«بعد از تو نه سفرهای پهن شد، نه لبخندی بر لب آمد»
روایت همسر جاویدنام صالحه اکبری از سوگ بیپایان
یکی از مخاطبان توانا، صفحه همسر جاویدنام صالحیه اکبری از جانباختگان دی ماه خونین در اردبیل را به ما معرفی کرد. او مطالبی سوزناک نوشته است که یکی از مطالب او را عینا میآوریم:
احمد خدایی همسر جاویدنام صالحیه اکبری، از جانباختگان دی ماه خونین در اردبیل:
«بعد از تو، نه بر سر سفرهای نشستم برای غذا خوردن، نه لبخندی زدم. نه تلویزیون خانهمان روشن شد، نه حتی اجاق گازمان. دیگر صدایی جز گریه و زجه من در این ویرانسرا به پا نخواست و نه مهمانی آمد و نه مجلسی برپا شد.
جایی تو را به خاک سپردند که از آن تلخیها و شقاوتها دور شده بودی؛ اما عمر شادی و لبان خندانت بسیار کوتاه بود. تقدیر اگر تو را چنین برد، من هرگز رفیق نیمهراهت نخواهم شد. اگر تا امروز صبر کردهام، تنها برای نام نیکت بوده است و برای آنکه به هر آنچه باعث آزار و تلخکامیهایت در گذشته شد بگویم: هاشا به غیرتتان.
اکنون چشمان زیبایت زیر خاک است و من، به امید دیدار دوبارهات در جهانی دیگر، به روز موعود و ساعتی که جان خواهم داد میاندیشم. من زنده نیستم؛ تنها کالبدی هستم که برای گریستن جابهجا میشود.
مونس و همدمانم نخواهند گذاشت کنار مزار تو دفن شوم؛ اما وصیت کردهام خاکت و نشانههایت را با من به خاک بسپارند… به همین زودی.»
ـ حجم غمی که به خانوادههای جانباختگان تحمیل شده، بیپایان و عظیم است.
لطفا هوای بازماندگان را داشته باشید!
#صالحه_اکبری #احمد_خدایی #اردبیل #سوگ
@Tavaana_TavaanaTech
روایت همسر جاویدنام صالحه اکبری از سوگ بیپایان
یکی از مخاطبان توانا، صفحه همسر جاویدنام صالحیه اکبری از جانباختگان دی ماه خونین در اردبیل را به ما معرفی کرد. او مطالبی سوزناک نوشته است که یکی از مطالب او را عینا میآوریم:
احمد خدایی همسر جاویدنام صالحیه اکبری، از جانباختگان دی ماه خونین در اردبیل:
«بعد از تو، نه بر سر سفرهای نشستم برای غذا خوردن، نه لبخندی زدم. نه تلویزیون خانهمان روشن شد، نه حتی اجاق گازمان. دیگر صدایی جز گریه و زجه من در این ویرانسرا به پا نخواست و نه مهمانی آمد و نه مجلسی برپا شد.
جایی تو را به خاک سپردند که از آن تلخیها و شقاوتها دور شده بودی؛ اما عمر شادی و لبان خندانت بسیار کوتاه بود. تقدیر اگر تو را چنین برد، من هرگز رفیق نیمهراهت نخواهم شد. اگر تا امروز صبر کردهام، تنها برای نام نیکت بوده است و برای آنکه به هر آنچه باعث آزار و تلخکامیهایت در گذشته شد بگویم: هاشا به غیرتتان.
اکنون چشمان زیبایت زیر خاک است و من، به امید دیدار دوبارهات در جهانی دیگر، به روز موعود و ساعتی که جان خواهم داد میاندیشم. من زنده نیستم؛ تنها کالبدی هستم که برای گریستن جابهجا میشود.
مونس و همدمانم نخواهند گذاشت کنار مزار تو دفن شوم؛ اما وصیت کردهام خاکت و نشانههایت را با من به خاک بسپارند… به همین زودی.»
ـ حجم غمی که به خانوادههای جانباختگان تحمیل شده، بیپایان و عظیم است.
لطفا هوای بازماندگان را داشته باشید!
#صالحه_اکبری #احمد_خدایی #اردبیل #سوگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔62🕊7❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته خبری تلخ به ما رسید. احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، به زندگی خود پایان داد
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زندهیاد احمد خدایی، از تعرض به پیکر بیجان همسرش صالحه اکبری توسط مأموران و شکنجه روانی و آزار احمد خدایی
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26
روز گذشته از منبعی معتمد به نقل از یک پزشک و دو پرستار در اردبیل خبر رسیده بود که اقدام آقای احمد خدایی برای پایان دادن به زندگیش منجر به فوت او شده است. دقایق پیش خبر رسید که خوشبختانه با اقدام به موقع نیروهای امدادی آقای احمد خدایی زنده ماند و البته دچار مشکل شدید کلیوی شده است.
آقای خدایی پیامکی برای مادرش فرستاده بود و با او خداحافظی کرده بود و همان پیام و اقدام به موقع مادرش باعث شد که نیروهای امدادی پیش از آنکه خیلی دیر بشود سر برسند و او را به بیمارستان و اورژانس منتقل کنند و اقدامات فوریت پزشکی به موقع انجام شود.
او بیش از پیش نیاز به حمایت و کمک هموطنان دارد. مهدی عاشق که غمی بزرگ در سینهاش جای گرفته است.
یک منبع نزدیک به آقای خدایی، اعلام کرده که او درخواست دارد که فایلهایی که از صدای او منتشر شده است، پاک شوند.
ما به احترام احمد خدایی آن فایلها را پاک کردهایم.
برای او آرزوی سلامتی داریم و امیدواریم در ادامه مسیر دادخواهی زنده بماند و آیندهای روشن برای او و فرزندش و همه مردم ایران در پیش باشد.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری
@Tavaana_TavaanaTech
آقای خدایی پیامکی برای مادرش فرستاده بود و با او خداحافظی کرده بود و همان پیام و اقدام به موقع مادرش باعث شد که نیروهای امدادی پیش از آنکه خیلی دیر بشود سر برسند و او را به بیمارستان و اورژانس منتقل کنند و اقدامات فوریت پزشکی به موقع انجام شود.
او بیش از پیش نیاز به حمایت و کمک هموطنان دارد. مهدی عاشق که غمی بزرگ در سینهاش جای گرفته است.
یک منبع نزدیک به آقای خدایی، اعلام کرده که او درخواست دارد که فایلهایی که از صدای او منتشر شده است، پاک شوند.
ما به احترام احمد خدایی آن فایلها را پاک کردهایم.
برای او آرزوی سلامتی داریم و امیدواریم در ادامه مسیر دادخواهی زنده بماند و آیندهای روشن برای او و فرزندش و همه مردم ایران در پیش باشد.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری
@Tavaana_TavaanaTech
❤21🕊1