آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.3K photos
40.7K videos
2.56K files
21.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب چهارشنبه‌سوری شاد و خوبی برای هم‌وطنان آرزومندیم.

ویدئو از اینستاگرام نغمه مرادآبادی

مطلب مرتبط:
چهارشنبه‌سوری از دیروز تا امروز!
https://tavaana.org/en/node/13326

@Tavaana_TavaanaTech
شاهین صادق زاده میلانی، فعال حقوق بشر و از بهاییان ایران، زیر توییتی از مصطفی تاجزاده، این کامنت را قرار داده است. او در کامنت خود به وفاداری تاجزاده و دیگر «اصلاح طلبان» ایرانی به آیت الله خمینی و بی‌اعتنایی آنان به حقوق بهاییان اشاره کرده است.
.
لازم به ذکر است دکتر «کامبیز صادق زاده» - پدر شاهین صادق زاده - که عضو تشکیلات محفل روحانی بهاییان بود در مرداد ۱۳۵۹ به هراه دیگر اعضای این محفل ربوده شد و تا به امروز هیچ خبری از آنان در دست نیست.
.
شاهین صادق زاده که اکنون در مرکز اسناد حقوق بشر فعالیت می کند درباره ربوده شدن پدرش می‌گوید: «زمان این اتفاق من هنوز به دنیا نیامده بودم و مادرم مرا باردار بودند. تصور کنید که پدر من صبح با برادر بزرگترم پینگ‌پنگ بازی می‌کنند و مثل یک روز عادی از منزل خارج می‌شوند و دیگر هیچ وقت مراجعت نمی‌کنند. به همین سادگی! فرض ما این است که این افراد به طور مخفیانه اعدام شده‌اند.
.
این پیگیری‌ها تا نزدیک به یک سال ادامه داشت. اما زمانی قضیه برای ما تقریبا تمام شد که اعضای محفل دوم دستگیر و همگی تیرباران شدند و حکومت هم در ابتدا سعی در مخفی کردن این اعدام‌ها داشت ولی یکی از افراد داخل حکومت خبر اعدام این افراد را منتشر کرد. هر چند حکومت در ابتدا این خبر راتکذیب کرد اما در نهایت در پی واکنش خبرگزاری‌ها و سازمان‌های بین‌المللی ناچار به پذیرش مسئولیت این اعدام‌ها شد. وقتی سرنوشت محفل دوم معلوم شد جامعه بهایی متوجه شد که محفل اول هم دچار سرنوشتی مشابه شده است».

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فستیوال موسیقی کوچه، رقص دختران و پلمپ دو کافه در بوشهر

در چهارمین شب برگزاری فستیوال موسیقی «کوچه» (۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷)، کافه «لنج» و کافه «ناجی»، دو مکان از ۵ محل برگزاری این فستیوال موسیقی توسط نیروهای امنیتی و انتظامی پلمب شدند.

برگزار کنندگان فستیوال «کوچه» هدف از برگزاری این رویداد هنری را معرفی آواها و ملودی‌ها بومی و محلی و زنده نگاه داشتن موسیقی نواحی عنوان کرده بودند.

این فستیوال از ۲۰ تا ۲۶ اسفند برگزار می‌شد.

این ویدئو رقص در یکی از کافه‌های تعطیل شده را نشان می‌دهد.
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بسیاری از هنرها از جمله رقص ممنوع اعلام شدند و به پشتوانه تصویب قوانین اسلامی از فعالیت در این رشته های هنری جلوگیری به عمل آمد. در آن دوران بسیاری از اماکن هنری بسته شدند.

واقعا چه ایرادی دارد که جوانان سرخوش و شاد باشند و برقصند؟

#زندگی_میخواهیم #رقص

بخوانید:
جرمی به نام رقص
http://goo.gl/qGwi3w
شادی ما و شادی آنها
https://goo.gl/RHP8bz

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران، بلوار اندرزگو، ٢٨ اسفند ۱۳۹۷

شادی حق مردم است.
می‌توان با شادی و رقص، حاکمان سرکوب‌گر را عقب نشاند.

مطالب مرتبط:
درس‌های مقاومت مدنی از الف تا ی (قسمت اول)
https://goo.gl/ureTFT
درس‌های مقاومت مدنی از الف تا ی (قسمت دوم)
https://goo.gl/VTQ2Dc
درس‌های مقاومت مدنی از الف تا ی (قسمت سوم)
https://goo.gl/PFVNDm

@Tavaana_TavaanaTech
لغت‌نامه کدخدا، ۱۸: بازجو و حفاظت محیط زیست و سوتی

بازجو چیست؟ بازجو کسی است که چیزهایی را که در پرونده یا ذهن خودش درست کرده، در زندگی و ذهن متهم می‌جوید. نوعی بیمار جنسی که زندگی خصوصی خود و خواهر و مادر و دختر متهم را جستجو می‌کند تا دلیل مخالفت متهم با حکومت را بفهمد. نوعی متجاوز به عنف که به جای مجازات‌شدن، مجازات می‌کند. آن‌که لنگه کفش دارد و از طریق کوبیدن آن به سر متهم سعی می‌کند حقیقت را توی سر او فرو کند. عامل سرایت مننژیت در کهریزک. نوعی رمان‌نویس که شخصیت اول رمانی که در ذهنش نوشته را به زور مجبور می‌کند داستان را پیش ببرد. کسی که می‌داند شما باید در گذشته چکار می‌کردید. مسئول حفظ رژیم از طریق لاغرکردن زندانیان سیاسی. کسی که ناموس مردم را ناموس خودش می‌داند و ناموس خودش را هم ناموس خودش می‌داند و هیچ کدام از این دو حالت برایش مهم نیست. زننده. عامل اصابت متهم به دیوار. یک بازجو را چطور بازجویی می‌کنند؟ «مثل سعید امامی». زن یک بازجو را چطور بازجویی می‌کنند: مثل زن سعید امامی. چه زمانی بازجو حقیقت را در مورد خودش می‌فهمد؟ زمانی که دارد کار واجبی را انجام می‌دهد. چرا نباید بازجو بشویم؟ چون نمی‌خواهیم بمیریم و دوست نداریم همکار سابق‌مان به زنمان بگوید فاحشه کثافت! حافظ چرا گفته «بازجوید روزگار وصل خویش»؟ حافظ چنین حرفی نگفته. این حرف را مولانا زده بدین معنی که: «برای رسیدن و وصل خویش به مقامات مهم بازجویی می‌کند.» و بازجویی در موضوع محیط زیست از موضوعات مهم است و اخیرا هشت نفر از حافظان محیط زیست احتمالا به اعدام محکوم قرار است بشوند. پس لازم است بدانی سازمان حفاظت محیط زیست کلا یعنی چی

سازمان حفاظت محیط زیست یعنی چی؟ سازمان حفاظت محیط زیست سازمانی است که کارش تبدیل محیط زیست به توالت عمومی است. این سازمان کوشش می‌کند که با خشک‌کردن دریاها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها دسترسی مردمی که دوست دارند هر جا دلشان می‌خواهد پی‌پی کنند را راحت و فراهم کند. این سازمان توسط تعدادی جاسوس که خبرهای دریاچه‌ها، کویرها، جنگل‌ها، شیرها، عقاب‌ها و تمساح‌ها و سوسمارها را به جاسوسان دشمن می‌دهند، مراکز مهم استراتژیکی را بررسی کرده و اطلاعات کافی راجع به یوزپلنگ، سوسک، عقرب معمولی، تپه، کوه، ابر، دریاچه، رودخانه را به استکبار جهانی می‌دهد. دادستان تهران گفته است هفت تن از فعالان محیط زیست جاسوس هستند. توضیح: کلا فعالان محیط زیست هشت نفر هستند، آقا لطفا چرند نگو. و حالا که به این‌جا رسیدیم باید بدانی چرند چیست و فرق آن با سوتی چیست؟

سوتی چیست؟ سوتی یک شیوه بیان و گویش است که در آن مسئول مملکت می‌خواهد حرف بزند، می‌گوزد. به خاطر همین برخی نام رادیو جمهوری اسلامی را «گوز ممتد» و استعمال آن را بدون بوگیر سخت و شاید غیرممکن دانسته‌اند. سوتی گاهی اوقات ساختارشکن ولی بدون تصمیم‌گیری قبلی است، مانند «رهبر جانگوز» که بدون فکرکردن اتفاق افتاده، و گاهی اوقات مدل خیابانی است، یعنی در اثر نبوغ بیش از حد زرتی ارسال می‌شود. در این‌جا شخص سوتی‌دهنده یا «مسوت» سال‌ها نبوغ به خرج داده و می‌گوید: «ابر به پایین نگاه می‌کند و می‌بارد.» لابد کویر هم از پایین به بالا نگاه می‌کند و می‌گوید: «برای چی این‌جا می‌باری برو بیست کیلومتر به سمت داشت.» در این نوع سوتی انواع خلاقیت ادبی وجود دارد و حیوانات و درخت‌ها و گیاهان و کوه و ابر حرف می‌زنند. این نوع ادبیات دو گونه است؛ در نوع اول مثلا می‌گوید: «موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت / هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم.» به این نوع ادبیات شعر و به آن یکی ادبیاتِ ابر به پایین نگاه می‌کند، ادبیات چیز شعر می‌گویند. چیز موضوعی مهم است که در سرنوشت بشر نقش زیادی دارد و حتی ممکن است موجب براندازی کل نظام شود، بنابراین باید بدانی براندازی چیست و فرقش با وراندازی چیست؟
 
کدخدای علی‌آباد سفلی

#طنز #لغتنامه_کدخدا
https://goo.gl/S54gkt

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوروز تو راهه از مجموعهٔ «رنگین‌کمون» ثمین و اولین باغچه‌بان

۲۹ اسفند سالگرد درگذشت ثمین باغچه‌بان، آهنگساز، شاعر، مترجم و نویسنده ایرانی است، یادش گرامی

برای آشنایی بیش‌تر با اِولین باغچه‌بان مطلب زیر سودمند است:
https://goo.gl/1JMw1v

@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد درگذشت ثمین باغچه‌بان

ثمین باغچه‌بان، آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی در سال ۱۳۰۴ در تبریز به دنیا آمد. او کودکی خود را در شیراز گذراند و در ۷ سالگی با خانواده‌اش به تهران رفت و تحصیلاتش را در آنجا گذراند. ثمین باغچه‌بان علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و عدم استطاعت مالی خانواده، و از آن‌جا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد؛ ولی ویلون مادرش هم به علت تعمیر نامناسب صدای مناسبی نداشته و مورد قبول هنرستان موسیقی نبود. از آنجا که می‌توانست ساز ابوا را از هنرستان قرض بگیرد، این ساز را در نهایت برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت. طی این طرح، ۱۲۰ دانشجو در گروه‌های ۲۰ نفری به ترکیه اعزام می‌شدند. او در گروه آخر اعزام شد.

او در آنکارا با اِولین باغچه‌بان که خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد. وی پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، به اتفاق همسر به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس می‌داد و اِولین آواز و پیانو.

ثمین باغچه‌بان و خانواده‌اش چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برای همیشه به ترکیه مهاجرت کردند. او در ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ در استانبول درگذشت و در گورستان ایرانیان این شهر به خاک سپرده شد.

ثمین فرزند جبار باغچه‌بان (جبار عسکرزاده) بود و کتابی دربارهٔ پدرش در ایران منتشر کرده‌است که «چهره‌هایی از پدرم» نام دارد.

یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچه‌بان، «سوییت سمفونیک بومی‌وار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ خورشیدی به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا درآمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.

از دیگر آثار معروف باغچه‌بان، آلبوم «رنگین کمون»، برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچه‌بان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری (سوپرانو) و اِولین باغچه‌بان (متسوسوپرانو) هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچه بان، به کوشش پسرش، کاوه، با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.

باغچه‌بان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کرده‌است.

برای آشنایی بیش‌تر با اِولین باغچه‌بان مطلب زیر سودمند است:
https://goo.gl/1JMw1v

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه مدیر شبکه سه به آزادی و فضای مجازی

علی فروغی،مدیرشبکه۳(خرداد۹۳):
" توی #گوگل میزنید عکس برج میلاد ۱۰تاچیز مسئله‌دار میاد.چرا؟چون سرچش منوال تنظیم میشه

خواهر چادری‌ام بارها گفت چرااینها اینجوری توخیابون میگردن؟

شما می دانید ما گروه های سازماندهی شده برای القا مد و لباس را دستگیر کردیم؟

من معتقدم چیز فاسد را باید حذف کرد، مردم هم نمی خواند چیز فاسد در دستشان باشد.

امام دانشگاهها را بست برای حذف فاسدها "

البته نگفتند که از نگاه ایشان آزادی و حق انتخاب امری فاسد محسوب می شود. در دنیای امروز با فیلترکردن و بستن فضای مجازی نمی توان مردم را سرکوب کرد. همان طور که پروژه پیام رسان های داخلی به گفته مسئولان با شکست خورده است.

.............
آنها از چه چیز فضای مجازی می ترسند؟
https://bit.ly/2EdTMsQ
ما ربات نیستیم، ما کابوس شما هستیم
https://bit.ly/2Cf60kS

@tavaanatech
ده‌سال پیش در ٢٨ اسفند، امیدرضا میرصیافی، فعال فرهنگی و وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی به طرزمشکوکی جان باخت.

مرگ ميرصيافى در اخبار و رسانه ها كمتر نقل شده است.
زنده ياد ستار بهشتى دومين وبلاگ نويسى است كه در بازداشت جان خود را از دست داد...

پ.ن:
جدول پیوست لیست برخی جان باختگان در زندان‌های جمهوری اسلامی از دهه هفتاد است.

از صفحه‌ی فیسبوک جواد متولی، روزنامه‌نگار

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
ده‌سال پیش در ٢٨ اسفند، امیدرضا میرصیافی، فعال فرهنگی و وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی به طرزمشکوکی جان باخت. مرگ ميرصيافى در اخبار و رسانه ها كمتر نقل شده است. زنده ياد ستار بهشتى دومين وبلاگ نويسى است كه در بازداشت جان خود را از دست…
سوم اردیبهشت ماه ۱۳۸۷، #امیدرضا_میرصیافی، وبلاگ‌نویس که وبلاگ «روزنگار» را با محتوایی بیشتر فرهنگی و گاه سیاسی می‌نوشت، دستگیر شد. میرصیافی ۴۱ روز بعد از بازداشت، با وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. آبان ماه همان سال از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۶ ماه زندان، و به اتهام توهین به آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله خمینی به دوسال حبس محکوم شد و برای اجرای حکم راهی زندان اوین شد.
چهارماه بعد، در ۲۸ اسفندماه ۱۳۸۷، امیدرضا میرصیافی در زندان اوین درگذشت و نام او در جهان به عنوان اولین وبلاگ‌نویسی که در زندان‌های نظام‌های سرکوب‌گر جان خود را از دست داد، به ثبت رسید. امیدرضا میرصیافی هنگام مرگ، ۲۸ ساله بود و «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» در گزارشی که از مرگ وی منتشر کرد، علت مرگ را «عدم دریافت کمک‌های پزشکی لازم و فشارهای روانی زندان» اعلام کرد.
سازمان «گزارشگران بدون مرز» در بیانیه‌ای که به دلیل مرگ میرصیافی منتشر کرد، نوشت:« با توجه به اطلاعاتی که ما در تحقیقات و گفت‌وگوهای خود با خانواده امید‌رضا میرصیافی به دست‌ آورده‌ایم، تناقضات و نشانه‌های اهمال‌کاری جدی میان اسناد رسمی بازداشت‌گاه اوین، بیمارستان لقمان حکیم و پزشکی قانونی درباره ساعت انتقال به بیمارستان و ساعت فوت امیدرضا میرصیافی وجود دارد.»
این سازمان مدافع حقوق روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران در سراسر جهان، خواهان آن شده بود که گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل به ایران اعزام شود و درباره‌ی پرونده‌ی مرگ مشکوک میرصیافی تحقیق کند. خواسته‌ای که مثل بسیاری دیگر از درخواست‌های مشابه سازمان‌های حقوق بشری از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، نادیده گرفته شد.

اگر امیدرضا میرصیافی که بنا به گفته‌ی خانواده‌اش سابقه‌ی هیچ‌گونه بیماری یا اعتیادی نداشت و بر روی جسدش کبودی‌های متعدد و شکستگی جمجمه مشاهده می‌شد زنده بود، روز ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ باید بعد از گذراندن دوران حبس از زندان آزاد می‌شد، ولی بیست و هشتم اسفند امسال هفتمین سال فقدان اوست.
درباره او بخوانید:
https://goo.gl/PDsTN9
برخی اظهارات خانواده:
http://goo.gl/hJfmNM
متن بالا از گزارش زیر خلاصه شده:
http://goo.gl/gcVOO4

امیدرضا همچنین سابقه همکاری با: «روزنامه جوان» (٢٠٠۵ تا ٢٠٠۶)، «روزنامه آینده نو» (٢٠٠٧)، «رادیو ھمصدا در سوئد» (٢٠٠۴ تا ٢٠٠۶) ،«رادیو زمانه» (٢٠٠٧) ،« سایت ھنر و موسیقی» (٢٠٠۴ تا ٢٠٠٧) را در کارنامه کاری خود دارد.
از فیسبوک سیدجواد متولی (روزنامه نگار)

@Tavaana_TavaanaTech
مسئله پوشش و گردشگران خارجی در ایران همیشه محل بحث بوده است؛ چنانکه کار به استفتا از مراجع تقلید هم کشیده است. به عنوان مثال آیت‌الله صافی گلپایگانی، مرجع تقلید ساکن قم، که از مراجع بسیار پرنفوذ هم هست، از جمله مخالفان لغو الزام حجاب برای گردشگران خارجی‌ست.

او به استفتای "آیا لازم است حجاب را برای توریست‌ها الزامی کنیم؟" چنین پاسخ داده است: «افراد توريست، از جهت حكم فقهی حجاب، تابع دين خود هستند؛ لكن همان‌گونه كه ملزم به رعايت ديگر قوانين كشور هستند نبايد اجازه داده شود برخلاف ارزشهای دینی و فرهنگی كشور اقدام كنند، و موجب اشاعه فساد و ابتذال اخلاقی شوند».

با چنین طرز فکری که بر ایران حکومت نیز می‌کند، پرسش منطقی باید این باشد که چرا یک گردشگر آلمانی باید کشوری مثل ترکیه یا مراکش را وا نهد و به ایران سفر کند؟! .
وقتی بسیاری از گردشگران ایرانی، تمایل دارند نوروز را در کشورهای دیگر و بدون محدودیت‌های اجتماعی بگذرانند، چرا باید انتظار داشت که در نوروز، شاهد سیل گردشگران خارجی به ایران باشیم؟ آن هم در شرایطی که ایران چنان در مسئله زیرساخت‌های گردشگری لنگ می‌زند که حتی فعالان گردشگری، تمایلی ندارند ایران در نوروز میزبان گردشگران خارجی باشد.

بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/6gtPFk

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهدی مهدوی‌فر اهل کاشان و جانباز جنگ است. او در جنگ تخریب‌چی بود. در سال‌های اخیر ابتدا به خاطر سرودن یک شعر انتقادی با انواع آزارها مواجه شد، بعد بازداشت شد. چند نامه سرگشاده خطاب به رهبر حکومت جمهوری اسلامی نوشت. مدتی بازداشت شد و حالا تبعید شده به شهرستان سرباز در بلوچستان.

اما ببینید، او را چگونه به تبعید فرستادند!!
او چند روزی از تبعید به مرخصی آمده، و تعریف می‌کند که با چه وضعیتی او را به شهرستان سرباز تبعید کردند!

این است عدالت در حکومت جمهوری اسلامی ایران!

ویدئو از کانال دکتر مهدی خزعلی

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران دیگر باغ ندارد!

اسفندماه ۹۷: شورای شهر تهران مجوز ساخت‌و‌ساز در ۶۲ باغ را صادر کرد. معاون نظارت شورای شهر تهران گفت که برای حفظ باغ‌ها مجبور شدیم مجوز صادر کنیم. ظرف ده سال گذشته ۱۲۱ هکتار از باغ‌های شهر تهران نابود شده‌اند.

https://goo.gl/hkwpBX
لینک یوتیوب:
https://goo.gl/kgq3sY

#اسلایدشو

@Tavaana_TavaanaTech
منوچهر نیستانی، شاعری که به بهار نرسید
به بهانه‌ی ۲۹ اسفندماه سالگرد درگذشت شاعر

گفتند: زندگی
بار دگر به روی تو لبخند می‌زند
وی شاعر رميده‌دل، افسون نوبهار
بار دگر به پای دلت بند می‌زند
اين هم بهار، خنده‌ی شيرين روزگار
پس کو قراربخش دل بی‌قرار من؟
پا می‌نهم به راه، به اميد مهر يار
"ای وای بر من و دل اميدوار من"
سالی دگر گذشت و دريغا که من ز عمر
جز خاطرات تلخ، بری برنداشتم
در دل نشاندم اخگر عشقش به اشتياق
بيچاره من، که چاره‌ای ديگر نداشتم
لبخنده‌ی بهار نخنداندم، چو من
لبخنده‌های دلکش او را نديده‌ام
بيزارم از نسيم نوازشگر بهار
چون تا کنون نوازش او را نديده‌ام
سال گذشته گرچه به غم سوختم، ولی
ديگر در آرزوی نگاهی نسوختم
بی‌اختيار دل به خيالی نباختم
هر دم در اين خيال، به راهی نسوختم
امسال، چشم من
دنبال چشم غم‌زده‌ی غم‌زدای اوست
ور با همه رميده‌دلی زنده مانده‌ام
تنها برای "او"ست
(بهار من، منوچهر نیستانی)

این بهاریه‌ی عاشقانه‌، شعری است از «منوچهر نیستانی» شاعر کرمانی.منوچهر نیستانی در چهارم مردادماه سال ۱۳۱۵ در کرمان به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد و دوره‌ی دبیرستان را در «دارالفنون تهران» سپری کرد. آن‌طور که گفته‌اند نیستانی از کودکی روحیه‌ای انزواطلبانه داشته است و بیش‌تر وقتش را در صندوق‌خانه‌ی قدیمی خانه و میان کتاب‌های قدیمی پدر و پدربزرگ سپری می‌کرده است و آشنایی‌اش با ادبیات و شعر نیز در همین دوران انزوا روی داده است. نیستانی در سال ۱۳۳۴ به دانش‌سرای عالی تهران رفت و در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت.

نیستانی پس از پایان تحصیلات و ازدواج، تهران را به قصد شاه رود ترک می‌کند و از ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در دبیرستان‌های شاه‌رود به تدریس ادبیات فارسی می‌پردازد. اشعار ابتدایی نیستانی در روزنامه‌ها و نشریات کرمان به چاپ رسید. اولین دفتر شعر نیستانی با نام «جوانه» در سال ۱۳۳۳ در کرمان منتشر شد. مجموعه شعر بعدی نیستانی که در سال ۱۳۳۷ در تهارن منتشر شد «خراب» نام داشت. در دوره‌ی کوتاهی نیز نیستانی به درخواست م.آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» مشغول به کار شد که در این دوره اشعار و ترانه‌هایی نیز برای کودکان سرود.

شعر بلندی به نام «گل اومد،بهار اومد» محصول این دوره است که با اقبال عمومی بسیاری روبه‌روشد. سومین دفتر نیستانی با نام «دیروز، خط فاصله» در سال ۱۳۵۰ انتشار یافت.

برگزیده‌ای از اشعار منوچهر نیستانی با عنوان «دو با مانع» نیز در سال ۱۳۶۹ انتشار یافتد که بهاریه‌ی که در ابتدای نوشته آمد از این مجموعه بود. بسیاری از منتقدان شعر نیستانی را شعری اندوه‌گین دانسته‌اند. علاوه بر اندوه، سیاسی و اجتماعی‌بودن و همین‌طور مضمون‌های عاشقانه را نیز از ویژگی‌های شعر نیستانی برشمرده‌اند. نیستانی شعرهای سیاسی و تند را با نام‌های مستعاری هم‌چون «چلنگر»، «توفیق»، «رزم» و «مردم» منتشر می‌کرده است. در اشعار نیستانی دغدغه‌های انسانی نسبت به رنج‌کشیدگان و فرودستان جامعه بسیار می‌توان یافت. شعر «کارخانه» یکی از این اشعار است.


بیش‌تر بخوانید:
http://bit.ly/1H7N6qJ

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقر؛ از نگاه فرمانده سپاه تا واقعیت

محمدعلی جعفری: نیمی از مردم قبل از انقلاب زیر خط فقر بودند. فرمانده سپاه می‌گوید که امروز فقط ۱۰درصد ایرانیان زیر خط فقر هستند.
سال ۵۷: حقوق ۱۷۰۰ تومان، قیمت گوشت ۲۳ تومان. سال ۹۷: حداقل حقوق ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت گوشت: ۱۰۰ هزار تومان.

https://goo.gl/SBQBaP
لینک یوتیوب:
https://goo.gl/xmu8jG

#اسلایدشو

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"‏سیل گنبد یک فاجعه بزرگ بود
بسیاری از مردم شهر رو ترک کردن
اما در همین سیل زیباییهایی هم میشه دید
دو توله سگ در مراتع به زیر آب رفته،گرفتار شدن و یک مرد برای نجات دو توله سگ از سیل اقدام می‌کند."

ویدئو و متن از توئیت کاربری با شناسه "حشاشین"

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا، نوروز را به همه شما ایرانیان شادباش می‌گوید. نوروز یکی از پایه‌های بسیار مهم هویت ایرانی است. هویتی کثرت‌گرا و مداراجو که آیین‌ها و تبارهای بسیاری را به نام «ایران» در خود جای داده است.

در این سال جدید آرزو می‌کنیم جامعه مدنی ایران از زیر بار فشارهای خردکننده سر بلند کند و نهادهای مدنی هرچه بیشتر تقویت شوند. آنچه می‌تواند جامعه را در برابر زورگویی‌های حکومتی قدرتمند کند، قدرت نهادهای مدنی‌ست. بیراه نیست که جمهوری اسلامی نهادهای مدنی را یا نابود می‌‌خواهد یا مطیع!

در سال پیش رو، امیدواریم روزهای خوب‌ ملت ایران از اوقات بد آن‌ها سبقت بگیرد. آزادی و عدالت هرچه بیشتر به بار بنشینند و ملت ایران آن «روز خوب»ی را تجربه کند که مدت‌هاست در پی آن، هزینه می‌دهد.

نوروز مبارک! دل‌‌هاتان شاد و خانه‌‌هاتان آباد!

@Tavaana_TavaanaTech
ساعتی پیش مراسم استقبال از نوروز با وجود مخالفت شهرداری پیرانشهر، با حضور گسترده مردم در تپه‌ی نوروز برگزار شد.

موانعی که نهادهای امنیتی به کمک شهرداری ایجاد کردند که مراسم برگزارنشود:
۱ جو شدید امنیتی و حضور لباس شخصی‌ها
۲ . گلمالی کردن محوطه میدان نوروز
۳ بردن همه‌ی هیزم‌ها با خودروی شهرداری

اما مردم دوباره هیزم جمع کردند و آنش برافروختند و با رقص و شادی به استقبال بهار رفتند.

۲۹ اسفندماه ۱۳۹۷

به راستی، چرا عوامل حکومت با جشن و شادی و برگزاری آئین باستانی نوروز مخالف هستند؟

@Tavaana_TavaanaTech