رئیس قوهی قضائیه، آیت الله آملی لاریجانی میگوید که بهائیان را به خاطر باورهای مذهبی بازداشت نمیکنند و اساسا کسی به خاطر باورهای مذهبی و عقایدش در ایران بازداشت نمیشود. او سپس به فائزه هاشمی اعتراض میکند و او را تهدید به بازداشت میکند. باید از آقای لاریجانی پرسید که شما که میگوئید که به خاطر ابراز #عقیده و یا #اعتقاد به مذهبی خاص کسی را #بازداشت نمیکنید، #فائزه_هاشمی که در مرحلهی ابراز عقیده هم نیست و فقط به دیدار یک فرد بهایی که همبندیاش بوده رفته است پس چگونه او را تهدید به برخورد میکنید؟
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_TavaanaTech
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ولی من وجودش را دارم و تا ابدالدهر پای اعتقاداتم هستم!»
آیا یک انسان دانا اعتقاداتش را بازبینی و ارزیابی نمیکند؟
وحید شمسایی، مربی فوتسال، پس از مسابقاتی که با عنوان همبستگی میان فرقههای اسلامی برگزار شده بود، حرکتی انجام داده که دقیقا مصداق پاشیدن نمک بر زخم دیرینه و اصلی تفرقه در اسلام است؛ صحنهای که ادعای برتریجویانه شیعه بر سنی را بازنمایی میکند و بار دیگر نشان میدهد چگونه رفتارهای کوچک میتوانند شکافهای بزرگ را بازتولید کنند.
در پاسخ به نقد این رفتار، او سخنانی به زبان آورده که قابل تامل است: از عادل فردوسیپور خواسته «اگر مرد است» با او رودررو صحبت کند؛ و در ضمن افزوده که «من وجودش را دارم و تا ابدالدهر پای اعتقاداتم هستم».
اما پرسش اصلی همینجاست:
آیا یک انسان دانا، بلوغ و توان فکری خود را با تغییرناپذیری میسنجد؟ یا با تواناییِ به پرسشکشیدن باورهایش؟
جزماندیشی درست از همینجا آغاز میشود: از اعتقادی که از نقد میترسد و خود را «مقدس» و غیرقابل لمس جا میزند. تکبّر اعتقادی نیز زمانی شکل میگیرد که فرد از باورهایش نه بهعنوان چراغ فهم، بل بهعنوان ابزار تحقیر و خودبرتربینی استفاده میکند. کسی که تغییر را ضعف میپندارد، عملا اعتقاداتش را به دیواری بتنی تبدیل میکند؛ دیواری که پشت آن هیچ رشدی رخ نمیدهد.
در مقابل، انسان بالغ میداند که اعتقاد بخشی از هویت سیال و در حال تحول اوست. او بهجای اینکه به تعصبش افتخار کند، میپرسد: آیا میتوان فهم و تفسیر امروز را از تفسیر کودکی یا جوانی بهتر نکرد؟ آیا میتوان بدون حمله به دیگران، در باورهای خود بازاندیشی کرد؟
لجاجت بر عقائد «شهامت» نیست، بلکه نشان هراس فکری است: اینکه گفتوگو، نقد و تغییر نشانه ضعفاند. حال آنکه بلوغ فکری یعنی آمادگی برای سنجش دوباره باورها، نه پافشاری لجوجانه بر آنها.
#تفرقه #شیعه #سنی #اعتقاد #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«ولی من وجودش را دارم و تا ابدالدهر پای اعتقاداتم هستم!»
آیا یک انسان دانا اعتقاداتش را بازبینی و ارزیابی نمیکند؟
وحید شمسایی، مربی فوتسال، پس از مسابقاتی که با عنوان همبستگی میان فرقههای اسلامی برگزار شده بود، حرکتی انجام داده که دقیقا مصداق پاشیدن نمک بر زخم دیرینه و اصلی تفرقه در اسلام است؛ صحنهای که ادعای برتریجویانه شیعه بر سنی را بازنمایی میکند و بار دیگر نشان میدهد چگونه رفتارهای کوچک میتوانند شکافهای بزرگ را بازتولید کنند.
در پاسخ به نقد این رفتار، او سخنانی به زبان آورده که قابل تامل است: از عادل فردوسیپور خواسته «اگر مرد است» با او رودررو صحبت کند؛ و در ضمن افزوده که «من وجودش را دارم و تا ابدالدهر پای اعتقاداتم هستم».
اما پرسش اصلی همینجاست:
آیا یک انسان دانا، بلوغ و توان فکری خود را با تغییرناپذیری میسنجد؟ یا با تواناییِ به پرسشکشیدن باورهایش؟
جزماندیشی درست از همینجا آغاز میشود: از اعتقادی که از نقد میترسد و خود را «مقدس» و غیرقابل لمس جا میزند. تکبّر اعتقادی نیز زمانی شکل میگیرد که فرد از باورهایش نه بهعنوان چراغ فهم، بل بهعنوان ابزار تحقیر و خودبرتربینی استفاده میکند. کسی که تغییر را ضعف میپندارد، عملا اعتقاداتش را به دیواری بتنی تبدیل میکند؛ دیواری که پشت آن هیچ رشدی رخ نمیدهد.
در مقابل، انسان بالغ میداند که اعتقاد بخشی از هویت سیال و در حال تحول اوست. او بهجای اینکه به تعصبش افتخار کند، میپرسد: آیا میتوان فهم و تفسیر امروز را از تفسیر کودکی یا جوانی بهتر نکرد؟ آیا میتوان بدون حمله به دیگران، در باورهای خود بازاندیشی کرد؟
لجاجت بر عقائد «شهامت» نیست، بلکه نشان هراس فکری است: اینکه گفتوگو، نقد و تغییر نشانه ضعفاند. حال آنکه بلوغ فکری یعنی آمادگی برای سنجش دوباره باورها، نه پافشاری لجوجانه بر آنها.
#تفرقه #شیعه #سنی #اعتقاد #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔13💯8❤5😍1