This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خون من رنگینتر از بقیه نیست»؛ روایت جانباختن سجاد اصغری در اعتراضات دیماه
سجاد اصغری، جوان ۳۳ ساله ساکن فردیس کرج، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات با شلیک گلوله جان باخت. یکی از نزدیکان او میگوید سجاد پیش از رفتن به خیابان، در پاسخ به اصرار اطرافیان برای نرفتن گفته بود: «خون من رنگینتر از بقیه نیست؛ وقتی اعتراض داریم باید برویم.»
یکی از نزدیکان سجاد اصغری در روایت چگونگی جانباختن او میگوید که آن شب، در نزدیکی محل زندگیاش، شماری از معترضان در حال شعار دادن بودند. به گفته این فرد، سجاد با مشاهده نزدیکشدن نیروها، به معترضان هشدار داد که محل را ترک کنند و خود برای فراهمکردن فرصت فرار آنان در محل ماند.
این فرد میگوید پس از فرار دیگران، سجاد از پشت هدف قرار گرفت و ابتدا از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سپس گلوله دیگری به شقیقه او شلیک شد.
به گفته این منبع، سجاد پس از تیراندازی به یک مرکز درمانی منتقل شد. خانواده او ابتدا از سرنوشتش اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از تماس با تلفن همراه سجاد، یکی از کارکنان مرکز درمانی پاسخ داد و از خانواده خواست خود را به آنجا برسانند.
سجاد اصغری متولد سال ۱۳۷۱، دارای مدرک کارشناسی مدیریت بود و در زمینه راهاندازی کافه و رستوران فعالیت میکرد.
یکی از نزدیکان او میگوید سجاد تنها چند روز پیش از جانباختنش درباره دغدغهای که نسبت به زندگی و آینده داشت، گفته بود: «بزرگترین ترسم این است که بمیرم و اسمی از من در این دنیا نماند و کاری برای این دنیا نکرده باشم.»
پیکر سجاد اصغری در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شد. بنا بر روایت نزدیکانش، به دلیل اصابت گلوله اجازه دفن او در بهشت سکینه کرج داده نشد.
این منبع همچنین میگوید در مراسم خاکسپاری، شماری از افرادی که سجاد آن شب به آنان برای فرار هشدار داده بود، پس از دیدن اعلامیه و شناختن او، همراه خانوادههایشان در مراسم حاضر شدند. به گفته این منبع، خانوادههای آنان از خانواده سجاد تشکر کردند و گفتند اگر اقدام او برای هشدار دادن و فراهمکردن فرصت فرار نبود، ممکن بود فرزندانشان نیز آن شب جان خود را از دست بدهند.
#سجاد_اصغری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سجاد اصغری، جوان ۳۳ ساله ساکن فردیس کرج، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات با شلیک گلوله جان باخت. یکی از نزدیکان او میگوید سجاد پیش از رفتن به خیابان، در پاسخ به اصرار اطرافیان برای نرفتن گفته بود: «خون من رنگینتر از بقیه نیست؛ وقتی اعتراض داریم باید برویم.»
یکی از نزدیکان سجاد اصغری در روایت چگونگی جانباختن او میگوید که آن شب، در نزدیکی محل زندگیاش، شماری از معترضان در حال شعار دادن بودند. به گفته این فرد، سجاد با مشاهده نزدیکشدن نیروها، به معترضان هشدار داد که محل را ترک کنند و خود برای فراهمکردن فرصت فرار آنان در محل ماند.
این فرد میگوید پس از فرار دیگران، سجاد از پشت هدف قرار گرفت و ابتدا از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سپس گلوله دیگری به شقیقه او شلیک شد.
به گفته این منبع، سجاد پس از تیراندازی به یک مرکز درمانی منتقل شد. خانواده او ابتدا از سرنوشتش اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از تماس با تلفن همراه سجاد، یکی از کارکنان مرکز درمانی پاسخ داد و از خانواده خواست خود را به آنجا برسانند.
سجاد اصغری متولد سال ۱۳۷۱، دارای مدرک کارشناسی مدیریت بود و در زمینه راهاندازی کافه و رستوران فعالیت میکرد.
یکی از نزدیکان او میگوید سجاد تنها چند روز پیش از جانباختنش درباره دغدغهای که نسبت به زندگی و آینده داشت، گفته بود: «بزرگترین ترسم این است که بمیرم و اسمی از من در این دنیا نماند و کاری برای این دنیا نکرده باشم.»
پیکر سجاد اصغری در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شد. بنا بر روایت نزدیکانش، به دلیل اصابت گلوله اجازه دفن او در بهشت سکینه کرج داده نشد.
این منبع همچنین میگوید در مراسم خاکسپاری، شماری از افرادی که سجاد آن شب به آنان برای فرار هشدار داده بود، پس از دیدن اعلامیه و شناختن او، همراه خانوادههایشان در مراسم حاضر شدند. به گفته این منبع، خانوادههای آنان از خانواده سجاد تشکر کردند و گفتند اگر اقدام او برای هشدار دادن و فراهمکردن فرصت فرار نبود، ممکن بود فرزندانشان نیز آن شب جان خود را از دست بدهند.
#سجاد_اصغری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤2🕊2