«نیزهای مجوزدار بر پاکی دیگر
✍️رضا احمدی روانپزشک
فردی حدس زده فردی دیگر در حال اهانت به پرچمهای بیست و دو بهمن است، غیرتش بالا آمد، با آن دیگری که پاکبانی بوده در حال انجام وظایفش یعنی زدودن شهر از تبلیغات قبلی برای آماده کردن شهر برای تبلیغات انتخاباتی، درگیر شد و گویا توضیحات #پاکبان قانع کننده نبوده و تصمیم گرفت او را مجازات کرده و به پایین پل نیایش تهران پرت کند.
این سناریوی تلخ و غیرقابل باور در فیلم اتفاق نیفتاد، بلکه واقعی است و هر بار در لباس و تشریفاتی بازتکرار میشود، و اینبار جان عزیز پاکبانی قربانی زبانه کشیدن آتش باور تجویز شدهای شد که گویا میدانست، مجوز مالکیت بر جان و اموال مردمان و امنیت پس از آن به او بخشیده شده، و بدین سان بدون درنگ، تفکر و محاسبهای، اجازه و جسارت اقدام براساس میلش را مجاز شمرد. از همان دست باور و مجوزی که در موضوع حجاب و برخورد با مردم داده شده و باعث رخداد زنجیرهای از فجایع گردیده، که احتمالا معلول باوریست مبتنی بر اینکه، نه تنها هدف، وسیله را توجیه میکند، حتی ممکن است پاداشی نیز در پی داشته باشد.
مدتی از قربانیشدن این پاکبان میگذرد، اما جزئیات آن هنوز رسانه ای نشده و شاید باید منتظر سناریوهایی از جنس توجیه، تغییر، تحریف و قلب واقعیت، تغییر تمرکز موضوع و به موازات آن گذر زمان برای اینکه رخداد بعدی، فاجعه قبلی را در اذهان بشوید، باشیم. شاید به این گمان که، مرتکبان بعدی در این سلسله رخدادهای قابل انتظار، نگران عواقب ناخوشایند نشوند.
می توان لیست بلند بالایی از این تاکتیک تکراری در بی سرانجام کردن فاجعه را برشمرد؛ از بی سرانجامی پرونده اسیدپاشی های زنجیره ای تا پرونده های عوارض مقابله با #حجاب_اختیاری و کشته شدن معترضین و در این مسیر قابل تکرار و پیش بینی، هربار صدای پای فروپاشی و خردشدن اخلاق و قانون بلند و بلندتر گوش را میآزارد.»
طرح از محمد یاوری
متن از کانال تلگرام دکتر رضا احمدی
#پاکبان_پل_نیایش #آتش_به_اختبار #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️رضا احمدی روانپزشک
فردی حدس زده فردی دیگر در حال اهانت به پرچمهای بیست و دو بهمن است، غیرتش بالا آمد، با آن دیگری که پاکبانی بوده در حال انجام وظایفش یعنی زدودن شهر از تبلیغات قبلی برای آماده کردن شهر برای تبلیغات انتخاباتی، درگیر شد و گویا توضیحات #پاکبان قانع کننده نبوده و تصمیم گرفت او را مجازات کرده و به پایین پل نیایش تهران پرت کند.
این سناریوی تلخ و غیرقابل باور در فیلم اتفاق نیفتاد، بلکه واقعی است و هر بار در لباس و تشریفاتی بازتکرار میشود، و اینبار جان عزیز پاکبانی قربانی زبانه کشیدن آتش باور تجویز شدهای شد که گویا میدانست، مجوز مالکیت بر جان و اموال مردمان و امنیت پس از آن به او بخشیده شده، و بدین سان بدون درنگ، تفکر و محاسبهای، اجازه و جسارت اقدام براساس میلش را مجاز شمرد. از همان دست باور و مجوزی که در موضوع حجاب و برخورد با مردم داده شده و باعث رخداد زنجیرهای از فجایع گردیده، که احتمالا معلول باوریست مبتنی بر اینکه، نه تنها هدف، وسیله را توجیه میکند، حتی ممکن است پاداشی نیز در پی داشته باشد.
مدتی از قربانیشدن این پاکبان میگذرد، اما جزئیات آن هنوز رسانه ای نشده و شاید باید منتظر سناریوهایی از جنس توجیه، تغییر، تحریف و قلب واقعیت، تغییر تمرکز موضوع و به موازات آن گذر زمان برای اینکه رخداد بعدی، فاجعه قبلی را در اذهان بشوید، باشیم. شاید به این گمان که، مرتکبان بعدی در این سلسله رخدادهای قابل انتظار، نگران عواقب ناخوشایند نشوند.
می توان لیست بلند بالایی از این تاکتیک تکراری در بی سرانجام کردن فاجعه را برشمرد؛ از بی سرانجامی پرونده اسیدپاشی های زنجیره ای تا پرونده های عوارض مقابله با #حجاب_اختیاری و کشته شدن معترضین و در این مسیر قابل تکرار و پیش بینی، هربار صدای پای فروپاشی و خردشدن اخلاق و قانون بلند و بلندتر گوش را میآزارد.»
طرح از محمد یاوری
متن از کانال تلگرام دکتر رضا احمدی
#پاکبان_پل_نیایش #آتش_به_اختبار #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«هیچکس نام این پاکبان را نمیداند. چرا؟
اگر نامش را بدانیم، امکان از یاد بردنش کمتر میشود.
او کیست؟ در توییتر او را پاکبان پل نیایش میخوانند.
قاتل او را از بالای پل نیایش به پایین پرتاب کرده.
قاتل به خبرگزاری میزان گفته است: پاکبان را پرتاب کردم چون خیال کردم دارد به پرچمهای ۲۲ بهمن اهانت میکند!!!
قاتل که از اعترافش مشخص است فردی متعصب است اکنون در امنیت کامل به سر میبرد. نشان به آن نشان که نامی از او نیست.
قتلهای کرمان در سال ۱۳۸۱ را به خاطر بیاورید.
چند آتشبه تنبان به اسفناکترین شکل ممکن، چندین پسر و دختر کرمانی را کشتند، چون خیال کرده بودند، این دختران و پسران با گپزدن، مرتکب خلاف شرع شدند. جرمشان اثبات شد ولی همه آزاد شدند، از دم…
اسیدپاشیهای دختران اصفهان را که یادتان ….
آه که اینجا حراجِ انسان است. مغول چنین چوب حراج به جان ایرانی نزد که این خداباوران به نام خدا.
امیدوارم دستکم خدا تا دیر نشده بتواند خودش را از دست اینها نجات دهد.
هر کسی هرطور میتواند، نام این پاکبان را پیدا کند. این کمترین وظیفهی ماست.
امروز نجات حافظه، بزرگترین نبرد ماست.»
از صفحه زهرا عبدی
#پاکبان_پل_نیایش #آتش_به_اختبار #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اگر نامش را بدانیم، امکان از یاد بردنش کمتر میشود.
او کیست؟ در توییتر او را پاکبان پل نیایش میخوانند.
قاتل او را از بالای پل نیایش به پایین پرتاب کرده.
قاتل به خبرگزاری میزان گفته است: پاکبان را پرتاب کردم چون خیال کردم دارد به پرچمهای ۲۲ بهمن اهانت میکند!!!
قاتل که از اعترافش مشخص است فردی متعصب است اکنون در امنیت کامل به سر میبرد. نشان به آن نشان که نامی از او نیست.
قتلهای کرمان در سال ۱۳۸۱ را به خاطر بیاورید.
چند آتشبه تنبان به اسفناکترین شکل ممکن، چندین پسر و دختر کرمانی را کشتند، چون خیال کرده بودند، این دختران و پسران با گپزدن، مرتکب خلاف شرع شدند. جرمشان اثبات شد ولی همه آزاد شدند، از دم…
اسیدپاشیهای دختران اصفهان را که یادتان ….
آه که اینجا حراجِ انسان است. مغول چنین چوب حراج به جان ایرانی نزد که این خداباوران به نام خدا.
امیدوارم دستکم خدا تا دیر نشده بتواند خودش را از دست اینها نجات دهد.
هر کسی هرطور میتواند، نام این پاکبان را پیدا کند. این کمترین وظیفهی ماست.
امروز نجات حافظه، بزرگترین نبرد ماست.»
از صفحه زهرا عبدی
#پاکبان_پل_نیایش #آتش_به_اختبار #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech