آموزشکده توانا
51K subscribers
39.4K photos
41.2K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"توانا جان؛ با این دو تا ویدیوی آخری که از رفتار معلم‌ها در ایران گذاشتین دلم نیومد این پیج رو براتون نفرستم دختر من تا سال گذشته از مدرسه بیزار بود اما امسال هر روزش رو با عشق به مدرسه میره، با اینکه این معلم رو بیمه نکردن با وجود سابقه بالایی که داره، و دستمزد پایینی می‌گیره، اما همچنان با عشق هروز به بچه‌ها درس جدیدی میده. بسیار کمند این چنین انسان‌هایی که عشق به کار رو سرلوحه خودشون قرار میدن"

https://bit.ly/2GXS7tG

چقدر خوب که چنین معلم‌هایی هستند که با وجود تمام مشکلات در نظام آموزشی ایران، خلاقانه راهی پیدا می‌کنند تا کودکان به درس علاقه‌مند شوند.

آموزشکده‌ی توانا کتاب‌های خوبی در مورد شیوه‌های آموزش و تدریس ویژه‌ی والدین و آموزگاران منتشر نموده است. به معلمان گرامی پیشنهاد می‌شود که این منابع را مطالعه کنند:

آموزش مردم‌سالاری، راهنمایی برای آموزگاران
https://bit.ly/2cmBqDL
دموکراسی و تربیت: دستنامه راهنما برای پیوند دموکراسی و کودکی
https://bit.ly/2AjSxY9
دستنامه شیوه‌های تدریس در آموزش شهروندی
http://bit.ly/2bKLPJG

@Tavaana_TavaanaTech
"این عکس رو امروز گرفتم حرم امام رضا دکه نان رضوی و زنی در جستجوی نان در سطل زباله"

ارسالی همراهان توانا

آستان قدس رضوی با آن‌همه سرمایه و نهادهای مالی زیرمجموعه، ضمن بهره‌مندی از بودجه‌، در سال فقط ۱۰۰ هزار تومان مالیات می‌دهد.

در ایران، نهادهای زیادی متولی کمک به نیازمندان هستند، اما هر روز تصاویر زیادی در فضای مجازی از زباله‌گردی زنان و مردان و کودکان ایران‌زمین منتشر می‌شود.
حکومتی که مدعی بود "شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم"....

مرتبط:
آرام‌گاهی با ثروت افسانه‌ای
https://bit.ly/2BB5n1g

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشگر افغانستانی داشت بازی ایران را گزارش می‌کرد وقتی تصویر تماشاچی‌های ایرانی و به خصوص زنان پخش شد، به سانسور در صداوسیمای ایران و عدم پخش شدن تصاویر زنان اشاره کرد.

در افغانستان زنان اجازه‌ی حضور در ورزشگاه و تماشای مسابقات مردان را دارند.

#زنان_ورزشگاه
#سانسور_زنان

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷، جمعی از مشتریان سایپا در اعتراض به گرانی قیمت‌های اعلام شده و عدم تحویل خودرو، اقدام به برگزاری تجمع کردند.

آن‌چه در تجمعات اعتراضی از این قبیل مشترک است، رواج عهد شکنی و سوءاستفاده از "اعتماد" مردم است.
چه در تجمع مالباختگان موسسات اعتباری، چه سرمایه‌گذاران مجتمع آبی پارس، مشتریان سایپا و .... مشاهده می‌شود که عنصر اعتماد در جامعه‌ی ایران تضعیف شده است.

به نظر شما کاهش اعتماد در جامعه چه تاثیراتی دارد؟

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفدهم دی ماه ۹۷ هفتمین سالگرد درگذشت شلر فرهادی بود

دختری که در پی امضای نامه‌ای انتقادی به آیت‌الله خامنه‌ای بازداشت شد....

ادامه‌ی روایت را از زبان محمد نوری‌زاد بشنوید و ببینید.

@Tavaana_TavaanaTech
در دادگاهِ تجدیدِ نظر که در مورخِ دوشنبه ۱۰/۱۰/۱۳۹۷ به اتهاماتی واهی برای محمد مهدوی‌فَر تخریبچی و غوّاصِ جنگِ ایران و عراق برگزار گردید، حکم ۳ سال حبس و ۲سال تبعید قطعی شد.
محلِ تبعیدِ ایشان شهرستانِ سرباز در سیستان و بلوچستان تعیین شد.

@Tavaana_TavaanaTech
"محمد حسین‌زاده" فعال مدنی در خیابانِ انقلابِ تهران، بازداشت شد

آقای "محمد حسین‌زاده" سی ساله و ساکن شهر کرج و دانش‌آموخته‌ی مهندسی برق از دانشگاه صنعتی امیر کبیر است.

او در زمینه حقوق کودکان و مخصوصا کودکان کار فعالیت می‌کرد.
به گفته دوستانش اخیرا به کودکان کار درس می‌داد.

آقای "حسین‌زاده" شب گذشته در تاریخ ۱۷ دی ماه ۱۳۹۷ ساعت حدود ۷ شب در خیابانِ انقلابِ تهران، بازداشت شد.

ایشان را پس از بازداشت برای تفتیش منزل، به کرج منتقل کردند.

مامورین امنیتی پس از ساعت‌ها تفتیش منزل "محمد حسین زاده" در ساعات پایانی شب، در مقابل چشمان مضطرب پدر و مادر، ایشان را با خود بردند و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.

متاسفانه تا این لحظه از علت و نهاد بازداشت کننده اطلاعی در دست نیست.

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع سپرده‌گذاران بانک آینده و جو شدید امنیتی مقابل شعب بانک آینده

خبری در فضای مجازی منتشر شده است مبنی بر این‌که علی انصاری مالک و سرمایه‌گذار بانک آینده و مجموعه‌ی ایران‌مال و ... با ۱۴۰ هزار میلیارد تومان اختلاس، متواری شده است!

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گروه تور کتاب کودک برای کودکان استان سیستان و بلوچستان کارگاه نقاشی برگزار کرد و از بچه‌ها خواست آروزهایشان را نقاشی کنند. بسیاری از پسران آرزو دارند در آینده قاچاقچی_سوخت شوند! / ایرنا

چترباز کیست؟ «یا مرگ یا نان»
https://goo.gl/h1J3c1
حقوق کودک و نوجوان؛ از تولد تا هجده سالگی
http://bit.ly/1fGyUup
عدالت برای کودک و نوجوان
http://goo.gl/MbSQUp

@Tavaana_TavaanaTech
عکس روز؛
تصوير ناب؛

تصویری از ديدار تيم‌هاى فوتبال زنان ملوان بندرانزلی و راهياب ملل مريوان که با چهار گل به سود ملوان به پايان رسيد.

مادرى كه در سكوهاى ورزشگاه پير انزلى، در حال شير دادن به كودك خود است و همزمان در حال تماشای مسابقه فوتبال

#زنان_ورزشگاه

@Tavaana_TavaanaTech
مصباح یزدی: «آیا شهید دادیم که رفاه ما بیشتر شود؟»
.
آیت‌الله مصباح یزدی از اینکه «رفاه» تبدیل به خواست اصلی جامعه شده است، انتقاد کرد و گفت: «چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!»
.
او که در جمع برخی از پاسداران صحبت می‌کرد، از اینکه مردم بیش از همه چیز از گرانی و تورم شکایت دارند، انتقاد کرد و گفت: « آیا فقط دغدغه ما این بود که به جای شاه، دیگری حکومت کند یا این انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی – در کنار حل مشکلات معیشتی – تحقق یافت؟ امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را به مردم گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما نهایت خطری که ما احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!»
.
او که استاد اخلاق حوزه علمیه قم است، در این‌باره افزود: «آیا تقدیم این همه شهید برای همین مسئله بود که مقداری رفاه بیشتر شده و تورم کمتر شود؟ هر چند وظیفه حکومت، قطعا رسیدگی به وضع معیشتی مردم هست، اما سخن در این است که هدف اصلی هم همان بود؟»
.
این سخنان در حالی بیان می شود کشور در مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پا می‌زند و به گفته خود مسئولین میلیون‌ها ایرانی در زیر خط فقر و بلکه گرسنگی بسر می‌برند.
.
تصاویر زنان و مردانی که در سطل آشغال‌ها می‌گردند دیگر کم کم تبدیل به تصاویری عادی شده است.
.
سهیلا جلودارزاده - نماینده مجلس شورای اسلامی - از دانش آموزانی گفته بود که به دلیل اینکه صبحانه برای خوردن ندارند در کلاس درس از گرسنگی بیهوش می‌شوند.

با این وجود پیدا نیست چرا آیت الله مصباح یزدی از انتقاد از مشکلات اقتصادی ناراحت می‌شود!
.
#مصباح_یزدی #فقر_مردم

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجلس حامی شکنجه‌گران

استناد نماینده مجلس به فیلمی و اقاریری که با شکنجه اخذ شده

یک منبع نزدیک به اسماعیل بخشی:
وقتی اسماعیل در نامه‌اش نوشت در اثر شکنجه جسمی و روانی دیگر خودم نبودم، این احتمال را می‌داد که به آن فیلم که تحت شکنجه گرفته شده استناد کنند.
الان هم روزی ده بار به اسماعیل زنگ می‌زنند و تهدیدش می‌کنند تا بیاد نوشته‌اش رو تکذیب کنه...

#اسماعیل_بخشی

طبق قوانین خود جمهوری اسلامی، اقرار و اعتراف در اثر شکنجه فاقد اعتبار و ارزش است.

@Tavaana_TavaanaTech
شاعر «گل سنگم» درگذشت
.
« بیژن سمندر » ترانه سرا، شاعر و نویسنده نامدار ایرانی ( متولد ۱۳۱۶ شیراز ) بعد از سالها بیماری در آمریکا در گذشت.
علاوه بر داشتن دکتری ادبیات و دکتری معماری، کار نامه هنری شادروان «بیژن سمندر» نیز بسیار غنی و پر بار است و کمتر خواننده ای داریم که در بین آثارش، ترانه ای از بیژن سمندر نداشته باشد.
.
از هایده، مهستی، حمیرا، شجریان و ایرج تاشهرام شب پره، شماعی‌زاده، ویگن و شهره و و ..
.
از ترانه های معروف استاد بیژن سمندر میتوان ازگل سنگ ( هایده، ستار و امل ساین ) ، مدادرنگی ( ابی )، ارباب وفا ( معین )، بی‌وفا ( ویگن ) ، دو دلبر ( مارتیک )، از ماست که برماست ( قمیشی ) ، من و تو ( شجریان ) ، گلاله ( حبیب )، گل گشت ( ستار )، بهانه ( لیلا فروهر ) و بسیاری دیگه ...
.
علاوه بر ترانه های بسیار زیبا برای اسطوره های آواز کشورمان، سمندر به زبان شیرین شیرازی نیز شعر می سرود و کمتر شیرازی هست که با اشعار او دلش به پرواز درنیامده باشد.
.
شیرازو میگن نازه واسی اَفتو جنگش ...
.
او بنیان‌گذار سرودن شعر به گویش شیرازی بود و از کتاب‌هایش با گویش شیرازی می‌توان از مجموعه شعر و تفسیر با عنوان‌های '' به یاد شیراز '' و '' شعر شیراز '' و '' شیراز از گل بهترو '' و همچنین کتابهای '' ترانک '' و '' سمندر '' نام برد.
.
امیدوارم مجموعه شهرداری شیراز برای پاسداشت چنین شاعر گرانبهایی قدمی بردارد، هر چند که اکنون دیر است ... دیر است برای بزرگی که در غربت از بین ما رفت اما در وطن، دلها را به هم نزدیک کرد.
.
روحش شاد و یادش - با شنیدن و خواندن ترانه هایش - همیشه مانا و با ماست.
.
آفتاب عشق سمندر تا قیومت جِنگه جِنگه ...
.
#سمندر #بیژن_سمندر #هومن #شیراز #شیرازی
.
این متن و ویدئو برگرفته از صفحه جناب «هومن خلعتبری» -ست.

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گل سنگم

ترانه‌سرا: زنده‌یاد بیژن سمندر
آهنگ‌ساز: انوشیروان نورانی

خواننده: زنده‌یاد هایده

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مداد رنگی

ترانه‌سرا: زنده‌یاد بیژن سمندر
آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم: ناصر چشم‌آذر
خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریز

ترانه‌سرا: زنده‌یاد بیژن سمندر
آهنگساز: فرید زولاند

خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)

@Tavaana_TavaanaTech
تازه از توانا؛

در کوچه من، ستاره‌ای
اثر آنا بلاندیانا
.
حکومت نیکلای چائوشسکو­­ در رومانی از سرکوب‌گرترین نظام‌های کمونیستی بود که با هر گونه انتقادی به شدت برخورد می‌کرد. در دوران او، فقر شدید مردم را از پای در آورده بود و سیاست‌های اقتصادی توأم با ناکارآمدی دولت، اوضاع را وخیم‌تر کرده بود؛ شرایطی که گویا سرنوشت محتوم تمام نظام‌های کمونیستی در اروپا بود.
.
در همین دوران آنا بلاندیانا، از برجسته‌ترین شعرای رومانی، مجموعه شعر «وقایع کوچه من» را برای کودکان منتشر کرد. یکی از اشعار این کتاب «در کوچه من، ستاره‌ای»‌ بود که خشم چائوشسکو را برانگیخت. استنباط او این بود که این شعر درباره خودش سروده شده است. البته شاید هم درست درک کرده بود؛ در چنین حکومت‌هایی هنرمندان به‌ناچار انتقادهای خود را غیرمستقیم و با زبان استعاره بیان می‌کنند.
.
هرچه بود پس از آن چاپ آثار بلاندیانا در روزنامه‌ها و نشریات رومانی ممنوع شد اما این ممنوعیت جلوی انتشار کتاب‌های او را در آلمان شرقی، شوروی، ایتالیا و انگلستان نگرفت. بلاندیانا در نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهور اظهار بی‌گناهی کرد؛ با این همه انتشار اکثر آثار او تا وقوع انقلاب، در پایان سال ۱۹۸۹، ممنوع بود.
.
لینک دانلود نسخه پی‌دی‌اف:
https://bit.ly/2GZjvHP

#توانا #کتاب_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت ۱۲ فعال مدنی و زیست محیطی در کردستان
.
در چند روز گذشته ۱۲ تن از فعالان مدنی و محیط زیستی در کردستان در مدت کمتر از یک هفته بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.
.
به گفته «احسن حسن پور» - وکیل دادگستری - در زمان بازداشت این افراد مورد ضرب و شتم و بی احترامی شدید قرار گرفته‌اند، و حتی در گونی انداخته شدند.
.
دلیل بازداشت این افراد نیز نامه اداره اطلاعات به دادستان سنندج است که در آن قید شده بود که این افراد در پوشش فعالیت محیط زیستی علیه امنیت ملی اقدام نموده اند و دادستان نیز بر همین اساس اعلام جرم کرده است.
.
اما معاون استاندار آنها را «اعضای گروهک‌های معاند نظام در پوشش تشکل‌های زیست محیطی» خواند و دلیل بازداشت را احتمال اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ذکر کرده است.
.
تحلیل‌گرانی نیز هستند که واقعا اظهار بی اطلاعی می‌کنند از اینکه چرا حکومت در دو سال اخیر این همه روی این دسته از فعالان زوم کرده است.
.
در تابستان گذشته نیز چهار فعال محیط زیست در مریوان به طور مشکوکی در جریان تلاش برای اطفا حریق در جنگل های مریوان کشته شدند.
.
این افراد اکنون در زندان اداره اطلاعات بسر می‌برند و ممنوع الملاقات هستند و از اعلام وکالت وکیل نیز جلوگیری شده است.
.
بازداشت این افراد در حالی روی می‌ دهد که هشت فعال محیط زیست از بهمن سال قبل در زندان هستند و دستگاه قضایی آنها را به «جاسوسی» و «افساد فی‌الارض» متهم کرده است. کاووس سیدامامی نیز از همان افراد بازداشتی بود که به طرز مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد و حکومت مدعی شد او خودکشی کرده است!
.
این بازداشت شدگان از شهرهای سنندج، کامیاران و بانه هستند؛
۱: آمانج قوربانی
۲: بختیار کمانگر
۳: مهدی کانی سوری
۴: برزان بابکری
۵: زانیار زمیران
۶: فرهاد محمدی
۷: فاضل قیطاسی
۸: رضا اسدی
۹: هادی کمانگر
۱۰: رشید منتظری
۱۱: عیسی فیضی
۱۲: حسین کمانگر
.
به امید رهایی آنان!

@Tavaana_TavaanaTech
- سهم اقدس خانم و پسرش از دوران سازندگى!
.
یک روایت واقعی از دهه ۶۰ در شهر نقده، آذربایجان غربی. این متن نوشته «قهرمان قنبری» ست که خود اهل نقده است. تصویر تزیینی ست و اسامی تغییر یافته‌اند.
.
«زندگى على آيينه تمام نماى تلاش انسان براى جدال بر زنده ماندن بود. پدرى مريض و از كار افتاده كه كنج خانه اى نمور و تاريك عاجزانه نظاره‌گر گرسنگى و فقر عزيزانش بود و مادرش أقدس خانم كه در خانه ديگران كار يا كلفتى مى‌كرد و غذاى از خود بهتران را مى‌پخت، خانه شان را تميز مى‌كرد با آسمى كه داشت سر تنور نانشان را مى‌پخت تا شكم چند بچه قد و نيم قدش را سير كند. .
چهره اقدس خانم نشان از غمى عميق داشت، چشمان زيبايش هميشه رو به سوى مكانى مجهول بود.هيچ وقت نديدم چشم در چشم كسى نگاه كند و يا حتى به زمين چشم بدوزد با كمر خميده اش هميشه رو به آسمان نگاه مى‌كرد. بعضى وقتها سرفه هاى وحشتناكش را در سينه اش حبس مى كرد تا مشترى ها چِندش شان نيايد و كارش را از دست ندهد، هر چه باشد زنى كه مدام سرفه بكند گزينه خوبى براى آشپزى و كلفتى از ما بهتران نيست.
.
على پسر بزرگ بود و بنوعى نور اميدش بود، پسرى مرتب و در عين حال تيزهوش و خجالتى. اقدس خانم با لباس‌هايى كه از خانه‌هايى كه در آن كار مى‌كرد به سر و وضع على مى‌رسيد و با تمام قوا على را تشويق مى‌كرد كه درس بخواند بلكه از اين فلاكت و بدبختى رهايى يافته و براى خود آدمى بشود. اما على مي‌خواست كار بكند تا ديگر احتياجى به زحمت مادرش در خانه ديگران نباشد. در شهرى كوچك وقتى مادرت براى تكه نانى در خانه ديگران كار مى‌كند مانند يك جذامى هستى، همه بنوعى تحقيرت مى‌كنند: حتى گاهى سكوت و نگاه ساده نوعى حس تحقير را به قربانى القا مى‌كند.
.
اما اقدس خانم خودش را به هر درى مى‌زد تا فكر ترك تحصيل را از سر على دور كند، هميشه مى‌خنديد و هيچ وقت از سختى كار شكايت نمى‌كرد تا نشان بدهد چقدر از كارش راضى است. در حول و حوش سال شصت و شش بود كه در نهايت على از رشته رياضى از دانشگاه قبول شد روزى كه على از دانشگاه قبول شد از دور برق شادى را از چشمان اقدس خانم مي‌شد ديد، طرز صحبت كردنش، طرز راه رفتنش و همه‌چيز نشان از يك تغيير بزرگ داشت. بقول خودش على در نهايت مي‌توانست مثل آدم‌ها زندگى كند و براى خودش آدمى بشود.
.
اما در دانشگاه از ثبت نام على سرباز زده بودند و گفته بودند در گزينش نهايى صلاحيت على را بخاطر معتقد نبودن به شرع اسلام و ولايت فقيه احراز نكرده‌اند و چند نفر از اهالى محل گفته‌اند كه على موى صورتش را مى‌تراشد و كمونيست است....
اقدس خانم كه ديوانه شده بود مى‌گفت اين يك الف بچه است كمونيست مى‌داند چيست، اصلاً يك كيلو خيار بدهيد دست اين بچه اگر توانست آنها را درست و حسابى پوست بكند آنوقت هر كارى صلاح دانستيد بكنيد. اما خوب قانون را نمى شود عوض كرد و اصولاً كسى گوشش به اين حرفها بدهكار نبود، اهالى محل و شهر طومار امضا كردند كه ما شهادت مى‌دهيم على كمونيست نيست و بچه نماز‌خوان و سر به زيرى است و چندتن از كسانى كه اقدس خانم هم خانه‌شان كار كرده بود اينور و آنور رفتند و در نهايت از ترم دوم على در دانشگاه ثبت نام كرد و مشغول تحصيل علم شد. اين چهار سال با سختى و مشقاتش تمام شد، على در طول تابستان كارگرى مى‌کرد و اقدس خانم هم كه هميشه مشغول كار در خانه مردم بود و اميدوار بود كه بچه هاى ديگرش را هم به دانشگاه بفرستد تا بلكه آنها هم مثل على آدم بشوند.جنگ چند سالى بود تمام شده بود و كشور به نيروى كار ماهر احتياج داشت و على هم پشت سر هم روزنامه مى‌خريد و در آزمون استخدامى شركت مى‌كرد تا بلكه در جايى استخدام شده و بكارى مشغول شود. تا مراحل آخر مى رفت و يكدفعه در مرحله گزينش رد مى‌شد! يكى از دستمال كش‌ها زاغ سياهش را می‌زند و وقتى مامور پرس و جوى گزينش به كوچه مى‌آمد مى‌گفت: على صورتش را با تيغ مى‌زند، يقه پيراهنش را تا آخر نمى‌بندد و آن را روى شلوارش نمى‌اندازد، زياد مسجد نمى‌آيد و وقتى مى‌آيد معلوم است كه زوركى بخاطر ترس از گزينش مى‌آيد به احتمال زياد كمونيست است.چند سالى بدين منوال گذشت نه در على ديگر توانى براى جستجوى كار دولتى و استخدام ماند و نه بخاطر اينكه اصولاً سيل فارغ‌التحصيلان دانشگاه آنقدر زياد شدند كه ديگر معلوم بود نوبت على به سر آمده بود و او بايد خود فكرى به حال روز خودش مى‌كرد و او براى گذران زندگى در بهار و تابستان‌ها در ساختمان و زمين‌هاى كشاورزى كارگرى مى‌کند و در پاييز و زمستان درشكه‌اش را هل مى‌دهد و روى آن ميوه و حلوا مى‌فروشد. سهم على هم از دولت سازندگى اين بود! سرنوشت على‌ها قتل اميد در قعر قلبها توسط سردارسازندگى بود. آنها فقط زندگى و آينده على را نابود نكردند، اشتباه نكنيد آنها اميد را در دل تك تك انسان‌ها نابودكردند آنها حتى به اميد جوانه بسته در عمق دل مادرى زحمتكش و درد كشيده هم رحم نكردند.
@Tavaana_TavaaaTech