Forwarded from گفتوشنود
این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم بزرگداشت یکی از تاثیرگذارترین شاعران معاصر ایران جلوگیری میکند. شاملو از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی بود. او کمی پس از انقلاب اسلامی در مقام سردبیر در سرمقاله اولین شماره "کتاب جمعه" نوشته بود: «روزهای سیاهی در پیش است.» به بهانه سالگرد درگذشت شاملو و ممانعت امنیتی از برگزاری مراسم در این روز این مقاله را دوباره میخوانیم.
اول دفتر : روزهای سیاهی در پیش است.
روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هماکنون نهاد تیرهٔ خود را آشکار کرده است و استقرار سلطهٔ خود را بر زمینهئی از نفی دموکراسی، نفی ملّیت، و نفی دستاوردهای مدنّیت و فرهنگ و هنر میجوید.
اینچنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتکِ سنگین خویش درهم خواهد کوفت. امّا نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوهبار، زیانی متحمل خواهد شد که بیگمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلقزده هر اندیشهٔ آزادی را دشمن میدارند و کامگاری خود را جز به شرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن میشمارند. پس نخستین هدفِ نظامی که هماکنون میکوشد پایههای قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گامهای خود را با به آتش کشیدن کتابخانهها و هجوم علنی به هستههای فعال هنری و تجاوز آشکار به مراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همهٔ متفکران و آزاداندیشان جامعه است.
اکنون ما در آستانهٔ توفانی روبنده ایستادهایم. بادنماها نالهکنان به حرکت درآمدهاند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. میتوان به دخمههای سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بیامان بگذرد. امّا رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمیکند. هر فریادی آگاه کننده است، پس از حنجرههای خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد.
سپاه کفنپوش روشنفکران متعهد در جنگی نابرابر به میدان آمدهاند. بگذار لطمهئی که بر اینان وارد میآید نشانهئی هشداردهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلقهای ساکن این محدودهٔ جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.
احمد شاملو
کتاب جمعه شماره یک سال اول پنجشنبه ۴ مرداد ماه ۱۳۵۸
#جمهوری_اسلامی #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اول دفتر : روزهای سیاهی در پیش است.
روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هماکنون نهاد تیرهٔ خود را آشکار کرده است و استقرار سلطهٔ خود را بر زمینهئی از نفی دموکراسی، نفی ملّیت، و نفی دستاوردهای مدنّیت و فرهنگ و هنر میجوید.
اینچنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتکِ سنگین خویش درهم خواهد کوفت. امّا نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوهبار، زیانی متحمل خواهد شد که بیگمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلقزده هر اندیشهٔ آزادی را دشمن میدارند و کامگاری خود را جز به شرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن میشمارند. پس نخستین هدفِ نظامی که هماکنون میکوشد پایههای قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گامهای خود را با به آتش کشیدن کتابخانهها و هجوم علنی به هستههای فعال هنری و تجاوز آشکار به مراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همهٔ متفکران و آزاداندیشان جامعه است.
اکنون ما در آستانهٔ توفانی روبنده ایستادهایم. بادنماها نالهکنان به حرکت درآمدهاند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. میتوان به دخمههای سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بیامان بگذرد. امّا رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمیکند. هر فریادی آگاه کننده است، پس از حنجرههای خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد.
سپاه کفنپوش روشنفکران متعهد در جنگی نابرابر به میدان آمدهاند. بگذار لطمهئی که بر اینان وارد میآید نشانهئی هشداردهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلقهای ساکن این محدودهٔ جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.
احمد شاملو
کتاب جمعه شماره یک سال اول پنجشنبه ۴ مرداد ماه ۱۳۵۸
#جمهوری_اسلامی #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤5
Forwarded from گفتوشنود
جولیو پومپونیو لتا
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤5👌1