و تهدیدهای امنیتی، دین یا باور خود را تغییر داده‌اند و برای حق انتخاب عقیده خود هزینه پرداخته‌اند.

این مطلب نشان می‌دهد که چگونه حکومت ایران، تغییر دین را نه به‌عنوان یک حق فردی، بلکه به‌عنوان تهدیدی سیاسی و ایدئولوژیک تلقی می‌کند. در این میان، نوکیشان مسیحی با بازداشت، فشار، محرومیت اجتماعی و حتی زندان روبه‌رو شده‌اند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تاکید بر آزادی دین و باور به‌عنوان حقی بنیادین است؛ حقی که شامل آزادی تغییر دین، نداشتن دین یا انتخاب آزادانه باورهای فردی نیز می‌شود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/christian-convert/

@Dialogue1402
👍5👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدوی مادر جاوید نام سیاوش محمودی این ویدیو را در استوری اینستاگرامش منتشر کرد. او تاکید کرده است که راه فرزند قهرمانش را ادامه خواهد داد.
این مادر دادخواه می‌گوید:
«سیاوش من اگر بود الان بیست ساله شد. شما حسرت بزرگ شدن بچ‌ه‌ام رو به دل من گذاشتید. حسرت رعنا شدن بچه‌ام رو به دل من گذاشتید. سیاوش نوجوونی بود که در اوج نوجوونی خیلی بیشتر از سنش فهمید. فهمید که این جامعه چه جوریه، چه شکلیه. فهمید که این جامعه که ما الان داریم توش زندگی میکنیم چه جوریه. پس با یک مشت گره کرده، آزادی و آزادگی را فریاد زد. اما جواب آزادگی فرزند من با یک گلوله جنگی داده شد. و من این اتفاقی که افتاده را هرگز از یاد نخواهم برد. از یاد نخواهم برد که چه بلایی سر من آوردید. زندگی من را کلا نابود کردید. شما با شلیک گلوله به فرزند من نه اینکه فرزندم را، بلکه یک زندگی را از بین ببرید. زندگی من با رفتن فرزندم نابود شد. اما تو این چهار سالی که بچه من را از من گرفتید، سعی کردم صدای فرزندم، صدای آزادی و آزادگی فرزندم باشم. صدای فرزندی که فریاد آزادی و آزادگی را سرداد اما بهش شلیک کردید. من جای پای سیاوش هستم. پایی که سیاوش قدم برداشته، من جای پای سیاوش قدم میزنم. پس راهی که فرزندم رفت مطمئن باشید من هم همان راه را رفتم. همان راه را میرم برای سیاوش، برای تمام فرزندان ایران زمین که شماها به خاک و خون کشیدید. شماها فرزندان ما را کشتید. به قتل رساندید.»


#دادخواهی #سیاوش_محمودی

@Tavaana_TavaanaTech
24🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
یک دین آمریکایی: مورمون‌ها

مورمون‌ها یا اعضای «کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان» یکی از شناخته‌شده‌ترین اقلیت‌های مذهبی در جهان معاصر هستند؛ گروهی که از قرن نوزدهم در آمریکا شکل گرفت و در طول تاریخ خود با سوءظن، تبعیض و حتی خشونت اجتماعی روبه‌رو بوده است. نوشتار «مورمون‌ها» نگاهی دارد به تاریخ، باورها و تجربه زیسته این جامعه مذهبی و چالش‌هایی که در مسیر پذیرش اجتماعی با آن مواجه بوده‌اند.
این مطلب نشان می‌دهد که چگونه ناآگاهی، کلیشه‌ها و پیش‌داوری‌های مذهبی می‌توانند به طرد و حاشیه‌راندن گروه‌های دینی منجر شوند. در عین حال، تجربه مورمون‌ها نمونه‌ای است از تلاش برای حفظ هویت دینی در کنار مشارکت در جامعه‌ای متکثر و مدرن.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که آزادی دین و باور تنها به ادیان اکثریت محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل حق پیروان گروه‌های مذهبی کوچک‌تر نیز هست که بتوانند بدون ترس از تبعیض یا نفرت، باورهای خود را ابراز کنند.
اگر به موضوع تنوع دینی، حقوق اقلیت‌های مذهبی و اهمیت همزیستی در جوامع چندفرهنگی علاقه‌مند هستید، مطالعه این مطلب می‌تواند دیدگاه‌های ارزشمندی در اختیار شما قرار دهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mormons/

#اقلیت_دینی #مورمون #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6👌1💯1
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانواده‌هایی که نه‌فقط با داغ فرزند، بلکه با تهدید، پنهان‌کاری، تحقیر و فشار امنیتی نیز روبه‌رو شدند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، رویا، خانواده و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت آیدا عقیلی
آیدا، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی‌۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانواده‌اش پس از چند روز جست‌وجو و بی‌خبری، سرانجام پیکر او را در میان جان‌باختگان منتقل‌شده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکه‌های اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشته‌شدنش منتشر شده بود، تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جان‌باختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.


@Tavaana_TavaanaTech
💔252
ما از کره‌ی زمین حذف شدیم
✍️مصطفا آل‌احمد

مصطفی آل‌احمد، نویسنده، فیلمساز و کارگردان ایرانی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام به قطع ۸۸ روزه اینترنت در ایران واکنش نشان داد و آن را «حذف میلیون‌ها ایرانی از جهان» توصیف کرد. او در این نوشته، اینترنت را بخشی از حیات اجتماعی انسان معاصر دانسته و استدلال کرده است که قطع ارتباط آزاد شهروندان با جهان، نشانه‌ای از شکاف میان «قدرت فناورانه» و «تمدن فناورانه» است. آل‌احمد همچنین این پرسش را مطرح کرده که چگونه حکومتی که دستیابی به فناوری‌های پیشرفته را مایه افتخار می‌داند، همزمان ارتباط آزاد مردم با جهان را تهدید تلقی می‌کند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

در همان ساعات اول جنگ، نخستین گلوله‌های جمهوری اسلامی، پل ارتباط جهانی ایرانیان را هدف قرار داد و پیوند ما را با دنیا قطع کرد. میلیون‌ها انسان، ناگهان از جهان حذف شدند و اینترنت ۸۸ روز در ایران خاموش شد، آن هم اینترنتی که در شرایط عادی و حالا نیز با سنگین‌ترین اشکال فیلترینگ و سانسور به مردم تحویل می‌شود و نسبتی با اینترنت آزاد در اغلب کشورهای جهان ندارد. با این حال بسیاری از کارگزاران حکومت _ که خود به اینترنت بدون محدودیت، دسترسی دارند _ نه تنها این محرومیت گسترده را توجیه کردند، بلکه آن را نشانه‌ای از اقتدار دانستند. میلیون‌ها ایرانی در این ۳ ماه، نه صدایشان به جایی رسید، نه تصویری از زندگی‌شان منتشر شد و نه توانستند آزادانه ببینند جهان درباره‌ی آن‌ها چه می‌گوید. گویی دورتادور کشوری، دیواری عظیم کشیده باشند. شاید تا پیش از این بسیاری می‌پنداشتند، اینترنت صرفاً ابزاری برای سرگرمی، کسب و کار یا حضور در شبکه‌های اجتماعی است، اما خاموشی بزرگ اخیر، نشان داد، اینترنت اکنون بخشی از حیات اجتماعی انسان‌هاست. قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند وب‌سایت یا پیام‌رسان نیست، بلکه به مثابه بریدن سیستم عصبی یک جامعه است. تمدن جدید انسانی بر پایه‌ی ارتباطات ساخته شده است. خاموشی اینترنت یعنی اختلال در اقتصاد، آموزش و پژوهش، اختلال در درمان، کسب و کار، حمل و نقل، آگاهی، دوستی، عشق و حتی از دست دادن حافظه‌ی جمعی و تاریخ. به این ترتیب میلیون‌ها انسان در انزوایی اجباری حذف شدند. حکومت‌ها در گذشته برای کنترل جامعه کتاب می‌سوزاندند، روزنامه‌ها را توقیف می‌کردند و کنش‌گران را زندانی می‌کردند، اما قدرت در قرن بیست‌ویکم شکل تازه‌ای پیدا کرده است: حذف انسان از جهان از طریق قطع ارتباط. انسانِ بدون پیوند اجتماعی، انسانی منزوی، خاموش و گرفتار در تاریکی است. پرسش اما این جاست: چگونه حکومتی که دستیابی به فن‌آوری هسته‌ای، موشکی و نظامی را نشانه «پیش‌رفت» معرفی می‌کند، ابتدایی‌ترین شکل پیوند آزاد شهروندانش را قطع می‌کند؟ چگونه سانتریفیوژ و انرژی هسته‌ای می‌توانند به نماد غرور ملی تبدیل شوند، اما پیوند آزاد انسان‌ها با جهان تهدید تلقی می‌شود؟ این شاید فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ی نوعی عدم اقتدار و ناامنیِ عمیق قدرت است. اینجاست که تفاوت میان «قدرت فن‌آورانه» و «تمدن فن‌آورانه» آشکار می‌شود. داشتن فن‌آوری پیشرفته، الزاماً به معنای مدرن بودن یک جامعه نیست. تمدن مدرن فقط با پیچیدگی ابزارها تعریف نمی‌شود؛ بلکه با آزادی گردش اطلاعات، امکان ارتباط آزاد و اعتماد به شهروندان معنا پیدا می‌کند.
حکومتی که ارتباط آزاد مردمش با جهان را قطع می‌کند، حتی اگر به قلب اتم نفوذ کند، همچنان از معنای زندگی مدرن فاصله‌‌ی بسیار دارد.

#iran #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
💔155👍4💯2

تینا دلجو جهت اجرای حکم به زندان لاکان رشت منتقل شد.

امروز شنبه ۹ خرداد ماه ۱۴۰۵، تینا دلجو جهت اجرای حکم یکساله خود روانه زندان شد
شهریور ماه سال گذشته تینا دلجو در شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم و این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر استان تایید شد. حکم فوق امروز ۹ خرداد ماه اجرا و وی به زنذان لاکان رشت منتقل شد.

تینا دلجو، فعال مدنی ساکن رشت و دارنده مدرک دکتری اندیشه سیاسی، در زمستان ۱۴۰۲ با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حکم تعزیری محکوم شد و بخشی از این حکم را با پابند الکترونیک گذراند.

به محض اتمام زمان پابند، با حکم پرونده دوم، وی به زندان لاکان رشت منتقل شد تا حکم مربوط به «نشر اکاذیب درباره مسمومیت مدارس» اجرا شود.
پرونده فوق سومین پرونده این فعال مدنی است که پس اعتراضات سال ۱۴۰۱ به مرحله اجرا رسیده است.

#تینا_دلجو #رشت

@Tavaana_TavaanaTech
💔203🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام احمد طراقيان ۳۲ ساله، پدر یک پسر خردسال ۶ ساله، نوزدهم دی‌ماه در فردیس کرج با شلیک مستقیم عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید.

#احمد_طراقیان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔202
گزارش میدانی ریحانه جولایی در روزنامه شرق تصویری از لایه‌های پنهان فقر در پایتخت ارائه می‌دهد؛ جایی که بحران معیشت دیگر فقط در آمارها دیده نمی‌شود، بلکه در رفتار روزمره مردم، در خریدهای کوچک و در بازگشت «نسیه» به زندگی شهری خود را نشان می‌دهد.

در این گزارش تأکید شده است که طبقه متوسط تهران، کارمندان، مهندسان و قشر تحصیل‌کرده‌ای که روزی ستون ثبات اقتصادی و اجتماعی بودند، امروز زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید، به‌تدریج در حال فرسایش‌اند؛ فرسایشی آرام اما عمیق.

یکی از روایت‌های تکان‌دهنده این گزارش مربوط به زنی جوان است که برای نخستین‌بار در زندگی‌اش مجبور شده اقلامی مثل روغن و رب گوجه‌فرنگی را به صورت نسیه از سوپرمارکت محله تهیه کند؛ تجربه‌ای که برای او نه فقط یک تصمیم اقتصادی، بلکه شکستن یک مرز روانی و طبقاتی بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که حتی الگوی خرید روزمره نیز تغییر کرده؛ از خرید کیلویی میوه به خرید چند عددی، از خرید کامل نان به درخواست «نصف نان»، و از خرید عادی به رفتارهایی که پیش‌تر نشانه فقر پنهان بود اما امروز به یک وضعیت عمومی‌تر تبدیل شده است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔212🕊2
در حالی که مقامات جمهوری اسلامی از «تاب‌آوری اقتصادی» و «مدیریت شرایط» سخن می‌گویند، بسیاری از کارگران در ایران با واقعیتی کاملا متفاوت روبه‌رو هستند؛ دستمزدهای پرداخت‌نشده، اخراج‌های گسترده، قراردادهای موقت، ناامنی شغلی و شرایط کاری خطرناک.

یکی از همراهان توانا از وضعیت نیروهای پیمانکاری شرکت نفت ... در استان فارس خبر داده است. به گفته او، حقوق اسفند و فروردین تنها به‌صورت علی‌الحساب پرداخت شده و با وجود گذشت بیش از دو ماه، نه حقوق اردیبهشت پرداخت شده و نه مطالبات معوقه کارگران تسویه شده است. کارگران در پیگیری‌های خود با این پاسخ روبه‌رو شده‌اند که «خزانه خالی است» و فعلاً امکان پرداخت دستمزدها وجود ندارد.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که تورم، گرانی کالاهای اساسی، افزایش اجاره‌بها و هزینه‌های درمان، زندگی میلیون‌ها خانواده کارگری را با بحران روبه‌رو کرده است. برای بسیاری از کارگران، تأخیر چندماهه در پرداخت حقوق به معنای ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔143