آموزشکده توانا
48.8K subscribers
42K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادی کودکان روستایی زلزله زده سرپل ذهاب کرمانشاه از رسیدن کانکس مدرسه

مردم، پیروز آزمون زلزله
goo.gl/6CVhoo
چگونه با کودکان از زلزله بگوئیم؟
goo.gl/pgkaEQ

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توضیحات ملاعظیم آزادی، امام جماعت و مسئول خانه بهداشت مجتمع روستایی کوییک درباره اخبار منتشر شده در مورد گورهای دسته جمعی

"هر خانواده در یک قبر دفن شدند"

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیرین_دیرین
تلگرام
در صورت فراموش‌کردن رمز عبور تلگرام چه کار کنیم؟
goo.gl/G5TWPN
امنیت تلگرام:
goo.gl/2Ycxu9
بسته امنیت تلگرام:
goo.gl/3rBTKy

@tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان پزشک اعزامی به مناطق زلزله‌زده/سرپل‌ذهاب

هوا سرده، درمانگاه برق نداره
مسئولین پاسخگو نیستند

پشت صحنه‌ی زلزله!
goo.gl/SHh8gY
کرمانشاه فردای آوار
bit.ly/2iiOakE

@Tavaana_TavaanaTech
نوشته مهدیه محمدی از آزار روحی‌ای که هنگام زندان بودن همسرش، بر او و فرزندانش وارد می‌شد.

احمد زیدآبادی؛ روزنامه‌نگاری از جنس شهامت
bit.ly/1wULLzq
حقوق زندانی
bit.ly/1XC6UrO

@Tavaana_TavaanaTech
#کارتون؛ عوارضِ عوارض خروج از کشور
کارتونیست: بهنام محمدی
goo.gl/nbEoyp

مطلب مرتبط:
عوارض خروج از کشور؛پول زوری که شهروندان ایرانی باید پرداخت کنند
goo.gl/6nrBQL

@Tavaana_TavaanaTech
بار دیگر فصل شکار پرندگان مهاجر شد.
متاسفانه برخی گونه‌های کمیاب پرندگان در ایران شکار می‌شوند...

مرتبط:
قتل عام پرندگان مهاجر در فریدونکنار آغاز شد
bit.ly/1vk9CWb

@Tavaana_TavaanaTech
مجتبی عبدالله‌نژاد؛ مردی که زیاد می‌دانست ولی زود رفت
https://goo.gl/HpcQbd

مجتبی عبدالله‌نژاد را چه اندازه می شناسیم؟ دانشجوی ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد که عشقش به ادبیات بر علاقه او به ریاضی چیره شد. انگلیسی را به صورت عالی و خودآموز آموخت و دست به ترجمه زد و با اینکه در ۴۸ سالگی از دنیا رفت، بیش از ۵۰ ترجمه و تالیف از خود به جای گذاشت. «گفتگو با مسعود سعد سلمان» از آثار کم نظیر اوست. در ژانر کارآگاهی نیز صاحب نظر بود و آثار زیادی از آگاتاکریستی را ترجمه کرد.
 نخستین ترجمه اش را با عنوان «تاریخچه مختصر نقد ادبی» در سال ۱۳۶۸ و در ۲۰ سالگی منتشر کرد. «علیرضا آبیز» که از صمیمی ترین دوستان او بوددرباره علاقه او به ادبیات و دست کشیدنش از تحصیل ریاضی می گوید: «با اينكه در رشته رياضي تحصيل مي كرد اما پيش خود زبان انگليسي آموخت. عشق به ادبيات به تدريج بر علاقه او به رياضيات چيره شد».

مجتبی عبدالله نژاد در کار شاعری نیز بود و نخستین و آخرین مجموعه شعر خود را با نام «آوازهای ماه و معادله های ریاضی» در سال ۱۳۷۲ منتشر کرد. اگرچه او به شاعری شناخته شده نیست اما این نافی علاقه بی حد او به شعر نیست. «علی قنبری» از دیگر دوستان و همدوره ای های مجتبی عبدالله نژاد در دانشگاه فردوسی درباره او می گوید: «با مجتبی صمیمی شدیم و همیشه با هم بودیم. شبانه روز. تا صبح می‌نشستیم و از ادبیات حرف می‌زدیم و کلاس‌ها را هم نمی‌رفتیم. آن روزها متفاوت بود. آدینه که منتشر می‌شد یک اتفاق بود. بخصوص وقتی شعر تازه‌ای از شاملو را داشت. یک روز برفی در مشهد از دم سلف سرویس راه افتادیم و قدم زنان خواندیم ” باید استاد و فرود آمد بر آستان دری که کوبه ندارد…”».

خود مجتبی عبدالله نژاد نیز در ابراز علاقه به «احمد شاملو» ابایی نداشت. او شاملو را در تاریخ ادبیات ایران «یگانه» می داند و بر این باور است که «چند نسل از بهترین فرزندان ایران» با شعر شاملو بزرگ و عاشق شدند و زندگی کردند. اما با این حال بر این باور است که احمد شاملو را صرفا نباید در شعر خلاصه کرد. او در این باره نوشته بود: «شعر تنها دستاورد او نبود. حتی بزرگ‌ترین دستاورد او نبود. آن‌قدر دستاوردهای بزرگ دیگری داشت که اگر هم روزی آن شعرها فراموش شود باز چیزی از ارزش و اعتبار او کم نمی‌شود. در تاریخ ادبیات ایران جایگاهی دارد که دست کسی به آن نمی‌رسد. گاهی فکر می‌کنم طبیعت چقدر سخاوتمند بود که شاملو را به ما داد».

اما همانطور که اشاره شد، مجتبی عبدالله نژاد بخش مهمی از وقت خود را برای کار ترجمه می گذاشت. علی رغم اینکه عمر کوتاهی داشت و چندان در این دنیا بسر نبرد، از او ترجمه های بسیار زیادی خصوصا در حوزه جنایی و کارآگاهی مانده است. خصوصا «آگاتا کریستی» نویسنده ای بود که مجتبی عبدالله نژاد برای ترجمه آثار او وقت زیادی گذاشت و رمان های بسیاری از این نویسنده نام آشنا را منتشر کرد. علیرضا آبیز درباره علاقه عبدالله نژاد به ترجمه این آثار می‌گوید: «عبدالله نژاد رمان كارآگاهي را ابزاري نيرومند براي شناخت جامعه مي دانست و بر اين باور بود كه اين نوع رمان در جغرافيايي خلق مي شود كه در آن جان آدميزاد صاحب ارزش است. جايي كه جان آدميزاد آنقدر ارزش دارد كه كارآگاه پليس وقت و انرژي براي دستگيري قاتل صرف كند و نيز در جايي كه عقل و علم حاكم است»

درباره مجتبی عبدالله‌نژاد بخوانید؛ مردی که زیاد می دانست ولی زود رفت:
http://bit.ly/2yi68Zx

@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی، فعال مدنی محکوم به ۱۶ سال حبس، با پیوستن به کمپین #پیامی_برای_دانشجو، پیام خود به مناسبت #روز_دانشجو را از داخل زندان اوین منتشر کرد.

متن پیام ایشان:

در این سرزمین رنج کشیده، در جدال با استبداد و ظلم، آنچه از دست می‌دهیم آزادی‌هایمان و آنچه به دست می‌آوریم نیز، آزادی‌هایمان است. ما باختگان و یافتگان آزادی هستیم. پارادوکسی باور نکردنی.

در این جدال نفس گیر، افراد و جریاناتی پای کار و دلداده‌ترند و جنبش دانشجویی در صف پیشتازان آزادیخواهی ایران است. از دهه‌ها پیش، دانشگاه رو در روی استبداد ایستاده، چرا که نیک می‌داند این استبداد است که ما را در این منزلگه نشانده و گذار از این جای‌گاه جان‌کاه، ایستادگی، صبر و امید می‌طلبد و شناخت و آگاهی، لازمه امید و مقاومت است. برای شناخت واقعی باید صداهای متکثر جامعه را شنید و به شنیده شدن آن یاری رساند و این کارکرد جامعه مدنی در دوران کنونی است. از این روی به نظر می‌رسد بازیابی و پویایی جریانات دانشجویی در دوران جدید در گرو رویکرد جدی این جریان در نهادینه کردن کثرت‌گرایی است.

اما راه هموار نیست و موانعی بر سر راه فعالیت و بالندگی این جریان تاثیرگذار در حیات سیاسی - اجتماعی ایران هستند که برخی به موجب ساختار قدرت و نظام سیاسی در ایران، دیرپا و سخت و پاره‌‌ای به دلیل تغییر و تحولات پرشتاب و ژرف جامعه نو و منعطفند. مهم نیست این متغیرها در معادلات فعالبت‌های سیاسی - اجتماعی بررسی شوند یا حتی فعالیت های تفریحی و ورزشی . کارکرد این متغیرها در بستر هر نوع فعالیتی، تقریبا یکسان است. در برشماری گوشه ای از آن:

۱- موجز می‌توان گفت منشاء بسیاری از این عوامل، عدم استقلال دانشگاه از نهاد قدرت سلطه‌طلب است. دانشگاه‌های ایران از تحت تسلط‌ترین نهادهای علمی است که در چنبره نهادهای امنیتی و مداخله‌گر حکومت گرفتار آمده است. از تعیین روسای دانشگاه‌ها توسط حکومت پس از تصفیه و گزینش‌های سلیقه‌ای با معیارهای حکومتی، تا حضور نهادهای حکومت چون نمایندگان ولایت ففیه و نهادهای امنیتی چون حفاظت، حراست و کمیته‌های انضباطی و حذف و تعیین حد دروس علمی تدریسی، نشان از عمق وابستگی دانشگاه به حکومت دارد. که از دولت اعتدال انتظار می‌رود برای استقلال و امنیت دانشگاه‌ها تدبیری در حد توان خود بیندیشد.

۲- از دگر سوی، گر چه جریانات دانشجویی در هیچ دورانی واحد و ثابت انگاشته نشده، اما در برهه‌ای همگرایی قدرتمندی داشته، اما این امر، ضرور همه دوران‌ها از جمله دوران کنونی به نظر نمی‌رسد.

در تعاملات این جریان پر تحرک با گفتارها و حرکت‌ها و جنبش‌های متکثر اجتماعی، شناخت پدیده‌های جهانشمول، درک شرایط اجتماعی - سیاسی جامعه و شناخت واقع بینانه نسبت به ساختارهای سیاسی - اقتصادی، جریانات دانشجویی چون جریانات و جنبش های مدنی، ناگزیر و البته به درستی به سمت تکثر و تنوع پیش می‌روند. تنوع و تکثر به همراه نهادسازی نه تنها لازمه پویایی درونی جریانات دانشجویی، بلکه ضرورتی برای حفظ موجودیت واقعی آن است.

لذا می‌بایست به سمت تغییر رویکرد واحدنگر، پرقدرت، تک‌زمینه‌ای و تک‌نهادی به سوی رویکرد متکثر، متنوع، خاص و نهادساز حرکت کند که این امر معطوف به اراده تک تک دانشجویان در شکل‌دهی به تشکل‌های متنوع در زمینه‌های صلح‌طلبانه، جنسیتی، صنفی، علمی، محیط زیستی ، حقوق بشری ، سیاسی و... می‌باشد.

۳- در بررسی تعاملات جریانات دانشجویی با جریانات سیاسی، نگاه انحصار طلبانه و تمامت‌خواهانه برگرفته از نگرش خودی - غیر خودی به جریانات، نه تنها موفق به تسلط بر این جریان نشد بلکه موجب بدبینی این جریان نسبت به جریانات سیاسی شد که نتیجه آن به نفع فضای سیاسی رو به دموکراسی نبود. این نگاه نیاز به نقد از سوی هر دو جریان دارد تا جریانات سیاسی - به ویژه نزدیک به حکومت - مانع رشد تکثر و تنوع جریانات دانشجویی و تشکل‌یابی و نهاد سازی آنها نگردند. امری که در دوران اصلاحات محقق نشد و متاسفانه دولت آقای روحانی نیز نسبت به آن بی‌توجه بوده و عملکرد قابل قبولی نداشته است.

رفع این موانع در کوتاه مدت غیرممکن است، اما دانشگاه همانند جامعه برای رسیدن به مطالبات خود نیاز به تحرک و پویایی دارد. جریانات دانشجویی پس از دوران سخت سرکوب هنوز نفس تازه نکرده، اما دانشگاه حتی در خفقان‌آمیزترین دوران این سرزمین، بی‌تفاوت و بیکار ننشسته است.

گاه آزادی مظلومانه و در سکوت به فراموشی سپرده می‌شود. در این فراموشی، تلنگری بر پیکر جامعه می‌خورد تا به یاد آرند آزادی را.

مرگ باشکوه قندچی، شریعت رضوی و بزرگ نیا، آن سه آذر اهورایی، صدایی در گوش جامعه بود، برای یادآوری آزادی. ضرب‌آهنگی که نه به فصل جوانی‌شان بلکه در امتداد تاریخ جاویدان ملتی، سرود زیبای ‌آزادی را هر ۱۶ آذری قوت بخشید. یادشان گرامی

نرگس محمدی
زندان اوین
۱۶ آذر ۹۶

https://t.me/Anjoman_Photo/12

🆔 @Anjoman_Babol
کارتون؛ عوارض خروج از کشور
کارتونیست: لیلا لطفی

مطلب مرتبط:
عوارض خروج از کشور؛پول زوری که شهروندان ایرانی باید پرداخت کنند
goo.gl/6nrBQL

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت‌وگو با پیام ملکوتی از اعضای گروه موسیقی خیابانی زرد یواش
goo.gl/9Dmx3F

#مصاحبه
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیدن سپیده‌دم
مارگوت بیگل

ترجمه و دکلمه احمد شاملو

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احمد شاملو در این ویدئو توضیح می‌دهد چرا باید تعصب را کنار گذاشت، در همه‌چیز شک کرد و آنگاه تفکر خود را از نو بنا نهاد

مرتبط؛
از اجتهاد به نقد عقل اسلامی
محمد ارکون
goo.gl/o6sOZy
@Tavaana_TavaanaTech
Audio
زادروز شاملو که اگر بود ۹۲ سال داشت، گرامی باد.
شعر کوتاه «اندیشیدن در سکوت» از احمد شاملو

@maryamzohdi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شصت_ثانیه: رفع ریپورت در تلگرام
goo.gl/1SKpV2

سوالات را به ایمیل tech@tavaana.org ارسال کنید.

مطلب در اینستاگرام
goo.gl/6CKYAh

@tavaanatech
حجاب داشته باش تا معاینه کنم!

در این ویدئو پزشکی را می‌بینیم که به دلیل آنچه بدحجابی بیمار خود می‌داند، از پذیرش و معاینه او سر باز می‌زند.
همواره شنیده و خوانده‌ایم که کار پزشکان کاهش آلام و دردهای بیماران است و برای آن سوگند خورده‌اند.
شنیده و خوانده‌ایم که نخستین وظیفه یک پزشک، حفظ سلامتی بیمار فارغ از عقیده، مذهب، نژاد و جنسیت اوست.
اما در جامعه پزشکی ایران، پزشکانی پیدا می‌شوند که برای آنها دخالت در پوشش یک بیمار اولویت محسوب می‌شود!
آیا این پزشک به خودش شک دارد که ممکن است با دیدن یک زن که موهایش پیداست، تحریک شود؟! آیا چنین شخصی صلاحیت پزشک بودن را دارد؟
پزشک "قدرت" دارد، چون بیمار برای رفع درد و رنجش به او "نیاز" دارد. اینکه به واسطه قرار گرفتن در جایگاه قدرت دیگران را "مجبور" به تن دادن به باور و اعتقاد خود کنیم، مصداق بارز سوءاستفاده از قدرت است.
این رفتار به نوعی دیگر هم در جامعه دیده می‌شود، در آنجا که افراد به واسطه عدم استقلال مالی و نیاز، ناچار به تمکین از صاحب قدرت می‌شوند. در روابط زناشویی، روابط کارگر و کارفرما و ...

در این ویدئو فرد بیمار از تنها وسیله‌ای که در اختیار دارد استفاده کرده و از این پزشک فیلم گرفته است. ولی در کشورهای آزاد قانون با چنین پزشکانی برخورد خواهد کرد.
به امید روزی که قانون حامی آزادی انسان‌ها در انتخاب نوع پوشش باشد و برای چنین پزشکانی که #تبعیض روا می‌دارند، مجازات در خور در نظر بگیرد.
https://goo.gl/zJQ4ec

پی نوشت:
حالا در مورد پزشک باید پرسید که این پزشک که برایش احکام دینی اولویت دارد، آیا به همین اندازه که برای افراد بدون حجاب حساسیت دارد، برای افراد دروغگو، غیبت‌کننده، متجاوز به بیت‌المال، اختلاس‌گر و آدم کش و ... هم حساسیت دارد؟ مگر آنها گناهان بزرگ از نظر شرعی نیستند؟!
پزشکان زندان با این اوصاف که مثلا کسی گناهکار است، نباید زندانیان را معاینه کنند!!!

منابع مرتبط؛
کتاب رفع تبعیض از زنان
مهرانگیز کار
ow.ly/DuvT306sOhF
کتاب انقیاد زنان
http://bit.ly/1v4u0MJ
حق زن بر بدن خود ، اثر مارگارت سانگر
http://bit.ly/1w00U2b

#چهارشنبه_های_سفید
#نه_به_حجاب_اجباری
#سوگند_پزشکی

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راننده وسیله نقلیه عمومی از پوشش مسافر زن خوشش نمی‌آید، او را به مقصد نمی‌رساند و پیاده می‌کند.

توضیحات بیش‌تر:
goo.gl/q9LpwC

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
راننده وسیله نقلیه عمومی از پوشش مسافر زن خوشش نمی‌آید، او را به مقصد نمی‌رساند و پیاده می‌کند. توضیحات بیش‌تر: goo.gl/q9LpwC @Tavaana_TavaanaTech
راننده وسیله نقلیه عمومی از پوشش مسافر زن خوشش نمی‌آید، او را به مقصد نمی‌رساند و پیاده می‌کند.
goo.gl/Czg6zh

بحث و جدلی پیش می‌آید، مسافران از جمله خانم‌های مسافر، طرف راننده را می‌گیرند.
مرد راننده به پشتوانه قوانین حاکم و شاید هم ترس از دست دادن کار و درآمدش، با خونسردی پیاده کردن مسافری که حجابش طبق قوانین جمهوری اسلامی نیست را، حق خود می‌داند.
سایر مسافران هم تابع نظر "قدرت" می‌شوند و دختر به زعم راننده بدحجاب را ملامت می‌کنند.
دختر به دلیل تحت فشار قرار گرفتن، تعادل عصبی خود را از دست می‌دهد.
شاید جاهایی سخنانی از سر عصبانیت به راننده و سایر مسافران بگوید که چندان منطقی به نظر نرسد.
اما او بی‌پناه است و تک افتاده... حکومت‌های توتالیتر شرایطی را فراهم می‌کنند که انسان‌ها تک و تنها باشند و راحت‌تر سرکوب شوند.

ولی او در قسمت‌هایی هم به درستی از حق خود دفاع می‌کند. به راننده می‌گوید تو حق نداری من را پیاده کنی.

نظر شما در مورد این بحث و جدل چیست؟ اگر جای این زن بودید چه می‌گفتید؟ اگر جای مسافران دیگر بودید چه؟

چگونه می‌توان بحث منطقی کرد و نظر یکدیگر را شنید؟
به نظر شما، این دختر چطور سخن می‌گفت بهتر بود؟

کتاب خواندنی؛
انسان‌ها در عصر ظلمت
اثر هانا آرنت
http://goo.gl/Zg8dPx

مطلب مرتبط:
رزا پارکس در برابر ظلم قد خم نکرد:
goo.gl/U0DDaq

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت‌وگو با پیام ملکوتی از اعضای گروه موسیقی خیابانی زرد یواش
goo.gl/9Dmx3F

#مصاحبه
@Tavaana_TavaanaTech
پاسخ یکی از کاربران فضای مجازی به توجیه نوبخت درباره افزایش عوارض خروج از کشور

مطلب مرتبط:
عوارض خروج از کشور؛پول زوری که شهروندان ایرانی باید پرداخت کنند
goo.gl/6nrBQL

@Tavaana_TavaanaTech