سیمکارت سفید یک خطر است؛ آدمِ سفید خطرِ اصلی!
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
👍19🕊5💯5❤2