آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده «افشین حسین‌پناهی» و مراجعه به نهادهای امنیتی، تاکنون از سرنوشت این فعال مدنی هیچ‌گونه خبری در دست نیست.

این فعال مدنی روز ۱۹ دی ۱۴۰۳، با هجوم نیروهای اطلاعاتی به محل کارش و بدون ارائه حکم قضایی بازداشت شده است. همچنین مأموران پس از بازداشت او، به منزل افشین هجوم برده و منزل او را تفتیش کرده‌اند.

افشین حسین‌پناهی، فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط‌زیستی را در کارنامه خود دارد، آبان‌ماه ۱۳۹۶ در شعبه یکم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سعیدی، به اتهام برگزاری مراسم نوروز و همکاری با یکی از احزاب کردی، به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.

افشین حسین‌پناهی پیش‌تر هم در تاریخ ۵ تیرماه ۱۳۹۶، سه روز پس از بازداشت رامین حسین‌پناهی، در منزل شخصی خود از سوی مأموران امنیتی بازداشت شده بود.

این فعال مدنی در سال ۱۳۹۰ هم طی پیگیری پرونده مرگ مشکوک برادرش «اشرف حسین‌پناهی»، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال زندان محکوم و با پایان یافتن دوران محکومیتش از زندان آزاد شده بود.

افشین حسین‌پناهی طی ۱۵ سال اخیر ده‌ها بار بازداشت و در بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته است.

#افشین_حسین_پناهی #رامین_حسین_پناهی #دایه_شریفه #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔248👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زخم های کهنه پانزده ساله : قتلگاهی به نام کهریزک!

ساعت سه صبح است. تارهای اسارت تنیده‌اند. دستان گناه‌آلود بر ما سایه افکنده‌اند. بوی دود گازوئیل و صدای شکنجه انسان‌های بی‌گناه به گوشمان می‌رسد و ما همگی در شوک و اضطرابیم. اینجا زمان ایستاده است؛ تنها گردونه‌ی بیداد است که می‌چرخد.

روزهای بلند اینجا کوتاه و کوتاه می‌شوند، در امتداد شکنجه‌ی تن‌هایمان. زیر آن آفتاب سوزان، پاهای برهنه بر سطح سیاه و داغ، چهار دست و پا سوار بر هم ، بر آسفالتی که گداخته است، می‌رویم... می‌رویم. در میان حصارهای بلند کهریزک، دیگر توانی نمانده است. صدای شکستن استخوان یارانمان به گوش می‌رسد. هوشی نمانده است در زیر تابشی که ما را بی‌تاب کرده است. انگار خورشید مرده است! روزها به سختی تمام شب میشود.

اینجا صحراست و همگی تنها توهم نوشیدن آب را داریم؛ توهمی که گلوی خشکیده‌مان را سیراب می‌کند. اینجا بیابانی است که نیش‌های تیز، زهر سیاه را در رگ‌های سرخ ما می‌ریزند. هنوز صدای ناله‌های امیر جوادی فر در گوشم می‌پیچد که از مادرش چشمان زیبایش را می‌خواهد. تصویر لب‌های خشک و تشنه‌اش، لحظه‌ای که ناباورانه با ما وداع کرد هنوز در یادم هست.

دوباره تنم از تب آن کابوس تیره می‌سوزد ، محسن عزیزم؛ هنوز تنم می‌سوزد، هنوز! زخم‌هایت بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد و تو استوارتر از همیشه می‌ایستادی. حیرانم از آن همه ایستادگی! چه سربلند زندگان را ترک گفتی! محسن، تو می‌توانستی بگویی فرزند چه کسی هستی و آزاد شوی، اما هرگز این را بر زبان نیاوردی. خواستی که بزرگی آدمی را نشان دهی، خواستی بگویی که اعتقاد داشتن به چیزی، حد و مرز نمی‌شناسد.

در تنگاتنگ بدن‌های کوفته و زخمی‌مان، رفیقی دارد جان می‌دهد. اینجا سکوتِ مرگ است، اینجا دیوارها خون می‌گیرند و از درون میله‌های قطور جهنم کهریزک، صدای شکستن استخوان یارانمان به گوش می‌رسد. گویا اینجا آخر دنیاست! جایی که خدا هم آنتن نمی‌دهد.

و در آخر، دست‌های بسته‌ی محمد کامرانی را به یاد می‌آورم. از همان‌جا که می‌آمدیم، در اوین از ما جدا شد. ما در اوین بودیم و او در بیمارستانی، با دست‌های زنجیرشده بر تخت. آنجا، در کهریزک، مدام نگران بود و بی‌قرار، انگار چند روزی بیشتر تا آزمون کنکورش نمانده بود.

از صفحه مسعود علیزاده

#بازداشتگاه_کهریزک
#امیر_جوادی_فر
#محمد_کامرانی
#محسن_روح_الامینی
#احمد_نجاتی_کارگر
#رامین_آقازاده_قهرمانی
#رامین_پوراندرجانی
#یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔42👍6🕊2