Forwarded from گفتوشنود
اسلامیسازی علوم انسانی؛ علم در خدمت هویت یا حقیقت؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اسلامیسازی علوم انسانی؛ علم در خدمت هویت یا حقیقت؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯6❤2👍1