بازداشت عباس عدالت؛ یک شهروند دوتابعیتی دیگر و استاد دانشگاه امپریال کالج لندن
سپاه پاسداران «عباس عدالت» استاد دانشگاه امپریال کالج لندن را بازداشت کرده است. آقای عدالت یک فرد دو تابعیتی ست که با مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری همکاری می کرد.
بنا به اطلاعاتی که کمپین بین المللی حقوق بشر داده است، عباس عدالت از ۲۶ فروردین تاکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران است و علی رغم تامین وثیقه، دادگاه انقلاب با آزادی او به قید وثیقه هم موافقت نکرده است. این در حالی ست که خود عباس عدالت با ارائه وثیقه برای آزادی اش مخالف است چون خود را بی گناه می داند و خواستار آزادی بی قید و شرط خود شده است.
عباس عدالت پیش از این کمپین «ضد تحریم و مداخله نظامی آمریکا در ایران» را به راه انداخته بود. بنا به اطلاعات کمپین بین المللی حقوق بشر، سپاه پاسداران از زمان توافق هسته ای ایران تاکنون بیش از ۳۰ شهروند دوتابعیتی را بازداشت کرده است. عباس عدالت نیز تابعیت بریتانیا را دارد. «نازنین زاغری» از دیگر بازداشت شدگان دوتابعیتیست.
https://bit.ly/2JBg32x
منابع مرتبط
مگسک: اتهامات زاغری نازنین!
http://bit.ly/2AnmUZF
یک بام و دو هوای دولت در بازگشت ایرانیان خارج از کشور؛ کسانی که بازگشتند روانه زندانها شدند
http://bit.ly/1lE4zLP
زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون
http://bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
سپاه پاسداران «عباس عدالت» استاد دانشگاه امپریال کالج لندن را بازداشت کرده است. آقای عدالت یک فرد دو تابعیتی ست که با مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری همکاری می کرد.
بنا به اطلاعاتی که کمپین بین المللی حقوق بشر داده است، عباس عدالت از ۲۶ فروردین تاکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران است و علی رغم تامین وثیقه، دادگاه انقلاب با آزادی او به قید وثیقه هم موافقت نکرده است. این در حالی ست که خود عباس عدالت با ارائه وثیقه برای آزادی اش مخالف است چون خود را بی گناه می داند و خواستار آزادی بی قید و شرط خود شده است.
عباس عدالت پیش از این کمپین «ضد تحریم و مداخله نظامی آمریکا در ایران» را به راه انداخته بود. بنا به اطلاعات کمپین بین المللی حقوق بشر، سپاه پاسداران از زمان توافق هسته ای ایران تاکنون بیش از ۳۰ شهروند دوتابعیتی را بازداشت کرده است. عباس عدالت نیز تابعیت بریتانیا را دارد. «نازنین زاغری» از دیگر بازداشت شدگان دوتابعیتیست.
https://bit.ly/2JBg32x
منابع مرتبط
مگسک: اتهامات زاغری نازنین!
http://bit.ly/2AnmUZF
یک بام و دو هوای دولت در بازگشت ایرانیان خارج از کشور؛ کسانی که بازگشتند روانه زندانها شدند
http://bit.ly/1lE4zLP
زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون
http://bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. بازداشت عباس عدالت؛ یک شهروند دوتابعیتی دیگر و استاد دانشگاه امپریال کالج لندن سپاه پاسداران «عباس عدالت» استاد دانشگاه امپریال کالج لندن را بازداشت کرده است. آقای عدالت یک فرد دو تابعیتی ست که با مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری همکاری می کرد.…
زادروز دکتر محمد معین، محقق نامدار
tinyurl.com/ydbz58wc
سی سال پس از مرگ و در سال ۱۳۸۰ عدهای به آرامگاه او یورش بردند و به «اتهام همکاری معین با رژیم شاه»، مقبرهاش را ویران کردند.
دکتر محمد معین که بود؟
محمد معین در ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهی زرجوب رشت، در خانهی شیخ ابوالقاسم از روحانیان بنام رشت پسری به دنیا آمد که نام او را محمد گذاشتند.
محمد معین پس از پایان تحصیلات ابتدایی رای ادامهی به دارالفنون در تهران آمد. پس از آن معین به تحصیل در دانشکدهی ادبیات پرداخت و دانشنامهی دکترای خود را در سال ۱۳۲۱ دریافت کرد و رسالهی خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین که از چندین دانشگاه نیز درجهی دکترای افتخاری داشت به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
محمد معین تنها شانزده سال داشت (۱۳۱۳) که لیسانس ادبیات فارسی و فلسفه و علوم تربیتی را از دانشگاه تهران اخذ کرد. دکتر معین در سال ۱۳۱۴ و پس از خدمت نظام وظیفه به ریاست دانشسرای اهواز منصوب شد که در این سن هنوز به هجدهسالگی تمام نرسیده بود. پس از این دکتر معین ریاست دانشسراهای وزارت فرهنگ را عهدهدار شد و در همین زمان بود که موفق شد دورهی روانشناسی علمی، خطشناسی، قیافهشناسی و مغزشناسی را به طور مکاتبهای از آموزشگاه روانشاسیای در بروکسل بلژیک دریافت کند. دکتر محمد معین در سن ۲۴ سالگی و در سال ۱۳۲۱ با نوشتن رسالهی «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات فارسی» اولین کسی بود که در ایران به اخذ درجهی دکترا نائل آمد.
دکتر معین هنگامی که در حال تدوین جلد آخر فرهنگ معین بود بیمار شد و نتوانست آن را به پایان ببرد و یک سوم جلد پایانی فرهنگنامه توسط دوست دکتر معین، دکتر سید جعفر شهیدی به پایان رسید. نبوغ و تلاش دکتر معین مثالزدنی بود.
دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامهی «ایرانیکا» در مورد خدمات دکتر معین چنین میگوید: «خدمات او منحصر به اين نبود. اولا دکتر معين يک معلم فوقالعاده جدی و دلسوز بود و کسانی که به شاگردی او درمیآمدند همه بخت بلندی داشتند چون از يک معلم بسيار جدی و کمی سختگير ولی دانشمند برخوردار میشدند. از اين گذشته دکتر معين تاليفات خيلی زياد ديگری دارد در مورد مباحث زبان فارسی. او کتابی به اسم "حافظ شيرين سخن" منتشر کرد که اثر بسيار مفيدی است برای کسانی که بخواهند شعر حافظ را با دقت بيشتری بخوانند، بفهمند و لذت ببرند.»
دکتر محمد معین در ۹ آذرماه ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد که بلافاصله به بیمارستان منتقل و بستری شد. او به حالت اغما رفت و در ۱۵ آبانماه ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل شد اما در وضعیت او بهبودیای ایجاد نشد و بار دیگر به ایران انتقال یافت که در ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در بیمارستان فیروزگر درگذشت. او را در زادگاهش، آستانهی اشرفیه به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/44qHpX
قسمت دوم ویدئو:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/10896
@Tavaana_TavaanaTech
tinyurl.com/ydbz58wc
سی سال پس از مرگ و در سال ۱۳۸۰ عدهای به آرامگاه او یورش بردند و به «اتهام همکاری معین با رژیم شاه»، مقبرهاش را ویران کردند.
دکتر محمد معین که بود؟
محمد معین در ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهی زرجوب رشت، در خانهی شیخ ابوالقاسم از روحانیان بنام رشت پسری به دنیا آمد که نام او را محمد گذاشتند.
محمد معین پس از پایان تحصیلات ابتدایی رای ادامهی به دارالفنون در تهران آمد. پس از آن معین به تحصیل در دانشکدهی ادبیات پرداخت و دانشنامهی دکترای خود را در سال ۱۳۲۱ دریافت کرد و رسالهی خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین که از چندین دانشگاه نیز درجهی دکترای افتخاری داشت به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
محمد معین تنها شانزده سال داشت (۱۳۱۳) که لیسانس ادبیات فارسی و فلسفه و علوم تربیتی را از دانشگاه تهران اخذ کرد. دکتر معین در سال ۱۳۱۴ و پس از خدمت نظام وظیفه به ریاست دانشسرای اهواز منصوب شد که در این سن هنوز به هجدهسالگی تمام نرسیده بود. پس از این دکتر معین ریاست دانشسراهای وزارت فرهنگ را عهدهدار شد و در همین زمان بود که موفق شد دورهی روانشناسی علمی، خطشناسی، قیافهشناسی و مغزشناسی را به طور مکاتبهای از آموزشگاه روانشاسیای در بروکسل بلژیک دریافت کند. دکتر محمد معین در سن ۲۴ سالگی و در سال ۱۳۲۱ با نوشتن رسالهی «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات فارسی» اولین کسی بود که در ایران به اخذ درجهی دکترا نائل آمد.
دکتر معین هنگامی که در حال تدوین جلد آخر فرهنگ معین بود بیمار شد و نتوانست آن را به پایان ببرد و یک سوم جلد پایانی فرهنگنامه توسط دوست دکتر معین، دکتر سید جعفر شهیدی به پایان رسید. نبوغ و تلاش دکتر معین مثالزدنی بود.
دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامهی «ایرانیکا» در مورد خدمات دکتر معین چنین میگوید: «خدمات او منحصر به اين نبود. اولا دکتر معين يک معلم فوقالعاده جدی و دلسوز بود و کسانی که به شاگردی او درمیآمدند همه بخت بلندی داشتند چون از يک معلم بسيار جدی و کمی سختگير ولی دانشمند برخوردار میشدند. از اين گذشته دکتر معين تاليفات خيلی زياد ديگری دارد در مورد مباحث زبان فارسی. او کتابی به اسم "حافظ شيرين سخن" منتشر کرد که اثر بسيار مفيدی است برای کسانی که بخواهند شعر حافظ را با دقت بيشتری بخوانند، بفهمند و لذت ببرند.»
دکتر محمد معین در ۹ آذرماه ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد که بلافاصله به بیمارستان منتقل و بستری شد. او به حالت اغما رفت و در ۱۵ آبانماه ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل شد اما در وضعیت او بهبودیای ایجاد نشد و بار دیگر به ایران انتقال یافت که در ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در بیمارستان فیروزگر درگذشت. او را در زادگاهش، آستانهی اشرفیه به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/44qHpX
قسمت دوم ویدئو:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/10896
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
دکتر محمد معین؛ قسمت اول
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
سیامک پورزند؛ زندگی و مرگ با چشمان باز
bit.ly/2HxFky5
ساعت ۱۲ شب، لیلی مثل همیشه شماره تلفن پدرش را گرفت. شبها برای او معنایی نداشت جز صدای پدر. آنروز، تهران، بعدازظهر نهم اردیبهشت سال ۱۳۹۰ را از سر میگذراند. صدای خسته پدر مثل اکثر آنروزها گرفته و غمگین بود. پیرمرد باید برای ادامه دوره درمان طولانیاش به بیمارستان بر میگشت اما به لیلی گفت که میخواهد فردا، جمعه را در خانه بماند و شنبه برود. لیلی که پرسید چرا؟ جواب پدر، دلش را لرزاند: «خسته شدم». دخترک از پشت تلفن، نازش را کشید و التیامش داد. گفت که این روزها تمام میشود و میتوانی از ایران خارج شوی و همدیگر را ببینیم. ده سالی بود که لیلی، پدرش را ندیده بود. صحبت که به اینجا رسید، لحظهای سکوت بینشان برقرار شد. سیامک، آرامتر از همیشه از دخترش پرسید: «دوباره کی زنگ میزنی بابا؟» لیلی جواب داد: «دو ساعتی میخوابم و زودی میآم تا قبل از اینکه دلت تنگ بشه. باشه؟». حدود ساعت سه نیمه شب کانادا بود که لیلی در تاریکی اتاق، دوباره به پدرش زنگ زد. جوابی نیامد. نگران نشد. فکر کرد حتما پدر خوابیده و استراحت میکند. خیلی نگذشت که دوباره تماس گرفت. اینبار صدایی غریبه پاسخ داد. سیامک پورزند خود را در میانه تلفنهای لیلی از بالکن اتاقش به پایین پرت کرده بود. او تصمیم گرفته بود که پس از یک دهه آزار و اذیت وی و خانوادهاش توسط ماموران دولت، به زندگیش خاتمه دهد.
با انتخاب محمد خاتمی به عنوان رییسجمهور، فضای سیاسی و اجتماعی تغییر کرد. در این دوران او به تدریج توانست بار دیگر وارد صحنه روزنامهنگاری حرفهای، هنری و فضای روشنفکری ایران شود. مطبوعات رونق گرفته بودند و او از این اتفاق در پوست خود نمیگنجید. او که گویی سالها جوانتر شده بود، سعی کرد تجربیات خود را به فضای جدید روزنامهنگاری به عنوان مشاور انتقال دهد. ایدههای پورزند هم در کار روزنامهنویسی و هم در قسمت جذب آگهی و سرمایه برای این روزنامهها ومجلات کمکی شایان توجه بود. از جمله کارهایی که سیامک در این دوران و با همکاری روزنامههای اصلاحطلب وقت مانند جامعه، نشاط و نوروز ترتیب داد، برگزاری مراسم بزرگداشت برای بسیاری از هنرمندان سالخورده و فراموش شده بود. او همچنین مدتی در سمت مشاور مرکز امور فرهنگی و هنری جزیره کیش، چند جشنواره سینمایی و نیز جشنوارههای موسیقی و ادبی برگزار کرد که با استقبال چشمگیری مواجه شد. او در سال ۷۹ به عنوان مدیراجرایی و مشاور در مجموعه فرهنگی هنری تهران مشغول به کار شد. سیامک سعی کرد در کنار برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری برای عموم مردم از امکاناتی که در اختیار داشت در جهت کمک به جنبش نوپای زنان استفاده کند. رفت و آمد هنرمندان و فعالان مدنی زن در مجموعه زیرنظر پورزند، بیش از پیش وی را در تیررس نهادهای امنیتی تازه تاسیس قرار داد. او در سال ۱۳۷۷ و در جریان پروژه قتلهای زنجیرهای وزارت اطلاعات گزارشی صوتی را با نام خود از قتل دوستانش، پروانه و داریوش فروهر، تهیه کرده بود؛ ایت گزارش که بارها از ایستگاه رادیویی صدای ایران در آمریکا پخش شده بود، طعمه مخالفان دولت اصلاحطلب در نهادهای امنیتی برای تسویه حسابهای سیاسی شد.
پاییز سال ۱۳۸۰ برنامه نهادهای امنیتی اجرایی شد. سیامک پورزند هفتاد ساله در آذرماه و در مقابل خانه خواهرش در تهران، بدون هیچ حکم قضایی ربوده شد تا جایی که خانوادهاش که حالا در خارج از ایران بودند، تا چندین هفته از وضعیت او و محل نگهداریاش بیخبر بودند. سیامک ابتدا به زندان اداره اماکن و سپس بازداشتگاه فرودگاه مهرآباد منتقل و به صورت قرنطینه، زندانی شد.
سیامک پورزند، یکی از روزنامهنگاران حرفهای و با سابقهی ایران بود که مورد غضب حکومت قرار گرفت. او را وادار به اعترافات اجباری علیه خودش کردند. دندههایش را شکستند، ساعتها زیر دوش آب داغ نگه داشتند، از نظر جسمی و روحی تحت فشار قرار دادند و از دیدار خانواده و دوستانش محروم کردند.
سیامک پورزند با علاقه فراوان به کشورش و مردمش، در روز جهانی روزنامهنگار، پس از سالها تحمل درد و دوری، در سن هشتاد سالگی، مرگ خود خواسته را برگزید و از بالکن طبقه ششم خانهاش، حدود ساعت چهار بعدازظهر، به دردهایش پایان داد. مرگ او انعکاس زیادی در ایران و جهان داشت. مردی که تصمیم بر این گرفته بودند تا بستر مرگ او را کنترل کنند، حاکمیت را مضطرب کرد و با مرگش پایان بازی را تغییر داد.
درباره این روزنامهنگار بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/1stLotH
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2HxFky5
ساعت ۱۲ شب، لیلی مثل همیشه شماره تلفن پدرش را گرفت. شبها برای او معنایی نداشت جز صدای پدر. آنروز، تهران، بعدازظهر نهم اردیبهشت سال ۱۳۹۰ را از سر میگذراند. صدای خسته پدر مثل اکثر آنروزها گرفته و غمگین بود. پیرمرد باید برای ادامه دوره درمان طولانیاش به بیمارستان بر میگشت اما به لیلی گفت که میخواهد فردا، جمعه را در خانه بماند و شنبه برود. لیلی که پرسید چرا؟ جواب پدر، دلش را لرزاند: «خسته شدم». دخترک از پشت تلفن، نازش را کشید و التیامش داد. گفت که این روزها تمام میشود و میتوانی از ایران خارج شوی و همدیگر را ببینیم. ده سالی بود که لیلی، پدرش را ندیده بود. صحبت که به اینجا رسید، لحظهای سکوت بینشان برقرار شد. سیامک، آرامتر از همیشه از دخترش پرسید: «دوباره کی زنگ میزنی بابا؟» لیلی جواب داد: «دو ساعتی میخوابم و زودی میآم تا قبل از اینکه دلت تنگ بشه. باشه؟». حدود ساعت سه نیمه شب کانادا بود که لیلی در تاریکی اتاق، دوباره به پدرش زنگ زد. جوابی نیامد. نگران نشد. فکر کرد حتما پدر خوابیده و استراحت میکند. خیلی نگذشت که دوباره تماس گرفت. اینبار صدایی غریبه پاسخ داد. سیامک پورزند خود را در میانه تلفنهای لیلی از بالکن اتاقش به پایین پرت کرده بود. او تصمیم گرفته بود که پس از یک دهه آزار و اذیت وی و خانوادهاش توسط ماموران دولت، به زندگیش خاتمه دهد.
با انتخاب محمد خاتمی به عنوان رییسجمهور، فضای سیاسی و اجتماعی تغییر کرد. در این دوران او به تدریج توانست بار دیگر وارد صحنه روزنامهنگاری حرفهای، هنری و فضای روشنفکری ایران شود. مطبوعات رونق گرفته بودند و او از این اتفاق در پوست خود نمیگنجید. او که گویی سالها جوانتر شده بود، سعی کرد تجربیات خود را به فضای جدید روزنامهنگاری به عنوان مشاور انتقال دهد. ایدههای پورزند هم در کار روزنامهنویسی و هم در قسمت جذب آگهی و سرمایه برای این روزنامهها ومجلات کمکی شایان توجه بود. از جمله کارهایی که سیامک در این دوران و با همکاری روزنامههای اصلاحطلب وقت مانند جامعه، نشاط و نوروز ترتیب داد، برگزاری مراسم بزرگداشت برای بسیاری از هنرمندان سالخورده و فراموش شده بود. او همچنین مدتی در سمت مشاور مرکز امور فرهنگی و هنری جزیره کیش، چند جشنواره سینمایی و نیز جشنوارههای موسیقی و ادبی برگزار کرد که با استقبال چشمگیری مواجه شد. او در سال ۷۹ به عنوان مدیراجرایی و مشاور در مجموعه فرهنگی هنری تهران مشغول به کار شد. سیامک سعی کرد در کنار برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری برای عموم مردم از امکاناتی که در اختیار داشت در جهت کمک به جنبش نوپای زنان استفاده کند. رفت و آمد هنرمندان و فعالان مدنی زن در مجموعه زیرنظر پورزند، بیش از پیش وی را در تیررس نهادهای امنیتی تازه تاسیس قرار داد. او در سال ۱۳۷۷ و در جریان پروژه قتلهای زنجیرهای وزارت اطلاعات گزارشی صوتی را با نام خود از قتل دوستانش، پروانه و داریوش فروهر، تهیه کرده بود؛ ایت گزارش که بارها از ایستگاه رادیویی صدای ایران در آمریکا پخش شده بود، طعمه مخالفان دولت اصلاحطلب در نهادهای امنیتی برای تسویه حسابهای سیاسی شد.
پاییز سال ۱۳۸۰ برنامه نهادهای امنیتی اجرایی شد. سیامک پورزند هفتاد ساله در آذرماه و در مقابل خانه خواهرش در تهران، بدون هیچ حکم قضایی ربوده شد تا جایی که خانوادهاش که حالا در خارج از ایران بودند، تا چندین هفته از وضعیت او و محل نگهداریاش بیخبر بودند. سیامک ابتدا به زندان اداره اماکن و سپس بازداشتگاه فرودگاه مهرآباد منتقل و به صورت قرنطینه، زندانی شد.
سیامک پورزند، یکی از روزنامهنگاران حرفهای و با سابقهی ایران بود که مورد غضب حکومت قرار گرفت. او را وادار به اعترافات اجباری علیه خودش کردند. دندههایش را شکستند، ساعتها زیر دوش آب داغ نگه داشتند، از نظر جسمی و روحی تحت فشار قرار دادند و از دیدار خانواده و دوستانش محروم کردند.
سیامک پورزند با علاقه فراوان به کشورش و مردمش، در روز جهانی روزنامهنگار، پس از سالها تحمل درد و دوری، در سن هشتاد سالگی، مرگ خود خواسته را برگزید و از بالکن طبقه ششم خانهاش، حدود ساعت چهار بعدازظهر، به دردهایش پایان داد. مرگ او انعکاس زیادی در ایران و جهان داشت. مردی که تصمیم بر این گرفته بودند تا بستر مرگ او را کنترل کنند، حاکمیت را مضطرب کرد و با مرگش پایان بازی را تغییر داد.
درباره این روزنامهنگار بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/1stLotH
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. سیامک پورزند؛ زندگی و مرگ با چشمان باز ساعت ۱۲ شب، لیلی مثل همیشه شماره تلفن پدرش را گرفت. شبها برای او معنایی نداشت جز صدای پدر. آنروز، تهران، بعدازظهر نهم اردیبهشت سال ۱۳۹۰ را از سر میگذراند. صدای خسته پدر مثل اکثر آنروزها گرفته و غمگین بود. پیرمرد…
❤1
- بازداشت مدیرمسئول روزنامه شرق در مشهد؛ به علت انتشار یک گزارش!
bit.ly/2vUhtDd
خبرگزاری ها خبر از بازداشت «مهدی رحمانیان» - مدیر مسئول روزنامه شرق - می دهند.
آقای رحمانیان که به علت چاپ مطلبی درصفحه اجتماعی این روزنامه ازسوی دادگاهی در مشهد احضار شده بود، پس از برگزاری دادگاه به دستور قاضی بازداشت شد.
معاون دادستان مشهد علت این موضوع را چاپ گزارشی با عنوان «از ستایش تا ندا» در تاریخ ۱۹ فروردین در روزنامه شرق دانسته است. معاون دادستان می گوید این گزارش موجب جریحهدار شدن احساسات مردم محله شهرک شهید رجایی مشهد شده است.
این گزارش به روایتی از محله «قلعه ساختمان» می پرداخت؛ همان محله ای که «ندا»ی شش ساله - دختر افغانستانی تبار - در آن کشته شد.
معاون دادستان مشهد گفته بود: «از طریق دادستانی به ایشان اطلاع دادیم که این موضوع را جبران نمایند که نتیجهای حاصل نشد».
این در حالی ست که روزنامه شرق می گوید که پس از انتشار آن گزارش در صفحه اجتماعی خود، اقدام به انتشار توضیح و پوزش کرده بود.
مطالب مرتبط
دفاع از آزادی مطبوعات؛ آندرو همیلتون
https://goo.gl/thJPzK
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2vUhtDd
خبرگزاری ها خبر از بازداشت «مهدی رحمانیان» - مدیر مسئول روزنامه شرق - می دهند.
آقای رحمانیان که به علت چاپ مطلبی درصفحه اجتماعی این روزنامه ازسوی دادگاهی در مشهد احضار شده بود، پس از برگزاری دادگاه به دستور قاضی بازداشت شد.
معاون دادستان مشهد علت این موضوع را چاپ گزارشی با عنوان «از ستایش تا ندا» در تاریخ ۱۹ فروردین در روزنامه شرق دانسته است. معاون دادستان می گوید این گزارش موجب جریحهدار شدن احساسات مردم محله شهرک شهید رجایی مشهد شده است.
این گزارش به روایتی از محله «قلعه ساختمان» می پرداخت؛ همان محله ای که «ندا»ی شش ساله - دختر افغانستانی تبار - در آن کشته شد.
معاون دادستان مشهد گفته بود: «از طریق دادستانی به ایشان اطلاع دادیم که این موضوع را جبران نمایند که نتیجهای حاصل نشد».
این در حالی ست که روزنامه شرق می گوید که پس از انتشار آن گزارش در صفحه اجتماعی خود، اقدام به انتشار توضیح و پوزش کرده بود.
مطالب مرتبط
دفاع از آزادی مطبوعات؛ آندرو همیلتون
https://goo.gl/thJPzK
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - بازداشت مدیرمسئول روزنامه شرق در مشهد؛ به علت انتشار یک گزارش! خبرگزاری ها خبر از بازداشت «مهدی رحمانیان» - مدیر مسئول روزنامه شرق - می دهند. آقای رحمانیان که به علت چاپ مطلبی درصفحه اجتماعی این روزنامه ازسوی دادگاهی در مشهد احضار شده بود، پس از برگزاری…
.
دو ویدئو از دخترانی که روز گذشته با گریم مردانه وارد ورزشگاه شدند.
دوره اخیر لیگ برتر چندین بار شاهد حضور دختران با لباس و گریم مردانه بوده است.
چرا در قرن بیست و یکم ایران باید تنها کشوری باشد که زنان نمیتوانند وارد ورزشگاهها شوند و بازی تیمهای محبوبشان را تماشا کنند و به ناچار باید چهره مردانه برای خود درست کنند؟
#زنان_ورزشگاه
bit.ly/2jdRSvS
متن زیر را خانم غزاله دلفانی در صفحه اینستاگرام خود نوشته است:
از وقتی یادم میاد، تیم محبوب ایرانیم «استقلال» بوده!
هست!
و خواهد بود!
.
برای اولین بار میخوام یه پُست برای پرسپولیس بذارم!
دیروز یه آقایی بهم دایرکت دادن که با اینکه پرسپولیس تیم محبوبتون نیست، نمیخواید به هوادارنش تبریک بگید؟!
پاسخ دادم با اینکه استقلالیم،حتی اگر استقلال قهرمان میشد، تبریک نمیگفتم(بماند چرا، دلایل خودم رو دارم که اینجا جاش نیست)!
اما حالا، میخوام تبریک بگم قهرمانی تیم پرسپولیس رو اون هم به این چند دختر که از تیمشون، و حتی تیم من، قهرمانترن!
تبریک میگم به شجاعتتون، به تلاش و پشتکارتون و به همتی که دارید...
تبریک میگم که برای آزادیتون،به شکل مسالمتآمیز میجنگید...
تبریک میگم که ترستون رو زیر پا گذاشتید و ممکن بود شناسایی بشید و بازداشتتون کنن، اما دل شیر داشتید و رفتید و قهرمانیتون رو تو استادیوم جشن گرفتید...
نوش جونتون...
این اولین باره که قهرمانی پرسپولیس خوشحالم میکنه چون لبهای شما میخنده...چون شما لیاقتش رو دارید...
دمتون گرم دخترا...
شماها باعث افتخارید...
.
.
چند تا نکته:
۱)برای اونایی که میخوان بگن:«حالا مشکل ما فقط استادیوم رفتن خانوماست؟!»
پاسخ:خیر تنها مشکلمون یا شاید بزرگترین مشکلمون این نیست اما این یکی از مشکلاتمونه و برای شما اگر اهمیت نداره، برای ما آزادی جنسیمون و برابری جنسی،حائز اهمیته! حالا شما که میگی مشکلات بزرگتری هم هست،ممنون میشم راه حل بدید وبرای حلش قدم برداریید و ما هم کمکتون کنیم!
۲)برای اونایی که میخوان بگن:«محیط استادیوم مسمومه و رفتارا و حرفایی گفته میشه که مناسب خانوما نیست!»
پاسخ:نصف فحشهایی که داده میشه از جنسیت و اعضای بدن همین ما خانوماست که باور کنید هم اعضای بدن خودمون رو میشناسیم هم شما رو! همونقد که برای شما بده، برای ما هم همونقدر بده نه بیشتر و نه کمتر!
۳)برای اونایی که میخوان بگن:«ممنوعیت رفتن خانومها به استادیوم یک قانونه و باید به قانون احترام گذاشت!»
پاسخ: قانون وحی منزل نیست و یک پذیرش عمومی میخواد و وقتی سلب آزادی میکنه و وقتی مخالف داره، باید بررسی و رفع و رجوع بشه!
.
.
خلاصه که بازم تبریک بابت قهرمانیتون...مخصوصا با داشتن چنین هوادارایی
@Tavaana_TavaanaTech
دو ویدئو از دخترانی که روز گذشته با گریم مردانه وارد ورزشگاه شدند.
دوره اخیر لیگ برتر چندین بار شاهد حضور دختران با لباس و گریم مردانه بوده است.
چرا در قرن بیست و یکم ایران باید تنها کشوری باشد که زنان نمیتوانند وارد ورزشگاهها شوند و بازی تیمهای محبوبشان را تماشا کنند و به ناچار باید چهره مردانه برای خود درست کنند؟
#زنان_ورزشگاه
bit.ly/2jdRSvS
متن زیر را خانم غزاله دلفانی در صفحه اینستاگرام خود نوشته است:
از وقتی یادم میاد، تیم محبوب ایرانیم «استقلال» بوده!
هست!
و خواهد بود!
.
برای اولین بار میخوام یه پُست برای پرسپولیس بذارم!
دیروز یه آقایی بهم دایرکت دادن که با اینکه پرسپولیس تیم محبوبتون نیست، نمیخواید به هوادارنش تبریک بگید؟!
پاسخ دادم با اینکه استقلالیم،حتی اگر استقلال قهرمان میشد، تبریک نمیگفتم(بماند چرا، دلایل خودم رو دارم که اینجا جاش نیست)!
اما حالا، میخوام تبریک بگم قهرمانی تیم پرسپولیس رو اون هم به این چند دختر که از تیمشون، و حتی تیم من، قهرمانترن!
تبریک میگم به شجاعتتون، به تلاش و پشتکارتون و به همتی که دارید...
تبریک میگم که برای آزادیتون،به شکل مسالمتآمیز میجنگید...
تبریک میگم که ترستون رو زیر پا گذاشتید و ممکن بود شناسایی بشید و بازداشتتون کنن، اما دل شیر داشتید و رفتید و قهرمانیتون رو تو استادیوم جشن گرفتید...
نوش جونتون...
این اولین باره که قهرمانی پرسپولیس خوشحالم میکنه چون لبهای شما میخنده...چون شما لیاقتش رو دارید...
دمتون گرم دخترا...
شماها باعث افتخارید...
.
.
چند تا نکته:
۱)برای اونایی که میخوان بگن:«حالا مشکل ما فقط استادیوم رفتن خانوماست؟!»
پاسخ:خیر تنها مشکلمون یا شاید بزرگترین مشکلمون این نیست اما این یکی از مشکلاتمونه و برای شما اگر اهمیت نداره، برای ما آزادی جنسیمون و برابری جنسی،حائز اهمیته! حالا شما که میگی مشکلات بزرگتری هم هست،ممنون میشم راه حل بدید وبرای حلش قدم برداریید و ما هم کمکتون کنیم!
۲)برای اونایی که میخوان بگن:«محیط استادیوم مسمومه و رفتارا و حرفایی گفته میشه که مناسب خانوما نیست!»
پاسخ:نصف فحشهایی که داده میشه از جنسیت و اعضای بدن همین ما خانوماست که باور کنید هم اعضای بدن خودمون رو میشناسیم هم شما رو! همونقد که برای شما بده، برای ما هم همونقدر بده نه بیشتر و نه کمتر!
۳)برای اونایی که میخوان بگن:«ممنوعیت رفتن خانومها به استادیوم یک قانونه و باید به قانون احترام گذاشت!»
پاسخ: قانون وحی منزل نیست و یک پذیرش عمومی میخواد و وقتی سلب آزادی میکنه و وقتی مخالف داره، باید بررسی و رفع و رجوع بشه!
.
.
خلاصه که بازم تبریک بابت قهرمانیتون...مخصوصا با داشتن چنین هوادارایی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. دو ویدئو از دخترانی که روز گذشته با گریم مردانه وارد ورزشگاه شدند. دوره اخیر لیگ برتر چندین بار شاهد حضور دختران با لباس و گریم مردانه بوده است. چرا در قرن بیست و یکم ایران باید تنها کشوری باشد که زنان نمیتوانند وارد ورزشگاهها شوند و بازی تیمهای محبوبشان…
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
مدیر #تلگرام از اختلالی که در ساعاتی پیش در پیام رسان تلگرام ایجاد شده عذرخواهی کرد و علت این اختلال رو مشکلاتی که برای برخی سرورهای تلگرام پیش آمده دانست.
@tavaanatech
@beshkan
@tavaanatech
@beshkan
«شهره موسوی» مدیرعامل تیم فوتبال «بادران» است.
او را برای مسابقهای که خودش میزبان آن بوده است، به ورزشگاه راه ندادند.
او میگوید با او برخورد «بسیار ناشایست»ی صورت گرفت.
البته اگر خانم موسوی یک زن سوریهای یا کرهای بود احتمالا به راحتی میتوانست وارد ورزشگاه شود!
bit.ly/2HzbLMv
مطالب مرتبط
عربستان صعودی و طربستان نزولی!
goo.gl/z131hd
نبرد ده ساله زنان ادامه دارد: تکاپوی ورود به ورزشگاهها
http://bit.ly/1yNyrLH
شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر
http://bit.ly/2h5DS5B
@Tavaana_TavaanaTech
او را برای مسابقهای که خودش میزبان آن بوده است، به ورزشگاه راه ندادند.
او میگوید با او برخورد «بسیار ناشایست»ی صورت گرفت.
البته اگر خانم موسوی یک زن سوریهای یا کرهای بود احتمالا به راحتی میتوانست وارد ورزشگاه شود!
bit.ly/2HzbLMv
مطالب مرتبط
عربستان صعودی و طربستان نزولی!
goo.gl/z131hd
نبرد ده ساله زنان ادامه دارد: تکاپوی ورود به ورزشگاهها
http://bit.ly/1yNyrLH
شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر
http://bit.ly/2h5DS5B
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. «شهره موسوی» مدیرعامل تیم فوتبال «بادران» است. او را برای مسابقهای که خودش میزبان آن بوده است، به ورزشگاه راه ندادند. او می گوید با او برخورد «بسیار ناشایست»ی صورت گرفت. البته اگر خانم موسوی یک زن سوریهای یا کرهای بود احتمالا به راحتی میتوانست وارد…
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
شبیه سازی اکانت پاول دورف و خبر جعلی حمله DDoS به تلگرام
طی ساعات اخیر یک اکانت جعلی تایید شده از سوی توییتر! اقدام به فروش ارز مجازی در زیر پست توییتری پاول دورف کرده است. این اکانت با شبیه سازی اکانت خود به مدیرتلگرام اعلام کرده است که تلگرام تحت حمله DDoS قرار گرفته و همزمان به کاربران وعده می دهد به علت مشکل پیش آمده، در ازای پرداخت پول مجازی بیت کوین یا اتریوم به یک کیف پول مجازی به آنها تا ۱۰ برابر مبلغ دریافت پرداخت خواهد شد.
این اکانت توییتری با نام کاربری پاول دورف است اما شناسه این توییتر @club8music می باشد.
به گفته پاول دورف مشکل قطعی تلگرام صرفا به دلیل گرم شدن بیش از حد یکی از سرورهای تلگرام بوده و این مشکل به زودی حل خواهد شد.
https://bit.ly/2vYOgqO
بسته آموزشی تلگرام تواناتک
https://goo.gl/872eBm
در صورت فراموشکردن رمز عبور تلگرام چه کار کنیم؟
https://goo.gl/5m2j4r
آیا موبوگرام، تلگرام فارسی و سایر اپلیکیشنهای شخصثالث تلگرام امن هستند؟
https://goo.gl/VWr7WY
آیا موبوگرام امن است؟
https://goo.gl/B9zMeh
تلگرام تواناتک
https://t.me/tavaanatech
توئیتر تواناتک
https://goo.gl/PdcRok
کانال بشکن جهت دریافت فیلترشکن های جدید و رایگان
https://t.me/beshkan
@tavaanatech
طی ساعات اخیر یک اکانت جعلی تایید شده از سوی توییتر! اقدام به فروش ارز مجازی در زیر پست توییتری پاول دورف کرده است. این اکانت با شبیه سازی اکانت خود به مدیرتلگرام اعلام کرده است که تلگرام تحت حمله DDoS قرار گرفته و همزمان به کاربران وعده می دهد به علت مشکل پیش آمده، در ازای پرداخت پول مجازی بیت کوین یا اتریوم به یک کیف پول مجازی به آنها تا ۱۰ برابر مبلغ دریافت پرداخت خواهد شد.
این اکانت توییتری با نام کاربری پاول دورف است اما شناسه این توییتر @club8music می باشد.
به گفته پاول دورف مشکل قطعی تلگرام صرفا به دلیل گرم شدن بیش از حد یکی از سرورهای تلگرام بوده و این مشکل به زودی حل خواهد شد.
https://bit.ly/2vYOgqO
بسته آموزشی تلگرام تواناتک
https://goo.gl/872eBm
در صورت فراموشکردن رمز عبور تلگرام چه کار کنیم؟
https://goo.gl/5m2j4r
آیا موبوگرام، تلگرام فارسی و سایر اپلیکیشنهای شخصثالث تلگرام امن هستند؟
https://goo.gl/VWr7WY
آیا موبوگرام امن است؟
https://goo.gl/B9zMeh
تلگرام تواناتک
https://t.me/tavaanatech
توئیتر تواناتک
https://goo.gl/PdcRok
کانال بشکن جهت دریافت فیلترشکن های جدید و رایگان
https://t.me/beshkan
@tavaanatech
Instagram
تواناتک
. شبیه سازی اکانت پاول دورف و خبر جعلی حمله DDoS به تلگرام طی ساعات اخیر یک اکانت جعلی تایید شده از سوی توییتر! اقدام به فروش ارز مجازی در زیر پست توییتری پاول دورف کرده است. این اکانت با شبیه سازی اکانت خود به مدیرتلگرام اعلام کرده است که تلگرام تحت حمله…
.
- احمد علم الهدی نتوانست فراق تلگرام را تاب بیاورد و دوباره به این شبکه بازگشت!
هفته قبل کانال تلگرامی احمد علم الهدی - امام جمعه مشهد - اعلام کرده بود که «در جهت حمایت از پیامرسانهای داخلی و رفع انحصار فضای مجازی از پیامرسانهای غیرایرانی» از تلگرام کوچ خواهند کرد و در پیام رسان هایی مانند «سروش» فعالیت خواهند کرد.
اما چندروز نگذشته بود که کانال تلگرامی امام جمعه مشهد خبر داد که «به خاطر عدم اقبال مخاطبان به پیامرسانهای داخلی تاکنون، فعلا همزمان در تلگرام نیز فعالیت خود را ادامه میدهیم»! علم الهدی از مخالفان سرسخت تلگرام و شبکه های اجتماعی خارجی است.
در روز ۲۹ فروردین سال جدید نیز کانال آیت الله خامنه ای اعلام کرد که دیگر در تلگرام فعالیتی نخواهند داشت و پس از آن چهره هایی چون اسحاق جهانگیری، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و نهادهایی از این دست از فعالیت در تلگرام دست کشیدند.
تلگرام بیش از ۴۵ میلیون کاربر ایرانی دارد و بنا به آمار، شبکه های پیام رسان ایرانی سرجمع، نزدیک به پنج میلیون کاربر دارند.
https://bit.ly/2JCwKKO
مطالب مرتبط
بسته آموزشی تلگرام تواناتک:
https://goo.gl/3rBTKy
امنیت در تلگرام در ۵ قدم:
https://goo.gl/wNr7CU
نحوه برقراری تماسهای صوتی امن در تلگرام:
https://goo.gl/K2cafo
#تلگرام #سروش #علم_الهدی
@Tavaana_TavaanaTech
- احمد علم الهدی نتوانست فراق تلگرام را تاب بیاورد و دوباره به این شبکه بازگشت!
هفته قبل کانال تلگرامی احمد علم الهدی - امام جمعه مشهد - اعلام کرده بود که «در جهت حمایت از پیامرسانهای داخلی و رفع انحصار فضای مجازی از پیامرسانهای غیرایرانی» از تلگرام کوچ خواهند کرد و در پیام رسان هایی مانند «سروش» فعالیت خواهند کرد.
اما چندروز نگذشته بود که کانال تلگرامی امام جمعه مشهد خبر داد که «به خاطر عدم اقبال مخاطبان به پیامرسانهای داخلی تاکنون، فعلا همزمان در تلگرام نیز فعالیت خود را ادامه میدهیم»! علم الهدی از مخالفان سرسخت تلگرام و شبکه های اجتماعی خارجی است.
در روز ۲۹ فروردین سال جدید نیز کانال آیت الله خامنه ای اعلام کرد که دیگر در تلگرام فعالیتی نخواهند داشت و پس از آن چهره هایی چون اسحاق جهانگیری، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و نهادهایی از این دست از فعالیت در تلگرام دست کشیدند.
تلگرام بیش از ۴۵ میلیون کاربر ایرانی دارد و بنا به آمار، شبکه های پیام رسان ایرانی سرجمع، نزدیک به پنج میلیون کاربر دارند.
https://bit.ly/2JCwKKO
مطالب مرتبط
بسته آموزشی تلگرام تواناتک:
https://goo.gl/3rBTKy
امنیت در تلگرام در ۵ قدم:
https://goo.gl/wNr7CU
نحوه برقراری تماسهای صوتی امن در تلگرام:
https://goo.gl/K2cafo
#تلگرام #سروش #علم_الهدی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - احمد علم الهدی نتوانست فراق تلگرام را تاب بیاورد و دوباره به این شبکه بازگشت! هفته قبل کانال تلگرامی احمد علم الهدی - امام جمعه مشهد - اعلام کرده بود که «در جهت حمایت از پیامرسانهای داخلی و رفع انحصار فضای مجازی از پیامرسانهای غیرایرانی» از تلگرام…
👍1
این دو دوست هستند؛ یکی باورمند به حجاب دیگری غیرمحجبه. اما رفیق و همراه یکدیگر هستند!
هر دو از دختران ایران هستند.
به سلیقه های یکدیگر احترام بگذاریم و از اجبار بپرهیزیم!
این خانم می گوید: «دیگر کسی به ما نمی تواند زور بگوید؛ نه به حجاب اجباری»
آفرین به این شهامت برای خود بودن!
bit.ly/2HDPPvy
مطالب مرتبط
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
bit.ly/1oqL9bw
انقلابی علیه زنان
http://bit.ly/1uxNVo5
سرکوب و خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی در خصوص قانون حجاب اجباری
bit.ly/2fEdpv0
@Tavaana_TavaanaTech
هر دو از دختران ایران هستند.
به سلیقه های یکدیگر احترام بگذاریم و از اجبار بپرهیزیم!
این خانم می گوید: «دیگر کسی به ما نمی تواند زور بگوید؛ نه به حجاب اجباری»
آفرین به این شهامت برای خود بودن!
bit.ly/2HDPPvy
مطالب مرتبط
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
bit.ly/1oqL9bw
انقلابی علیه زنان
http://bit.ly/1uxNVo5
سرکوب و خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی در خصوص قانون حجاب اجباری
bit.ly/2fEdpv0
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. این دو دوست هستند؛ یکی باورمند به حجاب دیگری غیرمحجبه. اما رفیق و همراه یکدیگر هستند! هر دو از دختران ایران هستند. به سلیقه های یکدیگر احترام بگذاریم و از اجبار بپرهیزیم! این خانم می گوید: «دیگر کسی به ما نمی تواند زور بگوید؛ نه به حجاب اجباری» آفرین به…
زادروز رهی معیری، خاطرهساز ِ چند نسل
bit.ly/2HEnqtG
محمدحسن بیوک معیری با تخلص شعری «رهی»، ترانهسرا، غرلسرا و تصنیفسرای معاصر در ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ دیده به جهان گشود.
پدرش محمدحسنخان مویدخلوت بود و پدربزگش دوستعلی معیرالممالک از رجال قاجار و خزانهدار و عیارزن مسکوکات در دورهی فتحعلیشاه قاجار. پدر ِ پدربزرگش حسنعلیبیگ بسطامی نیز مقام معیرباشی واپسین شاه صفوی و نادرشاه را برعهده داشت. پدر رهی قبل از تولد او درگذشت. مادر ِر هی، «فخر عالم حجازی» به احترام پدر نام ِ پدر بر پسر نهاد. فخرعالم حجازی، نوهی «میرزا عباسخان قوامالدوله، وزیر خارجهی دورهی ناصری بود.مادرش در خانه او را بیوک صدا میزد اما او نام رهی را میپسندید. رهی تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در تهران گذراند. رهی از همان ابتدای کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقهی ویژه داشت. هفده ساله بود که نخستین رباعی خود را سرود:
کاش امشبم آن شمع طرب میآمد
وین روز مفارقت به شب میآمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جان ِ ما به لب میآمد
روحالله خالقی از اساتید برجسته ی موسیقی و آهنگساز سرود معروف «ای ایران» که نوازندهی چیرهدست ویولن نیز بود در مورد آثار رهی معیری چنین میگوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعر خوشزبان و زیبا سخن آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنائی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آنجا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگهایی ساختم که او اشعارش را سرود.»
از دیگر بزرگانی که رهی معیری با او همکاری نزدیک داشت، «مرتضی محجوبی» نوازندهی پیانو و یکی از بنیانگذاران موسیقی ملی ایران بود. محصول این همکاری ترانههای جاودانهای است که به یادگار مانده است که از آن میان ترانهی «من از روز ازل..» که با صدای بنان انتشار یافت و همینطور ترانهی «رعدها» با صدای مرضیه شهرت بیشتری دارند. هنرمندان بزرگی همچون حسین یاحقی، اسماعیل مهرتاش، جواد معروفی، مهدی خالدی و علی تجویدی از آهنگسازان برجستهای هستند که با رهی معیری همکاری داشتهاند و آهنگهایشان بر روی ترانههای رهی آثار نیکویی خلق کرده است.
رهی معیری در ۲۴ آبانماه سال ۱۳۴۷ شمسی بر اثر بیماری سرطان درگذشت و او را در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/3yQe6L
#رهی_معیری
ویدئو: قسمتی از ترانه آذربایجان با صدای بنان و آهنگسازی روحالله خالقی
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2HEnqtG
محمدحسن بیوک معیری با تخلص شعری «رهی»، ترانهسرا، غرلسرا و تصنیفسرای معاصر در ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ دیده به جهان گشود.
پدرش محمدحسنخان مویدخلوت بود و پدربزگش دوستعلی معیرالممالک از رجال قاجار و خزانهدار و عیارزن مسکوکات در دورهی فتحعلیشاه قاجار. پدر ِ پدربزرگش حسنعلیبیگ بسطامی نیز مقام معیرباشی واپسین شاه صفوی و نادرشاه را برعهده داشت. پدر رهی قبل از تولد او درگذشت. مادر ِر هی، «فخر عالم حجازی» به احترام پدر نام ِ پدر بر پسر نهاد. فخرعالم حجازی، نوهی «میرزا عباسخان قوامالدوله، وزیر خارجهی دورهی ناصری بود.مادرش در خانه او را بیوک صدا میزد اما او نام رهی را میپسندید. رهی تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در تهران گذراند. رهی از همان ابتدای کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقهی ویژه داشت. هفده ساله بود که نخستین رباعی خود را سرود:
کاش امشبم آن شمع طرب میآمد
وین روز مفارقت به شب میآمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جان ِ ما به لب میآمد
روحالله خالقی از اساتید برجسته ی موسیقی و آهنگساز سرود معروف «ای ایران» که نوازندهی چیرهدست ویولن نیز بود در مورد آثار رهی معیری چنین میگوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعر خوشزبان و زیبا سخن آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنائی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آنجا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگهایی ساختم که او اشعارش را سرود.»
از دیگر بزرگانی که رهی معیری با او همکاری نزدیک داشت، «مرتضی محجوبی» نوازندهی پیانو و یکی از بنیانگذاران موسیقی ملی ایران بود. محصول این همکاری ترانههای جاودانهای است که به یادگار مانده است که از آن میان ترانهی «من از روز ازل..» که با صدای بنان انتشار یافت و همینطور ترانهی «رعدها» با صدای مرضیه شهرت بیشتری دارند. هنرمندان بزرگی همچون حسین یاحقی، اسماعیل مهرتاش، جواد معروفی، مهدی خالدی و علی تجویدی از آهنگسازان برجستهای هستند که با رهی معیری همکاری داشتهاند و آهنگهایشان بر روی ترانههای رهی آثار نیکویی خلق کرده است.
رهی معیری در ۲۴ آبانماه سال ۱۳۴۷ شمسی بر اثر بیماری سرطان درگذشت و او را در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/3yQe6L
#رهی_معیری
ویدئو: قسمتی از ترانه آذربایجان با صدای بنان و آهنگسازی روحالله خالقی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. زادروز رهی معیری، خاطرهساز ِ چند نسل محمدحسن بیوک معیری با تخلص شعری «رهی»، ترانهسرا، غرلسرا و تصنیفسرای معاصر در ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ دیده به جهان گشود. پدرش محمدحسنخان مویدخلوت بود و پدربزگش دوستعلی معیرالممالک از رجال قاجار و خزانهدار و عیارزن مسکوکات…
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه رسوا شد دلم
ترانه سرا رهی معیری
آهنگساز علی تجویدی
خواننده مرضیه
درباره رهی معیری:
goo.gl/3yQe6L
درباره مرضیه:
goo.gl/mSZ7xa
@Tavaana_TavaanaTech
ترانه سرا رهی معیری
آهنگساز علی تجویدی
خواننده مرضیه
درباره رهی معیری:
goo.gl/3yQe6L
درباره مرضیه:
goo.gl/mSZ7xa
@Tavaana_TavaanaTech
«توییت این خانم نظر من رو جلب کرد؛ من خودم سال ها تو هیات های مذهبی تو عزاداری امام حسین شرکت می کردم و هنوز هم برای عزادارها احترام قائل هستم. اما واقعا چرا ما برای شخصیتی به نام رقیه - دختر امام حسین - دلمون می سوزه ولی دلمون برای این همه دختری که مورد آزار نیروهای گشت ارشاد و این مردای بی ادب حزب اللهی قرار می گیرن تکون نمی خوره؟ نباید یه جای کارمون بلنگه؟ نباید از خودمون بپرسیم شاید درد ما برای رقیه و زینب هم یک درد تقلبی باشه؟ به نظرم اگر برای ظلم ستیزی امام حسین آفرین می فرستیم باید الان هم جلوی ظلم به دخترایی بایستیم که دوست ندارن پوششی مثل ما داشته باشند ولی هموطن و همنوع ما هستند».
این متن و توییت را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما درباره نظر او چه فکر میکنید؟
bit.ly/2jgHvri
مطالب مرتبط
حجاب اجباری، مردان اختیاری
bit.ly/2dbJjND
طاهره قرهالعین، چهره به چهره با تحجر روبرو
http://bit.ly/2nmdFny
هما دارابی، استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
http://bit.ly/1roDB1w
حجاب در ایران چگونه به یک اجبار تبدیل شد؟
bit.ly/2FATxVm
@Tavaana_TavaanaTech
این متن و توییت را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما درباره نظر او چه فکر میکنید؟
bit.ly/2jgHvri
مطالب مرتبط
حجاب اجباری، مردان اختیاری
bit.ly/2dbJjND
طاهره قرهالعین، چهره به چهره با تحجر روبرو
http://bit.ly/2nmdFny
هما دارابی، استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
http://bit.ly/1roDB1w
حجاب در ایران چگونه به یک اجبار تبدیل شد؟
bit.ly/2FATxVm
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. «توییت این خانم نظر من رو جلب کرد؛ من خودم سال ها تو هیات های مذهبی تو عزاداری امام حسین شرکت می کردم و هنوز هم برای عزادارها احترام قائل هستم. اما واقعا چرا ما برای شخصیتی به نام رقیه - دختر امام حسین - دلمون می سوزه ولی دلمون برای این همه دختری که مورد…
اسید به صورت مریم؛ دومین اسیدپاشی در تبریز طی یک ماه اخیر
مریم ۱۱ سال بود که با محمد ازدواج کرده بود. پس از چندسال نخست زندگی، رفتار بد محمد با مریم زندگی آنان را تلخ می کند و حتی او را کتک می زد: « کافی بود چیزی خلاف میل او باشد مثلاً صدای تلویزیون را زیاد کنم همین بهانه خوبی بود تا دعوا را شروع کند».
علی رغم اینکه مریم چندبار به خانه پدرش می رود، باز با وساطت فامیل و خواست پدرش بر می گردد. او حتی مشکلات مالی محمد را نیز تاب می آورد. مریم می گوید در این اوضاع از محمد بچه دار نیز شد به امید اینکه رفتار او بهتر شود ولی باز هیچ اتفاقی نیفتاد. محمد در رفتارش هیچ تعادلی نداشت و مدام مریم را اذیت می کرد تا اینکه مریم بالاخره به صورت جدی تصمیم به طلاق می گیرد.
یک روز محمد با خواهش از او می خواهد که به کافه ای در شهر بروند و درباره زندگی شان صحبت کنند. مریم می رود. پس از اینکه از کافه بیرون می آیند: « در راه بازگشت در حال قدم زدن در یک کوچه خلوت بودیم که ناگهان یک ظرف از داخل کیفش در آورد گفت میدانی این چیست، گفتم نه، اول گفت بنزین گرفتم برای پاک کردن رنگ، فکر میکردم ممکن است آب باشد اصلاً در ذهن من هم چیزی مثل اسید نبود.
دوباره شروع کرد دیوانهوار حرفهایش را تکرار کردن و من همان پاسخها را دادم که اگر اصلاح شوی من که چیز زیادی نمیخواهم برمیگردم ولی ناگهان احساس سوزش زیادی کردم. مایعی که داخل ظرف را روی صورت من ریخته بود از سوزش و صدای پوستم متوجه شدم اسید است. پا به فرار گذاشتم دنبالم میدوید و از پشت مرا گرفت و به کف خیابان پرت کرد، من تنها کاری که توانستم کنم این بود که دستم را محکم روی صورتم نگه دارم و او بیرحمانه تمام اسید را تا قطره آخر ریخت. میسوختم ولی فریاد هم نمیتوانستم بزنم آنقدر سنگین بود که توان کنار زدن و فرار کردن را نداشتم. فقط صدای فریاد مردم را شنیدم و بلافاصله از حال رفتم».
محمد پس از این جنایت فرار کرد. مریم نیز بلافاصله به تهران منتقل شد و اکنون زیر یک تیم مجرب پزشکی مشغول درمان است. یکی از پزشکان معالج مریم می گوید: «خوشبختانه در دقایق اول این حادثه، صورت مریم با آب فراوان شسته و همین موضوع باعث کمتر شدن عمق سوختگی شده است ولی به هر حال اسید آسیبی که باید را میرسانده و تا سالها این بیمار نیاز به درمان و جراحی خواهد داشت».
.
چندهفته پیش نیز معصومه در تبریز قربانی دیگر اسیدپاشی بود. معصومه توسط خواستگار خود که از او جواب نه شنیده بود مورد حمله با اسید قرار گرفت و علی رغم درمان تخصصی، بینایی مریم هنوز بازنگشته است.
- به نظر شما چه باید کرد که پدیده شوم اسیدپاشی در ایران متوقف شود؟
https://bit.ly/2jdGDnb
مطلب مرتبط
لینک تلگرام دوره دختران آسیب پذیر
https://t.me/Vulnerablegirls
هراس زنان ایران از حکومت و خیابان
bit.ly/2em5yQS
#اسیدپاشی #تبریز
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ۱۱ سال بود که با محمد ازدواج کرده بود. پس از چندسال نخست زندگی، رفتار بد محمد با مریم زندگی آنان را تلخ می کند و حتی او را کتک می زد: « کافی بود چیزی خلاف میل او باشد مثلاً صدای تلویزیون را زیاد کنم همین بهانه خوبی بود تا دعوا را شروع کند».
علی رغم اینکه مریم چندبار به خانه پدرش می رود، باز با وساطت فامیل و خواست پدرش بر می گردد. او حتی مشکلات مالی محمد را نیز تاب می آورد. مریم می گوید در این اوضاع از محمد بچه دار نیز شد به امید اینکه رفتار او بهتر شود ولی باز هیچ اتفاقی نیفتاد. محمد در رفتارش هیچ تعادلی نداشت و مدام مریم را اذیت می کرد تا اینکه مریم بالاخره به صورت جدی تصمیم به طلاق می گیرد.
یک روز محمد با خواهش از او می خواهد که به کافه ای در شهر بروند و درباره زندگی شان صحبت کنند. مریم می رود. پس از اینکه از کافه بیرون می آیند: « در راه بازگشت در حال قدم زدن در یک کوچه خلوت بودیم که ناگهان یک ظرف از داخل کیفش در آورد گفت میدانی این چیست، گفتم نه، اول گفت بنزین گرفتم برای پاک کردن رنگ، فکر میکردم ممکن است آب باشد اصلاً در ذهن من هم چیزی مثل اسید نبود.
دوباره شروع کرد دیوانهوار حرفهایش را تکرار کردن و من همان پاسخها را دادم که اگر اصلاح شوی من که چیز زیادی نمیخواهم برمیگردم ولی ناگهان احساس سوزش زیادی کردم. مایعی که داخل ظرف را روی صورت من ریخته بود از سوزش و صدای پوستم متوجه شدم اسید است. پا به فرار گذاشتم دنبالم میدوید و از پشت مرا گرفت و به کف خیابان پرت کرد، من تنها کاری که توانستم کنم این بود که دستم را محکم روی صورتم نگه دارم و او بیرحمانه تمام اسید را تا قطره آخر ریخت. میسوختم ولی فریاد هم نمیتوانستم بزنم آنقدر سنگین بود که توان کنار زدن و فرار کردن را نداشتم. فقط صدای فریاد مردم را شنیدم و بلافاصله از حال رفتم».
محمد پس از این جنایت فرار کرد. مریم نیز بلافاصله به تهران منتقل شد و اکنون زیر یک تیم مجرب پزشکی مشغول درمان است. یکی از پزشکان معالج مریم می گوید: «خوشبختانه در دقایق اول این حادثه، صورت مریم با آب فراوان شسته و همین موضوع باعث کمتر شدن عمق سوختگی شده است ولی به هر حال اسید آسیبی که باید را میرسانده و تا سالها این بیمار نیاز به درمان و جراحی خواهد داشت».
.
چندهفته پیش نیز معصومه در تبریز قربانی دیگر اسیدپاشی بود. معصومه توسط خواستگار خود که از او جواب نه شنیده بود مورد حمله با اسید قرار گرفت و علی رغم درمان تخصصی، بینایی مریم هنوز بازنگشته است.
- به نظر شما چه باید کرد که پدیده شوم اسیدپاشی در ایران متوقف شود؟
https://bit.ly/2jdGDnb
مطلب مرتبط
لینک تلگرام دوره دختران آسیب پذیر
https://t.me/Vulnerablegirls
هراس زنان ایران از حکومت و خیابان
bit.ly/2em5yQS
#اسیدپاشی #تبریز
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. اسید به صورت مریم؛ دومین اسیدپاشی در تبریز طی یک ماه اخیر مریم ۱۱ سال بود که با محمد ازدواج کرده بود. پس از چندسال نخست زندگی، رفتار بد محمد با مریم زندگی آنان را تلخ می کند و حتی او را کتک می زد: « کافی بود چیزی خلاف میل او باشد مثلاً صدای تلویزیون را…
- ۷۰ درصد کارگران سالی یک بار هم معاینه نمی شوند
به گقته مقامات مسئول، کمتر از ۳۰ درصد کارگران تحت پوشش معاینات سالیانه هستند و بیش از ۷۰ درصد کارگران تحت پوشش این معاینه ها نیستند.
چرا؟
به علت اینکه این مساله که در قانون کار هم لحاظ شده است، تکلیفی برای کارفرماست و برای او ایجاد زحمت می کند!
این قانون چه می گوید؟
«محمدمهدی سهرابی» - معاون فنی مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت - درباره این قانون می گوید: «براساس ماده ۹۲ قانون کار باید کارگران حداقل به صورت سالیانه مورد معاینات پزشکی قرار بگیرند و پرونده پزشکی برای آنها تشکیل شود.
درصورتیکه شرایط کاری باعث بروز بیماری یا تشدید آن شود، بدون اینکه بحث کاهش دستمزد و حقالسعی تحت تاثیر قرار گرفته و کاهش پیدا کند باید کارگر به محیط دیگری درهمان کارگاه انتقال پیدا کند.
این قانون سال هاست که تدوین شده، اما این معاینات به دلیل اینکه تکلیفی برای کارفرماست و او باید معاینات دورهای برای افراد تحت پوشش خود را در مراکز مورد تایید وزارت بهداشت مدنظر قراردهد، کمتر انجام میشود».
bit.ly/2HGQ49v
مطالب مرتبط
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
goo.gl/MMnNMY
دموکراسی،نارضایتی و کارگر
جوئل فریدمن
goo.gl/dcepyJ
@Tavaana_TavaanaTech
به گقته مقامات مسئول، کمتر از ۳۰ درصد کارگران تحت پوشش معاینات سالیانه هستند و بیش از ۷۰ درصد کارگران تحت پوشش این معاینه ها نیستند.
چرا؟
به علت اینکه این مساله که در قانون کار هم لحاظ شده است، تکلیفی برای کارفرماست و برای او ایجاد زحمت می کند!
این قانون چه می گوید؟
«محمدمهدی سهرابی» - معاون فنی مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت - درباره این قانون می گوید: «براساس ماده ۹۲ قانون کار باید کارگران حداقل به صورت سالیانه مورد معاینات پزشکی قرار بگیرند و پرونده پزشکی برای آنها تشکیل شود.
درصورتیکه شرایط کاری باعث بروز بیماری یا تشدید آن شود، بدون اینکه بحث کاهش دستمزد و حقالسعی تحت تاثیر قرار گرفته و کاهش پیدا کند باید کارگر به محیط دیگری درهمان کارگاه انتقال پیدا کند.
این قانون سال هاست که تدوین شده، اما این معاینات به دلیل اینکه تکلیفی برای کارفرماست و او باید معاینات دورهای برای افراد تحت پوشش خود را در مراکز مورد تایید وزارت بهداشت مدنظر قراردهد، کمتر انجام میشود».
bit.ly/2HGQ49v
مطالب مرتبط
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
goo.gl/MMnNMY
دموکراسی،نارضایتی و کارگر
جوئل فریدمن
goo.gl/dcepyJ
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - ۷۰ درصد کارگران سالی یک بار هم معاینه نمی شوند به گقته مقامات مسئول، کمتر از ۳۰ درصد کارگران تحت پوشش معاینات سالیانه هستند و بیش از ۷۰ درصد کارگران تحت پوشش این معاینه ها نیستند. چرا؟ به علت اینکه این مساله که در قانون کار هم لحاظ شده است، تکلیفی برای…
- اولین کتک باید آخرین کتک باشد!
bit.ly/2r92f8G
«دیشب فیلم "ملی و راه های نرفتهاش" رو دیدم. امروز هم در صفحه شما این خبر رو خوندم که در تبریز یک نامرد به صورت همسرش اسید پاشیده و این در حالی بود که این همسر چندبار به قهر رفته بود خونه پدرش ولی باز برگشته بود و حتی از اون نامرد بچه دار شده بود به امید اصلاح اون فرد.
تو اون فیلم هم شخصیت ملیحه، یک زن جوانی ست که علی رغم اینکه همسرش دست بزن داره و همیشه آزارش میده باز ازش بچه دار میشه به امید اینکه همسرش آدم بشه. من یک مرد هستم. ولی واقعا برام سواله خانم ها چطوری می تونن امید داشته باشند به اصلاح مردی که به کتک زدن همسرش عادت کرده؟ به نظر من حتی بین همسران هم علی رغم همه نزدیکی شون، یه حرمت هایی هست که یکی ش همین کتک زدنه. وقتی قبح کتک زدن بریزه، برای اون مرد خیلی راحت میشه که هر برخورد دیگه ای با همسرش داشته باشه.
می دونم طلاق در ایران خیلی سخته برای خانم ها اما به نظرم اولین کتک باید آخرین کتک باشه و طلاق باید راه حل نهایی باشه. خانم ها باید حرمت خودشون رو حفظ کنند. استقلال اقتصادی خانم ها به نظرم شاه کلید استقلال زن در حوزه های دیگه ست. زن نباید از لحاظ مالی خودش رو نیازمند مرد ببینه. حتی اگر رابطه شون خیلی هم خوب باشه».
این متن را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما درباره سخن او چه فکر می کنید؟
- در سمت راست عکس، تصویر مریم، زن تبریزی که به صورتش اسید پاشیده شده است و در سمت چپ عکس، تصویر شخصیت «ملیحه» در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» را می بینید.
دوره ها و وبینارهای توانا در زمینه حقوق زنان را فراموش نکنید!
دوره حمایتگری از دختران آسیپ پذیر
http://bit.ly/2k5FvoT
دوره حمایت از حقوق زنان در ایران
http://bit.ly/1iolbS5
وبینار ممنوعیت خروج زنان متاهل به خارج از کشور
http://bit.ly/2uKkNfS
وبینار سلامت روح و روان در زمینه خشونت خانگی
http://bit.ly/2hbi4bk
وبینار درباره خودسوزی زنان
http://bit.ly/1twFlzS
وبینار موانع حقوقی مشارکت فعال زنان در بازار کار ایران
http://bit.ly/1svWzih
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2r92f8G
«دیشب فیلم "ملی و راه های نرفتهاش" رو دیدم. امروز هم در صفحه شما این خبر رو خوندم که در تبریز یک نامرد به صورت همسرش اسید پاشیده و این در حالی بود که این همسر چندبار به قهر رفته بود خونه پدرش ولی باز برگشته بود و حتی از اون نامرد بچه دار شده بود به امید اصلاح اون فرد.
تو اون فیلم هم شخصیت ملیحه، یک زن جوانی ست که علی رغم اینکه همسرش دست بزن داره و همیشه آزارش میده باز ازش بچه دار میشه به امید اینکه همسرش آدم بشه. من یک مرد هستم. ولی واقعا برام سواله خانم ها چطوری می تونن امید داشته باشند به اصلاح مردی که به کتک زدن همسرش عادت کرده؟ به نظر من حتی بین همسران هم علی رغم همه نزدیکی شون، یه حرمت هایی هست که یکی ش همین کتک زدنه. وقتی قبح کتک زدن بریزه، برای اون مرد خیلی راحت میشه که هر برخورد دیگه ای با همسرش داشته باشه.
می دونم طلاق در ایران خیلی سخته برای خانم ها اما به نظرم اولین کتک باید آخرین کتک باشه و طلاق باید راه حل نهایی باشه. خانم ها باید حرمت خودشون رو حفظ کنند. استقلال اقتصادی خانم ها به نظرم شاه کلید استقلال زن در حوزه های دیگه ست. زن نباید از لحاظ مالی خودش رو نیازمند مرد ببینه. حتی اگر رابطه شون خیلی هم خوب باشه».
این متن را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما درباره سخن او چه فکر می کنید؟
- در سمت راست عکس، تصویر مریم، زن تبریزی که به صورتش اسید پاشیده شده است و در سمت چپ عکس، تصویر شخصیت «ملیحه» در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» را می بینید.
دوره ها و وبینارهای توانا در زمینه حقوق زنان را فراموش نکنید!
دوره حمایتگری از دختران آسیپ پذیر
http://bit.ly/2k5FvoT
دوره حمایت از حقوق زنان در ایران
http://bit.ly/1iolbS5
وبینار ممنوعیت خروج زنان متاهل به خارج از کشور
http://bit.ly/2uKkNfS
وبینار سلامت روح و روان در زمینه خشونت خانگی
http://bit.ly/2hbi4bk
وبینار درباره خودسوزی زنان
http://bit.ly/1twFlzS
وبینار موانع حقوقی مشارکت فعال زنان در بازار کار ایران
http://bit.ly/1svWzih
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - اولین کتک باید آخرین کتک باشد! . «دیشب فیلم "ملی و راه های نرفتهاش" رو دیدم. امروز هم در صفحه شما این خبر رو خوندم که در تبریز یک نامرد به صورت همسرش اسید پاشیده و این در حالی بود که این همسر چندبار به قهر رفته بود خونه پدرش ولی باز برگشته بود و حتی…
- آیا میدانیم روزانه به طور متوسط پنج کارگر ساختمانی در ایران میمیرد؟!
bit.ly/2Fsvur9
میزان مرگ و میر کارگران در ایران شوکهکننده است. به گفته «احمد شوکت»، رئیس کانون کارگران ساختمانی، «ایران با ۱۵هزار حادثهدیده کارگری در دنیا رکورددار است».
در این میان، سهم کارگران ساختمانی از حوادث کارگری بیش از ۵۰ درصد است. در سال ۱۳۹۴، ۲هزار کارگر بر اثر حوادث کاری در ایران جان باختند که ۱۲۰۰ تن از آنان، کارگران ساختمانی بودند. ابعاد فاجعه روشنتر خواهد شد اگر بدانیم در کشورهای پیشرفته فقط حدود ۱۷ درصد از حوادث ناشی از کار، مربوط به بخش ساختمان است.
این در حالی ست که به گفته «محمد صفوی» - کارشناس حوادث کار - «۸۰ درصد از نیروی کار خارج از قانون کار هستند و بخش زيادى از حوادث كارگرى در جايى ثبت نمىشود».
هر روز ۵ کارگر ساختمانی در ایران میمیرند. این را «هادی ساداتی»، نایبرئیس کانون سراسری انجمنهای کارگران ساختمانی کشور، در شهریور ۱۳۹۶ اعلام کرد. یعنی به طور میانگین روزانه پنج خانواده داغدار از دست دادن عزیزشان میشوند. عزیزی که نانآور خانه بوده است.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2HAiXrV
منابع مرتبط
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
goo.gl/MMnNMY
دموکراسی،نارضایتی و کارگر
«جوئل فریدمن»
goo.gl/dcepyJ
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2Fsvur9
میزان مرگ و میر کارگران در ایران شوکهکننده است. به گفته «احمد شوکت»، رئیس کانون کارگران ساختمانی، «ایران با ۱۵هزار حادثهدیده کارگری در دنیا رکورددار است».
در این میان، سهم کارگران ساختمانی از حوادث کارگری بیش از ۵۰ درصد است. در سال ۱۳۹۴، ۲هزار کارگر بر اثر حوادث کاری در ایران جان باختند که ۱۲۰۰ تن از آنان، کارگران ساختمانی بودند. ابعاد فاجعه روشنتر خواهد شد اگر بدانیم در کشورهای پیشرفته فقط حدود ۱۷ درصد از حوادث ناشی از کار، مربوط به بخش ساختمان است.
این در حالی ست که به گفته «محمد صفوی» - کارشناس حوادث کار - «۸۰ درصد از نیروی کار خارج از قانون کار هستند و بخش زيادى از حوادث كارگرى در جايى ثبت نمىشود».
هر روز ۵ کارگر ساختمانی در ایران میمیرند. این را «هادی ساداتی»، نایبرئیس کانون سراسری انجمنهای کارگران ساختمانی کشور، در شهریور ۱۳۹۶ اعلام کرد. یعنی به طور میانگین روزانه پنج خانواده داغدار از دست دادن عزیزشان میشوند. عزیزی که نانآور خانه بوده است.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2HAiXrV
منابع مرتبط
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
goo.gl/MMnNMY
دموکراسی،نارضایتی و کارگر
«جوئل فریدمن»
goo.gl/dcepyJ
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - آیا می دانیم روزانه به طور متوسط پنج کارگر ساختمانی در ایران میمیرد؟! . میزان مرگ و میر کارگران در ایران شوکهکننده است. به گفته «احمد شوکت»، رئیس کانون کارگران ساختمانی، «ایران با ۱۵هزار حادثهدیده کارگری در دنیا رکورددار است». در این میان، سهم کارگران…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادی زنان و مردان هوادار نساجی در قائمشهر جذاب و تماشايی است، تیمشان امروز به لیگ برتر صعود کرد.
امید که دلخوشیهای مردم بیشتر شود.
دختران هم به ورزشگاه راه یابند.
@Tavaana_TavaanaTech
امید که دلخوشیهای مردم بیشتر شود.
دختران هم به ورزشگاه راه یابند.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مأمور نیروی انتظامی میخواهد مانع رقص و شادی مردم شود
اما شهروندان تبریزی مأمور پلیس را از جمع بیرون میکنند و به شادی خود ادامه میدهند.
کنشهای کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech
اما شهروندان تبریزی مأمور پلیس را از جمع بیرون میکنند و به شادی خود ادامه میدهند.
کنشهای کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech