اعدام قائم حسینی، از معترضان دیماه، در پرونده پرابهام «میدان علیخانی» اصفهان
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، تبعه خارجی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داده است. این حکم در ارتباط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان اجرا شده؛ پروندهای که روند بازداشت، بازجویی و دادرسی متهمان آن با ابهامات جدی و گزارشهایی از شکنجه و محرومیت از حق دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی همراه بوده است.
خبرگزاری میزان، ارگان رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، اجرا شده است. او تبعه خارجی و از معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود و نامش در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان قرار داشت.
قوه قضاییه اتهامات قائم حسینی را «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت»، «ایجاد ناامنی عمومی و ناامنی در حد وسیع»، «اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد» و اقدام علیه امنیت ملی «به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی» عنوان کرده است.
اجرای حکم اعدام در حالی صورت گرفته که پرونده «میدان علیخانی» از جمله پروندههای پرابهام مرتبط با اعتراضات دیماه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت متهمان این پرونده، آنان در دوران بازداشت و بازجویی تحت شکنجه و فشار قرار گرفته و از دسترسی آزادانه به وکلای انتخابی خود محروم بودهاند.
چنین شرایطی پرسشهای اساسی درباره اعتبار روند قضایی و مستنداتی ایجاد میکند که مبنای صدور احکام سنگین، بهویژه مجازات برگشتناپذیر اعدام، قرار گرفتهاند. هنگامی که متهم در مرحله بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار دارد، امکان برخورداری آزادانه از وکیل انتخابی ندارد و روند رسیدگی نیز از شفافیت و نظارت مستقل برخوردار نیست، نمیتوان ادعاهای نهادهای امنیتی و قضایی را بدون بررسی مستقل، معادل اثبات جرم در یک دادرسی عادلانه دانست.
در پروندههایی که حکم اعدام در میان است، رعایت دقیق حق دفاع و استانداردهای دادرسی عادلانه اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا پس از اجرای حکم، امکان جبران یک خطای قضایی یا رسیدگی دوباره عملاً از میان میرود.
پرونده «میدان علیخانی» همچنین باید در بستر گستردهتر برخورد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با معترضان دیماه ۱۴۰۴ دیده شود؛ اعتراضاتی که با سرکوب گسترده، بازداشت شمار زیادی از شهروندان و تشکیل پروندههای امنیتی برای معترضان همراه شد.
اعدام قائم حسینی در چنین شرایطی تنها اجرای یک حکم قضایی نیست؛ گرفتن جان انسانی در پایان فرایندی است که درباره ابتداییترین تضمینهای عادلانهبودن آن، از نحوه بازجویی و اخذ اظهارات تا دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر، ابهامات جدی وجود دارد.
مجازات اعدام، فارغ از اتهام فرد، مجازاتی غیرقابل بازگشت است. هنگامی که این مجازات در پروندهای سیاسی و امنیتی و در شرایطی اجرا میشود که گزارشهای شکنجه، فشار بر متهمان و محرومیت از وکیل انتخابی مطرح است، مسئولیت دستگاه قضایی برای پاسخگویی درباره چگونگی رسیدگی به پرونده و اثبات مستقل اتهامات سنگینتر میشود.
با اجرای حکم قائم حسینی، امکان هرگونه بررسی مجدد درباره آنچه در بازداشتگاه، اتاق بازجویی و دادگاه بر او گذشته از منظر قضایی محدودتر شده است؛ اما پرسش درباره شکنجه متهمان پرونده «میدان علیخانی»، محرومیت آنان از وکیل انتخابی و میزان اعتبار احکامی که در چنین فرایندی صادر شدهاند، همچنان باقی است.
#قائم_حسینی #میدان_علبخانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، تبعه خارجی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داده است. این حکم در ارتباط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان اجرا شده؛ پروندهای که روند بازداشت، بازجویی و دادرسی متهمان آن با ابهامات جدی و گزارشهایی از شکنجه و محرومیت از حق دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی همراه بوده است.
خبرگزاری میزان، ارگان رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، اجرا شده است. او تبعه خارجی و از معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود و نامش در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان قرار داشت.
قوه قضاییه اتهامات قائم حسینی را «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت»، «ایجاد ناامنی عمومی و ناامنی در حد وسیع»، «اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد» و اقدام علیه امنیت ملی «به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی» عنوان کرده است.
اجرای حکم اعدام در حالی صورت گرفته که پرونده «میدان علیخانی» از جمله پروندههای پرابهام مرتبط با اعتراضات دیماه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت متهمان این پرونده، آنان در دوران بازداشت و بازجویی تحت شکنجه و فشار قرار گرفته و از دسترسی آزادانه به وکلای انتخابی خود محروم بودهاند.
چنین شرایطی پرسشهای اساسی درباره اعتبار روند قضایی و مستنداتی ایجاد میکند که مبنای صدور احکام سنگین، بهویژه مجازات برگشتناپذیر اعدام، قرار گرفتهاند. هنگامی که متهم در مرحله بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار دارد، امکان برخورداری آزادانه از وکیل انتخابی ندارد و روند رسیدگی نیز از شفافیت و نظارت مستقل برخوردار نیست، نمیتوان ادعاهای نهادهای امنیتی و قضایی را بدون بررسی مستقل، معادل اثبات جرم در یک دادرسی عادلانه دانست.
در پروندههایی که حکم اعدام در میان است، رعایت دقیق حق دفاع و استانداردهای دادرسی عادلانه اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا پس از اجرای حکم، امکان جبران یک خطای قضایی یا رسیدگی دوباره عملاً از میان میرود.
پرونده «میدان علیخانی» همچنین باید در بستر گستردهتر برخورد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با معترضان دیماه ۱۴۰۴ دیده شود؛ اعتراضاتی که با سرکوب گسترده، بازداشت شمار زیادی از شهروندان و تشکیل پروندههای امنیتی برای معترضان همراه شد.
اعدام قائم حسینی در چنین شرایطی تنها اجرای یک حکم قضایی نیست؛ گرفتن جان انسانی در پایان فرایندی است که درباره ابتداییترین تضمینهای عادلانهبودن آن، از نحوه بازجویی و اخذ اظهارات تا دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر، ابهامات جدی وجود دارد.
مجازات اعدام، فارغ از اتهام فرد، مجازاتی غیرقابل بازگشت است. هنگامی که این مجازات در پروندهای سیاسی و امنیتی و در شرایطی اجرا میشود که گزارشهای شکنجه، فشار بر متهمان و محرومیت از وکیل انتخابی مطرح است، مسئولیت دستگاه قضایی برای پاسخگویی درباره چگونگی رسیدگی به پرونده و اثبات مستقل اتهامات سنگینتر میشود.
با اجرای حکم قائم حسینی، امکان هرگونه بررسی مجدد درباره آنچه در بازداشتگاه، اتاق بازجویی و دادگاه بر او گذشته از منظر قضایی محدودتر شده است؛ اما پرسش درباره شکنجه متهمان پرونده «میدان علیخانی»، محرومیت آنان از وکیل انتخابی و میزان اعتبار احکامی که در چنین فرایندی صادر شدهاند، همچنان باقی است.
#قائم_حسینی #میدان_علبخانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊7❤2
آنها هم برای آزادی ایران ایستادند
بامداد امروز، قائم حسینی، جوان افغانستانی و از متهمان پرونده «میدان علیخانی»، اعدام شد. پیش از او گلمحمد محمدی، جوان افغانستانی دیگری از متهمان همین پرونده، اعدام شده بود.
اما قصه جوانان افغانستانی که در کنار مردم ایران برای آزادی ایستادند، فقط قصه این دو نفر نیست.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بسیاری از جوانان افغانستانی نیز به خیابان آمدند؛ جوانانی که شاید روی شناسنامهشان نام افغانستان نوشته شده بود، اما بسیاریشان در همین ایران به دنیا آمده بودند، در همین کوچهها بزرگ شده بودند، به مدرسه رفته بودند، کار کرده بودند، عاشق شده بودند، رنج کشیده بودند و آیندهشان را با آینده مردم ایران گرهخورده میدیدند.
وقتی مردم برای آزادی به خیابان آمدند، آنها نپرسیدند این آزادی سهم چه کسی است.
ایستادند.
کنار همان مردمی که سالها همسایهشان بودند، همکارشان بودند، همکلاسیشان بودند و با آنان یک زندگی مشترک را تجربه کرده بودند.
و تعدادی از آنها با گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شدند.
بسیاریشان از خانوادههای فقیر بودند؛ از حاشیه شهرها، از خانههایی که شاید هیچ خبرنگاری درِ آنها را نزد و هیچ دوربینی سراغشان نرفت. نام بعضیهایشان هرگز به فهرستها راه پیدا نکرد. تصویری از آنها فراگیر نشد. هشتگی برایشان ساخته نشد. خانوادههایشان، شاید از ترس، شاید از بیپناهی و شاید به دلیل همان رنج همیشگی مهاجر بودن، سکوت کردند.
و این شاید یکی از تلخترین شکلهای مرگ باشد:
اینکه انسانی برای آزادی جان بدهد و حتی نامش نیز گم شود.
این قصه البته از دیماه آغاز نشده بود.
در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز ستاره تاجیک، دختر ۱۷ ساله افغانستانی، کشته شد. نوجوانی که میتوانست سالهای بسیاری پیش رو داشته باشد، اما نام او نیز مانند بسیاری دیگر از جانباختگان افغانستانی کمتر شنیده شد.
جوانان افغانستانی ساکن ایران سالهاست بار سنگین تبعیض، فقر، بیحقوقی و مهاجر بودن را بر دوش میکشند. با این همه، وقتی پای آزادی به میان آمد، برخی از آنان سرنوشت خود را جدا از مردم ایران ندیدند.
شاید آزادی دقیقاً همینجا معنای عمیقتری پیدا میکند:
آنجا که دیگر نمیپرسی دیگری کجا به دنیا آمده، چه گذرنامهای دارد یا نام کدام کشور در مدارکش نوشته شده است؛ میبینی انسانی کنار تو ایستاده، همان ترس را تجربه میکند، همان گلوله را به جان میخرد و همان رؤیای رهایی را در سر دارد.
قائم حسینی امروز دیگر نیست.
گلمحمد محمدی دیگر نیست.
ستاره تاجیک دیگر نیست.
و چه بسیار جوانان افغانستانی دیگری که در خیابانهای ایران جان باختند و ما هنوز حتی نامشان را نمیدانیم.
اما گمنام ماندن، از ارزش ایستادنشان کم نمیکند.
تاریخ آزادی ایران فقط با نامهای مشهور نوشته نخواهد شد. بخشی از آن متعلق به انسانهایی است که بینام و بیتصویر، در حاشیه شهرها و حاشیه روایتها زندگی کردند، اما در لحظهای که باید انتخاب میکردند، در حاشیه نایستادند.
آنها کنار مردم ایران ایستادند.
برای رؤیایی که مرز نمیشناسد.
برای آزادی.
یاد قائم حسینی، گلمحمد محمدی، ستاره تاجیک و همه آن جوانان افغانستانی که نامشان را نمیدانیم اما در کنار مردم ایران برای آزادی ایستادند، گرامی باد.
نام بعضیهایشان را از ما گرفتهاند؛
اما سهمشان از رؤیای آزادی را نمیتوانند پاک کنند.
#قائم_حسینی #گل_محمد_محمدی #ستاره_تاجیک
@Tavaana_TavaanaTech
بامداد امروز، قائم حسینی، جوان افغانستانی و از متهمان پرونده «میدان علیخانی»، اعدام شد. پیش از او گلمحمد محمدی، جوان افغانستانی دیگری از متهمان همین پرونده، اعدام شده بود.
اما قصه جوانان افغانستانی که در کنار مردم ایران برای آزادی ایستادند، فقط قصه این دو نفر نیست.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بسیاری از جوانان افغانستانی نیز به خیابان آمدند؛ جوانانی که شاید روی شناسنامهشان نام افغانستان نوشته شده بود، اما بسیاریشان در همین ایران به دنیا آمده بودند، در همین کوچهها بزرگ شده بودند، به مدرسه رفته بودند، کار کرده بودند، عاشق شده بودند، رنج کشیده بودند و آیندهشان را با آینده مردم ایران گرهخورده میدیدند.
وقتی مردم برای آزادی به خیابان آمدند، آنها نپرسیدند این آزادی سهم چه کسی است.
ایستادند.
کنار همان مردمی که سالها همسایهشان بودند، همکارشان بودند، همکلاسیشان بودند و با آنان یک زندگی مشترک را تجربه کرده بودند.
و تعدادی از آنها با گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شدند.
بسیاریشان از خانوادههای فقیر بودند؛ از حاشیه شهرها، از خانههایی که شاید هیچ خبرنگاری درِ آنها را نزد و هیچ دوربینی سراغشان نرفت. نام بعضیهایشان هرگز به فهرستها راه پیدا نکرد. تصویری از آنها فراگیر نشد. هشتگی برایشان ساخته نشد. خانوادههایشان، شاید از ترس، شاید از بیپناهی و شاید به دلیل همان رنج همیشگی مهاجر بودن، سکوت کردند.
و این شاید یکی از تلخترین شکلهای مرگ باشد:
اینکه انسانی برای آزادی جان بدهد و حتی نامش نیز گم شود.
این قصه البته از دیماه آغاز نشده بود.
در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز ستاره تاجیک، دختر ۱۷ ساله افغانستانی، کشته شد. نوجوانی که میتوانست سالهای بسیاری پیش رو داشته باشد، اما نام او نیز مانند بسیاری دیگر از جانباختگان افغانستانی کمتر شنیده شد.
جوانان افغانستانی ساکن ایران سالهاست بار سنگین تبعیض، فقر، بیحقوقی و مهاجر بودن را بر دوش میکشند. با این همه، وقتی پای آزادی به میان آمد، برخی از آنان سرنوشت خود را جدا از مردم ایران ندیدند.
شاید آزادی دقیقاً همینجا معنای عمیقتری پیدا میکند:
آنجا که دیگر نمیپرسی دیگری کجا به دنیا آمده، چه گذرنامهای دارد یا نام کدام کشور در مدارکش نوشته شده است؛ میبینی انسانی کنار تو ایستاده، همان ترس را تجربه میکند، همان گلوله را به جان میخرد و همان رؤیای رهایی را در سر دارد.
قائم حسینی امروز دیگر نیست.
گلمحمد محمدی دیگر نیست.
ستاره تاجیک دیگر نیست.
و چه بسیار جوانان افغانستانی دیگری که در خیابانهای ایران جان باختند و ما هنوز حتی نامشان را نمیدانیم.
اما گمنام ماندن، از ارزش ایستادنشان کم نمیکند.
تاریخ آزادی ایران فقط با نامهای مشهور نوشته نخواهد شد. بخشی از آن متعلق به انسانهایی است که بینام و بیتصویر، در حاشیه شهرها و حاشیه روایتها زندگی کردند، اما در لحظهای که باید انتخاب میکردند، در حاشیه نایستادند.
آنها کنار مردم ایران ایستادند.
برای رؤیایی که مرز نمیشناسد.
برای آزادی.
یاد قائم حسینی، گلمحمد محمدی، ستاره تاجیک و همه آن جوانان افغانستانی که نامشان را نمیدانیم اما در کنار مردم ایران برای آزادی ایستادند، گرامی باد.
نام بعضیهایشان را از ما گرفتهاند؛
اما سهمشان از رؤیای آزادی را نمیتوانند پاک کنند.
#قائم_حسینی #گل_محمد_محمدی #ستاره_تاجیک
@Tavaana_TavaanaTech
❤40🕊9💔9