Forwarded from گفتوشنود
مصادره قربانیان برای توجیه خشونت
از صانع ژاله تا امیرحسام خدایاریفرد
رفتار جمهوری اسلامی در مصادره کشتهشدگان اعتراضات، الگویی تکرارشونده برای مشروعیتبخشی به خشونت است. مقایسه دو پرونده صانع ژاله و امیرحسام خدایاریفرد این الگو را عریان میکند.
صانع ژاله، دانشجوی هنر، در اعتراضات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ کشته شد. حکومت بلافاصله او را «بسیجی» معرفی و بهعنوان «شهید» مصادره کرد؛ تلاشی آشکار برای تغییر جای قربانی و عامل خشونت.
خانوادهاش اما این روایت را رد کردند و گفتند صانع معترض و منتقد بوده است. با این حال، دستگاه تبلیغاتی حکومت کوشید مرگ او را نه نتیجه رفتارهای سرکوبگرانه و هزینه «حفظ امنیت» جا بزند.
حالا و سالها بعد، در اعتراضات اخیر، امیرحسام خدایاریفرد نیز با همین الگو مواجه شد. رسانههای رسمی تلاش کردند او را بسیجی معرفی کنند تا مرگش را به «درگیری با اغتشاشگران» نسبت دهند. اما خانوادهاش، بهویژه پدرش در مراسم تدفین علنا اعلام کردند که او معترض مردمی بوده و هیچ نسبتی با بسیج نداشته است. این رد علنی، بار دیگر روایت رسمی را فرو ریخت.
تحلیل این دو پرونده نشان میدهد هدف حکومت از این مصادرهها چیست:
۱) پاککردن صورت مسئله سرکوب؛
۲) تبدیل قربانی به «نیروی خودی» برای توجیه خشونت؛
۳) ارعاب خانوادهها و جامعه از طریق تحریف حقیقت؛
۴) حفظ مشروعیت سیاسی با مهندسی روایت پس از مرگ.
باید یادآور شد این مساله محدود به این دو مورد نیست و موارد متعددی از این دست مستند شده و این رفتار، نه یک خطای موردی، که بخشی از سیاست حکمرانی است: وقتی پاسخگویی وجود ندارد، روایتسازی جای حقیقت را میگیرد.
اما مقاومت خانوادهها، از ژاله تا خدایاریفرد نشان میدهد حقیقت را نمیتوان برای همیشه مصادره کرد.
افشای این الگو، خود شکلی از اعتراض است؛ اعتراضی علیه نظامی سراپا خشونت، دروغ و مصادره انسانها حتی پس از مرگشان.
#شهید_سازی #امیر_حسام_خدایاری_فرد #صانع_ژاله #اعتراضات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مصادره قربانیان برای توجیه خشونت
از صانع ژاله تا امیرحسام خدایاریفرد
رفتار جمهوری اسلامی در مصادره کشتهشدگان اعتراضات، الگویی تکرارشونده برای مشروعیتبخشی به خشونت است. مقایسه دو پرونده صانع ژاله و امیرحسام خدایاریفرد این الگو را عریان میکند.
صانع ژاله، دانشجوی هنر، در اعتراضات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ کشته شد. حکومت بلافاصله او را «بسیجی» معرفی و بهعنوان «شهید» مصادره کرد؛ تلاشی آشکار برای تغییر جای قربانی و عامل خشونت.
خانوادهاش اما این روایت را رد کردند و گفتند صانع معترض و منتقد بوده است. با این حال، دستگاه تبلیغاتی حکومت کوشید مرگ او را نه نتیجه رفتارهای سرکوبگرانه و هزینه «حفظ امنیت» جا بزند.
حالا و سالها بعد، در اعتراضات اخیر، امیرحسام خدایاریفرد نیز با همین الگو مواجه شد. رسانههای رسمی تلاش کردند او را بسیجی معرفی کنند تا مرگش را به «درگیری با اغتشاشگران» نسبت دهند. اما خانوادهاش، بهویژه پدرش در مراسم تدفین علنا اعلام کردند که او معترض مردمی بوده و هیچ نسبتی با بسیج نداشته است. این رد علنی، بار دیگر روایت رسمی را فرو ریخت.
تحلیل این دو پرونده نشان میدهد هدف حکومت از این مصادرهها چیست:
۱) پاککردن صورت مسئله سرکوب؛
۲) تبدیل قربانی به «نیروی خودی» برای توجیه خشونت؛
۳) ارعاب خانوادهها و جامعه از طریق تحریف حقیقت؛
۴) حفظ مشروعیت سیاسی با مهندسی روایت پس از مرگ.
باید یادآور شد این مساله محدود به این دو مورد نیست و موارد متعددی از این دست مستند شده و این رفتار، نه یک خطای موردی، که بخشی از سیاست حکمرانی است: وقتی پاسخگویی وجود ندارد، روایتسازی جای حقیقت را میگیرد.
اما مقاومت خانوادهها، از ژاله تا خدایاریفرد نشان میدهد حقیقت را نمیتوان برای همیشه مصادره کرد.
افشای این الگو، خود شکلی از اعتراض است؛ اعتراضی علیه نظامی سراپا خشونت، دروغ و مصادره انسانها حتی پس از مرگشان.
#شهید_سازی #امیر_حسام_خدایاری_فرد #صانع_ژاله #اعتراضات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤26👍8👌2