آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.3K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
لودویگ فویرباخ
اگر خدا کامل است، این کمال را از کجا آورده؟

لودویگ فویرباخ (۱۸۰۴-۱۸۷۲)، فیلسوف آلمانی، روزی از خود پرسید: چرا همیشه فکر می‌کنیم خدا انسان را آفریده؟
چه می‌شد اگر ماجرا برعکس بود؟
او در کتاب ذات مسیحیت (۱۸۴۱) به دنبال پاسخ این پرسش، پروژه‌ای آغاز کرد که کل الهیات را زیر و رو کرد: تبدیل الهیات به انسان‌شناسی.

استدلال مرکزی او این بود: هر صفتی که به خدا نسبت می‌دهیم (خرد بی‌کران، عشق مطلق، عدالت کامل ) در واقع کمالات خود نوع بشرند که از انسان جدا شده و به موجودی آسمانی فرافکنده شده‌اند. به گفته‌ او: «انسان خدا را به‌صورت خویش آفرید».

فویرباخ این فرایند را «فرافکنی» (Projection) نامید؛ انسان بهترین ویژگی‌های نوع خودش را می‌گیرد، بی‌نهایتشان می‌کند، و به موجودی جدا از خود نسبت می‌دهد؛ سپس در برابر همان آفریده‌ی خویش زانو می‌زند.

او هدف نهایی‌اش را نه صرفا انکار خدا، بلکه بازگرداندن این کمالات ربوده‌شده به خود انسان می‌دانست؛ باور داشت شناخت این حقیقت، انسان را از بیگانگی با خودش رها می‌کند.

فویرباخ مدعی بود دین در واقع «رویای روح انسانی» است؛ نه دروغ عمدی، بلکه آینه‌ای واژگونه از آرزوهای بشر برای کمال.

این تحلیل تاثیری عظیم بر کارل مارکس گذاشت؛ مارکس جمله‌ معروف «دین افیون توده‌هاست» را مستقیما از همین چارچوب فویرباخی وام گرفت، هرچند بعدها در «تزهایی درباره فویرباخ» نقدش کرد که او فرافکنی را دید اما ریشه‌ اجتماعی‌اش را نکاوید.

اندیشه فویرباخ امروز در هر نقد فلسفی که انسان را مرکز معنا می‌داند، همچنان زنده است.

#لودویگ_فویرباخ #نقد_دین #انسانگرایی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤14👍5👌1