آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
فاطمه کروبی درمصاحبه با سحام: آقای کروبی برای بارچهارم مورد عمل قلب قرارگرفت

در عمل قبلی خطای پزشکی رخ داد که در جریان انتقال به بیمارستان پس از اعتصاب غذا فهمیدند!

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیسو به حیله چرا پوشم
گردآفرید چرا باشم
من آن زنم که به نامردی
سوی حصار نخواهم شد

سیمین بهبهانی
تولد ۲۸تیر ۱۳۰۶
وفات ۲۸مرداد ۱۳۹۳
وجدان منظوم یک ملت:
goo.gl/3LplMv

@Tavaana_TavaanaTech
زهرا رهنورد؛ داستان یک گذار
goo.gl/3HcM9Z

امروز زادروز زهرا رهنورد است. زنی که در زندگی خود ادوار مختلفی را طی کرد. از همکاری با نشریه کتاب جمعه به مدیریت احمد شاملو تا انتشار یک کتاب که حاوی بحث او و خواهرش درباره حجاب بود تا همسری نخست وزیر وقت در دهه شصت و تا اعلام موضع قاطع درباره کشتار ۶۷ که گفته بود ننگ این کشتار با آب زمزم و کوثر هم پاک نمی شود.

«زهره کاظمی» که با نام زهرا رهنورد شناخته می‌شود، متولد ۲۸ مرداد ۱۳۲۴ در شهر بروجرد است. پدر او، «صادق کاظمی»، سرهنگ ارتش و استاد دانشگاه جنگ بود. مادرش «احترام‌السادات نواب صفوی» است که پسرعمویش، «سید مجتبی نواب صفوی»، بنیا‌ن‌گذار معروف گروه «فداییان اسلام» بود. زهرا رهنورد در سال ۱۳۴۸ با میرحسین موسوی ازدواج کرد و حاصل این پیوند سه فرزند دختر به نام‌های کوکب، زهرا و نرگس است...

درباره زهرا رهنورد بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/1JvVxe3

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با سیمین بهبهانی بیشتر آشنا شویم.

وفات ۲۸مرداد ۱۳۹۳
تولد ۲۸تیر ۱۳۰۶
سیمین بهبهانی وجدان منظوم یک ملت:
goo.gl/3LplMv

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‏علت #نماز_اجباری از زبان مدیر #چسب_هل :
- بالا رفتن راندمان با تخلیه انرژیهای زائد کارگران هنگام سجده
- جلوگیری از مزاحمت کارگران مردی که نماز نمی خواندند برای زنان کارگر

@Tavaana_TavaanaTech
عکس جنجالی شهرداری تهران از مصدق در سالروز کودتای 28 مرداد که واکنش گسترده کاربران فضای مجازی را برانگیخت/ این تابلو در آخرین روزهای شهرداری قالیباف در چند نقطه تهران نصب شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
تقدیم به همراهان توانا
دونوازی قانون و دف
آیا بختیاری و هانیه گل محمدی
goo.gl/4GTYK2

ارسطو می‌گوید که موسیقی حکمتی است که نفوس بشر از اظهار آن در قالب الفاظ عاجز است، بنابراین آن را در قالب اصوات ظاهر می‌سازد.

شب و روز خوشی را برایتان آرزو می‌کنیم.

در توانا بخوانید:

تحسر: تحلیلی بلاغی از اندوه و سرکوب در #موسیقی ایران

https://goo.gl/3NZUFH

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
‏علت #نماز_اجباری از زبان مدیر #چسب_هل : - بالا رفتن راندمان با تخلیه انرژیهای زائد کارگران هنگام سجده - جلوگیری از مزاحمت کارگران مردی که نماز نمی خواندند برای زنان کارگر @Tavaana_TavaanaTech
کارخانه چسب هل، کابوس‌شهر استثمار

ماجرا از انتشار یک عکس شروع شد. در عکس، جمعی از کارگران پشت ‌سر امام جماعت مسجد ایستاده‌اند. تا اینجا مسئله‌ای نیست. دیوارهای سمت چپ نمازگزاران اما به پارچه‌های زرد و سبزی مزین شده‌اند، با قوانین و دستورهای کارفرما بر آنها: اجباری‌بودن اقامه نماز برای ممنوعیت ورود کارگران به دفتر مدیریت که مصداق «جابه‌جایی بی‌مورد» است؛ اخراج کارگران در صورت نزاع فیزیکی و اخراج کارگر کمتر بهره‌ور در صورت نزاع لفظی و کدهای اخلاقی‌ای از این قبیل. این مقررات بخشی از دفتر قوانین کارخانه هستند که دورتادور کارگران، در سالن کارخانه حک شده‌اند.

قوانین دیگر از اینها هم جالب‌ترند: بیش از ٢٠ دقیقه در دستشویی ماندن ممنوع است؛ نباید وسایل مربوط به یک ماشین را در نقطه‌ای دورتر از آن قرار داد، چون مصداق «جابه‌جایی بی‌مورد» است؛ صحبت‌کردن و نظردادن در کار دیگران ممنوع است؛ پوشیدن لباس گرم در زمستان الزامی است و تقاضای بخاری تنها در صورتی پذیرفته می‌شود که شخص لباس مناسب پوشیده باشد؛ کارگران در صورت «فرار بی‌موقع» هنگام آتش‌سوزی اخراج خواهند شد؛ هنگام ورزش سر کارکنان باید پایین باشد و فقط حق دارند به کسی که تمرین می‌دهند، نگاه کنند؛ مکالمات تلفنی کارگران ضبط می‌شود و هر سه ماه یک‌ بار به صورت تصادفی در سالن پخش می‌شود (پس کارگران باید مراقب مکالمات خود باشند)؛ هنگام گرفتن عکس دسته‌جمعی هیچ‌کس به جز آقای خلیل نظری (تنها کسی که می‌تواند با مدیرعاملی که او را هیچ‌کس نمی‌شناسد، ارتباط بگیرد) نباید لباس شخصی داشته باشد؛ موقع کار سر کارکنان باید پایین باشد، چون نگاه‌کردن به کارفرما یا سرگروه‌ها مصداق سعی در کم‌کاری و تنبلی است؛ نوشتن اسم کسی به جز خلیل نظری در تابلوها و بولتن‌های کارخانه ممنوع است و شاهکار ناب مدیرعامل خداگونه و پیامبرش که مضمون الهیاتی قوانین را در اوج نشان می‌دهد: فرد در صورت جریمه‌شدن، باید تشکر کند! همه این تصویرها، وقتی فقط به یکی، دو کارخانه محدود باشند، کمیک به نظر می‌رسند، اما وقتی منطق درونی‌شان را به کل جامعه بسط دهیم، نشان از یک تراژدی – که نه – نشان از یک کابوس‌شهر (dystopia) دارند: کابوس‌شهر استثمار تام.

شرق
goo.gl/Bv3jtZ

دوره حقوق کارگران:
https://goo.gl/LGnnLj

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نطق قاسم میرزایی نیکو در مخالفت با وزیر پیشنهادی ارشاد

او از استاد شجریان، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و... یاد کرد. نام خاتمی را برد و از ممیزی، سانسور و توقیف و لغو کنسرت و ... انتقاد کرد.
به مناسبت نوزده اگوست روز جهانی عکاسی

مریم زندی، از پشت ِ دوربین ِ عکاسی‌اش

پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۸۸ و سرکوب ِ خونین معترضان، عکاسان نیز از خشونت ِ لجام‌گسیخته‌ی حکومت مصون نبودند. بسیاری از عکاسان که قصد داشتند به دلایل حرفه‌ای خود روایت‌گر ِ تصویری حوادث باشند یا بازداشت شدند و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و یا مجبور شدند خانه و کاشانه‌ی خود را رها کنند و آواره ی جهان بشوند.مریم زندی یکی از عکاسانی بود که بازداشت شد و پس از بازجویی و انگشت‌نگاری آزاد شد.یک سال پس این حوادث خونین و در خرداد ۱۳۸۹، مریم زندی، دبیر انجمن ملی عکاسان ایران در نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت ِ احمدی‌نژاد از دریافت یک نشان دولتی با عنوان «مدرک درجه‌ی یک هنری» خودداری کرد.

مریم زندی در بخشی از نامه‌ی خود به سیدمحمد حسینی نوشت: «متاسفانه در حالی که تعدادی از عکاسان ایرانی فقط به جرم عکاسی، یعنی انجام وظیفه‌شان، مورد ضرب‌وشتم و زندان قرار گرفته‌اند و در زندان یا بیرون منتظر احکام‌شان هستند و تعدادی از عکاسان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای ما از ترس جان، سرگردان در اقصی نقاط دنیا و در شرایط بسیار نامناسب هستند و در حالی که من حتی از دست‌گرفتن دوربینم در خیابان باید بترسم و امکان انتشار کتاب عکس خود و بعضی از همکارانم بدون سانسورهای سلیقه‌ای میسر نمی‌باشد، در چنین شرایطی برای گرفتن این مدرک دلیل و اشتیاقی در خود احساس نمی کنم.»

مریم زندی پیش از این نیز در انتشار عکس‌هایش با مانع سانسور روبه‌رو شده بود. انتشار عکس‌های «انقلاب ۵۷»از زمره کارهای زندی بود که با مشکل رو‌به‌رو شد. ممیزان از او خواسته بودند که از انتشار برخی عکس‌های مربوط به انقلاب ۵۷ بپرهیزد.

زندی در مورد این عکس‌ها گفته بود: «این اداره از من خواسته که عکس‌های انقلاب را سانسور کنم. این اداره خواستار حذف برخی از عکس‌ها شده است که من با این جریان کاملا مخالفم.» مریم زندی پس از آمدن دولت اعتدال حسن روحانی و در سال ۱۳۹۲ نیز نامه‌ای نوشت و این‌بار مخاطب نامه رئیس ِ دولت جمهوری اسلامی، حسن روحانی بود. او در این نامه گفت که وزارت کشور من را مجبور به استعفا کرده است. مریم زندی در بخشی از این نامه چنین می‌نویسد: در طول ۳۵ سال کار عکاسی حرفه ای‌ام به‌عنوان تنها زن عکاس حرفه‌ای ایران که تمام جریانات انقلاب۵۷ ‌را (در حدود ۲ سال) عکاسی کرده و به عنوان کسی که به تنهایی آرشیو منحصر به فردی از ‌بزرگان و هنرمندان و‌تاثیرگذاران هنر و سیاست در این مرز و بوم تهیه کرده (که ادای دین من بوده به فرهنگ‌ میهنم) نه تنها هرگز کمک و همراهی با من نشده بلکه در هر‌مقطع با مشکلات و موانع بسیار‌ روبرو‌ شده‌ام.»

مریم زندی، عکاس ایرانی، متولد بیستم دی‌ماه ۱۳۲۵ در شهر گرگان است. او دارای مدرک لیسانس از دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. او از اعضای هیئت موسسان انجمن ملی عکاسان ایران است که در سال‌های اخیر به عنوان پرکارترین عکاس ایرانی شناخته می‌شود. انتشار مجموعه‌ی پرتره‌هایش از بازی‌گران سینما و تئاتر و نویسندگان و شاعران در چند جلد که عنوان «چهره‌ها» بر خود دارد توانست به عنوان چهره‌ای مشهور در عکاسی ایران بدرخشد.
goo.gl/uUi31y

بیش‌تر بخوانید:
https://goo.gl/Upkzfk

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انجام آزمايش دى ان اى بر روى افرادى كه بعضا تعصب نژادى داشتند و نتيجه جالب آن

۱۹ آگوست روز جهانی بشردوستی است.
تقسیم‌بندی انسان ها بر اساس رنگ و نژاد و قوم دروغی بیش نیست.
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‌گزارشی از کودتای ۲۸ مرداد

پرسه در خیابان‌های کودتا / داستان چهارشنبه سیاه
از عصرایران
@Tavaana_TavaanaTech
.
کارتون؛ «قاب‌ها»
به مناسبت ۱۹ آگوست، روز جهانی عکاسی
اثر بهنام محمدی

@tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو با کودکان کار؛ "از مردم میخواهم مرا کمک کنند نه اینکه وقتی شیشه ی ماشین ها را پاک میکنم به من فحش بدهند".

کودکان کار ستمدیدگان بیصدا
bit.ly/1nUB4YK

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشگر از زنان می پرسد اگر قانون حجاب اجباری برداشته شود، چه می کنید؟ پاسخ ها جالب و در خور تأمل.

نقض گسترده حقوق زنان در ایران. با حجاب اجباری
goo.gl/txi0CD

@Tavaana_TavaanaTech
این کیوسک‌ها را در سطح شهر تهران قرار دادند و خانم‌ها را به داخل دعوت می‌کنند تا با آن‌ها در مورد حجاب صحبت کنند.

بودجه‌های این‌گونه فعالیت‌ها می‌توانست برای صدها کودک کاری مصرف شود که از تحصیل محرومند.
goo.gl/oGVM2U
منبع عکس:
توییتر saeedrmsrms

مجموعه مطالب توانا در رابطه با حقوق زنان:
https://goo.gl/XiTnwT

@Tavaana_TavaanaTech
"مرد ۵۰ ساله هرروز زینب ۶ ساله را با پفکی، عروسکی، نوازشی به اتاقکش می‌کشاند و مورد تعرض قرار می‌داد."

بخش هایی از گزارش هولناک روزنامه شهروند از ۵کودک که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

مسعود بابایی، مسئول خانه ایرانی جمعیت امام‌علی(ع) در پاکدشت است و وقتی اسم زینب می‌آید، پیشانی‌اش دو چین می‌خورد: «مادر زینب ایرانی است و پدر افغان. هر دو معتاد. مادر او را در بیابان‌های اطراف پاکدشت به دنیا آورده، زینب تا چند‌ سال پیش اعتیاد داشت. مادر آن‌قدر آسیب‌دیده بود که یک روز خانه و زندگی را رها کرد و رفت پی زندگی‌اش. پدر ماند و زینب چهارساله و مرد میانسال باغ. مردی که به آنها جا داده بود تا سرایداری باغ را کنند. پدر صبح‌ها مشغول باغبانی بود و زینب مشغول تقلا در میان دست‌های مرد میانسال. مرد 50ساله هر روز زینب را با پفکی، عروسکی، نوازشی به اتاقکش می‌کشاند و مورد تعرض قرار می‌داد.» دو ‌سال تمام، دو‌ سال سیاه و حالا زینب، ایستاده در چاچوب اتاق و بهانه پدر را می‌گیرد، خانه را می‌خواهد اما نه آن خانه خاکستری را: «ما زینب را به پزشکی قانونی بردیم، به او تعرض شده؛ اما به دلیل پایین‌بودن سن، نوع آسیب فیزیکی با آنچه در بزرگسالی برای دختران ایجاد می‌شود، متفاوت است. ما موضوع را پیگیری کردیم، به پدرش گفتیم و موضوع را دادگاهی کردیم و درنهایت پرونده‌ای در این‌باره تشکیل شد. از صاحب باغ شکایت کردیم، پدرش هم پذیرفت که شکایت کند، صاحب باغ دادگاهی شد . متهم مرد متمولی است و با تماس‌ها و تطمیع‌هایش، پدر زینب را کلافه کرده. می‌خواهد شکایت پس گرفته شود.» مسعود بابایی از زینب که حرف می‌زند، صورتش جمع می‌شود: «در این دو سالی که زینب را به‌عنوان یکی از خانواده‌های آسیب‌دیده شناسایی کردیم، متوجه حالت‌های روحی و رفتاری‌اش شدیم. او وسواس رفتاری زیادی دارد و خشونتش بالاست، سعی کردیم با او ارتباط صمیمانه‌ای برقرار کنیم و همین هم شد تا او گاهی درباره خودش و خاطره‌هایش تعریف کند. او از یک عمویی حرف می‌زد که برایش پفک می‌خرید، او را به اتاق می‌برد و... ما از همین حرف‌ها، متوجه شدیم که زینب از سوی صاحب همان باغ، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. ما فهمیدیم که هر روز این اتفاق در غیبت پدر زینب می‌افتد، حتی دوستان صاحب باغ هم در این ماجرا دست داشته‌اند، تا جایی که زینب دچار استرس زیاد و حالت‌های روانی می‌شد.» زینب حالا دارو مصرف می‌کند، رفتارهایش کنترل شده. زینب کمی آرام است، اما نرگس هنوز بعد از یک ‌سال نتوانسته به آرامش برسد.
.
نرگس: 10 سال، پرونده: با حکم دادگاه به بهزیستی منتقل شد
دومی نرگس است؛ نرگس جوادی. دختری باریک و ریزاندام و خسته. خسته از کسی که هر شب، مصمم‌تر از شب قبل، کمر به اذیت آنها بسته؛ آنها، نرگس و محبوبه و نیره و مریم و مائده خواهرانی که حالا سه نفرشان دیگر در آن خانه نیستند؛ بهزیستی برایشان دادگاه تشکیل داد و آنها را با خود به مراکز نگهداری از دختران آسیب‌دیده برده.
نرگس را همه به دهن‌کج می‌شناسند؛ لب شکری است، با دست‌ها و صورت و لباس‌هایی که سیاهی‌اش از رنگ نیست، از چرک چند ماهه‌ای است که روی آن نشسته: «نرگس 10 سالش تمام نشده بود که یک روز در خیابان به او تعرض شد، او را پشت درهای آهنی کارگاه‌ها آزار داده بودند.» زهرا کُهرام در آن روز گرم و کلافه‌کننده مرداد 96، در اتاقی که 80 کیلومتر از تهران دور است، روی فرش قرمز گلداری که گوشه‌هایش با باد از نفس افتاده کولر آبی، لرزش خفیفی دارد، نشسته و گوشی تلفن‌اش را بالا و پایین می‌کند. او از اعضای خانه ایرانی جمعیت امام علی (ع) در پاکدشت است: «نرگس یک‌روز منیره و سوسن را با خود به یکی از همین کارگاه‌های متروکه همراه کرد. صاحب کارگاه مرد 50 ساله‌ای بود، طعمه‌اش را برای همین دختران ترد و نازک پهن می‌کرد و در آخر همین سه دختر در تورش گیر کردند. نرگس به ارتباط با صاحب کار 50 ساله تن داده بود. منیره و سوسن اما بعد از دیدن فیلمی در صفحه کوچک تلفن مرد 50 ساله، از سوله‌ای که بوی زباله می‌داد و تعفن پا به فرار گذاشتند؛ به سمت در آهنی که به بیابان راه داشت. خاله شبنم را همان جا دیدند، خاله شبنم خانه ایرانی جمعیت امام علی را خواهر نرگس از ماجرا خبردار کرده بود. خاله شبنم بچه‌ها را داخل خودرو کرد و برد.»
goo.gl/3mEJHK

گزارش کامل را در آدرس زیر بخوانید:
goo.gl/kUwGnj

دوره حمایتگری از دختران آسیب‌پذیر از ۲۱ آگوست (۳۰ مردادماه) تا ۱۴ سپتامبر (۲۳ شهریور) برگزار می‌شود.

لینک‌های ثبت‌نام:
گوگل‌فرم:
bit.ly/2tiINJy
وبسایت:
bit.ly/1EmIDO2

کانال این کلاس:
t.me/Vulnerablegirls

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درگیری مردم با ماموران شهرداری بخاطر دستفروش
در خیابان حیدرخانی تهران ماموران وسایل سبزی فروش را جمع کردند ولی مردم به کمک او آمده و ماموران را فراری دادند.

@Tavaana_TavaanaTech